جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 961
وجود و تأویل: بررسی تاثیر جهان‌شناسی غزالی بر روش‌ فهم قرآن (با تاکید بر دو کتاب: فیصل التَفرقه بین الإسلام و الزَندقه و جواهر القرآن)
نویسنده:
پدیدآور: نسرین شرفی بیاره ؛ استاد راهنما: سید مصطفی موسوی اعظم ؛ استاد مشاور: سید سجاد غلامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شاید هیچ متفکری را پیش از غزالی نیابیم که به اندازه او دغدغه‌ی فهم دین را داشته باشد. تقریبا عموم آثار مهم غزالی از این دغدغه خالی نیست و مهمترین پروژه او اصول و قواعدی است که در چارچوب آن بتوان فهم درستی از دین داشت. به طور کلی، غزالی بی وقفه در جستجوی دانش خاصی بوده است که او را سرشار از یقین کند و در کتاب المنقد من الضلال به ما می گوید که او با عطش ذاتی برای فهمیدن و دانستن پا به دنیا گذاشته است. (adamson,2016:141) او در این رساله‌ی بسیار مهم‌اش به دو مرحله‌ی عمده‌ی فکری خود اشاره کرده است. غزالی دوره نخست، بیشتر به دنبال دانش کلام و فقه است و در نقد و رد بر فلاسفه و باطنیه و ...تلاشی بی وقفه دارد، اما در دوره دوم به نحو قابل توجهی شیفته عرفان و تصوف است و همه حقایق را در آن می‌جوید و تمام دانش‌های خود را ذیل آن مورد استفاده قرار می‌‌دهد و خود به سلک صوفیه در می‌آید. بیان اصولِ و روش صحیح فهم دین که منجر به خوانش صحیح از دین می‌شود در آثاری چون احیاء العلوم، القسطاس المستقیم، قواعد العقاید و مشکاه الانوار نیز قابل رصد است؛ اما دلیل انتخاب دو اثر فیصل و جواهر القرآن به دلیل اثر گذاری بسیار آنها در این موضوع هستند. هر چند هر دو کتاب در دوره دوم زندگی غزالی نگارش شده‌اند؛ اما تفاوت‌های روشی بنیادینی دارند که تطبیق این دو اثر را جالب و جذاب می‌سازد. غزالی به طور صریح در مورد هدف خود از نگارش فیصل سخنی نگفته است ولی اهداف آن کاملا مشهود است و عبارت‌اند از [1] تعریف کفر و [2] تعیین اصول تأویلِ قابل قبول. (ویتینگهام، 2007: ص28) مسئله کفر و تأویل ارتباط نزدیکی با هم دارند؛ زیرا در کتاب فیصل، کافران کسانی معرفی می‌شوند که فراتر از حدودِ قابلِ قبول تأویل می‌روند. بنابراین غزالی کسانی را که تأویل را در چارچوب اصول طرح شده انجام دهند، مرتد نمی‌داند و آنها را متهم به کفرگویی نمی‌کند. تکفیرِ ابن‌سینا و حامیان او از سوی غزالی را باید در این راستا و عدم پایبندی‌شان به این اصول تفسیر کرد. هرچند کتاب فیصل در دوره دوم غزالی نگارش شده است، با این حال اصطلاحات و جهان بینی صوفیانه تاثیر چندانی بر آن نگذاشته است. رویکرد هرمنوتیکی غزالی بر محور عقل و به ویژه منطق قیاسی است. (ویتینگهام، 2007: 30) غزالی پنج ملاک را برای تمایز میان تأویلگر و کفرگو بیان می کند؛ امّا مسئله‌ای که در اینجا جالب و حائز اهمیت است این است که در صورت جواز یا ضرورت تأویل، آن را چگونه باید انجام داد. (غزالی، 1413: 61-67) طرح مزبور بر اساس تناظر مطرح شده بین مراتب وجود و انواع تأویل مرتبط با آنهاست. در اینجاست که ابتنای رویکرد هرمنوتیکی غزالی به وجود‌شناسی [کیهان شناسی] او به میان می‌آید و به موازات هر مرتبه‌ای از وجود، مرتبه‌ای از تأویل طرح می‌گردد. (غزالی، 1413: 27-39) از سوی دیگر بسیاری از حوزه‌های مورد پژوهش غزالی از جمله کلام و تفسیر تحت تاثیر مستقیم مشی عرفانی وی قرار می-گیرد. گرایش غزالی به تصوف تاثیر ژرفی بر دیگر حوزه‌های مورد پژوهش وی از جمله اخلاق و تفسیر و حتی فلسفه داشته است. جواهر القرآن محصول این تاثیر پذیری در حوزه قرآن‌شناسی است و همین قرابت و نزدیکی به آموزه‌های عرفانی است که موجب شده پس از وی عموم عارفان مسلمان از جمله عین‌القضات همدانی، ابن‌عربی، مولانا جلال‌الدین و حتی عارف حکیمی چون ملاصدرا عمیقا از آن تاثیر بپذیرند. (کمپانی، 1398: ص6) جواهر القرآن و رویکرد هرمنوتیکی آن، تاثیر عمیقی بر عارفان و حکیمان فرهنگ اسلامی گذاشته است و به تعبیر برخی روشنفکران دینی جهان اسلام، نه تنها نگرش خاصی نسبت به متن قرآنی پدید آورده؛ بلکه یکی از مهمترین بخش‌های طرح کلی وی در ارائه مدلی فکری در جهان اسلام است. (ابوزید، 1389: 450) یکی از اصولی که غزالی در فهم قرآن به کار می‌گیرد، تقسیم قرآن به ظاهر و باطن است (غزالی، 1398: 46) که به باور ابوزید این تقسیم بندی را غزالی براساس تقسیم علوم به دنیوی و اخروی انجام داده است که ناشی از جهان شناسی عرفانی اوست. بدیهی است در این پژوهش از دیگر آثار غزالی که بتوانند ابعادی از محل بحث را روشن سازند، استفاده خواهیم کرد؛ با این حال بررسی علل تشابهات و تمایزات این دو کتاب در این موضوع خاص می‌تواند قدم مهمی در نگاه قرآن پژوهان و غزالی‌پژوهان باشد. از سوی دیگر به آبشخورهای فکری غزالی در هر دو اثر و اینکه تحت تاثیر چه افراد یا نحله های فکری است مورد اشاره و بررسی قرار خواهد گرفت. اینکه بتوان در مسئله روش فهم قرآن از تکه پازل‌هایی که در هر کدام در یکی از آثار غزالی قرار گرفته است، به یک تصویر بزرگ و در عین حال سازگار رسید، هدفی است که نگارنده تلاش خود را در حد توان به آن معطوف می‌دارد.
تربیت اخلاقی از دیدگاه غزالی و فیض کاشانی
نویسنده:
پدیدآور: فرشته قبادی پور ؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی ؛ استاد مشاور: عین‌الله خادمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غزالی و فیض کاشانی از صاحبنظران در زمینه تعلیم و تربیت جهان اسلام و ایران هستند که با اندیشه‌های اسلامی خویش پیشاهنگان افکاری دینی و تربیتی محسوب می‌شوند. با توجه به اینکه غزالی و فیض در دو مقطع زمانی متفاوت و دارای مذهب و گرایشات فکری متمایزی بوده اند این مسئله مطرح می شود که اصول و مبانی تربیت اخلاقی، ، اهداف تربیت اخلاقی، فضایل و رذایل اخلاقی و راه‌های دست‌یابی به فضیلت اخلاقی از منظر این دو شخصیت چه تفاوتها و شباهتهایی داشته است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که گرایشات فکری و تفاوتهای فقهی دو عالم دینی باعث شده است که در کنار وجوه تشابه زیاد، تفاوتهایی نیز داشته باشند. هردو در کلیت مبانی اخلاقی، اصول آن، روشهای دست یابی به فضایل اخلاقی و معرفی فضایل و رذایل اتفاق نظر داشته اند. با توجه به رویکرد انتقادی فیض نسبت به تصوف و مذهب اهل سنت اغلب روایاتی که به این دو گروه منسوب بوده حذف شده است و در مقابل از امامان (ع) و بزرگان شیعه روایت شده است. فیض با سخت‌گیری‌ها و ریاضت‌های صوفیانه توصیه شده غزالی موافق نبود و رویکردی عقلانی تر و مردمی تر برای دوری از رذایل داشت.
بررسی تطبیقی اندیشه‌ های عرفانی و کلامی مولوی و غزالی
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه محمدی ؛ استاد راهنما: عابدین درویش پور ؛ استاد مشاور: حسین فلاحی اصل
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
شناخت علم کلام و عرفان و نقش و کاربرد ان ها در مسایل اعتقادی وبررسی چگونگی ارتباط علم کلام و عرفان. علی رغم اختلافات میان دو علم کلام و عرفان، میان آنها رابطه نیز برقرار است مولوی و غزالی دو اندیشمند سر آمد در این دو حوزه ه علم می باشند که با بررسی اندیشه های مولوی و غزالی در باب مساله عرفان و کلام اسلامی می توان تا حدود بسیاری با اندیشه های اسلامی و عرفانی این دو اندیشمند و نقاط اشتراک و افتراق دید گاه های ان ها بهتر و بیشتر آشنا شد.
بررسی تطبیقی مسئله علیت از دیدگاه غزالی و لایب نیتس
نویسنده:
امید نادری؛ استاد راهنما: علی ارشد ریاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
مسئله علیت اساسی ترین اصل هر تفکری است، که بر سر تفسیر این مسئله و انواع آن در میان فیلسوفان و متکلمان اتفاق نظر نیست. حال در این میان مقایسه دیدگاه غزالی متکلم اشعری از مشرق زمین و لایب نیتس فیلسوف عقل گرا از مغرب زمین در مورد مسئله علیت و اقسام آن مورد نظر است. پژوهش حاضر به بررسی توصیفی و تحلیلی از نوع تطبیقی، با هدف دست یابی به شناخت بهتر این مسئله در پرتو مقایسه دو اندیشمند مزبور انجام گرفته است. نتایجی که از این پژوهش به دست آمده عبارت اند از: غزالی در رابطه علیت تنها از اقتران میان علت و معلول سخن گفته است و به جای عنصر ضرورت علی و معلولی فلاسفه عنصر شرطیت را مطرح می کند و لایب نیتس هم علیت را در قالب اصل جهت کافی، که یکی از اصول فلسفه اوست مطرح کرده است. غزالی از میان علل چهار گانه ارسطویی علت فاعلی و غایی را علت نامیده است و ازآن جایی که به فاعلیت مطلق خداوند در کل عالم اعتقاد دارد برتری را به علت فاعلی داده است، در مقابل لایب نیتس هم چنین دیدگاهی در این مسئله دارد، اما او برتری را به علت غایی داده است و علت فاعلی را علت طبیعی می داند. هر دو اندیشمند برای اینکه بتوانند وجود خداوند را به عنوان علت نخستین، در آثار خود نشان دهند، رابطه علی و معلولی در جهان مادی را نفی کردند، و در ادامه برای اینکه بتوانند پاسخی برای شبهات ایجاد شده از نفی علیت داشته باشند، غزالی نظریه کسب و لایب نیتس اصل هماهنگی پیشین بنیاد را ارائه داده اند .
تاثیر نظریه غزالی درباره جبر و اختیار در دامنه مسئولیت اخلاقی از دیدگاه او
نویسنده:
پریوش ارمغانی کیش؛ استاد راهنما: مهدی زمانی؛ استاد مشاور: ناصر مومنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
جبر و اختیار همواره از مسائل مهم و بحث‌انگیز عقیدتی مسلمانان بوده و از نظر تاریخی، اختلافات و داوری‌های متنوعی را در میان اندیشمندان کلام و فلسفه و عرفان دامن زده است. مبحث اختیار از موضوعات گستره فلسفه است که از دیرباز نقش مهمی در مباحث اساسی متافیزیک، اخلاق، علم النفس و کلام داشته است. از طرفی اختیار و اراده به عنوان مبدأ فعل دارای اهمیت میباشد، شناخت معنای آن ضروری است. از آنجاکه اخلاق از آنِ موجود آگاه و انتخابگراست و هر فعلی زمانی متصف به اخلاقی یا ضد اخلاقی میگردد که ناشی از اختیار و اراده باشد شناخت اختیار و اراده انسان اهمیت دارد. یکی از اساسیترین بحثهای فلسفی، دینی، اخلاقی و حقوقی بحث از مسئولیت است. مسئولیت اخلاقی از مفاهیمی است که در اخلاق و همچنین در فلسفه اخلاق، مطرح میشود. لازمه حفظ چنین جایگاهی برای انسان پذیرش مسئولیت اخلاقی است. لذا در این مطالعه تاثیر نظریه غزالی درباره جبر و اختیار در دامنه مسئولیت اخلاقی از دیدگاه او را بررسی نمودیم. بررسیها نشان داد که از نظر غزالی اختیار انسان در دایره اختیار الهی قرار گرفته است و به این ترتیب اختیاری است در دل جبر و چنین نتیجه میگیرد که تا زمانی که پروردگار قدرت فعلی را در وجود انسان قرار ندهد فعلی رخ نمیدهد، پس همه چیز منوط به خواست خدا است. اگرچه در ظاهر انسان کاری را با اختیار خود انجام میدهد اما نباید این نکته را فراموش کرد که خداوند قدرت و اراده انجام آن فعل را در وجود انسان قرار داده است تا انسان بتواند آن را انجام دهند و بنابراین نتیجهگیری میشود که اختیار انسان در دل جبر قرار گرفته است زیرا اگر خدا اراده نکند و قدرتی را در انسان ایجاد نکند فعلی رخ نخواهد داد. نگاه غزالی به مسئولیت اخلاقی، نگاهی فیلسوفانه و عارفانه است و بر مبنای نگاه غایتگرانه او به سرشت انسان شکل میگیرد، غزالی قرب الهی و سعادت اخروی را نهایت کمال انسان میداند. عشق به کمال و سعادت در انسان دارای نقص، باعث برانگیختن حس مسئولیت در او میگردد، دست یافتن به این نگرش، ارتباط وثیقی با مباحث اعتقادی یعنی معرفت خدای تعالی و اعتقاد به معاد دارد.
فلسفۀ اشراق سهروردی و غزالی
نویسنده:
نیکلای سینای، سعید انواری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله نشان می‌دهم که اندیشۀ شهاب‌الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان‌گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفۀ اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفۀ مشاء اسلامی و هم به دلیل استفادۀ گزینشی ‌از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می‌دهد که بنیان‌های عقلانی هستی‌شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه‌های مهم، از رسالۀ «مشکاة ‌الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوۀ مواجهۀ سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت‌ساز کلامی، یعنی مسئلۀ علم خداوند به جزئیات نیز می‌تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه‌های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه‌گیری می‌پردازم.
صفحات :
از صفحه 49 تا 89
سعادت شناسی و سعادت یابی از دیدگاه آرتور شوپنهاور و محمد غزالی
نویسنده:
صابره طباطبائی پژوه؛ استاد راهنما: مهدی امامی جمعه؛ استاد مشاور: مهدی گنجور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در طول تاریخ فلسفه و تفکر اسلامی، موضوع سعادت و راه‌های دستیابی به آن همواره یکی از مهم‌ترین مباحث بوده است. سعادت به عنوان هدف نهایی زندگی انسانی، از دیرباز توجه فیلسوفان، متکلمان و اندیشمندان را به خود جلب کرده است. در این میان، آرتور شوپنهاور، فیلسوف بزرگ آلمانی، و محمد غزالی، اندیشمند و متکلم اسلامی، هر یک دیدگاه‌های منحصر به فردی در این باره ارائه داده‌اند. آرتور شوپنهاور ، سعادت را در رهایی از درد و رنج‌های ناشی از خواسته‌ها و تمایلات بی‌پایان بشر می‌داند. او معتقد است که تحقق خواسته‌ها همواره به نارضایتی و رنج‌های جدید منجر می‌شود و تنها راه دستیابی به آرامش و سعادت، ترک این خواسته‌ها و پذیرش زندگی به گونه‌ای است که هست. شوپنهاور تأکید می‌کند که زندگی انسانی پر از تناقض و رنج است و نجات از این وضعیت تنها از طریق خودآگاهی و پذیرش امکان‌پذیر است. شوپنهاور معتقد بود که میل‌ها و خواسته‌های بی‌پایان عامل اصلی رنج و نارضایتی انسان هستند. او باور داشت که حتی پس از برآورده شدن یک خواسته، بلافاصله خواسته‌های جدید جایگزین می‌شوند و این چرخه بی‌پایان هیچ‌گاه به سعادت دائمی نمی‌رسد. برای دستیابی به سعادت، شوپنهاور پیشنهاد می‌کرد که انسان‌ها واقعیت زندگی را بپذیرند و تلاش نکنند آن را تغییر دهند، بلکه سعی کنند از طریق هنر، موسیقی و فلسفه از رنج‌های زندگی جدا شوند و به آرامش برسند. مفهوم اراده در مرکز فلسفه شوپنهاور قرار دارد و او آن را نیرویی بنیادین و ناهشیار می‌داند که تمام اعمال و رفتارهای انسان را هدایت می‌کند. شوپنهاور بر این باور بود که شناخت و درک اراده و کاهش تأثیرات آن می‌تواند به آرامش و سعادت منجر شود. به طور کلی، شوپنهاور فلسفه‌ای منحصر به فرد درباره سعادت داشت که بر پذیرش واقعیت‌های ناخوشایند زندگی و رهایی از میل‌ها و خواسته‌های بی‌پایان تأکید می‌کرد. ( شوپنهاور، 1393: 17 - 100 ؛ 1400: 28-58) در مقابل، محمد غزالی، با رویکردی متفاوت و از منظر اسلامی، سعادت را در اتصال انسان به خدا و پیروی از تعالیم دین اسلام می‌بیند.غزالی معتقد است که سعادت واقعی تنها از طریق شناخت خدا، عبادت و پیروی از راهنمایی‌های الهی حاصل می‌شود. او بر این باور است که انسان با تقوا و پرهیزگاری می‌تواند به زندگی‌ای پر از آرامش و رضایت دست یابد. غزالی بر اهمیت خودپالایی و تزکیه نفس تأکید دارد و معتقد است که تزکیه نفس، راهی است برای دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی. غزالی سعادت را در تحقق کمال انسانی و ارتباط با خدا می‌بیند. او سعادت واقعی را در آرامش و رضایت ناشی از نزدیکی به خدا و پیروی از دستورات او می‌داند.
معجزه از دیدگاه امام محمد غزالی و واصل ابن عطا
نویسنده:
عاطفه انصارناروئی؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم «معجزه» از مهمترین و چالشبرانگیزترین مباحث در حوزه کلام اسلامی است؛ چرا که دربردارندهی مسائلی بنیادین دربارهی رابطه خداوند با جهان، امکان خرق عادت، جایگاه عقل و تجربه، و نیز نسبت میان وحی و استدلال عقلانی است. از یکسو، معجزه ابزار اثبات صدق پیامبران تلقی میشود و از سوی دیگر، این پدیده در تناقض با نظام علی و سنتهای جاری در طبیعت قرار میگیرد. در تاریخ اندیشه اسلامی، دو جریان اصلی کلامی یعنی اشاعره و معتزله، پاسخهایی کاملاً متفاوت به چیستی، امکان و کارکرد معجزه دادهاند؛ که این تفاوت در آراء دو متفکر برجسته این دو مکتب، یعنی امام محمد غزالی و واصل بن عطا، بهروشنی مشاهده میشود. امام محمد غزالی در اثر مهم خود تهافت الفلاسفه بهصراحت اعلام میکند که رابطه میان علت و معلول، رابطهای ضروری نیست، بلکه فقط عادتی است که خداوند آن را پدید آورده و هر لحظه قادر به نقض آن است. او با رد قاطع دیدگاه فلاسفهای همچون ابنسینا درباره علیت، مینویسد: «ضرورت میان سوزاندن آتش و سوختن پنبه، وهمی است که به سبب تکرار تجربه در ذهن ما شکل گرفته است؛ در حالیکه تنها فاعل حقیقی خداوند است و آتش در ذات خود هیچ اثری ندارد» (غزالی، 1403ق، ج ،1ص .)
معرفت نفس ومراتب آن از منظر ابو حامد غزالی و فیض کاشانی
نویسنده:
ابوبکر صلاتی بلو؛ استاد راهنما: رضا بخشایش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پایان نامه به مفهوم عمیق معرفت نفس که توسط دو فیلسوف برجسته اسلامی ابوحامد غزالی و فیض کاشانی تبیین شده است می پردازد. این مطالعه از طریق بررسی عمیق آثار آنها، تلاش می‌کند تا لایه‌های پیچیده درک پیرامون خودآگاهی را در چارچوب فلسفه اسلامی باز کند. غزالی که به‌خاطر مشارکت‌های پربارش در اندیشه اسلامی شهرت دارد، بینش‌هایی درباره ماهیت و اهمیت خودشناسی ارائه می‌دهد و مراحل مختلف روشنگری معنوی و موانعی را که در طول مسیر با آن مواجه می‌شود، ترسیم می‌کند. در مقابل، کاشانی با جهت گیری عرفانی خود، دیدگاهی را ارائه می دهد که بر کار معنوی درونی و درون نگری به عنوان ابزار اولیه تحول خود تاکید دارد. این رساله از طریق تحلیل تطبیقی آرای غزالی و کاشانی، هر دو جنبه همگرا و واگرای فلسفه های آنها را روشن می کند و ماهیت چندوجهی خودشناسی در اندیشه اسلامی را روشن می کند. علاوه بر این، این مطالعه به بررسی زمینه‌های تاریخی و فرهنگی می‌پردازد که دیدگاه‌های غزالی و کاشانی را با توجه به تأثیر ماندگار آموزه‌های آنها بر اندیشه و عمل اسلامی بعدی شکل داده است. هدف این تحقیق با بررسی مشارکت آنها در چشم انداز وسیع تر فلسفه اسلامی، غنی سازی درک ما از خودشناسی به عنوان یک جنبه اساسی از رشد معنوی در اسلام است. علاوه بر این، به دنبال روشن کردن ارتباط معاصر بینش‌های غزالی و کاشانی است و بینش‌های ارزشمندی را در مورد پیگیری خودآگاهی و رشد شخصی در دنیای مدرن ارائه می‌کند. این پایان نامه از طریق کاوش در تقاطعات بین معنویت، فلسفه و روانشناسی انسانی، تلاش می کند تا به گفت و گوهای مداوم در مورد ماهیت خود و رابطه آن با امر الهی در سنت اسلامی و فراتر از آن کمک کند.
رابطه عقل واخلاق از دیدگاه امام غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
داور محمدزاده پیرلو؛ استاد راهنما: عین اله خادمی؛ استاد مشاور: عبداله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اخلاق و عقل دو رکن اساسی در فلسفه و اندیشه اسلامی هستند که تأثیر عمیقی بر رفتارها و ارزش‌های انسانی دارند. بررسی رابطه بین این دو مؤلفه، به‌ویژه از دیدگاه دو متفکر برجسته مانند امام غزالی و علامه طباطبایی، امری ضروری است که می‌تواند به فهم عمیق‌تر مبانی اخلاقی و جایگاه عقل در نظام فکری اسلامی کمک کند. این پژوهش با هدف تبیین نظرات این دو اندیشمند درباره‌ی عقل، اخلاق و رابطه‌ی آنها و همچنین تحلیل وجوه تشابه و تفاوت آرای ایشان صورت گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا، آرای امام غزالی و علامه طباطبایی درباره‌ی عقل و اخلاق به‌طور جداگانه و با استناد به آثار اصلی ایشان تبیین شده است. سپس،رابطه‌ی عقل و اخلاق از دیدگاه هر یک از این دو متفکر تحلیل و بررسی شده است. در نهایت، وجوه تشابه و تفاوت آرای غزالی و طباطبایی در این زمینه مقایسه و تحلیل شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که امام غزالی بر اهمیت وحی و شریعت در شناخت و عمل به اخلاق تأکید دارد و عقل را در حوزه‌ی اخلاق، ابزاری فرعی می‌داند. در مقابل، علامه طباطبایی بر توانایی عقل در شناخت اصول اخلاقی تأکید می‌کند و معتقد است که عقل می‌تواند به‌طور مستقل به درک خیر و شر دست یابد. با این وجود، هر دو متفکر بر اهمیت عقل در فهم و تفسیر متون دینی و همچنین در به‌کارگیری اصول اخلاقی در زندگی تأکید دارند.
  • تعداد رکورد ها : 961