جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 106
تحلیل داستان حضرت موسی و خضر علیهما السلام
نویسنده:
مینا حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این نوشتار بیان شد که قرآن از جذاب ترین شیوه ها به خصوص داستان برای بیان اهداف متعالی رسالتی، تربیتی و اجتماعی بهره گرفته است. قصص آن ویژگی هایی مانند واقعی و حقیقی بودن، پیام محوری و... دارند. این رساله داستان موسی و خضر را بررسی کرد، داستانی که تنها در قرآن آمده و در سایر کتب الهی ذکر نشده است و اسرار بسیاری از روابط پیچیدۀ انسان ها با یکدیگر و جهان هستی و نیز افعال الهی با انسان به دور از مباحث انحرافی و غیر ضروری تحلیل نمود، زیرا داستان انبیاء ـ به ویژه این داستان که شبیه آن در مورد هیچ پیامبر دیگری دیده نمی شود ـ اوامر و قوانین الهی را به صورت ملموس روشن می کند، از این رو اهمیت توجه به آن را افزون می نماید.دیدار موسی و خضر که در عین کوتاهی اش، از قسمت های سرنوشت ساز زندگی موسی، آن پیامبر اولوا العزم بوده است و مانند سایر قصص از اسرائیلیات خالی نیست، اما با این وجود، ابعاد آموزنده ای دارد که با توجه به منابع معتبر کتب تفسیری و روایی و..، با دقت در رویکرد کلامی و تربیتی، در حدّ توان برخی از آنها تحلیل شد، به گونه ای که پاره ای از مباحث ساختگی نقد و بررسی گردید و به صورت مستقل و جامع با ساختاری جدید بدان نگریسته شد. روشن گشت که خضر پیامبری زنده است و مراد از زنده بودن او عمری طولانی داشتن است نه جاویدان؛ بنابراین حتی مهم ترین دلایل منکران حیات او قابل قبول نیست. رسالۀ حاضر ضمن بیان مراحل مختلف این داستان ـ از جستجو تا دیدار خضر و جدایی از اوـ، شبهاتی مطرح پیرامون آن را پاسخ داد، مانند نسیان موسی و یوشع و عدم تنافی آن با عصمت آنها، نفی استطاعت صبر ازموسی، به وسیلۀ خضر، سرّ اعتراضات موسی برافعال خضر و تفاوت علم ومأموریت آن دو، و شبهاتی درمورد افعال خضر و تأویل آنها. با دقت در سیر این داستان واضح شد مانند سایر قصه های قرآنی عبرت های فراوانی دارد که برخی از آنها بیان گردید مانند عبرت های اعتقادی، معرفتی در زمینۀ خداشناسی و راهنما شناسی، عبرت های اخلاقی و تربیتی برای فرد و اجتماع که از مهم ترین آنها آداب سیر و سلوک و استاد و شاگرد است.به امید آن که از کسانی باشیم که با رعایت عبرت های داستان، از نتایج سودمند آن دردنیا و آخرت بهره بریم.
تبیین دیدگاه مارتین بوبر و نقد دلالت‌های آن در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه سهروردی
نویسنده:
محمود شرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله به تبیین دیدگاه مارتین بوبر و نقد دلالت های آن در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه سهروردی پرداخته ایم. ابتدا روند تحول فکری بوبر به سه دوره عرفانی، فلسفه تحقق بخشی و فلسفه گفتگویی تقسیم شده است. با بررسی و مقایسه مراحل سه گانه "عرفانی"، "فلسفه تحقق بخشی" و" فلسفه گفتگویی" در اندیشه بوبر به نظر می رسد که در مرحله" عرفانی" رابطه" من و تو" در تفکر بوبر ظاهرمی گردد. اما این رابطه غیر از آن رابطه ای است که بعداً در کتاب " من و تو" مطرح شده است و آن رابطه ای است که در آن طرفین با یکدیگر "وحدت" پیدا نمی کنند، بلکه پس از رابطه هم مستقل باقی می مانند. اما در مرحله دومیعنی رابطه "من و تو"ی مربوط به مرحله "تحقق بخشی" از رابطه " من و تو" ی مربوط به مرحله "عرفانی" متفاوت است زیرا رابطه "تحقق بخشی" نه در لحظه مجزای جذبه عرفانی و جدای از اشیاء، بلکه در"کلیت زندگی" تحقق پیدا می کند و از جهتی نیز با رابطه " من و تو"ی مربوط به مرحله "فلسفه گفتگویی" که در کتاب "من و تو" بیان می شود نیز متفاوت است. زیرا رابطه" من و تو"ی مربوط به مرحله "تحقق بخشی" مانند رابطه" من و تو"ی مربوط به مرحله" عرفانی" در قلمرو "ذهنیت" ، یعنی در"درون فرد" رخمی دهد و نه" بین انسان و دیگری" اما رابطه "من و تو"ی مبتنی برگفتگو در" بین" موجودی با موجود دیگر رخ می دهد.در نهایت این که با توجه به مبانی فلسفی ( وجود شناسی، انسان شناسی، خداشناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی) در اندیشه بوبر، پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی به عنوان هدف غایی، فراهم سازی فرصت برای انتخابی آزاد و اخلاقی ، خودآگاهی و شناخت هویت فردی، رشد و تکامل احساس مسئولیت اخلاقی، برقراری رابطه مطلوب و عبور از پوچ انگاری، به عنوان هدف واسطه ای تربیت اخلاقی از منظر بوبر اشاره شده است، مطابق با اندیشه بوبر، پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی، با تحقق اصل آزادی در اندیشه و عمل، با روش تربیتی زمینه سازی برای فعالیت های خود انگیخته، اصل تحقق خود با روش تربیتی تدریس مبتنی برگفتگوی اصیل، اصل مسئولیت پذیری باروش تربیتی مواجهه مداوم با خود، اصل تعامل موثر اجتماعی با روش تربیتی خود ارزیابی مبتنیبر تعامل، اصل تأثیر متقابل با روش تربیتی تأیید رفتار مطلوب، اصل بهبود موقعیت با روش تربیتی تمهیدی و روش تربیتی الهام گیری از شخصیت های برجسته امکان پذیر است. با توجه به مبانی فلسفی در اندیشه سهروردی و تأکید او بر نفس انسانبه عنوان جوهری ملکوتی و معرفت حضوری به عنوان معرفت حقیقی می توان قرب به حق را تحت عنوان هدف غایی تربیت اخلاقی و خودشناسی را به عنوان هدف واسطه ای از نظر سهروردی در نظر گرفت، مطابق با آثار سهروردی رسیدن به قرب الهی با تحقق اصل تفکر با روش تربیتی درون نگری ،اصل تهذیب نفس (تلطیف سر) با روش تربیتی ریاضت و دوری ار تعلقات دنیوی، اصل مداومت و محافظت بر عمل با روش تربیتی محاسبه نفس، اصل اعتدال با روش تربیتی ضد امکان پذیر است. با توجه به مبانی فلسفی و تربیت اخلاقی سهروردی، می توان گفت: پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی با ویژگی های اخلاقی نظیر آزاد منشی، احساس مسئولیت نسبت به انسان های دیگر و برقراری ارتباط همراه با تواضع از نقاط قوت تربیت اخلاقی بوبر می باشد. همچنین تأکید او بر آزادی انتخاب انسان در موقعیت های گوناگون، توجه به علایق و آزادی فردی و موقعیت های اخلاقی منعطف، تأکید بر انتخاب های اصیل و آگاهانه از دیگر نقاط قوت تربیت اخلاقی اوست. بدیهی است سهروردی، منبع تمام ارزشهای اخلاقی را خداوند متعال می داند. لذا با این حال دیدگاه بوبر در باب تربیت اخلاقی همان دیدگاه نسبیت گرایی اخلاقی است،. لذا مسئله نسبیت در اخلاق از دیدگاه سهروردی مردود است و در واقع طرح مسئله نسبیت در مباحث اخلاقی از منظر سهروردی مساوی با نفی اخلاق است، بنابراین عدم توجه به ارزشهای سنتی، تاکید صرف بر انتخاب شخصی در موقعیت های گوناگون، عدم ارائه معیارهای مطلق در تربیت اخلاقی، عدم ارائه الگوهای اخلاقیدر دستیابی انسان به کمال اخلاقی از نقاط ضعف تربیت اخلاقی مورد نظر بوبر می باشد.
بررسی نقش انسان‌شناسی در فلسفه اخلاق از دیدگاه علامه طباطبایی(ره)
نویسنده:
محمدرضا پورتقی سرحمامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ارتباط بین انسان‌شناسی و اخلاق از جمله مباحثی است که غالباً اندیشمندان در حوز? اخلاق به آن نپرداخته یا حداقل به گونه صریح در باب آن سخن نگفته‌اند. از آنجا که هم اخلاق و هم انسان‌شناسی به عنوان دو موضوع نسبتاً وسیع در حوز? علم و مطالعات مربوط به نفس انسان هستند، طبعاً ارتباط وثیقی را بین آنها می‌توان یافت. با مطالعه آثار اندیشمندانی که به این دو حوزه پرداخته‌اند از جمله علامه طباطبایی که هم در حوز? اخلاق و هم در حوز? انسان‌شناسی مطالب قابل توجّهی دارند، می‌توان نتایج قابل توجهی را به دست آورد. شناخت انسان از بنیادی‌ترین مباحث اخلاق و فلسفه‌ی اخلاق در نظر علامه(ره) بوده و اخلاق با توجه به حقیقت انسان و اهداف عالیه او، معیار اخلاقی نیک و بد و رذایل و فضایل و ارزش و ضد ارزش را تعیین می‌کند. ایشان با اتّخاذ کردن نوعی نگرش توحیدی در باب اخلاق، هدف اساسی اخلاق را تقرّب یافتن به وجود مقدّس الهی دانسته و سعادت واقعی انسان را در مسیری توحیدی ترسیم می‌نماید. این نگرش را، می‌توان با تحلیل نظرات ایشان در باب نفس و قوای نفسانی و ارتباط ارزشهای اخلاقی با این قوا، بدست آورد. مسال? اساسی در پژوهش حاضر این است که در نگرش علامه طباطبایی چه نسبتی بین اخلاق و انسان‌شناسی وجود داشته و اساساً نقش انسان-شناسی در اخلاق از منظر ایشان چیست؟ انسان‌شناسی اخلاقی و نقش آن در تعیین ارزش‌های اخلاقی، مسئولیت‌های اخلاقی، سعادت، فضیلت و تربیت اخلاقی از جمله مباحثی است که در این پژوهش مورد بحث واقع شده است. نحو? ارتباط آگاهی و اختیار انسان با ارزش‌ها و مسئولیت اخلاقی؛ انگیزه و جاودانگی انسان با ارزش اخلاقی، ساحت‌های وجودی انسان، ارزش اخلاقی و هدفمندی انسان، از دیگر مباحثی است که به روش توصیفی و تحلیلی با مراجعه به آثار ارزشمند علامه طباطبایی، در این پژوهش مورد بحث واقع شده است و سعی شده تا روشن شود که اختیار و انتخاب انسان، علم و قدرت و همچنین آگاهی او از مهمترین عناصر در جهت معنا یافتن مسئولیت اخلاقی محسوب می‌شوند و تنها انسان‌هایی در برابر رفتارهایشان مسئولیت اخلاقی خواهند داشت که از این عناصر برخوردار باشند.
بررسی تطبیقی ارزشها در فلسفه اسلامی و فلسفه لیبرالیسم و دلالت های آن در تربیت اخلاقی
نویسنده:
زینب اعرابی چم علیشاهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از آنجا که دوام و قوام جوامع بشری به فرهنگ و استحکام فرهنگ، به ارزش‌های رایج در هر جامعه وابسته است؛ مطالعه ارزشها و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها، می‌تواند گام مهمی ‌در بقای جوامع و تمدنها باشد. بر این اساس، اولین هدف این پژوهش که از نوع پژوهش‌های کیفی است، بررسی تطبیقی مقوله‌ی ارزش‌ها در دو مکتب مهم جهان امروز یعنی اسلام و لیبرالیسم است تا در سایه این بررسی تطبیقی، درک بهتری از عمق و اعتبار ارزشهای اسلامی‌حاصل گردد. در چنین وضعیتی است که استنتاج برخی اهداف و اصول برای تربیت اخلاقی مورد نظر اسلام با دقت بیشتری امکان پذیر می‌گردد. از آنجا که دیدگاه لیبرالیسم بر پایه‌ی «فردمحوری»، «عقل‌گرایی» و «جدایی دین از زندگی اجتماعی» استوار گردیده، استقلال و آزادی فردی، ارزش غالب محسوب شده و برای تأمین این آزادی، ارزش‌هایی چون «برابری حقوقی افراد در برخورداری از این آزادی‌ها»، «تساهل و تسامح نسبت به اعتقادات مذهبی» به وجود آمده است. چنین نگاهی به انسان و جهان، دلالتهای خاصی را برای تربیت اخلاقی به دنبال دارد که از آن جمله اهدافی چون آموزش همگانی و مدنی و پرورش عقلانی و اصولی چون خودگردانی فردی و اصالت فرد در برابر جامعه و نسبیت گرایی را می‌توان ذکر کرد. در نقطه مقابل، اندیشه‌ی اسلامی‌ بر پایه‌ی «خدامحوری»، «وحی‌گرایی» و «حضور دین در تمام عرصه‌های زندگی»، بنا شده است. در تفکر اسلامی،ارزشهای حقیقی عبارتند از «اعتقاد به حاکمیت مطلق الهی در همه امور»، «آزادی معنوی انسان از قید هواهای نفسانی»، «رعایت اعتدال در همه‌ی امور زندگی» و «مدارا به عنوان یک شیوه مناسب برخورد اخلاقی با دیگران». بر این اساس، در تربیت اخلاقی مورد نظر اسلام، هدف‌هایی چون «دستیابی به حیات طیبه» و «عبودیت خدا جهت رسیدن به قرب الهی» واصولی چون «احترام به اراده و اختیار فرد» و « معنویت و تربیت روحی» از اهمیت خاصی برخوردار هستند. بنابراین گرچه در مواردی بین برخی اهداف و اصول تربیت اخلاقی اسلام و لیبرالیسم مشابهت‌های ظاهری دیده می‌شود، اما ماهیت خداگرایانه اسلام و انسان‌گرایانه لیبرالیسم، افتراق‌های عمیقی را در حوزه ارزشها و تربیت اخلاقی بین این دو مکتب به وجود می‌آورد که در این پژوهش، به گوشه‌ای از آنها اشاره شده است.
تبیین دیدگاه ارزش‌شناسی علامه طباطبائی و دلالت‌های آن برای تربیت اخلاقی
نویسنده:
ناهید سرایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در حوزه فلسفه اخلاق علامه طباطبایی نظریه ارزش شناسی مبتنی بر پذیرش حقیقت اخلاقی و توجیه فضایای اخلاقی بر اساس امور واقع ارائه داده اندایشان در زمینه مباحث اخلاقی به دو تحلیل روانشناختی-فلسفی و معرفت شناختی پرداخته اندایشان ادراکات انسان را دو قسم می دانند: حقیقی و اعتباری. و معتقدند ارزش های اخلاقی جز مورد اخیر است. و قضایای اخلاقی، اخباری هستند و در امور حقیقی و واقعی ریشه دارندعلامه اعتقاد دارند "حسن" و "قبح" ریشه تکوینی دارد و حسن همواره امری وجودی و قبح همیشه امری عدمی است. ایشان معتقد به وجود حسن و قبح مطلق هستند. در عین حال می فرمایند حسن و قبح برخی از افعال تغییر می یابددر تببین دلالت های تربیتی دیدگاه ارزشی خود معتقدند که اخلاق در پیدایش و بقای خود با اعتقاد و عمل ارتباط خاصی دارد. و روح توحید در اخلاق و اعمال جلوه گر است و تربیت اخلاقی در دو سطح عام و خاص مطرح می شود که هدف نظام تربیتی اسلامی تربیت در سطح خاص (تربیت توحیدی قرآنی) می باشد
کارکرد تربیتی اسماء حسنای الهی (در فرجام آیات)
نویسنده:
جواد لطفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شناخت و تحلیل اسماء حسنای خداوند در قرآن کریم از دیر باز مطمح نظر قرآن پژوهان بوده است. در این میان به رویکرد تربیتی اسماء حسنای الهی در پایان آیات کمتر پرداخته شده است.در این پژوهش که در آن از روش مطالعه کتابخانه ای استفاده شده، این رویکرد مورد توجه ویژه قرار گرفته است. نگارنده کوشیده است تا اسماء حسنای الهی در پایان آیات را از دو جنبه مورد بررسی قرار دهد؛ اول آنکه نشان دهد بین اسماء الهی در فرجام آیات با مضمون آن آیات ارتباط وجود دارد. دوم آنکه این اسماء دارای نقش تربیتی هستند. از نتایج این پژوهش آن است که اسماء الهی در پایان آیه تعلیل و ضامن آن آیه محسوب می شود، دیگر آنکه این اسماء هم از جنبه انذار و تبشیر و هم از جنبه الگو برداری رفتاری دارای کارکرد تربیتی برای انسان هستند.
تحلیل فلسفی هوشمندی نظام هستی در حکمت متعالیه و تأثیر ایمان به آن در تربیت اخلاقی: ارائۀ یک مبنای نظری برای اخلاق مداری و تربیت اخلاقی
نویسنده:
هدیه شنبدی,سید جلال هاشمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تربیت اخلاقی یکی از مهم ترین مباحث در نظام های آموزش وپرورش جهان است. در این مقاله ایمان به هوشمندی نظام هستی با استناد بر قرآن و روایات اسلامی و همچنین با بهره گیری از اصول حکمت متعالیه ملاصدرا تبیین گردیده و کوشیده شده نقش آن بر تربیت اخلاقی بررسی شود. باور به نابود نشدن اعمال و نیات انسان و ایمان به وجود انواع شاهدانی که در حال ثبت اعمال انسان هستند می تواند تحولی شگرف در نیّت و عمل وی پدید آورد. درک حضور و در محضر خدا بودن، خودکنترلی، درستکاری، احساس مسئولیت و تلاش به منظور در صراط حق و اعتدال ماندن و تقرب بیشتر به خداوند، می تواند ازجمله پیامدهای آشکار کاربست این الگو باشد. همچنین جهت تحقق تربیت اخلاقی، دو اصل تربیتی اعطای بینش و آگاهی دربارۀ هوشمندی نظام هستی، و دعوت به ایمان و تقویت آن معرفی شده اند.
قانون زرّین اعتدال ارسطو؛ نقد و بررسی
نویسنده:
محمد جداری عالی, محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی ,
چکیده :
در نظام اخلاقی فضيلت محور ارسطو، غايت همه چيز، خير ناميده شده است. در ميـان غايـت هـا، غايتی هست كه ما آن را برای خودش و همه چيز ديگر را برای آن می خواهيم و آن، خيراعلا و بهترين است كه از آن به نيكبختی و سعادت تعبير می شود. از نظر ارسـطو خيـر و نيكبختـی بـرای آدمی فعاليت نفس طبـق فـضيلت و اگـرفـضايل متعـددی وجـود دارنـد، در انطبـاق بـا بهتـرين و كاملترين فضايل است و فضيلت،ملكه ای است که حدوسطی را انتخـاب كنـدكـه بـرای مـا درسـت و بـا موازين عقلی سازگارمی باشد. به عبارت ديگر،فضيلت از لحاظ تعريف و ماهيت، حـدوسـط اسـت كـه در جهت تشخيص فضايل از رذايل اعمال و عواطف انسانی به عنوان سنگ محك به كارمی رود. بر قانون زرين اعتدال، ايرادهای متعددی وارد شده كه در اين نوشتار مهمترين آنهـا در پـنج محور به شرح زيردسته بندی ومورد بررسی واقع شده است: 1 .عدم كليت قانون اعتدال؛ 2 .عدم كارايی قانون اعتدال در تربيت اخلاقـی؛ 3 .ناسـازگاری قانون اعتدال با طبيعت؛ 4 .متضاد بودن فضايل؛ 5 .ايرادها برمبانی قانون اعتدال.
صفحات :
از صفحه 37 تا 66
سیر تحول الاهیات اخلاقی کاتولیک
نویسنده:
احمدرضا مفتاح
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم وحیانی معارج,
چکیده :
الاهیات اخلاقی مسیحی، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. عهد جدید، منشأ اصلی اخلاق مسیحی است. محور تعالیم حضرت عیس (ع)، ملکوت خدا بود؛ و تحول درونی، شرط ورود به ملکوت تلقی می‌شد. اخلاق مورد نظر پولس، فضیلت‌محور بود و به جای تأکید بر اوامر و نواهی بیرونی، بر درونی شدن اخلاقیات توجه داشت. تعالیم اخلاقی آبای کلیسا بیش‌تر موعظه‌ای، شبانی، مدافعانه و تعلیمی بود. تا حدود هزار سال، علم اخلاق منسجم و نظام‌مندی وجود نداشت؛ حتی اگوستین که با نظریه‌پردازی دربارۀ مفهوم فیض، تأثیر زیادی بر تفکر کلیسا داشت، الاهیات اخلاقی منسجمی طرح نکرد. توماس آکوئینی با رویکردی فلسفی، نظام‌مندترین و مفصل‌ترین مباحث مربوط به فضایل و رذایل را بیان کرد. با این همه، الاهیات اخلاقی، باز هم بخشی از الاهیات به شمار می‌آمد. تا این‌که بعد از شورای ترنت و به‌ویژه با اثر آلفونس لیگوری، الاهیات اخلاقی از الاهیات اعتقادی متمایز شد. با تصویب خطاناپذیری پاپ در شورای اول واتیکان، مرجعیت تعلیمی کلیسا شروع به مداخله در تبیین امور اخلاقی کرد. در دورۀ معاصر نیز با توجه به پیشرفت‌های مسائل صنعتی و پزشکی، موضوعات جدیدی در حوزۀ اخلاق کاتولیک به وجود آمد.
صفحات :
از صفحه 99 تا 118
محبت‌ورزی در همزیستی اخلاقی از منظر قرآن کریم
نویسنده:
حسن سیدپور آذر
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم وحیانی معارج,
چکیده :
سعادت و کمال انسان در نحوۀ همزیستی با دیگران است. قرآن کریم، انسان را به رعایت ارزش‌های اخلاقی در همزیستی فرامی‌خواند، تا به تربیت افراد جامعه و هم‌افزایی فضایل اخلاقی بینجامد. در این روش از همزیستی، مسالمت‌آمیز بودن تعاملات اجتماعی، اصل نیست؛ بلکه اصل، تعالی اخلاقی افراد جامعه است. مهم‌ترین عامل در تربیت و استقرار ارزش‌های اخلاقی، محبت است؛ زیرا محبت میان افراد جامعه، الفتی طبیعی ایجاد می‌کند و جامعه را همچون پیکر واحد می‌سازد. مقصود از محبت، محبتی است که از رذایل اجتماعی می‌کاهد و بر فضایل می‌افزاید؛ و آن، محبت فی الله و محبت لله، یا به تعبیر دیگر، محبت خیرخواهانه است که از محبت انسان نسبت به خیر محض یعنی خدای متعال برانگیخته می‌شود. از آن‌جا که محبت برای تربیت اخلاقی است، به تناسب شرایط و گروه‌های مختلف اجتماعی، جلوه‌های متفاوتی می‌یابد: گاهی به صورت ولایت نمود می‌یابد؛ و گاهی به شکل برائت ظاهر می‌شود؛ چنان‌که محبت طبیب، سبب برائت او از آلودگی موجود در بدن بیمار است. در بیان قرآن، مهرورزی پیامبر اسلام با مردم، محبت مؤمنان نسبت به هم، حتی مهرورزی مؤمنان نسبت به کافران و دشمنان، به اشکال مختلف به هم‌افزایی فضایل اخلاقی منجر می‌شود. همچنین دشمنی و برائت مؤمنان از کفاری که در دشمنی با مؤمنان لجاجت دارند، تجلی رحمت الاهی است که سبب خروج آن‌ها از ولایت شیطان و پذیرش ولایت خدای سبحان می‌شود.
صفحات :
از صفحه 5 تا 24
  • تعداد رکورد ها : 106