جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 17
تبیین قرآنی-روایی مفهوم حرج و ارتباط آن با رسالت پیامبر(ص) در پرتو آیه دوم سوره اعراف
نویسنده:
محسن فاضل بخشایش ، محمد هادی منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در قرآن کریم، مفاهیم متضاد ضیق صدر و شرح صدر به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است؛ پدیده‌ای که در نگاه نخست با جایگاه رفیع نبوت و مقام عصمت ایشان در تعارض می‌نماید. در تفاسیر، علل ضیق صدر پیامبر(ص) با آراء متکثر و گاه متعارضی تبیین شده‌اند که از فشار کفار و اذیت مشرکان گرفته تا رنج درونی از گمراهی امت را در بر می‌گیرند. این امر، علاوه بر نمایان ساختن پیچیدگی موضوع، فقدان مستندات قطعی و ضرورت بازنگری در تحلیل این مسئله را آشکار می‌سازد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تلفیق دو رویکرد تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر روایی، به تحلیل انتقادی دیدگاه‌های مفسران پرداخته و با استناد به شواهد درون‌متنی و روایات اهل بیت(ع)، تبیینی نو از ماهیت ضیق صدر ارائه می‌دهد. یافته‌های این مطالعه حاکی از آن است که ضیق صدر پیامبر(ص)، نه حاصل ناکامی بیرونی، بلکه برآمده از دغدغه عمیق ایشان نسبت به استمرار جریان هدایت الهی پس از خویش و نگرانی درباره پذیرش ولایت امیرمؤمنان(ع) به‌مثابه نهاد استمرار رسالت بوده است. بر این اساس، ضیق صدر در ساحت نبوی، جلوه‌ای از مسئولیت تاریخی پیامبر(ص) در زمینه‌سازی برای تحقق ولایت حق و حفظ وحدت امت اسلامی تلقی می‌شود. این پژوهش با آشکار ساختن پیوند میان ضیق صدر و مسئله ولایت، نگرشی جدید به اهمیت و پیامدهای آن در چارچوب رسالت پیامبر اکرم(ص) ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 71 تا 93
تبیین تقدم هلاکت «قریة» بر «بأس» در آیه چهارم سوره اعراف: گذار از تمدن‌های باطل به عصر ظهور
نویسنده:
محسن فاضل بخشایش ، محمد هادی منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
براساس آیه چهارم سوره اعراف، بأس الهی، پس از هلاکت قریة نازل می‌شود. به همین جهت، مفسران در صدد تبیین رابطه علّی-معلولی بین این دو مفهوم برآمده‌ و دیدگاه‌های مختلف و متعددی بیان کرده‌اند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تفسیر قرآن با قرآن و تلفیق آن با روایات اهل بیت(ع)، ضمن بازتعریف مفهوم قریة در قرآن کریم، به واکاوی رابطه بین هلاکت قریة و بأس الهی پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی است که قریة در قرآن، ناظر به نظامی ساختارمند با ایدئولوژی خاص و داعیه تأمین سعادت بشر است و از آن‌جا که مفهوم هلاکت، عبارت از زوال ویژگی‌های بنیادین و مقوم شیء است، بنابراین، هلاکت قریة، به معنای نابودی ادّعای آن نظام ساختارمند است. از سوی دیگر، با استناد به روایات اهل بیت(ع)، مراد از بأس الهی، قیام حضرت حجت(عج) است که ضرورتاً پس از بی‌اعتباری همه گروه‌ها و نحله‌های سیاسی و فرهنگی تحقق خواهد یافت. بر اساس این یافته‌ها، آیه چهارم سوره اعراف، بر وقوع عصر ظهور پس از بی‌اعتباری جبهه باطل در ادّعای تأمین سعادت بشر دلالت می‌کند. از این روی، تقدّم هلاکت قریة بر نزول بأس الهی، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
تأویل فخر رازی ازآیات رؤیت خداوند و نقد آن از منظر جوادی آملی (با تاکید بر آیه 103 سوره انعام و آیه 143 سوره اعراف)
نویسنده:
کریم صادقی آهنگری، مصطفی سلطانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مورد نزاع کلامی در میان متکلمان و مفسران اسلامی بحث رؤیت و عدم رؤیت خداوند است. خاستگاه این نزاع مبتنی بر تمسک به ظواهر بعضی از آیات قرآن است. در میان آیات مشیر به رؤیت خداوند، مقاله حاضر دو آیه 143 سوره اعراف و 103 انعام و دیدگاه دو عالم برجسته؛ فخررازی و جوادی آملی، در این مورد به تحقیق و بررسی قرار داده شده است. بر این اساس به نظر می رسد فخر رازی با استناد به ظواهر آیات، رؤیت بصری را می‌پذیرد و با تفسیر و تأویل آیات رؤیت، معقتد است که این رؤیت مستلزم جسمانیت وجود خداوند نیست. و در مقابل استاد جوادی آملی با تأویلی خاص و همراه با حفظ ظواهر آیات و تعارض ظاهری آیات، رؤیت و عدم رؤیت را امری قابل جمع می داند. با روش توصیفی ـ تحلیلی پس از جمع آوری نظرات کلامی دو متکلم ومفسر مسلمان، فخررازی و جوادی آملی مورد واکاوی قرار می گیرد، که در نهایت فخررازی با استناد به ظواهر آیات رؤیت بصری را می‌پذیرد، البته با تاویلاتی که مستلزم جسمانیت و جهت دار بودن حضرت حق را
صفحات :
از صفحه 126 تا 143
خلقت آدم (ع) در قرآن: تفسیر تطبیقی طباطبایی و رشیدرضا
نویسنده:
سید محمدرضا فقیه ایمانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از رازآلودترین داستان‌های قرآنی داستان خلقت آدم (ع) است. یکی از نقاط کلیدی در این داستان، که رمزگشایی دقیق آن می‌تواند تأثیر شگرفی در جهت‌گیری اصلاحات اجتماعی داشته باشد، ‌جمع میان مرتبۀ تعلیم اسماء و سجدۀ فرشتگان و مرتبۀ فراموشی عهد و هبوط آدم (ع) به حیات زمینی است. نتایج حاصل از این پژوهش، که با مطالعۀ تطبیقی تفسیر آیات مربوط در تفاسیر المنار و المیزان سامان یافته، بیانگر آن است که تحلیل رشید رضا از مواطن اصلی داستان آدم (ع) به یک نگاه جامعه‌شناختی از انسان منجر نمی‌شود، حال‌آنکه طباطبایی تفسیری کل‌نگر و همگرا از انسان در همۀ عوالم وجودی ارائه می‌نماید. رشید رضا دنیایی بودن جنت را می‌پذیرد، غافل از آنکه این رأی نیز محظوراتی دارد که او قادر به رفع آن‌ها نیست. طباطبایی، اما، جنت برزخی را می‌پذیرد که با مرتبۀ فراموشی عهد نیز سازگار است. در تحلیل حقیقت دو هبوط نیز رشید رضا به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که جایگاه هبوط دوم در فرایند خلقت انسان چیست؟ حال‌آنکه طباطبایی هبوط اول را تنزل از مرتبۀ الهی و هبوط دوم را مقدمۀ رسیدن به کمال نهایی می‌داند.
صفحات :
از صفحه 53 تا 74
بازخوانی تفسیر آیه 143سوره اعراف « فلما تجلی ربه » در همخوانی با گرایش‌های کلامی و عرفانی
نویسنده:
زهرا خیراللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اختلاف دیدگاه‌های تفسیری معلول عوامل متعددی است که بررسی فرآیند تفسیر می‌تواند نحوه اثرگذاری این عوامل را آشکار کند. هدف تحقیق حاضر، بازخوانی فرآیند تفسیر آیه میقات «فلما تجلی ربه» در همخوانی با یکی از این عوامل مهم یعنی گرایش‌های تفسیری است. روش پژوهش، تحلیلی و مبتنی بر توصیف و تبیین است: توصیف اقوال مختلف و فرآورده‌های تفسیری، سپس تبیین تنوع دیدگاه‌ها از طریق تحلیل نحوه تعامل مفسر با اقوال اولیه در پرتو گرایش‌ها. یافته‌های تحقیق نشان داد فرآورده‌های تفسیری در آیه 143 اعراف شامل دو گونه تفسیر است درمعنای مجازی ودر معنای حقیقی. تفاسیر در پرتو گرایش کلامی با اولویت ندادن به طرح اقوال مخالف، تجلی را ظهور معنا می کنند و از ظهور خدا بر کوه در جهت رؤیت استفاده می کنند در حالی که گرایش کلامی تنها در یک تفسیر بر فرآیند این آیه اثرگذار بوده است. گرایش‌های دیگر ‌ محصولات متفاوتی را در فرآیند خود پدید آورده‌اند. برخی تجلی را مجازی (دلیلی بروجود خداوند) ‌و بعضی نیز معنای حقیقی یعنی رؤیت خداوند دانسته‌اند. نتیجه نهایی تحلیل فرآیند تفسیر نشان داد تا چه حدّ این فرآیند برای هر متن تفسیری منحصر به فرد است و چقدر ضرورت دارد بررسی‌های خردنگرتر و جزئی‌تر در فرآیند تفسیر صورت پذیرد.
صفحات :
از صفحه 43 تا 58
آموزه‌های تربیتی قصص انبیا در سوره مبارکه اعراف از منظر تفاسیر الکاشف و فی ظلال القرآن
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه رحمانی شمسی ؛ استاد راهنما: علی محمد میرجلیلی ؛ استاد مشاور: کمال صحرایی اردکانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
در قرآن کریم به عنوان بالاترین راهنما و برترین چراغ راه سعادت انسانی، فرازهایی از سرگذشت و عملکرد اقوام در قالب قصص ناب و کاملی آمده است. این داستان‌های ارزشمند حاوی آموزه های تربیتی عدیده ای است و نکات ارزشمندی دربسیاری از زمینه ها به خصوص موضوع تربیت دارد. یکی از مباحث و مسایل مهم در امر تربیت، اصول و روش های تربیت است. از این رو شناخت اصول و روش صحیح تربیت برای رسیدن به جایگاه حقیقی آن تأثیر فراوانی دارد و این معرفت سهم بسزایی در موفقیت مربی دارد و بدون چنین شناختی، نیل به نتایج مورد نظر با مشکلات فراوان و چالش‌های جدی روبرو خواهد شد. نتایج این نوشتار نشان می‌دهدکه برخی از روش‌های تربیتی انبیا در سوره اعراف مانند روش محبت و ایجاد عشق و علاقه و برخورد محبت‌آمیز، داستان‌سرایی و قصه‌گویی، اسوه‌سازی و معرفی الگوهای مثبت و صحیح، دعوت به تفکر و اندیشه مطلوب، خطابه، تغافل، پرسش و پاسخ، امر به معروف و نهی از منکر، انذار و تبشیر می‌تواند راه‌های سفارش شده قرآن باشد. همچنین در مورد اصول تربیتی انبیا در سوره اعراف که عبارتند از: اعتقاد به اصل توحید، نبوت، معاد، پذیرش ولایت الهی و تسلیم پذیری، عزت مداری، کرامت انسانی، تدریج، ترویج اخلاق انسانی، اصلاح شرایط و روابط انسانی، صداقت، توجه به تفاوت‌های فردی انسان‌ها و شناخت توانایی مخاطب و مخاطب‌شناسی، دلسوزی، خیرخواهی، دوری از عجب، عدم اطاعت از شیطان، طلب رحمت و بخشش، دوری از اسراف، عدم دلتنگی و حرج، ایجاد انگیزه، تلاش و پشتکار، استفاده از فرصت‌ها، تناسب محتوا با شرایط، عملگرایی، عینیت و محسوس کردن مورد بحث قرار گرفته است.
بازپژوهی تأویلی "آیه ۱۹۹ سوره اعراف" با رویکرد زبانی
نویسنده:
فاطمه سلیمی، صدیقه سلیمانپور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آیه ۱۹۹ سوره ‌اعراف با طرح سه‌گزاره کلیدی "خذ العفو"، "أْمُرْ بِالْعُرْفِ"، و"أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ"، الگویی جامع ازتعاملات اخلاقی-اجتماعی پیامبران ارائه می‌دهد.این‌پژوهش باروش توصیفی-تحلیلی وخوانش زبانشناختی به‌بازخوانی تأویلی آیه می‌پردازد.رهیافت‌های حاصل‌آنکه درسطح ساخت‌واژی، جایگزینی‌واژه "عفو" به‌جای"صفح" یا"غفران" باتوجه به ریشه-شناسی "عفو" که‌دلالت برتکرارپذیری دارد، بیانگراستمرار بخشش درتعاملات رفتاری است. برجسته‌سازی ساخت‌واژی "العُرف" به ‌صورت معرفه، اشاره به‌عرف الهی ثابت ونفی نسبیت‌گرایی اخلاقی‌دارد. در سطح نحوی نیز تقدیم واژه"عفو"بر"عرف"و"اعراض"، بیانگر تقدم اخلاق"گذشت"پیامبران بر دوکنش بعدی است. در لایه‌بلاغی نیزکاربست استعاره، ایجاز،آوای درونی..، از عفو به ‌عنوان فرایند ‌فعال و از اعراض به ‌مثابه مرزبندی هوشمندانه یادمی‌کند. خودکنترلی وراهبردهای تربیتی، معانی‌تأویلی درحوزه ‌بازخوانی نمادین واژگان است. دربافتار موقعیتی نیزتحلیل شأن نزول‌،"اعراض ازجاهلان"، را نه‌کناره‌گیری منفعلانه، بلکه استراتژی فعالِ حفظ‌گفتمان توحیدی دربرابر نظام‌های جاهلی می‌داند. تطبیق‌‌آیه با روایات نیز مؤید آن‌است که"عُرف"، فریضه‌ای الهی بامصادیق متغیر تاریخی است. گزیده ‌کلام آنکه، کاربست تکنیک‌های ساخت‌واژی، چینش‌واژگانی، استعاره‌‌شناختی وایجازو..الگویی پویا برای اخلاق اجتماعی درجوامع چندفرهنگی ومدلی نظام‌مند برای‌مطالعات بینا‌رشته‌ای قرآن (ترکیب زبان‌شناسی، هرمنوتیک و اخلاق) فراهم می‌آورد.
صفحات :
از صفحه 8 تا 35
تفسیر تطبیقی «وَلَمَّا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ» (اعراف: 141) با تأکید بر نقد زبان‌شناختی دیدگاه‌ها
نویسنده:
سعید چراغی ، داود اسماعیلی دهاقانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تعبیر «وَلَمَّا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ» از عبارت‌های قرآنی‌ای است که در زبان عربی فاقد پیشینه است و نخستین کاربرد آن در آیۀ 149 سورۀ اعراف و در جریانِ بیانِ بخشی از وقایع زندگی حضرت موسی (ع) ــ یعنی دعوت وی به کوه طور، عهدشکنی بنی‌اسرائیل و گوساله‌پرستی آنها ــ دیده می‌شود. این پژوهش درصدد تحلیلِ مفهومِ این عبارت و بیان چرایی برداشت‌های مختلف از آن است. با وجود آنکه مفسران قرآن به‌طور ضمنی به تحلیل این عبارت پرداخته‌اند، با توجه به شکل‌گیریِ دیدگاه‌های مختلف ذیل آیه و با عنایت به اینکه یافتن مقصود گوینده وامدار توجه به مباحث زبانی و فرامتنی است، ضرورت دارد این دیدگاه‌ها فراتر از مباحث لغوی، بلاغی، نحوی و به‌ویژه سیاق بررسی و تحلیل شود. برای دستیابی به این هدف، فضای سخن حاکم بر آیات بررسی می‌شود و معانی پشیمانی، ترس، ناتوانی، امر ناگهانی و تعابیری از این دست نقد و بررسی می‌شود. در این پژوهش، با تأمل در قواعد متنی و فرازبانی و تحلیل آنها نشان داده شده است که این آیات با عبارتِ «وَلَمَّا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ» حادثه‌ای مشخص را روایت کرده که موجب تأمل بنی‌اسرائیل شده و تفسیر آن به پشیمانی، اضطراب و دیگر مفاهیم پذیرفتنی نیست.
مقایسۀ معنای«لام» در آیۀ 179 سوره اعراف از دیدگاه فخر رازی و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
حسین رفیعی ، محسن حبیبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفسران، معنای «لامِ» موجود در عبارت «ولقد ذرأنا لجهنّم» را به سه صورت بیان کردهاند؛ در تعیین هریک از احتمالات معنایی «لام»، دخالت دیدگاههای کلامی وجود داشته است. برای تبیین دقیق‌تر این‌مدعا، از توضیحات دو تن ازمفسرین به مثابه نمایندگان دومکتب کلامی استفاده شد. فخررازی «لام» ‌را به معنای «غایت»دانسته و بر این اساس، آیۀ 179 اعراف رادلیلی برای اثبات رویکرد فرقۀ «اشاعره» و اعتقاد به «جبر»، در نظر گرفته است. آیت الله جوادی آملی، ضمن تأکید برهم‌مبنایی با علامه طباطبائی (ره)، معنای «عاقبت» رابرای «لام» بیان داشته است. وی منکر جبری بودن خلقت برخی انسان‌ها برای جهنم شده است و مبتنی بر دیدگاه «امر بین الأمرین» نزدمتکلمین امامیه، به توضیح پرداخته است. وی در تعیین معنای «لام» به سیاق آیات و استفاده ازحداکثر ظرفیت ادبی موجود، تأکید داشته است. اوازاین جهت باعلامه طباطبائی «ره» که معنای «غایت تبعی» راتأسیس نموده، اختلاف دارد. مقالۀ حاضر با بررسی تطبیقی تفسیر الکبیر فخر رازی و تسنیم آیت الله جوادی آملی در رویکرد ادبی-کلامی و بر اساس روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای، به بیان تأثیر سه معنای مطرح شده برای «لام» در مباحث کلامی «جبر و تفویض» و «معاد» و تطبیق دو تفسیر با سایر آیات هم موضوع، براساس روش تفسیری قرآن به قرآن پرداخته و در نهایت معنای معیار برای «لام» موجود در این آیه را تعیین نموده است.
اثبات عدم اشتراط تأثیرگذاری در وجوب امر به معروف و نهی از منکر با تکیه بر آیه 164 اعراف
نویسنده:
البرز محقق گرفمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از فریضه­‌های بنیادین شریعت اسلامی فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر است. فقیهان برای استقرار وجوب این فریضه شروطی برشمرده‌اند که یکی از آن­ها «شرط تأثیر» است. پژوهش حاضر به روش اکتشافی­ _ ­تحلیلی و با بهره­‌گیری از منابع کتابخانه‌ای درپی تبیین ادلۀ قرآنی دربارۀ عدم اشتراط این شرط در استقرار وجوب فریضۀ یادشده است. فرضیۀ پژوهش حاضر این است که براساس عمومات و اطلاقات قرآنی با محوریت آیۀ 164 سورۀ اعراف و همچنین روایات معتبر نمی‌توان چنین شرطی را به­‌عنوان شرط وجوب فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر درنظر داشت. برای اثبات این مدعا به مدلول آیاتی که بیان‌کنندۀ دو اصل ذیل هستند، استناد شده است: عمومات رهنمون به انجام وظیفۀ دینی در مواجهه با منکرات اجتماعی و منتفی نبودن احتمال اثرگذاری در روند تبلیغ و انذار به‌­نحو مطلق. ادلۀ ادعایی باورمندان به شرط تأثیر نیز به سه بخش روایات، اجماع و حکم عقل تقسیم و بررسی شده و ناکافی بودن هریک برای اثبات مدعای آنان به اثبات رسیده است.
صفحات :
از صفحه 110 تا 136
  • تعداد رکورد ها : 17