جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 680
شناختاری بودن زبان دین از منظر علامه طباطبایی (ره) و سنت توماس آکوئیناس
نویسنده:
پدیدآور: مریم شریف‌پور ؛ استاد راهنما: محمد محمدرضایی ؛ استاد مشاور: سیدعلی علم‌الهدی ؛ استاد مشاور: ناصر محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله زبان دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین جهت تحلیل و معنایابی گزاره های کلامی است که محمول آن صفات و اسماء الهی مشترک با انسان می باشد. رویکردهای متفاوت و گاه متعارضی در دو بخش نظریات شناختاری (ناظر به واقع بودن) مانند رویکرد حکمای اسلامی، سنت توماس آکوئیناس و ... و نظریات غیر شناختاری بودن زبان دین مانند رویکرد پوزیتویست ها، کارکردگرایان و ... بروز یافتند. در این پژوهش با رویکردی تحلیلی، توصیفی و انتقادی و به روش کتابخانه ای، نظریه علامه طباطبایی (ره) و سنت توماس آکوئیناس بررسی شده که هر دو متفکر زبان دین را شناختاری، ناظر به واقع و قابل صدق و کذب دانسته اند. علامه طباطبایی (ره) با قائل بودن به زبان عرف، البته با اندکی تفاوت با آن (زبان عرف خاص) و مجموع اصول اشتراک معنوی و تأویل و نظریه غائیت و کارکردگرایی در معانی صفات الهی، معتقد به حقیقی، عینی و قابل صدق و کذب بودن زبان دین است که اینجا نظریه وی زبان «عرفی ترکیبی» نامید شد و سنت توماس آکوئیناس با بیان نظریه تمثیلی اسنادی و نهایتا تمثیل تناسب نیز قائل به همین رویکرد، البته با اندکی تفاوت در مبانی (زبان شناختی، وجودشناختی و معرفت شناختی) و لوازم است، اما نظریه علامه طباطبایی (ره) با توجه به مبانی و لوازم آن و همچنین سازگاری درونی و بیرونی آن در تحلیل اوصاف الهی متقن و مبرهن شناخته شد و نظریه سنت توماس آکوئیناس بدلیل عدم سازگاری درونی، عدم پاسخگویی به شبهات و تعطیلی عقل، در تحلیل معنای اوصاف الهی عقیم شمرده می شود.
تبیین و بررسی وحدت اشیاء از جمله انسان با اتکاء بر صورت‏گرایی توماس آکوئیناس؛ تفسیر نخست: اوصاف به‏ منزله قوا
نویسنده:
مهدی امیریان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ادربرگ به‏‏‏عنوان یکی از صورت‏‏‏گرایان تحلیلی مایل است با اتکاء بر آموزه‏‏‏های آکوئیناس، وحدت شئ را به صورت نسبت دهد. به‏‏‏نظر وی این مهم تنها درگرو آن است که خود صورت واحد باشد نه مرکب. ما در این مقاله نشان داده‏‏‏ایم که هرچند می‏‏‏توان با این ادعای ادربرگ همراۀ کرد اما متافیزیک خاص او توان آن را ندارد که پشتوانه چنین آموزه‏‏‏ای قرار گیرد. بدین‏‏‏منظور ابتدا بر تبیین وی از صورت تمرکز کردیم، سپس استدلال او را بر وحدت صورت بیان کردیم و نشان دادیم که این استدلال دارای نقاط ضعف عدیده است. درادامه استدلال مختار را بر وحدت صورت که برگرفته از ارسطو است، تبیین کردیم. در پایان نشان دادیم که حتی اگر از ضعف‏‏‏های استدلال ادربرگ بر وحدت صورت چشم‏‏‏پوشی کنیم و مدعای او را بر واحد بودن صورت بپذیریم، متافیزیک وی نمی‏‏‏تواند پشتوانۀ این نظریه قرار گیرد.
صفحات :
از صفحه 63 تا 83
مفهوم شر و نسبتش با خیر و خداوند در اندیشه فیلسوف مسیحی
نویسنده:
روزنامه فرهیختگان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
اگر توماس آکویناس فیلسوف است، متکلمین اسلامی هم فیلسوف هستند
نویسنده:
پیتر آدمسون، معین احمدی
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
نقش عقل فعال در حصول شناخت از دیدگاه ابن سینا و توماس آکویناس
نویسنده:
محمد یوسفوند
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 32 تا 38
قطب و آکویناس در باب قانون الاهی و محدودیت‌های حکومت
نویسنده:
لوکاس تُرپه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در نیمه اول این مقاله من اهمیت صلح را به عنوان آرمان سنت لیبرال بررسی می­کنم. من با ترسیم سیر تکاملی این آرمان از طریق آثار هابز، روسو و کانت نشان می­دهم که چگونه این آرمان که روابط انسان نباید بر نیرویی متکی باشد، در قلب سنت لیبرال قرار دارد. با این حال، در میان برخی از لیبرال­های معاصر، به ویژه کسانی که تحت تاثیر جان رالز قرار دارند، پیشنهاد می­شود که صلح لیبرال تنها میان افرادی وجود دارد که تمایل به جدا سازی رادیکال حوزه­های مذهبی و سیاسی دارند و دین را صرفا به حوزه خصوصی مختص می­دانند. در نیمه دوم این مقاله من این ادعا را مورد سوال قرار می­دهم و استدلال می­کنم که صلح لیبرال لزوماً شامل خصوصی سازی دین نیست. من معتقدم که این سوال در شرایط واقعی بهتر بررسی می­شود تا در یک شرایط انتزاعی و من بر متفکر خاصی متمرکز هستم که کاملاً مخالف خصوصی سازی دین است: سید قطب. در ظاهر ممکن است چنین به نظر برسد که صلح دراز مدت میان سکولارهای لیبرال و یک متفکر مانند سید قطب امکان پذیر نیست، زیرا به نظر می­رسد که او یک دشمن کینه توز علیه دموکراسی لیبرال است. بخشی از تاثیرگذارترین و رادیکال ترین اثر او، نقطه عطف عملکرد او، به عنوان بخشی از یک نوشتار در باب یک اختلاف نظر در برابر آن دسته از مسلمانانی بود که باور داشتد قرآن فقط جهاد دفاعی را تضمین می­کند نه جهاد ابتدایی را. قطب چنین استدلال می­کند که اسلام یک پیام جهانی را ارائه می­دهد و در قلب این دین جهانی، نفرت از استبداد است. بنابراین، مسلمانان نباید فقط برای دفاع از سرزمین اسلامی در مقابله از حمله دفاع کنند، باید در مقابل استبداد در هر جایی مبارزه کنند. قطب استبداد را جامعه­ای تعریف می­کند که مردم آن حاکمیت خدا را قبول نداشته باشند. اکنون، از آنجا که جوامع لیبرال غربی بر پایه ایده حاکمیت مردمی و خودمختاری هستند، ممکن است چنین به نظر برسد که قطب بر مشروعیت مسلمانانی که جهاد خشونت آمیز علیه دموکراسی های لیبرال غربی را انجام می­دهند، استدلال می­کند. او توسط بسیاری از لیبرال­های غربی و جهادگرای معاصر اسلامی چنین شناخته می­شود. با این حال، من استدلال می­کنم که این نتیجه گیریِ شتابزده برای جلب توجه است، زیرا مشخص است که هدف اصلی قطب، رژیم­های استبدادی ظالمانه در جهان عرب است و دیدگاه­های وی نسبت به جوامع دموکراتیک لیبرال غرب، بسیار مبهم است. اولاً روشن نیست که سنت لیبرال به نحوی که قطب آن را رد می­کند، واقعا مبتنی بر ایده حاکمیت انسان باشد، زیرا این سنت قانون طبیعی تراوشاتی داشته است و در میان لیبرال­ها یک توافق قوی وجود دارد که یک جامعه مشروع توسط قانون اداره می­شود و نه خواسته­های خودسرانه انسان­ها. دوم، اگر چه قطب با ایده حاکمیت مردمی مخالف است، به نظر می­رسد که خود چیزی شبیه قرارداد اجتماعی ارائه می­کند. زیرا معتقد است که اگرچه تمام این قوانین در نهایت از خدا می­آیند، قانون اسلامی نمی­تواند به وسیله زور اعمال شود و بنابراین قبل از اینکه جامعه­ای بتواند توسط قوانین الاهی اداره شود، نیاز به یک جامعه اسلامی است و تنها از طریق اعطای آزادی از جانب قانون به اعضای جامعه می­تواند وجود داشته باشد. در نهایت، دیدگاه­های قطب درباره هرمنوتیک نیز نشان می­دهد موقعیت­های بسیار لیبرال­تری در مقایسه با آنچه به او نسبت می­دهند، ارائه می­دهد.
صفحات :
از صفحه 241 تا 256
نشریه کتاب ماه فلسفه شماره ۳۳ (ویژه توماس آکوئیناس)-خرداد ۸۹
نوع منبع :
مجموعه مقالات
منابع دیجیتالی :
الاهیات فلسفی توماس آکوئیناس
نویسنده:
لئوجی، الدرز، شهاب الدین عباسی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی,
چکیده :
این اثر پژوهشی است در رهیافت‌ها و آرای فلسفی توماس آکوئیناس، متأله بزرگ مسیحی قرن وسطی. (مقدمه) هدف اصلی این کتاب تحقیق نظام‌مند درباره هستی خداست. در این اثر نویسنده ابتدا گزارش فشرده‌ای از سیر تاریخی الاهیات در غرب ارائه می‌دهد و در ادامه به صورت مفصل پنج برهان (یا طریق پنج‌گانه) توماس، در اثبات وجود خدا شرح و تحلیل می‌شود. این اثر شامل یک مقدمه طولانی و سه فصل می‌باشد. در مقدمه ابتدا نویسنده به اهمیت مسئله «خدا» در الاهیات فلسفی سخن می‌گوید و از قول فردنیا ند آلکیه نقل می‌کند که «آنگاه که خدا بمیرد، فلسفه نیز رو به مرگ می‌رود.» در ادامه پرسش‌هایی را طرح می‌کند که پاسخش نسبت به آن‌ها مثبت می‌باشد. وی می‌گوید که آیا توماس، الاهیات فلسفی را ساخته و پرداخته است یا نه؟ آیا خود وی دست به نگارش چنین الاهیاتی زده است یا نه؟ الاهیان فلسفی توماس بسیار مورد توجه علمای کاتولیک اسیت ولی به اعتقاد نویسنده برداشت‌های اینان و خیلی از منتقدان توماس اصولاً سطحی و شتابزده می‌باشد. به اعتقاد الدرز، الاهیات فلسفی آکوئیناس، در آن واحد هم واقع‌گرا است و هم عقل را قابل اعتماد و معتبر می‌داند و در عین حال که تجربه‌گرایی فروکاهنده را طرد می‌کند از اصالت عقل نیز دوری می‌گزیند. فیلسوف، خود را در برابر راز خداوند می‌یابد، رازی که توان درک آن را ندارد. به این ترتیب جنبه سلبی کل معرفت ما به خدا، همواره مورد توجه و تأکید است. در ادامه، نویسنده با نگاهی جامع و بیانی مختصر طرحی کلی از تاریخ الاهیات فلسفی را ـ از دوره‌های اولیه فلسفه در غرب، همراه با تلقی فیلسوفان از این مقوله ـ ارائه می‌دهد. این سیر از افلاطون و ارسطو آغاز می‌شود و در ادامه فیلسوفانی چون فیلویونوس، سیمیلکیوس، اوریگنس، آمبروسیوس، گرگوریوس کبیر، آنسلم، آبلار، آلبرت کبیر، توماس آکوئیناس، اسکوتوس، سوآدرنا، دکارت، لایپ نیتس، فویر باخ، برگسون، هگل و ... مورد بررسی قرار می‌گیرند. نویسنده در ادامه این مباحث تاریخی، شبهه پوزیتیویسم‌ها را به مسئله تجربه خدا طرح می‌کند و آن را غیر مدلل می‌داند. وی با استفاده از اندیشه توماس می‌گوید که نوعی معرفت خودجوش وجود دارد که آدمیان از طریق پی‌بردن به محدودیت خود و وابستگی به غیر نامحدود، به آن واصل می‌شوند که همین باور خودجوش مبتنی بر نوعی استدلال است، هر چند فرد از آن آگاه نباشد. در پایان این مقدمه نویسنده این پرسش را مورد بررسی قرار می‌دهد که آیا خدا متعلق معرفت انسان است یا نه؟ و در این باب دیدگاه کسانی چون بارت، فویرباخ و ... را نقل می‌کند و نیز پاره‌ای از فواید الاهیات فلسفی را به رغم تمام انتقادات ـ بیان می‌دارد.
بهره مندی در فلسفۀ توماس آکوئیناس
نویسنده:
محمد ملائی ایولی؛ محسن فهیم؛ مجتبی جعفری اشکاوندی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مفاهیم کلیدی که در متافیزیک توماس نقش اساسی دارد، مفهوم بهره­مندی است، که بر اساس آن، بین خالق و مخلوق ارتباط برقرار می­کند. بهره­مندی پیشینه­ای در فلسفه افلاطون و بوئثیوس دارد و در عبارات توماس عبارت است از چیزی که به نحوی جزئی، آنچه را که به دیگری به نحو کامل تعلق دارد، دریافت می­کند. از آنجا که متافیزیک وی براساس توجه خاص به «وجود» بنا شده است و وجود نیز هم به خالق و هم به مخلوق نسبت داده می­شود و موجودات از وجود برخوردار هستند، بنابراین باید نوع ارتباط بین خالق و مخلوق مورد مطالعه قرار گیرد و معلوم گردد هرکدام به چه نحو در وجود سهیم­اند. همچنین در رابطه بین وجود و ماهیت، بهره­مندی چه نقشی دارد. این مقاله در نظر دارد با مطالعه آثار توماس آکوئیناس و شارحین و محقیقن به شیوه تحلیلی و پژوهشی مسأله بهره­مندی را بررسی نماید تا منظور از بهره­مندی، انواع بهره­مندی و موارد استعمال مفهوم بهره­مندی در فلسفه توماس مشخص گردد. وی سه نوع بهره­مندی را تشخیص می­دهد که تنها یکی از آنها قابل استناد به خدا و موجودات است. وی با نظریه بهره­مندی رابطه خالق و مخلوق، رابطه ماهیت و وجود، رابطه کثیر با واحد را توجیه می­کند.
صفحات :
از صفحه 167 تا 187
بررسی و تحلیل ضعف اخلاقی از منظر آگوستین و توماس آکویناس؛ با بهره گیری از آموزه های اسلامی
نویسنده:
مهدی علیزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
“ضعف اخلاقی”، پدیده ای روانی است و این پرسش را مطرح می کند که چگونه انسان با وجود آگاهی از نادرستی یک عمل، بدان دست می زند. این مقاله به بررسی دیدگاه دو تن از متألهان مسیحی و فیلسوفان مدرسی درباره ضعف اخلاقی، یعنی آگوستین و آکویناس می پردازد. از نگاه آگوستین، گناه اخلاقی هنگامی پدید می آید که آدمی، اراده اش از خیر سرمدی و نامتناهی غافل باشد و یا اینکه از آن رویگردان باشد. آدم نخستین انسانی بود که با ضعف اراده ی خود دچار گناه شد و آن موجب سقوط وی گردید. این ضعف اراده، در نسل آدم جریان یافته و موجب بروز شرور اخلاقی در وی می گردد. توماس بر این باور است نفس را دو قوه است که از این دو، یکی پست تر و دیگری برتر است؛ اولی میل و دومی را اراده می نامد. از نظر وی، برای انجام فعل اخلاقی، صرف داشتن معرفت کافی نیست؛ بلکه صدور فعل، نیازمند شکل گیری سایر مبادی فعل اختیاری است. از نظر وی، انسان عادی به عنوان یک فاعل اخلاقی خطاکار، هرگز از روی لجبازی و با برنامه ریزی قبلی مرتکب گناه نمی شود؛ بلکه فقط در شرایطی که از اختیار برخوردار است، دچار سوء استفاده از قدرت انتخاب خود می شود. در حالی که انسان فاسد و شرور به عکس، “از روی انتخاب” مرتکب عمل زشت می شود؛ زیرا این گونه اعمال، اساساً در راستای اصول و اهدافی است که برای زندگی خود برگزیده است.
  • تعداد رکورد ها : 680