جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 9
نقش ابزارهای معرفتی (حس، عقل، قلب) در معرفت دینی
نویسنده:
فضل‎الله روزبهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله با روشی کتابخانه‎ای-‎تحلیلی، معلوم شده که حس ابزاری غیر‏مستقل و مقدمه‏ساز حکم عقل است. گاهی به دلایلی مانند ندیدن یا نشنیدن، نبود یا تقطیع روایات، نقل به مضمون آن‏ها و نرسیدن قراین ، مقدمات لازم حکم درست عقل، فراهم نمی‏شود. عقل در اموری چون مبنا‏سازی فلسفی و اصول فقهی، پایه‏های اصلی دین، کشف از حکم شرعی(نه انشای حکم مولوی)، لحاظ همه ابعاد وجهات مسائل، در تولید، تغییر و تکامل معرفت دینی نقش‏آفرین است. قلب، ابزاری بسیار نیرومند با تهذیب، در مرحله عالی، وحی الهی و در مراتب پایین‎تر الهامات و اشراقات را در‏می‎یابد. هیچ کس توان درک کنه علم حضوری وحی، این سلطان علوم، مکمل عقل و مغایر با سنخ تجربه دینی را، ندارد. قلب ادراکات عقل در قالب مفهومی را به صورت موجودی شخصی و خارجی می‎یابد و می‏تواند بسیاری از مجهولات دست‏نیافتی عقل را، با علم حضوری دریافت کند. معیار درستی یا نادرستی شهودات قلبی، عقل و نظر معصوم است.
صفحات :
از صفحه 135 تا 156
بررسی برخی از صفات قلب از دیدگاه قرآن و روایات
نویسنده:
ستار چعبانی‌زاده دورقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
واژه «قلب» در قرآن بسیار آمده، قلب با آنچه که ما از عضو صنوبری شکل سمت چپ بدن می‌دانیم تفاوت دارد. قلب در اصطلاح قرآنی، به روح لطیف انسانی اطلاق می‌شود که با تعلق به قلب جسمانی، سلطه خود را در بدن اجرا می‌کند.در قرآن کارها و صفاتی به قلب، نسبت داده‌شده است. مثل ادراک، اطمینان، ترس، خشوع و غیره. این صفات به دو دسته فضیله و رذیله دسته‌بندی می‌شوند. در این رساله سعی شده است به برخی از این صفات اشاره شود.در فصل اول، پس از بیان مقدمه‌ای در مورد تعریف قلب و شناخت آثاری که به آن نسبت داده‌شده به بیان مسأله و اهداف تحقیق و همچنین اهمیت و پیشینه بحث اشاره شده است. در فصل دوم، سه صفت از فضایل قلب که عبارت‌اند از «قلب سلیم، اطمینان قلب و خشوع» مورد بررسی قرارگرفته که ابتدا به تعریف هر یک پرداخته‌ایم و در ادامه به اهمیت، نشانه‌ها و راه‌های رسیدن به این صفات اشاره شده است.در فصل سوم هم به بیان 3 صفت از رذایل قلب پرداخته شده است این صفات عبارت‌اند از «قساوت، غفلت و زیغ» که از لحاظ معنای لغوی و اصطلاحی، دلایل ابتلاء به این صفات رذیله و راه نجات قلب از این صفات مورد بررسی قرارگرفته است.
تأثیر ضبط و مهار قلب بر تهذیب نفس از منظر کتاب و سنت
نویسنده:
محمود علی مددی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تهذیب نفس یکی از مهم‌ترین اموری است که در اسلام بر آن تأکید فراوانی شده و از ابعاد گوناگونی موردبحث و بررسی قرارگرفته است. یکی از مهم‌ترین ابعاد آن‌که در این پایان‌نامه بدان اهتمام ورزیده شده است، ضبط و مهار قلب است. مسئله‌ای که موفقیت در آن تأثیر بسزایی در کنترل اعضا و جوارح و دوری از گناه و پیراستگی از رذایل نفسانی دارد.به نظر می‌رسد درصد بالایی از رفتارهای انسان ازآنچه شیطان بر قلب او وارد می‌کند، برآمده و سرچشمه می‌گیرد. ازاین‌رو اگر انسان بر واردات قلبی خود کنترل داشته باشد دل‌بستگی و عواطف خود را سامان بخشد در جهت اصلاح رفتارهای خویش از توان بالایی برخوردار خواهد شد و به دنبال اصلاح رفتار، فضایل اخلاقی بیشتری در خود ایجاد کرده و در تهذیب نفس توفیق خواهد یافت. بدیهی است عدم تسلط بر واردات قلبی، می‌تواند زمینه ریشه دواندن رذایل اخلاقی را در وجود انسان فراهم آورد.در این نوشتار با استناد به آیات و روایات به دنبال شناخت قلب هستیم. اعتقاد بر این است که شیطان می‌تواند در این واردات قلبی انسان نفوذ کند و دل‌بستگی‌ها و عواطف او را مطابق آنچه خود می‌خواهد شکل دهد، اما با شناختن راه‌های نفوذ شیطان و وساوس شیطانی و شناخت آسیب‌ها و امراض قلبی امکان کنترل واردات قلبی فراهم می‌آید و راه ورود افکار نورانی و صفات پسندیده و الهامات ربانی هموار خواهد گردید. به نظر می‌رسد برای ضبط و مهار قلب و ساماندهی احساسات و گرایش‌‌های ارتباطی انسان باخدا هست.
رهیافتی به ساحات وجودی آدمی به رویکرد عرفانی در قرآن
نویسنده:
رضا الهی منش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
آدمی در بین آفریده‌های مُلکی دارای نوعیطینتو ترکیب جسمانیاست که می‌تواند تمام اشراقات و تجلیات «روح اعظم»، که شریف‌ترین آفریده خداوندی است، را در خود منعکس نماید. تمام ساحات‌ و مراتب «خلقی» شامل جبروت، ملکوت و مُلک، اثر شعاع و انبساط وجودی این روح است. بلکه، روح اعظم فراتر از همه مراتب خلقی، تجلی‌بخش تمام اسماء جلال و جمال الهی و مراتب «حقانی» نیز است. آدمی با قابلیت انحصاری خویش نه تنها توانسته و می‌تواند در تمام این ساحات‌ حضور یافته و با آنها متحد شود، بلکه زمینه دارد همه را یکجا عین وجود خود یابد. و اگر مراتب هستی بی‌نهایت است، به همین‌سان «ساحات وجودی آدمی» نیز نهایتی ندارد. طبیعت جسم و روح آدمی دارای چنان قابلیتی است که تمام مراتب نظام آفرینش،شامل مراتب جهان مُلکی( از «عناصر»، «جسم مطلق» و تمام مراتب انواع «جمادات»، «نباتات» و «حیوانات») و نیز مراتب موجودات «ملکوتی» و مثالی از فرشتگان ملکوتی، وغیره هم‎چنین تماممراتب موجودات «جبروتی» )از فرشتگان و«ارواح مهیّمین»)، می‌توانند در وجود او ظهور و بروز پیدا کنند. و از این والاتر، آدمی نیز دارای ساحات‌فراخلقی وحتی «فراتجردی» نیز است. زیرا از بین همه آفریده‌ها تنها آدمی است که روح اعظم با تمام حقیقتش، در او قابلیت ظهور دارد و در این مرتبه فراتجردی است که آدمی مظهر اسمی از اسامی الهی بلکه مظهر جمعی از اسماء و حتی مظهر مقام «واحدیت» و اسم جامع «الله» می‌شود. طائر سیر روحی آدمی حتی به سوی عالی‌ترین ساحت قابل دسترسی آفریده‌ها، یعنی ساحت «احدیت» اوج می‌گیرد و مظهر مرتبه «احدیت» می‌گردد.اما تمام ساحات وجودی فوقرا، که از جهتی بی حد است ، با نگاهی بهقرآنمجید می‎توان در پنج ساحت کلی «بدن»، «نفس»، «قلب»، «عقل» و «روح» خلاصه نمود. در واقع، حقیقت مجرد ،بلکه فوق تجردی آدمی این قابلییت را داردکه در تمام این پنج ساحت ظهور ‌یابد و آثار متناسب با هر ساحت را به منصّه ظهور ‌گذارد. این حقیقت بسیط و فوق مادیدر پایین‌ترین سطح تجلی ، موجب «اجتماع»،« امتزاج»، « ائتلاف» و « تعامل» عناصر مادی وجود آدمی با یکدیگرمی شودو در این صورت «بدن» آدمی شکل می‌گیرد.نیز این حقیقت مجرد در مرتبه بالاتر، در نقش ادراکات وهمی و خیالی و انفعالات حبّی و بغضی به صورت «نفس» حیوانی ظهور پیدا می‌کند. همین حقیقت در سیر بین جهات روحی الهی و جهات نفسی حیوانی در تقلب و دگرگونی است و به «قلب» در مرتبه انسانی (نفس ناطقه یاقلب کامل) موسوم می‌گردد. این سرّ وجودی در پایان مرتبه قلب کامل و ابتدای مرتبه‌ روحی در قالب مُدرک حقایق کلی و عقلی ظاهر می‌شود و سِمَت «عقل» می‌یابد و در مراتب عالی روحی، این حقیقت از تمام ماسوی روی برمی‌تابد و خود را عین فقر و نیاز به حضرت حق می‌یابد و به مقام انس و قرب عنداللهی ارتقا پیدا می‌کند و در این صورت است که شایسته نام «روح» به معنای حقیقی کلمه می‌شود.
عقل و دل از دیدگاه نهج البلاغه
نویسنده:
فاطمه مسکی بورنگ
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
این مجموعه با عنوان « عقل و دل در نهج البلاغه» به تبیین دو عنصر عقل و دل و رابطه آن ها با یکدیگر در نهج البلاغه پرداخته است. این تحقیق بنیادی با هدف شناخت صحیح عقل و دل و تبیین جایگاه مهم آن در زندگی تدوین شده و در آن سعی شده است تمامی سخنان حضرت علی7در نهج البلاغه گردآوری شودکه برای توضیح آن ها به شرح ها و کتب دیگر نیز رجوع کردیم. عقل نیروی بازدارنده ای است که با شناخت صحیح از عالم هستی می تواند آدمی را به مقام انسانیتی که درخور اوست نائل کند و انبیاء نیز از طریق بیدار کردن عقول، انسان ها را هدایت می کردند. کارکرد عقل را می توان در دو حوزه نظری و عملی بررسی کرد. به عبارتی دیگر در حوزه نظری انسان را در شناخت حقایق و آن چه باید بدان عمل کند یاری می کند و در حوزه عملی به عنوان نیروی بازدارنده از بدی ها ( مقابله با هوای نفس) و منشأ فضایل اخلاقی چون نظم، تدبیر، سنجیده گویی و ... نقش خود را ایفا می کند. البته عقل در شناخت ( حوزه نظری) دارای محدودیت است و توانایی درک همه امور را ندارد مثلاً از شناخت ذات خداوند و درک نعم الهی عاجز است و تا آفتاب وحی نتابد عقل فقط محیط محدودی را روشن می سازد. عواملی چون تفکّر، علم آموزی، تجربه اندوزی، تزکیه نفس موجب تقویت آن می گردد و عواملی نیز موجب تضعیف آن می شود عوامل درونی چون دنیاپرستی، طمع و آرزو، خودپسندی و ... ، عوامل بیرونی مانند فقر، شراب، شیطان و ... که قابل توجه است. دل، لطیفه ای است ربّانی و روحانی که مرکز ادراکات و عواطف است و دارای سه بُعد معرفتی، احساسی و افعالی است و به عنوان شگفت ترین جزء آدمی از آن یاد شده است. دل، چون پرنده ای تیز پرواز و پُر جست و خیز دائماً در حال انقلاب و دگرگونی است که قابلیت گسترش دارد. و موجب رسیدن به شناخت بهتر می شود و این دل است که توانایی هدایت انسان را دارد. چنان که بینایی و شنوایی حسّی داریم که عامل آن چشم و گوش است، بینایی و شنوایی باطنی داریم که عامل آن دل است. البته عوامل تضعیف کننده ای چون دنیاپرستی، شهوات، آرزوها و ... مانع ادراکش می شود و همچنین عواملی مانند یادخدا، حکمت، تصفیه آن، باعث حیات دل می گردد که قابل ملاحظه است. و نکته مهم دیگر در باب دل، پرورش آن است که بسیار بر آن تأکید شده است که باید محبّت خدا، عظمت الهی، یقین و .... درآن پرورش یابد. هرگاه سخن از عقل و دل می شود آن چه به ذهن می رسد تقابل این دو است. امّا حضرت راه رسیدن به شناخت حقیقت را در گرو استفاده صحیح از عقل و دل می دانند. دل می تواند به شناخت هایی برسد که عقل توانایی درک آن را ندارد و شناخت های قلبی بسیار عمیق تر از شناخت های عقلی هستند. عقل و دل اگر سالم بوده و در اسارت نباشند، همیشه می توانند بهترین راه ها را به انسان نشان دهند و آدمی حقیقت را آن چنان که هست ببیند. تهذیب نفس و تربیت برای هماهنگ ساختن این دو کانون است که مستلزم ضبط و کنترل خواهش های بی مورد دل ( هوای نفس) است. و مسئله تقابل یاد شده بین عقل و هوای نفس است که به خواهش های بی مورد دل معروف است. نتیجه این که: در کلام مولی الموحدین علی ( ع) عقل و دل به عنوان دو موهبت بزرگ الهی نقش بسزایی در رسیدن به سعادت انسان دارند و از همین رو دارای ارزش والایی هستند در نتیجه شناسایی این دو عنصر امری ضروری است. و این که باید برای رسیدن به شناخت صحیح با هم هماهنگ باشند. امّا متأسفانه در عصر حاصر در عقل گرایی افراط شده و دل را تحقیر کرده اند. تا جایی که حتی در بین عموم مردم از آن به عنوان هوا و هوس یاد می شود و به این صورت دل و جایگاه عظیم آن به فراموشی سپرده شده است.
نقش معرفت شهودی در ظهور و پیروزی حضرت حجه (عج)
نویسنده:
صالح حسن‌زاده , داریوش تلوری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پژوهش های علم و دین,
چکیده :
در قرآن کریم به علومی اشاره شده که صاحب آن مسجود ملائک، شاهد بر رسالت، قادر به انجام امور خارق العاده، و تعلیم آن به عموم انسان‌ها، هدف رسالت نبی اکرم(ص) می‌باشد. ماهیت، ابزار، آثار، و تفاوت این علوم با سایر معارف بشری چیست؟ آیا یاران حضرت حجت(عج) از این علوم بهره‌مند و از توانمندی‌های حاصله، در ظهور استفاده می‌کنند؟ معرفت شهودی، مشاهده حضوری بلاواسطه حقایق در عالمِ علمِ ربوبی است که صاحبان آن، باطن اشیاء و حقایق عالم را بی­واسطه صورت علمی شهود می­نمایند. معارف شهودی اعم است از وحیِ نبوت که مختص به انبیا است، و وحی غیر نبوت که شامل: الهام، مکاشفه، رؤیای صادقه، علم به اسماء و کتاب است. در این مقاله با رویکرد معرفت‌شناسیِ اسلامی ،پس از تبیین علم، اقسام ، ابزار روش‌های معرفتی و تفاوت آن‌ها با یکدیگر، به اقسام معارف شهودی و مواهب آن پرداخته‌ایم. عدم انحصار آن به معصومین(س) را اثبات و با ذکر نمونه‌ای از روایاتِ ظهور مدعی شده‌ایم که صلحاء با تسلط بر برخی از مراتب معرفت شهودی و قدرت‌های حاصله، در ظهور و پیروزی حضرت حجه(عج) نقش آفرینی و تحت ولایت امام، زمین را به ارث می‌برند. «ان الارض یرثها عبادی الصالحون»
صفحات :
از صفحه 49 تا 72
گستره عقل نظری و عقل شهودی در عرفان از دیدگاه ابن‌عربی
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان، خدیجه هاشمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه باقرالعلوم,
چکیده :
آنچه در این نوشتار مورد بحث است تعیین برتری یا تقدم عقل بر قلب یا عقلانیت بر عشق نیست بلکه یافتن پاسخ این مسئله است که به راستی سهم عقل و معرفت عقلانی در دریافت شهودات عرفانی تا چه اندازه است؟ و از نظرگاه ابن‌عربی افق شناسایی معرفت عقلانی تا کجاست؟ آیا از آنجایی که عرفان ساحت مقدس کشف و شهود باطنی است دیگر مجالی برای جولان کمیت عقل هم باقی می‌ماند؟ و، مهم‌تر از همه، اینکه نقاط اشتراک یا افتراق متعلق و معنای عقل و معرفت عقلانی نزد موافقان و مخالفان آن چگونه تعریف شده است؟ لازم به ذکر است در نوشتار حاضر، ضمن التفات به این نکته که معرفت عقلانی متفاوت از عقل است، آنجا که از عقل سخن به میان آمده، معرفت حاصل از آن مورد نظر است و، از این‌رو، معرفت عقلانی بدین معنا لحاظ گردیده است.
صفحات :
از صفحه 193 تا 225
علوم غیراکتسابی از نظر ابن عربی
نویسنده:
نیره اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دانشگاه اصفهان,
چکیده :
چکیده علم در مکتب عرفانی ابن عربی از جایگاه و اهمیت ویژه ای بر خوردار است.ابن عربی در یک تقسیم بندی، علم را به دو قسم اکتسابی و غیر اکتسابی تقسیم می کند. علوم اکتسابی همان علوم حصولی(=عقلی و استدلالی)اند که انسان با توسل به عقل خویش می تواند آن را کسب کند. از آن جا که عقل ابزار دریافت این علوم است، به تبع محدودیت های عقل در کسب علم و معرفت، این علوم نیز دارای محدودیت هستند.ابن عربی علاوه بر این محدودیت ها، همواره بر خطاپذیری این علوم تاکید دارد.از نظر ابن عربی این علوم به دلیل عدم مصونیت از خطا، شک و فراموشی علم یقینی و حقیقی محسوب نمی شوند.در مقابل علوم غیر اکتسابی یعنی علومی که خداوند بر قلب انسان القا می کند همواره مورد توجه ویژه ابن عربی بوده اند. این علوم به دو دلیل ازهرگونه خطا و ابهام مبرا هستند:اول این که معلم و معطی این علوم خداوند است و دیگر این که قلب، بر خلاف عقل در دریافت علوم خطا نمی کند. قلب علاوه بر خطاناپذیری، در دریافت علم و معرفت هیچ محدودیتی ندارد و می تواند به میزان پاکی و طهارتش علوم غیر اکتسابی را از خداوند دریافت کند.وحی، الهام، رؤیای صادق، کشف و شهود عرفا و فراست از مصادیق علوم غیر اکتسابی اند. پژوهش حاضر به تعریف و تببین ویژگی های علوم اکتسابی و غیر اکتسابی می پردازد و ضمن مقایسه این دو قسم، علل برتری علوم غیر اکتسابی بر علوم اکتسابی را بیان می کند. دلایل این برتری از نظر ابن عربی عبارت اند از:یقینی بودن این علوم برای عالِم آن،جامعیت این علوم نسبت به علوم اکتسابی و تعیین خطا و صواب در علوم اکتسابی. واژگان کلیدی:علم، علم اکتسابی، علم غیراکتسابی، عقل، قلب
عقل و قلب در تفاسیر عرفانی
نویسنده:
کتایون حیدری بافقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان چه سان خدا را می‌شناسد؟ به وسیله حواس نمی‌توان وی را شناخت ، چه خداوند ماده نیست ؟ به عقل وی را نتوان شناخت ؟ چه در فهم و وهم نمی‌گنجد، منطق هرگز پا را از محدوده‌های ماهیت فراتر نمی‌نهد، فلسفه به خود محجوب است ، برهان فلسفی از محدوده علم حصولی گذر نمی‌کند و علم حصولی راهی به بارگاه ربوبی ندارد، کتاب ، دفتر، علم و قیل و قال مدرسه نیز فکر را با ابری از کلمات میان تهی، تیره و تار می‌سازد. از درس و بحث مدرسه‌ام حاصلی نشد کی می‌توان به دریا رسید از این سراب پس این گونه معرفت را چگونه باید دارا شد؟ زبان حال عارف این است که: "به قلب خود بنگر، چه ملکوت خدا در توست ". هر که به واقع خود را شناسد، خدا را می‌شناسد، زیرا قلب ، آینه‌ای است که جمیع صفات الهی در آن جلوه‌گر است . لذا صفای آینه قلب ، منوط به قفضل الهی است ، گر چه انسان نیز به سهم خود باید تلاش کند و مصداق آیه شریفه (و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین) گردد. در رساله حاضر، عقل و قلب به عنوان دو ابزار شناخت ، از دیدگاه عارفان و مفسران عارف مورد بررسی قرار می‌گیرد و ضمن تبیین نگرش عرفا به عقل، روشن می‌شود که مرادشان از نکوهش عقل، به طور مطلق نیست بلکه عقلی را که با وهم و خیال آمیخته است ، سرزنش می‌کنند. همچنین عرفا معتقدند معرفت عقلی باید مقدمه شهودی و باور قلبی باشد، به همین جهت لازم آمد آثاری که درباره عقل و قلب ذکر شده، مورد بررسی قرار گیرد. لذا بعد از بیان ارتباط معرفت ، علم، ایمان و عشق با یکدیگر، به این نتیجه خواهیم رسید که معرفت حقیقت و شناخت خداوند و رای طور عقل است و ارتباط عقل و قلب ، ارتباط طولی است به عبارت دیگر قلب در افقی برتر از عقل قرار دارد.
  • تعداد رکورد ها : 9