مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1414
نسبت نفس و معرفت در حکمت صدرایی و تاثیر آن بر معاد شناسی
نویسنده:
حسن پناهی آزاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
صدرالمتألّهین در تحلیل نشآت اُخروی نفس، از مبانی و دلایل متعدّد هستی‌شناختی، نفس‌شناختی و معرفت‌شناختی بهره‌برداری کرده است. تحقیق حاضر با استفاده از این مبانی و دلایل، نسبت نفس و معرفت را از منظر صدرالمتألّهین به دست آورده و با استفاده از این نسبت، به تحلیل احوال و نشآت اُخروی (لذّت و ألم اُخروی، تجسم اعمال و خلود) و چگونگی درک حقایق اُخروی برای نفس پرداخته است.نفس، وجودی مجرّد است که به بدن تعلّق تدبیری دارد. معرفت نیز امر وجودیِ مجرّد و طبق قواعد و دلایل موجود در مکتب صدرایی، با نفس تحقّق است. اتّحاد نفس با معرفت‌های حسّی و خیالی، در تحلیل پذیرفته صدرا، مبتنی بر علیّت نفس نسبت به آن مدرَکات است؛ اما در نگاه ممتاز وی، این اتّحاد، مبتنی بر نسبت تشأن میان نفس و مدرَکات نفس است. از سوی دیگر، نفس وجودی زوال‌ناپذیر است؛ بنابراین، مدرَکات، عقائد، نیّات ملکات و درپی آن، اعمال نفس نیز که با آن یگانگی وجودی دارند، فناناپذیر می‌باشند. به بیان منطقی، مدرَکات، نیّات، عقائد، ملکات و اعمال نفس با نفس اتّحاد وجودی دارند؛ نفس حقیقت وجودی زوال‌ناپذیر است؛ در نتیجه مدرَکات، نیّات، عقائد، ملکات و اعمال نفس اموری زوال‌ناپذیرند.علاوه بر این، نفس و معرفت هر دو از اقسام وجودند و هر آنچه از اقسام وجود باشد، داری احکام و ویژگی‌های وجود، ازجمله تشکیک و ذومراتب بودن، نیز خواهد بود؛ بنابراین، نفس و معرفت دارای مراتب وجود هستند؛ یعنی همچنان که وجود دارای مراتب طبیعت، مثال و عقل است، نفس و معرفت نیز دارای همین مراتب می‌باشند و نفس در هر مرتبه از مراتب ادراکی (حسّی، خیالی و عقلی)، متعیّن به همان مرتبه وجودی است. نفس در حیات دنیوی (که موطن ظاهر موجودات است) با مدرَکات و معرفت‌های ظاهری محشور است؛ اما در حیات اُخروی (که موطن به ظهور رسیدن باطن حقایق وجودی است) با علم باطنی (حضوری) نسبت به باطن حقایق هستی؛ ازجمله باطن هستی خود همراه (بلکه یگانه به یگانگی وجودی) است. البته نفس در حد ذات خود، نوع هیولانی حیوان ناطق (انسان) است و با کاوش‌های عقل نظری و کارکردهای عقل عملی، به تعیّن هویت خود می‌رسد؛ لذا درجات نفس وابسته به درجات عقل نظری و عملی است و مراتب حیات اُخروی نفس، در گرو فعلیّت‌هایی است که برای نفس با کاوش‌های عقل نظری و فعالیّت‌های عقل عملی تحقّق یافته باشند.از آنجا که عالَم پس از مرگ، در حقیقت باطن عالم طبیعت است و نفس در آن مرتبه وجودی همچنان باقی و با فعلیّت‌های نظری و عملی خود متحد است و از سوی دیگر علمِ اُخروی، علم حضوری است و نه علم حصولی، نفس در آن مرحله از حیات خود، باطن حقایق هستی ازجمله باطن خود و مدرکات، نیّات، عقائد، اعمال و ملکات خود را به علم حضوری مشاهده می‌کند و همین مشاهده و درک حضوری، منشأ لذّت و ألم، تجسّم اعمال و خلود نفس در نعمت و یا عذاب اُخروی می‌گردد. نکته قابل توجه این است که نفوسی که گرفتار اشتغالات دنیوی و مادی هستند، در حیات دنیوی از درک باطن معرفت‌ها، نیّات، عقائد، اعمال و ملکات خود ناتوانند؛ اما با ورود به عالَم مثال (باطن عالم طبیعت) و کنار رفتن پرده‌های غفلت و حجاب‌های مادی، حقیقت عینی باطنی آن امور را که خود در دنیا رقم زده‌اند مشاهده می‌کنند. بنابراین، احوال و نشآت اُخروی نفس، اموری منبعث از متن نفس هستند نه اموری عارضی و الحاقی به نفس و طبق بیان قرآن، نفس در حیات اُخروی خود اعمال خیر یا شر را می‌بیند (فمن یعمل مثقال ذرّه خیرا یره و من یعمل مثقال ذرّه شرّا یره؛ آیه7و8 سوره زلزال) نه آثار و نتایج آنها را. همچنین با استفاده از این تفسیر می‌توان گفت نشآت اُخروی نفس، یعنی لذّات و آلام اُخروی و مواطن آن، ازجمله بهشت و جهنم، حقایقی هستند که تحقّق بالفعل دارند و استفاده قرآن و سنت از فعل ماضی در ذکر مراحل و مقاطع حیات اُخروی و معاد مانند «اُعدّت للمتّقین» آیه133 سوره آل‌عمران، درباره بهشت یا «اُعدّت للکافرین» آیه24 سوره بقره، درباره جهنم، مجازی و یا نیازمند به تأویل نیستند.کلیدواژگاننفس، معرفت، ادراک باطنی، علم حضوری، لذّت اُخروی، ألم اُخروی، تجسّم اعمال، خلود، برزخ، بهشت، جهنم.
بررسی کاشفیت علم از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
عیسی مهدوی‌خو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله شناخت و ارزیابی اعتبار آن، یکی از مباحث اساسی معرفت‌شناسی است و سرآغاز همه علوم می‌باشد. شناخت هستی و احوالات آن، فرع بر اعتقاد به امکان شناخت و صحت عملکرد ذهن و واقع‌نمایی یافته‌های آن می‌باشد. در مکتب حکمت متعالیه، علم عبارت است از مطلق ادراک، چه ادراک تصورى و چه ادراک تصدیقى، چه یقینى چه غیر یقینى. فلاسفه اسلامی معتقدند که وقتی انسان به اشیای خارجی علم پیدا می‌کند، ماهیّتی عین همان ماهیّت خارجی در ذهن موجود می‌شود و فرق این دو ماهیّت به این است که یکی به وجود ذهنی موجود شده است و دیگری به وجود خارجی موجود بوده است. وجود صورتهای اشیاء خارجی در ذهن را «وجود ذهنی» اشیاء می‌گویند. فلاسفه حکمت متعالیه نیز درباره حقیقت علم و آگاهی نسبت به اشیاء خارجی، به بحث و گفتگو پرداخته‌اند. عده‌ای گفته‌اند که نسبت علم به موجودات عینی، همان حصول ماهیت شیء خارجی در ذهن است؛ صورت ذهنی ما، ظهور ماهیت و ذات شیء خارجی است. البته در مقابل این دیدگاه، اقوال دیگری مثل قول به شبح و اضافه نیز وجود دارد. ملاصدرا به اصالت وجود و اعتباریت ماهیت قائل است و طبق این دیدگاه، حقیقت انطباق به این همانی و وحدت تشکیکیِ عینیِ وجودِ برترِ ماهیت و وجود خاص آن بازمی-گردد. در اصطلاح، سلسله تشکیکی وجود، هر مرتبه کامل‌تری بر مرتبه ناقص‌تر، منطبق است؛ یعنی نحوه وجود کامل است که انطباق بر ناقص را ایجاب می‌کند. این انطباق و این همانی عینی، در ذهن، به صورت وحدت و این همانی ماهوی مراتب مذکور منعکس می-شود؛ به این نحو که هر مرتبه کامل‌تری، هم وجود خارجی برتر ماهیات مراتب ناقص‌تر است و هم در مقایسه با وجود خارجی خاصِ محقق یا متصور این ماهیات، وجود ذهنی آنهاست. به نظر حکماى اسلامى مسئله حکایتگرى و انکشاف علم نسبت به معلوم و تطابق میان آندو متکى بر اتحاد ذاتى و ماهوى است؛ زیرا بى‌شک وجود خارجى با وجود ذهنى مغایرت دارد و هیچ کس نمى‌گوید در هنگام علم موجود خارجى به ذهن منتقل و نزد او حاضر مى‌گردد. بلکه بى‌گمان وجودى دیگر و مستقل است. حکماى اسلامى از طریق اتحاد ماهوى میان وجود ذهنى و وجود خارجى فاصله میان ذهن و خارج را برداشته و کاشفیت و حکایتگرى و انطباق را حلّ کرده‌اند.
جایگاه و نقش عقل در حکمت اشراق
نویسنده:
اکرم نظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهعقل در فلسفه‌ی اسلامی، دارای نقش و کارکرد متعدد و جایگاه خاص و ویژه‌ایی است. پژوهش حاضر، این مسئله را در حکمت اشراق و در دو حوزه‌ی جهان‌شناسی و معرفت‌شناسی با نظر به سه دسته آثارِ مشائی، اشراقی و رساله‌های رمزیسهروردی بررسی می‌کند. روش این پژوهش تحلیلی و کتابخانه‌ای است. نتایج حاصل از این پایان نامه نشان می‌دهد:در جهان‌شناسیآثارمشائی، عقل در سلسله عقول ده‌گانه مشائی حضور دارد که به عقل فعّال ختم می‌شود و از آننفوس بشری و صور و ماده صادر می‌شود. سهروردی در حکمت اشراق، با نقد عقول ده‌گانه مشائی به اثبات تعداد عقولِ(انوار) طولیِ بیشتر و هم عقولِ(انوار) عرضی (رب‌النوع‌ها) می‌پردازد.در جهان‌شناسی آثار مشائی، عقل فعّال، عقل دهم است و در حکمت اشراق، نور اقرب (عقل اول) و در رساله‌های رمزی که تلفیقی از آراء مشائی و اشراقی است، عقل فعّال در سلسله‌مراتب تشکیکی انوار از نور اقرب تا عقل دهم و یا رب‌النوع انسانی تردد دارد.سهروردی در معرفت‌شناسی اشراقی با حفظ استدلال مشائی، معرفت را محصول تعامل استدلال عقلی (عقل استدلالی) و ادراک شهودی (عقل شهودی) می‌داند. در ارتباط بین معرفت‌شناسی و جهان‌شناسی، در معرفت‌شناسی مشائی اتحاد یا اتصال با عقل فعّال، فعلیّت بخش عقلِ بالقوه بشری است. در حکمت اشراق «اتحاد عقلی واتصّال شهودی» جایگزین این نظریه می‌شود. نقش محوری رساله‌های رمزی را عقل فعّال به عهده دارد و در نقش و کارکرد معرفتی خویش به تعلیم و راز آموزی جهان‌شناسی و معرفت‌شناسی عقل(عقل فعّال) نیز می‌پردازد.کلمات کلیدی: عقل ، عقل فعّال ، حکمت اشراق، انوار قاهره‌ی طولی، انوار قاهره‌ی عرضی، رب‌النوع‌ها
نظریه المعرفه الدینیه
نویسنده:
یعقوب سلیمان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق ضمن بررسی ماهیت دین و معرفت دینی، دیدگاه‌های مختلف در این زمینه مطرح شده و شرایط تحقق معرفت دینی و مراحل و مراتب آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، ابعاد این مسأله در سه فصل بررسی شده است: در فصل اول، کلیاتی از تحقیق و مفهوم دین و معرفت دینی، تاریخچه نظریه معرفت دینی و مفردات تحقیق حاضر، خصوصیات و قیودی که در تعریف دین و معرفت دینی لحاظ شده، بیان گردیده و مبانی تصوری و تصدیقی بحث مطرح شده است. همچنین در این فصل ماهیت معرفت دینی و تعاریف مختلف ارائه شده از مفهوم دین مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است و اشکالات وارد شده بر برخی از این تعاریف به ویژه تعریف صاحب تئوری قبض و بسط معرفت دینی مطرح شده و مورد مناقشه قرار گرفته است. نویسنده روش تفکیک بین عقل و نص و روش جمع بین عقل و نقل و عرفان را در زمینه معرفت دینی و مفهوم دین نیز بررسی کرده و ویژگی‌های هر یک از این دو روش را تبیین نموده است. در فصل دوم، شرایط تحقق معرفت دینی مطرح گردیده و سه شرط اساسی در این زمینه تحلیل شده است. مباحثی در زمینه تحول و ثبات در معرفت دینی، میزان تغییر و ثبات در معرفت دینی، تاریخچه بحث در مورد معرفت دینی و ادله آن، اثبات تحول و تغییر در معرفت دینی به نحو کلی و ثبات در آن به نحو جزئی، از دیگر مطالب این نوشتار محسوب می‌شود. نویسنده همچنین اقوال مختلف در زمینه ثبات و تغییر در معرفت دینی در عرصه‌های اعتقادات، اخلاق و احکام دینی را مطرح کرده و به نقد و بررسی تئوری قبض و بسط تئوریک شریعت (معرفت دینی) دکتر سروش پرداخته و مبانی وی در مورد تحول در معرفت دینی را مخدوش کرده است.
جایگاه حکمت در مدینه فاضله از منظر افلاطون و فارابی
نویسنده:
محمدصادق تقی زاده طبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان به عنوان موجودی که دارای سرشتی اجتماعی بوده و ذاتاً به دنبال سعادت و کمال است نیازمند بستری مطلوب برای نیل به أهداف عالیه خود می باشد.جامع? در پرتو حکمت بهترین زمینه برای ظهور و بروز استعدادهای بالقوه در انسان است تا بتواند با به فعلیت رساندن آن قوا به کمالات والای انسانی دست یابد. افلاطون به عنوان نخستین فیلسوف با طرحی نوین در قالب آرمان شهر و جامع? فاضله در این عرصه گام نهاد. پس از او نیز فارابی به عنوان موسس فلسفه اسلامی با بهره گیری از منابع وحی و تعالیم دین مبین اسلام در جهت إعتلای مقامات انسانی، ایده مدینه فاضله را مطرح کرد. هر دو فیلسوف با بیان اینکه تنها از راه جامعه حکمت‌محور می‌توان به سعادت حقیقی دست یافت، شرط اساسی و بنیادین تشکیل چنین إجتماعی را حاکم حکیم و زمامدار فیلسوف می‌دانند.در حقیقت آن چه در منظوم? فکری این دو پیشگام در طرح مدین? فاضله ضرورت پیدا می‌کند، زیستن در پرتو حکمت و حکومت حکیم است که موجبات سیر صعودی و در نهایت وصول به قله کمال را فراهم می آورد. از این رو نوشتار حاضر به تبیین و توضیح جایگاه حقیقی حکمت در مدین? فاضله افلاطون و فارابی پرداخته است.
مقایسه جایگاه عقل و عشق از منظر قرآن و روایات با ابن عربی (عرفان)
نویسنده:
حسین مراغه چیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پرواضح است که عقل و عشق از موضوعاتی بوده اند و هستند که طرفداران و مخالفان زیادی داشته اند و دارند. در جوامع مختلف گروهی به عنوان عقل گرایان شناخته شده اند که در رأس آنها فلاسفه هستند. آنها عقل را منبع ادراک معرفی می کنند و برایش جایگاه والایی قائلند. عرفا و صوفیان در مقابل سنگِ عشق و واردات قلبی و شهودات نفسانی را به سینه می زنند. این دو در مقابل هم صف آرائی کرده اند. ادیان نیز به این حقیقت نگاهی را ارائه کردند. از این میان اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین نظر خاصی به عقل و عشق افکند. در این رساله در ابتدا کوشیده شده است، نگاه اسلام البته از منظر شیعی به دو حقیقت عقل و عشق روشن گردد. در آغاز از معنای لغوی و مفهوم عقل کار شروع می شود و در آیات و روایات ادامه می یابد. عناوینی مثل مستقلات عقلیه، تفاوت عقل و فکر، نشانه ها و حجاب های عقل و ... از مباحث بخش های آغازین است. در ادامه به عشق با همان شیوه‌ی عقل نگاه کردم و عنوان نخست پایان یافت. در ادامه با نظر به نگاه عرفان اسلامی به عقل و عشق به خصوص ابن عربی واکاوی عقل و عشق در منظر او آغاز شد و بحث ادراکات عقلی، خطاپذیری، حدود عقل و ... بررسی شد و عشق و واردات قلبی با موضوعات جذاب حیرت، انگیزه‌ی عشق، رابطه عشق و زیبایی و ... ادامه یافت و در نهایت به مقایسه ای اجمالی همت گماردم. نتایج مهم رساله اینکه، عقل در نزد دین جایگاهی بس والا و مقدس دارد و از مهم ترین منابع ادراک است و عشق باید توسط آن رهبری شود. لذا عشق ممدوح و مذموم داریم. می شود وجوهی تصور کرد که عقل و عشق نه در تقابل با هم که همسوی با هم انسان را تکامل بخشند و سیر دهند. شیخ اکبر برای عقل حدودی طرح می کند و قلب را محل نزول معرفت حقیقی معرفی می کند و شهودات را ارج می نهد. هدف رساله تبیین نگاه دین و ابن عربی به دو مقوله عقل و عشق بود و شیوه‌‌ی کار کتابخانه ای بود و در این راستا کتب اصلی و شروح و کتب معاصرین نیز مورد دقت قرار گرفت و از مشاوره-ی حضوری اساتید هم بهره بردم و با فیش برداری و گردآوری مطالب به تدوین آنها پرداختم و کار را به پایان بردم. ماحصل آنکه ارزش و مقام عقل و عشق در دین و کلام شیخ یکسان نیست و آنگونه که من یافتم در دین ورزی مقام عقل برتر است و در عرفان عشق پرتوانتر می نماید
ترغیب قرآن به نگرش عقلانی
نویسنده:
علی پارسایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در میان ادیان مختلف جهان، اعم از الهى و غیر الهى هیچ آیین و جریانى را نمى‏توان یافت که به اندازه مکتب مترقى اسلام بر به کارگیرى عقل و راه‏هاى آن، تأکید و ترغیب کرده باشد. ترغیب به عقلانیت و راهروى راه عقل، از ظاهر و باطن دین متعالى اسلام مشهود است به نحوى که تأکید بر بکارگیرى راه عقل از لابه لاى آیات قرآنى و روایات پیشوایان دین کاملاً هویدا است به شکلى که کم‏ترین کوتاهى در این باره صورت نگرفته است. بسى واضح است که هنگام مراجعه به آیات وحى و احادیث پیشوایان دین، جامع‏ترین و بنیادى‏ترین شکل ترغیب و تأکید بر استفاده از راه عقل را مى‏یابیم به گونه‏اى که در آموزه‏هاى قرآنى، ارتباط با عقل و پذیرش‏هاى عقلانى، معیار مهم براى سنجش هر کارى به حساب مى‏آید.با نگاهی گذرا در آیات کریمه‌ی قرآن می‌بینیم در آیات متعددی از قرآن کریم به طور مستقیم و غیر مستقیم توصیه به تفکر، تعقل،... شده است. این آیات اعم است از آیاتی که از ماده‌ی عقل، فکر، نظر، بصر،... استفاده کرده و آیاتی که به طرق مختلف دیگر، توجه به نگرش عقلانی را مورد تاکید قرار داده است، بطور مثال در برخی از آیات احتجاج‌های ابراهیم(علیه السلام) را مطرح می کندو در پایان از آن نتیجه می‌گیرد، در برخی آیاتدیگر انتخاب قول احسن را پس از شنیدن سخنان مختلف ارج می‌نهدو در برخی دیگر از آیات، افرادی را که از فکر و عقل بهره می‌گیرند با تاکید مورد ستایش قرار می‌دهد. این در حالی است که در آیات بسیاری کسانی را که از فکر و اندیشه بهره نمی‌گیرند مورد نکوهش قرار داده است.نکته‏اى که در این جا قابل توجه است و در بخشى از این تحقیق به آن مى‏پردازیم، این است که این راه مورد تأکید، کدام راه است و منزلت و جایگاه این راه تا چه حدّ است.پر واضح است که سنجش عقل و تعیین استدلالى منزلت و جایگاه عقل در نظام معرفت دینى، پیش از هر چیز نیازمند تبیین و توضیح کافى این واژه است. پس باید روشن شود مراد از عقل و عقلانیت چیست و عقل مورد نظر قرآن کدام است به این معنى که این همه ترغیب و تأکید قرآن به عقلانیت و نگرش عقلانى چه مسیرى را دنبال مى‏کند و اساسا دنبال چه مفهومى از عقل است. به تعبیر دیگر عقلانیت قرآنى چه ویژگى‏هایى دارد و با چه معیارهایى قابل سنجش و گزینش است تا بتوانیم به راحتى به آن دست یابیم.این تحقیق در فصل‏هاى چهارگانه عهده‏دار پردازش و بررسى این سوال و سوالات از این گونه است. لازم به ذکر است که بیان کنیم روش ما در این پژوهش، تحقیق کتابخانه‌ای است که با روش توصیفی تحلیلی همراه است و امیدواریم با لطف و مدد الهی از عهده آن برآییم.
اعتبار عقل از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه
نویسنده:
ایران خانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هـیچ موهبتی به اندازه‌ی عقل و نیـروی فکر در وجود انسان، ارزش حیاتی و انسانی نـدارد، نقشی که عقل در زندگی و تکامل او بر عهده دارد، قابل مقایسه با هیچ نیروی دیگری نیست. گرچه در طول تاریخ دیدگاه‌های متفاوتی از سوی مکاتب گـوناگـون درباره‌ی عقل ابراز شده، اما تـقـریباً مورد پذیرش همگان واقع شده‌است. اسلام نیز در مقایسه با سایر ادیان بیشتـرین اهمیت و ارزش را برای عقل و اندیشه قائل شده و عقل و دین را مکمل و رابطه‌ی آنها را دو سویه و هماهنگ می داند. از سوی دیگر قرآن و نهج‌البلاغه عقل و خرد انسان را به عنـوان یـکی از مـنـابـع معرفت شـناخـتـه و اهمیت و جایگاه فوق‌العاده‌ای به آن می‌دهند و همگان را به تفکر در همه‌ی آیات انفسی و آفاقی و تاریخ گذشتگان و... دعوت می‌کنند. از اینرو در قرآن و نهج البلاغه عواملی چون علـم و تقوی و... از عـوامل رشد عقل و عواملی چون هوای نفس و امثـال آن از موانع رشد آن بـه حساب آمـده‌اسـت.دین اسلام، به عنوان بارزترین و کامل‌ترین مصداق دین، نه تـنها کوچک‌ترین تـعـارض و تضادی با عقل ندارد؛ بلکه ارزش ویژه و اهمیت فوق‌العاده‌ای برای عقل و خرد آدمی قائل اسـت، چرا که از نگاه آیات و نهج البلاغه، حیات انسانی، حیات فکری اوست و مهم‌ترین وجه تمایز انسان و دیگر حیوانات این است که انسان حیـوانی است متفکر و زنـدگی بـشر بـدون تفکر و تـعـقل سـامـان نمی‌پذیرد. به همین دلیل کسانی که از این موهبت خدادادی استفاده نمی-کنند در ردیف حیوانات و گاه پایین‌تر از آنها قرار دارند. از اینرو از نگاه قرآن و نهج البلاغه عقل لازمه‌ی معرفت و شناخت و رسـیـدن به کمال و سعادت ابدی است.
معناشناسی حکمت در قرآن و حدیث
نویسنده:
الهام صادقیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش درصدد تبیین جایگاه معنایی واژه حکمت است و نگاه معناشناختی به این واژه، یک راه دست‌یابی به دقایق معنایی و پی بردن به مقصود خداوند متعال است. تعیین جایگاه معنایی دقیق حکمت با این روش، در گرو بررسی معانی قریب‌المعنی (مانند واژه‌های تفکر، حلم، حجر، لب، فطرت، فقه...)، واژه‌هایی که با واژه حکمت تقابل معنایی دارند (مانند واژه-های جهل، خطا، هوی، خشم، تعصب و..) و نیز سایر واژه‌های هم‌حوزه هم‌چون واژه هم‌نیشن (مانند واژه‌های کتاب، ملک، فصل الخطاب، آیات الله، موعظه‌الحسنه و ...) و یا واژه جانشین (مانند بصیرت، علم، عقل، فهم، معرفت، حکم) است. حکمت یک مفهوم قرآنی است که در روایات اسلامی نیز فراوان به کار رفته، با نگاهی به کتب تفسیری و نیز به کتاب‌هایی در موضوع، وجوه و نظایر و کتب لغت دانسته می‌شود که حکمت در معنایی مختلفی به کار رفته است. هم‌چنین حکمت در حوزه‌های دیگر جنبه اصطلاحی پیدا می‌کند و در آن حوزه‌ها براساس موقعیت خود مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. در این پژوهش ابتدا معنای حکمت در لغت، قرآن و تفاسیر، حدیث و اصطلاح حکماء و عرفاء بررسی می‌کنیم. اهل لغت حکمت را چیزی می‌داند که از جهل جلوگیری می‌کند و مفسران نیز معانی هم‌چون قرآن، نبوت، سنت، رسیدن به واقع، معرفت خدا و ترس از خداوند ذکر کرده‌اند. در روایات نیز حکمت به قرآن، اطاعت از خداوند، شناخت امام و دوری از گناهان تفسیر شده است. البته حکما شناخت حق، استکمال نفس، تبحر بسیار در صناعت، تعقل برترین موجودات از طریق برترین علم و علم به احوال موجودات را حکمت می‌دانند و عرفاء معرفت، قوه‌ای نفسانی، مواعظ بصیرت‌آمیز را حکمت معرفی می‌کنند و علماء علم اخلاق، حد اعتدال قوه فکریه را حکمت می‌دانند. با بررسی این دیدگاه‌ها به این نکته پی می‌بریم که حکمت همان علم و دانشی است که فایده و منفعت آن زیاد است.
 بررسی رویکرد عقلانی معتزله در اعتقادات
نویسنده:
مصباحی عبداله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
روش معتزلیان در بحث، روش عقلی بود. این روش به دو قسم فلسفی و غیر فلسفی تقسیم می گردد. سوال این است که معزلیان به کدام یک از این دو پایبند بودند؟ بررسی آثار به جای مانده از معتزله حکایت از این دارد که آنها در این مساله یکسان عمل نکرده اند، گروهی از آنها از روش عقلی غیر فلسفی و گروهی دیگر از روش عقلی فلسفی بهره جسته اند. به عقیده برخی از متفکران، معتزله عقل را فراتر از مسلمات دینی می نشاندند، اما این سخن با واقعیات مطابقت ندارد. چه اینکه معتزله در عین حال که به عقل و عقلگرایی اعتماد کامل داشتند، اما هرگز آن را بر مسلمات دینی مقدم نمی داشتند. آنها عقل را فقط در مواردی که هیچ راهی جز تمسک به عقل در میان نباشد بر نقل مقدم می داشتند و در همین عرصه اگر تعارضی بین عقل و نقل حاصل می شد، عقل را مقدم کرده و در حد امکان ظاهر نقل را تاویل می بردند تا با حکم صریح عقل سازگار افتد. اما آنجا که وحی نظر مسلم دین را بیان کرده، این چنین نبوده که معتزلیان فهم عقل را بر امر مسلم وحیانی مقدم بدارند.
صفحات :
از صفحه 73 تا 100
  • تعداد رکورد ها : 1414