جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 52
بررسی انتقادی مبانی انسان شناختی نظریه فرهنگ مکتب فرانکفورت براساس انسان شناسی اسلامی
نویسنده:
مهدی یاراحمدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موسسۀ تحقيقات اجتماعي وابسته به دانشگاه فرانکفورت، يکي‌ از دستاوردهاي مهم مارکسيسم غربي پس از لوکاچ بود که در سال 1923 در شهر فرانکفورت آلمان تاسيس شد. ميراث فکري و نظري اين موسسه، بعدها با نام«مکتب فرانکفورت» يا «نظريه انتقادي» مشهور شد. نقد مدرنیسم، صنعت تکنولوژی، نقد فرهنگ و فرآیند عقلانیت جامعة مدرن از «عصر روشنگری» تاکنون، مهمترین محورهای اندیشه اصحاب مکتب فرانکفورت است.مکتب فرانکفورت با ارائۀ نظریۀ فرهنگ، در واقع به دنبالاحیای آرمان‌های اومانیستی‌ای بود که در نظام سرمایه‌داری توسط صنعت فرهنگ مورد غفلت قرار گرفته بود. بر اساس مبانی انسان‌شناختی نظریه فرهنگ مکتب فرانکفورت، انسان به واسطه خرد خودبسنده خویش می‌تواند مسیر خود را بیابد و به سعادت برسد. در انتقاد از مبانی انسان‌شناختی نظریه فرهنگ مکتب فرانکفورت از منظر انسان‌شناسی اسلام باید گفت، به رغم خودبنیادی ذاتی انسان در اندیشه اصحاب فرانکفورت، در انسان‌شناسی اسلامی فردیت، خرد، استقلال ارادۀ انسان و خودمختاری او دارای «منشاء ماوراء طبیعی» است. دین اسلام انسان را در ارتباط با ماورای طبیعت تعریف و شأن و منزلت انسان را با بعد «متعالی» او و در نسبت با نظام هستی و خدا تبیین می‌کند.
بررسی انتقادی مدل‌های بومی سنجش دینداری و ارائه مدل پیشنهادی
نویسنده:
قاسم جوکار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بیش از چند دهه نمی‌گذرد که در دنیا، بررسی میزان و تغییرات انواع دینداری، موضوع مطالعات تجربی و میدانی قرار گرفته است و حدودا در دهه هفتاد این بحث علمی در کشور ایران به صورت جدی در محافل علمی وارد شده و بر همین اساس برای رفع کاستی‌های مدل‌های غیر بومی، مدل‌های متعددی نیز طراحی شده است. با این حال به نظر می‌رسد هنوز برخی کاستی‌هایی در این مسیر وجود دارد که لازم است در راستای اصلاح آنها اقدام شود. از این رو در این پژوهش تلاش شده است، با بررسی انتقادیِ مشهورترین مدل‌هایِ بومی، بر اساس مبانی دین اسلام و فرهنگ خاصِ جامعه ایرانی، مدلی ارائه شود که علاوه بر قابلیت توصیفِ تقریباً دقیقِ جامعه ایران از لحاظ دینداری، وضعیت آرمانی را نیز ترسیم کند. برای این منظور پس از بررسی انتقادی این مدل‌ها و با کمک‌گیری از نقاط قوت آنها، با اِلهام از قرآن به عنوان یکی از مهمترین منابع دین اسلام و بر اساس اندیشه علامه طباطبایی، برای اسلام، چهار مرتبه اسلام به معنای خاص، ایمان، تخلق و اخلاص در نظر گرفته شده که هر کدام از این مراتب دارای شرایط تحقق، نشانه، پیامد، آثار و ابعاد خاص خود است. در ادامه با بهره‌گیری از انسان شناسی صدرالمتألهین، انسان متأله تعریف و ابعاد وجودی آن در دو بخش جسم و نفس با وجوه سه‌گانه رفتار، معرفت و گرایش در سه وضعیت عادی، ملکه و سعه وجودی ترسیم شده است که نتیجه آن، انسانِ دیندارِ مسلمان، مومن، متقی یا متشرع و مخلص است و در پایان، انسان متأله را بر مراتب دینداری تطبیق داده که حاصل آن، طرح مدل سنجش دینداری مبتنی بر دین اسلام و با توجه به فرهنگ خاص ایرانی است. از آنجا که مراتبِ چهار گانه دین اسلامو به تبع آن انسان متأله، مراتبی ترتیبی و اتصالی است؛ این مدل، علاوه بر توصیف وضعیت موجود، وضعیت مطلوب را نیز ترسیم می کند.
بررسی انتقادی ارزش‌های خبری بر اساس مبانی معرفتی اسلام
نویسنده:
مجتبی سلطانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی انتقادی ارزش های خبری بر اساس مبانی معرفتی اسلام می‌پردازد. این پژوهش به روش اسنادی انجام شده و توصیفی- تحلیلی و داده های آن کیفی است. این تحقیقبه فرایند گزینش رویدادها برای تبدیل شدن به خبر و دروازه بانی اخبار در مراحل پیش از انتشار می‌پردازد. و بیان می‌دارد که در مراحل یاد شده، گزینش اخبار بر اساس ملاک‌هایی صورت می‌گیرد.این ملاک ها «ارزش های خبری» نامیده می‌شوند که اگر در رویدادی باشند آن رویداد خبر و آن خبر منتشر می‌شود. در این پژوهش فهرست هفت گانه ارزش های خبری شامل دربرگیری، شهرت، استثناء و شگفتی، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار، مجاورت، تازگی و برخورد به عنوان فهرست استاندارد مورد استفاده رسانه های دنیا از جمله ایران مبنا قرار گرفته است. بررسی نظریه استفاده و خشنودی و کالبد شکافی مستقیم ارزش های یاد شده این نتیجه را در پژوهش بیان می‌کند که ارزش های مذکور تحت تأثیر تفکرات غربی نظیر کاپیتالیسم، دموکراسی، قشر بندی، الیناسیون، تجربه گرایی، ناسیونالیسم و مدرنیسم هستند و این ها همه محصول سه نگرش بنیادین غربی یعنی سکولاریسم، اومانیسم و راسیونالیسم هستند. پس انتشار اخبار دارای این ارزش ها یعنی اشاعه این مبانی و اسلام با مبانی فوق مخالف است. در نوشتار حاضر پس از نقد این مبانی و طرح مبانی سه گانه اسلام، اصول خبر رسانی اسلام که برگرفته از این مبانی است مطرح شده و سپس شش ارزش خودباوری، خداباوری، احساس آفرینی، خود سازی، جامعه سازی و اندیشه سازی به عنوان ارزش‌های خبری اسلامی مطرح می‌گردد که باید در رسانه های اسلامی ملاک انتخاب اخبار باشند و در مطالعات ارتباطی ـ اسلامی به عنوان موضوعی جدید مطرح شوند.
بررسی انتقادی نظریه علوم انسانی ویلهلم دیلتای از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
قاسم جعفرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علوم انسانی از منظر های مختلف معرکه آرا بوده است. در مورد تعریف این علوم، اهداف ، موضوع و روش بررسی و معرفت بخشی آن، مباحث مختلفی مطرح شده است. ویلهلم دیلتای از اندیشمندانی است که ضمن تعریف خاص خود از علوم انسانیبرای این علوم روش تفهمی هرمنوتیکی را پیشنهاد کرد و تلاش نمود، تا نشان دهد، ارزش معرفتی علوم انسانی همپای علوم تجربی بوده و از عینیت نیز برخوردار است. وی ضمن رد مابعد الطبیعه ارسطویی و متافیزیک به عنوان مبنای معرفتی برای علوم انسانی،روش شناسی خاص تاریخی برای این علوم در نظر گرفت. در این پایان نامه با نگاه به نظریه علوم انسانی دیلتای ابتدا مبانی علوم انسانی که در نظریه وی مطرح است را بیان کرده، سپس به بازگویی این مبانی در حکمت متعالیه صدرایی پرداختیم و مبانی هستی شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی صدرایی را بیان کردیم، سپس ضمنبررسی تطبیقیدو نگاه، به نقد مبانی دیلتای از منظر حکمت متعالیه نشستیم و نشان دادیم که بسیاری از اشکالاتی که دیلتای بر مابعد الطبیعه ارسطویی وارد کرده، بر مابعد الطبیعهصدرایی وارد نیست و صدرا با مبانی مهمی همچون اصالت وجود، حرکت جوهری و تشکیک وجود ضعف ارسطوئیان و مشائیان را جبران کرده و مکتب فلسفی خاصی را پایه گذاری نموده و پایه معرفتی بنا نهاده که اشکالات وارد شده توسط امثال دیلتای نتوانسته بر آن خللی وارد نماید. در نقطه مقابل بر مبانی اندیشه دیلتای از منظر حکمت متعالیه انتقاد های مهمی وارد است؛ به عنوان مثال در اینجا تاریخی گرایی، فرایند رسیدن به معنا ، مقولات فاهمه و دلایل نقد مابعد الطبیعه دیلتای از نگاه حکمت متعالیه مورد نقد قرار گرفته است.
منطق درونی نظریه انتقادی و روابط بین‌الملل
نویسنده:
علی اسمعیلی اردکانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در بررسي موج جديد ديدگاه هاي روابط بين الملل، اين حوزه عرصه تئوري نيست و رويكردهاي جديد خبر از مرگ تئوري و تئوري پردازي مي دهند. عرصه اي كه مدتي به واسطه تسلط پوزيتيويسم عصر فرانظريه خوانده مي شد و قائل به توانايي رسيدن به ذات و عين پديده ها بود. اما اكنون اين تفكر به نوعي زير سوال رفته چرا كه تعصب به تئوري، به منزله ايجاد زندان براي خود تلقي مي شود. در اين موج پذيرفتن نظريه به منزله پذيرفتن اين فرض خواهد بود كه جامعه انساني به ابژه تبديل شده است. نقدي كه به دلايلي شامل نظريه انتقادي به معناي خاص آن در روابط بين الملل نمي شود چرا كه خود بر اين آسيب آگاهي كامل دارد. با اين حال پرداختن به تئوري انتقادي در معناي خاص آن كه برگرفته از بنيان هاي فكري مكتب فرانكفورت بوده است و در ديسيپلين روابط بين اللمل ادعاي نشان دادن راه و روش مرحله بعدي را دارد ضمن اينكه مي تواند ما را در جريان مناقشات موجود قرار دهد، اين امكان را براي ما فراهم مي كند كه به طور خاص با تمركز بر يك نظريه مسئله محور در اين حوزه با روند نظريه پردازي آن نيز آشنا شويم. اين مهم را تلاش كرديم تا با توسل به چارچوبي مفهومي و روش شناختي به نام منطق دروني به انجام برسانيم تا اين نكته را بارز كرده باشيم كه علاوه بر اهميت پايبندي به نقد درونماندگار در اين نظريه، توجه ما صرفا به نتيجه و سوالات انتزاعي يك ديدگاه يا نظريه نبوده است. ما در اين پژوهش كار را از احساس سردرگمي و حيرت ابتدايي نظريه پردازان اين مكتب دنبال كرده ايم. در ادامه با تمركز بر مصداق هاي مسئله اصلي نظريه انتقادي مكتب فرانكفورت با تكيه بر ويژگي هاي معرفت شناختي آن كه در قسمت ارائه راه حل اين مكتب شكل گرفته و صورتبندي شده به تاثير آن در نظريه هاي روابط بين الملل و به طور خاص تر در نظريه انتقادي روابط بين الملل پرداخته ايم.
هـرمنـوتیک
عنوان :
نویسنده:
جان بی تامسون
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
بحث از هرمنوتيك و تأويل و تفسير متون مقدس به روش خاص خود، از جمله مباحث جديدى است كه به تازگى وارد ادبيات و زبان فارسى شده است و هنوز هم، همچون بسيارى از اصطلاحات و واژگان هاى بيگانه، ابعاد مبهم و ناگشوده فراوانى در آن وجود دارد. آنچه مى خوانيد نيم نگاهى است به اين بحث. لازم به ذكر است كه طرح اين گونه مباحث در نشريه به منزله تأييد محتواى مقالات نيست بلكه صرفا با هدف اطلاع رسانى صورت مى گيرد. بدين روى، معرفت براى تنوير افكار و تضارب آرا آمادگى خود را براى چاپ مقالاتى از اين دست و يا نقد بر چنين مباحثى اعلام مى دارد.
بررسی و نقد مبانی معرفت شناختی رویکرد ارزشیابی کیفی در آموزش از منظر معرفت شناختی علامه طباطبایی (ره)
نویسنده:
فخرالسادات مرعشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ارزشیابی کیفی مقوله ای نو است که اکنون در پژوهشهای آموزشی مطرح می باشد لذا ضرورت دارد زیر بنای فلسفی هر ایده نویی رامورد کندو کار و بررسی قرار داد. تا در سیر اجرایی موفقیت آن تضمین گردد.هدف این پژوهش بررسی نقد مبانی معرفت شناختی ارزشیابی کیفی بر اساس معرفت شناسی علامه طباطبایی (ره)به عنوان یک فیلسوف اسلامی می باشد.دراین پژوهش ارزشیابی کیفی به عنوان یک ارزشیابی مطرح در جهان امروزی معرفی گردیده و مطالبی حاوی عناوین و تعاریف آن ، جنبه های فلسفی و نقاط قوت وضعف آن در مقایسه با روش های کمی ارائه شده است.توجه به جنبه های فلسفی ارزشیابی از آن جا نشأت می یابدکه ارزش یابی آموخته ها با برخی مقوله های فلسفی چون معرفت شناسی در پیوند و ارتباط است. لذا در پژوهش حاضربا استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی، سه دیدگاه ، فلسفی زیر بنایی معرفت شناسی که ارزشیابی کیفی بر آن ابتناء دارد و از پارادایم های تحقیق محسوب می شوند مورد واکاوی قرار گرفته است. این سه پارادایم تحقیق عبارتند از : پارادایم تفسیری ، نظریه انتقادی و پسا ساختارگرایی . سپس مبانی معرفت شناسی مبتنی بر این سه پارادایم تحقیق در سه مولفه ماهیت شناخت ، روش شناخت و معیار شناخت تبیین گردیده درنهایت از منظر معرفت شناسی علامه طباطبایی (ره)بر اساس سه مولفه پیشین بررسی شده است. در راستای نقد و بررسی پارادایم های کیفی از منظر معرفت شناسی علامه طباطبایی می توان بیان نمود که ایشان با تفکیکامور حقیقی از امور اعتباری، آنچه را که پارادایم های کیفی در رابطه با مسائل اجتماعی ، سیاسی ، علمی ، فرهنگی و شرایط خاص محلی و ... مطرح می نمایند در زمره ادراکات اعتباری قرار می دهند. علامه طباطبایی ادراکات اعتباری را به دو دسته ، اعتباریات عام و اعتباریات خاص تقسیم می کند،سپس در دسته اعتباریات خاص ، اعتباریات پیش از اجتماع و اعتباریات پس از اجتماع را قرار می دهد . بر این اساس ایشان تغییرات اجتماعی و تحولات جهانی را بر اساس مقتضیات زمانی ، پیشرفت و نوآوری علوم می پذیرند.لذا پژوهشهای علمی و آموزشی از جمله ارزشیابی کیفی در رسته ادراکات اعتباری پس از اجتماع قرار می گیرد. بنابراین با توجه به عنایت و هدف اصلی تعلیم و تربیت که همانا فعلیت یافتن قوای انسان کامل و تخلق به اخلاق الهی است می توان ارزشیابی کیفی را در عرصه های پژوهشی و علمی مد نظر قرار داد .
هرمنوتیک راهی به سوی رهایی:بررسی انتقادهای هابرماس برهرمنوتیک فلسفی گادامر
نویسنده:
ادیب رستم پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده:هدف این پژوهش، تبیین بنیادین رابطه‌ی فلسفه - جامعه - سیاست با یکدیگر از طریق بررسی بنیادین مبانی فلسفی و جامعه‌شناختی اندیشه‌ی یورگن هابرماس و هانس گئورگ گادامر در زمینه‌ی اشتراک و اختلاف نظرهای ایشان در باب تعریف، جایگاه و کارکرد علم هرمنوتیک می‌باشد. هدف از این تبیین، آن است که نشان داده شود با نظر به شرایط کنونی جامعه‌ی جهانی و نیز وضعیت پیچیده‌ی فعلی جامعه‌ی ایران، و همچنین اهمیت و جایگاه خطیر و بی‌بدیل رهاوردهای نوین تفسیری علم هرمنوتیک در فهم متون و از جمله کتب مرجع دینی و غیردینی، اندیشه‌های فلسفی - اجتماعی - سیاسی هابرماس و در این پروژه، مبادی و نتایج هرمنوتیک انتقادی وی می‌تواند در راستای گذار به جامعه‌ای دموکراتیک و آزاد و تدارک راهی به سوی رهایی، راهگشاتر باشد. روش این پژوهش برای رسیدن به اهداف خویش، آن است که تجزیه و تحلیل اختلاف‌ها و نقدهای مابین هابرماس و گادامر را به گونه‌ای بنیادین و در راستای شناخت بنیاد سنت‌ها و مکتب‌های فلسفی متفاوت ایشان دنبال کند و این روش، از یک سو، از طریق بررسی گسست‌ها و تداوم‌های فکری هابرماس با سنت اندیشه‌ی نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت و آراء فیلسوفان و جامعه‌شناسانی چون کانت، هگل، کارل مارکس و ماکس وبر و از سوی دیگر، از طریق بررسی نفوذ آراء نیچه و بویژه هیدگر در مبانی و نتایج هرمنوتیک فلسفی گادامر پیگیری می‌شود و کوشش بر آن است که در این روش، ساختارهای بنیادین فلسفی دو اندیشمند، که نتایج مورد اختلاف و اشتراک ایشان از آن منتج می‌شود، طرح گردد؛ که برای هابرماس عبارتند از: مفاهیم فلسفه، نظریه‌ی عقلانیت بین‌الأذهانی، تقسیمات سه‌گانه‌ی علائق و علوم انسانی، رویکرد اندیشه‌ی انتقادی نسبت به مسائل سنت، زبان و ایدئولوژی و مفهوم کنش و انواع آن؛ و برای گادامر عبارتند از: تجزیه و تحلیل بنیادین مفاهیم و آموزه‌های هیدگری هرمنوتیک فلسفی وی، از جمله دوْر هرمنوتیکی، چیستی فهم، اعتبار معنا و کنش هرمنوتیکی زبان و رویکرد غیرانتقادی وی نسبت به زبان، سنت و ایدئولوژی که منجر به نتایج نسبیت و کلیت در هرمنوتیک فلسفی او می‌گردد. در نقطه مقابلِ اختلافات، مقایسه‌ی مبانی و نتایج اشتراک نظرهای ایشان در اهمیت و تأثیر نگاه تاریخی، نقد مبانی پوزیتیویسم و مسأله‌ی تأکید بر مفهوم گفت‌وگو و امتزاج افق‌ها در مقوله‌ی فهم معنا دنبال می‌شود. نتیجه‌ی این پژوهش، آن است که اختلافات هابرماس با گادامر، بیش‌تر در زمینه‌هایی است که مبادی و نتایج هرمنوتیک فلسفی وی، رنگ و بوی نیچه‌ای و بویژه هیدگری دارند و هر چقدر فاصله‌ی گادامر از نیچه و به تبع آن، هیدگر بیش‌تر می‌شود، زمینه‌های موافقت و همراهی هابرماس با گادامر افزون می‌گردد، چرا که هابرماس از اساس، با مبادی و نتایج فکری هیدگر مخالف است. این پژوهش، ضمن بهره‌گیری از رهاوردهای تفسیری هرمنوتیک فلسفی گادامر، بویژه در باب تأکیدهای او بر مقوله‌ی گفت‌وگو و آموزه‌ی امتزاج افق‌ها به این نتیجه می‌رسد که با نظر به وضعیت اجتماعی - سیاسی جهان از سویی و نیز با توجه به زمینه و زمانه‌ی بنیادگرایی دینی و غیردینی، استبدادزدگی تاریخی، اقتدارگرایی سنتی و تجربه‌های تلخ ایدئولوژی‌زدگی در جامعه‌ی ایرانی، که در اکثر موارد، مستند به فهم‌های اقتدارگرایانه و واپس‌گرایانه‌ی مراجع تفسیری کتاب و سنت دینیِ حاکم بر این جامعه بوده، اندیشه‌های فلسفی - اجتماعی - سیاسی هابرماس نسبت به گادامر (و بویژه هیدگر) برای برون‌شد از انواع و أشکال بحران‌های جهان کنونی، از جمله وضعیت مبهم جامعه‌ی ایرانی، راهگشاتر بوده و هرمنوتیک انتقادی وی نیز می‌تواند گامی به سوی رهایی و آزادی از ایدئولوژی‌های پنهان‌شده در سنت، زبان، ذهن و ضمیر ناخودآگاه جامعه‌ی ایرانی بوده و با تأکید بر مقوله‌های حقیقت و عقلانیت بین‌الأذهانی و کنش‌های رهایی‌بخش ارتباطی و تأکید ویژه در به کارگیری خرد در عرصه‌ی عمومی و خصوصی، و نیز رویکردهای تفسیری انتقادی دموکراتیک نسبت به متون و سنت، بتواند یاریگری آزادی‌خواه در نوزایی حیات فرهنگی در جامعه‌ی ایرانی و گذار دموکراتیک به سوی جامعه‌ی باز و آزاد باشد. واژگان کلیدی: هرمنوتیک؛ هرمنوتیک انتقادی؛ نظریه‌ی انتقادی؛ ایدئولوژی؛ قدرت؛ زبان؛ کنش؛ کنش ارتباطی (مفاهمه‌ای)
  • تعداد رکورد ها : 52