مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 149
شناخت‌شناسی از نظر شیخ اشراق سهروردی
نویسنده:
محمد حسن فردشورکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائل عمده در فلسفه مسئلهء شناختاستکه در طول تاریخ فلسفه زبانزد فلاسفه اسلامی و غیراسلامی بوده است . طبیعی‌ترین راهی که برای آگاهی انسان از جهان خارج وجود دارد استفاده از حواسظاهری استاما استفاده از حسخطاهای زیادی را در پی دارد. ما به چه دلیل می‌توانیم اثباتکنیم که آن صورتدرکشده در حسبینایی یا غیر آن مطابق با واقعیتخارجی است ؟ و بشر از دیرباز متوجه این خطاها شده است . به همین جهتبسیاری از فلاسفهء باستان برای تحصیل حقیقتاز عقل مدد گرفته‌اند اما اختلافنظر در بابمسائل عقلی نیز کاشفاز این استکه خطای عقل کمتر از خطای حسنیست . برخی دیگر از اهل نظر برای یافتن حقیقتاز حسو عقل مایوسشدند و برای کشفحقیقتبه روشسیر و سلوکو اشراق متوسل گشتند و معتقد شدند تنها چیزهایی حقیقتدارد که انسان در اثر تصفیه باطن و تزکیه نفسبدان نائل گردد آنان معتقدند نفسانسان به صورتآیینه‌ای استکه اگر شفافو تمیز باشد حقایق در آن منعکسمی‌شود ولی آیینه احتیاج به صیقل دارد و صیقل دادن نفسبه تهذیباخلاق و تزکیه درون و ریاضتهای باطنی است . از جملهء این افراد فیلسوفبزرگشهاب‌الدین سهروردی معروفبه شیخ اشراق استکه در تحصیل حقیقتراه کشفشهود را برگزید. ما به جهتاهمیتاین مبحثدر فلسفهء اسلامی به بحثو بررسی این نوع از شناختنزد این فیلسوفبزرگمی‌پردازیم.
جایگاه عرفان در آرامش و تربیت انسان در هزاره سوم
نویسنده:
فریده حبیب‌الهی خسروشاهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ویژگی عصر حاضر ، اوج پیشرفت دانش تجربی و رهاورد ناشی از آن یعنی تکنولوژی می باشد که با فراهم کردن آسایش نسبی به قیمت تخریب محیط زیست و اتمام منابع طبیعی و مشغولیت سرسام آور آن ، آرامش انسان را از او گرفته وا و را از تحقق خویش بازداشته است . این پیشرفت که از ثنویت دکارتی جدایی روح از جسم و جزءگرایی حاصل گشته است شیوۀ معرفتی خود را بر اساس نازل ترین سطح آن یعنی اصالت دادن به حواس و دریافت های ناشی از آن قرار داده،امکان اوج گیری آدمی را به حیطۀ عقلانی بخصوص عقل کلی که منجر به شناخت فلسفۀ حیات می گردد مانع می شود و بشریت را دچار سردرگمی می سازد . ویژگی تربیتی عصر حاضر ، اکتفا به عقل جزوی و نفع آنی است که مانع پرورش بعد انسانی فرد گشته ،او را از بالفعل نمودن نیروهای عظیم بالقوۀ خویش باز می دارد و با ایجاد مشغولیت و تنوع مانع تفکر او در داده های خویش می گردد . در چنین وضعیتی انسان پرورش یافته در بعد مادیِ صرف و غریزه به ماشین یا خیس افزاری همچون حیوان شبیه تر است تا انسان متعالی که قرار است از فرشته برتر آید و به قرب الهی راه یابد . جدایی جسم از روح باعث جدایی حسانیت و احساس از تعقل و عقل ناب یعنی دل می شود که در این صورت نه عقل می تواند دل را در کنترل آورد و نه دل می تواند به اوج وجودی خویش که مسیر ارتباط جسم و روح یا دریای شور و شیرین می باشد ، راه یابد . و در این راه نیافتگی این انسان است که از اوج گرفتن بازمانده ، نمی تواند به عالم معنا که عالم حضور و شهود و معرفت و زیبایی است راه یابد . این در حالی است که عرفان که ناشی از تعمق در ادیان است ، از گذشته تا به حال ، همچون یافته های فیزیک جدید به جاندار بودن طبیعت و یکپارچگی عالم اذعان دارد و کل عالم بخصوص انسان را در مسیر کمال وجودی خویش با نیروی عشق در حرکت می داند .عرفان اسلامی که سرچشمۀ زلال معرفت است و توسط اولیاء الهی با تعمق در آیات و روایات حاصل آمده چگونگی این سلوک را می نمایاند .
ماهیت و اقسام کشف و شهود از دیدگاه ملاصدرا رحمة‌الله و ابن عربی رحمة‌الله
نویسنده:
زهراسادات مینایی الهیارلو
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کشف و شهود به عنوان ساحتی ورای طور عقل، یکی از منابع مهم معرفت است و از مسائلی است که هم در حکمت صدرایی و هم در عرفان ابن عربی، بر اساس مبانی هستی شناسی و تحلیل های علم النفسی از ابعاد مختلف، مورد توجه قرار گرفته است. به دلیل اهمیت این مسئله و خلأ محسوس پژوهشی در زمینه وجود یک تحقیق جامع و تطبیقی پیرامون این موضوع، با سبکی نوین، سعی در کشف، استخراج و ارائه منسجم آرای پراکنده این دو اندیشمند، با استفاده از شیوه کتابخانه ای و روش توصیفی، تطبیقی و تحلیلی، شده است. در این پژوهش، نخست به شناسایی حقیقت کشف و شهود و شاخصه های آن از دیدگاه این دو اندیشمند پرداخته و سپساقسام کشف و شهود، نظیر کشف صوری و معنوی و مکاشفات متناظر با مراتب نفس، بررسی گشته و آنگاه گزارشی از معیارهای صدق و سنجش کشف و شهود نظیر عقل و کشف معصوم ارائه شده است. از نتایج پژوهش، این است که می تواند با تبیین جایگاه رفیع کشف و شهود و تحلیل واقعیت معرفت زای آن، ساحت های جدیدی در معرفت شناسی گشوده و در بررسی تطبیقی بین حکمت متعالیه و عرفان، دیدگاه های قریب الافق مهمی را در این مسأله نشان داده و ابعاد آن را به صورتی روشن ارائه دهد.
بررسی تطبیقی عقل و شهود از دیدگاه ملاصدرا و خردگرایان قرن 17(دکارت،لایب نیتس واسپینوزا)
نویسنده:
فاطمه اسدی شریفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این پایان نامه بررسی راههای شناخت حقیقت است.یکی ازمهم ترین منابع یاراههای معرفت،عقل است.اهمیت عقل به حدی است که،سقراط دراین باره می گوید:زندگی تادر ترازوی خردسنجیده نشود،ارزش زیستن ندارد. دراین نوشتار،بعدازذکرمختصری ازتاریخچ? معرفت شناسی ازقبل ازسقراط تاقرن هفده، دیدگاه سه فیلسوف خردگرای غرب؛ دکارت، اسپینوزاولایب نیتس وسپس فیلسوف اسلامی، ملاصدرابیان شده است.یکی دیگرازراههای مهم شناخت حقایق،شناخت شهودی است.معنای شهود،این است که ماواقعیت هاراچنان که هستند،بدون واسط?مفاهیم وصورذهنی درک کنیم. چنین معرفتی،معرفت حضوری،اشراقی ویامکاشفه ای نیزنامیده می شود. البتّه کاربردشهود،درفلسف?غرب،تاحدودی متفاوت ازفلسف?اسلامی است.دراین نوشتار،علاوه برعقل کاربردواژه شهودونیزنقش آن در معرفت شناسی،درآراءدکارت ودوفیلسوف کارتزین؛ اسپینوزاولایب نیتس وهمچنین ملاصدرا بررسی شده است.درضمنِ بررسی نظرات هریک ازاین فلاسفه،درخصوص عقل وشهودبه نقدوبررسی و مقایسه آراءایشان بایکدیگر پرداخته شده وهمچنین محدودیّتهاونقصهای هریک ازاین دوروش بیان شده است.
طرح و نقد رویکردهای عرفان ستیز و عرفان گریز معاصر (نقد آراء دشتی، کسروی...)
نویسنده:
شکوفه نظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در تعریفی از عرفان (‌با توجه به اینکه جامع و مانع نیست‌) می توان گفت‌، عرفان جریانی است معرفت بخش که شامل تجربه‌هایی شهودی‌، همراه با کشف و اشراق است‌. این امر ادراکات و دریافت‌هایی را برای عارف در پی دارد که می توان آن را معرفت عرفانی نامید‌. معرفتی که مسیری متفاوت از علم را -که بیشتر با برهان و استدلال سرو کار دارد - طی می کند‌. بیان اینگونه تجربیات و دریافت‌ها و معارف عرفانی نیز از طریق زبانی غیر مستقیم (‌استعاری‌، رمزی‌، تمثیلی‌)‌، اشاری و روایی که از ویژگی‌هایزبان عرفانی است‌،صورت می گیرد‌.این جریان مانند هر جریان فکری دیگری‌، طرفداران و مخالفانی پیدا می کند که هرگونه افراط و تفریط از هردو سو‌، خواسته یا ناخواسته‌، می تواند آن را به بیراهه بکشاند‌. مخالفت و ستیز با عرفان و تصوف در دوران گذشته از جانب قدما (فقها‌، متکلمین و فلاسفه) همواره وجود داشته است و هریک به سهم خود و از دیدگاه فکری خود به مخالفت یا نقد آن پرداخته‌اند. در دوران معاصر و پس از مشروطه نیز با نقد‌ها یی روبه رو می شویم که با برداشتی اجتماعیاز عرفانو مخالفت با زمینه‌ها، شرایط‌، ویژگی‌ها و کارکرد‌های آن‌، این جریان را منحصر در نحوه بودن و ماهیت آن در دورانی خاصاز لحاظ تاریخی‌، فرهنگی و... بررسی کرده‌اند، بدون اینکه اصل وجودآن را در نظر بگیرند‌. بنابر این مطابق با آن شرایط خاص تعریفی از عرفان ارائه داده‌اند که این جریان را به نوعی تقلیل گرایی می کشاند‌. علاوه بر این، عده ای بدون آگاهی از منطق و معرفت و زبان ویژه عرفانو عدم آشنایی با نقش و کارکرد آن دچار بدفهمی یا کج فهمی در بعضی از مسائل این پدیده (از جمله بخش‌هایی که با عقل‌، علم‌، تجربه و آزمایش‌، تناسب و هماهنگی ندارد) شده‌اندو عرفان و عبارات عرفانی را بی‌معنا دانسته‌اند‌.بررسی‌های این منتقدان بر پایه رویکرد‌های علمی، ماتریالیستی، اجتماعی، روان شناختی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و‌... می‌باشد‌. هدف از نوشتن این رساله این است تا با معرفی زبان عرفان و تصوف‌، مانند هر جریاندیگری‌، تا کنون مورد جرح و نقد‌های بسیاری قرار گرفته است‌. عده ای به ویژه طرفداران و پیروان این جریان‌، چه آنهایی که حقیقتا عارف و صوفی بوده‌اند و چه کسانی که کم و بیش با عرفان آشنایی دارند و تعالیمش رامی پسندند‌، با نوعی سرسپردگی مطلق‌، تسلیم محض آن می شوند‌. عده ای نیز به حقیقت عرفان باور دارند اما معتقدند که باید نا خالصی‌هایی را که دامن این پدیدهرا به بعضی‌اندیشه‌های نا صواب آلوده است پاک کرد‌. بسیاری دیگر با تعصب و غرض ورزی‌، تنها به این دلیل که اعتقاد شخصی به این جریانندارند آن را مشربی می دانند که با ادعای حق برای تهذیب و تزکیه انسان‌، به راه باطل رفت‌. بنابراین به یکباره‌، تمامی این جریان را آمیخته از پندار‌های نا صوابی می دانند که به مقصدی جز وادی گمراهی منتهی نمی شود‌. این رساله بر آن است تا با بررسیآثار تعدادی از نویسندگان معاصر‌، که به نقد عرفان و تصوف پرداخته‌اند‌، جنبه‌ها و دیدگاه‌های آنها را که منجر به نوعی رویکرد خاص در نقد یا رد عرفان و تصوف می شود‌، مشخص کند‌. در این رساله‌، به تفاوتی که میان نقد‌های پیشینیان با جریان‌های انتقادی معاصر وجود دارد اشاره شده است‌. همچنین با اشاره به زبان عرفان‌، منطق عرفان و سایر خصوصیاتی که ما را ملزم میکند تا به عرفان از درون سیستم فکری و ساختاری مخصوص به خودش‌، برای فهم و درک آن توجه داشته باشیم‌، به مباحثی در حین نقد آراء پرداخته شده است که از این راه معایب و کاستی‌های این نقد‌ها و بررسی‌ها آشکار می شود‌.عرفان و چارچوب فکری و فرهنگی عرفا‌، نشان دهد که بعضی از منتقدان عرفان به دلیل نا آگاهی و شناخت ناکافی از حوزه عرفان و تصوف‌، نقد‌هایی غیر روشمند داشته‌اند.
بحران شناخت در انتظار گودوی ساموئل بکت
نویسنده:
نرجس جعفری لنگرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهبحران شناخت در در انتظار گودوی ساموئل بکتنرجس جعفری لنگرودیهدف تز حاضر ردیابی بحران شناخت در در انتظار گودوی بکت می باشد که نشان دهنده ی بحران هرگونه دانستن و دریافتی است. اوج این بحران در نمایشنامه، خودش هدف نیست؛ بلکه می تواند مقدمه ی بحث ایده آلی برای پیدا کردن یک استرتژی مناسب در نمایشنامه باشد. از آنجایی که زمینه ی هستی شناختی دنیای گودو در بحران است، شخصیت ها پیوسته با سرگشتگی مواجه می شوند و تنها با شک و ابهام پیش می روند. محقق سعی دارد دریابد چگونه بحران شناخت را در نمایشنامه ردیابی کند و دریابد آیا این بحران معادل ابهام است یا نه. و اگر آنها معادل هستند، سپس آیا نسبت دادن پوچ گرایی مطلق به نمایشنامه منصفانه است یا نه. بعلاوه، آیا زبان وسیله ای برای ایجاد کردن بحران است؟ وچرا شخصیت های نمایشنامه توانایی ایجاد یک ارتباط دقیق با زمان و مکان را ندارند؟ با در نظرگرفتن تمامی این سوالات، محقق بحران زبان، هویت، زمان و مکان را که کاملاً بهم مرتطبتند، بررسی میکند. در واقع، بحران شناخت حکایت از ماهیت ساختار شکن نمایشنامه ی بکت دارد و برای تأکید بر این، محقق سایه ی فلسفه های مختلف و به ویژه، سوالات متافیزیکی مختلف، رگه های ابسردیستی یا غیر ابسردیستی را ارائه می کند که حادتر شدن دیدگاه شک گرایانه ی شخصیت ها نسبت به پیرامونشان را نشان می دهد. علاوه بر این، زبان متشکل از صدا و سکوت است و در این ارتباط، کلمات زبان بدون کمک سکوت به بحران منجر می شوند؛ بنابراین، سکوت دیگر در مقایسه با صدا دیگری نیست. سرانجام، در نمایشنامه تنها چیزی که از پدیدارشناسی شخصیت ها نشأت میگیرد معرفت شناسی شک گرایانه است؛ به طوری‌که هرگونه جستجوی عمدی برای دانش و کاوش برای بررسی دقیق زمان و مکان، شک زمانی و مکانی رابرجسته و شک گرایی را تشدید میکند. در آخر، با وجود اینکه شخصیت ها دچار روزمرگی و بی اصالتی هستند، آنها آرزوی رهایی ازروزمرگی را دارند که حاکی از این مسئله میباشد که دنیای گودو بین بی اصالتی و اصالت نوسان دارد.کلیدواژه‌ها: ابسرد، سرگشتگی، شناخت، معرفت شناسی، اگزیستانسیالیزم، متافیزیک، شک اندیشی
خرافه ستیزی در سخنان امام علی(ع)
نویسنده:
مرضیه فنودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کم و بیش در همه‌ زمان‌ها و همه جوامع باورها و رفتارهای خرافی وجود داشته و دارد، به‌طوری‌که ممکن است این باور تقویت شود که خرافه از عناصر فرهنگی جدا نشدنی جوامع انسانیست؛ اما با نگاهی عمیق می‌یابیم که عوامل شناختی و روانی از جمله علل خرافه گرایی در حوزه باورها و رفتارهاست.در پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای به بازشناسی عوامل شناختی خرافه همچون ناآگاهی از ذات و صفات خدا، حقیقت فرشتگان، حقیقت جن، حقیقت روح و نفس و حقیقت مرگ و آینده هستی، روابط پدیده‌های عالم ماده، جایگاه انسان در خلقت، جایگاه سفیران و اولیای الهی و جهل به فلسفه بلا و مصیبت پرداخته‌ شده است.در ادامه عوامل روانی خرافه از جمله: بیماری، فقر، جنگ، ناامنی و ترس از مرگ بررسی گردیده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد امیرالمومنین7 در مقابله با عوامل شناختی خرافه به معرفی خداوند و صفات او، تبیین جایگاه انسان و به بیان جایگاه فرشتگان و جن پرداخته‌اند، و تلاش کرده‌اند باورهای انسان نسبت به مرگ، باورهای انسان در ارتباط با سفیران الهی را تصحیح کنند و روابط پدیده‌های هستی مادی را به درستیبیان کنند. برای مقابله با عوامل روانی خرافه ضمن تشویق به دعا و توکل به خدا، انسان را دعوت به صبر و پایداری نموده و در نهایت به معرفی الگوهای خرافه ستیز پرداخته‌اند.
نقش طهارت روحی و معنوی در کسب معرفت
نویسنده:
زهرا خراسانی قمصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علم و معرفت، حقیقت آن، راه‌های دستیابی و شرایط و موانع آن یکی از مهمترین موضوعاتی است که در دین اسلام مطرح شده است.آیات و روایات اسلامی جایگاهی بس رفیع برای شناخت قائل هستند، ماهیت علم را ماهیتی نورانی می‌دانند و اگر چه راه‌های مختلفی برای دستیابی به شناخت بر اساس ابزار درکی که خداوند در وجود انسان نهاده ـ حس و عقل و قلب ـ معرفی می‌کنند، ولی اولا راه‌های کسب معرفت را منحصر به حس و تجربه و عقل و استدلال نمی‌دانند، بلکه تقوا و طهارت روحی را نیز یکی از مهمترین عوامل ایجاد شناخت می‌دانند. ثانیا شرطی را برای راه گشا بودن روش‌های کسب علم و کار آمد بودن ابزار شناخت ضروری می‌شمرند، این شرط در قدم اول، دور بودن از هر نوع رجس اعتقادی یعنی کفر، شرک ، نفاق و شک و تردید و در قدم دوم دوری از رجس عملی یعنی گناهان و رذایل اخلاقی است، همان آلودگی‌هایی که حجاب بر دو نعمت بزرگ خداوند در راه شناخت یعنی عقل و قلب هستند، و این همه حاصل نمی‌شود جز با روی آوردن به ایمان و یقین و مزین شدن به زینت تقوا و در یک جمله ایجاد طهارت روحی و معنوی در درون انسان. که اگر چنان چه عملی شود هم موجب می‌شود پیمودن راه‌های معمول برای طلب علم و فهم، در نهایت منجر به ایجاد نور علم در قلب شود و هم اینکه معرفت‌هایی که محصول مستقیم تقواست و با این راه‌ها قابل کسب نیست، برای انسان حاصل شود. تنها در این حالت است که انسان به حقیقت معرفت همراه با تمام فضایل آن نائل می‌شود، در غیر این صورت آنچه حاصل او می‌شود علم واقعی نخواهد بود.
خردگرایی در نهج‌البلاغه
نویسنده:
علی‌محمد خادمی سیدبنادکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
آیات فراوانی از قرآن کریم، انسان‌ها را به تفکر و تعقل فرا می‌خواند و در سخنان پیشوایان معصوم (ع) نیز، مسئله، فراخوانی به خردورزی کاملا مشهود است . از این رو، می‌تون گفت که اسلام آیین خودورزی است . و هدف بنیادین آن، شکوفا ساختن عقول انسانها است . چنین می‌نماید که در گسترده وسیع معارف و آموزه‌های دینی، دعوت به تفکر هنوز جایگاهی را که می‌باید، نیافته است و در صورت توجه بدان، اغلب تفکر در مباحث اعتقادی، نظیر توحید، نبوت و ... جلوه دعوت به اندیشه بوده است . بدین سان، پرداختن به بحث خردورزی، آن هم با تکیه بر منابع اسلامی، بایسته می‌نماید. در این میان نهج‌البلاغه، جایگاه بسیار رفیعی را به خود اختصاص می‌دهد. جای جای ین کتاب ارزشمند، راه خردمندانه زیستن را به انسان‌ها می‌آموزد و راه نیل به حیات معقول را نمایان میسازد. بدین ترتیب ، در این پژوهش شناسایی زمینه‌های خردورزی و توضیح و بسط آن محور اساسی بحث است . پژوهش حاضر، علاوه بر بحث درباره کارآیی عقل در شناخت خدا-به عنوان یکی از محوری‌ترین اعتقادات دینی-به بررسی دیدگاه نهج‌البلاغه در زمینه همسویی و همسازی تعقل و تدین می‌پردازد و در واقع تلاشی است برای اثبات این سخن که دین پیروانی می‌خواهد خرد مدار و اندیشمند، از مهمترین مباحث مطرح شده بررسی تحلیل برخوردهای خردگرایه در نهج‌البلاغه و تاکید بر کاربری و استفاده بهینه از نیروی عقل در نیل به یک زندگی سعادمند و خردمندانه است . در این زمینه مباحثی نظیر: نقش عقل در بهبود زندگی، استقلال اندیشه، اعتدال در زندگی، عبرت و اعتبار از پیشنیان، بهره‌وری از تجربه‌ها و... نقش اساسی دارند. اما رد نیل به حیات معقول، باید موانع راه نیز به دقت شناسایی شوند و بدین‌سان آسیب‌شناسی تعقل، گم بعدی است که در آن به بررسی موانعی مانند: تعصبات کور، خرافات ، حب و بغض‌ها خود محوری و ... پرداخته میشود.
شناخت نفس از دیدگاه امیرالمومنان(ع) و بررسی آثار آن در زندگی انسان
نویسنده:
یاسر جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در آموزه‌های علوی، بحث معرفت نفس و خودسازی جایگاه قابل تأملی دارد. به گونه‌ای که انسان با فراگیری آن می‌تواند در زندگی خود موفق گردد و نظام اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. برای رسیدن به شناخت واقعی خود نیاز به راهکاری صحیح و منطبق برآموزه‌های الهی است تا بتوان خویشتن را آنگونه که هست شناخت. معرفت نفس با تمام ابعادش از مباحث مهم اسلامی ‌و از جمله علومی‌است که در شناخت حق تعالی مهمترین راهکار محسوب شده و توصیه گردیده است؛ لذا امیرالمومنان× نیز اهمیت آن را گوشزد فرموده‌اند.اهمیت آن از ‌این باب است که چنین شناختی می‌تواند انسان را در بهتر گذراندن زندگی یاری نماید؛ زیرا نفس مراتبی دارد که ممکن است به زمینه اسفل‌السافلین سقوط کند و به فرموده قرآن از بهائم گمراه‌تر شود. و از طرفی این توانایی را دارد که به درجه علیین صعود کند و از مرز لوّامه گذشته و به مطمئنه برسد، از فرشتگان برتر شود و تجلی‌گاه اوصاف حق تعالی گردد. ولذا بر‌این اساس گفته‌اند: «معرفت به نفس، مقدمه‌ی عبودیت است» و هرچه «معرفت به نفس» عمیق‌تر باشد، کمالِ عبودیت بهتر محقق می‌گردد.معرفت نفس نه تنها آثار اُخروی و معنوی فراوانی دارد، بلکه در زندگی دنیوی و اجتماعی انسان نیز پیامدهای بسیار زیادی را به ارمغان می آورد. ازجمله انسان را به سمت شناخت خدا، جهاد با نفس، ترس از خدا، فارغ شدن از علایق دنیوی و همچنین شناخت حدّ و اندازه خود سوق می دهد. مواردی که هر یک در جای خود پیامدهای متعددی را به همراه دارند؛ آثاری همچون خوشبختی و سعادت در زندگی، بی نیازی از خلق، رستگاری، کسب رضای خدا، در امان ماندن از ترسِ عذاب و عقاب و نیز آثاری از این قبیل: کاهش آفت در زندگی انسان که خود شامل آفاتِ نفس همچون مَکر، خُدعه، غَدر و دنیا دوستی است. انسان به وسیله این شناخت و آگاهی از آثار مفید آن، اقدام به خودسازی می‌کند و عقل نظری را چراغ عقل عملی قرار داده و بدین طریق موجبات آرامش و رضایت در زندگی را به ارمغان می آورد.در این پژوهش با نگاه کلی به نهج البلاغه و سایر کتب دینی و روایی، به مسائلی از جمله چگونگی شناخت نفس، راه‌های شناخت نفس و تأثیر معرفت نفس در زندگی انسان اشاره شده است.
  • تعداد رکورد ها : 149