مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
الهیات بالمعنی الاخص امور عامه حکمت اشراق the School of Illumination حکمت متعالیه علم نفس فلسفه مشاء قواعد فلسفی [منبع: قواعد کلی فلسفه اسلامی]
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2979
پژوهشی در فرزان فروغ (حکمت اشراق)
نویسنده:
حسین وحیدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
مطالعه نمود مفاهیم زیبایی شناسی حکمت اشراق سهروردی در نگارگری ایرانی
نویسنده:
محمدرضا عزیزی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حکمت اشراق سهروردی با دربرداشتن مفاهیم ایرانی-اسلامی، می تواند مبنایی برای بررسی مباحث حکمی در هنر های سنتی باشد. شان وجودشناختی و حیث معرفتی زیبایی به مثابه یک مفهوم و امر زیبا به عنوان وجه تحققی آن، زمینه های تاملات زیباشناختی در این باب را فراهم آورده است. به رغم گسست های تاریخی و نفوذ فرهنگ های بیگانه، تحولات نگارگری ایران از پیوستگی و تداوم نسبی برخوردار بوده است و وجوه اشتراکات فرمی و مضمونی فراوانی در آثار دوره های مختلف مشاهده می-شود. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ به این پرسش بود که مفاهیم زیبایی شناسی حکمت اشراق سهروردی چیستند و چگونه در نگارگری ایرانی نمود پیدا می کنند؟ روش انجام این تحقیق از منظر هدف، کاربردی-نظری و از منظر شیوه انجام، توصیفی-تحلیلی بود. اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه‌ای به‌دست آمد. نتایج نشان می دهد فلسفۀ اشراق سهروردی که با نقد اندیشۀ مشائیان آغاز می شود، مفاهیم جدید و ابداعاتی را در تبیین و صورت بندی سلسله مراتبی حیث وجودی و شناختی جهان به کار می بندد. ابتنای این فلسفه بر نورانیت و ظهور وجود، مشروط نمودن حیات و هستی و ادراک آن، بر ظهور و نور، کارکرد خیال به مثابه امر واســـط و خلق صور معلقۀ مبتنی بر محاکات نقوش ثابتۀ عالم ملکوت، لذت و ابتهاج حاصل از ادراک صور در عالم مثال و مکاشفات عوالم ملکوت و اندراج آن در خاطر سالک، محتوایی زیباشناختی و فرمی هنری به اندیشۀ اشراقی بخشیده است. مفاهیم حکمت اشراق به عنوان محتوا در نگارگری ایرانی نمود یافته و این هنر در جایگاه صورت، مظهر مفاهیم حکمت اشراق است. این ارتباط دوسویه بیان‌گر این است که مفاهیم دقیق و مشخص در پس صور هنری وجود دارد که این مفاهیم، دلیل بر چرایی شکل گیری ساختار و مصادیق در حوزۀ نگارگری هستند و به عبارتی زبان گویای این مفاهیم می گردند.
بررسی نمود مضامین حکمت اشراق سهروردیِ حاکم در دوره صفویه بر معماری مساجد شیعی پس از انقلاب اسلامی
نویسنده:
سپیده شریف خواجه پاشا، مهروش کاظمی شیشوان، اکرم حسینی، اسدالله شفیع‌ زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر مضامین حکمت اشراق سهروردی در معماری مساجد شیعی پس از انقلاب در شهر تهران است. در گام اول به‌واسطۀ روش تحقیق کیفی و به‌صورت توصیفی و تحلیلی با جمع‌آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی سه مسجد شاخص دوره صفویه (مسجد امام، مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد چهارباغ) مورد بررسی قرار گرفت و شاخص‌های موردنظر فلسفه اشراق به منظور تدوین چارچوب نظری و مدل مفهومی پژوهش، استخراج و دسته‌بندی شده و سپس به الگوی معماری‌ای که در راستای همان مفاهیم است، اشاره و سپس مورد بررسی قرار گرفته است. در گام دوم 23 مسجد شاخص شهر تهران که در چهار دهۀ اخیر در مناطق مختلف تهران احداث شده‌‌اند باتوجه‌به نظر متخصصان و خبرگان در این حوزه به کمک نمونه‌گیری هدفدار انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌های معماری حکمت اشراق در دو حوزه کالبد و تزئینات مساجد چهار دهه اخیر تأثیرگذار بوده‌اند. از میان مساجد شهری تهران، به‌ترتیب مسجد بقیه‌الله‌الاعظم با کسب امتیاز 12و مساجد جامع‌الرسول سعادت‌آباد و حضرت ابوالفضل با کسب امتیاز مساوی10 بیشترین قرابت به مساجد دوره صفوی و کم‌ترین تأثیرپذیری شامل مسجد نظام مافی و مسجد ولیعصر باکسب امتیاز مساوی 2 است؛ همین‌طور بین مساجد دانشگاهی به‌ترتیب، مسجد دانشگاه علامه طباطبایی با کسب امتیاز 9 و مسجد دانشگاه‌های صنعتی شریف و علم و صنعت با کسب امتیاز 8 بیشترین قرابت به مساجد دوره صفوی و کم‌ترین تأثیرپذیری به مسجد کوی دانشگاه با کسب امتیاز 1 اختصاص داده شده است. اهداف پژوهشی:بررسی مضامین حکمت اشراق سهروردی در معماری.بررسی نمود عناصر معماری برگرفته از حکمت اشراق سهروردی در مساجد شیعی پس از انقلاب.سؤالات پژوهشی:مضامین حکمت اشراق سهروردی در معماری کدامند؟آیا عناصر معماری برگرفته از حکمت اشراق سهروردی در معماری مساجد شیعی پس از انقلاب نمود یافته است؟
نشست علمی سهروردی و حکمت اشراق
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
اعتبارسنجی برهانِ وجودی بر مبنای حکمت اشراقی و حکمت متعالیه
نویسنده:
عسکری سلیمانی امیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اعتبار و درستی‌‌‌‌ ‌برهان وجودی، که از ابداعات "آنسلم" است، فراز و فرودهایی در فلسفه غرب داشته و دارد. این برهان و روش آن در میان فیلسوفان اسلامی چندان مرسوم نبوده است، با این حال روش برهان وجودی را می‌‌‌‌‌توان براساس شواهد در فلسفه اسلامی اعتبار سنجی کرد و درستی یا نادرستی آن را نشان داد. در این مقال براساس حکمت سهروردی و حکمت متعالیۀ صدرایی، درستی یا نادرستی روش برهانِ وجودی را صرف ‌نظر از تقریر خاصی بررسی ‌‌‌‌‌کرد و بر اساس حکمت اشراقی سهروردی نشان میدهیم که به هیچ‌وجه نمی‌‌‌‌‌توان برهان وجودی را در این مکتب تأیید کرد. ولی داده‌‌‌‌‌ها در حکمت متعالیه به‌گونه‌‌‌‌‌ای است که ادله حکمت اشراقی در بی‌‌‌‌‌اعتباری روش برهان وجودی جای مناقشۀ جدّی دارد. البته هر چند با نفی ادله مزبور نمی‌‌‌‌‌توان نادرستی مدعای حکمت اشراقی را در بی‌‌‌‌‌اعتبار بودن روش برهان وجودی نتیجه گرفت، ولی با شواهدی در حکمت متعالیه می‌‌‌‌‌توان درستی این روش برهانی را نشان داد. ازاین‌‌‌‌‌رو شواهد متعددی مانند اوّلی التصدیق بودن موجودیت وجود، یا ضروری بودن ثبوت الشیء لنفسه و نیز علت نداشتن وجود و همچنین تکیه داشتن برهان ابن‌سینا در اثبات وجود خدا، بر مفهوم گواهانیاند که عقل میتواند روش برهان وجودی را تأیید کند؛ هرچند ملاصدرا با این روشی وجود خدای متعال را اثبات نکرده است.
صفحات :
از صفحه 91 تا 104
بررسی میزان تاثیر حکمت اشراق در پیدایش فضاهای معماری مسجد جامع عباسی اصفهان
نویسنده:
حسین شموسی، بهزاد وثیق، محمدعلی کاظم زاده رائف
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نقش مایه های مفاهیم حکمت اشراق در بناهای عبادی معماری دوران صفویه، قابل بررسی اند.. اهمیت ورزیدن به عنصر نور در فضاهای مساجد این دوران به همراه نقوش و نگاره های نمادین با تاکید بر جایگاه رنگ و نور را می توان از نشانه های اصیل متاثر از تفکرات حکمی شیخ اشراق دانست. چنانچه در آثار به جا مانده از دوران معماری اسلامی ایران، نقش نور و تجلی آن در فضاهای عبادی به این میزان قابل تامل و نمایان نبوده است. از این رو در این نوشتار سعی شده با بررسی مبانی نظری حکمت اشراق و جایگاه نور در آن، در کنار پرداختن به مفاهیم کالبدی معماری در مسجد جامع عباسی اصفهان ، میزان تاثیر حکمت اشراق در خلق فضاهای معماری عبادی در دوره صفویه مورد واکاوی قرار گیرد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و مورد کاوی با مراجعه به اسناد و منابع کتابخانه ای بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تناظر در مبانی نظری اندیشه سهروردی در حکمت نور و عناصر کالبدی هندسی مسجد جامع عباسی اصفهان، به میزانی قابل تامل می باشد. که گویی معمار و هنرمندان بناهای عبادی این دوران، بخشی از مفاهیم طرح را بر پایه مفاهیم اساسی حکمت اشراق تعریف نموده اند.
بررسی تطبیقی رابطه نفس و بدن در مکتب راسیونالیسم و مکتب حکمت متعالیه
نویسنده:
زینب شکیبی؛ استاد راهنما: حمیدرضا آیت الهی؛ استاد مشاور: علی اصغر دادبه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
رابطه نفس و بدن و چگونگی تاثیر و تاثر این دو جوهر بر یکدیگر از مهم ترین سوالات فلسفی‌ ای است که فیلسوفان مسلمان و غربی هر یک بنا بر اصول و مبادی خویش سعی در پاسخگویی به آن داشته‌اند. از همین رو مطالعه تطبیقی میان اندیشه فیلسوف بزرگ اسلامی ملاصدرا و اندیشمندان مکتب راسیونالیسم می تواند جایگاه و توانمندی هر یک از ایندو مشرب فکری را در جهت حل مسائل مهم فلسفی تبیین نماید. فرضیه تحقیق: در خصوص مکتب راسیونالیسم آن است که این مکتب علیرغم تلاشهای اندیشمندان این مکتب در خصوص توجیه رابطه نفس و بدن نتوانسته است پاسخ فلسفی شایسته‌ ای برای پرسش فراهم نماید ملیکن در حکمت متعالیه با توجه به مبانی این مکتب از جمله اصالت وجود و حرکت جوهری و اتحادی بودن رابطه ماده و صورت می توان نظریه دستگاهمندی در خصوص رابطه نفس و بدن ارائه نمود که تاثیر و تاثر متقابل ایندو جوهر به یکدیگر را توجیه نموده است و وحدت هویت انسانی نیز براساس آن تبیین شود. روش تحقیق: کتابخانه‌ ای. یافته‌ های تحقیق: چهار فیلسوف برجسته مکتب راسیونالیسم هریک براساس مبادی و اصول فلسفی خویش سعد نموده‌ اند به نحوی مساله رابطه نفس و بدن را حل نمایند ولیکن واقعیت آن است که چنان دیوار بلندی میان ایندو جوهر در فلسفه راسیونالیسم کشیده شده است که هیچگونه ارتباطی میان آنها قابل برقراری نیست و از همین روست که سه بعد از دکارت یعنی اسپینوزا و لایب نیتس و مالبرانش سعی نموده‌اند هریک به نحوی با واسطه قرار دادن جوهر الوهی رابطه میان ایندو جوهر واضح و متمایز را برقرار سازند. ولیکن در فلسفه ملاصدرا با توجه به مبانی اصالت وجود و مراتب تشکیکی آن و حرکت جوهری و اتحادی بودن رابطه ماده و صورت می توان نظریه اتحاد نفس و بدن را مطرح نمود که ر این دیدگاه اولا نفس و بدن دو روی سکه وجود هستند و لذا حقیقت و هویت آنها از یک سنخ است و ثانیا هویت انسان نیز در این نظریه با توجه به اینکه بدن در طول در نفس مرتبه بالاتر بدن است و هر دو مرتبه از حقیقت وجود هستند هویتی واحد و متعین خواهد بود و دیگر دوئیت و ثنویت در هویت و هستی انسان رخ نمی نماید. نتیجه‌ گیری و پیشنهادات: با توجه به مبانی تازه و جدیدی که مکتب حکمت متعالیه مطرح نموده است این امکان برای پژوهشگر در رشته فلسفه اسلامی فراهم می گردد تا مطالعه تطبیقی میان مکاتب و اندیشه‌ های جدید فلسفی غرب بااین مکتب و عرضه سوالات تازه در تفکر فلسفی جدید و معاصر به آن توانمندیهای این اندیشه فلسفی بیش از پیش هویدا و آشکار شده و زمینه‌ های مهم و قابل توجهی برای فعالیت و پویایی فکری پژوهشگران رشته فلسفه اسلامی فراهم گردد.
بررسی آراء جان والبریج در باب نسبت میان فلسفۀ سهروردی و سنت شرق گرایی فلسفی بر اساس کتاب حکمت شرق عرفانی
نویسنده:
احد هاشم‌ لو؛ استاد راهنما: مهدی اخوان؛ استاد مشاور: سعید انواری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
شهاب‌الدین سهروردی فیلسوف شهیر قرن ششم و بنیان‌گذار مکتب اشراقی در فلسفه اسلامی است. اقوال و آرای کثیری پیرامون فلسفۀ او مطرح شده است. بسیاری او را احیاگر حکمت ایران باستان می‌دانند. در این میان کسانی هم هستند که چنین نظری را نمی‌پذیرند. از جمله جان والبریج، سهروردی پژوه معاصر که سه تک‌نگاری در باب فلسفۀ او دارد. پژوهش حاضر به ترجمه و بررسی سومین کتاب جان والبریج با عنوان «حکمت شرق عرفانی» پرداخته است. در این پژوهش، نسبت میان فلسفۀ سهروردی و سنت شرق‌گرایی فلسفی از نگاه جان والبریج بررسی شده است. از منظر والبریج، سهروردی در حلقۀ نو افلاطونیانی است که تصوری آرمانی از شرق داشته‌اند. در حقیقت والبریج در پنج فصل کتاب «حکمت شرق عرفانی» از رهگذر سهروردی به سیر شرق‌گرایی افلاطونی پرداخته است. فصل اول کتاب در باب آثار مشکوک‌الاعتبار شرق‌گرایانه در یونان است و در نهایت والبریج نتیجه می‌گیرد که سهروردی یک شرق‌گرای افلاطونی بوده است. او در فصل دوم کتاب از تاریخ اسطوره‌ای حکمت شرقی در آثار سهروردی و پیروان نزدیکش سخن رانده و این تاریخ را مرتبط با هرمس و مصر دانسته است. والبریج در فصل سوم به ارتباط فلسفۀ سهروردی و ایران باستان، به ویژه مفاهیم «نور» و «ظلمت» پرداخته است. او در فصل چهارم به نوتن‌یابی و تناسخ در آثار سهروردی پرداخته و در پی پاسخِ این سوال است که چرا سهروردی این موضوعات را به شخصیتی چون بودا نسبت می‌دهد. والبریج در فصل پایانی، به مرکزیت‌یافتن عناصر ایرانی در تفکر سهروردی و همچنین ربط و نسبت میان سهروردی و ملی گرایی ایرانی پرداخته و علل تاریخی آن را بررسی کرده است.
  • تعداد رکورد ها : 2979