جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و ویلیام پییر آلستون پیرامون معنا شناسی صفات الهی و ارتباط آن با زبان دین
نویسنده:
جواد حسینی تاجیک؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: یحیی یثربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله ابتدا دیدگاههای مختلف در موضوع زبان دین ومعناداری صفات الهی بیا نشده است تا بدین وسیله تصویری از سابقه مسال همحوری این رساله و نوع پاسخ فلاسفه مقدم ارایه شده باشد .در ادامه دیدگاههای دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته شده است.در نهایت این نتیجه حاصل شده است که علی رغم تفاوت های فلسفی دیدگاههای دوفیلسوف پاسخ ایشان به گونه‌ای شباهتهای بسیار دارد . از تفاوتهای دیدگاههای دو فیلسوف که بگذریم هردو اعتقاد دارند زبان انسان در عین ضعف و محدودیت ذاتی قادر است با حذف ویژگیهای بشری صفات ، هسته‌ای ازمعنارابرذات الهی اطلاق نماید.
مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و پل تیلیش در توسل به ایده زبان نمادین در مسئله تکامل و آفرینش تطبیقی
نویسنده:
میثم اکبرزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بسیاری از فیلسوفان، متألهان و متفکران مسیحی، داستان طوفان نوح و خلقت انسان و دیگر قصص تاریخی متون مقدس را نه گزارش یک واقعه تاریخی، بلکه طریقه‌ای نمادین و سمبلیک برای ارائه نکات دینی دانسته‌اند، ولی پل تیلیش که تأویل‌گرایی تمام‌عیار است، در تفسیر متون دینی، همه گزاره‌های دینی، ازجمله داستان آفرینش را نیز در قالب زبان نمادین (زبانشناختاری غیرواقع‌گرا) تفسیر می‌کند و به‌همین سبب معتقد است بین علم و دین تعارض وجود ندارد. در مقابل، مرتضی مطهری تنها داستان آفرینش آدم را که در آن امکان تفسیر واقع‌گرایانه ممکن نیست، بر اساس زبان نمادین و سمبلیک تفسیر می‌کند و درباره سایر قصص قرآنی، عموماً سخنی به سلب یا ایجاب نگفته است. مطهری با تکیه بر زبان نمادین در داستان آدم، آن را از زبان توصیفی علم متمایز می‌سازد، زیرا آنچه در زبان علمی جایز نیست، در زبان سمبلیک رواست و آنچه در زبان علمی رعایت آن ضروری است، در زبان نمادین قابل اغماض است. هرچند مطهری در داستان آفرینش آدم بر نمادین بودن زبان قرآن تأکید می‌ورزد، ولی به‌دلیل آنکه نگرش گزاره‌ای به وحی دارد، از این جهت زبان دین را، همچون تیلیش، زبان شناختاری غیرواقع‌گرا نمی‌داند، و اساساً از نظر ایشان، مواد داستان آدم، همه حقیقی است، اما زبان وحی در بیان آفرینش، زبان نمادین است.
صفحات :
از صفحه 49 تا 69
درآمدی معرفت شناختی به زبان دین
نویسنده:
حسن قنبری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
زحل,
چکیده :
نحوه سخن گفتن از خدا یکی از مسایل مهم فلسفه دین است که در طول تاریخ تفکر، فیلسوفان و الاهی دانان نظریه‌های گوناگونی درباره آن اظهار داشته‌اند. در دوره جدید این مسئله با عنوان معناشناسی صفات الاهی مطرح شده است. در این کتاب ضمن بررسی این نظریه‌ها، بر مسئله فهم این صفات تکیه شده است و بر مبنای تقدم فهم بر زبان، بر این نکته تأکید شده است که هر چند متفکران مختلف این بـحث‌ را در حـوزه مـعنا و معـناشناسی بـررسی کرده‌اند اما بحث معرفتشناختی است زیرا در واقع مسئله معنا، مسئله‌ای معرفتی است.
مؤلفه‌های امکان‌ساز جامعیت دین و تأثیر آن در علم دینی: مطالعه موردی اسلام
نویسنده:
حمید خدابخشیان خوانساری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث از جامعیت دین و اثبات آن برای دینی خاص، یکی از مباحث بنیادین دین‌شناختی به‌شمار می‌رود که در حوزه‌های گوناگون مرتبط با دین، مانند استنباط احکام، طراحی نظام‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ مبتنی بر دین و تولید علوم انسانی دینی، نقشی تعیین‌کننده دارد. اثبات جامعیت دین، پیش‌تر بر اثبات امکان جامعیت دین مبتنی است و این امکان به وجود ویژگی‌هایی در عرصه‌هایی مانند پدیدآور، محتوا و زبان دین وابسته است. این پژوهش با ارائه سازوکاری نو برای تحلیل جامعیت دین، با بهره گرفتن از روش عقلی و تحلیلی به بررسی این ویژگی‌ها در عرصه‌های نام‌برده پرداخته و با تطبیق ویژگی‌های نام‌برده بر دین اسلام، امکان جامعیت آن را نتیجه گرفته است. این نوع نگاه به جامعیت آثار و نتایجی در «علم دینی» به‌دنبال خواهد داشت که در بخش پایانی نوشتار به برخی از آنها اشاره شده است.
صفحات :
از صفحه 45 تا 64
زبان دین از دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی
نویسنده:
عباس دهقانی نژاد ، محمد مهدی دهقانی اشکذری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی دربارة زبانِ دین با روش توصیفی‌ـ تحلیلی پرداخته‎ایم. هدف اصلی تحلیل نظریه‌های قاضی عبدالجبار دربارة شکل‌گیری زبان، رابطة زبان و دین، و چگونگی انتساب صفات به خداوند است. قاضی عبدالجبار معتقد است که زبان از طریق توافق و قصد انسان‌ها شکل می‌گیرد و اسامی خاص و اسم جنس‌ها صرفاً برای ارجاع و فاقد معنای وصفی هستند. دیدگاه وی در این باره تا حدی به برخی نظریات معاصر در فلسفة زبان نزدیک است. در مبحث زبان دین، وی با تأکید بر اشتراک معنوی صفات بین انسان و خدا معتقد است که این اشتراک به تشبیه نمی‌انجامد و بحث مجاز را راهکار مناسبی تلقی می‌کند. دیدگاه نهایی وی تا حدی به دیدگاه استنادی آکویناس در نظریه تمثیل شباهت دارد.
صفحات :
از صفحه 177 تا 188
زبان دین (به طور خاص قرآن) از منظر سید قطب و احمد خلف الله
نویسنده:
متین مرادی؛ استاد راهنما: بهرام علیزاده؛ استاد مشاور: رسول رسولی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بعد از قرون اولیه اسلامی به تدریج جنبه‌های هنری کلام خداوند تحت عنوان اعجاز قران مورد اهمیت جامعه مسلمانان قرار گرفت و راز اعجاز قران در اسلوب زبانی آن دانسته شد. برای نمونه، سیدرضی با نگارش کتاب "تلخیص البیان فی مجازات القران" با پیگیری این پروژه، تلاش می‌کند استعاره‌های قرآنی را استخراج و آنها را تفسیر کند (رضی در کتاب "مجازات النبویه" این کار را در مورد احادیث پیامبر اکرم ص نیز پی می‌گیرد. او در نگارش این دو اثر (تلخیص و مجازات) خود را پیشگام می داند. در دوره جدید با پیشرفت دانش نقد ادبی وجوه هنری زبان قرآن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. سید قطب مفسر و ادیب معاصر مصری پس از آنکه مقالات متعددی در مجله المُقتَطَف مصر درباره تصویر هنری در قرآن نگاشت، با انتشار کتاب "التصویر الفنی فی القرآن" (1945م) ضمن بررسی آرای گذشتگان گامی جدید در فهم و بررسی اسلوب زبانی قرآن از حیث هنری برداشته و نظریه خویش یعنی تصویر فنی (هنری) در باب زبان قرآن را ارائه کرده است. این کتاب بازتاب وسیعی در دنیای نقد و ادبیات داشت و ادیبانی چون نجیب محفوظ، عبدالمنعم خلاف و علی الطنطاوی کتاب را دستاوردی بزرگ در زمینه راز زیبایی بیان قرآن دانستند و آن را ستودند (خالدی 1999: 216). قطب دو سال بعد کتاب "مشاهد القیامه فی القرآن" (1947م) را منتشر کرد و در آن تصویر پردازی هنری در مورد مناظر قیامت در قرآن را مورد بررسی قرار میدهد. او رهیافت خود در این دو کتاب را مکتبه القران الجدیده یا سبک جدید قرآن پژوهی می نامد. پروژه قطب در نهایت در تفسیر او بر قرآن (فی ظلال القرآن) به کمال خود رسیده و او تمام آیات قرآن را با همین روش شناسی تفسیر می کند. متفکر مصری دیگری که مساهمت مهمی در امر پژوهش در باب زبان دین انجام داده احمد خلف الله است. اثر مهم او با عنوان "الفن القصصی فی القران الکریم" در سال 1948 میلادی انتشار یافت. این کتاب در واقع رساله دکتری او بود که با استاد راهنمایی امین الخولی بنیان گذار مکتب ادبی در تفسیر قران به انجام رسید. خلف الله معتقد است اسطوره ای دانستن قصص قرآن هرچند به غیرشناختی بودن آیات منجر می شود ولی به غیروحیانی بودن قرآن نمی انجامد. هدف قران از بیان قصص آموزش تاریخ نیست. قصص قرآنی در این نگاه شاهکار هایی ادبی هستند که در خدمت انتقال مفاهیم و پیام قرآن قرار گرفته اند. به اعتقاد خلف الله پایبندی به نگرش تاریخی در قصه های قران با سه مشکل بزرگ روبروست: الف ) ناسازگاری برخی از اشارات تاریخی قصه های قران با واقعیات مورد پذیرش تاریخ نگاران ب) تکرار صحنه ها و گفتگو ها و اوصاف از یک قصه به شکل های گوناگون در ایات مختلف ج) ناهماهنگی بعضی از حقایق قصص قران با عقل سلیم خلف الله همچنین زبان دین (که در این جا منظور زبان قران کریم است) در مورد قیامت را ناشناختی گرایانه دانسته و هدف آن را القای ترس و نگرانی از عاقبت زندگی گناه آلوده میداند. تفاوت سید قطب با خلف الله در آن است که سید قطب در عین اینکه قران کریم را در بیان قصص قرانی یک شاهکار ادبی میداند به واقعی بودن ان قصص باور دارد و هنری بودن را مستلزم عدول از شناختی گرایی نمیداند. به نظر نگارنده نیز پذیرش هنری بودن زبان قرآن مستلزم ناشناختی گرایی نیست و می‌توان به معنایی از شناختی گرایی ملتزم بود. با توجه به آنکه دیدگاه های این دو متفکر در باب زبان قرآن مبتنی بر پیش فرض های فلسفی در باب زبان دین است، داوری در باب اندیشه های این دو متفکر معاصر در باب نسبت زبان هنری قران و استعاره های قرآن (که به آیات ناظر به الهیات مربوط می شود) و شناختی گرایی و ناشناختی گرایی در حوزه قصص (که به آیات ناظر به قصص مربوط می شود) مسئله پژوهش حاضر است.
معرفت شناسی زبان دینی ایان تی رمزی و نقد مبانی آن
نویسنده:
عبدالرضا رمضان نیای ارباستان؛ استاد راهنما: محمدحسین مهدوی نژاد؛ استاد مشاور: زینب شکیبی، یداله رستمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از دیدگاه های منحصر به فرد زبان دین، رویکرد ایان توماس رمزی اسقف و فیلسوف دین آکسفورد دهه 80 میلادی است. رویکرد معرفتی ایان رمزی استفاده از روش تجربه گرایی منطقی برای دفاع از آموزه های دینی در برابر موضع انتقادی آنتونی فلو و آیر مبنی بر ابطال ناپذیری و بی معنایی گزاره های دینی بود. از نظر رمزی برخی اصول تجربه گرایی منطقی که اصرار بر شواهد تجربی در معرفت شناسی دارد، می تواند آموزه ها و اعتقادات دینی ما را احیا کند و منافات با توجیه باورهای دینی ندارد. روش تجربه گرایی مدلها و معیارهایی را در اختیار ما قرار می دهد که می توان با بسط آن به تجربه دینی دست یافت. از این رو روش سخن گفتن با خداوند را می توان در روش غیرتوصیفی و مکاشفه ای جستجو کرد و تجربه از نوع دیگر را برای توجیه گزاره های دینی مفید یافت. مبانی معرفت شناختی ایان رمزی درباره زبان دین مبتنی بر تجربه دینی است؛ در زبان دینی سوق یافتن به تجربه دینی شواهدی را در اختیار ما قرار می دهد که می تواند باورهای دینی را توجیه نماید. از سوی دیگر شناخت مبانی زبانی می تواند برای مسائل الهیات راه حل بدیعی ارائه کند و چالش های بی معنایی زبان دین را برطرف سازد. رمزی برای چالش بی معنایی زبان دین و رفع مشکلات معرفتی اش لازمه دستیابی به تجربه دینی را در خلق «موقعیت های بصیرت بخش» می بیند که می تواند لحظه ی شخص را از امور روزمره به امر ورای تجربی بکشاند. موقعیت هایی که در تجربه روزمره قدرت برانگیختن مکاشفه دارند، می تواند بعد عمیقی گرفته و حاکی از امور وراحسی باشد. در این صورت می توان در چنین موقعیتهایی مکاشفه را با استعاره «پرتو نوری شروع به تابیدن کرده» و یا «یخی شکسته» و... برای توجیه باورهای دینی بکار برد. از سوی دیگر رمزی همانند دانشمندان علوم طبیعی، با مدل سازی دینی جریانی را برای لحظه ای بصیرت فراهم می کند. دانشمند از توصیف و بررسی کیفیات شیء به اسرار و ناشناخته های آن پی می برد و در لحظه ای که چیزی دریافت شد، حکایت از آن دارد که رازی از ماهیت اشیا آشکار شده است. به همین سبب رمزی مدل را در گزاره های دینی لازمه کشف و آشکارسازی امور متافیزیکی لحاظ می کند. با توجه به روش، مبانی و لوازم معرفتی زبان دین رمزی، مهترین اشکال بر وی اینست که آن چیزی که آشکار شده چیست. آیا می توان آن را تجربه خداوند نهاد یا خیر. تجربه خداوند با زبان غیرتوصیفی رازآلود است و خلق موقعیت ها می تواند باعث تجربه از چیزی شود که دقیقا نمی دانیم چیست. اگر سه شق سخن گفتن(اشتراک لفظی، اشتراک معنوی و مدل تمثیلی) نزد رمزی از خداوند را در نظر بگیریم، وی به نوعی بر زبان توصیف یافته تاکید دارد و زبان مبتنی بر اشتراک لفظی را یادآوری می کند. تاکید بر بیان زبان غیرتوصیفی و برانگیزاننده ای به خاطر اینست که خداوند از طریق مکاشفه درک شود که بر مبنای نسبی گری در فرهنگ های مختلف می تواند متفاوت به نظر رسد. هدف رساله حاضر تحلیل و بررسی و نقد دیدگاه زبان دین ایان توماس رمزی به نگارش درآمده که عمده مباحث اش شامل دوموضوع خواهد بود؛ اولا تبیین و توصیف معرفت زبان دین و ثانیا؛ زبان سخن گفتن رمزی از خداوند و توجیه گزاره های الهیات. مهمترین مسائل پیش روی رمزی جایگاه تجربی بخشیدن به زبان دین، کشف امور واقع جهان با مدل سازی و بکارگیری استعاره جهت فهم زبان الهیات بود. در نتیجه معتقد بود کلمات زبان دین و گزاره های دینی همچون گزاره های علمی می توانند دربردارنده معنا و در موقعیت خاصی مکاشفاتی را آشکار سازند.
بررسی انتقادی زبان دینی در فلسفه پل تیلیش
نویسنده:
واثق محمد دواس دواس؛ استاد راهنما: وحید سهرابی فر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در این پژوهش با عنوان «زبان دینی در فلسفه پل تیلیش» پژوهشگر به موضوع بسیار مهمی می پردازد زیرا به معناسازی ‌در زندگی انسان مربوط می شود، موضوع زبان دینی یکی از موضوعاتی است که میان دین و فلسفه ترکیب ایجاد می کند. و ‌نظریه نمادین بودن زبان دین پول تیلیش یکی از مهم‌ترین نظریه‌هایی است که در قرن گذشته برای تفسیر متن مقدس ارائه شده‌ ‌است. نماد دینی با توجه به متعلق آن یعنی آن مسئله دینی از همه ویژگی های نماد متمایز است، زیرا نماد دینی است که وظیفه ‌تبیین عمیق ترین درجه هستی را به عنوان نماد دینی انجام می دهد و آن را برای انسان توضیح می دهد و او را به یک تجربه ‌عمیق روحی و عاطفی تبدیل می کند و کارکرد نماد دینی و کار آن تثبیت وجود آن است. حوزه نماد دینی امر مقدس است و ‌نقش آن تبیین آن امر مقدس است. از طریق این موضوع، تیلیش روشن می کند که امر مقدس - یعنی خدا در اعتقاد ‌مسیحی - به خودی خود قابل درک نیست، بلکه فقط با نمادها قابل درک است و این تلاشی است از سوی تیلیش برای ‌رفع بسیاری از مشکلات در الهیات مسیحی تا آنها را به شکل قابل قبولی توجیه کند. و از جمله نتایجی که در نقد این نظریه ‌به آن رسیده ایم این است: نظریه نمادین خود متناقض است زیرا پل تیلیش اصل نظریه خود را در قالب زبان واقعی ارائه می ‌دهد نه نمادین وی ایمان و عقل و امثال این اصطلاحات را با زبان واقعی و عرفی توضیح می دهد و برای توضیح آنها به زبان ‌نمادین متوسل نمی شود همچنین: نظریه نمادین تیلیش مبتنی بر تعریف نادرستی از دین است، زیرا دین را به پیوند معنوی امر ‌مقدس یا نگرانی مطلق تقلیل می دهد و این امر به معنای بازگرداندن دین و تبدیل آن به یک رابطه فردی است که با ادیان ‌توحیدی در تضاد است زیرا در ادیان توحیدی این رابطه به رابطه فردی با خدا محدود نمی شود. همچنین: زبان نمادین دین ‌تیلیش واقعیت را بیان و آشکار نمی کند، بلکه نمادی است که در پس آن نهفته است. و این به نظر می رسد که نادرست ‌است زیرا موجب نسبیت و به گونه ای آنارشیست معرفتی منجر می شود. لازم به ذکر است که روش مورد استفاده در این ‌پژوهش تا حد امکان توصیف، تحلیل و نقد است. ‌
زبان دین: واقع گرایی یا ناواقع گرایی؟ نگاهی به اندیشه ای دی زد فیلیپس
نویسنده:
شهاب شهیدی؛ ویراستار: بیژن عبدالکریمی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر نقد فرهنگ,
تمایز مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ در زبان دینی
نویسنده:
حامد قدیری
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
معناشناسیِ زبان دینی با این پرسش مواجه است که کاربرد واژگان در مورد خدا را چگونه باید فهمید که تا حد امکان نه گرفتار انسان‌وارانگاریِ او شویم و نه دچار تعطیل و انسداد راه شناخت خدا. مقاله‌ی حاضر از تمایز میان مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ در فلسفه‌ی مایکل لینچ بهره می‌گیرد و برای پرسش یادشده دو راه‌حل ارائه می‌دهد: ۱) کاربرد واژگان در ساحت بشری بنا بر مفهوم حداقلی و در ساحت الهی بنا بر مفهوم غلیظ است؛ ۲) کاربرد واژگان در هر دو ساحت بنا بر مفهوم غلیظ‌ است اما کاربرد الهی از غلظتِ بیش‌تری برخوردار است. در ادامه، پس از نقد و بررسی این راه‌حل‌ها ادعا خواهد شد که اگرچه تمایز میان مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ به تبیین تمایز کاربردهای بشری و الهیِ واژگان کمک می‌کند، اما هم‌چنان در تعیین مقتضیات مابعدالطبیعیِ مفاهیمی که بر خداوند حمل می‌شوند، با دشواری‌های بنیادینی مواجه است.