جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4591
تبیین و مقایسۀ دیدگاه لایب نیتس و علامه طباطبایی دربارۀ اختیار
نویسنده:
لیلی خیدانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث جبر و اختیار یکی از مسائل و معضلات مهم فلسفی است که در طول تاریخ، فیلسوفان شرق و غرب دربارۀ آن به تأملات بسیار پرداخته‌اند. علامه طباطبائی به عنوان یک اندیشمند اسلامی، هم در آثار فلسفی خود و هم در تفسیر المیزان، ابعاد مختلف جبر و اختیار را بررسی نموده است. لایب‌نیتس نیز به‌عنوان یکی از متفکران بزرگ دوران پیش از کانت، دربارۀ جبر و اختیار تحقیقات بسیار انجام داده است. پرسش اصلی پژوهش پیش‌رو، این است که آیا اعتقاد به اصل هماهنگی پیشین بنیاد، نوعی نفی اختیار و حاکمیّت ضرورت نیست؟ چگونه ارادۀ ازلی الهی با اختیار آدمی سازگار است؟ لایب‌نیتس در صدد بود با تمایز میان ضرورت مطلق و ضرورت شرطی و نظریۀ جهان‌های ممکن به تثبیت اختیار انسان بپردازد. علامه طباطبایی نیز اختیار را امری فطری دانسته و معتقد است قاعدۀ ضرورت سابق «الشئ ما لم یجب لم یوجد»، هیچ منافاتی با اختیار انسان ندارد. در این پژوهش پس از تبیین مبانی لایب‌نیتس و علامه طباطبایی، به بررسی، تحلیل و تطبیق دیدگاه این دو اندیشمند می‌پردازیم.
صفحات :
از صفحه 41 تا 60
خوانشی بر مقایسۀ نسبت واحد و کثیر با تکیه بر مفهوم واحد و احد در نظام فکری افلوطین و علامه طباطبایی
نویسنده:
ریحانه مرادی پور ، حسین کلباسی اشتری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
واحد و کثیر دو مفهوم مهم و اساسی در تفکر الهیاتی به‌شمار می‌آیند که تبیین ارتباط و نسبت میان آنها همواره یکی از دغدغه‌های اساسی متفکران این حوزه بوده است و هر متفکری مبتنی بر نظام فکری خویش به آن پرداخته است. افلوطین به عنوان یک متفکر الهیاتی متأثر از نظام فکری افلاطون مفهوم واحد را به عنوان مفهومی مافوق وجود، توصیف‌ناپذیر، درک‌ناشدنی، بسیط و وحدت محض طرح می‌کند که به‌واسطۀ کمال و تعالی مافوق خویش به نحو ضروری از طریق فیضان، آفرینش را ایجاد نموده است. وی این‌گونه، تلاش داشته در عین حفظ استقلال واحد، نسبت کثرات به آن را نیز توجیه کند. علامه طباطبایی که نه تنها با تکیه بر نظام فکری متعالیه، بلکه به‌واسطۀ بینش عمیقی که در نتیجۀ سال‌ها هم‌نشینی با قرآن به آن دست یافته است، با طرح مفهوم احد به عنوان اصلی‌ترین مفهوم در نظام توحیدی، وحدت خداوند را وحدت حقه می‌داند. ایشان البته با طرح مفهوم تجلی و ظهور، نسبت احد با کثرات را نیز تبیین نموده است. نگارندگان جستار پیش‌رو می‌کوشند در عین بررسی اوصاف و ویژگی‌های احد و دلایل اثبات آن در نظام فکری افلوطین و علامه طباطبایی، چگونگی حل مسألۀ ربط واحد و کثیر با توجه به احد و اوصاف احد نزد این دو متفکر را مقایسه و تطبیق نمایند.
صفحات :
از صفحه 25 تا 40
نقش بهره‌گيري از قرائن در روش تفسيري قرآن به قرآن از نگاه علامه طباطبائي با تأكيد بر آيات اخلاق اجتماعي
نویسنده:
طاهره حاجي رحيمي، محمدعلي محيطي اردکان
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قرآن کريم کتاب هدايت و دربردارندة تمام دستورالعمل‌هاي موردنياز انسان براي دستيابي به سعادت فردي و اجتماعي است. استفاده از روش و ابزار صحيح، شرط لازم رسيدن به فهم درست و جامع از اين دستورالعمل‌هاست. بهره‌گيري از قرائن موجود در کلام، اعم از پيوسته و ناپيوسته، ازجمله روش‌هاي عام تفسير در روش تفسيري قرآن به قرآن است. پژوهش حاضر با روش توصيفي ـ تحليلي درصدد است تا نقش بهره‌گيري از قرائن را در تفسير قرآن به قرآن آيات اخلاق اجتماعي از نگاه مفسر بزرگ جهان اسلام، علامه طباطبائي استخراج و تبيين کند. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه علامه طباطبائي در کنار بهره‌گيري از سياق به‌عنوان تنها قرينة پيوستة لفظي در روش تفسيري قرآن به قرآن، از قرائن پيوستة غيرلفظي و ناپيوستة کلام نيز در تفسير آيات اخلاق اجتماعي بهره برده است.
ایمان به مثابه مفسّر تجربۀ زیبایی در عرفان علامه طباطبایی
نویسنده:
سید محمدعلی دیباجی ، سید ابوالقاسم حسینی اسحاق‌آبادی ، علی معتمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایمان از مقولۀ معرفت است و می‌توان آن را اوج تجربۀ مؤمنانه محسوب کرد. از سویی، تجربۀ زیباشناختی، نیرومندترین تجربۀ زیستی است که زندگی آدمی را معنادار و پویا می‌سازد. یکی از سؤالات مطرح در این باب، این است که تجربیات زیبایی‌شناختی چه رابطه‌ای با تجربیات مؤمنانه دارند. هدف: مقالۀ حاضر، به این پرسش در قلمرو عرفان علامه طباطبایی با روش نظری(توصیفی- تحلیلی) پاسخ داده است. روش: روش تحقیق در این مقاله، اسنادی و با توجه به فرضیۀ اتخاذ شده، در زمرۀ تحقیقات توصیفی(غیر آزمایشی) است. تکنیک کار به روش نظری(توصیفی-تحلیلی) و گردآوری اطلاعات به شیوۀ کتابخانه‌ای صورت گرفته است. یافته‌ها: این مقاله با واکاوی روابط سه‌گانۀ زیبایی، ایمان و عرفان شروع می‌شود و نسبت آنها را در نحوۀ تفکر و اندیشیدن انسان و وسعت دنیای او می‌یابد. نتیجه‌گیری: تجربۀ زیبایی، پرتویی از تجلی حقیقت است در ساحت خیال؛ اما امر زیبا، در افقی بالاتر از تجربۀ زیبایی، تنها با دل‌آگاهی یافت می‌شود که از مقولۀ ایمان و معرفت است. ایمان در نظر علامه، برآمده از محبت به خداست و تجربه‌های زیباشناختی هم با جذبه‌ای هم‌سنخ با محبت همراه‌اند. پس برای رابطۀ ایمان و امر زیبا، باید به واکاوی معنای محبت پرداخت. اما امر زیبا محدود به محسوسات نیست، بلکه حقیقت زیبایی امری معقول است؛ وانگهی، همان زیبایی محسوس هم از باطنی برخورداراست که باید آن را کشف کرد.
صفحات :
از صفحه 463 تا 480
ملاحظه و بررسی انتقادی ازخودبیگانگی فطری کارل یاسپرس از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
علی عطائی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف: هدف اصلی این نوشتار، بررسی ازخودبیگانگی فطری در انسان‌شناسی فلسفی یاسپرس از منظر علامه طباطبایی بود. یاسپرس از روش پدیدارشناسانه به جای تحلیل فلسفی بهره برد و با ذاتی انسان قرار دادن آزادی مطلق، اولیات ذاتی و فطرت الهی را مورد تردید قرار داد و آن را ناقض وجودِ اگزیستانسی بشر معرفی کرد؛ در حالی که علامه به روش تحلیلی اولیات فطری، اصل علیت را اساس خودآگاهی و راه عبور ازخودبیگانگی دانسته، آزادی را ابزاری برای اهداف فطری معرفی کرد. اگر علامه ازخودبیگانگی فطری را غفلت و نسیان اولیات فطری دانسته، یاسپرس با مبانی «فلسفۀ وجود» خود، التزام به قیود پیشینی، مانند فطریات را ازخودبیگانگی دانسته است.یافته ها و نتیجه گیری:پژوهش حاضر با ارزیابی مبانی معرفتی دو اندیشمند، ذاتی بودن فطریات را ثابت کرده و بی‌توجهی به آگاهی‌های فطری را عامل ازخودبیگانگی دانست.
صفحات :
از صفحه 387 تا 398
کاربست معیار صدق شناخت در علوم اجتماعی از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
حبیب الله نجفی ایواتلو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله علوم اجتماعی مورد توجه بسیاری از اندیشمندان اسلامی در این حوزه است و سعی می‌کنند این مسائل را از نسبی گرایی رهایی دهند. علامه در این مسأله یکه تاز بوده و ادراکات اعتباری را به طور مفصل بحث کرده است که بیشتر از ابداعات علامه بوده است. به طور کلی ادراکات دارای دو قسم است ادراکات حقیقی و اعتباری. ادراکات حقیقی مستقل بوده و معیار آن منتهی شدن ادراکات نظری به بدیهی است و ادراکات بدیهی خود معیار بوده و نیازی به معیار بیرونی ندارد. اما آنچه مورد توجه است ادراکات اعتباری است که بنیان های اخلاق، حقوق و علوم اجتماعی به آن وابسته است. این ادراکات را با مکانیسم اعتباری سازی می‌توان تبیین کرد به این معنا که ابتدا نسبتی در خارج میان دو امر واقعی ادراک می‌شود که نسبتی حقیقی است و در خارج تحقق دارد؛ اما انسان به خاطر احساساتی که دارد این نسبت واقعی را از جایگاه حقیقی خود خارج می‌کند و میان خود و امر دیگری قرار می‌دهد. در مواردی که اعتبار سازی رخ می‌دهد همیشه آن نسبت خارجی ادراک شده به صورت معقول ثانی فلسفی تصور می‌شود. علامه معتقد است که نباید میان منشأ شیء و خود شیء خلط کرد. به طور کلی نسبی گرای علامه با نسبی گرایی مشهور کاملا متفاوت است. معیار شناخت در ادراکات اعتباری این است که بتوان «باید» را در آن فرض نمود. در نوشتار حاضر در صددیم معیار صدق شناخت ادراکات اعتباری در علوم اجتماعی را بررسی کرده و پیامدهای آن را ارائه دهیم.
صفحات :
از صفحه 129 تا 144
بررسی مقایسه‌ای محدوده علم غیب پیامبران در تفسیر المیزان و تفهیم القرآن
نویسنده:
عبدالله میراحمدی، زهرا مدرسی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بهره‌مندی پیامبران از علم غیب را اندیشمندان اسلامی به‌اجمال پذیرفته‌اند. در این میان، از دیرباز متفکران مسلمان درباره گستره و میزان کیفیت احاطه پیامبران و اولیای الاهی به علم غیب اختلاف ‌نظر داشته‌اند. وجود آیات نفی‌کننده و اثباتگر علم غیب پیامبران بر این نزاع دیرینه افزوده است. در نوشتار حاضر به روش توصیفی‌‌تحلیلی رویکرد طباطبایی و ابوالاعلی مودودی، به عنوان شاخص‌ترین مفسران معاصر فریقین، درباره علم غیب پیامبران بررسی شده است. بررسی تفاسیر این دو محقق بیانگر آن است که هر دو در پذیرش اصل علم غیب پیامبران اشتراک‌ نظر دارند. از نظر آنها، وحی و علم خدادادی سرچشمه علم پیامبران محسوب می‌شود. در مقابل، در تبیین گستره علم غیب قرائت یکسانی ندارند؛ چنان‌که طباطبایی با کنار هم گذاشتن آیاتی که علم غیب را مختص خدا دانسته و آیاتی که آن را برای پیامبران ثابت می‌کند، نتیجه می‌گیرد که پیامبران از علم غیب گسترده‌ای به اذن الاهی برخوردارند. در مقابل، مودودی با تکیه بر آیات دسته نخست، علم غیب را از غیرخدا نفی می‌کند و با توجه به آیه 26 و 27 سوره جن و جریان افک و نیز با توجه به برخی روایات، علم غیب پیامبران را محدود به حیطه رسالت آنان می‌داند.
صفحات :
از صفحه 85 تا 109
نسبت الهیات بالمعنی الاعم با الهیات بالمعنی الاخص از منظر حکیمان
نویسنده:
عسکری سلیمانی امیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دو اصطلاح «الهیات بالمعنی‌الاعم» و «الهیات بالمعنی‌الاخص» ناظر به دو بخش از مباحث در فلسفه اولی هستند که در موضوع خدا و صفات او مشترک‌اند. حال سؤال این است که این دو بخش چه نسبتی باهم دارند؟ آیا الهیات بالمعنی‌الاخص بخشی از مسائل الهیات بالمعنی‌الاعم است که به دلیل اهمیت و شرافت موضوع آن از الهیات بالمعنی‌الاعم افراز شده و یا الهیات بالمعنی‌الاخص مبحثی جداگانه در عرض الهیات بالمعنی‌الاعم است؟ آیا محتمل است الهیات بالمعنی‌الاخص علم مستقلی باشد؟ فیلسوفان در‌این‌خصوص دو دیدگاه را برگزیده‌اند. دیدگاه اول، الهیات بالمعنی‌الاخص را بخشی از الهیات بالمعنی‌الاعم می‌داند و به دلیل اهمیت و شرافت موضوع آن مستقل تدوین شده است و دیدگاه دیگر، الهیات بالمعنی‌الاخص را در عرض الهیات بالمعنی‌الاعم می‌شمارد که این دو علم دو بخش از فلسفه اولی هستند. موضوعات مسائل الهیات بالمعنی‌الاخص با برخی موضوعات الهیات بالمعنی‌الاعم مشترک است، اما روش بحث در الهیات بالمعنی‌الاعم با روش بحث در الهیات بالمعنی‌الاخص کاملاً متفاوت می‌باشد. ضمن اینکه از منظر فیلسوفان، براساس ضوابط منطقی در تقسیمات علوم، الهیات بالمعنی‌الاخص، علم تحت الهیات بالمعنی‌الاعم نیست. ملاصدرا نشان می‌دهد که الهیات بالمعنی‌الاخص باید علم هم‌عرض با الهیات بالمعنی‌الاعم باشد که هر یک از دو الهیات با روشی متمایز از دیگری، بخشی از فلسفه اولی را تشکیل می‌دهند و موضوع هر دو بخش موجود بما هو موجود است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 27
تحلیل وجوب اعتباری از منظر علامه طباطبایی با رویکرد فلسفۀ کنش
نویسنده:
جواد طالبی طادی، مهدی منفرد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
منشأ، لزوم، حقیقت و کیفیت پیدایش وجوب اعتباری از منظر علامه طباطبایی در فرایند صدور کنش، مسئلۀ پژوهش حاضر را رقم می‌‌زند. در نگاه علامه طباطبایی، وجوب اعتباری نقش ویژه‌‌ای در کنش‌های انسانی ایفا می‌‌کند؛ به‌گونه‌‌ای که هیچ فعل و ترکی خالی از آن نیست. ازنظر ایشان، متعلق علمی که اراده بر آن متوقف است نمی‌تواند نسبتِ ضروریِ حقیقی باشد، بلکه نسبتی غیرضروری و غیرحقیقی است. ایشان براساس اتحاد و سنخیت نسبت با طرفین و کیفیت آن، بر اعتباری بودن طرفین نسبت و کیفیت آن استدلال می‌کند. در نگاه ایشان، این کیفیت اعتباری همان وجوب اعتباری است. منشأ این وجوب، احساسات درونی برآمده از قواست که انسان در پرتو این احساسات، حد یا حکم ضرورت حقیقی را به دیگر اشیا می‌دهد و این وجوب را انشا می‌کند. وجوب اعتباری اولین اعتباری است که انسان پدید می‌آورد.
صفحات :
از صفحه 61 تا 78
نظریۀ بدیع علامه طباطبایی در باب تمایز نفس ملکوتی و نفس حاصل از اشتداد، بستری برای تحوّل در انسان شناسی صدرایی
نویسنده:
قاسمعلی کوچنانی ، رحیم حسن زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریۀ حدوث جسمانی و بقای روحانی نفس انسانی، از ابداعات جناب صدرالمتألهین بود. ایشان بر این اساس، مسائل فراوانی در حیطۀ قوس صعودی سیر انسانی را حل و فصل کرد و برای آنها تقریرهای عمیق فلسفی یافت. امّا دیدگاه او در تبیین روشن قوس نزولی انسان و مراحلی که دین از آن ها سخن گفته همچون عالم ذر، امتحان انسان پیش از ورود به طبیعت، مسألۀ هبوط و...، توفیق چندانی نیافت. علامۀ طباطبایی، رحمة الله علیه، به عنوان فیلسوفی چیره بر حکمت صدرایی و مأنوس با آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، راهی نو پیش روی انسان شناسی فلسفی گشود. بر اساس تحلیل و تبیین بدیع ایشان که تمام انسان شناسی جناب صدرا بایستی بر اساس آن بازنگری و تدقیق گردد، هر موجودی، نفسی ملکوتی دارد که محور موجودیتش همان است و آنچه حدوث جسمانی دارد، در پرتوی این حقیقت، تحقق دارد. تبیین علامه، که این نوشتار متکفّل تبیین و تشریح آن است، هم عوالم وجودی انسان را به روشنی تبیین میکند، هم عهده دار تشریح قوس نزول انسان و احکام آن می شود و هم تبیین دقیق تری از قوس صعود ارائه می دهد.
صفحات :
از صفحه 81 تا 92
  • تعداد رکورد ها : 4591