جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
عباس عباس‌زاده ، ناهید نجف پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله کلام الهی از مباحث بنیادین در کلام اسلامی است که میان مکاتب مختلف، همواره محل اختلاف بوده است. ملاصدرا با تلفیق فلسفه، عرفان و دین، تفسیری نوین از کلام الهی ارائه می‌دهد که فراتر از دیدگاه‌های معتزله، اشاعره و امامیه است. او کلام را نه صرفاً صفتی نفسی و نه مخلوقی لفظی بلکه ظهوری تکوینی از علم و اراده الهی می‌داند که در مراتب هستی تجلی می‌یابد. ملاصدرا کلام الهی را به سه مرتبه «اعلی» (امر ابداعی)، «متوسط» (امر تکوینی) و «ادنی» (امر تشریعی) تقسیم می‌کند و عالم را تجلی همین کلمات معرفی می‌نماید. در این چارچوب کلمه تکوین، مظهر جامع اسما و صفات و عصاره عالم امکان است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین ماهیت کلام الهی در اندیشه ملاصدرا و نسبت آن با وجود و مراتب هستی است؛ مسئله‌ای که در دیدگاه‌های کلامی پیشین غالباً به صورت ناقص یا صرفاً لفظی و نفسی تفسیر شده است. بر این اساس سؤال محوری مقاله آن است که کلام الهی در حکمت متعالیه چه حقیقتی دارد و چگونه می‌توان عالم را به مثابه تجلی کلمات تکوینی الهی فهم کرد؟ نوآوری این مقاله در بازخوانی وجودشناختی نظریه کلام الهی ملاصدرا، تحلیل ساختار مراتب کلام تکوینی و تشریعی و نقد روش‌شناختی بهره‌گیری وی از قیاس تمثیلی در تبیین این نظریه است. این مقاله ضمن تحلیل ساختار نظری ملاصدرا در باب کلام الهی، نقدی نیز بر روش او در بهره‌گیری از قیاس تمثیلی در تبیین این نظریه وارد می‌کند.
صفحات :
از صفحه 131 تا 151
نویسنده:
محمد حسین صفی‌زاده ، محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش برهان هماهنگی روان‌فیزیکی کاتر و کرامت را به مثابه تقریری نو از برهان نظم تحلیل و چگونگی ارتقای آن از احتمال به یقین منطقی را تبیین می‌کند. برهان مذکور بر هماهنگی نظام‌مند میان حالات آگاهانه، فرایندهای فیزیکی و رفتارها متمرکز است؛ از جمله همراهی درد با رفتار اجتنابی یا انطباق ادراک حسی با باور صادق. این برهان سه مزیت کلیدی دارد: استقلال از ابطال پیشینی فیزیکالیسم؛ مصونیت در برابر فرضیه چندجهانی؛ سازگاری با مواضع متافیزیکی مختلف. تحلیل چهار سطح هماهنگی (لذت‌محور، معرفتی، شناختی و معنایی) آشکار می‌کند که احتمال شکل‌گیری تصادفی چنین نظم چندلایه‌ای عملاً صفر است، حال آنکه در چارچوب خداباوری قابل انتظار است. پس از پاسخ به دو چالش (دور منطقی در تعریف ارزش‌بار هماهنگی و مسئله شرور)، پژوهش نشان می‌دهد گذار از ظن به یقین طی فرایندی دومرحله‌ای رخ می‌دهد: نخست، تراکم قرائن که مانند متواترات، احتمال خلاف را به استحاله عرفی فرو می‌کاهد و تبیین‌های رقیب را از اعتبار ساقط می‌کند؛ سپس اصل سنخیت با اثبات لزوم تناسب میان علت و معلول، ماهیت رابطه را از یک همبستگی آماری به یک ضرورت وجودشناختی ارتقا می‌دهد که در آن، فرض علت فاقد شعور، ممتنع ذاتی است. نتیجه آنکه برهان هماهنگی، فراتر از نشانه احتمالاتی، دلیلی یقینی و غیرقابل زوال برای وجود ناظم حکیم ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 35
نویسنده:
محمد علی اردستانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اجتهاد به مفهوم گسترده که همۀ علم‌های استنباط‌پذیر از متون دینی را در بر می‌گیرد، تشخیص چگونگی و چرایی و چندی استنباط را بر عهده دارد و در این راستا، نهاد بنیادی آن، اصول اجتهاد است که تحصیل و تثبیت آنها با روش‌هایی انجام می‌پزیرد که روش عقلایی از بنیادی‌ترین روش‌های به‌کارگرفته‌شده در تحصیل و تثبیت اصول اجتهاد است، اگرچه این مسئله آن گونه که باید منقّح نشده است. علاوه بر اینکه از مدارک بعضی از امارات نیز به شمار می‌رود. روش‌شناسی اصول اجتهاد مطالعه و محاسبه و مقایسه و سنجش و ارزیابی‌ روش‌های به‌کارگرفته‌شده در این دانش است که قوانینی را می‌آموزد که می‌تواند در طریق استنباط قرار گیرد. روش‌شناسی با بررسی و ارزیابی روش‌ها راه را از بیراهه متمایز کرده، در پیش می‌نهد. هدف این نوشتار تبیین، تحلیل و سنجش و بررسی طریقۀ عقلائیه (سیرۀ عقلائیه) است و در راستای ایضاح تمایز آن، به طریقۀ متشرعه (سیرۀ متشرعه) نیز اشاره کرده است.
صفحات :
از صفحه 37 تا 59
نویسنده:
سید حسین فخرزارع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی رابطه‌ای پویا و چندساحتی میان دو مقولة هویت دینی و فرهنگ از منظر قرآن می‌پردازد. اینکه دین در ساخت و بازتعریف هویت فردی و جمعی در ساحت فرهنگ چه نقشی ایفا می‌کند و تعامل نظام‌های معنایی و ساختارهای اجتماعی چگونه صورت‌بندی می‌شود، از دغدغه‌هایی است که در این مقاله دنبال شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که دین ارائه‌دهندة چارچوبی است تا افراد به واسطة آن بتوانند به تعریف و تفسیر خود بپردازند. این چارچوب به آنان کمک می‌کند جایگاه خود را در جامعه و در ارتباط با دیگران مشخص کنند؛ از طرفی فرهنگ نیز بستری برای بازنمایی و بازتولید هویت دینی فراهم می‌آورد که در یک فرایند تعاملی یکدیگر را متأثر ساخته، نقش مهمی در دگرگونی‌های اجتماعی ایفا ‌کنند. از نگاه قرآن هویت دینی نقشی سیال و چندلایه‌ای دارد که به جهت‌دهی کنش‌های انسان‌ها پرداخته، در ساختارهای فرهنگی و بازتولید معنا در فرایند هویت‌یابی به مثابة عاملی محرک برای تحولات اجتماعی عمل‌ می‌کند. فرهنگ به عنوان مجموعه‌ای از هنجارها، ارزش‌ها و نمادهای مشترک، همواره بستری برای تقویت و بازاندیشی در هویت دینی فراهم می‌آورد. در عین حال دین نیز از طریق نفوذ در تولیدات فرهنگی و شکل‌دهی به مبانی و ارزش‌ها تأثیری عمیق بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. این تعامل دوسویه به بازاندیشی در نقش دین به عنوان یکی از بنیان‌های فرهنگ در جهان معاصر نیازمند است. فرهنگ، به‌عنوان مجموعه‌ای از هنجارها،ارزش‌ها و نمادهای مشترک، همواره بستری برای تقویت و بازاندیشی در هویت دینی فراهم می‌آورد. در عین حال، دین نیز از طریق نفوذ در تولیدات فرهنگی و شکل‌دهی به مبانی و ارزش‌ها، تأثیری عمیق بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. این تعامل دوسویه، به بازاندیشی در نقش دین به‌عنوان یکی از بنیان‌های فرهنگ در جهان معاصر نیازمند است. این پژوهش، به بررسی رابطه میان هویت دینی و فرهنگ به‌عنوان فرایندی پویا و چندوجهی با روش توصیفی تحلیلی می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 89 تا 117
نویسنده:
محمد باقر پورامینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی رابطه مفهومی و منطقی دو صفت بنیادین خداوند، «ربوبیت» (مالکیت و تدبیر جهان) و «الوهیت» (شایستگی ذاتی برای پرستش) می‌پردازد. مسئله اصلی نقد دیدگاه جریان سلفیه به‌ویژه ابن‌تیمیه و پیروانش است که قائل به جدایی و عدم ضرورت تلازم میان این دو مفهوم‌اند. سلفیان با استناد به ادعای خود مبنی بر باور مشرکان مکه به ربوبیت خدا، توحید ربوبی را برای نجات کافی ندانسته و توحید الوهی را محور اصلی دعوت پیامبران می‌دانند. این نگاه به ارائه تعریف گسترده از شرک انجامیده و بسیاری از اعمال رایج مسلمانان مانند توسل و زیارت را شرک می‌خواند. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی ادعای انفکاک این دو مفهوم را به چالش کشیده، ارتباط ناگسستنی آنها را اثبات می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد اولاً ادعای موحدبودن مشرکان در توحید ربوبی با شواهد قرآنی و تاریخی در تضاد است. ثانیاً دعوت همه پیامبران شامل هر دو نوع توحید بوده و این دو در قرآن به صورت هم‌آیند و مکمل یکدیگر به کار رفته‌اند. درنهایت از منظر عقلی، ربوبیت مقدمه و علت الوهیت است؛ تنها وجودی که مالک و مدبر حقیقی جهان است، سزاوار پرستش انحصاری می‌باشد. بنابراین شرک در الوهیت ریشه در شرک در ربوبیت دارد و اقرار به ربوبیت یگانه خدا، مستلزم اقرار به الوهیت انحصاری اوست.
صفحات :
از صفحه 61 تا 88
نویسنده:
هانیه کوهی حاجی ابادی ، محمد بنیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشمندان غربی دیدگاه‌های متفاوتی درباره تأثیر دین اسلام بر تفکر فیلسوفان مسلمان مطرح کرده‌اند. برخی بر این باورند که نقش دین در اندیشه فلسفی مسلمانان اندک بوده است؛ درحالی‌که برخی دیگر آن را عنصری بنیادین می‌دانند، تا جایی که فلسفه اسلامی را مستقل از تعالیم دینی فاقد هویت می‌شمارند. بررسی جایگاه معرفتی دین در فلسفه فارابی، به عنوان مؤسس فلسفه اسلامی، می‌تواند روشنگر این اختلافات باشد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، نقش دین در شکل‌گیری نظام فلسفی فارابی بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فارابی اگرچه در عقلانی‌سازی مبانی دینی رویکردی فلسفی در پیش گرفته و به‌سان یک متفلسف متأله عمل کرده است، اما تأثیرپذیری او از دین به صورت نظام‌مند و ساختاریافته نبوده، بلکه بیشتر به صورت پراکنده و در مواضع خاص از دین بهره گرفته است. درحقیقت می‌توان گفت فارابی در نظام فلسفی خود دین و فلسفه را به عنوان دو نظام معرفتی مستقل در نظر نگرفته، بلکه دین را در چارچوب فلسفه تفسیر کرده و از ظرفیت‌های دین به عنوان منبعی مستقل بهره نبرده است؛ به گونه‌ای که فلسفه را اصل و دین را فرع قلمداد کرده است.
صفحات :
از صفحه 119 تا 151
نویسنده:
حمید فلاحتی ، سید علی مشهدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله هویت شخصی از بنیادی‌ترین مباحث فلسفه ذهن معاصر است که در قالب سه نظریه حافظه‌محور، جسم‌محور و روایت‌محور تحلیل شده است. هر یک از این نظریه‌ها تلاش دارند استمرار شخص را بر پایه سازوکارهای روان‌شناختی، زیستی و روایی توضیح دهند. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، دیدگاه‌های ملاصدرا و آقاعلی مدرس زنوزی را با این سه نظریه تطبیق می‌دهد تا امکان تلفیق فلسفه ذهن با حکمت اسلامی بررسی شود. یافته‌ها نشان می‌دهد در حکمت متعالیه، حافظه نه علت بلکه جلوه تداوم وجودی نفس است. در نظریه زنوزی، بدن طبیعی به عنوان ابزار تحقق مسئولیت اخلاقی و استمرار هویت عمل می‌کند و در هر دو نظام فکری، روایت زندگی انسان در قالب تجسم اعمال و تحقق معاد بازخوانی می‌شود. این مطالعه نشان می‌دهد با تلفیق سه سازوکار حافظه، بدن و روایت در چارچوب حکمت اسلامی، می‌توان تبیینی جامع از هویت شخصی ارائه کرد که هم عقل‌پذیر و فلسفی و هم معادشناختی و الهیاتی است.
صفحات :
از صفحه 153 تا 178
نویسنده:
حمیدرضا شاکرین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تجربه­ دینی و عرفانی از جلوه ­های معنوی، متعالی و شورانگیز زندگی بشر و طریقی برای اتصال به عوالم برین است که عمری به درازاى زیست بشر بر این کره خاکی دارد. این پدیده فراه م­آورنده ظرفیتی مناسب برای اثبات برخی حقایق عالم غیب و گسترش ادبیات علمی ناظر به حوزه الهیات است. در این مصاف فکری جریان های طبیعت­ گرا با استناد به برخی داده­ های علمی به ناواقع­ نمایی تجربه­ های دینی فتوا داده و چالش هایی را در این زمینه رقم زده­اند. از جمله چالش های برآمده در این زمینه نگره اختلالی و بیماری­ انگارانه به تجربه دینی است. بنیان عقلانی باورها و حقایق دینی ایجاب کننده بررسی اینگونه نگره ­ها و ارزیابی آنها با رعایت شرایط و ضوابط دقیق منطقی است. بدین ­روی مقاله حاضر بر آن است تا رویکرد یاد شده و میزان اعتبار آن را در اعتبارزدایی از تجربه ­های دینی به بحث بنشیند. روش تحقیق به لحاظ گردآوری کتابخانه­ ای و در مقام داوری عقلی-تحلیلی خواهد بود. ماحصل تحقیق این است که رویکرد اختلالی و بیماری­ انگارانه به تجربه ­دینی موضعی علمی نبوده، از جهات مختلفی آسیب مند و گرفتار انواع مغالطات است. درنتیجه موضع یاد شده دردفاع و پشتیبانی از ناواقع ­گرایی تجربه ­های ­دینی ناتوان و ناکام است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 25
نویسنده:
سید محمد علی دیباجی ، سید محسن هاشمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی پدیده تجربه‌های نزدیک به مرگ و تأثیر آن بر بحث آگاهی می‌پردازد. با تمرکز بر نقد دیدگاه فیزیکالیستی که آگاهی را صرفاً محصول فعالیت مغزی می‌داند، هدف اصلی، تحلیل شواهد تجربی و گزارش‌های شخصی از تجربه‌های نزدیک به مرگ است تا نشان دهد این پدیده‌ها چگونه می‌توانند چالشی برای پارادایم فیزیکالیسم ایجاد کنند و ضرورت بازنگری در نظریه‌های متعارف درباره ذهن و بدن را برجسته کنند. تجربه نزدیک به مرگ به مجموعه‌ای از رویدادهای روان‌شناختی و فیزیولوژیکی عمیق اطلاق می‌شود که توسط برخی افرادی که نزدیک به مرگ بوده‌اند یا از نظر بالینی مرده اعلام شده‌اند، گزارش شده است. این تجارب، اغلب شامل احساسات خارج از بدن، نورهای درخشان، تونل‌ها، ملاقات با موجودات معنوی و احساس آرامش و رفاه است. مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با استفاده از داده‌های علوم اعصاب، روان‌شناسی و فلسفه ذهن، به بررسی موارد گزارش‌شده از تجربه‌های نزدیک به مرگ می‌پردازد. روش کار شامل تحلیل کیفی مشاهدات -مانند خروج از بدن، ادراک بدون عملکرد مغز- و مقایسه‌ آنها با پیش‌بینی‌های فیزیکالیسم است. همچنین از آرای فیلسوفان علم و ذهن برای ارزیابی امکان تبیین غیرماده‌گرایانه استفاده می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد تجربه‌های نزدیک به مرگ با ویژگی‌هایی مانند آگاهی در حالت عدم فعالیت مغزی، سازگاری کامل با فیزیکالیسم را دشوار می‌کند و نیاز به مدل‌های جایگزین مانند دوگانه‌انگاری را مطرح می‌کند. این پژوهش می‌تواند به گسترش بحث‌های فلسفی-علمی درباره ماهیت آگاهی و محدودیت‌های رویکردهای صرفاً طبیعی‌گرایانه کمک کند.
صفحات :
از صفحه 26 تا 45
نویسنده:
مریم شریف پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی ارتباط میان فلسفه وجودی در اندیشه اسلامی و هنر و معماری اسلامی می‌پردازد. فلسفه وجودی به عنوان زیربنای فکری هنر اسلامی، مفاهیمی چون توحید، معرفت، وحدت، کثرت، نور و حکمت را مطرح می‌کند که هر یک در شکل‌گیری اصول زیباشناسی و ساختار فضایی معماری اسلامی تأثیرگذارند. پرسش اصلی پژوهش آن است که چه رابطه‌ای میان مبانی فلسفه وجودی و ساختار هنری و معماری اسلامی وجود دارد و این پیوند چگونه در شکل‌گیری معنا و هویت اثر هنری و معماری نقش‌آفرینی می‌کند؟ این پژوهش با روش تحلیل فلسفی ـ تطبیقی انجام شده و از منابع حکمی، متون هنری و نمونه‌های معماری تاریخی برای تبیین این پیوند بهره گرفته است. نتایج نشان می‌دهد فلسفه وجودی، نه‌تنها چارچوبی نظری برای تفسیر جلوه‌های هنری و معماری اسلامی فراهم می‌کند، بلکه موجب تقویت نگرش توحیدی در طراحی، توازن میان صورت و معنا و شکل‌گیری فضاهای معنادار و قدسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد اصل توحید در قالب تقارن هندسی و تکرار الگوها، مفهوم نور در سازمان فضایی و کیفیت ادراک بصری و حکمت در نظام تناسبات و نمادگرایی معمارانه بروز یافته است. به بیان دیگر معماری اسلامی به مثابه تجلی عینی فلسفه وجودی، نقش واسطه‌ای میان عالم محسوس و عالم معنا ایفا می‌کند.
صفحات :
از صفحه 110 تا 130