جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مواجهۀ تخنۀ ارسطو با فلسفه تکنولوژی هایدگر
نویسنده:
هادی موسوی، حمیدرضا حسنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هایدگر در مقاله «پرسش از تکنولوژی» دو کار اساسی انجام می‌‌دهد که مدخل مناسبی برای سنجش نظریه او در مورد فلسفه تکنولوژی است. اول اینکه گرچه هایدگر در تبیین هویت تکنولوژی وامدار ارسطو است، اما او نتایجی را که ارسطو در کتاب‌های مختلف خود بدان‌ها تصریح کرده بود، محصول روش هرمنوتیکی خود می‌داند. افزون بر این، ویژگی «تعرض‌آمیز» بودن را بر هویت تکنولوژی جدید می‌افزاید و تکنولوژی را براساس همین ویژگی تعریف می‌کند؛ این مقاله بر آن است تا نشان دهد هایدگر در بخش عمده‌ای از تفکر فلسفی در مورد تکنولوژی و تبیین «دخالتِ مسئولانه علل اربعه در به ظهور آوردنِ تکنولوژی»، وامدار ارسطو است و در بخشی دیگر از نظریه خود در مورد ویژگی «تعرض‌آمیز» بودن تکنولوژی جدید ـ اگر بخواهیم از اصول ارسطویی برای نقد آن استفاده کنیم ـ بر خطا بوده است
صفحات :
از صفحه 31 تا 46
هایدگر و مسئله جنسیت، در آثار لوس ایریگاری و ژاک دریدا
نویسنده:
آمنه میرخوشخو، سهیلا صادقی فسایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دهه هشتاد میلادی، نظرات هایدگر، از مهم­ترین فیلسوفانِ حوزه پدیدارشناسی، مورد توجه برخی از نظریه­پردازانی قرار گرفت که رویکرد جنسیتی را وارد فلسفه می­کردند و یا از منظر جنسیت به فلسفه می­پرداختند. متفکران اروپایی و به­ویژه شاخه فرانسوی آن، از پیشگامان این رویکرد بودند. ژاک دریدا، فیلسوف ساختارشکن پست مدرن، و لوس ایریگاری، فمینیست معروف در حوزه فلسفه و روانکاوی، آثار هایدگر را با ابتنا به دغدغه­های نظری و فکری خویش بازخوانی کردند. اولی با رویکرد ساختارشکنی با تمرکز بر مفهوم دازاین و عدم توجه به ویژگی­های جنسیتی آن، «فاقد جنسیت بودن» دازاین را کانون نقد خود از فلسفه هایدگر قرار داد و دیگری با تمسک به فلسفه هوا و «فراموشی هوا» در تفاسیر خود از هایدگر، بنیان تفسیری جنسیت­مدار بر فلسفه هایدگر نهاد. در این مقاله، ضمن شرح و بیان نظرات فلسفی این دو با استفاده از رویکرد تشریحی، به دنبال پاسخ برای این پرسش هستیم که چه نسبتی میان اندیشه فلسفی هایدگر با فراموشی جنسیت برقرار است؟ و رابطه میان جنسیت و اندیشه هایدگر در جریان فرانسوی چیست؟ این نوشته، بازنمایی تفسیری جنسیت­مدار از اندیشه هایدگر با استفاده از نظریه دریدا و لوس ایریگاری است
صفحات :
از صفحه 189 تا 209
حضور ضمنی مفهوم فرونسیس (حکمت عملی) ارسطو در «وجود و زمان» هایدگر
نویسنده:
مهدی معین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قول به تقدم رویکرد عملی (پراتیک) بر رویکرد نظری (تئوریک) به عالم را می‌توان یکی از مؤلفه ‌های بنیادین اندیشۀ هایدگر در «وجود و زمان» دانست؛ چه از نظر وی، نخستین گشایش دازاین به عالم، نه گشایشی نظرورزانه که گشایشی مبتنی بر عمل است و بلکه دازاین خود چیزی نیست جز همان پراکسیس. از این منظر، تئوری صرفاً اشتقاقی از پراکسیس خواهد ‌بود. در«وجود و زمان»، هایدگر البته به تصریح از «فرونسیس ارسطو» سخن به میان نمی‌آورد. لیکن محتوای کتاب چنان است که به محققین شهیری چون «ولپی» این مجال را می‌دهد که وجود و زمان را ترجمه‌ای از اخلاق نیکوماخوس ارسطو بدانند. این مقاله تلاش خواهد کرد چهار ظهور ضمنی مفهوم فرونسیس در وجود و زمان را مستخرج و مدلل سازد که این هر چهار ظهور، خود بر مفهوم کایروس که هایدگر در درسگفتار پدیدار‌شناسی حیات دینی مورد تأکید بلیغ قرار داده، ابتناء دارند.
صفحات :
از صفحه 147 تا 176
تحلیل مبانی هستی‌شناختی بحران زیست محیطی معاصر و شروط امکان غلبه بر آن بر‌اساس تفکر مارتین هیدگر
نویسنده:
خاطره سبحانیان ، محمد جواد صافیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
زندگی انسان به گونه­ای اجتناب­ناپذیر با محیط زیست و طبیعت پیوند خورده است؛ انسان بر زمین اقامت دارد و بنابراین وابستگی و تعلق او به زمین و موجودات دیگر پیش فرض همۀ نسبت­های دیگر او محسوب می‎شود. اما عمدتاً این نسبت به تدریج به صورت نادیده گرفتن یک طرف؛ یعنی محیط زیست و بهره‎وری از آن در جهت خواستِ طرف دیگر، انسان، درآمده است. این نسبت، نسبتی مبتنی بر تفکر سوژه-ابژه و دیگر‌بودگی محیط زیست است. ادامۀ این وضعیت به حیات زمین و همۀ موجودات آن آسیب جدی خواهد رساند. هیدگر که تاریخ تمدن غرب را تاریخ غفلت از وجود می داند، ریشه های عمیق نسبت کنونی بشر با طبیعت و در‌ نتیجه بحران زیست‎محیطی را در تلقی خاصی از موجودات می داند که بر‌اساس آن موجودات به متعلقات صرف شناسایی بشری، جهت تسلط بر آنها تنزل یافته اند. هیدگر چنین نسبتی با موجودات و کل طبیعت را نسبتی سوبژکتیو دانسته و می­کوشد با طرح مسألة وجود و در-جهان-بودن و هم جواری آدمی با موجودات و سکنی گزیدن او در زمین براساس دوستی و نفی دوگانه­انگاری، تقابل انسان با طبیعت را منتفی سازد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 134
هنر به‌مثابه برون‌شو از گشتل تکنولوژی
نویسنده:
مهدی معین زاده
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در مقاله «پرسش از تکنولوژی» هایدگر مدعی می‌شود که هنر نیرویی منجی‌ است که ما را از تکنولوژی نجات می‌دهد، اما اینکه چگونه و بر چه مبنایی امری همچون هنر می‌تواند نیروی منجی از تکنولوژی باشد، در آن مقاله مکتوم می‌ماند. مقاله متأخر از بسیاری آثار دیگر هایدگر است که با موضوع مرتبط هستند؛ آثاری مانند «سرچشمه اثر هنری»، «درس‌گفتارهای نیچه»، «افادات به فلسفه»، «ساختن سکنا ‌گزیدن اندیشیدن» و... شاید به دلیل همین تأخّر و توضیح بنیادهای تکنولوژی و هنر در آثار پیشین است که هایدگر از توضیح جزئیات نسبت بین این‌دو در مقاله «پرسش از تکنولوژی» صرف‌نظر کرده است. واقع آن است که بازسازیِ نسبت هنر و تکنولوژی بدون تأمل در بیشتر آثار پس از چرخش هایدگر ناممکن می‌نماید. مقاله پیش‌رو کوششی در جهت چنین بازسازی‌ای است. در این مقاله نسبت هنر و تکنولوژی از دیدگاه هایدگر در دو جهت قرابت ماهوی در عین تفاوت بنیادین تأمل و بازسازی می‌شود.
صفحات :
از صفحه 47 تا 67
تحلیل خودفهمی در دیدگاه هستی‌شناسانه‌ی هیدگر و رویکرد معنا‌شناسانه‌ی ریکور
نویسنده:
سیده اکرم برکاتی ، یوسف شاقول ، محمدجواد صافیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فهم خویشتن در حوزه‌های مختلف تفکر همواره بسیار مهم و از جهات گوناگون مورد بحث بوده است. برخی از اندیشمندان، فهم ما از خود را شهودی و یا بی‌واسطه می‌دانند و برخی نحوه‌ی فهم ما از خود را امری تأملی و تفسیری تلقی می‌کنند. در تاریخ تفکر فلسفه‌ی غرب، به‌‌ویژه در حوزه‌ی هرمنوتیک و پدیدارشناسی، می‌توان هیدگر و ریکور را به‌ تعبیری نماینده‌ی این‌‌دو رویکرد متفاوت دانست. از این منظر، دیدگاه هیدگر را هستی‌شناسانه و رویکرد ریکور را معناشناسانه نامیدیم.‌ در این نوشتار تلاش خواهد شد ضمن تبیین دیدگاه هستی‎شناسانه‌ی هیدگر و رویکرد معناشناسانه‌ی ریکور در مسأله‌ی خودفهمی، امکان برقراری پیوند میان این ‌دو دیدگاه متفاوت مورد بررسی قرار گیرد. برای آشکار کردن امکان این پیوند، بر دو وجه متمرکز خواهیم شد؛ نشان خواهیم داد که: 1- خودفهمی در اندیشه‌ی هیدگر و ریکور در افق‌های مشترک "زمان"، "زبان" و "دیگری"، گرچه از دو منظر متفاوتِ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی، محقق می‌شود و 2-می‌توان برای این سه افق، در مفهومی که ریکور از آنها ارائه می‌دهد، بنیانی هستی‌شناختی در ساختار دازاین قائل شد. به نظر می‌رسد می‌توان این مبنای هستی‌شناختی را به ‌عنوان "سرآغاز" راهِ طولانی معرفت‌شناسی ریکور مورد ملاحظه قرار داد. به‌این‌ترتیب می‌توان به‌نحوی مبنایی میان این‌دو رویکرد، پیوند برقرار کرد.
خلط مفاهیم علم و فناوری در سنت پدیدارشناسی هرمنوتیک از هایدگر تا آیدی
نویسنده:
رضا علیزاده ممقانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی آرای فلسفی مارتین هایدگر متقدم و متأخر در مورد نسبت علم و فناوری می‌پردازد. ترتیب کار از این قرار است که ابتدا شرحی کلی از دیدگاه‌های هایدگر در مورد علم و نسبت آن با فناوری ارایه شده و سپس روایت خاص دان آیدی _ فیلسوف فناوری پساهایدگری_ از فلسفة هایدگر عرضه می‌شود که با گریزی بر مطالعات لین وایت مورخ فناوری همراه است. دست آخر رهیافت هایدگر-آیدی در مورد نسبت علم و فناوری مورد تحلیل قرار گرفته و مقاله با نگاهی نقادانه بر آرای ایشان به پایان می‌رسد.
صفحات :
از صفحه 111 تا 136
فلسفه‌ی علم هیدگر و ادعای تقدم آن بر فلسفه‌ی علم کوون
نویسنده:
حسن میانداری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه‌ی علم هیدگر محل اختلاف صاحب نظران است. برخی او را واقع­گرا می­دانند. یک دلیل آنها این است که او متعلَّق معرفت علمی را مستقل از روش‌های علمی می­دانست. برخی او را نسبیت­گرا می­دانند؛ چون به تعبیر آنها، هیدگر علم را تنها در افق دانایی هر دوران ممکن می­شمرد. برخی بین فلسفه‌ی علم هیدگر متقدم و متأخر وحدت می­بینند؛ چون او را در هردو دوره، واقع­گرا یا در هردو نسبیت­گرا می­دانند. برخی بین آن دو افتراق می­بینند؛ مثلاً به این دلیل که او در ابتدا، به استقلال موجودات از روش‌های علمی قایل بود؛ اما بعد این استقلال را رد کرد. برخی به دلایل مختلف مدعی­اند که هیدگر، پیش از تامس کوون، به آنچه او در فلسفه‌ی علمش «پارادایم»، «علم متعارف» و «انقلاب علمی» می­نامد، پی برده بود. برخی مخالف چنین ادعاهایی­ هستند. در این مقاله، آراء پنج صاحب نظر در این زمینه­ها شرح و تحلیل می­‌گردد.
صفحات :
از صفحه 69 تا 92
تأملی بر تفاوت رهیافت هرمنوتیکی گادامر با هایدگر به مسئلة تناهیِ حقیقت
نویسنده:
احمد رجبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار کوشیده‌ایم رویکرد انتقادی هرمنوتیک فلسفی گادامر به هایدگر را دربارة سنت و زبان متافیزیک از طریق بنیادیابی آن در تلقی متفاوت این دو متفکر از مسئلة تناهی حقیقت تفسیر کنیم. مقصود از تناهی حقیقت در اینجا، تأکید بر دسترس‌ناپذیری بنیاد پدیداریِ پدیدار و عدم امکان بنیان‌گذاریِ حقیقتِ هستی‌شناختی بر حضور مطلق در بی‌واسطگی یا وساطت تام است. در این نوشتار می‌کوشیم بر اساس تفسیری اجمالی از تناهی رویداد حقیقت در اندیشة متأخر هایدگر ذیل مفهوم رویدادگی، نشان دهیم که گادامر چگونه ایدة محوری هایدگر، یعنی بی‌بنیادی و پوشیدگیِ رویداد حقیقت و به‌ویژه دسترس‌ناپذیریِ آن را برای مفاهیم متافیزیکی ذاتاً متحول ساخته است و با نفیِ آغازگاه فراروندة اندیشة هایدگر از متافیزیک، آن را چگونه به مفاهیم متافیزیکی بازمی‌گرداند؛ از این طریق که گادامر مفهوم رویدادگی هایدگری را با رجوع به فلسفة هگل، بر اندیشة این‌همانی میان حقیقت و کل، و نیز با تفسیر کل به مثابة تاریخ روح، ذیل نظریة تاریخ تأثیر و تأثر تفسیر می‌کند و با رجوع به بحث چشم‌انداز و افق در پدیدارشناسی ادراک حسی هوسرل، تناهیِ حقیقت را به منزلة وحدت‌بخشیِ تام‌شوندة همواره اتمام‌ناپذیر در گفت‌وگو میان فهم و سنت می‌فهمد.
صفحات :
از صفحه 43 تا 65
مرگ از نگاه تولستوی و هایدگر
نویسنده:
فاطمه بختیاری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مرگ و اندیشه در باب آن همواره یکی از دغدغه‌های بشر بوده است. تولستوی در داستان مرگ ایوان ایلیچ به طور خاص ماحصل تأملاتش در باب مرگ را در قالب داستان بیان کرده است. هایدگر که در وجود و زمان به بحث فلسفی در باب مرگ پرداخته، به مرگ ایوان ایلیچ تولستوی اشاره کرده است. به نظر می‌رسد مرگ ایوان ایلیچ تولستوی مقوِّم مرحله‌ای‌ از تبیینی بوده است که شرح و کامل آن در فلسفۀ هایدگر آمده است. توضیح این که مرگ ایوان ایلیچ تولستوی بی‌شک یک گام بلند در پرداختن به مرگ از نقطه‌نظر دیدگاه انسانی است که بعد در فلسفۀ اگزیستانس مورد مطالعۀ جدی قرار گرفت و در هایدگر به کمال رسید. بنابراین مطالعه و مقایسۀ این دو دیدگاه مفید فایده به نظر می‌رسد. به همین منظور در این نوشتار ابتدا دیدگاه هایدگر شرح داده شده و سپس دیدگاه تولستوی و هایدگر مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته و حاصل این مقاله آن است که تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دو رویکرد به مرگ را نشان داده است: رویکرد اصیل و رویکرد غیراصیل. رویکردی که هایدگر آن را بسط داده و در فلسفۀ او منجر به توصیف دو نوع زیستن شده است: زندگی اصیل و زندگی غیراصیل.
صفحات :
از صفحه 549 تا 570