مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 324
امکان سنجی تطبیق انسان شناسی صدرایی و انسان در فلسفه های اگزیستانس (با تأکید بر اندیشه های یاسپرس و سارتر)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان عربی، معصومه سادات سالک
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پرديس فارابی دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«وجود» و «تقدم وجود بر ماهیت» عباراتی کلیدی در فلسفۀ صدرایی و فلسفه های اگزیستانس هستند که در نظر اول امکان بررسی تطبیقی و برقراری برخی تشابهات در زمینۀ انسان شناسی را به ذهن متبادر می کنند. صحت این فرضیه در بررسی دقیق تر واژه های «انسان»، «وجود انسانی» و نیز ملاحظۀ روش در فلسفۀ اگزیستانسیالیسم ملحدانه (به نمایندگی سارتر) و خداباور (به نمایندگی یاسپرس) پیگیری می شود و طرح هرگونه تطبیق در تحلیل مفهوم، روش، غایت، مبانی و خاستگاه های این دو مشرب فلسفی سنجش خواهد شد. این در حالی است که خصیصۀ اصلی اگزیستانسیالیسم که انسان به عنوان محور و حتی غایت در آن مطرح شده، ارجاع به امور عینی با کاربست شیوۀ پدیدارشناسانه است که در واقع نوعی واکنش به فلسفه های انتزاعی به شمار می آید. در حالی که در انسان شناسی صدرایی، محوریت انسان به سمت غایت قرب الهی جهت گیری شده و در تبیین سازوکار فلسفی این انسان شناسی، شیوۀ انتزاعی مبتنی بر مبناگرایی و وزن دادن به داده های انتزاعی ذهن به عنوان پیش فرض پذیرفته شده است. در انسان شناسی عرفانی که ملاصدرا متأثر از آن بوده، انسان محور عالم است و عالم در خدمت اوست. اما با این تفاوت عمده با مکاتب اگزیستانس که محور بودن انسان و شأن و منزلت او، به واسطۀ ارتباط او با حق تعالی است.
صفحات :
از صفحه 429 تا 462
تبیین فلسفی وحی و نبوت در حکمت متعالیه ملاصدرا در مقایسه با توماس آکوئینی
نویسنده:
علیرضا فاضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله‌یِ حاضر به تبیین فلسفی وحی و نبوت –نه رابطه‌یِ عقل و وحی-در نظام حکمت متعالیهو مقایسه‌یِ آن با آراء توماس آکوئینی در باب نبوت می‌پردازد، غرض اصلی بیان چگونگی پیدایش علمی الهی به طریقی غیر متعارف در شخص نبی است. نخست به مبادی تصوری بحث در دو سنت اسلامی و مسیحی پرداخته می‌شود تا زمینه‌ای مشترک برای تطبیق از منظری فلسفی یافته شود. پس از آن به تعالیم دینی که به نوعی راهگشای چگونگی توصیف علم نبوی است، اعتنا می‌شود. برخی زمینه‌یِ بحث نبوت را نظر یونانیان در باب پیشگویی در رویا دانسته‌اند؛ به این سبب رویا بینی نزد پیش سقراطیان، افلاطون و ارسطو بررسی شده است تا مشخص شود فیلسوفان اسلامی در این بحث راه ایشان را نپیموده اند. پس از آن فیلسوفانی که پیش قدم بحث نبوت بوده‌اند، مثل فارابی، ابن‌سینا و سهروردی مدّنظر قرار گرفته‌اند، تا سیر بحث و تطور آن آشکار شود. در فصلی جداگانه به مبانی روش شناختی، وجود شناختی و معرفت شناختی مرتبط به بحث نبوت، نزد آکوئینی و صدرالمتألهین پرداخته می‌شود. در قسمت اصلی بحث به آراء هر دو فیلسوف در خصوص نبوت پرداخته می‌شود و عناصر و مفاهیم آن بررسی می‌شود. ابتدا به هستی نبوت که اثبات آن است و براهین ضرورت نبوت در آکوئینی و ملاصدرا پرداخته می‌شود. پس از آن چیستی نبوت بررسی می‌گردد سخن توماس در این باب بیشتر سلبی است. و چیستی نبوت نزد ملاصدرا به مبحث کلام الهی پیوند دارد. مسأله‌یِ ویژه‌ای که در چیستی نبوت مورد اهتمام قرار گرفته است، دیگرگونی معرفت نبوی و غیر هم سنخی آن با سایر انحاء معرفت بشری است. سپس به نحوه‌یِ اتصال نبی به منبع وحی و نحوه‌یِ تلقی حسی، خیالی و عقلی معارف وحیانی پرداخته می‌شود. توماس در امتداد تمایز بین آموزه قدسی و ادراک تکوینی عقل طبیعی، نبوت الهی و نبوت طبیعی را از هم جدا می کند. این تمایز به طور ویژه بررسی می‌شود تا معلوم گردد که اطلاق تبیین طبیعی نبوت، بر نظرات فیلسوفان مسلمان روا نیست.در قسمت اصلی، بحثبه شکل موضوعیو اغلب مزجی پیش برده شده است تا همه جا امکان مقایسه فراهم باشد. در انتهای سخن به وحی در ساحت زبان پرداخته می‌شود مسأله‌ای که امروز مورد چالش بسیار است و سعی می‌شود با توجه به امکانات حکمت متعالیه وحی بودن الفاظ قرآنی اثبات گردد.
بررسی و تحلیل جایگاه خیال در حکمت متعالیه ملاصدرا در مقایسه با فلسفه کانت
نویسنده:
حسن مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در بحث جایگاه خیال، رویکرد ملاصدرا که هم وجود شناسانه است؛ هم معرفت شناسانه مستحکمتر از رویکرد کانت است که فقط معرفت شناسانه می باشد زیرا؛ بدون داشتن وجود شناسی قوی و نقادانه نمی توان کارکرد معرفتی نفس را که خود امری وجودی است به درستی شناخت. بعلاوه جنبه وجود شناختی این بحث که به اثبات تجرد قوه خیال، خلاقیت نفس و تحقق عالم خیال و تکثر آن می انجامد به توجیه اموری چون معاد جسمانی، تناسخ، چیستی وحی و تجارب عرفانی، رابطه نفس و بدن، چگونگی خلق اثر هنری و چیستی تأویل کمک بسیار می کند در حالیکه فقدان بحث در مورد عالم خیال در فلسفه غرب که ناشی از پیروی فلاسفه قرون وسطا از افکار ابن رشد است موجب شده تا کانت نیز به این عالم و امور معرفت شناختی مربوط به آن بی توجه بماند و فلسفه نقادی او قادر به پاسخگویی در مورد این نوع مشکلات فلسفی مهم نباشد.نظرات ملاصدرا و کانت در مواردی مثل تعامل فاعل شناسایی و متعلق آن در ایجاد شناخت، خلاقیت خیال و وساطت صور خیالی و شاکله ها بین کثرات حسی و مفاهیم محض به ظاهر مشابهت دارند؛ اما به واسطه تفاوتی که در مبانی و رویکردها دارند برداشتی متفاوت از این عناوین دارند. ملاصدرا با تکیه بر اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، به حقیقت وجود و ظهور آن در ذهن و عین توجه کرده؛ اما کانت فقط به پدیدار محدوده در ذهن و مفاهیم توجه دارد. برای مثال تعامل ذهن و عین در فلسفه کانت، با تعریف جدید او از عینیت که آن را انقلاب کپرنیکی می نامد منجر به ایجاد ایده آلیسم استعلایی و فاعل شناسای خود بنیاد می شود درحالیکه خلاقیت خیال در حکمت متعالیه نه به معنای تعامل ذهن و عین است، نه به معنای ایده آلیسم بلکه نفس بواسطه حرکت جوهری و اشتداد وجودی، علوم حسی و خیالی را از باطن خود که همان حقیقت وجود نفس است مطابق با ظهور عینی اشیا، انشاء می کند و امور مادی فقط در حد علت معدِّه می باشند.در برخورد با مسأله شناخت راه حل ملاصدرا بر اساس مبانی حکمت متعالیه دارای استحکام بیشتری است؛ زیرا نظریه وحدت تشکیکی وجود که شامل وجود نفس هم می شود، ضامن یکسان بودن ماهیت اشیاء در ذهن و عین و یکسان بودن ماهیت اشیاء در مراتب مختلف وجود ذهن است زیرا حقیقت وجود اشیاء، یک حقیقت است که در دو مرتبه ذهن و خارجو در مراتب مختلف وجود ذهن به یکسان ظهور کرده است. در فلسفه ملاصدرا نسبت مراتب ذهن، نسبت ظهور و بطون است که مشکلی برای انطباق آنها وجود ندارد اما در فلسفه کانت نمی توان مطمئن بود که قوه خیال بواسطه عمل شاکله سازی، حکایت درستی از مقولات دارد یا نه. ملاصدرا عالم ماده را ظهور عالم مثال و عالم مثال را ظهور عالم عقل می داند و بر همین اساس، انسان و قوای ادراکی او را نیز دارای سه مرتبه می داند. همان حقیقتی که اشیاء مادی را ظاهر می کند می تواند ظهوری ذهنی از آنها در ذهن نیز ایجاد کند تا مشکل انطباق ذهن و خارج حل شود. این حقیقت امری بیرون از انسان نیست تا امکان فریبکار بودن یا نبودن آن مطرح شود بلکه حقیقت انسان در مرتبه عقلی و مراتب بالاتر همان حقیقت هستی و حقیقت تمام حقایق یعنی خداوند است.
حقیقت عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرا و کانت
نویسنده:
طوبی لعل صاخبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله‌ی نفس (خود) از جمله مسائل اساسی و آغازین ذهن بشر بوده است. در این میان برخی مکاتب رواشناسی و فلسفی به نحو ویژه به این مسأله پرداخته‌ند.این نوشتار در صدد بررسی نفس این محور بنیادی از دیدگاه ملاصدرا و کانت می‌باشد و در این راستا موضوعات پیرامون نفس و ارتباط آن با عقل، مبانی و نتایج هر یک را بدین ترتیب مورد تبیین و بررسی قرار می‌دهد: در گام نخست عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرابررسی می‌شود. سپس دیدگاه کانت درباره‌ی عقل و نفس تبیین می‌گردد و در خاتمه به بیان و مقایسه‌ی دو دیدگاه پرداخته می‌ شود.
بررسی موضوع عقل و کارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و مصباح یزدی
نویسنده:
مرتضی مرادی بیرون
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی موضوع عقل وکارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدیشناخت عقل و عملکردهای آن یکی از مهمترین موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان و متکلمان واقع شده است و به همین دلیل جایگاه مهمی در معارف بشری و الهی دارد.با شناخت عقل و مباحث محوری پیرامون آن و نیز کارکردهای آن، باورهای دینی و اعتقادی انسان رشد می کند و اینجاست که انسان در سایه رشد افکار و اندیشه های دینی و اعتقادیش به مرحله کمال می رسد. پژوهش حاضر در راستای بررسی کارکردهای عقل، کوشیده است دو کارکرد آن را که حائز اهمیت بیشتری هستند و عبارتند از:1- کارکرد عقل در معرفت شناسی 2- کارکرد عقل در حوزه اخلاق، از دیدگاه دو دانشمند عصر حاضر یعنی شهید مطهری و استاد مصباح یزدی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. این دو کارکرد، اهمیت موضوع عقل را بخوبی مشخص میکنند چراکه با شناخت عقل و عملکرد آن، انسان خود راشناخته و مسیر زندگی خود را تعیین می کند.نگارنده برای بررسی موضوع عقل و دو کارکرد آن، با مراجعه به آثار دو دانشمنداز دیدگاه آنها فیش برداری کرده و در نهایت با مقایسه تطبیقی دیدگاه ها، به اشتراکات و افتراقات دو دیدگاه پرداخته است.
بررسی و مقایسه شرح منظومه و نهایه الحکمه
نویسنده:
مختار تبعه ایزدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
حکیم سبزواری و علامهء طباطبائی از برجسته‌ترین فیلسوفان و متفکرین بعد از ملاصدرا هستند. هر دو فیلسوف صدرائی مشرب و از مهمترین شارحان و مفسران فلسفهء ملاصدرا می‌باشند. هم‌اکنون کتاب شرح منظومه سبزواری و "بدایه و نهایه" علامه طباطبائی متون اصلی درس فلسفه در مراکز آموزش فلسفه هستند. در این پایان‌نامه دو کتاب شرح منظومه و نهایه‌الحکمه مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته‌اند. این مقایسه در هشت گسترهء اصلی انجام گرفته که همین هشت گستره عناوین فصول پایان‌نامه نیز می‌باشند و در فصل نهم نتیجه نهایی اخذ شده است . این نتیجه‌گیری شامل محاسن و معایب این دو کتاب و همچنین پاسخ به سئوال مطرح شده در مقدمهء پایان‌نامه و یک پیشنهاد می‌باشد. سئوال مطرح شده در مقدمه چنین است : آیا یکی از دو کتاب شرح منظومه و نهایه الحکمه بر دیگری ترجیح دارد یا خیر؟ اگر دارد به چه دلیل؟ این دو کتاب از این هشت جهت با هم مقایسه و بررسی گردیده‌اند: -1 رعایت ضوابط کتاب درسی. -2 استدلال‌ها و براهین. -3 شیوهء بیان دو حکیم. -4 اختلافات موجود در مباحث ، مسائل و نظرات دو حکیم. -5 نقدهای واردشده دو حکیم. -6 بینش تاریخی دو حکیم. -7 ابتکارات مشهود دو حکیم و اختلافاتشان با ملاصدرا. -8 مبانی جهان‌شناسی.
مقایسه برهان صدیقین در حکمت مشا و حکمت متعالیه
نویسنده:
سعید ریاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در فصل اول؛ رساله با عنوان کلیات؛ به بررسی براهین خداشناسی (حرکت، حدوث، وجوب و امکان) پرداخته و ذکر شده که به دلیل ضعف براهین؛ فیلسوفان مسلمان از این براهین عدول کرده و برهان دیگری که از استحکام و توانایی افزون برخوردار بوده بنیان نهادند. در ادامه به تاریخچه برهان صدیقین و جایگاه این برهان در میان مجموعه براهین اشاره شده است. فصل دوم؛ به بررسی برهان صدیقین در حکمت مشاه پرداخته است. نخست حکمت مشا معرفی شده است و سپس مقدمات برهان صدیقین ابن سیا و تقریر وی از برهانش بیان شده است. در ادامه اشکالات وارده بر این برهان ذکر شده و برهان وی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. و نیز دراین فصل تقریرات نوزده گانه حکیم آشتیانی ترجمه شده و تقریر سهروردی نیز بیان شده است. فصل سوم؛ با معرفی حکمت متعالیه آغاز شده و در آن ابتکارات فلسفی ملاصدرا بیان شده است. طرح مقدمات برهان ملاصدرا نیز از دیگر مباحث این فصل می باشد که پس از اثبات آنها تقریر صدرالمتالهین بیان شده، و مورد بررسی قرار گرفته است. مباحث پایانی فصل سوم اختصاص به تقریر حکیم سبزواری و علامه طباطبایی از برهان صدیقین دارد. در فصل چهارم؛ برهان وجودی در فلسفه غرب مورد بررسی قرار گرفته است. نخست تاریخچه برهان و پس از آن تقریر آنسلم و تقریر دکارت بیان شده است. در ضمن مطالب این فصل، نقادی های وارده بر این برهان نیز ذکر شده است. در پایان این فصل هم برهان صدیقین با برهان وجودی مقایسه شده است. فصل پنجم؛ نیز به مقایسه برهان صدیقین در حکمت مشا و متعالیه پرداخته و در این فصل نیز تقریر برهان ابن سیا و صدرالمتالهین به روش منطقی ریاضی اثبات شده است. در پایان امیداست این پایان نامه که به هدایت و راهنمایی دکتر میرباقری و دکتر رسولی پور به انجام رسیده، بتواند به هدفهای اصلی رساله دست یابد و در شناخت و شناساندن برهان صدیقین از طریق بررسیهای مبتنی بر تحقیق علمی و استدلالهای روشن موثر افتد و مفید واقع شود.
تحلیل و بررسی حسن و قبح عقلی از دیدگاه فخر رازی و خواجه طوسی ناظر به کتاب تلخیص المحصل
نویسنده:
سارا راستی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , خلاصه اثر , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خواجه‌ی طوسی از متکلمین امامیه است که داعیه‌ی حسن و قبح عقلی را دارد. بنابراین او باید در هر امری به عقل و روش عقلی مراجعه کند و حال آنکه روش نقلی و استفاده از آیات و روایات برایش غیر معمول نیست. خصوصا در بحث ایمان، دلایل نقلی بسیاری را مطرح می‌کند. فخر رازی نیز متفکر پر آوازه‌ی اشعری است که او را بر خلاف اشعری بودنش، فردی عقل‌گرا می‌یابیم. در این زمینه چند احتمال به ذهن متبادر می‌شود:الف- عقل گرایی فخرالدین رازی، به این معناست که او به حسن و قبح عقلی معتقد است. ب- فخر رازی به زبان حسن وقبح شرعی را تایید می‌کند، ولی در عمل ملتزم به آن نیست.ج- فخر رازی کاملا معتقد به حسن و قبح شرعی است و برای عقل گرایی‌اش توجیه دیگری وجود دارد.در استخراج مبانی حاصل از استدلال‌های فخر، برای مورد بموارد متعدد پیدا می‌کنیمفخر هم به کافی نبودن عقل اذعان دارد و هم عدم استفاده از آن را تاب نمی‌آورد. امر دیگری که پیرامون فخر مورد مناقشه است، تهافت و تناقض گویی‌های او در کتب و نوشته‌های مختلف درباره‌ی موضوعات مختلف است.آیا فخر رازی با عقل به شکل مطلق مخالف است؟ پاسخ این سوال، قطعا منفی خواهد بود، زیرا کسی که با عقل به شکل مطلق مخالف است، در نقلیات از آن بهره نمی‌برد. آنچه فخر رازی شدیدا با آن مخالف است، چیزی جز عقل مستقل نیست. اتفاقا فخر موافق عقل منفعل از دین و عقل ابزاری است و چنانکه آورده شد در سمعیات نیز از آن استفاده‌ها کرده و بهره‌ها برده است. ممکن است سوالی پیش بیاید که آیا ممکن است کسی با اصل تناقض مخالف باشد ولی بتواند عقل منفعل از دین را بپذیرد؟ به نظر می‌رسد که چنین چیزی ممکن نباشد. هر چند فخر با اصل تناقض مخالفت می‌کند ولی نیک می‌داند که نفی اصل تناقض، نقل را هم زیر سوال می‌برد. بنابراین با عقل مستقل به شکل مطلق مخالفت نمی‌کند اما نقش عقل مستقل را در حد درک ناتوانی‌های عقل می‌داند و به عبارتی برای آن نقشی سلبی قائل می‌شود.با توجه به این نکته نباید فخر را فردی متضاد در عقیده و عمل دانست. او از این روش برای محدود کردن عقل بهره می‌جوید، زیرا غیر از این طریق، راه دیگری برای این مهم، قابل تعریف نیست.بنابراین به نظر می‌آید تنها عملی که فخر عقل را در آن، مستقل از نقل می‌داند، تعیین نقشی سلبی برای اوست و آن این که عقل در چه محدوده‌ای نمی‌تواند وارد شود. شاید بتوان به همین دلیل او را امام المشککین دانست. زیرا او به تمام آن چه حاصل عقل است می‌تازد و در تمامی آن‌ها تشکیک وارد می‌کند تا آن‌ها را از قطع عقلی بیرون آورد.در مقابل، خواجه‌ی طوسی قرار دارد که چون پیرو حسن و قبح عقلی است، در مقابل نقل صریح، سر تسلیم فرود می‌آورد. زیرا عقل برای او حجیت صد درصدی ندارد. برای او نیز عقل تعیین کننده‌ی محدوده‌ی جولانگاه عقل است و این یعنی محدوده‌ی عقل در حسن و قبح رانیز عقل تعیین می‌کند.
نسبت عقل و فاهمه در فلسفه کانت و هگل
نویسنده:
فاطمه مهرزادصدقیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه با موضوع نسبت عقل و فاهمه در فلسفه های کانت و هگل، به بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف معاصر در باب معرفتشناسی میپردازد. از جنبه های معرفتشناسانه نظام ایشان دو قوا فاهمه و عقل از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا دیدگاه آنان در مورد حدود و ثغور شناسایی را دربرمیگیرد.از نظر کانت فاهمه تنها قوه ای است که با همکاری حس، قادر به فراهم آوردن شناسایی معتبر و عینی است.همچنین در دیدگاه او تنها شناسایی نظری معتبر، شناخت از پدیدار ها است و نه اشیا فی نفسه.نقشی که عقل در این میان برعهده میگیرد نقشی تنظیمی و محدود کننده است.عقل گسترش دهنده محدوده دانش نیست، بلکه باید همواره آن را به دانش پدیداری محدود سازد. از این لحاض فاهمه و عقل در نظام معرفتشناسی کانت دو قوه متعارض اند.اما هگل محدود بودن دانش را برنمیتابد و در پی ان برمی آید تا با نقد مبانی معرفتشناسی کانت، این تعارضات را به وحدت مبدل سازد.نتیجه چنین است که او با بهره بردن از دیالکتیک به صورت خلاقانه و فراگیر،تمام قوای شناختی در انسان را در طول یکدیگر،از پایینترین تا بالاترین مرتبه، انتظام میبخشدو بدین ترتیب تعارضات فلسفه کانت در مرتبه ای والاتر ارتفاع می یابند.بالاترین مرتبه ارتفاع تعارضات در نظام هگل، مربوط به عقل است که از قدرتی نامحدود برای شناخت برخوردار است.
مطالعه تطبیقی معرفت عقلی از دیدگاه مرتضی مطهری و کارل ریموندپوپر در قلمرو اهداف عقلانی تعلیم و تربیت
نویسنده:
تیمور حسن پور طارمسری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعلیم و تربیت در عرصه نظر و عمل از دیدگاه هایی پیرامون معرفت شناسی به طور کلی و معرفت عقلی به طور خاص بهره می گیرد؛ تا بتواند اهداف عقلانی تعلیم وتربیت را ترسیم نماید . در این مسیر از دوره پیشا سقراطی تا کنون آراء و نظرات متعددی مطرح گردیده است . با مقایسه این نظرات و بسط آن می توان به چشم اندازهای روشن و جدید دست یافت .مقایسه نظرات در دو حوزه « تعلیم و تربیت اسلامی» و « حوزه غربی» مساله پژوهش حاضر است ؛ که در این مسیر و بستر به سئوالاتی در مورد چگونگی نحوه تبیین معرفت شناسی، معرفت عقلی ، انواع معرفت ، و ساختار معرفت و رابطه معرفت عقلی با اهداف عقلانی تعلیم وتربیت از منظر و دیدگاه دو اندیشمند- از حوزه تربیت اسلامی – مطهری و – از حوزه تربیت غربی – کارل پوپر -با استفاده از رویکرد تحلیل « توصیفی – تطبیقی» برمبنای الگوی " فرانکنا" پاسخ داده می شود . نتایجحاصل از پژوهش نشان می دهد در حالی کهپوپر با نگاه ایدئولوژیک به تعلیم و تربیت می نگرد ؛ و مبنای فلسفی وی پراگماتیسم است . بیشتر معرفت ها در نگاه پوپر پسینی است ، به توان سلبی عقل باور دارد .با قبول به اصل ابطال پذیری قائل به نظریه تکاملی معرفت است ؛ غایت علم را قدرت می پندارد. اما در خصوص معرفت شناسی ، نظریه مطهری واکنشی است یعنی در کنش با نظریه های مطرح شده پدیدار گشته است . مبنای فلسفی تعلیم وتربیت نزد او مماس بر رئالیسم و ایدئالیسم است . معرفت شناسی مطهری به کانت نزدیک است وی هدف نهایی تعلیم وتربیت را پرورش قوّه عقلانی می داند که آن هم با نقادی گفت و گو حاصل می شود .
  • تعداد رکورد ها : 324