رویکرد برخی از نظریات روانشناسیِ نوین راجع به دین اسلام و داستانهای قرآن کریم میتواند ابزاری کلیدی در درک عمیقتر تفسیر آیات الهی برای انسان معاصر باشد. ار
... ریک فروم، روانشناس آلمانی، دیدگاهی مثبت دربارۀ دین دارد. ازنظر فروم، دین بهمثابۀ یک ایدئولوژی فکری و عملی مدون، ابزاری ضروری برای بقای هر فرهنگ در گذشته و آینده به شمار میرود. او بر این باور است که شخصیت انسان همواره متأثر از محرکهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است که در بستر جامعه بر سرنوشت بشریت در طول زمان سایه افکندهاند. بهاینترتیب، انسان همواره در کشمکش میان دو نیروی خیر و شر، که فروم از آنها با عناوین «رشد و تباهی» یاد میکند، قرار دارد و نقشی محوری در شکلگیری شخصیت انسان و تعیین جهتگیری وی بهسوی اعتلا یا انحطاط ایفا میکنند.
جستار حاضر با روش توصیفیتحلیلی و براساس اتخاذ رویکرد اریک فروم در پی آن است تا آیات قرآنی مرتبط با حضرت ابراهیم(ع) و نمرود که بهویژه در سورههای بقره و انبیا ذکر شدهاند و نیز حالات رفتاری و کنشهای درونی و بیرونی شخصیتهای حضرت ابراهیم(ع) و نمرود در قرآن، که نمایانگر جهتگیری اعتلایی آن حضرت در مقابلِ روند تباهی و انحطاط نمرود است، را بررسی و به این نتیجه دست یابد که مؤلفههای رشد در شخصیت حضرت ابراهیم، بهویژه در ابراز شوق به زندگی در مسیر طاعت و بندگی خالق، استقلال از مادر مثالی بهمثابۀ ایثار و جهاد نفس، عشق به خالق، کنش بازتابی، درخورِ شناسایی است. در مقابل، مؤلفههای تباهی در شخصیت نمرود در اَشکال مردهگرایی، وابستگی به مادر مثالی بهمثابۀ قدرت دنیوی، خودشیفتگی افراطی و خشونت انتقامجویانه نمود یافته است.
بیشتر