جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2095
توجیه معرفتی در قرائت های مبنا‌گرایی بررسی تطبیقی دیدگاه پلانتینگا و جوادی آملی
نویسنده:
سجاد صالح شنیار حلفی؛ استاد راهنما: عباس مهدوی؛ استاد مشاور: محمد کیوانفر، مصطفی فرهودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
توجیه یکی از مسائل مهم در معرفت انسانی وسومین رکن تعریف معرفت در فلسفه غرب شمرده می شود. چنانکه در فلسفه اسلامی هم از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا بدون آن، دانش در هاله ای از شک ونسبیت است.پژوهش حاضر با توجه به اهمیت توجیه معرفتی وکمبود تولیدات علمی مرتبط با آن در میان آثار نگاشته شده به زبان عربی تهیه شده است وبه دنبال دستیابی به چند هدف مهم است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین قابلیتهای فلسفی دو مکتب اسلامی وغربی وهمچنین توضیح توانمندی ها وظرفیتهای معرفتی آن در توجیه باورهای عمومی ودینی است. اهداف دیگری نیز در این پژوهش مد نظر است. از جمله: بررسی مبانی نظریات واعتقادات دینی ومسائل مربوط به آن، وبررسی دیدگاه‌های عمومی ودینی معرفت شناسی پیرامون توجیه معرفتی از دیدگاه جوادی آملی ومقایسه آن با آرای معرفتی پلانتینگا. ارائه قرائت های مختلف از آن وشناخت معیار مسائل اساسی، دامنه وتعداد آنها، وشناخت سازوکار صعود معرفتی در مسائل غیر اساسی عمومی ودینی. همچنین در این پژوهش با دقت به دنبال یک توصیف کامل وتحلیل جامع، دقیق وتطبیقی از تقریر جوادی آملی درباره مبناگرایی قوی، وتقریر پلانتینگا از مبناگرایی معتدل در توجیه علم گزاره ای بوده وآنها را با هم مقایسه می‌کنیم.بر پایه آنچه گفته شد، پژوهش حاضر به دنبال این است که از طریق یک معیار یقینی ثابت، معقول بودن معرفت را در مورد توجیه مسائل، اثبات کند ونسخه های اصلی واصلاح شده از نظریه مهم را درباره توجیه معرفتی مقایسه می‌کند. این پژوهش برای دستیابی به اهداف بیان شده، از رویکرد توصیفی، تفسیری، تحلیلی واستنباطی تطبیقی استفاده کرد. پژوهش حاضر با رویکردی که دارد، به سؤال اصلی تحقیق پاسخ داده است: اینکه مبنای دو تقریر پلانتینگا وجوادی آملی برای تحقق معیار مبنا‌گرایی در توجیه معرفتی باورهای عمومی ودینی چیست؟ پاسخ این است که پلانتینگا معیار توجیهی خود را بر اساس دیدگاه معرفتی اصلاح‌طلبانه‌اش در مبنا گرایی معتدل بنا کرده است، در حالی که آملی ارکان نظریه‌اش را در مبناگرایی شدید ترسیم کرده است. دست یافته، این است که مسائل اساسی در نظر آملی، بدیهیات هستند که به اولیات برمی‌گردند وبه علم حضوری ختم شده واز خطا مصون هستند. اما پلانتینگا دامنه مسائل اساسی را گسترش داده وآن‌ها را قابل خطا می‌داند وعلت توجیه آن‌ها را تجربیات وموقعیت‌ها دانسته است.روش او در این مسائل، خارجی، نسبی وفردی است که در مقابل روش داخلی، مطلق وعینی آملی قرار دارد . منشأ این اختلاف نظر، نحوه بازگشت مسائل نظری به بدیهی وخصوصیات ومصادیق آن‌هاست. همچنین در این پژوهش مشخص شد که صدق از نظر آملی به معنای انطباق قضیه با نفس امر وواقع است، اما توجیه با ذات معرفت بیگانه نیست. این بر خلاف دیدگاه پلانتینگا است که توجیه را به عنوان جایگزینی برای صدق انتخاب کرده وسپس قول به تضمین را پذیرفته است. علت تفاوت دیدگاه آنها این است که آملی در مسأله صدق، به منطق دو ارزشی متکی است، بر خلاف پلانتینگا که منطق چند ارزشی را می‌پذیرد. از نظر آملی، معضل صدق بدیهیات اولیه ومشکل توجیه دو راه حل دارد: ذاتی واولی بودن محمول برای موضوع وبازگشت به علوم حضوری. چرا که یقین در نظر آملی ممکن است، بر خلاف پلانتینگا که از بیاناتش نسبیت معرفت لازم می‌آید. اصل واقعیت در اپیستمولوژی آملی ضروری است، اما موضع پلانتینگا مبهم است. او برخلاف آملی اعتقاد دارد که اپیستمولوژی دینی از اپیستمولوژی عمومی جدا شده است.
آثار مثبت‌اندیشی از منظر آموزه‌های دینی با محوریت دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
ستاره نورزاد مقدم؛ استاد راهنما: عبدالله اصفهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مثبت‌اندیشی یا حسن‌ظن توجه به جنبه‌های مثبت زندگی و تمرکز بر اعمال، گفتار و افکار مثبت دیگران و ارائه‌ی تفسیر مثبت از آنها و انتظار نتایج خوشایند است. در قرآن کریم و روایات بارها از تعبیر حسن‌ظن استفاده شده است. همچنین در حاکمیت الهی امر بر گمان نیک بر دیگران است و پیامبران هم بر تغییر افکار و دیدگاه انسان‌ها نسبت به خداوند، خویشتن و عالم تاکید داشته‌اند و همواره در صدد این امر بوده‌اند که جز در شرایط خاص، نگاه انسان باید مثبت و خوش‌بینانه باشد. محققان روانشناسی مثبت‌نگر در علوم بشری به تقویت حس خودکارآمدی تاکید دارند و با سازه‌هایی چون تاب‌آوری، پرورش معنا در زندگی، خودباوری، ایجاد روابط مثبت در خانواده، به تغییر نگرش نسبت به رویدادهای زندگی با تبیین و تفسیر مثبت هستند. انسان ساخته و پرداخته افکار خویش است و کسی که با مثبت‌اندیشی به خدا، خود، اطرافیان، جهان خلقت و حوادث آن بنگرد آثار فردی و اجتماعی بر جای می‌گذارد. در این پایان‌نامه به بررسی آثار فردی و اجتماعی مثبت‌اندیشی در آموزه‌های دینی با دیدگاه علامه جوادی آملی پرداخته شده است. مهمترین نتایج تحقیق عبارتند از: افزایش امید به زندگی، آرامش زایی، رضایت از زندگی، نشاط و شادی حقیقی، محبت‌زایی در جامعه، استحکام خانواده و بالا رفتن اعتماد و وحدت در جامعه. هدف از این نوشتار که با روش توصیفی، تحلیلی، مساله محور و کتابخانه‌ای نگارش یافته است، تلاش برای تبیین و تفسیر این آثار است. این پایان‌نامه ابتدا مفاهیم کلیدی را مورد بررسی قرار داده است، سپس به مولفه‌های مثبت‌اندیشی در علوم بشری ‌پرداخته و آثار فردی و اجتماعی مثبت‌اندیشی را مورد بررسی قرار داده است با انجام این تحقیق ‌امیداست که بهترین و کامل‌ترین تبیین این آثار ارائه شود.
معنای حکمت در قرآن از نظر جوادی آملی و مقایسه‌ی آن با فهم در معرفت شناسی فضیلت محور زاگزبسکی
نویسنده:
نجف یزدانی؛ استاد مشاور: فخر علوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حکمت به عنوان یکی از مفاهیم پرکاربرد در متون اسلامی، در تفسیر و فلسفه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. آیت‌الله جوادی آملی با نگاه فلسفی به تحلیل مفهوم «حکمت» در قرآن پرداخته‌اند. وی با تقسیم حکمت به نظری و عملی چنین بیان می‌کند: «قسمی که مربوط به جهان‌بینی است که در جهان چه چیزی هست و چه چیزی نیست، می‌شود حکمت نظری؛ یک حکمت مربوط به جهان‌داری است که در جهان چه باید کرد و چه نباید کرد؟ می‌شود حکمت عملی؛ و اگر کسی هم به جهان‌بینی دست یافت، و هم به جهان‌داری، آن‌گاه به جهان‌آرایی هم موفق می‌شود که چگونه عالَم را بیاراید که بشود زینت عالَم؛ و آن نصیب اوحدی از اهل ایمان خواهد شد» (جوادی آملی، 1403، ج77). جوادی آملی در بیان مؤلفه‌های دستیابی به حکمت، هم به جنبه نظری و هم به جنبه عملی توجه می‌دهد. همچنین وی حکمت را خیر کثیر معرفی کرده و درجه کامل عقل می‌داند که عاقل متذکر از آن بهره مند خواهد بود. در جای دیگر حکمت، تفضل الهی و به نوعی عطا و پاداش خداوند تلقی می‌شود که جنبه موهبتی نیز پیدا می‌کند. در قرآن برخورداری از این سطح از معرفت، فضایل خاصی را می‌طلبد که اعمال درست آگاهانه آن فضیلت‌ها یا شایستگی‌ها را به همراه دارد و در غیر این صورت، دستیابی به دانش غیرممکن می شود. در حقیقت حکمت با تحقق فضایل اخلاقی و فکری به دست می‌آید. از سوی دیگر، در معرفت شناسی فضیلت محور بر مسأله فهم و مدخلیت فضائل فکری و اخلاقی فاعل شناسا در حصول فهم تأکید شده است؛ لیندا زاگزبسکی یکی از نظریه پردازان به نامِ این نوع معرفت شناسی است (زاگزبسکی، 1998). وی و عموم معرفت شناسان فضیلت محور معتقدند که فضایل فکری ساختاری مشابه فضایل اخلاقی نزد ارسطو دارد؛ بر همین اساس نزد ایشان فضایل فکری درست همانند فضایل اخلاقی استعدادهای اکتسابی از انگیزه، احساس، عمل و ادراک است. پارادایم فضیلت در میان این گروه متشکل از ویژگی های شخصیتی نهادینه شده همچون سعه صدر، انسجام در مقام نظر و عمل، شجاعت، عدالت، صداقت، وفاداری، انصاف و فروتنی فکری است. به باور این گروه، فضایل و رذایل فکری ویژگی‌هایی شخصیتی هستند که ما در قبال آن‌ها مسئول شناخته می‌شویم. این نوع معرفت شناسی به جای تمرکز بر تحلیل ماهیت معرفت به عنوان یک گزاره، بر فاعل شناسا به عنوان صاحب و دارنده معرفت تاکید دارد و قائل است فضایل معرفتی فاعل شناسا، شایستگی معرفتی است که دستیابی به حقیقت و اجتناب از خطا را در پی دارد. در صورتی فاعل شناسا به باور صادق و مطابق با واقع دست می‌یابد که واجد دو دسته از فضایل باشد: فضایل عقلانی که مربوط به قوا و استعدادهای عقلانی است و فضائل اخلاقی که عواطف، احساسات، میل و اراده را در بر می‌گیرد. زاگزبسکی در تبیین نظریه معرفت شناسی فضیلت محور خود از تعبیر «با وجدان بودن» استفاده می‌کند و معتقد است فضایل علاوه بر تاثیر در فرایند شکل‌گیری باور، «با وجدان بودن» معرفتی را نیز ایجاد می کنند. با توجه به آنچه بیان شد، می‌توان از نسبت این دو معرفت پرسش نمود؛ معرفتی که نزد جوادی آملی از آن تعبیر به حکمت می‌شود و نزد زاگزبسکی تعبیر به فهم؛ با وجه مشترک مدخلیت فضایل در حصول این معرفت؛ و اکنون می‌توان پرسید چه مولفه‌هایی برای دستیابی به «حکمت» در قرآن بیان شده است و چنین مولفه‌هایی تا چه اندازه در معرفت شناسی فضیلت محور مورد تاکید اند؟ و نیز اینکه در قرآن، فاعل شناسا چه وظایفی در این مورد برعهده دارد، به عبارت دیگر، دستیابی به معرفت از منظر قرآن بر چه تکالیفی استوار است و در معرفت شناسی فضیلت محور این هنجارها چگونه تبیین می‌شود و تاثیرگذاری آن‌ها بر رسیدن به «فهم» چگونه است؟ در این پژوهش، تلاش می شود با تحلیل معنای «حکمت» در قرآن از منظر آیت‌الله جوادی آملی و تبیین «فهم» در معرفت شناسی فضیلت محور زاگزبسکی به مقایسه و بررسی این دو مقوله و پاسخ به پرسش‌هایی از قبیل پرسش‌های فوق پرداخته شود.
آثار معاد باوری در رشد اخلاقی انسان از منظر آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
علی برهانی؛ استاد راهنما: محمد فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایمان به معاد یکی از اصول بنیادین اعتقادی در اسلام است که تأثیر عمیقی بر سلوک فردی و اجتماعی انسان دارد. آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر جایگاه محوری معاد در نظام فکری و تربیتی اسلام، این باور را نه‌تنها عاملی برای جهت‌دهی به رفتارهای اخلاقی، بلکه اساسی‌ترین عنصر در تکامل معنوی و انسانی می‌داند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تأثیر معادباوری بر رشد اخلاقی انسان از منظر آیت‌الله جوادی آملی پرداخته و نشان می‌دهد که این اعتقاد از ابعاد مختلفی مانند تقویت وجدان اخلاقی، مسئولیت‌پذیری، ارتقاء فضایل خانوادگی، کنترل هوای نفس، ایجاد انگیزه برای انجام اعمال نیک، صبر و استقامت در برابر سختی‌ها و ترویج عدالت اجتماعی، نقش اساسی در تکامل فردی و اجتماعی ایفا می‌کند. از منظر آیت‌الله جوادی آملی، باور به معاد سبب می‌شود که فرد همواره اعمال خود را در چارچوب معیارهای اخلاقی و دینی تنظیم کرده و با آگاهی از حسابرسی الهی، از ارتکاب به رفتارهای ناپسند اجتناب نماید. در بعد اجتماعی نیز، این اعتقاد موجب کاهش آسیب‌های اخلاقی، افزایش روحیه ایثار و عدالت‌محوری، و گسترش امنیت و اعتماد در جامعه و حفظ محیط زیست می‌شود. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که تقویت معادباوری می‌تواند به عنوان یک راهبرد کلیدی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، موجب تحول در نگرش‌ها و رفتارهای اخلاقی فردی و اجتماعی گردد. ازاین‌رو، بسط و تعمیق این باور از طریق آموزه‌های دینی و تربیتی، ضرورتی انکارناپذیر برای تحقق جامعه‌ای اخلاق‌مدار و معنویت‌گرا است.
تأملی در مبانی تأویلی انسان شناسی قرآنی آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
محمد تقی اسماعیل پور، معصوم حسینی، زهرا خدادادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله با تمرکز بر جایگاه انسان در نظام تأویلی آیت‌الله جوادی آملی، به تبیین مفهومی و تحلیل نظری تأویلات قرآنی در باب هویت، فطرت و غایت انسانی می‌پردازد. هدف اصلی، بررسی نحوه صورت‌بندی انسان‌شناسی قرآنی در پرتو مبانی حکمت متعالیه، عرفان اسلامی و اصول تفسیر تأویلی است. مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی و مفهومی، به بازسازی دستگاه فکری جوادی آملی در حوزه تأویل می‌پردازد و ضمن تحلیل مفاهیمی چون خلافت الهی، عقل قدسی، فطرت توحیدی و حرکت جوهری، انسان را نه‌ تنها به‌ مثابه مفسر قرآن، بلکه به‌عنوان محور تأویل معرفی می‌کند. ویژگی تأویل در اندیشه ایشان، بر تعامل عقل، شهود، و سلوک باطنی استوار است که در پیوندی وثیق با مبانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی، ساختار انسان‌شناختی تأویلات قرآنی را سامان می‌دهد. دستاورد مقاله در برجسته‌سازی نقش انسان کامل به ‌مثابه آیینه اسماء و واسطه تجلی حق، بازخوانی تأویلی از انسان به‌مثابه خلیفه الله و ارائه الگویی وحدت‌گرا از فهم باطنی قرآن است. یافته‌های این مطالعه زمینه‌ای برای توسعه نظام انسان‌شناسی تأویلی در الهیات اسلامی معاصر فراهم می‌آورد
صفحات :
از صفحه 42 تا 69
واکاوی مساله جبر و اختیار ابلیس در تاویلات قرآنی عین القضات همدانی و نقد آن با تکیه بر اندیشه های تفسیری آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
حسین مقدس
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از شبهات مهمی که در جریان ترک فعل ابلیس مطرح می شود این است که ابلیس در جریان رانده شدن خویش از ساحت الهی تلاش دارد تا این فعل را به خدا نسبت داده از سویی برای انتقام از حضرت آدم علیه السلام به عزت و جلال الهی سوگند یاد می کند که نگذارد بهشت جایگاه ابدی انسان گردد. لیکن این که آیا ابلیس با اراده و اختیار خویش ترک سجده نموده و تکبر ورزید و یا اینکه این ترک فعل، براساس جبلّی و سرشت ابلیس بوده و او مجبور به ترک سجده بوده و لذا پیامد آن دوری از رحمت الهی و متلبس به خلعت غضب و لعن الهی شده شده است از منظر مفسران و اهل تصوف و عرفان مباحثی مطرح شده است. از ظواهر سخنان برخی از متصوفه مانند عین القضات همدانی با استناد به آیه" قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ "این گونه می توان استنباط نمود که او با تأویلی خلاف ظاهر از معنای آیه، به دفاع از ابلیس برخاسته، و عدم اختیار و جبر ابلیس را از آیه فهمیده است. اینها معتقدند در نهایت ابلیس مشمول رحمت الهی گشته و به بهشت بر می گردد. در مقابل بسیاری از مفسران و عرفا او را واجد اختیار دانسته لعن او را نتیجه ابا و استکباری می دانند که در مقابل خدای متعال ابراز نموده است. . یافته های تحقیق برآن است که ابلیس فاقد اختیار نبوده بلکه واجد آن بوده و با خوی استکباری که داشت تمرد نموده است.
صفحات :
از صفحه 8 تا 29
ظرفیتها ومحدودیتهای نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
نادر شکراللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قانون اساسی و اسناد و قوانین و مقررات زیرمجموعه آن بر اسلامی بودن امور تصریح و تاکید دارد. در قانون اسلامی در اصل دوم و چهارم به این مساله تصریح شده است. سوال این نوشته آن است که کاربست نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی به عنوان نظریه پشتیبان اسلامی بودن قوانین و مقررات مستلزم توجه به چه نکاتی در این نظریه است؟ همة قوانین بر اثر دانش‌های مرتبط در حوزه اقتصاد، سیاست، مدیریت، فقه... تنظیم می‌شود. بهره‌بردن از کدام دانش‌ها می‌تواند اسلامی بودن قوانین و مقررات را تضمین کند؟ در این نوشته ظرفیت‌ها و محدودیتهای نظریه علم دینی/ دانشگاه اسلامی/جامعه اسلامی استاد جوادی آملی در قلمرو عام بررسی می‌شود. در این نظریه که از سوی یک عالم طراز اول اسلامی با سابقه طولانی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و مدیریتی ارائه شده است، نکات مثبت فراوانی وجود دارد، مانند: توجه به همه منابع معرفتی؛ یعنی عقل‌های چهارگانه و نقل در کنار هم، حفظ هویت معرفتی هر کدام از منابع، توجه به امکان خطا در همه منابع معرفتی در دسترس بشر اعم از نقل و عقل، نشان دادن شمای کلی شیوه و روشِ در کنار هم نشستن این منابع. اما از سوی دیگر با توجه به وضعیت موجود مراکز علمی و تصمیم‌گیری، مسیر طولانی در امکان عملیاتی‌شدن این نظریه وجود دارد. از مشکلات مسیر به این امور می‌توان اشاره کرد: تثبیت معرفت‌بخشی عقل ناب و عقل تجریدی در محافل علمی و قرینه و منبع بودن آن برای معرفت علمی رایج دانشگاهی، حقانیت اسلام به معنای عام و منبع بودن آن برای کشف قواعد هستی‌شناسانه، حقوقی- اخلاقی، تثبیت منبع بودن یافته‌های عقلی برای مباحث فقهی. علارغم این مشکلات این نظریه قابل سرمایه‌گذاری جدی در این وادی است.
صفحات :
از صفحه 63 تا 78
منزلت عقل در فهم و کشف حکم الهی با تأملی در اندیشه های علامه آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
حسین مقدس
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم در مورد عقل، حجیت و نقش آن در فهم و کشف حکم الهی می باشد. تردیدی نیست که شناخت درست از دین، در سایه سار بهره درست از منابع آن دین می باشد. در این مهم چنانچه دین مجموعه ای از اعتقادات، احکام و اخلاقیات بوده باشد راه دست یابی به این امور از منابعی است که توسط دین مشخص می گردد. فقها برای شریعت اسلامی به طور کلّی، چهار منبع مشخّص کرده اند که عبارتند از: قرآن؛ سنّت، اجماع و عقل. در این میان در مورد حجیت عقل در جهت فهم و یا کشف حکم الهی دیدگاههای متعددی مطرح شده، عده ای قائل به عدم فهم و برخی هم ضمن پذیرش حجیت عقل قائل به کشف حکم الهی از سوی عقل می باشند. دراین مهم، از ظواهر برخی سخنان علامه جوادی آملی بر می آید که ایشان قائل به نفی حکم عقل بوده مع الوصف در برخی دیگر از آثار ایشان بر می آید که ایشان عقل را منبعی مستقل در کنار کتاب و سنت دانسته، معتقدند آنچه را که کتاب و سنت بیان نکرد عقل بیان داشته و فتوای آن عین فتوای شرع می باشد. لذا از آنجاییکه فهم این نکته در جهت شناخت جایگاه عقل در کشف حکم الهی به عنوان یک منبع مستقل، مهم به نظر می رسد این تحقیق با روش تحلیلی به بررسی این مواضع پرداخته، یافته های تحقیق بر آن است که عقل از سویی با نگاه به نقل می تواند موفق به درک و کشف حکم الهی گشته و از سویی در کنار نقل خود با تشخیص برخی مصالح و مفاسد می تواند به کشف حکم الهی بپردازد و در حقیقت حکم الهی از دو ابزار نقل و عقل بیان گشته عقل نیز منبعی برای حکم الهی شمرده می شود.
صفحات :
از صفحه 29 تا 56
تبیین حقوق اجتماعی انسان بر اساس مبانی حکمی و فلسفی علامه جوادی‌آملی با تأکید بر رویکرد تفسیر انسان به انسان
نویسنده:
پدرام سرکانی ، محسن حبیبی ، حسین اسفندیاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بی‌تردید «حقوق اجتماعی انسان» بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما هر پژوهش برمبنای خود به نتایجی رسیده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد تفسیر انسان به انسان جوادی‌آملی در مسئله «چگونگی تحلیل حقوق اجتماعی انسان» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که ضرورت شناخت هویت انسان و جایگاه او در هستی برای دستیابی به حقوق اجتماعی انسان چیست؟ از آنجا که تاثیر این تحقیقات بر نحوه تحلیل حقوق اجتماعی انسان، تاثیر مستقیم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می‌نماید. به نظر می‌رسد، پیش نیازی تحلیل چگونگی ارتباط انسان با جامعه، شناخت دقیق از مبانی هستی شناسی انسان و جامعه است. نظر به این رویکرد، شناخت انسان منحصراً به سه مبدأ تصوری: «شناخت هویت، جایگاه و ارتباط انسان با نظام هستی» صورت می‌پذیرد. سپس، برپایه این مبادی تصوری می‌توان به تحلیلی از جامعه دست یافت. نقطه ثقل نگاه این اندیشمند، تجربه و روح اصیل انسانی است که این دیدگاه، با تأکید بر موقعیت انسان در هستی، کرامت ذاتی او و لزوم ابتنای تبیین حقوق اجتماعی بر فطرت، زمینه را برای تحقق جامعه‌ای عادلانه، با نظر به الگوگیری از انسان کامل به عنوان خلیفه الهی، فراهم می‌سازد. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تحلیل حقوق اجتماعی انسان بر پایه آرای جوادی‌آملی پژوهش‌های متعددی انجام شده است اما کمتر به رویکرد تفسیر انسان به انسان این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که این مبنا، یکی از بنیادهای قابل توجه در تبیین حقوق اجتماعی انسان می‌باشد که در این اندیشه بسیار بر آن تاکید شده است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 28
تشریح آموزه برائت مبتنی بر دیدگاه عرفانی (با تأکید بر نظرات امام خمینی و نگاهی به آراء آیت الله جوادی آملی)
نویسنده:
عادل مقدادیان ، ابوالفضل تاجیک
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عرفان شیعی، اگر تعریفی متمایز از سایر عرفان‏ها ارائه ندهد، بی‎تردید، سرچشمه‏های منحصر به فرد (مثل روایات و ادعیه مأثوره با افقهای معرفتی متفاوت) و در نتیجه آموزه‏هایی دارد که در سایر نحله‎های عرفا‎‎نی، تقریبا اثری از آن آموزه‎ها به چشم نمی‎خورد. هدف این نوشتار که با روش تحلیلی ـ توصیفی نگاشته شده آن است که به تبیین مسأله «برائت در عرفان شیعی» به عنوان آموزه‎ای که سایر عرفان‎ها فاقد این آموزه هستند. این مقاله، برائت را در دو قوس صعود و نزول مورد واکاوی قرار داده و به اثبات این فرضیه پرداخته است که برائت در قوس صعود، به عنوان یک مقام سه مرحله‎ای قابل طرح است که سالک الی الله با پیمودن این سه مرحله از غیر خدا بریده می‎شود. در این معنا، برائت عرفانی تفاوت‎های فاحشی با برائت از نگاه متکلّمان شیعه دارد. در قوس نزول نیز، این فرضیه مطرح می‎شود که مظهر «اسم بریء» حضرت زهرا3 است که با تناکح اسمائیه در کنار مظهر اسم ولی یعنی امیرالمؤمنین سبب ظهور اثرات وجودی در عوالم خواهد شد. این مقاله روایات و احادیثی در شأن حضرت صدّیقه طاهره را با همین ذائقه عرفان شیعی و به خصوص مبتنی بر اندیشه‎های عرفانی سه حکیم متأخر تشیع یعنی امام خمینی، علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی تبیین کرده است.
صفحات :
از صفحه 99 تا 128
  • تعداد رکورد ها : 2095