جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 21
بررسی نقش عقل در شناخت
نویسنده:
محمد نعیم محمدی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معرفت و شناخت بشر از منابع متعدد تولید می شود و ابزارهای متفاوتی در بوجود آمدن آن نقش دارد، در این میان ابزار عقل بدلیل ویژگی خاص آن که عبارت است از درک مفاهیم کلی و عام از اهمیت والایی برخوردار می باشد. از این رو در تمام اعصار مورد توجه بوده و در دوره های اخیر با توجه به گسترش مباحث معرفت شناسی اهمیت آن مضاعف شده است، زیرا مباحث معرفت شناسی بستگی تام به منابع و ابزار معرفت از جمله عقل دارد. بدلیل اهمیت تاریخی، معرفت شناختی و در عین حال تاکید دین بر خردورزی بر آن شدیم نقش عقل در شناخت را طی فصولی تبیین کنیم، با این پیش فرض که در میان ابزارهای معرفتی نقش اساسی از آن عقل است. برای اثبات این مدعا، پس از ارائه معنای عقل در لغت و اصطلاح و تبیین مراحل آن و بیان مقصود از معرفت در فصل اول، به بررسی نقش عقل در شناخت پرداخته ایم، ضمن تقسیم معارف به حضوری و حصولی و حصولی را به تصور و تصدیق، ابتدا نقش عقل در تصورات را از سه دید "تجربه گرایی" "عقل گرایی" و "تلفیق" مطرح نموده ایم؛ نظریه تجربه گرایی سراسر معارف را تجربی می داند، عقل گرایی به مفاهیمی، پیش از تجربه قایل است، با توجه به کاستی این دو نظریه، دیدگاه تلفیق را برگزیدیم که آغاز معرفت را داده های حسی می داند در عین حال معارفی را باور دارد که بصورت مستقیم از تجربه اخذ نشده، از این رو فیلسوفان مسلمان که ملتزم به این عقیده اند به اتفاق گفته اند من فقد حسا فقد فقد علما گر چه آنان در نحوه بوجود آمدن مفاهیم کلی عقلی متفق نیستند، فیلسوفان ما قبل صدرا قایل به تجریدند، ملاصدرا اشتداد وجودی را ارائه داده که در این اشتداد وجودی نفس در مرحله حس و خیال صورت را ابداع می کند و تصور عقلی و کلی نیز از طریق مشاهده عقول ساخته می شود و فیلسوفان ما بعد صدرائی نیز با ادامه دادن حکمت متعالیه ضمن تقسیم ادراکات عقلی به معقولات اولی و ثانوی منطقی و فلسفی بسیاری از مباحث شناخت را حل کردند. این مطالب همه در فصل دوم تبیین شده. اما نقش عقل در تصدیقات، که مطالب فصل سوم و چهارم به آن اختصاص یافته آشکار را مهم است؛ زیرا حکم کردن جز در حیطه قدرت حاکم عقل امکان پذیر نیست، توضیح اینکه قضایا، یا بدیهی اولی است که در آن صرف تصور موضوع و محمول برای حکم کردن کافی است، یا بدیهی ثانوی می باشد. اینجا گرچه در بعضی قضایا حس و علم حضوری زمینه ساز است اما نقش عمده از آن عقل است در بخش قضایای نظری که بر استدلال استوار است، نیز عقل با کنترل کیفیت مواد و چگونگی ترکیب آن زمام امور را در دست دارد. و پیرامون نقش عقل در قضایای دینی و حقایق عرفانی سه دیدگاه مطرح است: 1. عدم کارایی عقل در درک گزاره های دینی و عرفانی. 2. قدرت عقل بر عقلانی کردن تمام گزاره ها. 3. با اعتراف به محدودیت عقل در عین حال آن را قادر به درک بسیاری از گزاره های دینی و عرفانی می داند، مانند اصل پذیرش دین، اثبات اصول و بسیاری از فروع و احکام گرچه درک جزئیات در حیطه قلمرو عقل نیست.
مقارنه الاراء الکلامیه عندالشیخ الصدوق و الشیخ المفید
نویسنده:
فاضل موسوی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هذا البحث هو عباره عن دراسه مقارنه ونقدیه لأهم الاختلافات ما بین العلمین الکبیرین الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، الملقّب بالصدوق، والشیخ أبو عبد الله محمد بن النعمان الحارثی البغدادی الملقّب بابن المعلم أو المفید، فی کتابیهما ?الاعتقادات فی دین الإمامیه? للشیخ الصدوق، و ?تصحیح اعتقادات الإمامیه? للشیخ المفید. وقد رتّبنا البحث فی اربعه فصول وخاتمه: أ ــ تناولنا فی الفصل الأول بعض المسائل الکلیه, امثال فرضیات البحث , وبیان الموضوع, وسبب اختیاره, والجدید الذی طرحناه فی هذه الرساله, وأهداف البحث واهمیته العقائدیه, وسابقه البحث وحدوده الزمانیه والمکانیه, والمنهج الذی اعتمدناه فی تناولنا لهذا الموضوع . ب ــ وتناولنا فی الفصل الثانی بعض الأبحاث التمهیدیه المتعلقه بالعقیده عموماً، کالعقیده فی ضوء العقل والدین، ومسأله أصاله الاعتقاد فی حیاه الإنسان، ودور العقیده فی بناء الإنسان فکریاً ونفسیاً واجتماعیاً، ودور العقیده الصحیحه فی محاربه الجهل والانحرافات، ومناهج البحث العقائدی المعروفه فی واقعنا الإسلامی، ومسأله وجوب الاجتهاد أو جواز التقلید فی العقائد. ج ــ وتناولنا فی الفصل الثالث ترجمه وافیه ومختصره للشیخین الصدوق والمفید، من الولاده إلى الوفاه، مرکّزین على أهم جوانب حیاتهما، وممیزات شخصیه کل منهما. د ــ وتناولنا فی الفصل الرابع ــ الذی هو المحور الأساسی ــ عرض ومقارنه ومناقشه آراء هذین العلمین فی کتابیهما السالفین، مرکّزین على مواضع الخلاف بینهما، معرضین عن الآراء الأخرى التی کانت محلاًّ للوفاق بینهما، أو تلک الآراء التی یکون الاختلاف فیها فنیاً ولا یمس جوهر الموضوع. وأمثله هذا الفصل کثیره، منها: معنى کشف الساق فی یوم القیامه، وتأویل الید فی قولـه تعالى: ?یَدُ اللهِ فوقَ أیْدیهِم? ( )، ومعنى نفخ الروح فی قولـه تعالى: ?وَنَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحِی? ( )، وحقیقه المکر والخداع الإلهی الوارد فی القرآن، ومسأله خلق أفعال العباد، والفرق بین الجبر والتفویض، ومعنى الإراده والمشیئه، والقضاء والقدر، وحقیقه الاستطاعه، والبداء، والعرش، واللوح والقلم والأرواح والنفوس، وإلى ما شابه ذلک من الموضوعات التی سوف یجدها القارئ الکریم فی طیّات هذا البحث. هـ ــ وذکرنا فی خاتمه البحث بعض النتائج التی استخلصناها من البحث , سواء ما یتعلق بسبب الاختلاف ما بین هذین العلمین ,او معطیات هذا الاختلاف وثمراته على واقعنا العلمی عموما والعقائدی خصوصا. و ــ لقد کان عملنا متنوّعاً فی هذا البحث، فبعض الأحیان وبسبب کون الموضوع مهماً ولا زال محلاًّ للخلاف لم نکتف بعرض آراء العلمین ومقارنتهما وبیان الصحیح منهما فحسب، وإنما حاولنا تسلیط الضوء على نفس الموضوع بشکل یرفع الإیهام ویوضح الصوره التی لم تتضح أو تتجلى من خلال ما ذکره کلا الشیخین، کما حدث ذلک فی موضوع البداء، والقضاء والقدر، وحقیقه الأرواح وغیر ذلک، واکتفینا فی بعض الأحیان بالمقارنه والمحاکمه لآراء الشیخین فحسب، وحاولنا فی جمیع المسائل الخلافیه التوفیق بین الشیخین ما استطعنا إلى ذلک سبیلاً، کحمل الخلاف على النزاع اللفظی فی بعض الموارد، أو إلى أن الفرق فی الإجمال والتفصیل، وما شابه ذلک. رأینا فی بعض الأحیان أنّ عرض خصوص محل الخلاف من کلامیهما کاف فی بیان وجهه نظر کل منهما، فاکتفینا بذلک، إلاّ أننا فی العدید من الأحیان رأینا الحاجه إلى ذکر جمیع کلامهما حتى یتضح موضع الخلاف من خلال سیاق الکلام لا مجرداً عنه. ز ــ کان منهجنا فی النقد والمحاکمه منهجاً موضوعیاً، منطلقاً من معطیات نضوج العدید من المسائل التی لم تکن فی زمان العلمین ناضجه بشکل کامل لقلّه الأبحاث المعمّقه فیها. وحاولنا دائماً أن نمسک العصا من الوسط، فلم نتبع المنهج العقلی الصرف، ولا المنهج الاخباری المجرّد، وإنما حاولنا التوفیق بین النقل والعقل، مستعینین لذلک بآلیات معرفیه وعلمیه منقحه ومحققه، سواء فی مجال فهم الآیات أو الروایات أو بقیه الاعتقادات والأفکار. أسأل الله تعالى أن نکون قد وفّقنا فی عملنا هذا، لخدمه الدین والعلم.
معاد از منظر قرآن و عهدین
نویسنده:
مصطفی محسنی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث معاد و آخرت شناسی در سنت یهودی تحولاتی را پشت سرگذاشته است. در اسفار پنجگانه بحث آخرت و روز رستاخیز تصریح نشده است. بلکه یک دسته الفاظ مبهم وجود دارد که به طور ضمنی بر آن دلالت می کند. اما در کتاب های سموئیل، عاموس، هوشع، جامعه، اشعیا و ارمیا مساله آخرت، روز واپسین و حساب و کتاب اشاراتی وجود دارد. ولی در کتابهای بعد از دوره اسارت بابلی عالم آخرت و روز واپسین با صراحت بیشتری معنای فرجام شناسی پیدا می کند و گفته می شود که همه مردگان دوباره زنده می شوند. در سنت شفاهی یهود، یعنی تلمود مسایلی از قبیل جهان آینده، رستاخیز مردگان،‌ آخرین داوری و بهشت و جهنم به طور تفصیلی مورد بحث قرار گرفته است. در سنت مسیحی از مفهوم آخرالزمان و بازگشت مسیح و علائم آن به تفصیل سخن گفته شده است که هنگام رجعت عیسی‌، رستاخیز اجسام و داوری واپسین آغاز می گردد. چون جهان پایانی، جهان بی مرگ و جاوید است. در مسیحیت عالم برزخ مانند دالان عبوری به سوی بهشت یا جهنم است که همه افراد بشر تا روز قیامت در این عالم به سر می برند. کلیسای کاتولیک عالم برزخ را محل تطهیر گناه می داند. مساله رستاخیز و داوری به طور گسترده در اناجیل مطرح شده‌اند و رستاخیز جسمانی و روحانی اثبات می‌شود. انسان های پاک سیرت در بهشت قرار می‌گیرند و انسانهای شرور در جهنم. در اسلام حدود یک سوم آیات قرآن کریم درباره عالم آخرت است و رستاخیز و بازگشت حیات و زندگی مجدد برای همه موجودات و انسانها را ثابت می‌کند. این رستاخیز یک رستاخیز جسمانی و روحانی است. و هر کس در آن روز طبق اعمال خود جزا می‌بیند. در اسلام مساله آخرت چنان دارای اهمیت است که اعتقاد به معاد به همراه اعتقاد به توحید و نبوت جزو اصول مسلم دین به شمار می آید.
آثار اجتماعی دین از نگاه قرآن
نویسنده:
محمد اسحاق دانش
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دین مجموعه باورهایی است درباره خدا و پیامبر، بایدها و نبایدها، معارف و اخلاقیاتی که به منظور تأمین صلاح دنیا و کمال اخروی انسان از سوی خدا ارائه می‌گردد. انسان موجودی اجتماعی است و دین که به دنبال هدایت انسان است باید علاوه بر بعد فردی، به بعد اجتماعی انسان نیز توجه نماید. بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد که دین در طول تاریخ، با وضع مقررات خاص در تنظیم روابط اجتماعی ایفای نقش کرده است و این فرآیند تکاملی به اسلام منتهی شده است که بهترین برنامه را برای شکل‌گیری و اداره جامعه ارائه کرده است. باورهای دینی همچون توحید و معاد، آثار اجتماعی مهمی دارند که برخی از آن‌ها عبارت است از: معنابخشی به زندگی اجتماعی، اعتراض به وضع موجود، رهایی از اسارت نفس و طاغوت‌های زمانه، کنترل اجتماعی، و تقویت روحیه ایثار و انفاق. پس برخلاف نظریه عصبیت ابن‌خلدون، دین مهم‌ترین عامل اداره جامعه و مقاومت در برابر دشمن می‌باشد. اسلام، احکام اجتماعی متعددی دارد تا بتواند باورهای دینی را در بعد اجتماعی انسان تقویت کند؛ از پیروان خود می‌خواهد که مسئولیت همگانی و نظارت اجتماعی خود را در قالب فریضه امر به‌معروف و نهی از منکر انجام دهند، و این ویژگی، معیار برتری مسلمانان بر سایر امت‌ها دانسته شده است. جهاد نیز به عنوان یک حکم اجتماعی، ضامن بقا و توسعه دین است و در موارد متعددی، آیات قرآن بر آن تأکید می‌نماید. نماز جمعه هم که موجب اجتماع هفتگی مسلمین و نمایش وحدت و قدرت آن‌ها می‌شود پیوندی است میان عبادت و اجتماع، و از حیث اهمیت، به حج و جهاد تشبیه شده است. از دیگر اعمال جمعی اسلام، حج است. حج می‌تواند موجب آشنایی و ارتباط میان ملیت‌های گوناگون ‌گردد و به حکم قرآن از مصادیق تعاون در نیکی و تقواست. سرانجام می‌توان به احکام سیاسی و حکومتی اسلام اشاره کرد که زمینه‌ساز وحدت، اخوت، عدالت و نظم در جامعه می‌باشد.
تبیین و نقد اصول و ارکان مکتب تفکیک
نویسنده:
جمعه خان احسانی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق تلاش شده اصول و ارکان مکتب تفکیک تبیین و نقد شود. تحقیق حاضر از یک مقدمه، سه فصل و یک خاتمه تشکیل شده است. در فصل اول بعد از یک مقدمه اصول و ارکان تاریخی مکتب تبیین و نقد شده است. در فصل دوم بعد از مقدمه، اصول و ارکان روش شناختی و معرفت شناختی مکتب تبیین و نقد شده است. در فصل سوم بعد از بیان مقدمه، اصول و ارکان هستی شناختی مکتب تبیین و نقد شده است. چکیده مطالب فوق این است که از نظر مکتب تفکیک، فلسفه با یک دسیسه وارد جهان اسلام شده است و امامان معصوم و فقهای عظام آن را به خاطر این که پیامدهای منفی دارد رد کرده اند.
بررسی و نقد روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جمیز
نویسنده:
مسعود آذربایجانی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق روان شناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، گزارش، تحلیل و نقد شده است و دارای یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه است. در مقدمه علاوه بر کلیات متعارف، تعریف و تاریخچه روان شناسی دین، زندگینامه،‌مبانی فکری و روش شناسی ویلیام جمیز نیز بررسی شده است.فصل اول با عنوان :چیستی دین و دینداری» با اشاره ای به تعاریف دین به طور کلی، دیدگاه ویلیام جیمز در چیستی دین و دینداری در محورهای تعریف دین، حیات دینی ، کثرت گرایی، گوهر دین، درباره خدا، ویژگیهای رهبران دینی و نفی نگاه مادیگرایانه به دین بازکاوی شده است. در ضمن ملاحظاتی در زمینه های نادیده گرفتن جایگاه دین نهادی و اجتماعی در حیات دینی، عدم توجه به مولفه های شناختی در تعریف دین، استوار کردن حیات دینی بر تجارب استثنایی و نامتعارف، کثرت گرایی دینی، تلقی احساسات به عنوان گوهر دین، نابغه و نابهنجار بودن رهبران دینی وارد شده است. فصل دوم با عنوان «خاستگاه دین و منشا دینداری» اشاره ای به مهمترین نظریه های موجود درباره منشأ دین در سه رویکرد کلی جامعه شناسان، روان شناسان و الهیدانان دارد و سپس دیدگاه جمیز درباره منشا دینداری در محورهای روش داوری معنوی، نفی تبیین مادیرگایی و منشأ جسمانی، منشأ در عواطف انسانی و ضمیر نیمه هشیار آمده و تأکید بیش از حد جمیز بر نقش احساسات و عواطف عمدتا مورد نقد قرار گرفته است.فصل سوم با عنوان «در باب ایمان» اشاره ای به ادبیات علمی در این موضوع در اندیشه اسلامی و الهیات مسیحی شده و سپس دیدگاه ویلیام جیمز بر اساس نظریه «اراده معطوف به باور» بیان شده است. او می گوید در تصمیم گیری برای گزینه های زنده، اضطراری و فوری- فوتی که شواهد عقلی آن ناقص است و گزینش عقلی امکان پذیر نیست، اراده به معنای عام تمایل عاطفی انسان وارد عملمی شود. از آنجا که در ایمان چنین شرایطی موجود است اراده معطوف به باور ایمان را محقق می سازد. ملاحظات متعددی در نقد دیدگاه جمیز وارد شده اما به طور اجمالی با توجه به شواهد عدیده اصل دخالت عواطف در باورها و ایمان مورد تأیید قرار گرفته .فصل چهارم با عنوان «تجربه دینی» طولانی ترین فصل این پایان نامه است. در ابتدا به چیستی تجربه دینی و دیدگاه های عمده در تبیین تجزیه دینی اشاره شده و سپس آراء جیمز در سه بخش چیستی،‌انواع و تبیین تجربه دینی آمده است. ملاحظاتی نیز درباره موضوعهای وصف ناپذیری و ناپایداری تجربه دینی، داروهای روان گردان به عنوان عامل تجربه دینی، گستره محدود تجربه دینی از نگاه جیمز و تقدم احساسات در تبیین تجربه دینی با نگاهی به مباحث تجربه دینی در فلسفه و عرفان اسلامی بیان شده است.فصل پنجم با عنوان «آثار دینداری» است. جیمز ثمرات دینداری را به طور کلی تحت عنوان «قداست» جمع بندی می کند و آنها را با ویژگی های زهد، قوت، قلب، خلوص و مهرورزی توصیف می نماید. آثار دینداری از نگاه جیمز در شش بخش آثار معنوی، اخلاقی، شناختی (معرفتی) عاطفی – هیجانی، بهداشت روانی و انسجام شخصیت دسته بندی شده‌اند و ملاحظاتی در نقد مبنای پراگماتیسم، انحصار آثار دینداری در ابعاد فردی و سنخ شناسی روان شناختی جیمز وارد شده و به طور اجمالی از نگاه کارکردگرایی در غایات عملی حمایت کرده ایم. در خاتمه نیز به جمع بندی نتایج جدید و نکات نسبتا بدیع این پژوهش پرداخته ایم.
نظریه المعرفه الدینیه
نویسنده:
یعقوب سلیمان
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق ضمن بررسی ماهیت دین و معرفت دینی، دیدگاه‌های مختلف در این زمینه مطرح شده و شرایط تحقق معرفت دینی و مراحل و مراتب آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، ابعاد این مسأله در سه فصل بررسی شده است: در فصل اول، کلیاتی از تحقیق و مفهوم دین و معرفت دینی، تاریخچه نظریه معرفت دینی و مفردات تحقیق حاضر، خصوصیات و قیودی که در تعریف دین و معرفت دینی لحاظ شده، بیان گردیده و مبانی تصوری و تصدیقی بحث مطرح شده است. همچنین در این فصل ماهیت معرفت دینی و تعاریف مختلف ارائه شده از مفهوم دین مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است و اشکالات وارد شده بر برخی از این تعاریف به ویژه تعریف صاحب تئوری قبض و بسط معرفت دینی مطرح شده و مورد مناقشه قرار گرفته است. نویسنده روش تفکیک بین عقل و نص و روش جمع بین عقل و نقل و عرفان را در زمینه معرفت دینی و مفهوم دین نیز بررسی کرده و ویژگی‌های هر یک از این دو روش را تبیین نموده است. در فصل دوم، شرایط تحقق معرفت دینی مطرح گردیده و سه شرط اساسی در این زمینه تحلیل شده است. مباحثی در زمینه تحول و ثبات در معرفت دینی، میزان تغییر و ثبات در معرفت دینی، تاریخچه بحث در مورد معرفت دینی و ادله آن، اثبات تحول و تغییر در معرفت دینی به نحو کلی و ثبات در آن به نحو جزئی، از دیگر مطالب این نوشتار محسوب می‌شود. نویسنده همچنین اقوال مختلف در زمینه ثبات و تغییر در معرفت دینی در عرصه‌های اعتقادات، اخلاق و احکام دینی را مطرح کرده و به نقد و بررسی تئوری قبض و بسط تئوریک شریعت (معرفت دینی) دکتر سروش پرداخته و مبانی وی در مورد تحول در معرفت دینی را مخدوش کرده است.
  • تعداد رکورد ها : 21