امکانسنجی تطبیق اندیشههای ویتگنشتاین و گادامر در باب زبان، موضوع محوری گفتار حاضر است. اما گنجانیدن تعبیر امکانسنجی و اصرار و ابرام نگارنده در التفات مخاطب
... بدان، بر ادلهای چند، مترتب بوده که از آن جمله است، واگرایی محتوایی سننی که ویتگنشتاین و گادامر را بدانها انتساب است. از دیگر سو، بدیع بودن موضوع و محتوا در ایران و اینکه تا کنون، پژوهشی در این باب، تبلور نیافته است، اخذ طریق امکانسنجی و استنکاف از تفصیل شتابزده را، موجه مینماید.یکی از پیشفرضهای اصلی گفتار، این است که ویتگنشتاین و گادامر، در زمره آخرین حلقههای زنجیرهی سنن تحلیلی و قارهای میباشند. به گونه ای که اگر شاخصههای کلیدی جریانهای تحلیلی و قارهای را مفروض بداریم، برآیند این ویژگیها را می توانیم به صورت جامع در ویتگنشتاین و گادامر، ملاحظه کنیم. از نظر دور نمیداریم که مهمترین و پرکاربردترین واژه در گفتار حاضر، مفهوم زبان است. ویتگنشتاین با دو نظام فلسفی متفاوت، از محوریترین دغدغهی خود یعنی زبان، تلقی دووجهی ارائه کرده است. جایگاه و اهمیتی که در کمتر فیلسوف تحلیلی، مشهود است. از سوی دیگر گادامر، هستی و فهم را زبانی می داند و زبانمندی را محور بحثهای هرمنوتیک خود در حوزهی هستیشناسی، قرار می دهد. فلاسفه قارهای زیادی با دغدغهی زبان، تفلسف کردهاند اما گادامر حتی به لحاظ زمانی نیز در کنار جنبه محتوایی، یکی از آخرین حلقههای این سنت است. امری که در باب ویتگنشتاین نیز صادق است. به هر روی، می توان زبان را کانونیترین دغدغهیِ اندیشمندان دو سنت تحلیلی و قارهای در دو قرن اخیر و بهترین پل برای ترابط میان آنها دانست. زبان، دغدغهی مشترک ویتگنشتاین دوم و گادامر است. گرهخوردگی و درهمتنیدگی زبان، با مقوله فرهنگ و اجتماع است که زمینهیِ اتصال ویتگنشتاین و گادامر را فراهم میآورد. گستردگی دایره شمول مفهوم زبان و اشتراکش به عنوان دغدغهی محوری نزد اندیشمندان قارهای و تحلیلی، باعث شده تا تمرکز گفتار حاضر در کنار سایر جنبه های فکری ویتگنشتاین و گادامر، برمفهوم زبان و چگونگی داد و ستد فکری میان این دو در حوزهی فلسفهی زبان باشد. از ویژگیهای فکری دنیای معاصر، ترابط میان علوم مختلف، پیدایش مباحث بین رشتهای و داد و ستدهای علوم با فلسفه در قالب زایش فلسفههای مضاف است. یکی دیگر از ضرورتهای پرداختن به این موضوع در این گفتار، ظرفیتهای گستردهای است که در ویتگنشتاین و گادامر برای تبیین مدعای حاضر یعنی بین رشتهای شدن علوم و درهمتنیدگی آنها با هم، وجود دارد. نتایج رهیافت اجتماعی ویتگنشتاین و گادامر برای علوماجتماعی یا جامعهشناسی، یکی از همین، قابلیتها است که ضرورت تبیین و بسط آن، بدیهی است. ب. مباني نظري شامل مرور مختصري از منابع، چارچوب نظري و پرسشها و فرضيهها:آنچه به طور مشخص، مسائل طرح حاضر را تشکیل میدهد، عبارتند از:1-
بیشتر