مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مفهوم مخالف مفهوم موافق
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
معرفت گرایی ویلیامسون در باب ابهام
نویسنده:
هادی مرادی گلین قشلاقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یک تار مو کسی را از تاس بودن در نمی آورد و کاشتن یک تار مو بر سر کسی که تاس است او را غیر تاس نمی کند، پس فرد غیر تاسی وجود ندارد. زبان طبیعی مملو از محمول هایی مشابه تاس است. مهمترین ویژگی این عبارات داشتن مورد حاشیه ای است یعنی مواردی وجود دارد که نه تاس بر آن ها صادق است و نه غیر تاس. به چنین کلماتی مبهم گفته می شود. ویلیامسون نظریه ای شناختی برای کلمات مبهم ارائه می کند که مبتنی بر دو امر اساسی است: (1) استدلال وی برای دفاع از معناشناسی دو ارزشی (2) سعی در توضیح ابهام از با استفاده از نظریه ی دانش نا دقیق خود. ویلیامسون ادعا می کند در موارد دانش نادقیق حاشیه برای خطایی برای دانستن لازم است و صورتبندی از حاشیه برای خطا ارائهمی کند. گومز تورنته با پیش کشیدن گزاره های شفاف این صورتبندی از حاشیه برای خطا را مورد نقد قرار می دهد. ویلیامسون در دفاع از معرفت گرایی به ارائه ی نوع جدیدی از اصل حاشیه برای خطا می پردازد و مدعی است که نوع جدید نیز برای دفاع از معرفت گرایی بسنده است. نوع جدید نیز بنا به ادعای گومز تورنته دچار مشکلاتی از قبیل مغالطه ای بر مبنای عدم تمایز بین "دانستن" و "قابل دانستن" صورتبندی شده است. فارا گرف با تعمیم نتایج گومز تورنته بر مبنای مدل های معرفت گراگزینه های موجود بر سر راه معرفت گرا را بر می شمرد و معتقد است که هیچ یک بدون دردسر نخواهند بود. ویلیامسون در مقام پاسخ به نقدهای مطرح شده آن ها را بیشتر مربوط به ساختار یک نظریه ی خوب برای ابهام می داند که این نقدها قابل ترجمه به تمام نظریه های دیگر ابهام نیز هستند و دیدگاه شناختی هیچ جایگاه بدتری نسبت به دیگر نظریه های ابهام ندارد.
یادگیری مفاهیم مبتنی بر ویژگی‌ها در سامانه‌ای از ائتلاف عامل‌ها
نویسنده:
آرمان دیدنده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پایان‌نامه قصد دارم تا مطالعات متمرکز خود در دوره‌ی کارشناسی ارشد را گردآوری نمایم. این مطالعات با محوریت «یادگیری عامل‌های هوش‌مند از یک‌دیگر در محیطی پویا و متشکل از تعدادی از عامل‌های هوش‌مند ناهم‌سان» قصد دارد تا هوش‌مندی لازم برای عامل‌های موجود در محیط برای یادگیری از یک‌دیگر را فراهم آورد.برای بررسی یادگیری عوامل هوش‌مند، عنصر یادگیری را «مفاهیم» تشکیل‌‌دهنده‌ی محیط در نظر گرفتم. از آن‌جایی که می‌خواستم بر روی محیط‌های چندعامله کار کرده باشم، نیاز داشتم تا خاصیت جزیی بودن این‌گونه محیط‌ها را به گونه‌ای پیاده کنم. در نتیجه از نوع خاصی از مفاهیم به نام «مفاهیم ناهم‌رأی» استفاده کردم. یادگیری مفاهیم را بر مبنای یکی از اشیاء محیط و با استفاده از پروتکل «پرسش و پاسخ» که پروتکل استاندارد ایجاد ارتباط دوبه‌دو است انجام دادم.هم‌چنین برای این‌که مطالعه‌ی دقیق‌تری داشته باشیم، مسأله را از دیدگاه «نظریه‌ی بازی» یا Game Theory مطالعه نمودم. در نتیجه «بازی یادگیری مفاهیم ناهم‌رأی» را در دو ساختار مجزای دارای همکاری (Cooperative) و دارای رقابت (Competitive) بررسی کردم. در این راستا باید اشاره کرد که تمرکز اصلی ما در این پایان‌نامه بر روی دیدگاه همکاری بین عامل‌های هوش‌مند است. با این‌حال اشاراتی در محل لازم به دیدگاه رقابتی نیز انجام می‌پذیرد تا اهمیت هر دو دیدگاه به‌خوبی قابل درک باشد.به‌همین دلیل باید تمامی پروسه‌های لازم برای بازی بادگیری مفاهیم را نیز بررسی می‌کردم. به‌عنوان مثال‌هایی از این پروسه‌ها، روندهای دسته‌بندی (Classification)، رأی‌گیری (Voting) و یادگیری (Learning) را مطالعه کردم.برای این‌که مطالعات‌مان اثبات عملی نیز داشته باشد و صرفاً به نظریه‌پردازی نپرداخته باشیم، آزمایش‌های جداگانه‌ای برای بررسی عملی ایده‌های‌مان ترتیب دادم که در فصل آزمایش‌ها به آن‌ها اشاره شده‌است.در فصل انتهایی نیز مدل کامل یادگیری مفاهیم در یک سامانه‌ی چندعاملهرا با مولفه‌های مطالعه‌شده آوردم و افق‌های مطالعات آینده را –با اشاره به مولفه‌هایی که از این مدل باقی مانده‌اند- نشان دادم.