جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
صفحه اصلی کتابخانه > جستجوی هوشمند در الفبا
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  *برای جستجوی عین عبارت , عبارت مورد نظر را درون گیومه ("") قرار دهید . مانند : "تاریخ ایران"
  • تعداد رکورد ها : 338123
بررسی سبب ورود حدیث در معانی الاخبار با محوریت دیدگاه مفسران
نویسنده:
رحمت اله عبداله زاده آرانی ، محمدسعید فیاض، علیرضا موفق ، احمد زینلی درب هنزی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سبب ورود حدیث به معنای شرایط و موقعیتی است که معصوم (ع) در آن به بیان سخن، صدور حکم یا انجام عملی اقدام کرده است. شناخت این زمینه، به‌ویژه با در نظر گرفتن مخاطب، فضای اجتماعی و بستر فرهنگی زمان صدور روایت، نقش مهمی در فهم صحیح مفاهیم حدیثی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با محوریت کتاب معانی الأخبار شیخ صدوق (ره)، به تبیین جایگاه سبب ورود در تحلیل روایات می‌پردازد. همچنین، دیدگاه‌های مفسران شیعه و اهل سنت بررسی شده تا میزان تأثیر آن‌ها در فهم بهتر سبب ورود و تحلیل محتوای روایات مشخص گردد. نتایج نشان می‌دهد که مرحوم ابن‌بابویه با بهره‌گیری از روش فقه‌الحدیثی، به‌ویژه با اتکا بر سبب ورود، روایت را مورد تحلیل قرار داده و بر پرهیز از اطلاق یا تعمیم نا به‌جای مفاد روایت تأکید می‌کند. علاوه بر این، در فهم سبب ورود حدیث، نباید دیدگاه‌های تفسیری را نادیده گرفت، به‌ویژه هنگامی که روایت مربوطه محل اختلاف میان دو فرقه باشد.
صفحات :
از صفحه 153 تا 166
سنجش دیدگاه زغلول النجار بر مرکزیت زمین از نگاه قرآن
نویسنده:
مرضیه روستا ، بمانعلی دهقان منگابادی ، محمدعلی حیدری مزرعه آخوند
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مکان‌های زیادی در طول تاریخ به عنوان مرکز زمین معرفی شده است، شهرهای قرشهیر در ترکیه، جیزه در مصر، تولسا در اوکلاهاما، شیز در ایران، اورشلیم در اسرائیل و مکه در عربستان. برای اثبات مرکزیت این شهرها در زمین (به جز مکه) دلایل محکمی از سوی معتقدان ارائه نشده است و تنها علت آن اهمیت فرهنگی و مذهبی این شهرهاست؛ زغلول النجار نویسنده مصری با بیان دلایل دینی و علمی، مکه را مرکز زمین می‌داند. در این پژوهش در ابتدا با بیان دیدگاه‌های زغلول النجار درباره مرکز زمین و مصادیق احتمالی مرکزیت زمین به نقش دین در حل تعارض‌های علمی اشاره شده است و با دلایل قرآنی و روایی اثبات شده است که کعبه در سرزمین مکه می‌تواند به عنوان مرکز زمین قلمداد شود، دعوت جهانی اسلام و شروع آن از مکه، آیات مشتمل بر گسترش زمین از مکه نظیر طحو‌الارض، دحو‌الارض و مد‌الارض و تطبیق آن با دلایل علمی و مفهوم‌‌شناسی مکه، البیت‌العتیق و ام‌القری از مهمترین دلایل بر این مدعا است.
صفحات :
از صفحه 31 تا 48
تحلیل و ارزیابی شبهه دکتر سروش درباره نقش فاعلی و محوری پیامبر (ص) در فرآیند وحی و نقد آن از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
محمد اکبری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله وحی و نقش پیامبر اسلام (ص) در دریافت و ابلاغ آن، از مباحث بنیادین علوم قرآنی و کلام اسلامی است. دکتر عبدالکریم سروش با ارائه نظریه‌ای جدید، مدعی است که پیامبر (ص) در شکل‌گیری و پردازش وحی نقش فاعلی داشته و وحی را امری درون‌ذهنی و متأثر از تجربه نبوی می‌داند. این دیدگاه با مبانی وحیانی و تفسیری سنتی در تعارض است. در مقابل، علامه طباطبایی وحی را حقیقتی فرابشری و مستقل از ذهن پیامبر (ص) می‌داند که مستقیماً از سوی خداوند نازل شده است. روش تحقیق این مقاله، توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. ابتدا نظریه دکتر سروش بررسی شده، سپس مبانی قرآنی و تفسیری علامه طباطبایی تحلیل و در نهایت، این دو دیدگاه مقایسه شده‌اند. استناد به منابع تفسیری، روایی و تاریخی نشان می‌دهد که نظریه دکتر سروش از نظر مبانی قرآنی دچار اشکالات اساسی است. آیات متعددی همچون «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَی» (نجم/ ۴) و «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ» (شعراء/ ۱۹۳) صراحتاً وحی را کلام الهی و مستقل از ذهن پیامبر (ص) معرفی می‌کنند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که نظریه سنتی وحی که توسط علامه طباطبایی مطرح شده، از استحکام بیشتری برخوردار بوده و با مستندات قرآنی و تفسیری تطابق کامل دارد. در مقابل، دیدگاه دکتر سروش، که وحی را پدیدهای بشری میداند، نه تنها فاقد پشتوانه قرآنی است، بلکه با فهم تاریخی و سنت تفسیری مسلمانان نیز ناسازگار بوده و ازاین‌رو مردود است.
صفحات :
از صفحه 133 تا 152
تحلیل مقایسه‌ای آراءِ طبرسی و زمخشری در سیر آیات تحدی
نویسنده:
علی غضنفری ، مریم حسینی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فضل بن حسن طبرسی امامی، معاصر جارالله زمخشری معتزلی است . آن‌دو از اندیشمندان در حوزه تفسیر و علوم قرآن کریم محسوب می‌شوند. هر دو در معجزه بودنِ ظواهر و الفاظِ قرآن با استناد به ادله مختلف و از جمله ساختار و نظام هماهنگ قرآن، بلاغت و فصاحت آیات آن با بهره گیری از تحدی، تشابه فکری دارند. این امر که از مجموعه دلائل اعجاز قرآن محسوب می‌شود، بر پنج آیه استوار است که ترتیب نزولش آنها محل تضارب آراءِ مفسران شده است. به نظر می‌رسد زمخشری و هم‌نظران وی ترتیب پیشنهادیِ نزولِ سوره‌ها را بدون توجه به مستندات تاریخی و با استناد به آراء شاذ مثل فهرست ابن ندیم، عدم تصریح به جایگاه سوره طور و همچنین نپرداختن به مفهوم کلید واژه‌ی مهمِ "بحدیثٍ مثله"،رعایت نکرده‌اند. بنابراین در نگاهی تحلیلی می‌توان دیدگاهی را که طبرسی در ترتیب آیات تحدی ابراز نموده همنواتر با مستندات موجود دانست وی به هدفِ اصلیِ آیاتِ تحدی که اثباتِ اعجاز قرآن و برتریِ آن نسبت به منظومه‌ی کلام عرب است، توجه نموده و خود را بمنظورِ دست‌یابی به سیری که منطقی و عقلایی به تکلّف نیفکنده و نظری تحمیلی ابراز ننموده است. طبرسی رازِ اختلاف در متعلقِ آیات تحدی را شرائط و اقتضائات زمانه در پاسخ‌ به عنادِ مدعیان دانسته و حکمتِ نزولِ آیاتِ تحدی را ادعای غیر الهی بودنِ آیات از سویِ منکران معرفی نموده‌است.
صفحات :
از صفحه 167 تا 184
تحلیل منطقی و تطبیقی رابطه میان «نظریه تکامل» و «آموزه آفرینش حضرت آدم و حوا(ع)» با تکیه بر بررسی متون اسلامی دالّ بر «خلقت نسناس پیش‌ از آفرینش آدم(ع)»
نویسنده:
علیرضا نوروزی ، محمدرضا ناصرلوئی ، علی عسگری یزدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی‌ از چالش‌هایی که در حوزة ارتباط علم و دین در دنیای معاصر مطرح شده نسبت میان تکامل داروینی و آموزة خلقت حضرت آدم و حوا(ع) در ادیان توحیدی است؛ با این ‌توضیح ‌که طبق نظریة فرگشت انسان‌ها حاصل تکامل موجودات ساده‌تری هستند، به ‌طوری ‌که موجود خاصی به‌ عنوان جدّ مشترک انسان و میمون در نظر گرفته می‌شود. در نتیجه انسان از نسل موجودات ساده‌تر است. درحالی‌که در ادیان توحیدی انسان امروزی از نسل آدم و حوا(ع) است که خداوند آن ‌دو را از خاک آفریده است. ازاین‌رو تحقیق حاضر با روش تحلیل مفهومی، گزاره‌ای، و سیستمی و با قطع نظر از صحت یا بطلان فرضیة تکامل درصدد پاسخ به این سؤال است که میان خلقت حضرت آدم و حوا(ع) که متون دین اسلام مطرح می‌کنند با آنچه امروزه نظریة فرگشت نامیده می‌شود چه ارتباطی از حیث سازواری یا عدم‌ سازواری وجود دارد؟ این نوشتار ابتدا، ضمن بیان مقتضای منطقی و فلسفی بحث، توضیح می‌دهد خلقت تدریجی الهی (در صورت اثبات نظریة تکامل و پس از اثبات لزوم وجود خالقی حکیم و علیم در ورای آن) ناسازگاری و تعارضی با خلقت دفعی الهی (یعنی خلقت حضرت آدم و حوا) ندارد. و در گام بعد، ضمن بررسی تحلیلی آیات و روایات اسلامی به توضیح مصداقیِ «قابلیت و امکان جمع میان تکامل و خلقت» می‌پردازد.
تبیین و تحلیل نظریه ی اصالت و مراتب وجود در حکمت متعالیه و تاثیر آن بر مفهوم خدا
نویسنده:
راحله ابراهیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم خدا یکی از کلیدی ترین وآشناترین واژگان طول حیات بشری است که هرانسانی را به نحوی به خود مشغول داشته است. اکثر دینداران و ملحدان معتقدند این مفهوم از مفاهیم اکتسابی بوده و فهم آن مبتنی بر مبادی تصوری یا مفاهیم پایه دیگری است. در سنت فلسفه و کلام اسلامی و نیز در سنت الهیات مسیحی، مفاهیم وجود و ماهیت از جمله مبادی تصوری مهم برای مفهوم خدا می باشند. از زمانی که بحث تمایز وجود از ماهیت و بعدها اصالت وجود یا ماهیت مطرح شده علاوه بر مبادی تصوری، مبادی تصدیقی زیادی نیز در مورد اثبات خدا و چگونگی اسماء و افعال او مطرح شد. برغم نظر کسانی که نزاع اصالت وجود یا ماهیت را نزاعی لفظی و بیهوده دانسته و معتقدند واقعیتی که خارج را پر کرده هر اسمی می تواند داشته باشد به نظر می رسد این نزاع واقعی و بسیار حیاتی بوده و در پس پرده آن نزاع توحید و شرک در جریان است. از دل اصالت ماهیت، توحید عددی بیرون می آید در حالیکه برخی از آیات، توحیدی را مطرح می کنند که در روایات با عبارت "واحد لا بالعدد" توصیف شده است. از نظر ما نظریه تشکیک مفهوم وجود در حکمت مشاء و نظریه کثرت تشکیکی انوار در حکمت اشراق دو گام به جلو برای رسیدن به توحید غیر عددی است اما ملاصدرا در ابتدا و برای تعلیم با نظریه وحدت تشکیکی وجود و سپس با قبول نظریه وحدت شخصی وجود به توحید غیر عددی بسیار نزدیک شده است. این دید توحیدی موجب می شود تا بسیاری از مسائل کلامی که مفهوم خدا در آنها دخالت دارد بهتر حل و فصل شود. فهم توحید غیر عددی فقط یک پیشرفت در ساحت نظر نیست بلکه تبعات مهمی نیز در ساحت عمل دارد. برای مثال این دید توحیدی در حوزه اخلاق موجب از بین رفته ریشه تمام رذایل اخلاقی یعنی حب نفس می شود و در حوزه سیاست و جامعه بجای ملیت گرایی و نسبیت گرایی بی حد و مرز و بروز اختلافات قومی و جناحی، باعث وحدت و مودت اجتماعی می شود.
نقد و بررسی نظریه الهیات پویشی چارلز هارتشورن با نگرش حکمت متعالیه
نویسنده:
ادهم مستقیم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نقو وبررسی الهیات پویشی به روایت چارلز هارتشورن با نگرش حکمت متعالیه.در ابتدا این پایان نامه بحث تحت عنوان اثباتوجود خدا از دیدگاه هارتشورن بادلائل عقلی و در فصا بعدی بحث در مورد اوصاف خدا در دیدگاه فلسفه پویشی, در این فصل بحث تغییر پذیری خدا , نفی اطلاقیت خدا و ممحدود بودن قدرت خدا عنوان کردیم. و در فصل بعد بحث رابطه خدا با جهان مطرح کردیم که در این قسمت بحث وابستگی خدا بهجهان و رابطه انسان وخدا را بیان نمودیم. در فصل اخر این پایان نامه مباحث تخت عنوان شر و شرور ار دیدگاه هارتشورنو عشق خدا در جهان هستی مطرح نمودیم
علم خداوند در حکمت متعالیه با تاکید بر شرح منظومه‌ی حاج ملاهادی سبزواری
نویسنده:
الهام مالک ایمچه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علم بی نهایت خداوند بر ذات خداوند و بر مخلوقات خود و اثبات آن بصورت صحیح و عاری از نقص، انگیزه ی اصلی نگارنده در نگارش این رساله می باشد.حکمت متعالیه بهترین و کاملترین دیدگاه ها را در خصوص علم خداوند برمخلوقات ارائه کرده است. برای بحث در موضوع علم خداوند لازم است. که به عنوان پیش درآمد مباحثی مانند «اشتراک معنوی مفهوم وجود» و «اصالت وجود» اثبات گردد.سپس به معنای لغوی و تعاریف اصطلاحی «صفت» و «علم» پرداخته شود و اثبات عینیت صفات خداوند با یکدیگر و همچنین اثبات عینیت صفات خداوند با ذات خداوند یکی دیگر از مباحثی است که باید اثبات شود.از نظر ملاصدرا علم قابل تعریف نیست چون علم امری بسیط است و مرکب از جنس و فصل نیست.اقسام علم از قبیل علم حصولی و علم حضوری، علم فعلی و علم انفعالی، علم اجمالی و علم تفصیلی نیز در این رساله تشریح گشته است.علم خداوند به ذات خداوند، و علم خداوند به غیر خداوند یعنی مخلوقات، که هدف اصلی از نگارش این رساله می باشد بطور مبسوط در این رساله مطرح گشته است.روش بحث ما همان روش ملاصدرا است که مبتنی بر قرآن و احادیث و استدلال و شهود قلبی است.همچنین در این رساله دیدگاه های حکما و دانشمندان مختلف درباره ی علم خداوند آمده و نقد شده است.از نظر حکمای حکمت متعالیه خداوند به ذات خود و به مخلوقات خود علم حضوری دارد و علم خداوند قبل از ایجاد مخلوقات به نحو اجمالی در عین تفصیلی می باشد. در صورتی که فلاسفه ی مشاء و اشراق به علم تفصیلی خداوند قبل از ایجاد مخلوقات قایل نیستند.در عالم هستی، نظام احسن هستی حاکم است چون نشأت گرفته از علم نامتناهی خداوند می باشد.مراتب علم خداوند تبارک و تعالی در حکمت متعالیه آخرین مبحثی است که رد این رساله به آن پرداخته شده است.
بررسی اضافه اشراقیه و پیامدهای آن  بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
مریم محبتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم «اضافه اشراقیه» که صدرالمتألهین در فرایند تحلیل اصل علیت بدان دست یافته است تحولاتی عظیم در تبیین و تحلیل برخی از مباحث مهم فلسفی ایجاد نموده است. رساله حاضر با توجه به عمق تأثیر این امر، به بررسی موضوعاتی که «اضافه اشراقیه» در تبیین آنها دخیل‌اند، پرداخته است. روش پژوهشی رساله بر مبنای روش توصیفی از نوع تحقیق توصیفی تحلیل محتوا است. سوالات مطرح در حیطه «اضافه اشراقیه»، عبارتند از؛ «اضافه اشراقیه» چیست و نقش آن در تحلیل رابطه خداوند با موجودات، رابطه نفس و قوا، رابطه نفس با صور ادراکی و رابطه نفس و بدن اخروی چیست؟ حاصل نتایج بحث این است که «اضافه اشراقیه» به طور اخص در خصوص رابطه فاعل حقیقی و معلولش بحث می‌کند، این رابطه خاص رابطه خداوند با موجودات است، ازاین‌رو تمام مباحثی که ذیل این عنوان مطرح می‌شود به وسیله اضافه اشراقیه تبیین و تفسیر می‌گردند. بر این مبنا، مباحثی همچون توحید حق-تعالی علی‌الخصوص توحید افعالی و بالتبع آن موضوع اختیار آدمی، تبیینی نو می‌پذیرند. اما اضافه اشراقیه به نحو اعم نیز، هرگونه فاعلیت تامی را فرا می‌گیرد و رابطه آن با معلولاتش را تبیین می‌کند. در پرتو این اشراق، رابطه نفس و قوا، ارتباط شأن و ذی‌شأن می‌باشد، و همچنین نفس خالق صور ادراکی و بدن برزخی خواهد بود.
بررسی تطبیقی تعلیقات آیت ‎الله مصباح و تعلیقات استاد فیّاضی بر بخش امورعامّه نهایه الحکمه
نویسنده:
سعید مهراب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امور عامّه بنابر تعریف ملاصدرا همان نعوت کلّیه و معانی وسیعه‌ای هستند که بر مطلق وجود حمل شوند و بنابر تعریف علّامه طباطبائی(ره) امور عامّه عبارت است از چیزی که مساوی موجود مطلق است، حال یا به تنهایی یا با طرف مقابلش- و مراد از مقابل، نتیجه تردیدی باشد که در تقسیم است- در این صورت امور عامّه مساوی موجود مطلق می‌باشد مثل علیّت و معلولیّت، امکان و وجوب، قدم و حدوث، وحدت و کثرت و غیره که این‌گونه معانی اختصاص به موجود خاص و ذات معیّن ندارند و بر همه‌ی اقسام موجود صدق تواند کرد، در این رساله ابتدا در فصل اول به بیان کلیات و مفاهیمِ امور عامّه می‌پردازیم سپس در فصل دوم، دیدگاه آیت‌الله مصباح درباره‌ی این امور را مطرح خواهیم کرد، در فصل سوم دیدگاه آیت‌الله فیّاضی را در مورد امور عامه مطرح نموده و در مهمترین فصل که فصل چهام باشد به اشتراکات و اختلافات این دو عالم بزرگوار درباره‌‌ی امور عامه سخن به میان آورده و نهایتاً در فصل پنجم به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری خواهیم پرداخت از آنجا که شناخت امور عامّه، مدخل ورود به الهیّات بمعنی‌الأخصّ می‌باشد، لازم دیدیم به بررسی دو دیدگاه از فلاسفه‌ی معاصر نوصدرائی(استاد مصباح و استاد فیّاضی) درباره‌ی امور عامّه بر مبنای کتاب نهایهالحکمه علّامه طباطبائی(ره) بپردازیم و ثابت کنیم که این دو استاد در در بخش مُعظم امور عامّه با هم اشتراک نظر دارند و در پاره‌ای از موارد اختلاف نظراتی هم دارند، البته اگر با دقّت، در بیان این دو عالم بزرگوار نظر بیاندازیم خواهیم دید که بسیاری از اختلافاتی که بین دو استاد مطرح می‌شود، در واقع اختلافِ لحاظ و اختلافِ بیان می‌باشد و حقیقتاً اختلاف نیست؛ البته منکر این قضیه نیستیم که در پاره‌ای از موارد، اختلافِ اساسی بین دو استاد وجود دارد که در فصل چهارم به آنها خواهیم پرداخت. بنابراین مباحثی که به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از: ۱. احکام کلی وجود، ۲. وجود مستقل و رابط، ۳. وجود ذهنی و خارجی، ۴. مواد قضایا(وجوب، امکان و امتناع)، ۵. ماهیّت و احکام آن، ۶. مقولات عشر، ۷. وحدت و کثرت، ۸. علّت و معلول، ۹. قوّه و فعل، ۱۰. سبق و لحوق- قدم و حدوث، ۱۱. عقل و عاقل و معقول.
  • تعداد رکورد ها : 338123