جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 81
چارچوبی جدید برای کنش‌گرایی: درک بدن فعال از طریق انعطاف‌پذیری ساختاری و هستی‌شناسی تن مرلوپونتی [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
John Jenkinson
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : رویکرد فعال به شناخت و آگاهی جایگزین ارزشمندی برای رویکردهای استاندارد غالب در علوم ذهن ارائه می دهد. کنش‌گرایی به‌عنوان یک گزارش تجسم‌یافته، دیدگاه‌های نظری درباره بدن از پدیدارشناسی، علوم شناختی و زیست‌شناسی را در بر می‌گیرد که تفسیری منحصربه‌فرد از تجسم با بینش انتقادی نسبت به ماهیت تجسم یافته شناخت و آگاهی ارائه می‌دهد. با این وجود، من استدلال می‌کنم که چندین تجدید نظر لازم است تا کنش‌گرایی در چارچوب علوم ذهن قابل اجرا باشد. شرح فعال سوبژکتیویته، با توجه به استدلال‌هایی که در متون بعدی موریس مرلوپونتی ایجاد شد، مشکل‌ساز است، زیرا به طور ضمنی دوگانه‌گرایانه است. من نشان می دهم که این دوگانگی ضمنی را می توان با ترکیب چارچوب مفهومی جسمی که مرلوپونتی در آثار بعدی خود معرفی می کند، حل کرد. با این حال، این چارچوب جدید چالشی را برای درک اینکه چگونه بدن می تواند در تجربه از جهان جدا شود، ارائه می دهد. من راه‌حلی برای این مشکل از طریق ایجاد تجدید نظر در حساب فعال شناخت ارائه می‌دهم، که استدلال می‌کنم در کلیت آن مشکل‌ساز است. من تفسیر جدیدی از شناخت فعال ارائه می‌دهم که بر اساس انعطاف‌پذیری ساختاری مدل شده است که بر مشکلات حساب قبلی غلبه می‌کند. این تجدید نظرها برای شناخت فعال راهی برای درک چگونگی گسستن بدن از جهان ارائه می‌کند، و در نتیجه به گزارشی از بدن فعال به‌عنوان بیانگر ادغام گسترده‌ای از شیوه‌های مختلف بودن آن در جهان، به‌عنوان شناختی، آگاه، عاطفی و فاعل می‌پردازد. این تجدید نظرها بیان منسجم‌تر و قابل قبول‌تری از رویکرد فعال ارائه می‌کنند که بیشتر برای هدایت علوم ذهنی قابل قبول است.
ظرفیت‌شناسی حکمت متعالیه در باب مفهوم «بدن» در مقایسه‌ای تحلیلی با اندیشه مرلوپونتی
نویسنده:
عیسی موسی زاده ، علی آقایی پور ، محمد علی مبینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
بحث از بدن از مباحثی است که تا قبل از مرلوپونتی نگاه جدی به آن نشده بود، ولی مرلوپونتی با پدیدارشناسی ادراک حسی آن را اصل و محور اندیشه خود قرار داد و از آن پس تحقیقات خوبی درباره بدن انجام شد و هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. در مقاله حاضر، با روش توصیفی‌تحلیلی و مقایسه‌ای، می‌کوشیم ضمن توصیف دیدگاه‌های مرلوپونتی و ملاصدرا، ظرفیت‌های فلسفه اسلامی در بحث بدن را بررسی کنیم. تحقیق پیش رو به این نتیجه رسیده است که روش شهودی‌برهانی ملاصدرا نه‌تنها دستاوردهای روش پدیدارشناسی مرلوپونتی درباره بدن را تا حد بسیار پوشش می‌دهد، بلکه آورده‌های افزون‌تری هم دارد که نشان‌دهنده عمق، گستره و توان تبیین‌گری رویکرد و دیدگاه وی است. ملاصدرا و مرلوپونتی هر دو با بیان‌های مخصوص خود به عالِم‌بودن بدن، رو به سوی جهان بودن آن، فعال‌بودن و ساختنی‌بودنش اشاره دارند؛ ولی ملاصدرا برخلاف مرلوپونتی اولاً با توجه به ذاتی‌دانستن نفس‌مندی برای بدن توانست به بدن‌های دیگری غیر از بدن مادی، مانند بدن مثالی، قائل شود؛ و ثانیاً نه‌تنها جهان را منحصر در جهان تجربی و پدیداری نمی‌کند، بلکه حتی آن را منحصر به و در نسبت با بدن‌بودن نمی‌کند و از باب نمونه قائل به جهان معقولی است که در نسبت با و متحد با مرتبه عقل انسان است.
صفحات :
از صفحه 103 تا 122
دیگری: رفتار، بدن، شهوت: (در فلسفه موریس مرلوپونتی)
نویسنده:
Dorel Bucur
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : فلسفه متاخر هوسرل با یک ضرورت متناقض روبرو می شود: پایه گذاری این فلسفه بر روی جامعه ای از موضوعات. در عین حال، پدیدارشناسی هوسرلی، فردی را که در پشت بازتاب پدیدارشناختی نشسته است، نشان می‌دهد، بلکه دیگری را نیز نشان می‌دهد که فیلسوف پدیدارشناس می‌کوشد در آن کمکی بیابد. بنابراین، همزمان با ظهور پدیدارشناسی، مسئله دیگری در هسته اصلی فلسفه قرار می گیرد که مستقیماً با مسئله سوبژکتیویته مرتبط است. مسئله دیگری، علیرغم اینکه نقطه مرکزی فلسفه او نیست، پیوسته در فلسفه مرلوپونتی وجود دارد. اگر در پنجمین وساطت دکارتی هوسرل دشوارترین مشکل در رابطه با مسئله دیگری دقیقاً این واقعیت است که این سؤال توسط چیزی که به نظر می رسد یک ذهنیت خودبسنده مطرح می شود، در ساختار رفتار، مفهوم رفتار به عنوان ساختار مطرح می شود. (گشتالت) در حال حاضر تمرکززدایی از سوبژکتیویته انسانی را انجام می دهد و زمینه را برای پرسش از دیگری آزاد می کند. در پدیدارشناسی ادراک، این کار تمرکززدایی با تجزیه و تحلیل بدن ادامه می یابد و نشان می دهد که…
کتاب راهنمای فلسفه راتلج: درباره مرلوپونتی و پدیدارشناسی ادراک [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Komarine Romdenh-Romluc
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Routledge,
چکیده :
ترجمه ماشینی: موریس مرلوپونتی (1908 - 1961) به عنوان یکی از فیلسوفان کلیدی قرن بیستم شناخته می شود. پدیدارشناسی ادراک مشهورترین و تأثیرگذارترین اثر او و متنی ضروری برای هر کسی است که به دنبال درک پدیدارشناسی است. در این کتاب راهنما Komarine Romdenh-Romluc معرفی و ارزیابی می کند: زندگی مرلوپونتی و پیشینه فلسفه او مضامین و استدلال های کلیدی پدیدارشناسی ادراک اهمیت تداوم کار مرلوپونتی برای فلسفه. مرلوپونتی و پدیدارشناسی ادراک نقطه شروع ایده آلی برای هر کسی است که برای اولین بار به کار بزرگ او می آید. خواندن آن برای دانشجویان مرلوپونتی، پدیدارشناسی و موضوعات مرتبط در علوم انسانی و اجتماعی ضروری است.
موضوع ادراک گفتار: تجزیه و تحلیل مبانی فلسفی مدل پردازش اطلاعات [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Helen Beatrice Fraser
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : این پایان نامه بحثی فرانظری از رویکردهای مطالعه ادراک گفتار است. این شامل سه بررسی جداگانه و استدلالی است که آنها را به هم مرتبط می کند. اولین بررسی است تحقیق ادراک گفتار همانطور که در رویکرد پردازش اطلاعات انجام شد، که از تقریباً همه در این زمینه در سی سال گذشته کار می کنند. دوم مروری بر شناخت گرا است فلسفه، شالوده مفهومی رویکرد پردازش اطلاعات. سرگرد اصول این مبنا این است که شناخت را می توان به عنوان محاسبات با اطلاعات دید به صورت نمادین بازنمایی می شود و بازنمایی ها طبق قوانین رسمی پردازش می شوند قبل از تفسیر مرور سوم برخی از بخش‌های مرتبط پدیدارشناسی است فلسفه های هوسرل، هایدگر و مرلو رونتی. استدلال‌های مفصلی علیه مناسب بودن فلسفه شناخت‌گرایانه ارائه شده است پایه و اساس تحقیقات ادراک گفتار با استفاده از آثار هایدگر و مرلوپونتی. عامل اصلی در این نامناسب بودن دیدگاه شناخت گرایی از ادراک است. موضوع به عنوان یک نماد - دستکاری کننده، که وظیفه ادراک گفتار اساساً یکی از آنهاست تبدیل یک نمایش از گفتار (مثلاً آکوستیک) به دیگری (معنی). مثل نظر نادیده گرفته می شود، در میان چیزهای دیگر، لزوم حسابداری برای امکان وجود دارد اصلاً نمایندگی بودن ارائه این حساب مستلزم در نظر گرفتن ماهیت است موضوع انسان و رابطه آن با جهان استدلال می شود که، از آنجایی که توصیف ها نیستند جهان به خودی خود داده است (یعنی هیچ توصیف "خنثی" وجود ندارد)، بلکه از الف ناشی می شود رابطه معناداری بین انسان و جهان، انسان باید بیشتر باشد از یک سیستم رسمی این بحث شامل در نظر گرفتن محقق به عنوان یک انسان است موضوع، و نتیجه گیری که توصیفات گفتار باید صریحاً مورد توجه قرار گیرد موضوعی که توضیحات مربوط به آن است، و به ویژه باید یک نکته سخت را حفظ کند تمایز بین دیدگاه محقق و موضوع مورد مطالعه.
مرلوپونتی در محدوده های هنر، دین و ادراک [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Kascha Semonovitch Snavely, Neal Deroo
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Continuum ,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: این کتاب این پرسش را مطرح می‌کند که چه چیزی در مرز فلسفه قرار دارد. نویسندگان از طریق مطالعات دقیق زندگی و آثار موریس مرلوپونتی پدیدارشناس فرانسوی، یکی از میان رشته‌ای‌ترین فیلسوفان قرن بیستم را بررسی می‌کنند که اندیشه‌هایش با هنر، روان‌شناسی، ادبیات، ایمان و فلسفه تلاقی داشته و به آن کمک کرده است. همانطور که این مقالات نشان می‌دهند، آثار مرلوپونتی مرزهای رشته‌ای سنتی را بر هم می‌زند و خوانندگانش را وادار می‌کند تا بپرسند که دقیقاً چه چیزی فلسفه و سایرین را تشکیل می‌دهد. این جلد شامل مقالاتی از یک تیم بین‌المللی متشکل از پدیدارشناسان برجسته، نظریه‌پردازان هنر، الهی‌دانان، مورخان فلسفه و فیلسوفان ذهن است. و صدایی را که در بسیاری از مکالمات در سراسر رشته های دانشگاهی صحبت می شود، بزرگ می کند. هرکسی که به پدیدارشناسی، نظریه و تاریخ هنر، علوم شناختی، فلسفه ذهن، و فلسفه دین علاقه مند باشد، با مقالاتی که در این تلاش مهم در فلسفه بین رشته ای گنجانده شده است، به چالش کشیده و درگیر خواهد شد.
تبدیل مجدد مفهومی: تحلیلی پدیدارشناسانه از تبدیل مذهبی، با اشاره خاص به موریس مرلوپونتی [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Jack Williams
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : تغییر مذهب اغلب به عنوان یک تجربه ناگهانی، دراماتیک، شدید احساسی و یکباره درک می شود که زندگی و جهان بینی مذهبی یک مسلمان را کاملاً متحول می کند. این تصور از تغییر دین توسط ویلیام جیمز با عنوان «انواع تجربه دینی» (1902)، همراه با گونه‌ای از پروتستانیسم که در قرن هجدهم و نوزدهم آمریکای شمالی ظهور کرد، هدایت می‌شود. تحلیل‌های علمی اجتماعی معاصر از تغییر دین نشان می‌دهد که تغییر دین در واقع اغلب فرآیندهای بلندمدتی هستند که طی چندین سال انجام می‌شوند. فلسفه دین غالباً مسئله تغییر دین را مورد توجه قرار نداده و در جایی که چنین کرده است، الگوی جیمزی را هدف مطالعه خود قرار داده است. در نتیجه، تحقیقات فلسفی در مورد تغییر دینی اغلب موضوع مورد مطالعه خود را اشتباه شناسایی می کند، بر تجربه فوری به بهای تأثیرات و فرآیندهای بلندمدت بیش از حد تأکید می کند، و نسبت به تجربیات مسیحیان پروتستان مدرن تعصب دارد. این پایان نامه یک بازمفهومی فلسفی از تغییر دین را از طریق تحلیل پدیدارشناختی ارائه می دهد. این توسط تحقیقات علمی اجتماعی اخیر، به‌ویژه آنری گورن، اطلاع‌رسانی شده است و دیدگاهی فرآیندگراتر و درازمدت از تجربیات تبدیل که می‌تواند طی چند سال آشکار شود، اتخاذ می‌کند. این پایان نامه از نظر فلسفی تحت تأثیر موریس مرلوپونتی فیلسوف فرانسوی قرن بیستم است، که فلسفه پدیدارشناختی او منابعی را برای تفکر در مورد فرآیندهای تبدیلی که در دوره زمانی طولانی تری رخ می دهند و تحت تأثیر غوطه ور شدن یک مسلمان در دنیای مادی، زبانی و اجتماعی قرار می گیرند، فراهم می کند. تجسم، بیان و اجتماع سه مضمون فلسفی هستند که این پایان نامه به آنها می پردازد. فلسفه تجسم مرلوپونتی، که با پیشرفت‌های اخیر در علوم شناختی تکمیل می‌شود، امکان بیان بافت متجسم و شکل‌دهنده باور را فراهم می‌کند که در آن تبدیل رخ می‌دهد. بدون کاهش تبدیل به فرآیندهای فیزیکی یا فیزیولوژیکی، فلسفه تجسم می‌تواند دیدگاهی از ذهنیت انسان را به عنوان مادی و فیزیکی ارائه دهد و توضیح دهد که چگونه فرآیندهای عاطفی و مجسم می‌توانند بر تبدیل تأثیر بگذارند، شکل دهند و تسریع کنند. به این فلسفه تجسم، تحلیل بیان اضافه شده است. این پایان نامه فلسفه زبان مرلوپونتی را بررسی می کند و بر غوطه ور شدن انسان در جهان زبانی و گفتار به عنوان یک اندیشه کامل تمرکز می کند و یک عمل شناسی ویتگنشتاینی و استدلال برای تأثیرپذیری زبان را اضافه می کند. استدلال می‌شود که بیان دینی، به جای پیروی از تغییر دین، در واقع قادر به شکل‌دهی به باور، مقدم و کمک به فرآیند تبدیل است و از طریق مسیرهای عاطفی بدن عمل می‌کند. موضوع فلسفی پایانی پایان نامه تأثیر اجتماع بر تبدیل است. جامعه هم به عنوان زمینه تشریفات و هم به عنوان چیزی که احساس تعلق را ارائه می دهد مورد بررسی قرار می گیرد.
پدیدارشناسی و نابینایی: مرلوپونتی، لویناس، و دیدگاه متافیزیکی جایگزین [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Jesse Younger Workman
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : این پروژه با تمرکز بر تفکر پدیدارشناختی و قاره‌ای، به مشکل تعصب «چشمی محوری» در فلسفه می‌پردازد. من که یک پدیدارشناس نابینا بودم، متوجه گرایش چشم محوری شدم که بر دیدگاه‌های فیلسوفان، از جمله استدلال‌ها، استفاده از استعاره‌ها، و انتخاب مثال‌ها، حاکم بود. به عنوان یک خواننده نابینا متوجه شدم که چنین چشم محوری مانع از درک ادعاهای آنها می شود. این باعث شد به این فکر کنم که آیا تعصبات چشم محور ممکن است آنها را به استدلال ها و جهان بینی های نامتعادل یا نامعتبر سوق دهد. سؤالات مطرح شده عبارتند از: آیا فلسفه ای وجود دارد که بیش از همه حواس دیگر متکی به بینایی نباشد؟ آیا ممکن است که فلسفه اساس خود را در بینش و مفاهیم بصری قرار ندهد؟ در پروژه‌ام، من آثار موریس مرلوپونتی و امانوئل لویناس را بررسی می‌کنم تا مشخص کنم آیا می‌توان از منظری غیر چشم‌مرکزی فلسفه‌ورزی کرد یا خیر. به عنوان بخشی از پروژه ام، من روندی در تفکر قاره ای را به سمت آنچه مارتین جی «ضد چشم محوری» می نامد بررسی می کنم. در حالی که بسیاری از بینش‌های او را بسیار ارزشمند می‌دانم، به این نتیجه می‌رسم که موارد «ضد چشم» بررسی‌شده توسط جی، در نهایت عاری از چشم‌محوری نیستند، و نه جایگزین مناسبی برای آن ارائه می‌کنند: تا زمانی که بینایی (یا نقطه مقابل آن، نابینایی ) بخش اصلی یک جهان بینی فلسفی باقی می ماند، در هسته خود چشم محور باقی می ماند.
پدیدارشناسی زیبایی‌شناختی تن‌محور مرلوپونتی
نویسنده:
ندا محجل ، محمد اصغری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله سعی می‌کند هنر و زیبایی‌شناسی مرلوپونتی را با تمرکز بر پدیدارشناسی وی تبیین کند که مبتنی بر ادراک حسی بدنی است و نشان دهد که تحلیل‌های پدیدارشناسانۀ مرلوپونتی از بدن در نوشته‌های آغازین او مثل ساختار رفتار و به‌خصوص پدیدارشناسی ادراک در تحلیل هنر او در شکل‌گیری فلسفۀ هنر او عنصر تعیین‌کننده است. فرضیۀ اصلی این نوشته این است که بدن و هنر رابطه‌ای درهم‌تنیده دارند و اساس و شالودۀ پدیدارشناسی زیبایی‌شناختی مرلوپونتی را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین، ادراک حسی و رابطۀ تنانۀ هنرمند با جهان، و انعکاس این مواجهه در اثر هنری دغدغۀ چیزی است که ما آن را پدیدارشناسی زیبایی‌شناختی تن‌محور می‌نامیم. افزون‌براین، در این پدیدارشناسی، نقاشی شیوه‌ای تفکر است که مرلوپونتی با استناد به آثار سزان به تحلیل آن پراخته است و همچنین، زیبایی‌شناسی بدن‌محور و درنتیجه پیوند تنگاتنگ بدن و هنر از یافته‌های دیگر این مقاله است. در این نوشته سعی شده است تحلیل‌ها با استناد به آثار کلیدی این فیلسوف پیش برود.
پدیدارشناسی یا ساختارشکنی؟: پرسش هستی شناسی در موریس مرلوپونتی، پل ریکور و ژان لوک نانسی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Christopher Watkin
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: پدیدارشناسی یا ساختارشکنی؟ شامل خوانش های جدیدی از موریس مرلوپونتی، پل ریکور و ژان لوک نانسی است. درگیری ژاک دریدا با مضامین پدیدارشناختی، درک جدیدی از «هستی» و «حضور» ایجاد می‌کند که نقاط کور مهمی را در خوانش‌های سنتی هم از پدیدارشناسی و هم ساختارشکنی آشکار می‌کند. کریستوفر واتکین در بازتولید نه واکنش پدیدارشناختی انبار به واسازی و نه خوانش ساختارشکن معمولی از پدیدارشناسی، ارزیابی تازه ای از آینده پدیدارشناسی همراه با خوانشی جدید از میراث ساختارشکن ارائه می دهد. واتکین از طریق مطالعات دقیق فلسفه مرلوپونتی، ریکور و نانسی نشان می‌دهد که چگونه یک سنت پدیدارشناختی بسیار گسترده‌تر و غنی‌تر از هوسرل یا هایدگر، نقد دریدا از هستی‌شناسی را در عین پایبندی به امر هستی‌شناختی مورد توجه قرار می‌دهد. این خوانش جدید اساساً رابطه بین ساختارشکنی و پدیدارشناسی را بازسازی می‌کند و اولین بحث پایدار درباره احتمالات و مشکلات «پدیدارشناسی ساختارشکنی» آینده را نشان می‌دهد.
  • تعداد رکورد ها : 81