جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 959
علیت و معرفت از نگاه غزالی
نویسنده:
پیتر آدامسون؛ ترجمه: علی اصغر جعفری ولنی
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مباحث معدودی در فلسفه اسلامی مورد توجه قرار گرفته اند؛ آنگونه که بحث علیت غزالی در مسئله هفدهم کتاب تهافت الفلاسفه به همراه پاسخ ابن رشد در کتاب تهافت التهافت چنین وضعیتی دارند. سؤالی که اغلب پرسیده می شود این است که تا چه اندازه غزالی می تواند یک فیلسوف موقع گرا نامیده شود؟ یعنی اینکه آیا او در محدود کردن عامل علّی به فقط خدا پیرو متکلمین است؟ آنچه که به طور کلی در مطالعات پیشین مورد اشاره قرار نگرفته، این پرسش است که غزالی و ابن رشد هر دو در مسئله هفدهم مسلّم گرفته اند که تئوری علیت تا چه اندازه برای تبیین معرفت بشری کافی است؟ در این مقاله نشان خواهم داد که نظریات غزالی و ابن رشد در باب علیت پیوند وثیقی با معرفت شناسی آنها دارد. تفاوت بین این دو اندیشمند به طور فشرده اینگونه می تواند خلاصه شود: پارادیم معرفت بشری در ابن رشد علوم برهانی است اما برعکس، پارادایم معرفت انسانی در غزالی حداقل شامل وحی می شود. با این وجود هر دو معتقد به امکان علم ارسطویی و وفادار به اصول او باقی ماندند. از این رو معتقدم که دیدگاه غزالی در مسئله هفدهم، انتقاد از فلسفه در کتاب تهافت را تحت الشعاع قرار داده است. یعنی فلسفه ذاتاً ناسازگار نبوده، بلکه صرفاً محدود به یک حوزه خاص است. البته من این دیدگاه را به نحو اجمالی با نظر توماس آکوئیناس مقایسه می کنم تا جایگاه این نظریه در یک فضای مأنوس تر مشخص شود.
صفحات :
از صفحه 47 تا 59
رابطه ایمان و عقلانیت از دیدگاه غزالی و پاسکال
نویسنده:
فهیمه بیگ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهارتباط میان ایمان و عقل متفکران بسیاری را چه در مغرب زمین و چه در میان متفکران اسلامی به خود مشغول داشته است، از جمله این متفکران غزالی و پاسکال هستند.غزالی بر برتری ایمان بر تعقل معتقد بود و داور نهایی را دین و ایمان می‌دانست چرا که باور داشت به واسطه براهین و استدلال‌های عقلانی نمی‌توان ایمان را توجیه کرد، حتی اگر چنین کاری هم انجام شود، این ایمان عقل‌زده است ونمی‌تواند به ما کمک کند. به همین دلیل غزالی بر جنبه کشف و شهودی ایمان تأکید دارد، هر چند در این میان منکر عقل نیز نیست و آن را به منزله ابزاری در خدمت دین و ایمان معرفی می‌کند.پاسکال نیز همچون غزالی از برتری ایمان بر عقل سخن می‌گوید، و تأکید می‌کند براهین و استدلال‌های عقلانی همچون ابزاری هستند که انسان را در رسیدن به این امر کمک می‌کنند هر چند کافی نیستند؛ و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باورهای دینی موافق عقل هستند. غزالی دیدگاه‌های خود در مورد عقل و ایمان را متناسب با مواضع کلامی خاص خود که به اشاعره بسیار نزدیک است مطرح می‌سازد و بر همین اساس بیشتر بر جنبه‌های عقلانی تأکید می‌ورزد اماپاسکال به سبب اعتقاد به مسیحیت کاتولیک بر جنبه‌های ایمانی تأکید بیشتری دارد. اما آن‌چه اهمیت دارد این‌است که نمی‌توان نقش عقل و برهان را در استحکام پایه‌های ایمان نادیده گرفت. بنابراین مبانی ایمانی از دیدگاه عقل نیز قابل توجیه است و کسی که به ایمان روی می‌آورد ضرورتی ندارد که حکم به درماندگی عقل کند و برناکارآمد‌بودن آن تأکید ورزد.در باب شرطیه نیز، به احتمال زیاد پاسکال در مطرح‌ساختن آن از غزالی تأثیر پذیرفته است، ولی نکته اصلی این-است که هیچ‌کدام شرطیه را به صورت استدلالی مستقل مطرح نساختند، بلکه غزالی به منظور پاسخگویی یه ملحدان و زنادقه در باب حقانیت دین و معاد آن را به صورت بحثی جدلی مطرح ‌ساخته است، پاسکال نیز به منظور اثبات وجود خدا در افرادی که به حالت تعلیق حکم رسیده‌اند به این استدلال تمسک می‌جوید.کلید واژه‌ها: ایمان، عقلانیت، شرطیه، ایمان‌گرایی، دل، محمد غزالی و بلزپاسکال.
بررسی فقهی و نقد دیدگاه ابوحامد غزالی در مورد قیام حضرت امام حسین (ع)
نویسنده:
عابدین مومنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ابوحامد محمد غزالی از دانشمندان پرآوازه قرن پنجم هجری قمری که در آغاز قرن ششم بدرود حیات گفت. او به عنوان یک رفتار اخلاقی سعادتآفرین » عزلت « با طرح و معرفی الگوهای اخلاقی که عزلت گزیده و سعادتمند شده اند، به ارزیابی حرکت امام حسین علیه السلام پرداخته و می گوید: اگر امام حسین )ع( عزلت اختیار می کرد، گرفتار فاجعه خونبار کربلا نمی شد؛ ولی نصیحت خیرخواهان را نپذیرفت و برای رسیدن به حکومت راهی کوفه شد، سرانجام فاجعه کربلا به وجود آمد. در حالی که اگر عزلت گزینی مطلقاً پسندیده باشد، باید نسبت به هرگونه مفاسد اجتماعی غمض عین و چشم پوشی شود. فعل امام حسین )ع( حجت شرعی است که اگر در جامعه اسلامی مفسده عظمائی همانند بر حکومت نشستن یزید ملعون پیش آید، نه تنها عزلت حرام است که قیام و حرکت واجب است و امام حسین )ع( تکلیف شرعی و الهی خویش را با قیام به جا آورده است.
صفحات :
از صفحه 73 تا 98
درسگفتار شرح کیمیای سعادت
مدرس:
عبدالکريم سروش
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
بررسی فضیلت از دیدگاه غزالی به روایت محمد احمد شریف
نویسنده:
مرضیه آیت اللهی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: مرتضی مردیها
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف تحقیق: بررسی فضیلت از دیدگاه غزالی به روایت محمد احمد شریف است. فرضیه تحقیق: تعالیم دینی مبنای دیدگاه اخلاقی غزالی است آموزه های صوفیانه باطن این تعالیم است و اخلاق فلسفی از آن جهت که بر تحلیل نفس استوار است زمینه‌ی مناسبی را برای تفسیر اخلاق دینی فراهم می کند. یافته های تحقیق: غزالی بر اساس نگاه کلامی خود اخلاق دینی را مبنا قرار می دهد و اخلاق فلسفی و صوفیانه را با آن هماهنگ می سازد.
بررسی رویکرد فلسفی کلامی معراج پیامبر ص با تاکید بر نظرات ابن سینا و غزالی
نویسنده:
فرحناز رزمی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معراج ازموضوعات قرانی بوده که قابل تامل وبررسی درعلوم مختلف روائی ، کلامی وفلسفی و.. میباشد. منظورازمعراج سیرشبانه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم ) ازمسجدالحرام به مسجدالاقصی وصعود به آسمانهای هفتگانه و درک مقام سدرة المنتهی که بنابر نص صریح قرآن دربرخی از آیات سوره اسری، نجم بر وقوع معراج دلالت داشته اند و روایات معتبری که از اهل بیت (علیه السلام ) بدست مارسیده ؛ نشان میدهد که معراج در دفعات مختلف در زندگی پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم ) رخ داده است تا اسراروحقایق ومعارف عالم بالاراباظرفیت علمی وسیع خود ، بالعینه مشاهده نماید.آنچه مسلم است و آيات قرآني و اخبار متواتر دلالت بر اين معني دارد، اين است که رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) با همين بدن جسماني به همراه جبرئيل امين و سوار بر مرکب الهي خويش در يک شب آسمانهاي هفتگانه را درنورديد , سرادقات وحجب نوررا پشت سر گذاشت و درعرش الهي با محبوب خويش سخن گفت واين چيزي جز يک معجزه‌ي الهي نبود! عملي که انجام آن ازقدرت بشري خارج است و حتي عقل و فکر بشر نيز به ساحت آن نمي رسد. اگرچه معراج نبوی از زوایای مختلف قابل بررسی است اما دراین پژوهش با رویکرد فلسفی وکلامی به ان پرداخته شده است ، و حقیقت معراج وامکان وچگونگی آن ، کیفیت جسمانی و روحانی آن واقوال متکلمین و فلاسفه درباب معراج بررسی شده و درخاتمه به بیان هدف معراج پیامبراکرم (صلی الله علیه واله وسلم ) و دستاورد معراج پرداخته میشود.
بررسی تطبیقی آراء سیاسی فارابی و غزالی
نویسنده:
محمد حیدری؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: علی اصغر مصلح
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
هدف تحقیق: بررسی تطبیقی آراء سیاسی فارابی و غزالی است. پرسشهای تحقیق: آیا غزالی سیمای ایدئولوژیک خلافت را تهیه کردهاست‭ ؟‬آیا طرح سیاسی فارابی از یم نظام سیاسی وجودی برخوردار است‭ ؟‬آیا غزالی شورا و بیعت را ناکارآمد می دانست‭ ؟‬روش تحقیق: تاربخی تحلیلی. یافته های تحقیق: تاثیرپذیری فارابی از مذهب همچون غزالی نبوده است و مذهب برای او یک واسطه بود برای ارائه کامل تر مدینه فاضله و مدل سیاسی خود حال آنکه مذهب در آراء سیاسی غزالی نقش اسایس را بر عهده دارد و بسیاری از آراء او تحت تاثیر این امر بوده است. قدرت امری است که هم فارابی و هم غزالی به آن در آراء خود اشاره داشته اند ولی قدرتی که فارابی در نظام سیاسی خود مطرح می کند قدرتی است هم عرض با سیاست و نظام فاضله مدینه خود و به عبارتی قدرت فارابی قدرتی در جهت رساندن افراد مدینه به سعادت است ولی غزالی تمام تلاش برای حفظ قدرت سیاسی سلطان و تثبیت آن است و در این امر تحت تاثیر خواجه نظام الملک قرار داشت.
بررسی دیدگاه غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی در مسئله امامت
نویسنده:
فاطمه عباس زاده؛ استاد راهنما: محسن حبیبی؛ استاد مشاور: مهدی اخوان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله ی "امامت" یکی از مهم ترین مباحث کلامی و عقیدتی است که بین فرقه های مختلف، خصوصا شیعه و اهل سنت مورد اختلاف واقع شده است و ما به جهت اهمیت این موضوع، آن را در سه محور اصلی یعنی ضرورت وجود امام، عصمت و نص امام از منظر دو متکلم بزرگ اهل سنت و تشیع، یعنی ابوحامد غزالی و خواجه نصیرالدین مورد بررسی و مقایسه قرار داده ایم.غزالی وجود امام را به ادله ی شرعی و اجماع امت، ضروری دانسته و آن را برای قوام دین و دنیا مفید می داند اما عصمت را برای امام شرط نمی داند. او معتقد است تنها در امور کشور داری و تجهیز سپاه و... به امام نیازمندیم که برای انجام این قبیل کارها امام نیازی به علم الهی و لدنی ندارد و از این رو به عصمت نیازی نیست. او مانند دیگر پیروان اهل سنت تعیین امام را به انتخاب مردم می داند و هرگونه ادعای نصی از سوی شیعه را بی ربط به مسأله ی امامت و غیر متواتر معرفی می کند. از نظر او اگر این اخبار، متواتر بودند هرگز در آنها شک نمی کردیم در حالی که به این اخبار مشکوکیم. بنابراین احادیثی چون حدیث غدیر و منزلت صرفاً بیانگر احترام و دوستی بین پیغمبر صل الله علیه وآله و علی علیه السلام است؛ نه دلیلی بر امامت علی علیه السلام اما در مقابل این دیدگاه، خواجه ، نظرات متفاوتی داشته و با ادله ی متقن و استواری به دفاع از نظریه ی شیعه می پردازد. خواجه، وجود امام را نه به ادله ی شرعی، بلکه به دلیل عقلی و با استناد به "قاعده ی لطف" بر خداوند واجب می داند و با ارائه ی ادله ی عقلی متعدد، عصمت را نیز برای امام ضروری می داند. وی می گوید اگر امام معصوم نباشد در این صورت تسلسل لازم آمده، دیگر نمی توان به تکالیف شرع اطمینان حاصل کرد، و در صورت انجام افعال قبیح از وی، نهی از عمل وی واجب می شود. در این صورت غرض از نصب امام نقض شده و مقام امام از سایر مردم پایین تر می آید، در حالی که امام باید افضل از همه باشد. خواجه معتقد است عصمت، خصیصه ی نا آشکاری است که کسی جز پروردگار به آن علم ندارد. لذا نصب امام باید از سوی خدا و رسولش صورت گیرد و این یعنی نص. و همچنین با تمسک به شیوه ی رسول خدا بعید است که در خصوص چنین امر خطیری سکوت کرده باشد. سپس خواجه با اختصاص نص و عصمت به علی، امامت را از آنِ علی و فرزندانش دانسته و به ابطال امامت غیر او می پردازد.
تبیین ناسازگاری قاعده ضرورت علّی با اختیار انسان از دیدگاه ابن سینا و غزالی
نویسنده:
رضا صالحی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی که محل نزاع و بحث و جدل قرار گرفته است ضرورت علی و معلولی است. از آنجا که هدف تحقیق مقایسه دیدگاه ابن سینا و غزالی در مورد اختیار انسان با توجه به قاعده ضرورت علی و معلولی است. ابن سینا علیت را با مبدأ یکی می داند و هر پدیده ای را که با توجه به ماهیت ذاتی خود بوجود آمده است و ذات خود را از دیگر پدیده ها دریافت کرده است ، علیت می نامد. از نظر غزالی هیچ رابطه علت و معلولی بین پدیده ها برقرار نیست بلکه این عادت ذهنی بشر است که پدیده ها را با توجه به قاعده علی و معلولی تفسیر می کند. از نظر ایشان اعتقاد به رابطه علی و معلولی یعنی انکار خدا و توحید افعالی. ابن سینا از موجود غیر واجب یعنی فی الوجود و علله یاد می کند. وی معتقد است به وجود آورنده همه موجودات غیر محسوس ، خود نیز غیر محسوس و غیر قابل مشاهده است. .ابن سینا قضا را خارج از ذات الهی دانسته و از قدر به عنوان ایجاب و ضرورت علت و معلول یاد می کند. غزالی در دفاع از بطلان دانستن رابطه علی و معلولی معتقد است که هیچ تضمینی وجود ندارد حوادث آینده مشابه اتفاقات گذشته باشند. از نظر غزالی هم خدا و هم انسان فعل واحدی دارند با این تفاوت که خداوند خالق و انسان کاسب است. از دیدگاه غزالی اعتقاد به قاعده ضرورت علّی و معلولی مستلزم محدود بودن قدرت الهی و سلب اختیار انسان و فاعل مختار و مجبور بودن خداوند در اعمالش می‌شود. ابن سینا نیز مسألۀ اختیار را با توجه به مباحث دینی به عنوان یک اختیار ضعیف شده می پذیرد. وی معتقد است: قاعدة « الشئ ما لم یجب لم یوجد » به معنای جبر گرایی نیست بلکه این قاعده شرح و تفسیر نظام علی و معلولی عالم است. غزالی معـتقد است عمـل انسان حـادث شده از اراده خداوند است و سه شرط را برای فـعـل اخـتیاری در نـظر می گیرد: شرط علم ، شرط قدرت و شرط اراده.
بررسی کلام فلسفی در اندیشه غزالی با نگاهی به کتاب کلام فلسفی غزالی
نویسنده:
زهره آزادی؛ استاد راهنما: رضا سلیمان حشمت؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
غزالی همواره به عنوان یک متکلم اشعری مسلک شناخته شده که تحت تاثیر استادش جوینی به جرگه‌ی اشعریان در آمده بوده است .وی با تکیه بر آراء کلامی خویش به نقد بیست آموزه می پردازد وقائلین سه آموزه از میان ان ها را محکوم به کفر می کند .غزالی به بحث از بیست آموزه‌ی فلسفی به خصوص سه آموزه‌ی قدم عالم، عدم علم خداوند به جزئیات و محال بودن معاد جسمانی می پردازد و قائل بودن به این سه آموزه را توسط فلاسفه کفر تلقی می‌کند .شاید بتوانیم بگوییم در میان این سهبه خصوص آموزه بحث قدم عالم بسیار چالش برانگیز است و از اهمیت خاصی برخوردار است .وی پس از شرح این آموزه‌ها، در باب صدور فتوای کفر به بیان شروطی می‌پردازد .غزالی در ادامه بحث تأویل را به میان می‌آورد و معتقد است که اگر بتوان سخن را تأویل کرد و اثری از کفر در آن مشهود نباشد، ما مجاز نیستیم که فردی را به مجازات مرگ برسانیم .در ادامه به بررسی جهان‌شناسی غزالی پرداخته، نگرش او را در بحث علیت بررسی می‌کنیم .بحث علیت در میان متکلمان اشعری متفاوت از فلاسفه است .اشعریان نظریات ابداعی فراوانی را از جمله نظریه‌ی کسب مطرح می‌کنند و قائل به مالکیت تام و تمام نسبت به خالق هست .در مقابل اینان فلاسفه قرار دارند که با بحث در باب عقول دهگانه و پیش کشیدن مسأله‌ی علل ثانویه معتقدند نظام عالم توسط مجموعه‌ای از علل اداره می‌شود .اما غزالی نظری بینابین ارائه می‌کند که تا حدی همراه با مبهم‌گویی شده است .علم خداوند به جزئیات و معاد جسمانی و بحث علیت و نیز معجزه که همواره یکی از بحث های کلامی قابل توجه بوده است، از دغدغه های غزالی است‌؛ که در این رساله با نگاهی کلامی به اثبات آنها از دیدگاه یک متکلم اشعری پرداخته شده‌است.
  • تعداد رکورد ها : 959