آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2548
مفهوم انسان شناختی هگل از منطق [پایان‌نامه انگلیسی]
نویسنده:
Joseph Carew: جوزف کارو
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: "خوانش سنتی از منطق هگل این است که شرحی از عقلانیت کیهان است. برخلاف این خوانش، من نشان می دهم که هگل یک مفهوم "انسان شناختی" اصیل از منطق را توسعه می دهد که در تاریخ فلسفه نادیده گرفته شده است. بر اساس آن تصور، منطق است. مبنایی برای متافیزیک عقلگرایانه بدیع نیست، بلکه شرحی از هنجارهای عقلانیتی است که به طور غریزی در تجربه انسانی به عنوان شرط امکان آن عمل می کند. توضیح دهید که چگونه هگل منطق را به عنوان یک رشته بازاندیشی می کند.در فصل 1، من می پرسم که چگونه پدیدارشناسی هگل، کتابی که به آگاهی ما از اشیاء، خودآگاهی که اعمال ما را برمی انگیزد، دلیلی که علم مدرن را تحریک می کند، و روح غرب می پردازد. جوامع، ممکن است به عنوان مقدمه ای برای یک مفهوم جدید از منطق عمل کنند. من معتقدم که این تلاشی است برای اثبات، از طریق کاوش درونی از اصول اساسی. در ابعاد تجربه انسانی، عقلانیت در سرچشمه آن است زیرا شکل غریزی یا بیولوژیکی زندگی انسان است. در فصل 2، من نشان می‌دهم که چگونه پدیدارشناسی هگل از این طریق رسالت منطق را تغییر می‌دهد. اول، از آنجایی که ما نیاز غریزی داریم که تجربه خود را قابل درک کنیم، تجربه ما بر اساس ادعاهایی که به طور غریزی در سطح بدن خود مطرح می کنیم، در مورد اینکه آیا ادراکات ما درست هستند یا باید به خواسته های ما عمل شود، ساختار یافته است. (2) به وسیله جهان معنائی که به طور غریزی ایجاد می کنیم تا دنیای اطراف خود و خود را توضیح دهیم. ثانیاً، از آنجایی که ادعاها فقط در عمل اجتماعی دادن و درخواست دلیل قابل قضاوت هستند، ما همچنین نیاز غریزی به اجماع در مورد چگونگی درک جهان و عمل در آن داریم، که منجر به ظهور تجربی جوامعی می شود که جهان بینی های اشتراکی آنها از نظر تاریخی در طول زمان تکامل می یابد. در نتیجه، عقلانیت توصیف شده توسط منطق، ماتریس وجودی تجربه ادراکی، عملی، علمی و اجتماعی-تاریخی ما است. در فصل 3، «منطق عینی» هگل را بازسازی می کنم. به تبعیت از کانت، هگل در اینجا یک نظریه استعلایی از مقولات ارائه می دهد. این دسته‌بندی‌ها، که از «کیفیت» تا «واقعیت» را در بر می‌گیرد، هنجارهای پیشینی را تعیین می‌کنند که باید برای ما ارضا شود تا چیزی را به‌عنوان ابژه‌ای از نوع خاصی، مثلاً به‌عنوان نمونه‌ای از یک کیفیت (مثلاً قرمز) در نظر بگیریم. یک فرآیند خودشکوفایی (به عنوان مثال، جهان طبیعی یا اجتماعی به عنوان یک سیستم آشکار). به این معنا، مقوله‌ها نقشه‌هایی را برای جهان معنا ترسیم می‌کنند که تجربه انسان را زنده می‌کند. در فصل 4، من "منطق ذهنی" هگل را بازسازی می کنم، که منطق سنتی را به طور بنیادی به یک نظریه استعلایی از فضای متمایز انسانی دلایل تبدیل می کند: علایق ذهنی، اما عقلانی که ما را وادار می کنند و الگوهای ذاتی رفتار (تصور، قضاوت، و... استنتاج) که از طریق آنها آنها را دنبال می کنیم، هنجارهای پیشینی این فضا همان چیزی است که از جهان معنایی پشتیبانی می کند که تجربه ما در آن تحقق می یابد. به طور دقیق‌تر، منطق ذهنی فرآیند مفهوم‌سازی را توصیف می‌کند که ما را انسان می‌سازد، یعنی انسان‌های خردمند: موجودات زنده‌ای که نه فقط به طور ذهنی به بقا و تولید مثل، مانند سایر حیوانات علاقه‌مندند، بلکه بنا به ماهیت خود، به این موضوع می‌پردازند. جستجوی حکمت یا حقیقت"--
 پدیدارشناسی هگل: توجیه دیالکتیکی اصول اولیه فلسفه [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Ardis B. Collins
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
McGill-Queen’s University Press ,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: فلسفه هگل به پاسخ به یک سوال اساسی بستگی دارد: چرا فرض کنیم که ساختارهای انتزاعی و ضروریات اندیشه ناب اصلاً چیزی را در مورد حوزه متنوع و قابل تغییر تجربه زندگی واقعی آشکار می کنند؟ آردیس کالینز در مطالعه‌اش درباره پدیدارشناسی هگل، نحوه تفسیر هگل از پدیدارشناسی روح را به عنوان پاسخی به این پرسش بررسی می‌کند و در این فرآیند روشی برای اثبات ابداع می‌کند که به اصول بی‌چون و چرای فلسفی، هنجارهای اجتماعی گرامی، یا پیشداوری‌های ثابت شده وابسته نیست. در مقابل شیوه های خاصی از تفکر یا عمل. این مطالعه پیشگامانه با استفاده از خوانش های دقیق و تجزیه و تحلیل بدیع، تفاسیر کنونی پدیدارشناسی را به چالش می کشد. کالینز نشان می‌دهد که نحوه تفسیر هگل از نقش پدیدارشناسی در طول زندگی حرفه‌ای او ثابت می‌ماند، که او برای اثباتی که در آن توسعه یافته است، نیاز شدید یک برهان را مدعی است، و اینکه آغاز فلسفه بدون این اثبات قابل توجیه نیست. در این فرآیند، او روشی را روشن می‌کند که هگل ساختارها و انتظارات حقیقت را از تجربه بررسی می‌کند تا نشان دهد که روح انسان در پروژه‌ای مشترک از فرهنگ و تاریخ درگیر است که ما را به چالش می‌کشد تا درگیر اهداف وجدانی شویم. این مطالعه پدیدارشناسی هگل که ماهرانه و متقاعدکننده است، عینیت تجربه انسانی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه هگل در آن شواهدی پیدا می‌کند که کل حوزه تجربه انسانی متعلق به روح منطقی مورد بررسی فلسفه است.
آینده هگل: انعطاف پذیری، زمانمندی و دیالکتیک [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Catherine Malabou (کاترین مالابو)
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
هگل و ذهن: بازاندیشی روانشناسی فلسفی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Richard Dien Winfield (ریچارد دین وینفیلد)
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: هگل و ذهن نشان می‌دهد که چرا ذهن نمی‌تواند پایه‌ای معرفت‌شناختی باشد یا به آگاهی گفتمانی تقلیل یابد یا بر اساس ماشین‌های محاسباتی مدل‌سازی شود.
هگل و جامعه مدرن [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Charles Taylor (چارلز تیلور)
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: این مطالعه غنی به بررسی عناصر اندیشه اجتماعی و سیاسی هگل می پردازد که بیشترین ارتباط را با جامعه امروز ما دارد. چارلز تیلور در مبارزه با کلیشه غالب پس از جنگ جهانی دوم از هگل به عنوان یک فاشیست اولیه، استدلال می کند که هدف هگل نفی حقوق فردیت نبود، بلکه ترکیب آن با خیر ذاتی عضویت در جامعه بود. هدف هگل از جامعه‌ای متشکل از افراد آزاد که فعالیت‌های اجتماعی آنها بیانگر آن چیزی است که آنها هستند، اکنون هدفی بسیار دورتر به نظر می‌رسد، و بحث تیلور برای جامعه جهانی‌شده و صنعتی‌شده‌ی ما دوباره اهمیت پیدا کرده است. این اثر کلاسیک در مجموعه ای تازه برای قرن بیست و یکم با پیشگفتار جدید سفارشی شده توسط فردریک نوهازر ارائه شده است.
فلسفة القانون و السياسة عند هيجل
نویسنده:
عبدالرحمن بدوى
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
بنیاد تاریخ در تفکر هگل
نویسنده:
سید محمدتقی چاووشی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مجال کوشیده ام تا به بنیاد تاریخ از منظر هگل نزدیک شوم.این نوشتار براین باور است که :تفکر تاریخی هگل بر بنیاد سوبژ کتیویته پا می گیرد.لوگوس به عنوان سوبژ کتیویته مطلق همان دانش منطق و دیالکتیک است و دیالکتیک از نظر هگل،به صورت تجربه آگاهی ظاهر می شود.می دانیم که هگل پدیدارشناسی روح را دانش تجربه آگاهی می نامد.بدین سان،پدیدارشناسی روح با برهه های تجربه آگاهی که بنیاد تاریخ است،سروکاردارد.از سوی دیگر تاریخ سلسله انتظاراتی است که مراحل بروز روح را در قالب برهه های نه هنوز ثبت می کند.اما این برهه ها همان طور که متذکر شدیم بر بنیادی به نام تجربه آگاهی آشکار می شود.
الحب عند هيغل
نویسنده:
منذر شباني, هانيا مهنا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
بررسی هنر رمانتیک با تاکید بر نظریه پایان هنر در اندیشه هگل
نویسنده:
پدیدآور: علی شکرخوار ؛ استاد راهنما: اسماعیل بنی‌اردلان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
چکیده :
هگل در نظام فلسفه ی هنرش به طبقه بندی سه گانه هنرها پرداخته و آن را به سه دوره تقسیم کرده است، دوره نمادین یا سمبلیک، دوره کلاسیک و دوره رومانتیک . در دوره هنر نمادین ، روح این فرم را برگزیده تا از خلال آن تجلی کند اما این فرم هنوز صورت منسجم معنی را درنیافته و نمی تواند صورت نامتناهی را به درستی تجسم بخشد، از اینرو هماهنگی میان صورت و معنی، صورت نگرفته و هدف اصلی، به تجلی در نیامده است. معماری هنر شاخص این دوره است. در هنر کلاسیک، صورت و محتوا بایکدیگر در توازن کامل قرار دارند. هگل نوع کلاسیک هنر را به یونانیان منتسب میداند آنان تصور الوهیت را در قالب پیکر تراشی به تجلی در آورده بودند. در هنر رمانتیک، روح تمایل دارد تا آزاد و رها از قالب محسوس، بر ماده چیره شده و به معقول نزدیک ترشود و این ماحصل تکامل روحی است که در کنه گوهر وجودش با هنر پیوسته است و وارد مرحله ای می شود که روح خود را از صورت هنری می گسلد. اینک نهایت تجلی مطلق در هنر صورت گرفته یعنی در کمترین مقدار ماده ، روح به تجلی در آمده است. این وظیفه ی خطیرتجلی در ماده و رسیدن به خود آگاهی سپری شده و از این پس باید در دین و پس از آن در مفاهیم یعنی در فلسفه و امر عقلانی به تجلی در آید. اثر هنری دیگر نیاز ما را به مطلق برآورده نمی کند به همین دلیل هنر امروز دیگر توانایی ادراک و بیان پیچیدگی زندگی مدرن رانداشته و به عنوان بیانگر اصلی امر مطلق هیچ آینده ای در پیش رو ندارد. از این رو پایان هنر رومانتیک، مقارن با پایان هنر است ، امااز نظر هیدگر ، هنر از آن حیث که هنر است ، هرگز نمی میرد وبه پایان نمی رسد زیرا پرسش از رسالت تاریخی هنر به مثابه پرسش از طبیعت و ذات خود هنر خواهد بود. هنر از منظر هیدگر، انکشاف حقیقت است و آثار هنری با این انکشاف، وجود موجودات را به طریق خود می گشایند و منکشف می کنند و این تعریف هنر بزرگ از منظر هیدگر است.
هگل و موسيقی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
  • تعداد رکورد ها : 2548