آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 44
تبیین نقش مبدا هستی در اندیشه دکارت
نویسنده:
محمدرضا محسنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
چکیده :
دکارت در آثار خود، با استفاده از براهین و استدلال های عقلی، سعی در تشریح یکی از مسایل بنیادین فلسفی، یعنی اثبات مبدا هستی دارد. او با در هم شکستن شالوده اسلوب های گذشته و با بهره گیری از ابزار خرد، در پی شناخت و تبیین نقش خداوند به عنوان امری یقینی و جوهری نامتناهی در جهان هستی است. دکارت، ضمن فطری خواندن حس خداخواهی در انسان، آن را ناشی از میل کمال جویی انسان می داند.ادله دکارت برای اثبات وجود خداوند، ادله ای فلسفی است، نه کلامی؛ زیرا آرایی که دکارت درباره ذات خداوند و جاودانگی روح انسانی ارایه می دهد، تنها با کمک خرد استدلالی و فلسفی قابل تفسیر است. خردباوری دکارتی برای تبیین نقش مبدا هستی؛ دیدگاه ها و راهکارهای علمی و در عین حال روحانی او برای اثبات وجود خداوند؛ بهره گیری او از مبانی ریاضی و علم مکانیک برای تبیین جهان مادی؛ و بالاخره باور قلبی، سلوک عقلانی، خشوع معنوی و آرامش عمیق دکارت در برابر اراده پروردگار، از جمله مواردی است که در این مقاله تحلیل می شوند.
صفحات :
از صفحه 143 تا 159
نسبت «خود» با «دیگری» در اندیشۀ دکارت و پاسکال
نویسنده:
سید مصطفی شهرآیینی ، مازیار رئیسی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت می‌کوشد با به‌کارگیری راهکار شک و به‌یاری روش تحلیل، نخست هستی خود را اثبات کند و سپس چیستی «خود» را در مقام جوهر اندیشنده معلوم سازد. او پس از روشن‌کردن تکلیف «خود» در دو تأمل نخست است که از ره‌گذر تصورات واضح و متمایزی که از «دیگری» (اعم از خداوند و موجودات دیگر) در خود می‌یابد، دربارة هستی و چیستی «دیگری‌» حکم صادر می‌کند. او سرانجام، با استفاده از حقایق مکشوف با نور طبیعی عقل است که به سراغ اصول تنظیم‌کنندۀ مناسبات با دیگری می‌رود. اما پاسکال در ضمن اعتراف به عدم امکان کشف «خود» از طریق درون‌نگری، فرآیند ابتکاری دکارت در تأملات را وارونه می‌سازد و کشف «خود» را در گرو رابطه‌اش با «دیگری» و متأخر از آن می‌داند. بدین ترتیب سوژۀ اندیشندۀ آزاد و خودآیین دکارتی که «دیگری» را جز در مقام متعلق شناخت خود به رسمیت نمی‌شناسد و هستی و چیستی «دیگری» را در گرو تصوری می‌پندارد که «خود» از او دارد، درست در برابر انسان مجبور و دگرآیین پاسکالی قرار می‌گیرد که هستی و چیستیِ خود او نیز بر دو محور پیش و پس از هبوط، از سویی، و پیش و پس از دریافت فیض الهی، از دیگر سو، وابسته است که در هیچ‌کدام ارادة آدمی مطلقا نقشی ندارد. تنها تغییر وضعیت وی پیش و پس از دریافت فیض الهی، در تجربۀ نحوه‌های متفاوتی از دگرآیینی و عدم امکان تجربۀ هر گونه خودآیینی است و سرانجام، تنظیم مناسبات با «دیگری» نیز تنها در پرتو ارجاع به یک «ابردیگری» که خداوند باشد میسر می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 179 تا 200
بررسی انتقادی تقریر ویلیام جیمز از شرطیه پاسکال
نویسنده:
رضا اکبری، عباس خسروی فارسانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی,
چکیده :
يكی از استدلا لهای ارائه شده درباره اثبات وجود خدا و معقوليت باورهای دينی، به شرطیه پاسکال یا « شرطبندی پاسكال » مشهور است. ويليام جيمز استدلال شرطيه پاسكال را بازنگری و تقريری جديد از آن ارائه كرده است. از نظر او، هميشه اينگونه نيست كه ما باورهايمان را صرفاً بر اساس دلايل عقلی محض شكل داده و می پذيريم، بلكه در بسياری موارد، اراده، احساسات و عواطف جهت باور ما را تعيين می كند. از نظر او، باور دينی نيز در حیطه چنين باورهايی می گنجد. جيمز در نقد موضع شكاكيت و تعليق حكم به باورهای دينی، معتقد است پرسش ها و مسائل مربوط به پذيرش يا وازنش باورهای دينی، گرچه شايد به لحاظ عقلی، پرسش هايی گشوده و بدون پاسخِ نهايی و فيصله بخش باشند كه نتوان در مورد آنها موضع عقلانی قطعی در پيش گرفت، اما به لحاظ عملی و با توجه به نيازهای عاطفی و خواهشهای سرشت اراده گر و احساسی ما، در زمره انتخاب های اصيل و حقيقی می گنجند كه زنده، اجتناب ناپذير و سرنوشت سازند و نمی توان در مورد آنها بی تفاوت بود، بلكه بايد با توجه به نيازهای سرشت احساسی و اراده گر خويش، به بررسی آنها بپردازيم و اگر متناسب با اميال و خواسته های ما هستند، آنها را بپذیريم و در غير اینصورت، آنها را رد و طرد كنیم. ديدگاه جيمز در معرض انتقادهايی قرار گرفته است. تلقی ابزارانگارانه از صدق، پذيرش اراده گروی شناختاری، تعارض در عينیت گروی اخلاقی، عطف توجه به سود اين جهانی، ابهام در مفاهيمی همچون عاطفه و احساسات از جمله مهمترين اشكالات طرح شده بر تقریر جيمز از شرطيه پاسكال محسوب می شوند
صفحات :
از صفحه 95 تا 120
مقایسه شرطیه پاسکال و اصل برائت
نویسنده:
نادر شکرالهی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
چکیده :
اگر در صدق اعتقادات دينی دچار شک شويم، در عمل بين دين داری و بی دينی، بايد کدام يک را انتخاب کنيم؟ پاسکال، با توجه به منافع احتمالی بی شماری که در دين داری وجود دارد، به لزوم دين داری رای می دهد. در نقطه مقابل، طبق مبنای قائلان به اصل برائت و تعميم متعلق شک آن که شامل شک در اعتقادات هم بشود، دين داری الزامی نيست. به نظر می رسد با توجه به تنوع اديان و تعارض احکام و عقايد آنان که هر يک ديگری را بر باطل می داند، به هنگام شک در حقانيت يک دين از بين اديان، نه تنها عقل به برائت حکم می کند بلکه احتياط در بی طرف ايستادن است. تنها راه درست، تاکيد بر عقل نظری و اثبات عقلی متعلقات ايمان است.
صفحات :
از صفحه 111 تا 130
مقایسه و نقد دیدگاه‌های جان شلنبرگ و پاسکال دربارۀ مسئلۀ اختفای الهی
نویسنده:
سکینه محمدپور ، امیرعباس علیزمانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریه اختفای الهی دیدگاهی است که مدعی است خداوند دلایل کافی برای شناخت خود را در اختیار انسان‌ها قرار نداده است. از نظر شلنبرگ اختفای الهی اثبات می‌کند که خدایی وجود ندارد چون اگر وجود داشت دلایل کافی برای شناخت خود را در اختیار انسان‌ها قرار می‌داد، در حالی‌که چنین نکرده است. اما از نظر پاسکال اختفای الهی به دلیل تأثیرات مثبتی که بر باطن انسان‌ها دارد برای خداباوری لازم و ضروری می‌باشد. نتایجی که از بررسی‌های انجام شده در این مقاله و مقایسه دیدگاه‌های این دو فیلسوف به‌دست می‌آید این است که دلایل پاسکال نمی‌تواند ضرورت اختفای الهی را توجیه کند. در عین حال استدلال شلنبرگ بر مبنای اختفای الهی قابل پاسخگویی توسط خداباوران بوده و نمی‌تواند الحاد را توجیه کند.
صفحات :
از صفحه 425 تا 445
توجیه اعتقاد دینی از طریق عقل عملی " از دیدگاه پاسکال، ویلیام جیمز و شهید مطهری"
نویسنده:
علی کبودتبار فیروزجایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله ابتدا بطور مفصل به تاریخچه بحث توجیه عقاید دینی (ادله اثبات خدایا خداباوری) در فرهنگ های اسلامی و غربی پرداخته شد، سپس دیدگاه سه تن از متفکران مشهور، یعنی پاسکال، ویلیام جیمز، و استاد مطهری مورد بررسی قرار گرفته است. پاسکال جزء ایمانگرایانی است که معتقد است دل برای خود دلایلی دارد که عقل از درک آن عاجز است. او شرطیه ای راپیشنهاد می کند که در پرتو آن شخص معتقد به گزاره خدا وجود دارد سود بی نهایتی را از آن خود می کند. در ایمانگرایی پاسکال می توان به ضعف هایی از جمله مصلحت اندیشانه بودن ایمان و.... اشاره کرد. تفسیر ویلیام جیمز از اعتقاد دینی بی شک مبتنی بر تفسیر ایشان از پراگماتیسم و مبانی معرفت شناختی آن است. در تجربه گرایی مورد نظر جیمز، حقیقت آن است که دارای فائده عملی باشد و به میزانی که این فائده از اعتبار برخوردار است. اعتقاد دینی هم توجیه پذیر خواهدبود. از طرف دیگر نمی توان از فوائد روان شناختی دینداری صرف نظر کرد. بنابراین حتی اگرخدایی هم نباشد باور به او که سودی بی نهایت دارد معقول به نظر می رسد. اما در نگاه استادمطهری ایمان دارای دو رکن معرفت و تسلیم است که از یک طرف پذیرش یکی بدون دیگری ایمان حقیقی نیست و از طرف دیگر متعلق چنین معرفتی از عینیت برخوردار است. انسان درپرتو عقل، معرفت لازم را نسبت به خداوند و هستی بخش به دست می آورد اما معرفتی که با تسلیم و خضوع همراه نباشد حق نما نخواهد بود. ایشان در طرح مباحث دینی دنباله رو حکمای اسلامی قبل از خود و به ویژه ملاصدرا وعلامه طباطبایی است که بر حسب مرسوم بیشتر مباحثشان پیرامون اثبات وجود خداست، نه معقول نشان دادن باور دینی. استاد مطهری اعتقاد دینی را اموری مطابق فطرت می داند و با بینش قرآنی خود همه انسانها را حق طلب معرفی می کند و نیز نظریه اخلاقی کانت را با تفسیری جدید و با تمسک به برهان فطرت و نظریه پرستش معتبرمی داند. به این ترتیب فلاسفه متأخر اسلامی و به ویژه مطهری به جای توجیه باور دینی و معقول جلوه دادن آن از طریق عقل عملی، بیشتر به دلایل اثبات محوری ترین اعتقاد دینی یعنی وجودخدا از طریق عقل نظری پرداخته اند، اما در میان فلاسفه غربی به ویژه پاسکال و جیمز، عمده مباحث حول محور معقول جلوه دادن باور دینی بوده است، نه اثبات حقانیت وجود خدا.
چرا با پیشرفت وسیع علم دانشمندان هنوز قادر به شناخت کامل خداوند نشده اند؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
راه شناخت خدا: راه های پیش روی بشر برای خداشناسی، سه قسم است: الف: راه حس و علم تجربی، یا راه طبیعت؛ این راه به نوبه خود به سه راه دیگر تقسیم می شود: 1. راه تشکیلات و نظاماتی که در ساختمان جهان به کار رفته است؛ 2. راه هدایت و راهنمای بیشتر ...
جایگاه «دل» در معرفت شناسی دینی پاسکال
نویسنده:
عبدالرسول کشفی ,سیاووش اسدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
چکیده :
پاسکال، در باب نظریه های توجیه معرفت شناختی، حامی «نظریه مبناگروی» است. از منظر او، باورهای پایه بر سه قسم اند: باورهای پایه تجربی، باورهای پایه ریاضی، و باورهای پایه دینی. پاسکال، توجیه باورهای پایه تجربی را از طریق «تجربه»، و توجیه دو قسم ریاضی و دینی را از طریق منبعی موسوم به «دل» می داند. این مقاله می کوشد با واکاوی آثار پاسکال، جایگاه «دل» را در اندیشه پاسکال، در مقام توجیه باورهای پایه ریاضی و دینی، به خصوص باورهای دینی، نشان دهد، و بدین وسیله، تقریری روشن از معرفت شناسی او ارایه کند. همچنین می کوشد تا معلوم سازد از منظر پاسکال، تفاوت دل با عقل چیست، و چرا پاسکال در نظام معرفت شناسی خود، دل را به جای عقل به کار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 151 تا 170
 توزین ایمان و کفر در ترازوی مصلحت
نویسنده:
ابراهیم نوئی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز پژوهشی دایرة المعارف علوم عقلی اسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قرآن، پیشوایان دینی و اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان، بارها به استدلالی پرداخته اند که با برانگیختن خوی تجارت پیشگی، آدمیان را به سوی ایمان فرا می خواند. این پرداخت اقناعی یا جدلی، کفه ایمان را در ترازوی مصلحت سنجی آدمیان، سنگین تر از کفه کفر نشان می دهد؛ زیرا انسان ها به هنگام داوری میان گزاره ها، به گزینشی روی می آورند که دربردارنده بیشترین مصالح و کم ترین زیان برای آنان باشد. بر این اساس چون کافران به این سنجش می پردازند، ناگزیر از پذیرش گزاره های دینی خواهند بود؛ زیرا حتی احتمال صدق آنها نیز می تواند بیشترین و پایدارترین مصالح را برای آنان برآورد و دشوارترین خطرها را از آنان دور سازد. این استدلال می تواند کافران را با تردید روبه رو ساخته و زمینه مناسبی برای حاکمیت ایمان مبتنی بر برهان فراهم آورد.این شیوه استدلال، شخص جاهل و شکاک میان ایمان و بی ایمانی را در مقام عمل نیز از سرگردانی خارج می سازد؛ هم چنانکه در هنگامه های شک و آشفتگی فکری بر دلگرمی مومنان نیز خواهد افزود.
صفحات :
از صفحه 203 تا 233
نقد و بررسی دیدگاه پاسکال جیمز و کی یرکگور با تکیه بر آراء مکی (در مقاله باوربدون دلیل)
نویسنده:
سیده منا موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
در این پژوهش به نقد و بررسی ایده سه تن از ایمان گرایان - پاسکال، جیمز و کی یرکگور پیرامون مسئله ایمان، و باور به خدا بر مدار مقاله باور بدون دلیل تألیف جی. ال. مکی پرداخته شده است. هر سه اندیشمند بر آنند که کنکاش درباورهای دینی به کمک عقل و برهان ما را به بن بست می رساند. زیرا این قلمرو، عرصه جولان و شکوفایی عقل و منطق نیست. عقل انسان به جهت محدودیت و گناه آلودگی اش و همچنین تناقض آمیز بودن متعلق ایمان توان تبیین و حل مسأله وجود خدا را ندارد. بلکه ما به این امور بدون هیچگونه برهان عقلی، صرفا ایمان می آوریم.اما در پاسخ به اینکه اصلا چرا ایمان آوریم، هر کدام شیوه ها و توجیه هایی ارائه داده اند که حاصلش این است که چون ایمان به خدا، بی نهایت نفع، خیر، سعادت و کمال آدمی را در بر دارد،پس هر که در پی این اهداف زندگی می کند، باید ایمان آورد. پاسکال استدلالی اقناعی با عنوان شرطبندی را مطرح می کند. با این بیان که شرط بستن بر وجود خدا در صورت برد، بی نهایت سود به دنبال دارد و حال آنکه چیزی هم از دست داده نمی شود. اما شرط بستن بر عدم خدا درصورت باخت خسران ابدی در پی دارد و در صورت برد سود چندانی به دست نمی آید. پس ایمان به خدا، عملی معقول و موجه است. جیمز، با اعمال شیوه پراگماتیکی در معنایابی و صدق گزاره ها، گزاره خدا وجود دارد را معنادار و حقیقی ارزیابی کرده، باور به آن را موجه می داند.زیرا در باور به این گزاره سود و منفعت عملی و صلاح باورمند نهفته است. کی یرکگور که اگزیستانسیالیستی می اندیشد، از همین منظر به این مسأله می نگرد. وی بر این باور است که آنچه مناسب تفکر اگزیستانسیالیستی است - یعنی احساس مسؤولیت، تحقق فردیت و هستی خویش، رهایی از و هم و پندار، اعمال اراده و گزینش و... - پژوهش انفسی است. قطع و یقین و حقیقت در سیر باطنی است.
  • تعداد رکورد ها : 44