جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی مفهوم عدالت از دیدگاه افلاطون و مطهری
نویسنده:
محمدصادق کوسه لر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهعدالت به‌عنوان یکی از نگرانی‌های جامعه انسانی به لحاظ داشتن جایگاه و پیشینه‌ای که در مکاتب سیاسی و ادیان داشته است، همواره موردتوجه بوده و در این مسیر اندیشمندان و متفکران در تعریف عدالت و راه رسیدن به آن به بیان نظرات خود پرداخته‌اند. مسئله‌ای که برای دوستداران دانش در این عرصه پیش می‌آید، شناخت حقیقت عدالت و پذیرش یکی از تعاریف متفاوت آن به‌عنوان جهان‌بینی خود بوده است. افلاطون و مطهری در آثار خود به بیان نظرات خود در مورد عدالت پرداخته‌اند. این پایان‌نامه به تبیین نظرات این دو اندیشمند با این سوال که عدالت در دیدگاه افلاطون و مرتضی مطهری چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؛ پرداخته است. در این راستا پایان‌نامه حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با بهره‌مندی از ابزار کتابخانه ابتدا عدالت در دیدگاه افلاطون و مطهری پرداخته و سپس آن‌ها را به‌صورت منطقی مقایسه کرده است. افلاطون عدالت را به معنای نظم می‌گیرد و این نظم، با توجه به تقسیم‌بندی طبقات اجتماعی از طرف وی طرح می‌گردد؛ یعنی هر طبقه کار اصلی خود را انجام بدهد و در امور دیگری دخالت نکند. در نگاه افلاطون عدالت در اجتماع را فیلسوف-شاه می‌تواند برقرار بکند و ریشه‌ی این عدالت، قوه‌ی عاقله است؛ یعنی توسط عقلانیت است که زمامدار، امور شهر یا همان جامعه را نظم می‌دهد. این در حالی است که مطهری، عدالت را به معنای مساوات در حقوق انسانی در نظر می‌گیرد؛ مسئله‌ای که با نظریه نظم طبقات افلاطون در تقابل هست؛ اگرچه حکومت مورد تعریف مطهری را اگر ولایت‌فقیه بدانیم شباهت‌هایی با نوع حکومت مدینه فاضله افلاطون دارد ولی زمامدار افلاطون از حقوقی فراتر از قانون برخوردار است و این مهم در حالی است که به نظر مطهری، زمامدار، باید نظرات مردم را ارج بگذارد و اگر مردم او را نخواهند او باید از حکومت کناره بگیرد؛ دیگر این‌که منشأ عدالت در دیدگاه افلاطون قوه عاقله هست و اوست که به اجتماع نظم می‌دهد اما مطهری برای عدالت غیر از بحث حقوق انسانی، ریشه‌ای دینی و قرآنی را در نظر می‌گیرد که اینجا نیز نظرات باهم متفاوت‌اند و در آخر مطهری، گسترش عدالت را در زمان ظهور امام عصر در آثارش منعکس کرده است نظری که نمی‌تواند با تفکر افلاطون پیش از میلاد مسیح، یکسان و در یک راستا باشد.کلمات کلیدی: عدالت، اسلام، سیاست، افلاطون، مطهری.
ترجمه کتاب تاریخ سیاسی اسلام (سیره رسول خدا) تألیف استاد رسول جعفریان بزبان اردو
نویسنده:
طارق حبیب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در مقدمه مفهوم جاهلیت بیان شده که از لحاظ زمانی و مکانی چهل سال قبل از بعثت رسول را دوره جاهلیت می‌نماند. در فصل اول اوضاع سیاسی و اجتماعی جزیره‌العرب بیان شده در آنجا گروهی از مردم بر پایه نسبت خانوادگی مشترک به عنوان یک قبیله گرد آمده و منطقه حکومتی آنان منحصر به مکان بود. در فصل دوم اعتقادات دینی و شریعت عملی جزیره‌العرب را ذکر نموده و گفته که مهمترین معتقدات در جزیره‌العرب عبارت از شرک، یهودیت، نصرانیت و حنیفیت بودنخستین زمینه‌های حیات وحیانی رسول خدا در غار حرا آغاز شد. در فصل سوم درباره فرهنگ و دانش در جاهلیت بررسی شده فرهنگ جاهلیت فاقد روح تفکر و عمدتا مشتی آداب و عادات متعصبانه عربی بود.
ساختار حکومت، ویژگی ها و کارکردهایش در مرصادالعباد
نویسنده:
عقدایی تورج
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
نجم الدین رازی عارفی است که در ظاهر با عالم سیاست بیگانه است. اما علاقه مندی اش به انسان و سرنوشت و سعادت و شقاوت او که با شیوه اداره کشور مرتبط است، وی را به طرح مسائل سیاسی وا می دارد. در این مقاله خواهیم دید که او با تکیه بر طرح واره ذهنی اش که بر بنیاد باورهای عرفانی و دینی او استوار است، اولا بر ضرورت حکومت تأکید می ورزد و ثانیا دولت و دین را چنان دو روی یک برگ می داند و معیارهای ارزیابی حکومت و حاکمان را از شریعت اخذ می کند. از سخنان او در مرصادالعباد بر می آید که اجزا و عناصر حکومت مورد نظرش، باید مثل اعضای بدن با یکدیگر و با کل نظام در تعامل باشند. به نظر او حکومت به هرمی می ماند که شاه در رأس آن قرار می گیرد و وزیر و کارگزاران، بخش میانی آن را تشکیل می دهند و مردم که گسترده ترین و محروم ترین طبقه اجتماعی را به وجود می آورند، در پایه این هرم قرار دارند. از آنجا که می بیند، شاه با خودکامگی و اختیارات نامحدود حکم می راند و کارگزاران دیگر با پرداخت رشوه و خدمت، به حوزه قدرت راه می یابند؛ نویسنده مثل همیشه، به جای بیان واقعیت های موجود، به توصیف «آن چه باید باشد» می پردازد. از خلال همین توصیف هاست که خواننده ساختارشکنی کرده، به نگفته های متن پی می برد و در می یابد که حکومت موجود، چیزی جز نظام تباه نیست. نظامی که در آن جماعتی عظیم استثمار می شوند تا مشتی محدود ثروت اندوزند.
صفحات :
از صفحه 189 تا 214
نسبت اخلاق و امر سیاسی در منظومه فکری امام علی (ع) با رویکرد به کلام 216 نهج البلاغه
نویسنده:
پروانه زاد الناز, میراحمدی منصور
نوع منبع :
مقاله
چکیده :
انسان در جامعه بدوی زندگی طبیعی و در جامعه مدنی زندگی انسانی دارد. در نهج البلاغه کسی اخلاق و سیاست را، به مثابه بارزترین وجوه زندگی اجتماعی انسان، تحقق می بخشد که افزون بر «خود طبیعی» و انسانی اش زندگی تکاملی و بینش استعلایی داشته باشد. در عین حال، نهج البلاغه بر استفاده از عقل کاربردی تاکید می ورزد: «برای تو، از عقلی که داری، همین قدر کافی است که راه های گمراهی را از رستگاری ات روشن بسازد» (نهج البلاغه، 1389: حکمت 421/ 1131).آن چه در مکتب امام علی (ع) مفهوم سیاست را تعالی بخشیده و رابطه آن را با ارزش های اخلاقی تضمین کرده است، خاستگاهی مشترک به نام «حق الهی» است که موضوعاتی مانند حکومت، رابطه متقابل زمام دار و مردم، مسائل حقوقی، و تکالیف ناشی از آن را به یک رشته می کشد و عنصر سیاست را چونان وجهی الهی به تصویر می کشد و وظیفه انسان دانا و معتقد را مشخص می کند.این مقاله با محور قرار دادن خطبه 216 نهج البلاغه به سامان رسیده و در پی آن است که، با تبیین برخی مفروضات اولیه، معنای حق الهی را به صورت کلی معرفی کند و ارتباط اخلاق، ارزش ها، دین، و سیاست را در حد امکان بررسی کند. بنابراین، در مواجهه با این پرسش اصلی، که چه رابطه ای بین اخلاق و امر سیاسی در نهج البلاغه برقرار است، می توان این فرضیه را بررسی کرد:انشعاب مسائل حکومتی از ناحیه حق الهی، در عین حال که ضمانت راستین و خلل ناپذیری برای آمیختن ارزش های اخلاقی با مقوله امر سیاسی پدید می آورد، حقوق و تکالیف انسانی را نیز واضح و مطلوب بیان می کند.
صفحات :
از صفحه 27 تا 52
تبیین تطورات سیاسی تصوف و نسبت آن با تشیع
نویسنده:
رهدار احمد
نوع منبع :
مقاله
چکیده :
تصوف در جهان اسلام دارای خاستگاه تسنن است و به مثابه جریانی اجتماعی، از قرن دوم به بعد شکل می گیرد. در بسیاری از موارد، بنا به دلایل متعددی، این جریان از جانب حاکمیت سیاسی وقت، مورد حمایت قرار گرفته است. به رغم این، تشیع به دلیل برخی اشتراکات آموزه ای و سیاسی و نهایتا در برخی مقاطع تاریخی به دلیل اضطرار، یا خودآگاهی تاریخی، به تصوف نزدیک شده و در فرایندی نسبتا آگاهانه تلاش کرده است تا در آن، تصرف کند تا جایی که می توان گفت تا پیش از شکل گیری نهضت و دولت صفویه، تصوف ــ که برای اهل سنت یک «مقر» تاریخی به حساب می آید ــ به مثابه «دالان و ممر» حرکت شیعه عمل نموده است. در واقع، هدف این مقاله، تبیین تطورات سیاسی تصوف و نیز وجوه و کیفیت تعامل و تصرف تشیع در تصوف تا زمان شکل گیری دولت صفویه است.
صفحات :
از صفحه 79 تا 126
نقش ایلات اهل سنت شمال شرقی ایران در تصمیمات مذهبی - سیاسی نادرشاه
نویسنده:
ادریسی آریمی مهری
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
اندیشه وحدت مذاهب اسلامی ظاهرا برای نخستین بار توسط نادرشاه افشار در روز تاجگذاری وی اعلام گردید. این اندیشه که بر اساس نیاز و ضرورت زمان مطرح شد در کنار اهداف نظامی نادر، زمینه های ورود ایلات و طوایف اهل سنت را به ارتش وی فراهم آورد. نخستین گروه های طوایف اهل سنت طی دهه اول فعالیت نادر، پس از فتح هرات، وارد ارتش او شدند. این روند پس از آن هم ادامه یافت. این طوایف بنابر نقش برجسته ای که در نبردهای خارجی و داخلی نادر ایفا نمودند، به نوبه خود بر روی تصمیم گیری های نادر تاثیر گذاردند. نخستین مورد از نقش ایل های اهل سنت در سیاست گذاری نادر به هنگام محاصره بغداد در سال 1146 هجری روی داد. هنگامی که مزار امام ابوحنیفه، امام مذهب حنفی در کاظمین توسط برخی از سربازان متعصب شیعی مورد بی حرمتی قرار گرفت. امرای نظامی اهل سنت تقاضای ممانعت از تکرار این عمل را کردند. نادر نه تنها دستور جبران خسارت را داد، بلکه زیارت مزار ابوحنیفه و اعطای نذورات به آن را هم در برنامه های زیارتی خود گنجانید که در سال 1156 هجری موفق به اجرای آن شد. دومین مورد از نقش ایلات اهل سنت در تصمیم گیری های نادرشاه به هنگام شورش خوارزم در 1155 ق روی داد. پس از کشته شدن والی منصوب نادرشاه بر خوارزم،‌ و بروز اغتشاش و هرج و مرج در آن ایالت، سران اوزبک و خوارزمی اهل سنت از شاه خواستند ابوالغازی خان پسر ایلبارس، خان پیشین خوارزم را که به دستور نادر کشته شده بود، به عنوان والی جدید برگزیند.
صفحات :
از صفحه 35 تا 48
بررسی و نقد نظریه عدالت در رساله جمهوری افلاطون
نویسنده:
ملکی ثریا, مصطفوی شمس الملوک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مباحث محوری در کتاب جمهوری افلاطون، موضوع عدالت است. افلاطون برای تعریف عدالت مدینه فاضله ای را ترسیم می کند که حاکم آن فیلسوف پادشاه است. از دیدگاه وی عدالت باید هم در درون فرد و هم در جامعه ایجاد شود. عدالت در شهر در سلسله مراتب طبیعی و تقسیم کار یافت می شود، بدین ترتیب، هرکس باید همان عملی را انجام دهد که به طور طبیعی برای آن ساخته شده است. عدالت در نفس نیز آن است که هر جزء نفس تنها به وظیفه خود عمل کند، تا به این ترتیب در نفس هماهنگی ایجاد شود. پس عدالت سلامت روح و رذیلت و ظلم بیماری روح است. عدالت افلاطونی دارای دو مرتبه است. یکی مرتبه ای که خاص فیلسوفان است و یکی مرتبه مخصوص افراد. فیلسوف هم از هماهنگی در درون برخوردار است و هم قادر به نظاره صور عدالت می باشد. اما دیگران هرچند از طریق عدالت هماهنگی را در درون شان ایجاد می کنند، ولی با عدالت حقیقی فاصله دارند. ولی مستعدند که با تربیت به نظاره صور عدالت دست یابند که این کار با هدایت حاکم فیلسوف انجام می شود. تعریف افلاطون از عدالت از همه امور حقوقی و قراردادی فراتر می رود و به مبدأ عدالت در روح انسانی بر می گردد. آنچه فیلسوف، عدالت می خواند در درونی ترین ژرفای طبیعت آدمی ریشه دارد. مقاله حاضر ضمن طرح موضوعات فوق در کتاب جمهوری، به بررسی ارتباط سیاست و اخلاق نزد افلاطون و عوامل دخیل در طرح نظریات اخلاقی و سیاسی وی پرداخته و در نهایت به این پرسش پاسخ می دهد که آیا غرض نهایی افلاطون در رساله جمهوری طرح آرمان شهر بوده است یا طرح نظریه ای درباره عدالت.
صفحات :
از صفحه 141 تا 173
قدرت معنوی در قرآن کریم
نویسنده:
محمد دریکوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم معنویت در گفتمان اسلامی دارای ظرفیت بسیار بالایی است که می تواند در اغلب حوزه های حیات علمی و عملی کنونی بشر، تغییرات بنیادین ایجاد کند. محدود کردن معنویت به امری صرفاً فردی و درونی ما را از کاربردهای فراوان و موثر آن در عرصه اجتماع و سیاست محروم کرده است. بیگانگی قدرت با معنویت، سیاست را به عرصه تنازع در دنیاطلبی آن هم با ادعای اخلاق مداری مبدل ساخته است. در بحث از قدرت به عنوان مهمترین مقوله علم سیاست، در حال حاضر گفتمان قدرت نرم در ساحت نظر و عمل تفوق یافته است.سوال اصلی این پژوهش چیستی «قدرت معنوی در قرآن کریم» است که در وهله دوم سوال از منابع، انواع، ویژگی ها و کاربرد های آن مطرح می شود. مفهوم قدرت معنوی که از انواع سخت و نرم قدرت متمایز یوده و ماهیتی متفاوت دارد از آموز ها و معارف قرآن کریم قابل دریافت است. اگر معنویت به عنوان منبع قدرت معنوی از امری صرفاً فردی و درونی، به امری اجتماعی مبدل شود بگونه ای که فرد، جامعه و دولت به وصف معنوی درآیند قدرت معنوی تولید می شود. معنویت جریان و حرکت در مسیر تالّه (الاهی و نورانی) شدن است بدین معنا که فرد، جامعه و حتی دولت با تمام نهادهایش می توانند رنگ خدایی(صبغه الله) گرفته و خداگونه شوند.قدرت معنوی در قرآن کریم با توجه به ماهیت، منابع، گونه ها و کاربردهایش دارای چنان قابلیت و ظرفیتی است که می تواند اثر همه انواع قدرت اعم از سخت و نرم را کمرنگ کرده و خود به گفتمان غالب بدل شود؛ چرا که با توجه به گرایش اغلب جوامع غربی و شرقی به سمت معنویت گرایی، آینده جهان در دست کسانی خواهد بود که بتوانند اندیشه های معنویت گرایانه خویش را در فرهنگ عمومی، سیاست و حتی اقتصاد تثبیت کنند و چنین فرصتی برای گفتمان اسلامی در علوم اجتماعی بویژه سیاست مهیاست.
جريان‌شناسي تفسير در غرب اسلامي (اندلس)؛ مطالعه موردي آراء تفسيري حرالّي
نویسنده:
روح‌الله محمدعلی‌نژاد عمران
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
جريان‌شناسي تفسير، به‌معني شناختن و شناساندن جريان‌هاي تفسيري است؛ به‌گونه‌اي كه فرایند شكل‌گيري و گسترش جريان‌هاي گوناگون تفسيري تبيين شود و تأثير فضاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي در اين موضوع سهم بندی شود و درجۀ تأثيرگذاري مفسرانِ پيشين بر آراء و شيوه‌هاي تفسيري مفسران سده‌هاي پسين معیّن شود. جریان شناسی تفسیر در اندلس، در گرو شناخت زنجیرۀ فکر تفسیری و شبکه مفسران غرب اسلامی و مطالعۀ معیارهای حاکم بر روش تفسیری ایشان است. جریان‌های تفسیری در اندلس؛ را می‌توان اعم از جریان عقل‌گرا، جریان روایت‌گرا، جریان ادبی و جریان تأویل‌گرا دانست که در دو سدۀ ششم و هفتم هجری در این منطقه غلبه با جریان تفاسیر واعظانه متأثر از جریان‌ عرفان و تصوّف بوده است و تفسیر حرالّی «مفتاح الباب المقفل لفهم قرآن المنزّل» نمودی برجسته و تأثیرگذار از جریان تفاسیر علمی ـ وعظی با گرایش صوفیانه و تأویل‌گرا بعد از خود در غرب اسلامی به‌شمار می‌رود. ویژگی‌ برجسته این جریان تفسیری، برخورداری از رویکرد اخلاقی تربیتی با صبغۀ عرفانی است. اندلس که در پی ورود اسلام و رحله‌ها و تلاش‌های علمی اندیشمندان مسلمان دروازه ورود علوم و تمدن اسلامی به اروپا به حساب می‌آمد، در سده‌هاي ششم و هفتم هجري و در زمانۀ علي بن احمد حرالي (م 638)، از حیث علمي، فرهنگي و تمدنی جايگاهي ممتاز داشت و از اين‌رو شاهد حضور مذاهب فقهي، كلامي و گرايش‌هاي صوفیانه و همچنين فعاليت بزرگان و مشاهير اين جريان‌ها در كنار يكديگر بود. حرالّی، به‌عنوان ثمره و برآیند فرهنگ اسلامی اندلس ضمن اثر پذیری از مفسران آن دیار بویژه استادش محمد بن عمر قرطبی، بر مفسرین پس از خود تأثیر فراوانی گذاشته است. مجلس تفسير وی در اندلس بويژه زبانزد خاص و عام بود که طالبان علم از مناطق مختلف در آن شركت مي‌كردند. مهم‌ترين آثار بر جاي مانده و شناخته شدة حرالّي تا به امروز عبارتند از: مفتاح الباب المقفّل لفهم القرآن المنزّل، العروهًْ للمفتاح، التوشیهًْ و التوفیهًْ كه نسخه خطی بوده و اخیراً تنها بخشی از آنها توسط محمادی عبدالسلام الخیاطی تحت عنوان «تراث ابی‌الحسن الحرالّی فی التفسیر»، تصحیح و چاپ شده است. مفتاح الباب او به مثابه اصول و قوانين تفسيري‌اش از همه مشهورتر است. حرالي قوانين و قواعدي ـ در نوع خود ویژه ـ در فهم قرآن و تدبّر وضع کرد و ازجمله مبانی مهم تفسیری او آنکه فهم قرآن را در گرو مراتب ايمان و طهارت روح می‌داند. حرالّي در مقدمة اثرش فهم جامع آيات قرآن را منحصر به علی علیه السلام دانسته است. وي بر تناسب و هماهنگي ميان آيات و سور و ارتباط آن با اسماء حسناي الهي مصرّانه تأكيد مي‌كند و ضوابط فهم به‌عنوان مرتبه‌ای کامل‌تر از تفسیر و تأویل به مثابه مهم‌ترين اصول و قواعد در روش تفسیری حرالّي، مبتنی بر پیوند استوار میان فرازها و عبارات است. گرایش حرالی در تصوف و تفسیر، بیانی آشکار از روح عصری بوده که در آن می‌زیسته، همچنين رهيافت عمومي مفسر، واعظانه و ناظر به جنبة اخلاقي و انذار و تبشير قرآن است. تفسير حرالّی در مطالعات قرآني معاصر در كشورهاي اسلامي، تاکنون آن‌چنان که باید و شاید مورد توجّه دانشوران و محققان قرار نگرفته است.
جایگاه دینی و عرفانی و سیاسی امام سجاد (ع) در متون و دیدگاه اهل تسنن
نویسنده:
مریم غلامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امام سجاد(ع) چهارمین پیشوای شیعیان است که در این پژوهش، زندگی وشخصیت این بزرگوار با تأکید بر جایگاه دینی و عرفانی و سیاسی ایشان در متون و دیدگاه اهل تسنن مورد بررسی قرار می گیردو با توجه به اختناق وخفقان موجود در جامعهآن عصر و وجود امرای ستمگر، ایفای رهبریدینی و سیاسی مردم امری سخت و دشوار بود اما از آنجا که امام از اهل بیتنبوت و معدن علم و وحی بودند با یک سیاست مدبرانه و به کار بردن مهمترین ابزارهای دینی و سیاسی ازجمله تقیه و دعا توانست به بخشی از عقاید و تعالیم خود در عرصه دینی و علمی و فرهنگی و سیاسی جامه عمل بپوشاند،جایگاه بزرگ دینی و عرفانی حضرت توسط محدثین و علمای اهل سنت بارها ستوده شد و او را فردی ثقه و فاضل و امین زمان خویش می دانستند و حتی به عنوان مرجع دینی و پیشوای شریعت وی را مورد استناد قرار می دادند و از لحاظ سیاسی و اجتماعی ایشانچه ضمن خطبه های روشنگرانه اش در بیان مظلومیت اهل بیت(ع) و رسوا ساختن هیئت حاکمه وچه با دعاهای خود که برخی ازاین ادعیه و مناجات ها هم که در متون اهل سنت دیده شد هم در گسترش معارف اهل بیت (حوزه فرهنگی و اجتماعی)و هم در بیان جایگاه سیاسی وتأکید بر جایگاه امامت اهل بیت(ع) توانست در انجام این رهبری موفق باشد ودر این پژوهش برآنیم که جایگاه دینی و عرفانی و سیاسی امام سجاد(ع) رادر دیدگاه و متون اهل تسنن و در نظرات و آراء اندیشمندان و علمای اهل سنت و چه در دعاهای حضرت به دلیل تقیه پیشه کردنش در آن دوره زمانی نامساعد وچه باحضور حضرت در برخی از عرصه های فرهنگی و علمی مورد بررسی قرار دادیم. تا اینکه تصویرروشنی از این جایگاه دینی و عرفانی و سیاسی امام سجاد(ع) در متون و دیدگاه اهل تسنن ارائه شد.