مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 278
مقایسه حکمت فلسفی و حکمت اخلاقی از دیدگاه ابوعلی سینا و ملامهدی نراقی
نویسنده:
شمس علی زارعیان
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلاسفه، حکمت را به دو قسم، نظری و عملی و حکمت عملی را به سه قسم، سیاست مدن، تدبیر منزل و اخلاق، تقسیم نموده‌اند واخلاق که یک قسم از حکمت عملی است، مشتمل بر فضایل چهارگانه، عفت، شجاعت، حکمت و عدالت است. در اینجا این سؤال پیش می‌آید که این حکمت که در زیرمجموعه اخلاق قرار گرفته با حکمت عملی که قسیم حکمت نظری است چه فرقی دارند؟ در این مقاله برآنیم تا دیدگاه بوعلی و مرحوم ملامهدی نراقی درباره فرق حکمت فلسفی و حکمت اخلاقی را بررسی کنیم.روش تحقیق در این مقاله تحلیلی است و اطلاعات براساس داده‌های کتابخانه‌ای و اسناد جمع‌آوری شده است.
صفحات :
از صفحه 107 تا 120
نقش عقل فعال در مراحل مختلف حیات انسان از منظر ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه زارع
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل فعال، موجودی برتر از عالم طبیعت، عاری از ماده و احکام آن، قائم به نفس، غیر ذی وضع، و فعلیت صرف است. این عقل، به عنوان آخرین عقل از عقول عشره از منظر ابن سینا و آخرین عقل از عقول طولی بی شمار از منظر ملاصدرا، افعال و وظایفی را در عالم کون و فساد ایفاء می کند. عقل فعال از سوی ابن سینا و ملاصدرا، به عنوان حلقه ی ارتباط بین مجردات و مادیات، مبدأ صدور کثرات جهان مادی و کد خدای عالم تحت القمر مطرح شده ویکی از برجسته ترین نقش های آن،ارتباط با نفس ناطقه به عنوان کامل ترین موجود عالم ماده می باشد. نفس ناطقه، متشکل از دو بعد روحانی و مادی (نفس و بدن) است و به جهت بعد روحانی اش، ارتباط برجسته ای با عقل فعال دارد و این عقل، در تمام مراحل حیات آدمی، از حدوث نفس تا مفارقت آن از ماده و حتی پس از آن، در استکمال نفس، نقش بی واسطه و با واسطه دارد. اولین نقش و وظیفه عقل فعال در ناحیه حدوث نفس است. به گفته هر دو فیلسوف، وقتی مزاج بدن مستعد دریافت نفس گردید، نفس ناطقه از جانب واهب الصور بر آن بدن افاضه می گردد. دومین وظیفه و نقش عقل فعال، در ناحیه قوای نفس به ویژه نقش عقل فعال در تعقل و فعلیت مراحل عقل نظری است. سومین نقشی که عقل فعال دارد، نقشی است که در مسأله نبوت و نزول وحی بر عهده می گیرد. از نظر هر دو فیلسوف، این عقل یکی از ارکان نبوت و وحی است تا آنجا که عنوان ملک وحی را می پذیرد. عقل فعال، تنظیم کننده ارتباط نفس ناطقه با عالم غیب خواه در خواب و یا در بیداری می باشد. چهارمین نقشی که عقل فعال در ارتباط با نفس ناطقه بازی می کند، در مسأله بقای نفوس بعد از مرگ است که از نظر ابن سینا این بقاء، ناشی از اتصال نفس با عقل فعال است که مربوط به نفوس کامل در علمو عمل می باشد و نفوس کامل به بقای عقل فعال که علت آنها است، باقی می مانند. از نظر ابن سینا، نفوس ناقصی که در مرحله عقل هیولانی مانده اند، با تعلق به نفوس فلکی مراحل تکامل خویش را طی می کنند، اما ملاصدرا بر اساس مسلک متعالیه معتقد است که نفوس ناقص به عالم خیال تعلق می گیرند و نفوس کامل هم متحد با عقل فعال و باقی به بقای علت خود (عقل فعال) هستند. ابن سینا و ملاصدرا در هر یک از مراحل مذکور، وجوه اشتراک و نیز اختلاف نظر هایی دارند که به تفصیل در رساله به تبیین و شرح آن خوهیم پرداخت.
تأثیر رساله‌الطیر ابن سینا بر سه رساله سهروردی (عقل سرخ، آواز پر جبرئیل و صفیر سیمرغ)
نویسنده:
فاطمه سنقرکلایه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
متنی که پیش رو دارید، تلاشی است در جهت بررسی تأثیر حکمت مشرقی ابن‌سینا بر حکمت اشراقی سهروردی، و اینکه آیا شیخ اشراق در آثار رمزی خود بهره‌ای از ابن‌سینا گرفته است؟حاصل این تحقیق، تنظیم و نگارش پایان‌نامه‌ای است در ۵ فصل، که پس از بیان کلیات، فصل دوم به بیان حکمت مشرقی ابن‌سینا و حکمت اشراقی سهروردی و تبیین این دو موضوع و مروری بر زبان تمثیل که پایه این رسائل است پرداخته‌ایم.فصل سوم و چهارم نگاهی دارد به رساله‌الطیر ابن‌سینا، و رساله‌های رمزی سهروردی و فصل پایانی اختصاص به نتیجه‌گیری و بیان افقهایی است که میتوانند پیش روی این تحقیق باشد. بنظر می‌آید نگاه عرفانی سهروردی ادامه مسیری است که چشم‌انداز آن را از ابن‌سینا دریافت نموده است که جامع الاطراف بودن ابن‌سینا گواه این مدعا است. هر چند این مسیر، سیر تکاملی رشد عرفانی و اشراقی همه طالبان حقیقت است که این دو حکیم فرزانه و عارف سهمی بزرگ در اعتلای آن داشته‌اند.
مقايسه ديدگاه ابن سينا و ملاصدرا پيرامون ارتباط عقل فعال با نفوس بعد از مرگ بدن
نویسنده:
فروغ سادات رحیم پور، فاطمه زارع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از نظر ابن سينا و ملاصدرا،‏ نفوس بعد از مفارقت از ابدان به دو گروه: نفوس ناقص و نفوس کامل تقسيم مي¬شوند. به گفته ايشان،‏ نفوس کامل،‏ نفوسي هستند که به مرحله عقل بالفعل رسيده¬اند و نفوس ناقص،‏ نفوسي هستند که هنوز به اين مرحله نرسيده¬اند. وجه اشتراک ابن سينا و ملاصدرا در اين است که نفوس کامل،‏ باقي به بقاي عقل فعال¬اند و عقل فعال در ارتباط مستقيم با اين نفوس است؛ اما رأي دو فيلسوف در نحوه¬ي بقاي نفوس ناقص و ارتباط آن¬ها با عقل فعال متفاوت به نظر مي¬رسد. ابن سينا معتقد است نفوس ناقص به دليل اين¬که هنوز به تکامل نرسيده¬اند و چون تکامل آن¬ها از طريق جسم به ظهور مي¬رسد؛ لذا هنوز احتياج به جسم دارند؛ چون پس از مرگ،‏ فاقد بدن دنيوي¬اند،‏ بايد به جسم ديگري تعلق بگيرند و آن،‏ جسم فلکي است که به مثابه جسم اين نفوس قرار مي¬گيرد تا به واسطه¬ي آن مراحلي از کمال را طي کنند. نظر ابن سينا مورد پذيرش ملاصدرا نيست. صدرالمتألهين،‏ دليل اختلاف آراي فلاسفه در باب بقاي اين نفوس را عدم باور آن¬ها به عالم خيال مي¬داند و متذکر مي¬شود که معاد نفوس ناقص در عالم خيال منفصل يا عالم برزخ است و عقل فعال در بقاي اين نفوس،‏ نقش غير مستقيم و با واسطه دارد.
امکان سنجی تطبیق انسان شناسی صدرایی و انسان در فلسفه های اگزیستانس (با تأکید بر اندیشه های یاسپرس و سارتر)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان عربی، معصومه سادات سالک
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پرديس فارابی دانشگاه تهران ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«وجود» و «تقدم وجود بر ماهیت» عباراتی کلیدی در فلسفۀ صدرایی و فلسفه های اگزیستانس هستند که در نظر اول امکان بررسی تطبیقی و برقراری برخی تشابهات در زمینۀ انسان شناسی را به ذهن متبادر می کنند. صحت این فرضیه در بررسی دقیق تر واژه های «انسان»، «وجود انسانی» و نیز ملاحظۀ روش در فلسفۀ اگزیستانسیالیسم ملحدانه (به نمایندگی سارتر) و خداباور (به نمایندگی یاسپرس) پیگیری می شود و طرح هرگونه تطبیق در تحلیل مفهوم، روش، غایت، مبانی و خاستگاه های این دو مشرب فلسفی سنجش خواهد شد. این در حالی است که خصیصۀ اصلی اگزیستانسیالیسم که انسان به عنوان محور و حتی غایت در آن مطرح شده، ارجاع به امور عینی با کاربست شیوۀ پدیدارشناسانه است که در واقع نوعی واکنش به فلسفه های انتزاعی به شمار می آید. در حالی که در انسان شناسی صدرایی، محوریت انسان به سمت غایت قرب الهی جهت گیری شده و در تبیین سازوکار فلسفی این انسان شناسی، شیوۀ انتزاعی مبتنی بر مبناگرایی و وزن دادن به داده های انتزاعی ذهن به عنوان پیش فرض پذیرفته شده است. در انسان شناسی عرفانی که ملاصدرا متأثر از آن بوده، انسان محور عالم است و عالم در خدمت اوست. اما با این تفاوت عمده با مکاتب اگزیستانس که محور بودن انسان و شأن و منزلت او، به واسطۀ ارتباط او با حق تعالی است.
صفحات :
از صفحه 429 تا 462
حقیقت عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرا و کانت
نویسنده:
طوبی لعل صاخبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله‌ی نفس (خود) از جمله مسائل اساسی و آغازین ذهن بشر بوده است. در این میان برخی مکاتب رواشناسی و فلسفی به نحو ویژه به این مسأله پرداخته‌ند.این نوشتار در صدد بررسی نفس این محور بنیادی از دیدگاه ملاصدرا و کانت می‌باشد و در این راستا موضوعات پیرامون نفس و ارتباط آن با عقل، مبانی و نتایج هر یک را بدین ترتیب مورد تبیین و بررسی قرار می‌دهد: در گام نخست عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرابررسی می‌شود. سپس دیدگاه کانت درباره‌ی عقل و نفس تبیین می‌گردد و در خاتمه به بیان و مقایسه‌ی دو دیدگاه پرداخته می‌ شود.
بررسی موضوع عقل و کارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و مصباح یزدی
نویسنده:
مرتضی مرادی بیرون
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی موضوع عقل وکارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدیشناخت عقل و عملکردهای آن یکی از مهمترین موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان و متکلمان واقع شده است و به همین دلیل جایگاه مهمی در معارف بشری و الهی دارد.با شناخت عقل و مباحث محوری پیرامون آن و نیز کارکردهای آن، باورهای دینی و اعتقادی انسان رشد می کند و اینجاست که انسان در سایه رشد افکار و اندیشه های دینی و اعتقادیش به مرحله کمال می رسد. پژوهش حاضر در راستای بررسی کارکردهای عقل، کوشیده است دو کارکرد آن را که حائز اهمیت بیشتری هستند و عبارتند از:1- کارکرد عقل در معرفت شناسی 2- کارکرد عقل در حوزه اخلاق، از دیدگاه دو دانشمند عصر حاضر یعنی شهید مطهری و استاد مصباح یزدی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. این دو کارکرد، اهمیت موضوع عقل را بخوبی مشخص میکنند چراکه با شناخت عقل و عملکرد آن، انسان خود راشناخته و مسیر زندگی خود را تعیین می کند.نگارنده برای بررسی موضوع عقل و دو کارکرد آن، با مراجعه به آثار دو دانشمنداز دیدگاه آنها فیش برداری کرده و در نهایت با مقایسه تطبیقی دیدگاه ها، به اشتراکات و افتراقات دو دیدگاه پرداخته است.
تحلیل و بررسی حسن و قبح عقلی از دیدگاه فخر رازی و خواجه طوسی ناظر به کتاب تلخیص المحصل
نویسنده:
سارا راستی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , خلاصه اثر , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خواجه‌ی طوسی از متکلمین امامیه است که داعیه‌ی حسن و قبح عقلی را دارد. بنابراین او باید در هر امری به عقل و روش عقلی مراجعه کند و حال آنکه روش نقلی و استفاده از آیات و روایات برایش غیر معمول نیست. خصوصا در بحث ایمان، دلایل نقلی بسیاری را مطرح می‌کند. فخر رازی نیز متفکر پر آوازه‌ی اشعری است که او را بر خلاف اشعری بودنش، فردی عقل‌گرا می‌یابیم. در این زمینه چند احتمال به ذهن متبادر می‌شود:الف- عقل گرایی فخرالدین رازی، به این معناست که او به حسن و قبح عقلی معتقد است. ب- فخر رازی به زبان حسن وقبح شرعی را تایید می‌کند، ولی در عمل ملتزم به آن نیست.ج- فخر رازی کاملا معتقد به حسن و قبح شرعی است و برای عقل گرایی‌اش توجیه دیگری وجود دارد.در استخراج مبانی حاصل از استدلال‌های فخر، برای مورد بموارد متعدد پیدا می‌کنیمفخر هم به کافی نبودن عقل اذعان دارد و هم عدم استفاده از آن را تاب نمی‌آورد. امر دیگری که پیرامون فخر مورد مناقشه است، تهافت و تناقض گویی‌های او در کتب و نوشته‌های مختلف درباره‌ی موضوعات مختلف است.آیا فخر رازی با عقل به شکل مطلق مخالف است؟ پاسخ این سوال، قطعا منفی خواهد بود، زیرا کسی که با عقل به شکل مطلق مخالف است، در نقلیات از آن بهره نمی‌برد. آنچه فخر رازی شدیدا با آن مخالف است، چیزی جز عقل مستقل نیست. اتفاقا فخر موافق عقل منفعل از دین و عقل ابزاری است و چنانکه آورده شد در سمعیات نیز از آن استفاده‌ها کرده و بهره‌ها برده است. ممکن است سوالی پیش بیاید که آیا ممکن است کسی با اصل تناقض مخالف باشد ولی بتواند عقل منفعل از دین را بپذیرد؟ به نظر می‌رسد که چنین چیزی ممکن نباشد. هر چند فخر با اصل تناقض مخالفت می‌کند ولی نیک می‌داند که نفی اصل تناقض، نقل را هم زیر سوال می‌برد. بنابراین با عقل مستقل به شکل مطلق مخالفت نمی‌کند اما نقش عقل مستقل را در حد درک ناتوانی‌های عقل می‌داند و به عبارتی برای آن نقشی سلبی قائل می‌شود.با توجه به این نکته نباید فخر را فردی متضاد در عقیده و عمل دانست. او از این روش برای محدود کردن عقل بهره می‌جوید، زیرا غیر از این طریق، راه دیگری برای این مهم، قابل تعریف نیست.بنابراین به نظر می‌آید تنها عملی که فخر عقل را در آن، مستقل از نقل می‌داند، تعیین نقشی سلبی برای اوست و آن این که عقل در چه محدوده‌ای نمی‌تواند وارد شود. شاید بتوان به همین دلیل او را امام المشککین دانست. زیرا او به تمام آن چه حاصل عقل است می‌تازد و در تمامی آن‌ها تشکیک وارد می‌کند تا آن‌ها را از قطع عقلی بیرون آورد.در مقابل، خواجه‌ی طوسی قرار دارد که چون پیرو حسن و قبح عقلی است، در مقابل نقل صریح، سر تسلیم فرود می‌آورد. زیرا عقل برای او حجیت صد درصدی ندارد. برای او نیز عقل تعیین کننده‌ی محدوده‌ی جولانگاه عقل است و این یعنی محدوده‌ی عقل در حسن و قبح رانیز عقل تعیین می‌کند.
نسبت عقل و فاهمه در فلسفه کانت و هگل
نویسنده:
فاطمه مهرزادصدقیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه با موضوع نسبت عقل و فاهمه در فلسفه های کانت و هگل، به بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف معاصر در باب معرفتشناسی میپردازد. از جنبه های معرفتشناسانه نظام ایشان دو قوا فاهمه و عقل از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا دیدگاه آنان در مورد حدود و ثغور شناسایی را دربرمیگیرد.از نظر کانت فاهمه تنها قوه ای است که با همکاری حس، قادر به فراهم آوردن شناسایی معتبر و عینی است.همچنین در دیدگاه او تنها شناسایی نظری معتبر، شناخت از پدیدار ها است و نه اشیا فی نفسه.نقشی که عقل در این میان برعهده میگیرد نقشی تنظیمی و محدود کننده است.عقل گسترش دهنده محدوده دانش نیست، بلکه باید همواره آن را به دانش پدیداری محدود سازد. از این لحاض فاهمه و عقل در نظام معرفتشناسی کانت دو قوه متعارض اند.اما هگل محدود بودن دانش را برنمیتابد و در پی ان برمی آید تا با نقد مبانی معرفتشناسی کانت، این تعارضات را به وحدت مبدل سازد.نتیجه چنین است که او با بهره بردن از دیالکتیک به صورت خلاقانه و فراگیر،تمام قوای شناختی در انسان را در طول یکدیگر،از پایینترین تا بالاترین مرتبه، انتظام میبخشدو بدین ترتیب تعارضات فلسفه کانت در مرتبه ای والاتر ارتفاع می یابند.بالاترین مرتبه ارتفاع تعارضات در نظام هگل، مربوط به عقل است که از قدرتی نامحدود برای شناخت برخوردار است.
مطالعه تطبیقی معرفت عقلی از دیدگاه مرتضی مطهری و کارل ریموندپوپر در قلمرو اهداف عقلانی تعلیم و تربیت
نویسنده:
تیمور حسن پور طارمسری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعلیم و تربیت در عرصه نظر و عمل از دیدگاه هایی پیرامون معرفت شناسی به طور کلی و معرفت عقلی به طور خاص بهره می گیرد؛ تا بتواند اهداف عقلانی تعلیم وتربیت را ترسیم نماید . در این مسیر از دوره پیشا سقراطی تا کنون آراء و نظرات متعددی مطرح گردیده است . با مقایسه این نظرات و بسط آن می توان به چشم اندازهای روشن و جدید دست یافت .مقایسه نظرات در دو حوزه « تعلیم و تربیت اسلامی» و « حوزه غربی» مساله پژوهش حاضر است ؛ که در این مسیر و بستر به سئوالاتی در مورد چگونگی نحوه تبیین معرفت شناسی، معرفت عقلی ، انواع معرفت ، و ساختار معرفت و رابطه معرفت عقلی با اهداف عقلانی تعلیم وتربیت از منظر و دیدگاه دو اندیشمند- از حوزه تربیت اسلامی – مطهری و – از حوزه تربیت غربی – کارل پوپر -با استفاده از رویکرد تحلیل « توصیفی – تطبیقی» برمبنای الگوی " فرانکنا" پاسخ داده می شود . نتایجحاصل از پژوهش نشان می دهد در حالی کهپوپر با نگاه ایدئولوژیک به تعلیم و تربیت می نگرد ؛ و مبنای فلسفی وی پراگماتیسم است . بیشتر معرفت ها در نگاه پوپر پسینی است ، به توان سلبی عقل باور دارد .با قبول به اصل ابطال پذیری قائل به نظریه تکاملی معرفت است ؛ غایت علم را قدرت می پندارد. اما در خصوص معرفت شناسی ، نظریه مطهری واکنشی است یعنی در کنش با نظریه های مطرح شده پدیدار گشته است . مبنای فلسفی تعلیم وتربیت نزد او مماس بر رئالیسم و ایدئالیسم است . معرفت شناسی مطهری به کانت نزدیک است وی هدف نهایی تعلیم وتربیت را پرورش قوّه عقلانی می داند که آن هم با نقادی گفت و گو حاصل می شود .
  • تعداد رکورد ها : 278