مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
الهیات بالمعنی الاخص امور عامه حکمت اشراق the School of Illumination حکمت متعالیه علم نفس فلسفه مشاء قواعد فلسفی [منبع: قواعد کلی فلسفه اسلامی]
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2979
نقش قوّۀ تعقّل در خودآگاهیِ «انسان معلّق در فضا» با تأکید بر مباحثات ابن سینا
نویسنده:
حسینعلی شیدان شید ، علی شیروانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خودآگاهی، یعنی آگاهی بیواسطۀ آدمی به ذات خود، که ابن سینا در برهان انسان معلّق درفضا برای اثبات نَفْس به آن تکیه کرده است حاصلِ فعّالیّتِ کدام قوّۀ ادراکی در آدمی است؟ سخنان ابن سینا در باب این موضوع دارای ابهام وپیچیدگی است: برای برطرف کردن این ابهام و رسیدن به پاسخ نهایی ابن سینا، در این مقاله، با روشی توصیفی، تحلیلی و انتقادی، به بررسی سخنان وی به-ویژه در کتاب مباحثات ـ که مشروح پرداخته و به این نتیجه رسیده‌ایم که در نظر نهایی ابن‌سینا آن قوّۀ ادراکی که عهده‌دار خودآگاهی است هیچ یک از قوای نَفْس نیست، بلکه خودِ نَفْس ادراک کنندۀ ذات خود است. لیکن از آنجا که وی بحث خودآگاهی را غالباً در چارچوب نظریّۀ خود در باب قوای ادراکی ارائه کرده است، گاه آن را تعقّل خوانده و درواقع، عقل یا تعقّل را ـ به اشتراک لفظ ـ به دو معنا به کار برده است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 14
رویکرد فلسفی ابن‌سینا در تعلیقات بر اثولوجیا
نویسنده:
سید محمود یوسف ثانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از آثار مغفول‌مانده شیخ در شناخت نظام فکری و فلسفی او تعلیقات وی بر اثولوجیای منسوب به ارسطوست. این تعلیقات که به صورت پراکنده بر مواضعی از اثولوجیا نوشته شده‌اند موضوعات گوناگونی از خداشناسی، نفس‌شناسی، عقول و مبادی نخستین، ادراک حقیقت مبدأ اول و مسائل بسیار دیگری را در برمی‌گیرند. محورهای مهم مورد توجه شیخ در این تعلیقات نخست نفس‌شناسی و دیگر ارتباط نفس با مبدأ اول است. در محور نفس‌شناسی تعلیقات شیخ علاوه بر شرح جنبۀ انتقادی نیز دارد و به‌ویژه وجود نفس قبل از پیدایش بدن و یا واجد بودن ادراکات و معارفی را قبل از ارتباط با بدن برای آن نمی‌پذیرد و در محور ارتباط نفس با مبدأ اول و درک حقیقت کمال و جمال او ادراک عقلانی و مبتنی بر استدلال را در این زمینه ناتمام می‌داند و تنها مشاهدۀ حقه را راه درک آن حقیقت به شمار می‌آورد. در مجموع می‌توان گفت شیخ در
صفحات :
از صفحه 32 تا 45
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی و ادلّه ابن سینا و ملاصدرا در مسألە جاودانگی نفس
نویسنده:
صنم کیانی خانکندی؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی؛ استاد مشاور: ناصر فروهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از اکتشافات باستان شناسی چنین مشخص شده است که مسئله جاودانگی و اعتقاد به جاودانگی ریشه در عمق حیات بشر دارد. جاودانگی و عدم جاودانگی از آن دسته مسائلی میباشد که درخور توجه فیلسوفان بوده است و عده ای قائل به جاودانگی و عدهای قائل به فنای نفس بوده اند.در میان فیلسوفان مسلمان، ملاصدرا با رویکرد جدید خویش به بحث جاودانگی و مسئله بقای نفس پرداخته است. فهم دقیق سخنان ملاصدرا در بحث نفس درگرو توجه به مبانی فلسفی او میباشد.چنین پرسشی مطرح میشود که ملاصدرا با استمداد از چه مبانی به بحث نفس و جاودانگی نفس پرداخته است؟در نگاه اول میتوان این اصول را تحت عنوان مبانی وجود شناختی فلسفه ملاصدرا به شمارو آورد. صدرالمتالهین شیرازی بر اساس مبانی خاص مانند اصالت وجود، اشتداد وجود، بساطت وجود، حرکت جوهری، تساوق وحدت و وجود، ،وحدت وجود، تساوق وجود و صفات کمالی،تقسیم عوالم به ماده، برزخ و عقول.صورت به عنوان ملاک شیئیت شی. به اثبات فناناپذیری نفس میپردازد. ابن سینا به مانند ملاصدرا برای نفس حیات جاودانه قائل است.ابن سینا ادله خویش را برای اثبات جاودانگی نفسبر اساس اصول و مبانی خاص خویش استوار کرده است.مبانی و اصول فلسفی ابن سینا برای اثبات فناناپذیری نفس عبارت است از: تعلق تدبیری نفس به بدن،نیازمندی نفس به عقل فعال، تجرد نفس، تعلق امور نامتناهی توسط نفس، عالم هستی به دو قسمت عقل و حس تقسیم میشود. ابن سینا و ملاصدرا دلایلی را برای اثبات جاودانگی نفس بیان میکنند که به صورت خلاصه مطرح میکنیم.استدلال اول و دوم ابن سینا در اشارات و تنبیهات میباشد که او چنین عقیده دارد نفس به بدن تعلق تدبیری دارد.در تعلق تدبیری حال،برای قوام خود به محل نیازمند نیست در نتیجه نفس برای قوام خود به بدن نیاز ندارد .نفس به علت ازلی خود نیاز دارد.علت ازلی نفس چیزی جز عقل بسیط نیست که فناناپذیر است.پس اگر علت تامه نفس فناناپذیر باشد در نتیجه نفس باقی است.استدلال دوم ابن سینا:نفس موجودی بسیط است که نمیتواند حال در چیزی باشد موجودی که حال در چیزی نیست پس بی نیاز از ماده است.پذیرش فسادپذیری امر حادث است و هرامر حادثی به ماده نیاز دارد که بتواند در آن حادث شود.اما نفس را نمیتواند امر مادی در نظر گرفت.ابن سینا عقیده دارد که نفس در بقای وجود، متکی به ذات است.نفس میتواند امور نامتناهی را درک کند.قوای امور جسمانی نامتناهی نیست.نفس با تکیه بر ذات خود میتواند امور نامتناهی را درک کند و به قوای جسمانی نیاز ندارد.تعقل،درک کردن از جمله فعل های نفس است.نفس در تمامی فعل های خود به ذات خود تکیه دارد بنابراین اگر بدن نابود شود نفس نابود نخواهد شد. ملاصدرا عقیده دارد نفس دو قسم میباشد:نفوسی که به درجه عقلی رسیده اند و نفوسی که نتوانسته اند به درجه عقلی برسند.اگر نفس بتواند به حد تعقل برسد در این دنیا صورت معقوله را کسب کند این نفس فناناپذیر است.او عقیده دارد نفوسی که میتوانند به حد تعقل برسند به دو دلیل فناناپذیرند.دلیل اول این است که نفس با مرگ بدنز نابود نمی شود و نمی میرد.دلیل دوم این است که نه مرگ بدن باعث مرگ نفس میشود نه هیچ عوامل دیگری.دلیل دوم:هرچیزی اگر بخواهد فاسد شود یا با ورود ضد فاسد میشود یا با از میان رفتن یکی از چهار علت فاعلی،مادی،صوری و غایی نابود میشود.نفسی که به درجه عقلی برسد ضدی ندارد که بتواند آن را نابود کند.استدلال دیگر ملاصدرا:او معتقد است نفسی که به یک جوهر عقلی تبدیل شده فناناپذیر است. او عقیده دارد موجودی که بسیط محض باشد نابودی نسبت به آن معنا ندارد به ویژه زمانی که علت افاضه کننده آن باقی باشد.حال تصور کنیم که میتوان نفس را امر عدمی در نظر گرفت.این سوال مطرح میشود این عدم ذاتی است یا از طریق شی دیگری بر آن تحمیل شده؟حالت اول غیرممکن است چون یک شی نمیتواند خود را نابود کند و حالت دوم نیز ممکن نیست چون علت برای ایجاد عدم معنایی ندارد بلکه عدم علت را میتوان تصور کرد.در نتیجه نفس امری جاودانه میباشد.
نظریه حقوقی ابن سینا چیست؟ واکاوی نظرات حقوقی بوعلی سینا برآمده از رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه
نویسنده:
قاسمعلی کوچنانی، ریحانه صادقی، محمدمهدی داور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه که آن را به عنوان کتاب السیاسة نیز می­خوانند، منزلگاه حکمت منزلی ابن سینا در نظام فکری سینوی است. ابن سینا مباحث مربوط به تدبیر منزل را در این رساله بیان کرده است که از جمله آن­ها مباحث حقوقی می­باشد که می­توان آن را «نظریه حقوقی ابن سینا» خواند. 1. بحث از حقوق طبیعی؛ 2. بحث از حقوق زنان؛ 3. بحث از حقوق کودکان؛ 4. بحث از حقوق کارکنان همان چیزی است که دلالت بر مسائل حقوقی می­کند و فلسفه حقوق سینوی را تشکیل می­دهد. بررسی این مبانی می­تواند پرسش «آیا نظریه حقوقی در نظام فکری ابن سینا یافت می­گردد؟» را پاسخ دهد. تبیین و سپس بررسی نظرات بوعلی سینا همان چیزی است که گفتار حاضر را تشکیل داده است تا به این پرسش پاسخ دهیم و در نهایت نیز نظریه حقوقی سینوی یا همان فلسفه حقوق ابن سینا را از دل این تبیین و بررسی استنباط کنیم.
صفحات :
از صفحه 16 تا 31
بررسی تطبیقی مراتب عقل نظری از دیدگاه ابن سینا و نظریه ی رشد شناختی ژان پیاژه
نویسنده:
گودرز شاطری، آفرین زنگنه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
علم النفس فلسفی هر چند از نظر موضوع و روش با روان‌شناسی جدید تفاوت‌های آشکاری دارد؛ اما بادقت نظر می‌توان برخی مسائل مشترک را در آن‌ها یافت. یکی از این مسائل مراحل رشد شناختی ژان پیاژه در روان‌شناسی جدید است که از بسیاری جهات با مراتب عقل نظری ابن‌سینا قابل‌مقایسه است. به طوری که مراتب چهارگانه عقل نظری در ابن سینا روند و پیمایشی یک سان با مراحل رشد شناختی پیاژه دارد.نظریه رشد شناختی پیاژه یک نظریه جامع درباره فرایند شناسایی انسان است. این نظریه به مطالعه توانایی‌های کودکان در مراحل رشد و تعامل آنها با محیط می‌پردازد. پیاژه بر این باور بود که در فرایند رشد شناختی خود کودک شرکت‌کننده‌ای فعال است و نقش اصلی را خودش ایفا می‌کند درحالی‌که در تفکر ابن‌سینا ابتکار عمل از آن نفس بشری نیست.براین‌اساس این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به مقایسه رشد شناختی پیاژه با مراتب عقل نظری در تفکر ابن‌سینا می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 221 تا 240
بررسی و نقد تفسیر غزالی از نظریه ابن سینا در کیفیت علم خداوند به جزئیات
نویسنده:
فرخنده کرناسی دزفولی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده یکی از مراتب علم خداوند است که بین دو اندیشمند بزرگ فلسفه و کلام اسلامی ابن سینا و غزالی مورد اختلاف است و آن مسأله کیفیت علم الهی به جزییات و پدیده های مادی است. شیخ الرئیس این علم را حصولی و بواسطه ی صور مرتسمه در ذات خداوند دانسته اما غزالی معتقد است که علم به امور جزیی اضافه ی محض هستند و می تواند در معلوم تغییر ایجاد کند و نسبت به دیدگاه ابن سینا در این زمینه معترض است تا جائیکه حکم تکفیر وی را صادر می کند. در این نوشتار با روشی توصیفی- انتقادی تلاش می شود تا منشأ این اتهام با مراجعه به آثار ابن سینا بررسی و نسبت ناروای کفر وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نگارنده در پایان با ارائه شواهدی به این نتیجه می رسد که نه تنها ابن سینا علم حق تعالی را انکار نکرده بلکه به جهت حساسیت خاص وی که نشان از پایبندی او به تنزه ذات الهی از شائبه کثرت دارد؛ با تمسک به آیه شریفه ای از قرآن کریم به شیوه خاص خود علم خدا به جزئیات را علی نحو کلی اثبات و تبیین نموده است؛ شیوه ای که متکلمی چون غزالی از درک درست آن ناتوان بوده است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 32
بررسی تطبیقی انسان شناسی ابن سینا و ابن طفیل بر اساس رساله های حیّ بن یقظان
نویسنده:
مسعود جعفری؛ استاد راهنما: حسن عباسی حسین آبادی؛ استاد مشاور: علی علم الهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
داستان‌ حی‌بن‌یقظان - و نیز سلامان و ابسال - از مشهورترین آثار فلسفی ابن‌سینا است که به عروج عقلی انسان و شناخت خدا اشاره دارد. این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و چون در قالبی رمزوار و واجد بیانی تمثیلی می باشد، درک آن چندان ساده و در دسترس نمی باشد. قهرمان داستان یکی «حیّ» و دیگری «یقظان» است. بیشتر شارحان این رساله، حیّ را همان عقل فعال می‌دانند و یقظان که پدر حیّ است عقل اول یا مبادی اول است. پس از ابن‌سینا، ابن‌طفیل اندلسی با وام گرفتنِ نام-عنوانِ رمزی-تمثیلی دو داستان حیّ بن یقظان و سلامان و ابسالِ ابن‌سینا، داستانی با عنوانِ «حی‌بن‌یقظان» پیرامون شخصیتی با همین نام پرورده که در نهایت راهگشای ورود شخصیتهایی با نام سلامان و ابسال نیز به این داستان می شود. داستانی که شاید بیش از هر چیزی نمایانگر امکان آدمی و موهبتی می باشد که در آغاز از ناتوانی دستان خود به آن راه می یابد وقتی فقدانِ خود را می جوید. به بیانی ساده تر، سرگذشت سلوک عقلانی و روحانی انسان و مراحل تکامل فکر و عقل و تنهایی انسان در طی این مراحل را بیان می‌کند تا به معرفت ذات و حقایق دست یابد. ابن‌طفیل نیز در داستان خویش مسیر سلوکی را نشان می‌دهد که حیّ در پیشاپیش خویش به آن راه می برد، ولی بر خلاف راویِ داستانِ إبن سینا که در مواجهه ناخواسته به فردی که خود را حیّ بن یقظان می شناساند، باری در این نیل ناخواسته به جایگاهِ خود راهیاب می شود، ولی إبن طفیل حیّ بن‌یقظان را در ابتدای مسیر قرار میدهد و تا رساندن پایانِ آن مسیر، چنان غایتی که ورای آن متصور نمی توان شد، خود به گزارش ماوقع می پردازد چنانکه گویا خود راهنمای حیّ، و حتّی خود راهِ حیّ می باشد. با این توصیف، این پرسش مطرح است : آیا چنین برداشتی درست است که «مراحلی که حی‌بن‌یقظان در ابن‌سینا شرح می‌دهد، حی‌بن‌یقظان ابن‌طفیل طی می‌کند» (رسولی، 1393: 79). پرسشی که پاسخ آن را نیز در این پژوهش می جوئیم. با این حساب، قصد داریم در این آثار داستانی و تمثیلی، فهمی نو از انسان‌شناسی در ابن‌سینا و ابن‌طفیل بدست دهیم و بیان کنیم انسان در این دو رساله چه ماهیت و تعریفی دارد؟ و چه قوا و ادراکاتی برای شناخت محیط پیرامونی و نیز شناخت عوالم دیگر دارد؟ و آیا برای خویش غایتی می یابد ؟ و آیا راه دستیابی به این غایت، در خود انسان است ؟و اگر آری، آِیا یافتن این غایت را باید ناشی از توانایی او دانست به گونه ای که بتوان گقت ",انسان غایت خویش است", ؟
تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعۀ ابن‌ سینا: بررسی متون و سیاق آن
نویسنده:
آموس برتولاچی؛ ترجمه: مهدی حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه‌اش با عنوان «ابن‌سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی‌ مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن‌سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه‌های اصلی فلسفی) در آثار ابن‌سینا، بر اساس روش‌شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه‌وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعة ابن‌سینا (و حتی به روان‌شناسی و معرفت‌شناسی او) و به‌طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه‌مند هستند، تحقیقات پیشگامانة دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه‌برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائة چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش‌های تخصصی‌تر در آینده هموار کرده و گنجینه‌ای ارزشمند را برای علاقه‌مندان به این حوزه گشوده است. به‌عنوان نشانه‌ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می‌کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن‌سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان‌طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن‌سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم‌ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی‌های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن‌سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به‌خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم‌های صاف و یال و دمی بلند)، صرف‌نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن‌ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی‌که مفاهیم «موجود» و «شیء» به‌طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می‌شود.
صفحات :
از صفحه 105 تا 143
هویت ادراک عقلی از منظر ابن‌سینا و صدرالمتألهین
نویسنده:
مرضیه هاتف
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در میان مراتب ادراک آدمی، ادراک عقلی، ‌به‌عنوان مهم‌ترین بخش ادراک به شمار می‌آید و او را از حیوانات متمایز می­کند. ابن‌سینا در ادراک عقلی قائل به نظریه تجرید و اتصال نفس با عقل فعال است و ملاصدرا در این­ باره نظریات متفاوتی را بیان می­کند. بر اساس مبانی ملاصدرا، نفس ناطقة آدمی پس از گذر از نفس نباتی و حیوانی، به مرحله­ای از ادراک می­رسد که قادر است مفاهیم کلی و حقایق عقلانی را ادراک کند. اما این امر چگونه محقّق می­گردد؟ صدرالمتألهین (برخلاف ابن‌سینا) در ادراک حسی و خیالی قائل به خلاقیت نفس است؛ درحالی‌که درباره فرآیند ادراک عقلی، در آغاز دارای آرای متفاوت و به نظر، متعارضی است. به عبارتی بنا بر مبنای ابن­سینا، علم به‌واسطه انفعال حاصل می­شود، ولی در حکمت متعالیه و در کتب پیشینیان مشاء، سخن از انفعال نیست و علم در قسمتی از امور و در بسیاری از موارد، به انشای نفس برمی­گردد. مهم‌ترین آرای ملاصدرا در زمینه ادراک عقلی را می­توان در قالب سه رویکرد ذکر نمود: نخست، مشاهد­ی مثل نوریه از دور؛ دوم، افاضی واهب الصور (عقل فعال) و سوم، ‌اندکاک در ذات الهی بر سبیل فنا. نقطه اشتراک این دو فیلسوف، در نحوه افاضه واهب الصور بر آنهاست که ابن‌سینا به نحو اتصال می­داند، ولی ملاصدرا بر سبیل اتحاد و هریک از این دو دیدگاه، ثمراتی دارد که قابل‌توجه است. نوشتار پیش رو که به روش کتابخانه­ای و تفحص در آرای فلاسفه پیشین تهیه شده، ضمن تبیین دیدگاه این دو فیلسوف دررابطه‌با ادراک عقلی، ناگزیر است توضیح مختصری درباره حقیقت نفس انسان و قوای وجودی او و همچنین حقیقت عقل فعال در عالم ارائه نماید تا بدین‌وسیله تصویری روشن در ذهن مخاطب ایجاد گردد.
صفحات :
از صفحه 144 تا 177
لمعه‌ای بر تهافت معنای عشق از منظر ابن سینا
نویسنده:
احسان زهره وند، غلامحسین خدری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ در تقرب به ایضاح امری است که مفهومش در غایت ظهور اما در نهایت خفاست. ابوعلی‌سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفی و عرفانی»، دیدگاه‌های متفاوت سه‌‍گانه‌ای را پیرامون معنای عشق اظهار می‌دارد؛ در «القانون فی الطب» -متأثر از طب جالینوس-، عشق را بیماری وسواس‌گونه‌ شبیه به مالیخولیا، و در «رساله عشق» وی با روش فلسفی‌استدلالي‌اش، درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره بقاء موجودات و سريانش در تمام هستی برمی‌آید و در نهايت، در «نمط نهم اشارات» وی با نگاهی عارفانه، آن را ترنمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سر و آمادگی در سلوک می‌گردد. این خامه با روش تحليل فلسفي و اسنادی تلاش كرده تا ضمن تبیین و بررسی آراء و نظریات مختلفش در آثار متعدد، به روشنگری از این تهافت پرداخته و آن را مورد ارزیابی و سنجش علمی قرار داده و در ادامه کوششی نیز برای ترسیم مبادی تصوریه و تصدیقیه عشق از منظر وی را مبذول و سر آخر موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت‌های حاصله از عشق را در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آنها، تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.
صفحات :
از صفحه 33 تا 53
  • تعداد رکورد ها : 2979