جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > اخلاق وحیانی > 1404- دوره 15- شماره 4
  • تعداد رکورد ها : 6
نویسنده:
علی احمد پناهی ، محمد رضا حاتمی ، احمد عباسی فرد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرآن کریم با درک عمیق از سازوکارهای روانی انسان، یک سیستم انگیزشی همه‌جانبه ارائه می‌دهد که هم بر انگیزه‌های درونی (معناجویی، آرامش، شایستگی) و هم انگیزه‌های بیرونی (پاداش و تنبیه اجتماعی و اخروی) تأکید دارد. هدف پژوهش پیش رو، تبیین و تحلیل برخی از مشوّق‌های انگیزشی در آموزه های قرآنی در رابطه با روابط کلامی است. پرسش اساسی این است که در آموزه های قرآنی و در راستای ترغیب افراد به رعایت روابط کلامی پسندیده و تحول آفرین، چه مشوّق‌های انگیزشی وجود دارد. روش به کاررفته در این تحقیق، روش تحلیل محتوای کیفی و استنباطی است و روش گردآوری داده‌ها، مبتنی بر بررسی متون دینی، اسناد کتابخانه‌ای و نظری و تحقیقات تجربی می باشد. با استناد به پژوهش پیش‌رو، می توان ادعا نمود که آموزه‌های قرآنی با بهره‌گیری از یک نظام هوشمند انگیزشی، افراد را به سمت الگوهای ارتباطی شایسته سوق می‌دهند. این نظام انگیزشی را می‌توان به دو دسته کلی مشوق‌های مثبت (تقویت‌کننده) و مشوق‌های منفی (بازدارنده) تقسیم کرد که هرکدام دارای ابعاد معرفتی و روان‌شناختی عمیقی هستند. این مشوق‌ها با وعده دستیابی به رفتاری مطلوب، انگیزه درونی و بیرونی فرد را برای رعایت روابط کلامی پسندیده افزایش می‌دهند. مشوق‌های قرآنی صرفاً مجموعه‌ای از دستورات اخلاقی نیستند، بلکه بر اساس یک روانشناسی عملی و هوشمند بنا شده‌اند که عمیق‌ترین لایه‌های وجود انسان را خطاب قرار داده و او را به سوی ارتباطی تحول‌آفرین و سلامت روانی رهنمون می‌سازند.
صفحات :
از صفحه 73 تا 92
نویسنده:
علی حاجی جعفری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با هدف تبیین نسبت وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی در منظومه اخلاقی صحیفه سجادیه و ارائه الگویی نوین در فلسفه اخلاق اسلامی، به تحلیل محتوای کیفی این متن مقدس می‌پردازد. اهمیت تحقیق حاضر در پُرکردن خلأ پژوهشی موجود در خوانش فلسفی صحیفه سجادیه و نیز ارائه راهکاری برای گذر از تقابل‌های کلاسیک در فلسفه اخلاق است. روش تحقیق، توصیفی_تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق نمونه‌گیری هدفمند از فرازهای مرتبط صحیفه سجادیه و کدگذاری براساس شاخص‌های وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که صحیفه سجادیه نه به انتخاب یکی از دو رویکرد وظیفه‌گرایی یا غایت‌گرایی، که به ارائه «الگوی تلفیقی نظام طولی تکلیف در مسیر قرب» می‌انجامد. در این الگو، تکلیف و غایت در تقابل ذاتی نیستند، بلکه در رابطه‌ای طولی، «تکلیف» به‌عنوان مسیر ضروری و «غایت قرب الهی» به‌عنوان مقصد نهایی تعریف می‌شوند. نتیجه‌گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که این الگو نه‌تنها منطق درونی اخلاق سجادی را آشکار می‌سازد، بلکه ظرفیت دیالوگ با فلسفه اخلاق معاصر و ارائه پاسخی به معضل تقابل وظیفه و نتیجه را داراست.
صفحات :
از صفحه 27 تا 54
نویسنده:
فاطمه احمدی ، مسعود جانبزرگی ، شهرزاد اسفندیاری ، صدیقه سادات میرداداشی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهند که هوش به تنهایی قادر به حل مسائل پیچیده نیست و مفهوم خردمندی به عنوان نقطه ایده‌آل پیشرفت انسانی مطرح شده است. هدف: هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر پرورش مولفه خردمندی بود. روش: این پژوهش با استفاده از نقشه‌های شناختی فازی و از منظر ده متخصص روان‌شناسی انجام شد که به‌صورت هدفمند و با معیارهای مشخص انتخاب شدند. به هر متخصص کار داده شد تا ارتباطات میان عوامل (ماتریس وزنی) را تعیین و در صورت نیاز مدل را تکمیل کند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که خردمندی با درجه درونی ۲/۱۳ روابط مثبت و تقویت‌کننده‌ای با متغیرهای تقوا و تزکیه نفس، اندیشیدن، پرسشگری و کاوشگری، تفکر انتقادی، علم‌آموزی و استفاده از تجارب دارد. این روابط می‌توانند حلقه‌های بازخورد سازنده و توسعه توانمندی‌های شناختی و روان‌شناختی افراد را تقویت کنند. متغیر اندیشیدن با درجه بیرونی ۷/۲ بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها داشت. همچنین روابط منفی و بازدارنده‌ای بین خردمندی و متغیرهای ترس از مرگ، اجتناب از مرگ و عاطفه منفی مشاهده شد. مسیرهای فرعی مؤثر بر خردمندی نیز شناسایی شد که مولفه‌هایی با اثر غیرمستقیم تقویت‌کننده را نشان می‌دهند. نتایج: این مطالعه برای نخستین‌بار از نقشه شناختی فازی برای تحلیل مؤلفه‌های خردمندی استفاده کرده است. نتایج می‌توانند به پژوهشگران و تصمیم‌گیرندگان کمک کنند تا روابط پیچیده بین متغیرها را بهتر درک کرده و راهکارهای مؤثرتری برای پرورش و تحول خردمندی ارائه دهند.
صفحات :
از صفحه 115 تا 138
نویسنده:
زهرا خدادادی سریزدی ، بهروز محمدی منفرد ، سعید رهبری شمیرانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی، درباره «اخلاق فطری» می‌پردازد. هر دو محقق، با اتکا به قرآن کریم و در تقابل با نسبی‌گرایی اخلاقی، اخلاق را ریشه‌دار در فطرت الهی و تغییرناپذیر انسان می‌دانند. اشتراک بنیادین آنان، طرد نظریه «حسن و قبح عقلی» به عنوان میراث فلسفه یونان و تأکید بر جهان‌شمولی گزاره‌های اخلاقی است. با این حال، در تبیین سازوکار و مبانی معرفت‌شناختی فطرت اخلاقی تمایزات ظریفی دارند. شهید مطهری با نگاهی جامع‌نگر و عمل‌گرا، اخلاق را امتداد «حقیقت عبودیت» و مبتنی بر «گرایش‌های فطری» ذاتی مانند حقیقت‌جویی، زیبایی‌طلبی و کرامت نفس می‌داند. از دیدگاه وی، وجدان اخلاقی پیش از استدلال‌های عقلی در انسان فعال است و اخلاق با «خودآگاهی عملی» و کارکرد اجتماعی آن پیوند می‌خورد. او با تشبیه انزجار از دروغ به حس گرسنگی، اخلاق را به زیست‌جهان انسانی پیوند می‌زند. در مقابل، آیت‌الله جوادی آملی محور را بر «تجرد نفس» و «سلوک شهودی» می‌گذارد. از نگاه ایشان، فعل اخلاقی تنها در پرتو «ادراک حضوری» محقق می‌شود که موجب زدودن حجاب‌های ظلمانی و تعالی روح به سوی «کمال تجرّدی» می‌گردد. در این دیدگاه، شناخت اخلاقی بیشتر یک مکاشفه باطنی است تا یک فرآیند استدلالی. در نهایت این دو دیدگاه نه در تقابل، بلکه به عنوان دو رویه مکمل یک حقیقت واحد هستند. رویکرد شهید مطهری با تمرکز بر «کارکرد اجتماعی اخلاق» و نگاه آیت الله جوادی آملی با محوریت «غایت‌شناسی وجودی»، جامعیت نظریه فطرت در اسلام را آشکار می‌سازد و الگویی بی بدیل در برابر نظام‌های اخلاقی سکولار ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26
نویسنده:
حسین احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه اخلاق به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق می‌پردازد که معرفت‌شناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق محسوب می‌شود و بدیهیات اخلاقی که برای توجیه گزاره‌های اخلاقی نظری مفید است از مباحث معرفت‌شناسی اخلاق به حساب می‌آید. برخی اندیشمندان برای توجیه گزاره‌های اخلاقی از بدیهیات نظری استمداد می‌گیرند و برخی همچون امام خمینی و آیت‌الله جوادی آملی برخی گزاره‌های اخلاقی مانند «عدالت خوب است» و «ظلم بد است» را بدیهی می‌داند و گزاره‌های اخلاقی نظری را با ارجاع به این گزاره‌های بدیهی توجیه می‌کنند؛ این تحقیق بر آن است تا دیدگاه امام خمینی را درباره بدیهیات اخلاقی از نوشته‌هایشان تبیین و بررسی نماید. ایشان برای تبیین بداهت گزاره‌های بدیهی در اخلاق، این گزاره‌ها را سازگار با فطرت بشری قلمداد می‌کند و با دسته‌بندی موضوعات اخلاقی، موضوعات گزاره‌های بدیهی اخلاق را در زمره موضوعاتی می‌داند که معنای حسن و قبح در ذات آنها وجود دارد و معنای ذاتی در اینجا به معنای ذاتی باب برهان است؛ اما به نظر می‌رسد بدیهیات اخلاقی در زمره گزاره‌های تحلیلی هستند و نمی‌توانند با خارج از انسان ارتباط برقرار کنند و مصادیق خود را بشناسانند؛ ازاین‌رو برای توجیه گزاره‌های اخلاقی به بدیهیات عقل نظری نیاز است؛ افزون بر اینکه در ذاتی بودن قبح دروغگویی که امام خمینی بدان معتقد است، ابهام وجود دارد؛ زیرا موضوع قبح دروغگویی در برابر دشمن برای حفظ اسرار از منظر امام خمینی نیز تغییر می‌کند و ذیل دروغگویی اجمالی قرار نمی‌گیرد.
صفحات :
از صفحه 55 تا 72
نویسنده:
محمدرضا موحدی ، عزیزالله مولوی وردنجانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از دغدغه‌های بنیادین انسان معاصر، دستیابی به زندگی اخلاق‌مدار و اصیل است. در روزگار ما، زیست عاریتی ــ یعنی زیستی که به جای شهود درونی و تشخیص عقلانی–اخلاقی، بر اساس ارزش‌گذاری و داوری دیگران شکل می‌گیرد ــ ریشۀ بسیاری از بحران‌های معنوی و اخلاقی به شمار می‌آید. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و الهام از پدیدارشناسی، به بررسی جلوه‌های زیست عاریتی در مثنوی و کلیات شمس می پردازد. از منظر مولوی، چنین زیستی انسان را به «بردگی پنهان» می‌کشاند؛ زیرا فرد به جای پیروی از حقیقت و وجدان بیدار، اسیر پسند و ناپسند دیگران می‌شود و از یاد خدا و مسئولیت اخلاقی خویش غافل می‌گردد. مولوی با نقد این وضعیت، رهایی از خودباختگی، محبوبیت‌خواهی، تقلید کورکورانه و اصالت‌بخشی به عقل ابزاری را شرط بازگشت به زندگی اصیل می‌داند. راهکار اخلاقی او، پرورش اندیشۀ نقادانه، مراقبۀ قلبی، و اتصال به سرچشمۀ عشق الهی است تا انسان بتواند انتخاب‌هایی آگاهانه، آزاد و متعهدانه داشته باشد. این مقاله نشان می‌دهد که آموزه‌های مولوی، نه‌تنها ناظر به اصلاح فردی است، بلکه می تواند راهنمایی برای سامان‌دهی زیست اخلاقی در سطح جامعه نیز باشد.
  • تعداد رکورد ها : 6