مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 324
جایگاه حکمت در مدینه فاضله از منظر افلاطون و فارابی
نویسنده:
محمدصادق تقی زاده طبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان به عنوان موجودی که دارای سرشتی اجتماعی بوده و ذاتاً به دنبال سعادت و کمال است نیازمند بستری مطلوب برای نیل به أهداف عالیه خود می باشد.جامع? در پرتو حکمت بهترین زمینه برای ظهور و بروز استعدادهای بالقوه در انسان است تا بتواند با به فعلیت رساندن آن قوا به کمالات والای انسانی دست یابد. افلاطون به عنوان نخستین فیلسوف با طرحی نوین در قالب آرمان شهر و جامع? فاضله در این عرصه گام نهاد. پس از او نیز فارابی به عنوان موسس فلسفه اسلامی با بهره گیری از منابع وحی و تعالیم دین مبین اسلام در جهت إعتلای مقامات انسانی، ایده مدینه فاضله را مطرح کرد. هر دو فیلسوف با بیان اینکه تنها از راه جامعه حکمت‌محور می‌توان به سعادت حقیقی دست یافت، شرط اساسی و بنیادین تشکیل چنین إجتماعی را حاکم حکیم و زمامدار فیلسوف می‌دانند.در حقیقت آن چه در منظوم? فکری این دو پیشگام در طرح مدین? فاضله ضرورت پیدا می‌کند، زیستن در پرتو حکمت و حکومت حکیم است که موجبات سیر صعودی و در نهایت وصول به قله کمال را فراهم می آورد. از این رو نوشتار حاضر به تبیین و توضیح جایگاه حقیقی حکمت در مدین? فاضله افلاطون و فارابی پرداخته است.
بررسی "توحید و تثلیث" و "حدوث و قدم عالم" در نگرش عقل و دین براساس دیدگاه قدیس آکوئینی و صدرالدین شیرازی
نویسنده:
مهدی زارعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
رابطه بین فضایل اخلاقی و عقلانی از منظر فارابی و زاگزبسکی
نویسنده:
صادق میراحمدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ازجمله مسائل مورد مناقشه درباره فضیلت، ارتباط فضایل با یکدیگر است که اولین بار سقراط و افلاطون به آن پرداختند و نظریه یگانگی فضیلت را مطرح کردند. ارسطو این نظریه را نپذیرفت و فضیلت را به دو قسم عقلانی و اخلاقی تقسیم نمود. او بیشتر به بحث درباره فضیلت اخلاقی پرداخت و به این پرسش که چه رابطه ای میان فضیلت عقلانی و اخلاقی وجود دارد، پاسخ شفافی نداد. فارابی و زاگزبسکی، نظریه یگانگی فضیلت را نمی پذیرند و معتقدند فضایل عقلانی، غیر از فضایل اخلاقی هستند؛ فارابی در پاسخ به ارتباط بین فضایل، نظریه تقدم و تأخر و زاگزبسکی نیز نظریه زیرمجموعه را مطرح کرده اند. تحلیلی که فارابی و زاگزبسکی از ارتباط بین فضایل مطرح می کنند، درنهایت تقریر دیگری از یگانگی فضیلت ها است.
مقایسه مولّفه های ارزش شناسی و انسان شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی
نویسنده:
مجید فیروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این پژوهش مقایسه مولّفه‌های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا با اگزیستانسیالیسم الهی (کی‌یرکگارد ، یاسپرسو مارسل ) می‌باشد. حوزه معرفتی فلسفه تعلیم و تربیت فارغ از تعاریف بسیار گوناگونی که درباره آن وجود دارد، از دو منظر کلّی قابل بررسی است. از منظر اوّل، این حوزه معرفتی به مثابه قلمروی در طرح دیدگاه‌ها و نظریات فلسفی درباره ارزش و انسان محسوب می‌شود که سابقه‌ای به اندازه تاریخ تفکّرات بشری دارد. و منظر دوّم، می‌توان با مقایسه مولّفه-های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی به وفاق‌ها، شباهت‌ها، تأثیر گذاری و تأثیر پذیری از یکدیگر پی برد. این پژوهش روش اسنادی_ تحلیلی می‌باشد. برای جمع آوری داده‌ها از روش سند کاوی استفاده شده است. برای این منظور به کتاب‌ها، مدارک، اسناد، پایگاه‌ها و مقالات و پژوهش‌هایی که به دیدگاه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی پرداخته‌اند، مراجعه شده است. در تحلیل داده‌ها از روش توصیفی_ تحلیلی استفاده شده است. ملاصدرا درباره ارزش‌ها می‌گوید: ارزش‌ها با زوج محمول‌های حسن و قبیح، خیر و شر، مصلحت و مفسده، حق و باطل و طیب و خبیث و مانند این‌ها شناخته می‌شوند. منشأ ارزش‌ها در کمالات وجودی فرد، سیر تکاملی نفس و کمالات اولی می‌باشد. آزادی و حرّیت، عشق و تزکیه نفس. این ارزش‌ها خاصّ انسان و زمینه قرب الهی هستند. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند ارزش‌ها را انسان با انتخاب‌هایش خلق و آفرینش می‌کند. و هیچ ارزش ثابتی در دنیا وجود ندارد. ارزش‌هایی مانند ایمان به خداوند، ارتباط، آزادی، اختیار، تفرّد، مسئوولیت، کرامت و عشق در بین آن‌ها دارای اهمیّت می‌باشد. درباره انسان ملاصدرا می‌گوید: مقام انسان فراتر از مقام سایر موجودات، حتّی ملائکه است (اشرف مخلوقات بودن). هر چند صدرا معتقد به وحدت نفس و جسم است . جسم را مرتبه نازله نفس می‌داند ولی در نهایت به ثنویّت اعلی و ادنی درباره نفس می‌رسد. صدرا هویّت انسان را پسینی نه پیشینی می‌داند و معتقد است انسان خود باید سرنوشت خویش را بسازد. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند، تنها انسان است که از وجود برخوردار می‌باشد و باید تلاش کند که هستی دار گردد. انسان نباید خود را در این دنیا به امور بی فایده مشغول سازد. انسان باید از مرحله داشتن به بودن برسد. و در این راه ارتباط با دیگران در جهت هستی دار شدن از اهمیّت بیشتر برخوردار است. آنها معتقدند انسان‌ها در این جهان با وضعیت‌هایی روبه‌رو هستند و گریزی از آنها نیست، زلزله، سیل، مرگ، و... در مورد مرگ اعتقاد دارند که با مرگ افق تازه‌ای به روی انسان گشوده می‌شود و انسان فنا ناپذیر است.
بررسی تطبیقی وجود محمولی در حکمت متعالیه و فلسفه‌ی کانت و تحلیلی
نویسنده:
مسعود صادقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در فلسفه‌ی اسلامی سوال در مورد محمول واقع شدن وجود، قبل از فارابی مطرح بوده است. بعدها این سوال به صورت جدی‌تری مطرح شد. فیلسوفان مسلمان از طریق قاعده‌ی فرعیه محمول واقع شدن وجود را به چالش کشیده‌، معتقدند اگر در یک هلیه‌ی بسیطه وجود محمول واقع شود دور یا تسلسل پیش می‌آید. در فلسفه غرب نیز محمول واقع شدن وجود مورد تردید و انکار واقع شده است. آغازگر داستان انکار وجود محمولی، هیوم است اما این انکار بیشتر یاد آور نام کانت است. وی می‌گوید وجود محمول واقعی نیست. محمول واقعی آن است که باعث افزایشی در مفهوم موضوع شود اما وجود چون چنین نیست، صرفا نقش رابط را ایفا می‌کند. کانت پس از انکار وجود محمولی برهان‌های وجودی در اثبات وجود خدا را، به دلیل اینکه در این برهان‌ها وجود یک محمول واقعی قلمداد شده است، مخدوش می‌داند. همچنین گزاره‌های وجودی را ترکیبی می‌داند. فیلسوفان تحلیلی نیز ویژگی بودن وجود را انکار کرده‌اند. ایشان وجود را یک محمول درجه دوم می‌دانند. محمول درجه دوم محمولی است که فقط بر مفاهیم حمل می‌شود نه بر اشخاص. در تحلیل فیلسوفان تحلیلی از گزاره‌های وجودی، وجود در جایگاه سور قرار می‌گیرد، لذا معتقدند وجود چیزی بیش از سور قضیه نیست. استدلال ایشان این است که اگر وجود بر اشخاص حمل شود، گزاره‌های وجودیِ موجبه، همان‌گو و سالبه‌ی آنها خودشکن خواهند شد. در دیدگاه ایشان بحث وجود محمولی به مثابه یک بحث منطقی بلکه یک بحث زبانی مطرح شده است.با معیار قرار دادن هستی‌شناسی صدرا خصوصا بحث‌هایش در مورد اصالت وجود، ثبوت الشیء بودن و عکس الحمل بودن گزاره‌های وجودی، نتیجه می‌شود که دیدگاه کانت و فیلسوفان تحلیلی صائب نیست. سه اشکال اصلی بر کانت وارد است. اول اینکه معیار وی در مورد محمول واقعی و غیر واقعی معیاری اعتباری است که می‌توان در مقابل آن به معیارهای دیگری دست یازید؛ دوم اینکه گزاره‌های وجودی ترکیبی انتزاعی‌اند نه ترکیبی محض؛ سوم اینکه بر اساس اصالت وجود و حرکت جوهری آن، وجود است که می‌تواند به عنوان یک ویژگی فزاینده ابراز هویت کند. استدلال اصلی فیلسوفان تحلیلی نیز به دلیل اینکه گزاره‌های وجودی دلالت بر ثبوت‌الشیء می‌کنند مخدوش است. همچنین نظریه صدرا درمورد تخصص وجودروشن می‌کند که وجود حقیقتا باید بر اشخاص حمل شود. تعریف وجود محمولی نیز نشان می‌دهد که بحث وجود محمولی یک بحث فلسفی-منطقی است. اما برهان وجودی نه به خاطر محمول واقع نشدن وجود بلکه به دلیل خلط بین مفهوم و مصداق واجب‌الوجود مخدوش است.
بررسی تطبیقی علم الهی از منظر حکمت اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
زینب مشایخی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش تلاش شده تا دو نظریه حکمت اشراق و حکمت متعالیه در باب علم الهی تبیین و تطبیق گردد. درست است که بخشی از موضوع رساله مربوط به حکمت متعالیه است ولی از آنجا که ملاصدرا موسس حکمت متعالیه است و دیدگاه شخصی وی مبین نظریات حکمت متعالیه است دیدگاه این دو بزرگوار یعنی شیخ اشراق و ملاصدرا مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل اول این رساله، به مبادی تصوریه و تصدیقیه بحث علم خداوند پرداختیم مطالبی همچون: تعریف علم، اقسام علم و... .فصل دوم به دیدگاه شیخ اشراق اختصاص یافته است. شیخ اشراق بر این باور است که علم واجب به اشیاء، غیر از حضور اشیاء در حضور واجب ،معنای دیگری ندارد علم در واقع همان حضور شیء نزد شیء دیگر است، بنابراین تمام موجودات در محضر حق تعالی حاضرند. دیدگاه شیخ اشراق به علم حضوری علم واجب به اشیاء شهرت دارد. که در انتهای این فصل اعتراضات شیخ اشراق بر نظر ابن سینا در این رابطه مطرح می‌شود که ملاصدرا به پاسخ آن اعتراضات پرداخته و به نوعی از نظریه مشاء دفاع می‌کند.در فصل سوم ،اختصاصاً نظریه ملاصدرا در باب علم ازلی واجب به خود و ماسوا مطرح شده است. ملاصدرا برای تبیین علم واجب به ماعدا ،دوروش را طی می‌کند: اول ،روش حکما و دوم، روش عرفا. در این بخش ،روش برهانی به این نحو بیان شده است که با مقدمات برهانی، علم واجب به ماسوا را در مقام ذات واجب اثبات می‌کند و کمبود دیدگاه مشاء و اشراق را در این می‌داند که علم واجب را در مقام ذات اثبات نمی‌کنند و این موجب نقص ذات واجب می‌شود. در روش عرفانی با بیان چند مقدمه، به این نتیجه می‌رسیم که واجب در مقام ذات، علم به ذات و صفات و لوازم ذات و صفات داشته و هیچ کدام خارج از ذات نمی‌باشد.در فصل چهارم ،علم فعلی واجب تعالی به مادیات از نظر ملاصدرا بیان شده است. ملاصدرا با به کار بردن مبنای اصالت وجود و لوازم آن یعنی :بساطت و وحدت تشکیکی وجود به منظور اثبات مساوقت علم و وجود به بیان کیفیت علم فعلی واجب به مادیات می‌پردازد و این که تغییر در علم فعلی واجب تعالی به مرتبه مادیات، موجب اثبات هیچ نقصی برای وی نمی‌باشد.فصل پنجم نیز نگاهی انتقادی و تطبیقی به هر دو دیدگاه داشته که محوریت این پایان‌نامه را تشکیل می‌دهد.
جسم از دیدگاه معتزله و حکمت متعالیه
نویسنده:
ام البنین قربانی مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مطالعه‌ی تطبیقی آراء اندیشمندان معتزله و پیروان حکمت متعالیه و توجه به حاصل اختلاف نگرش آنان در خصوص ماهیت جسم، می‌تواند در الهیات نتایج بدیعی را آشکار سازد. بر اثر این مطالعه درباره‌ی ماهیت جسم، معلوم می‌گردد چگونه می‌توان تصوری درباره‌ی مهم‌ترین مسائل الهیات همچون؛ خدا، فرشتگان، مبدأ و معاد و نفس داشت، و تعریف غیر جسمانی از این موضوعات ماوراء الطبیعی ارائه داد. مهم‌تر، با چه روشی باید برای حل این مسائل اقدام کرد؛ اگر چه روش عقلی، روش مشترک میان دو دیدگاه بوده است. اندیشمندان معتزله در تعریف از جسم در دو دسته‌ی طرفداران جزء لا یتجزی و منکران جزء لا یتجزی قرار دارند. حکمای متعالی در تعریف خود از جسم به اصول منطقی تعریف توجه داشته و چنین تعریفی را محور قرار داده‌اند: جسم جوهری است که بتوان در آن سه جهت متقاطع بر زوایای قائم فرض کرد. در مقام داوری سعی شده است موازین الهیات عقلی محک آراء قرار بگیرد. با این موازین خطاهای منطقی استدلال‌های عقلی معتزله آشکار می‌گردد. از میان همه‌ی تعاریف، تفوق تعریف حکمت متعالیه آشکار می‌گردد که علاوه بر الهیات عقلی در سایر حوزه‌های مرتبط نیز نقش‌آفرین بوده است. متقابلاً تعریف معتزله به جهت محدودیت تئوری جزء لا یتجزی و ابتنا بر معلومات ناقص کارایی چندانی ندارد.
عقل و دین از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
ظاهر اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی رابطه عقل و دین یکی از بحثهای دین یکی از بحثهای دیرینه در میان دین پژوهان و فلاسفه بوده است که هر کدام نسبت به سازگاری و ناسازگاری آنها پرداخته و به کارکردهای عقل در رابطه با دین اظهار نظر فرموده اند. در این رساله دیدگاه اختصاصی غزالی و ملاصدرا که هر دو نقش مهمی در این میان داشته اند مطرح شده است. آنچه مطالب این رساله را در برخواهد داشت چهار فصل است. در فصل اول به تاریخچه این بحث در میان اندیشمندان مسلمان و مسیحی پرداخته شده همچنین در این بخش واژه های کلیدی عقل، دین توضیح داده شده و مراد اصلی از واژه مورد نظر در این بحث تبیین گردیده است. در فصل دوم به شرح حال و آراء غزالی در پیوند عقل و دین پرداخته شده و عمده دلایل مخالفت غزالی با فلاسفه مورد پژوهش قرار گرفته است. هرچند غزالی در مخالفت با فلاسفه مشهور گشته ولی خودش لحظه ای از تفکر عقلانی غافل نشده و به هماهنگی عقل و شرع اصرار ورزیده است. غزالی از متکلمان اشعری و فقهای نامدار شافعی است که دیدگاه وی را باید از این دو زاویه مورد بحث و کنکاش قرارداد ایشان عقل را به عنوان مفتاح شریعت می پذیرد و بعد از اثبات شرع به آن توجه و اعتنایی نمی کند. در فصل سوم گزیده زندگانی و آثار ملاصدرا معرفی و دیدگاه او در رابطه با عقل و دین بیان شده است ملاصدرا از حکمای شیعه است که حکمت متعالیه را بنیان نهاده و به تطابق حکمت و شریعت اصرار ورزیده است. در نظام حکمت صدرایی قرآن برهان عرفان موید یکدیگر خوانده شده است. از دیدگاه ملاصدرا هم قبل از شرع و هم بعد از شرع ما نیازمند استدلالهای عقلی و مکاشفات ذوقی هستیم و هیچگاه مکاشفات ذوقی با قوانین برهانی در تضاد و ستیز نخواهد بود. در فصل چهارم میان دیدگاه غزالی و ملاصدرا مقایسه انجام گرفته است. خلق آثار عدیده تاثیر نفوذ افکار آنها بر متأخران اهتمام به کشف و شهود عرفانی پای بندی به استدلالهای عقلی و برهانی تدریس و تحقیقاز جمله امتیازات مشترک این دو دانشمند بزرگ است. اماآنچه حکیم متاله صدرای شیرازی را از حجت الاسلام غزالی امتیاز می بخشد ابتکارات جدید او و بنیانگذاری حکمت متعاله است. او نسبت به حکمای مسلمان و فلاسفه یونان باستان با دید مثبت نگاه می کند برخلاف غزالی که به بیان تهافت آراء آنها پرداخته و برخی از آراء فیلسوفان مسلمان را موجب کفر آنها می داند. غزالی و ملاصدرا برای عقل نقش و جایگاه ویژه ای را در نظر می گیرند. غزالی کاربرد عقل را تا زمان دسترسی به شرع برجسته دیده و پس از آن آنرا کنار می گذارد ولی ملاصدرا هیچگاه عقل را کنار ننهاده بلکه هم قبل از شرع و هم بعد از شرع از آن مدد می گیرد.
بررسی مقایسه ای مفهوم جوهر در دیدگاه حکمت مشا و حکمت متعالیه
نویسنده:
عذرا صادقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله که موضوع آن بررسی مقایسه ای مفهوم جوهر از دیدگاه حکمت مشا و حکمت متعالیه است بر 3 بخش و 19 فصل مشتمل است . بخش اول که مشتمل بر سه فصل است در زمینه کلیات است . بخش دوم شامل 6 فصل است و بررسی مفهوم فلسفی جوهر را به عهده دارد، دراین بخش تعاریف مختلف جوهر از دیدگاه ارسطو، ابن سینا، شارحان و متاخران ابن سینا و ملاصدرا مطرح شده است . و در نتیجه مقایسه ای بین تعریف ابن سینا از جوهر و ملاصدرا صورت گرفته است با این توضیح که تعاریف این دو بزرگوار تقریبا هماهنگ بوده است و کمتر اختلافی در ان دیده می شود اگر چه می توان مشکلات ابن سینا را در مبحث جوهر بیشتر از صدرالمتالهین دانست که البته شیخ الرئیس چاره اندیشی هایی برای رهایی از مشکلات داشته است ولی از نظر ملاصدرا مورد قبول واقع نشده و با راه حلهایی که ارائه می کند در صدد نجات ابن سینا از تنگناهای موجود است . بخش سوم مشتمل بر 8 فصل است . که آخرین فصل آن به نظر می رسد مهمترین فصل آن باشد، در زمینه جوهریت خداوند است که هر دو فیلسوف بزرگوار اعتقاد بر عدم جوهریت باریتعالی دارند اگر چه دلائل آنها متفاوت است ولی در نهایت می توان بهترین دلیل را این چنین مطرح کرد که جوهر ماهیتی است اگر در خارج موجود شود از موضوع بی نیاز خواهد بود و این در حالی است که خداوند باریتعالی ماهیت ندارد. ( ماهیته انیته) پس خداوند جل و علا جوهر نیست.
  • تعداد رکورد ها : 324