جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 25
بررسی تطبیقی دیدگاه های آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی درباب علم و عقل
نویسنده:
زهرا دهباشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان از نعمت بزرگی به نام نیروی عقل و اندیشه برخوردار است که این موهبت، او را از سایر موجودات، ممتاز نموده است. در مقایسه با سایر ادیان، اسلام بیشترین اهمیت و ارزش را برای عقل و اندیشه قائل شده است و عقل و شرع را مکمل هم و رابطه ی آنها را دوسویه و هماهنگ می‌داند.فراخوانی قرآن مجید به تعقل و اندیشیدنِ استدلالی و منطقی از موضوعاتی است که در بسیاری از آیات الهی با گونه‌های متفاوتی به صراحت بیان شده است، به شکلی که هیچ تأویلی را نمی‌پذیرد؛ از این‌رو در احادیث معصومین علیهم السّلام توجه خاصی به این مسئله شده است؛بنابراین در دیدگاه عالمان بزرگ شیعه،از جمله ایشان آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی اندیشه ی عقلانی و برهانی جایگاه بسیار والایی دارد آثار ایشاندر این زمینه، گویای جایگاه ویژه ی عقل در مبانی تفکری آنان است.یکی از مباحث مرتبط با عقل ،‌ مسئله حجیت و اعتبار عقل است بر اساس مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق می‌توان گفت که در اندیشه آیت الله جوادی آملی، عقل همتای قرآن و سنت یکی از منابع اثباتی دین به شمار آمده نه آنکه در مقابل قرآن و سنت باشد، افزون بر آن، عقل جایگاهی رفیع در نظر آیت الله مصباح داردو بر اعتبار و حجیت آن تأکیدکرده اند.با بررسی احادیثی که در باب عقل سخن به میان آورده است میتوان کارکردهای عقل را به دو دسته کلی تقسیم نمود. یک دسته از آیات و روایات به نقش معرفتی و نظری عقل اشاره دارند و انسان عاقل را دارای آگاهی‌های خاصی میدانند (مانند معرفت به خویشتن) و دسته‌ی دیگری از آن‌ها انسان عاقل را فردی متخلِّق به آداب ظاهری خاص می‌دانند و به تأثیر عقل در حیطه‌ی عملی و رفتاری فرد تأکید دارند (مانند پرستش خداوند). بنابراین، انسان عاقل از نظر آیات و روایات اسلامی (علی الخصوص شیعی)، فردی است که هم در بعد شناختی (تعلیم) و هم در بعد رفتاری (تربیت) به کمال مطلوب رسیده باشد. در مورد علم هم همین‌طور است و در روایات، علاوه بر نقش شناختی آن به نقش کاربردی و عملی آن نیز اشاره گردیده است؛ حضرت امیر مومنان علی علیه السلام می‌فرمایند « أیُّها النّاسُ اعلَموا أنِّ کَمالَ الدّینِ طَلَبُ العِلمِ و العَمَلُ بِهِ ... » (کلینی: 1365 ص 35).در آثار حکماء و دانشمندان اسلامی، عقل به دو قسم نظری و عملی تقسیم شده و به هریک نوع خاصی از ادراکات نسبت داده شده است. ایشان عموماً عقل نظری را مدرک قضایای نظری و هست و نیست‌ها و عقل عملی را مدرک قواعد و قوانین مربوط به عمل و رفتار دانسته‌اند. با بررسی مفهوم و کارکرد عقل نظری و عقل عملیاز دیدگاه حضرت آیت‌الله جوادی آملی متوجه می شویمایشان با استناد به برخی روایات( کارکرد‌های متفاوتی برای عقل عملی نسبت به آنچه قول مشهور برای آن قائل است، نسبت می‌دهند.آیت الله مصباح یزدی نیز در این باره معتقدند . قوه مدرک انسان، همان عقل اوست که بیش از یکی نیست. کار این عقل، هم ادراک هست‌ها و نیست‌ها و هم ادراک بایدها و نبایدهاست علامه مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملیعلم را یک امر وجودی می‌داند و در این جهت با صدرالمتألهین موافق است و علامه مصباح یزدی می‌گوید: علم عبارت است از« حضورخودشئ یا صورت جزئی یا مفهوم کلی آن نزد موجود مجرد » ، وآیت الله جوادی آملی نیز علم را این گونه تعریف کرده اند :«علم وجودی است که حقیقت و صورت عاری از ماده دارد.»صورت‌های حسی و خیالی و عقلی جوهرهای مجرد مثالی و عقلی هستند که در عالم مثال و عقل وجود دارند و نفس با مرتبه مثالی و عقلی خود در آن موجود است. صورت علمی، مجرد از ماده و قوه است و با وجود خارجی خود نزد مدرِک حاضر است. علم حصولی در واقع یک اعتبار عقلی است که از معلوم حضوری به دست آمده است. اتحاد عاقل و عقل و معقول نیز در نزد این دو بزرگوار همان دید گاه ملاصدرااست در این باب ، به این معنا است که اول صورت معقوله پیدا می‌شود و این صورت معقوله هم عقل بالفعل و هم معقول بالفعل و هم عاقل بالفعل است.اما تعریف علم در دین اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام، با تعریفی که در بین مکاتب مختلف و عموم مردم رایج است، متفاوت است. درمکتب اهل بیت ، حقیقت علم نورى است که در پرتو آن، انسان جهان را آنگونه که هست مى‏بیند و جایگاه خود را در هستى مى‏یابد. نور علم مراتبى دارد که بالاترین آن نه تنها انسان را با راه تکامل خود آشنا مى‏کند بلکه او را در این مسیر حرکت مى‏دهد.و به مقصد اعلاى انسانیّت مى‏رساند . قرآن کریم با صراحت از این نور سخن مى‏گوید: «آیا کسى که مرده دل بود و زنده‏اش کردیم و براى او نورى پدید آوردیم، تا در پرتو آن در میان مردم برود، چون کسى است که گویى گرفتار در تاریکیهاست و از آن بیرون آمدنى نیست؟»
ملاصدرا و نقد مبانی حکمت اشراق درباره ادراک غیر
نویسنده:
مرتضی عرفانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دیدگاه ملاصدرا دربارة ادراک غیر، حاصل مطالعة عمیق و نقد جدی آراء مشائین و اشراقیین بویژه ابن‌سینا و سهروردی است و فهم دقیق آن مستلزم توجه بیشتر به این نقدهاست، اهمیت نقادیهای صدرا از آنروست که تنها به لا‌یه‌های بیرونی و ظاهری یک اندیشه محدود نمیشود بلکه تا رسیدن به لا‌یه‌های درونی و مبانی اصلی ادامه می‌یابد و در صورت مخدوش بودن به وضع مبانی جدید منتهی میشود. سهروردی ادراک غیر را اضافه میداند. صدرا این نظریه را مورد انتقاد قرار داده، رد میکند؛ زیرا آن را مبتنی بر اصولی میداند که از نظر وی بهیچوجه قابل قبول نیستند. برخی از این اصول مهم عبارتند از: اصالت ماهیت و تشکیک در آن و نفی اتحاد عالم و معلوم. صدرا نقطه مقابل این اصول را اثبات میکند و برخلا‌ف سهروردی تفسیر خود از ادراک غیر را براساس اعتقاد به اصالت وجود و تشکیک در آن و اتحاد عالم و معلوم استوار میسازد و از اینرو ادراک شیء را نه اضافه، بلکه حضور صورت آن نزد مدر‌ک میداند، بگونه‌یی که آن صورت هیچ هویتی مستقل از مدر‌ک ندارد تا بگوییم ادراک غیر اضافه‌یی میان مدر‌ک و مدرک است. بنظر نویسنده استدلا‌لهای ملا‌صدرا در رد قول به اضافه از استحکام کافی برخوردار نیستند و قضاوت نهایی دربارة صحت و سقم هر یک از این دو نظریه دربارة ادراک غیر بستگی به صحت و سقم مبانی آنها دارد. پذیرش نظریة ملا‌صدرا به میزان قوت استدلا‌لهای او در انکار کثرت موجودات بستگی دارد؛ زیرا بدون این انکار نمیتوان قول به اضافه را رد، و قول به اتحاد عالم با معلوم را اثبات کرد.
بررسی تطبیقی رابطه علم و ادراک با تجرد از دیدگاه صدرالمتألهین و علامه طباطبایی (ره)
نویسنده:
آرزو زاهدی؛ استاد راهنما: مرتضی عرفانی؛ استاد مشاور: علی‌ اکبر نصیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
مسئله علم و ادراک از مسائل بسیار مهم وپیچیده فلسفی است. ادراک در لغت به معنای وصول و رسیدن است و در اصطلاح به حضور مجردی نزد مجرد دیگر تعریف شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه علم و ادراک با تجرد از نظر صدرالمتآلهین و علامه طباطبایی است. روش پژوهش ، توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، منابع کتابخانه‌ای می‌باشد.مهمترین پرسش هایی که در این پژوهش در پی پاسخ آنها هستیم به قرار ذیل است: آیا مدرَک و مدرِک واقع شدن موجودات مادی با توجه به تعریف و توضیح ملاصدرا و علامه طباطبایی(ره) از علم در آثار فلسفی و کلامی ایشان قابل تبیین است؟ آیا دلایل این دو یزرگوار در این باب قابل قبول می-باشد؟ملاصدرا و علامه طباطبایی از یک سو علم را عبارت از حضور صورت شئ نزد عالِم می‌دانند و موجود مادی را از آن رو که هر جزئش از جزء دیگر آن غایب است نه مدرِک می‌شمارند نه مدرک بالذات و از سوی دیگر و به ویژه بر اساس آیات قرآن کریم معتقدند تمام موجودات حتی موجودات مادی تسبیح گوی خداوندند و این بر وجود علم و ادراک در آنها حکایت دارد.از آنجا که دیدگاه ملاصدرا درباره ادراک مبتنی بر نظریه مُثُل افلاطونی است و وی صریحا موجود مادی را مجهول بالذات معرفی می‌کند، راه حلی برای رفع این تعارض در حکمت متعالیه ملاصدرا به نظر نمی‌رسد.اما از آن رو که علامه طباطبایی منکر نظریه مثل افلاطونی است و صور ادراکی انسان را مشتمل بر کمالات موجودات مادی می‌داند، علم به موجودات مادی در فلسفه ایشان قابل تبیین به نظر می‌رسد اما بهره‌مندی موجودات مادی از علم و ادراک با تعریف ایشان از علم سازگاری ندارد.به نظر نگارنده اگر چه در دیدگاه مرحوم علامه پیشرفتی ملاحظه می‌شود امّا تعارض میان تعریف علم و بهره-مندی موجودات مادی از علم به صورت کامل حل نشده است و برای حل این تعارض یا باید در تعریف علم تجدید نظر کرد و یا برای موجودات مادّی نحوه‌ای از تجرد قائل شد.
نقادی دیدگاه های معاصر درباره انتساب اصالت ماهیت به سهروردی و وجوه برتری نظریه آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
مرتضی عرفانی ، حسن رهبر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهندگان در این نگاشت بر این باورند که نزاع اصالت وجود یا ماهیت نه تنها لفظی نیست بلکه یک چالش متافیزیکی مهم میان اصالت وحدت با اصالت کثرت محسوب می‌شود که هریک از این دو اصل می تواند نتایج کلامی متفاوتی را در پی داشته باشد. پیرامون انتساب اصالت ماهیت به سهروردی در بین محققان معاصر سه دیدگاه مهم را می‌توان از هم تفکیک کرد: نخست، دیدگاهی که انتساب اصالت ماهیت به شیخ اشراق را نفی می‌کند و حتی وی را مبتکر اصالت وجود می‌داند. دوم، نظرگاهی که این انتساب را به صراحت نفی نمی‌کند اما براساس شواهدی از اصالت وجود در سخنان او، چنین می‌انگارد که روح حکمت اشراق اصالت وجودی است. سوم، دیدگاه آیت الله جوادی آملی و برخی محققان دیگر که نظام حکمت سهروردی را مبتنی بر اصالت ماهیت و کثرت و از این رو در مقابل نظام اصالت وجود صدرایی ، که مبتنی بر وحدت وجود است، می‌پندارد. نگارندگان در این پژوهش با روشی تحلیلی انتقادی، بر پایه مطالعه آثار سهروردی و سهروردی ‌پژوهان، می‌کوشند ضمن نقادی دیدگاه های سه گانه، وجوه برتری نظرگاه آیت الله جوادی آملی را تبیین نمایند و ادله خود بر رد دیدگاه‌های دیگر را به منصه ظهور رسانند.
صفحات :
از صفحه 29 تا 53
حقیقت انسان‌ از دیدگاه ابونصرفارابی و شهید مطهری
نویسنده:
پدیدآور: الهام توکلی اله‌آبادی ؛ استاد راهنما: دادخدا خدایار ؛ استاد مشاور: مرتضی عرفانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان‌شناسی چه از جهت هستی‌‌شناختی و چه از بُعد معرفت‌شناختی از دیرباز مورد توجه دانشمندان علوم-انسانی بوده و هست. علاوه بر آن انبیاء الهی و علوم وحیانی بر شناخت انسان به عنوان یکی از اهداف مبنایی خویش تأکید داشته‌اند. در این میان ابونصرفارابی به عنوان فیلسوفی مشائی از متقدمان و شهید مرتضی‌مطهری به عنوان فیلسوفی صدرایی از معاصران در خصوص انسان و قوای مادی و معنوی او نظریاتی ارائه کرده‌اند که قابل تأمل است. لذا این سوال به ذهن متبادر می‌شود که با عنایت به تفاوت مکانی، زمانی و مشرب فکری این دو حکیم، اشتراکات و افتراقات دیدگاهی آنان درباره انسان چیست؟ در این پایان‌نامه سعی شده است تا با ابزار مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی به گردآوری مطالب اقدام و با روش توصیفی و تحلیلی به سؤال مذکور پاسخ داده شود. به نظر می‌رسد به رغم اشتراکاتی که هر دو فیلسوف درباره‌ دو بعدی بودن انسان و قوای مادی و روحانی و هدفمندی، عقل، نفس و فطرت او دارند؛ فارابی در انسان‌شناسی خویش ضمن بهره‌گیری از دین اسلام، بیشتر تحت تاثیر فلسفه یونان و ارسطو بوده است و شهید مطهری در شناخت انسان با دیدگاهی عقلانی از معارف قرآنی تأثیری وافر پذیرفته و نوآوری‌هایی در عصر انسان‌شناسی ارائه کرده است که در زمان فارابی مذکور نبوده است از جمله ابعاد فطرت انسانی و عوامل کمال انسان، با استفاده از قرآن، برهان و عرفان در سایه اطاعت از سیره و سلوک معصومان (علیهم السلام) از نوآوری‌های ایشان می‌باشد.
وجود محمولی از دیدگاه ملاصدرا و آقا علی مدرس زنوزی
نویسنده:
پدیدآور: مرتضی رضایی‌وند ؛ استاد راهنما: مرتضی عرفانی ؛ استاد مشاور: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود محمولی و مسائل مرتبط با آن بخش گسترده‌ای از فلسفه اسلامی را در برگرفته است.یکی از مطالب مرتبط با وجود محمولی بحث اصالت وجود است.ملاصدرا و مدرس زنوزی گرچه در اینکه وجود محمول است اختلاف‌نظری ندارند اما در تفسیر اصالت وجود با یکدیگر هم‌عقیده نیستند.ازآنجاکه ملاصدرا در طی سیر تکاملی خویش درنهایت وارد وادی عرفان می‌گردد و فلسفه خویش را با عرفان مخلوط می‌کند در بحث اصالت وجود نیز وی برخلاف نظر ابتدایی خود،به این عقیده می‌رسد که فقط وجود در عالم واقع تحقق دارد و ماهیت از تحققی ولو به‌تبع وجود در خارج برخوردار نیست.اما مدرس زنوزی می‌گوید که ماهیت به‌تبع وجود دارای تحقق در عالم واقع است.این اختلاف‌نظر ناشی از بحث وحدت شخصی وجود است که بر اساس آن ملاصدرا برخی از اصول حکمت خویش را نیز تغییر می‌دهد،اما مدرس زنوزی به دلیل آنکه وحدت شخصی وجود را قبول ندارد به‌تبع آن معنایی که ملاصدرا از اصالت وجود ارائه می‌دهد را نیز نمی‌پذیرد.در بحث وجود رابط نیز ریشه اختلاف ملاصدرا و مدرس زنوزی بحث وحدت شخصی وجود است.زیرا ملاصدرا بر این اساس به معنای دیگری از وجود رابط دست می‌یابد که بنا بر آن تمامی ممکنات عین تعلق و فقر نسبت به واجب‌الوجود هستند و تنها شئون و اطوار خداوند هستند و بهره‌ای از وجود ندارند.اما مدرس زنوزی این معنای وجود رابط را قبول ندارد و تنها به وجود رابط در قضایا می‌پردازد.یکی از مسائل دیگری که با توجه به بحث وجود محمولی از اهمیت فراوانی برخوردار می‌گردد،بحث اختلاف نوعی وجود رابط و محمولی است.ملاصدرا عباراتی متفاوت طی چند سطر بیان می‌دارد که طبق یک عبارت وجود رابط و محمولی باهم اختلافی ندارند و بر اساس عبارت دیگر وی بین این دو وجود اختلاف وجود دارد.مدرس زنوزی در تفسیر این عبارات و با در نظر گرفتن تمامی احتمالات به اختلاف نوعی وجود رابط و محمولی معتقد می‌گردد.اما از دیدگاه نگارنده با توجه به دومرحله‌ای بودن فلسفه صدرالمتألهین می‌توان تفسیر بهتری ارائه داد.
بررسی تطبیقی وجود مادی و مجرد در فلسفه، عرفان و کلام اسلامی
نویسنده:
پدیدآور: روح‌اله غفاری ؛ پدیدآور: دادخدا خدایاری ؛ استاد راهنما: مرتضی عرفانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مادی؛ یعنی موجودی که حجم وبعد دارد ، فضا اشغال می کند ، قابل اشاره حسی است و قوه و استعداد دارد و مصادیقش موجودات عالم دنیا؛ مانند جماد ،نبات ،حیوان و انسان است و اما مجرد موجودی است که خصوصیات یاد شده را ندارد ومصداقش خداوند ، ملائکه (عقل ) و نفس است. درقرآن و روایات به صراحت از تقسیم موجود به مجرد و مادی سخن به میان نیامده است تعبیر قرآن کریم تقسیم عالم به عالم غیب وشهادت است. روایات فراوانی جسمیت را از خداوند نفی می کنند، ملائکه را از نور ونفس انسانی را غیر از جسم آن می دانند .برخی ازمتکلمین اسلامی ملاک مادیت را امتداد داشتن و فضا اشغال کردن دانسته اندو بر این اساس تنها، خداوند را مجرد میدانند ، نفس و ملائکه را اجسام لطیف نورانی محسوب می کنند. فلاسفه اسلامی قوه ، استعداد و تغییر داشتن را ملاک مادیت می دانند ؛ و براین اساس خداوند، نفس و ملائکه را مجرد اما بقیه موجودات را مادی می خوانند. اما عرفا ملاک مادیت را امتداد داشتن ، قوه و استعداد داشتن می دانند و ملائکه را موجودات مجرد نورانی می دانند. ونفس انسانی را مجرد می دانند .پس نتیجه می گیریم طبق نظر قرآن، موجودات ،به غیبی وموجودات شهودی وحسی تقسیم می شوند، همان مجرد ومادی فلسفی می باشند که برخی از متکلمان قائل به آن نیستند گرچه ملائکه را مجرد نمی دانند اماخصوصیاتی که برای جسم هست را از ملائکه نفی میکنند که عرفا و فلاسفه اسلامی آن را قبول دارند. پس ملاک مادیت می تواند هریک از سه خصوصیات ابعاد داشتن ،قوه واستعداد داشتن و قابل اشاره حسی بودن باشدکه هر یک از این علوم در مورد ملائکه این موارد را نفی کرده اند البته هر علمی با زبان خاص خود و با اصطلاحات خود بیان کرده اند لذا اختلافی اساسی در اصل فرق داشتن ملائکه با موجودات مادی بین این علم ها نیست .
خلق از عدم از دیدگاه متکلمین شیعی
نویسنده:
فاطمه رمضانی‎مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
خلقت به معنای آفرینش، یکی از افعال الهی است و از جمله مفاهیم اساسی در جهان بینی اسلامی است که نقشی بسیار برجسته‌ای در همه‌ی ابعاد اندیشه‌ی دینی ایفا می‌کند. در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام مطالب فراوانی درباره‌ی آن بیان شده‌است. در کلام و فلسفه‌ی اسلامی این مسأله بیشتر به صورت تقابل میان حدوث و قدم بررسی شده و از آنجا که نحوه‌ی تبیین این مسأله، سایر مباحث اعتقادی را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد، مورد اهمیت قرارگرفته‌است. در این میان متکلمان اسلامی نظریات گوناگونی در مورد نحوه‌ی خلقت ارائه داده‌اند. مسأله‌ی خلق از عدم نیز یکی از مسائل مهم در مورد کیفیت خلقت است که از جانب متکلمان مطرح شده‌است. این مسأله در متون روایی بیشتر با عنوان خلق «لامن شیء» مطرح است. در قرآن کریم به صراحت خلقت از عدم، مطرح نیست و بیشتر آیات، ناظر بر خلق از چیزی است، اما در روایات معصومین علیهم السلام، این مسأله به وفور بیان‌شده و مورد تأکید واقع شده‌است. از جمله مباحثی که رابطه‌ی وثیقی با مسأله‌ی خلق از عدم دارد، بحث حدوث عالم است.در این میان، دیدگاه متکلمان شیعه به عنوان روشی برای کشف نظر شریعت، مهم به نظر می‌رسد. متکلمین اسلامی اندیشه‌ی خلق از عدم را به عنوان یک اصل دینی دانسته و آن را برگرفته از متون دینی می-دانند.متکلمان شیعه، خلق عالم را از عدم به معنای لا من شیء می‌دانند و در ضمن مباحث صفات الهی و حدوث عالم بدان پرداخته‌اند. لذا خلق از عدم به معنای این است که همه‌ی مخلوقات خداوند به صورت کاملاً ابداعی و بدون الگوی از پیش موجود، خلق شده‌اند. برخی از مخلوقات نیز از عدم آفریده‌شده‌اند، بدین صورت که ماده‌ای در امر خلقت، در کار نبوده‌است. اولین مخلوق عالم، به صورت لا من شیء، آفریده‌شده‌ و زمان نیز با آفرینش اولین مخلوق، آغاز شده‌است.
هندسه معرفت دینی فخرالدین رازی
نویسنده:
ابراهیم نوری ، مرتضی عرفانی ، محمود صیدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
فخر رازی در اوایل حیات علمی خود سخت از نقش عقل در حوزه دین دفاع می‌کرد اما در دوران متأخر، بُرد عقل در حوزه الهیات را محدود دانسته و نقل و شهود را کارآمدترین ابزار می­ داند. او برهان، قرآن و عرفان و به‌تعبیری دینداری و خردورزی را با هم قابل جمع می‌بیند و به جایگاه برتر نقل و شهود اذعان می­ کند، فهم دین را به‌وسیله عقل لازم و یکی از مهم‌ترین کارکردهای عقل را فهم باورهای دینی و رفع تعارض و تناقض از مدعیات دینی می­ داند. تمام تعریف و تمجیدی که رازی از جایگاه خِرَد و خردورزی به‌عمل می­ آورد، به همین کارکرد عقل برمی‌گردد. در این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و انتقادی به ترسیم هندسه معرفت دینی رازی پرداخته و دیدگاه وی در باب جایگاه هر یک از اضلاع این شکل هندسی و چگونگی ترتّب آنها بر یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته و به این نتیجه می‌رسد که هندسه معرفت دینی وی مثلثی است که اضلاع آن را قرآن، عرفان و برهان تشکیل می‌دهد. عقل نقش مقدماتی و مبنایی برای حصول معرفت متعالی قرآنی و عرفانی دارد و کنار نهادن آن در هیچ مرحله‌ای موجّه نیست.
صفحات :
از صفحه 97 تا 121
بررسی صفات الهی از دیدگاه ابو منصور ماتریدی و قاضی عبدالجبار معتزلی
نویسنده:
غلام رسول رئیسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این نوشتار به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای و کتابهای الکترونیکی به بررسی صفات الهی از دیدگاه دو شخصیت کلامی بزرگ ابو منصور ماتریدی و قاضی عبدالجبار معتزلی پرداخته است.هدف از این نوشتار تبیین و بررسی دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی و ابو منصور ماتریدی در باب اسما و صفات خداوند است، تنها عاملی که باعث اختلاف این دو متکلم در باب اسما و صفات خداوند شده، مسئله ارزش عقل در فهم و درک مسائل کلامی است، معتزلیان مدار اعتقادات خویش را بر عقل نهاده اند و ماتریدیان در کنار اینکه به عقل بها داده اند، ولی مدار اعتقادتشان بر پایه نقل است. لذا شیوه هرکدام در بررسی و تعمق درمسائل کلامی از جمله اسما و صفات خداوند متفاوت است که باعث اختلاف نظرها گردیده است.معتزلیان از جمله قاضی عبدالجبار معتزلی معتقد به نفی صفات هستند، اما برخلاف آنها ماتریدیان و از آن جمله موسس این مکتب ابو منصور ماتریدی صفات خداوند را اثبات می کنند و معتقدند که صفات خداوند ثابت است البته با این توضیح که حقیقت ثبوتی آنها برای ما به صورت دقیق آشکار نیست.
  • تعداد رکورد ها : 25