جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی کاربست نظریه اخلاق وظیفه‏ گرایی در تابع رفاه اجتماعی رالز
نویسنده:
محمد حسین کرمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: از برخی سیاست‌های اقتصادی مانند سیاست‌های درآمدی انتظار می‌رود تغییراتی در توزیع یا بازتوزیع درآمد ایجاد کنند که به آن بایسته‌های رفاهی می‌گویند؛ مانند اینکه وضعیت فقرا بهبود یابد و از ثروت و درآمد برخی افراد جامعه کاسته شود. بایسته‌های رفاهی در دانش اقتصادی مربوط به رفاه اجتماعی مورد بحث و کاوش قرار می‌گیرند. این بایسته‌ها با ارزش‌ها و نظریه‌های اخلاقی کاملاً عجین‌اند. سابقه استفاده از نظریات اخلاقی در اقتصاد رفاه به ابتکار پیگو در وارد کردن فایده‌گرایی بنتام در نظریه اقتصاد رفاه خویش برمی‌گردد. پس از او تردیدهایی درباره صلاحیت اقتصاددانان برای ورود به قلمرو هنجاری و داوری درباره وضعیت‌های رفاهی مطرح شد، که در نتیجه برخی کوشیدند با محوریت بهینگی پارتو ساحت اقتصاد رفاه را از مباحث هنجاری عاری کنند؛ ولی برگسون با ابداع تابع رفاه اجتماعی نشان داد می‌توان نظریات اخلاق هنجاری را به‌گونه‌ای در اقتصاد رفاه وارد کرد که هم به علمیت آن خدشه‌ای نرسد و هم بتواند از سیاست‌های رفاهی هنجاری پشتیبانی کند. یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین نظریه‌های اخلاق هنجاری که از فلسفه اخلاق برای درج در تابع رفاه اجتماعی عاریه گرفته شده، نظریه وظیفه‌گرایی است. این نظریه اخلاقی در تابع رفاه رالز به‌عنوان اصل موضوع پذیرفته شده است؛ اما باوجود کاربست دیدگاه اخلاقی وظیفه‌گرا در ضمن تابع رفاه اجتماعی، هنوز چگونگی ارتباط میان این مبحث اخلاقی و تابع رفاه اجتماعی چندان روشن نیست؛ ازاین‌رو به‌نظر می‌رسد پرداختن به شفاف‌سازی مفاهیم و ویژگی‌های نظریه اخلاقی وظیفه‌گرا و رابطه آن با تابع رفاه اجتماعی، به‌عنوان مقدمه و تبیین چگونگی کاربست نظریه اخلاقی وظیفه‌گرا در تابع رفاه رالز از جمله مباحث ضروری است که در این جستار مورد کاوش قرار می‌گیرد. روش: توابع رفاه اجتماعی، در آثار مربوط به آن، به‌صورت توابع ریاضی و به روش ریاضی ارائه می‌شود. ازسوی‌دیگر، وظیفه‌گرایی به‌عنوان نظریه‌ای هنجاری در فلسفه اخلاق به‌صورت توصیفی بیان می‌شود. این دوگانگی در روش، ارائه مقاله‌ای درباره «بررسی کاربست نظریه اخلاقی وظیفه‌گرایی در تابع رفاه اجتماعی رالز» را برای نگارنده بسیار دشوار می‌کرد. ازاین‌رو، به ناچار، باید عناصر اصلی تابع رفاه اجتماعی از بیان ریاضی به توصیفی تغییر داده می‌شد تا همگونی در روش ایجاد و درنتیجه امکان ارتباط میان این‌دو موضوع، به ظاهر متفاوت، فراهم می‌شد. پس از تغییر بیان ریاضی به توصیفی، با تحلیل و موشکافی در مفاهیم تابع رفاه اجتماعی به‌عنوان مبحثی اقتصادی و وظیفه‌گرایی به‌عنوان نظریه‌ای در اخلاق هنجاری ارتباط میان این‌دو میسر شد و بحث از این کاربست به سرانجام رسید. نتایج: در بررسی کاربست وظیفه‌گرایی در تابع رفاه اجتماعی رالز ابهامات فراوانی در کار است. این مقاله مهم‌ترین ابهامات را به شرح ذیل برطرف کرده است: * توابع رفاه اجتماعی هنجاری هستند و با اخلاق هنجاری ارتباط دارند. متغیر مستقل در این توابع از وضعیت‌های رفاهی همه افراد جامعه تشکیل می‌شود. متغیر توضیحی «رفاه اجتماعی» مطلوب در یک جامعه است که برای جامعه، باید فراهم شود. رابطه در این تابع بیان می‌کند: هر تغییری در وضعیت‌های رفاهی موجود افراد جامعه موجب چه تغییری در رفاه اجتماعی می‌شود. * تفاوت مطلوبیت‌گرایی و وظیفه‌گرایی در این است که در مطلوبیت‌گرایی ملاک ارزش اخلاقی یک کار براساس پیامدهایی است که به‌دنبال دارد؛ ولی در وظیفه‌گرایی، آن ملاک به‌لحاظ ضرورتی تعیین می‌شود که برای انجام آن کار در خودش نهفته است. با این بیان توجه به این نکته لازم است که وظیفه‌گرایی به این معنا نیست که فعل اخلاقی پیامد نداشته باشد؛ بلکه به این معناست که به‌دلیل پیامدهایش اخلاقی تلقی نمی‌شود. * ارتباط تابع رفاه با فلسفه اخلاق از طریق متغیر وابسته صورت می‌پذیرد. در متغیر وابسته تابع رفاه وظیفه‌گرایان، افزایش رفاه فرد کمتربهره‌مند، به‌خودی‌خود، ارزشمند و هدفی اخلاقی به‌شمار می‌آید و از این‌طریق با نظریه اخلاقی وظیفه‌گرا در فلسفه اخلاق مرتبط خواهد شد. * به نظر می‌رسد، گرچه براساس ایده اخلاقی رالز و با تحقق تابع رفاه وظیفه‌گرای وی جامعه به برابری می‌رسد، اما در این تابع شکل خاصی از توزیع برای جامعه، مانند برابری، هدف ارزشی و اخلاقی تلقی نمی‌شود؛ بلکه در این تابع، تغییر خاص موردنظر وظیفه‌گرایان در مطلوبیت‌های هر فرد از افراد جامعه، به‌خودی‌خود، برای جامعه مطلوب است و هدف اخلاقی قرار می‌گیرد. براساس‌این، در تابع رفاه رالز افزایش رفاه فرد کمتربهره‌مند، به‌خودی‌خود و بدون توجه به برابری حاصل از آن، ارزشمند و هدف اخلاقی است. * هدف اخلاقی یادشده پیشینه‌ای خارج از اخلاق نیز دارد. رالز تأکید دارد قبل از اینکه چنین شکل توزیعی در ذهن نقش بندد، در قراردادی ارتکازی و خیالی، با مشارکت افراد و گروه‌ها در پاره‌ای تمهیدات منصفانه، آنان دعاوی‌ای بر یکدیگر پیدا می‌کنند که در قواعد و قوانین مورد قبول همگان تعریف شده‌اند. افراد و گروه‌ها که به پشتوانۀ این تمهیدات دست به خیلی کارها زده‌اند حالا دیگر حقوقی کسب کرده‌اند و مدعی توزیع عادلانه و دریافت سهم خویش می‌شوند. در چنان حالتی، طرح عادلانه‌ای به‌عنوان اصول عدالت رالز از راه می‌رسد و پاسخگوی نیازهای به حق مردم می‌شود و انتظارهای مشروعشان را از طریق نهادهای اجتماعی ارضا می‌کند. این نگرش به عدالت اقتصادی این توصیه را به‌همراه دارد که در استفاده از تابع رفاه اجتماعی برای سیاست‌های رفاهی نباید ابتدا به‌سراغ نظریه‌های اخلاقی در فلسفه اخلاق رفت؛ بلکه ابتدا باید قراردادهای اجتماعی را مورد توجه قرار داد؛ در این صورت هرچه این قراردادها حکم کنند همان‌ها اخلاقی نیز خواهند بود. بحث و نتیجه‌گیری: کاربست نظریه اخلاقی وظیفه‌گرایی در تابع رفاه اجتماعی رالز این‌گونه تبیین می‌شود که در متغیر وابسته این تابع، افزایش رفاه فرد کمتربهره‌مند به‌عنوان هدفی ارزشی و اخلاقی معرفی می‌شود و از این‌طریق با نظریه اخلاقی وظیفه‌گرا در فلسفه اخلاق مرتبط خواهد شد. بر اثر این ارتباط، تابع رفاه اجتماعی رالز تابعی هنجاری است. در این صورت، به سیاست‌گذاران و مجریان سیاست‌های رفاهی جامعه توصیه می‌شود آن‌را برای جامعه محقق کنند. در این تابع، فعل اخلاقی این است که دولت باید در حوزه بازتوزیع ثروت و درآمد به‌گونه‌ای دخالت کند تا رفاه افراد کمتربهره‌مند جامعه افزایش یابد و این افزایش تا برابری کامل ادامه یابد. متغیر مستقل و رابطه تابع در هر تابع رفاه هدف اخلاقی را بیان نمی‌کنند؛ بلکه ارتباط آنها با اخلاق به تبع متغیر وابسته است. مثلاً در تابع رفاه رالز، گفته می‌شود اخلاقاً باید رفاه فرد کمتر بهره‌مند جامعه افزایش یابد. این سخن به‌تبع این است که آنچه در تابع رفاه رالز مورد هدف اخلاقی قرار می‌گیرد، تنها افزایش مطلوبیت فرد کمتربهره‌مند جامعه است که بر طبق رابطه تابع در این تابع، به‌خودی‌خود و بدون در نظر گرفتن هیچ پیامد دیگری موجب افزایش مطلوب جامعه می‌شود. تقدیر و تشکر: از آقای دکتر محمدتقی گیلک حکیم‌آبادی به‌عنوان ناظر محترم این طرح و از آقایان دکتر مهدی علیزاده و دکتر عطاالله رفیعی‌آتانی به‌عنوان ناقدین (در جلسه نقد) و نیز از مسئولین محترم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تشکر می‌شود که با مساعدت‌های فراوان آنها این پژوهش میسر شد و نیز از سردبیر و مدیر مسئول و همه دست‌اندرکاران مجله وزین روش‌شناسی علوم انسانی تشکر می‌شود.
صفحات :
از صفحه 121 تا 146
عدالة...من "رولز" إلى "هابرماس"، ومن "هابرماس" إلى "رولز"
نویسنده:
يونسي روزة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تمرکز این تحقیق بر عدالت است و بر اختلاف نظرهای شدید پیرامون خود قضیه، و شاید شاهد مثال آن مناظره مشهور بین دو فیلسوف بزرگ، «جان رولز» و «یورگن هابرماس» باشد. عدالت مهم‌ترین مسئله فلسفی و خواسته‌ای است که تمامی جوامع به دنبال آن هستند. عدالت یک فضیلت اخلاقی است که ارزش آن در کاربردهای عملی و تجسم آن در واقعیت مشخص می‌شود، و به سختی می‌توان اصل دیگری یافت که اهمیتش برای صلاح فرد و در پی آن صلاح جامعه با عدالت برابری کند. وقتی تعادل آن بهم می‌خورد، مردم از ظلم شکایت می‌کنند و نزاع‌ها پدید می‌آید؛ به همین دلیل انقلاب‌های متعددی رخ داده‌اند که به دنبال اجرای عدالت اجتماعی برای رسیدن به الگوی نهایی انصاف و عدالت هستند. اهمیت این موضوع در روشن کردن مهم‌ترین مسائل پیرامون مفهوم عدالت نهفته است، چرا که این مفهوم یکی از مهم‌ترین موضوعات فلسفی با جنبه‌های سیاسی و اجتماعی است؛ موضوعی که «رولز» به طور نظری و «هابرماس» به طور ارتباطی به آن پرداخته‌اند، به گونه‌ای که به تفکر رولز متصل می‌شود.
صفحات :
از صفحه 747 تا 758
فلسفة العدالة عند جون رولز
نویسنده:
عماري خيرة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: این مقاله به فلسفه عدالت جان رولز می‌پردازد، به عنوان یکی از مهم‌ترین فعالان فلسفه سیاسی معاصر. او در نظریه‌اش از نقد گرایش فایده‌گرایی در سیاست و اخلاق شروع کرده که به وضوح در جامعه لیبرال خودنمایی می‌کرد و باعث بیشتر بحران‌هایی بود که بشر در عصر مدرن تجربه کرده است. سپس تصور شخصی خود از عدالت را بر اساس در نظر گرفتن آن به عنوان ارزش ارزش‌ها بنا کرد و این تصور را با مجموعه‌ای از عناصر تقویت کرد که می‌توانند عدالت را در جوامع امروزی محقق کنند: مانند اخلاق قدرت، اخلاق جمعی و اخلاق مبتنی بر اصول. کلمات کلیدی: رولز – عدالت – ارزش – جامعه – انصاف – وضعیت اصلی – پرده جهل
صفحات :
از صفحه 253 تا 265
وضع الأصلي كأساس للعدالة في فكر جون رولز
نویسنده:
زواقة زينب، كيشي أحمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 1117 تا 1142
تحلیل برساخت‌گرایانه از برخی مسائل اصول فقه در پرتو نظریه جان رالز
نویسنده:
حجت منگنه‌چی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برساخت‌گرایی، مفهومی است که در تفسیر کانتی از اخلاق ریشه دارد و جان رالز، فیلسوف آمریکایی، آن را در بنیادگذاری اصول عدالت و نظریۀ «عدالت به‌مثابۀ انصاف» بسط و سامان فلسفی بخشید. برساخت‌گرایی اخلاقی بر این باور است که اصول اخلاقی نه واقعیت‌هایی مستقل و پیشین، بلکه محصول توافق عقلانی میان فاعل‏های اخلاقی در فرایندی فرضی یا آرمانی‌اند. این پژوهش می‌کوشد با تکیه بر صورت‌بندی رالز از نظریۀ برساخت‌گرایی، امکان به‌کارگیری آن را در تحلیل مسایل اصول فقه اسلامی بررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی ـ مفهومی و تطبیقی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برخی مسائل اصولی، همچون نظریۀ تصویب، إجزاء، عدول از فتوا و اجتهاد در فرض انسداد، قابلیت تفسیر برساخت‌گرایانه دارند؛ بدین معنا که در این موارد، حکم شرعی نه امری از پیش موجود، بلکه متکی بر فرایند عقلانی اجتهاد است. هدف نهایی مقاله، گشودن افقی نو برای گفت‌وگوی میان‌فرهنگی میان فلسفۀ اخلاق مدرن و سنت فقهی اسلامی است.
صفحات :
از صفحه 29 تا 50
تحلیل شطحیات عارفان اسلامی با تکیه بر نظریه زبان نمادین پل تیلیش
نویسنده:
فاطمه سلیمانی کوشالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شطح، یکی از انواع گزاره‌های عرفانی و از عناصر مهم زبان عرفان و مهم‌ترین نقطه برخورد عرفان و منطق است. از دیدگاه منطق، شطح، نوعی اجتماع نقیضین است و همسازی دو سویه ناهمخوان، که سطح تناقضی زبان عرفان را تشکیل می‌دهد. بر این اساس، نظریات متعددی از سوی عرفان‌پژوهان و پژوهشگران نوین درباره علل وجود تناقض‌های منطقی در شَطحیات مطرح شده و بهره‌گیری از زبان رمزی و نمادین، شیوه‌ای برای درک شطحیات عارفان تلقی شد. چنین بصیرتی، به عنوان یکی از پیش‌فرض‌های رایج در الهیات قرن بیستم است که سخن گفتن درباره وجود، اوصاف، نسبت‌ها و افعال خداوند را نمادین دانسته است. پژوهش حاضر، با شیوه توصیفی و تحلیلی و بهره‌مندی از اسناد کتابخانه‌ای در پی تحلیل گزاره‌های متناقض‌نمای عارفان اسلامی، بر پایه صورت‌بندی نظریه زبان نمادین پل تیلیش، فیلسوف و متأله مسیحی است. نمادپنداری، به عنوان یک واقعیت غایی از آموزه‌های الهیاتی، از یافته‌های این جستار در گستره یافته نگاه پل تیلیش است. در این گستره، بهره‌مندی از عنصر زبانی و نمادین‌پنداری مفاهیم و گزاره‌ها درباره خداوند، برای بررسی و تحلیل شطحیات و گشایش تناقضات ظاهری گفتار عارفان اثربخش است.
صفحات :
از صفحه 101 تا 122
بررسی و تبیین عدالت از دیدگاه شهید مطهری با تکیه بر نهج‌البلاغه در مقایسه با عدالت جان راولز
نویسنده:
رمضان رضائی ، فاطمه عبداله پور سنگچی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از بنیادی‌ترین و ارزشمندترین فضیلت‌های انسانی، عدالت می‌باشد که همواره در کنار مفاهیمی چون آزادی، امنیّت و دموکراسی، به عنوان یکی از دغدغه‌های جامعه‌ی انسانی، کانون توجه بوده است. در میان حاکمان تاریخ، امام علی (ع) توجه بیشتری به موضوع عدالت داشته است که با مطالعه نهج‌البلاغه می توان حسّاسیّت خاصِّ ایشان را نسبت به حکومت و عدالت دریافت. بعد از ایشان اندیشمندان و متفکّرانی به بیان نظرات خود درباره عدالت و راه‌های رسیدن به آن پرداختند. از جمله فلاسفه معاصر در فلسفه اسلامی که به عنوان یک متفکّر عدالت خواه به این مفهوم پرداخته است، شهید مطهری می باشد. در غرب نیز جان راولز در سال 1971 با نگاشتن کتاب نظریه عدالت، سرآمد نظریه‌پردازان پیرامون مفهوم عدالت می باشد. یافته های پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، حاکی از آن است که شهید مطهری از درون انسان مبحث عدالت را به پیش می کشد و اعطا کردن حق به ذی حق را عدالت می‌داند. برای شهید مطهری، عدالت باید از دو زاویه بررسی گردد: عدالت توزیعی و عدالت انصافی. عدالت توزیعی به معنای توزیع مناسب حقوق و تعهدات است و عدالت انصافی به معنای برابری در رفتار با دیگران است؛ اما در اندیشه فکری راولز، بحث عدالت، خارج از وجود انسان می باشد. در نظر راولز، عدالت توزیعی، برابری در توزیع منابع و فرصت‌های زندگی است. او باور دارد که جوامع باید بر اساس اصل بیعادله «عدالت توزیعی» عمل کنند؛ به این معنی که توزیع منابع باید برای تضمین برابری فرصت‌ها و منابع در زندگی به کار گرفته شود. در این پژوهش ضمن تبیین و بررسی مفهوم عدالت در منظومه فکری شهید مطهری با تکیه بر نهج‌البلاغه، اشتراکات و افتراقات این مفهوم با جان راولز مقایسه می گردد.
صفحات :
از صفحه 53 تا 65
معاویة بن ابی سفیان: بررسی حدیثی- کلامی بر پایه متون اهل سنت
نویسنده:
مهدی عسگری
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: کتاب طه,
مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و پل تیلیش در توسل به ایده زبان نمادین در مسئله تکامل و آفرینش تطبیقی
نویسنده:
میثم اکبرزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بسیاری از فیلسوفان، متألهان و متفکران مسیحی، داستان طوفان نوح و خلقت انسان و دیگر قصص تاریخی متون مقدس را نه گزارش یک واقعه تاریخی، بلکه طریقه‌ای نمادین و سمبلیک برای ارائه نکات دینی دانسته‌اند، ولی پل تیلیش که تأویل‌گرایی تمام‌عیار است، در تفسیر متون دینی، همه گزاره‌های دینی، ازجمله داستان آفرینش را نیز در قالب زبان نمادین (زبانشناختاری غیرواقع‌گرا) تفسیر می‌کند و به‌همین سبب معتقد است بین علم و دین تعارض وجود ندارد. در مقابل، مرتضی مطهری تنها داستان آفرینش آدم را که در آن امکان تفسیر واقع‌گرایانه ممکن نیست، بر اساس زبان نمادین و سمبلیک تفسیر می‌کند و درباره سایر قصص قرآنی، عموماً سخنی به سلب یا ایجاب نگفته است. مطهری با تکیه بر زبان نمادین در داستان آدم، آن را از زبان توصیفی علم متمایز می‌سازد، زیرا آنچه در زبان علمی جایز نیست، در زبان سمبلیک رواست و آنچه در زبان علمی رعایت آن ضروری است، در زبان نمادین قابل اغماض است. هرچند مطهری در داستان آفرینش آدم بر نمادین بودن زبان قرآن تأکید می‌ورزد، ولی به‌دلیل آنکه نگرش گزاره‌ای به وحی دارد، از این جهت زبان دین را، همچون تیلیش، زبان شناختاری غیرواقع‌گرا نمی‌داند، و اساساً از نظر ایشان، مواد داستان آدم، همه حقیقی است، اما زبان وحی در بیان آفرینش، زبان نمادین است.
صفحات :
از صفحه 49 تا 69
تحلیل حکم اخلاقی مبتنی بر توافق جمعی در نظریه قراردادگرایی جان رالز
نویسنده:
جواد غلامرضائی ، مجید ابوالقاسم زاده ، سید مهدی محمدی ، حسن محیطی اردکان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چگونگی تحقق حکم اخلاقی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق است که نظریه قراردادگرایی رالز نیز به آن می‌پردازد. براین‌اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، امکان حکم اخلاقی از توافق جمعی در نظریه قراردادگرایی رالز را بیان نموده و اعتبار آن را مورد بررسی قرار داده است. برخی از یافته‌ها و نتایج آن بدین شرح است: امکان تحقق حکم اخلاقی از توافق جمعی، با لحاظ دو مبنای منافع جامعه و تحقق خواسته‌های افراد ثابت است؛ اما اعتبار تحقق حکم اخلاقی در نظریه قراردادگرایی رالز با نقدهایی مواجه است. از جمله اینکه توافق جمعی ادعایی رالز به‌نحو فرضی و خیالی است؛ چرا که در عالم واقع امکان ندارد، یک فرد در وضع نخستین، خود را از همه وابستگی‌ها عاری کند. همچنین پلورالیسم و کثرت‌گرایی با توافق جمعی در احکام اخلاقی امکان ندارد و دارای پیامدهایی از جمله: سلب مسئولیت اخلاقی، بی‌ثمری احکام اخلاقی، شکاکیت اخلاقی است.
صفحات :
از صفحه 81 تا 96