جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نفس شناسی از نظر غیاث الدین منصور دشتکی
نویسنده:
کلثوم رنجبر؛ استاد راهنما: حوران اکبرزاده، استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مسئله ی نفس، یکی از مسائل مهم در مباحث فلسفی و کلامیست. دوره ی مکتب شیراز، یکی از نقاط درخشان تاریخ فلسفه ی اسلامی به حساب می آید و این مکتب در زمان غیاث الدین منصور دشتکی به اوج خود رسید. در این پژوهش، تلاش شده است که دیدگاه وی درباره ی نفس شناسی و تاثیر گرفتن وی از اندیشمندان قبل از خود وهمچنین تاثیرگذاشتن بر ملاصدرا در این باب، روشن شود. البته بیشترین توجه ما به نظریه ی نفس شناسی دشتکی، معطوف شده است. دشتکی انسان را دارای دو بعد مادی و روحانی می داند و اصالت را به نفس وی می دهد و رابطه ی بین نفس و بدن را انضمامی می داند. وی معتقد است که نفس انسان، اصیل است و باعث تشخص انسان می شود و نفس را صورت نوعیه ی بدن می داند. او بدن را ابزاری می داند برای نفس. دشتکی همچنین اعتقاد دارد که انسان حادث است به حدوث بدن. وی اعتقاد دارد نفس انسان، زمانی که با بدن همراه است بالفعل مجرد نیست. دشتکی همچنین مراتب نفس را مطرح می کندو قوای نفس را به قوای عملی و نظری تقسیم می کند. وی در باب قوای نظری، همان تقسیم ابن سینا را که در اشارات آمده است می پذیرد. لذا آن را به عقل هیولائی، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد تقسیم می کند. وی هم چنین تقسیمات نفس را نیز به مانند ابن سینا به نفس نباتی، حیوانی و انسانی مطرح می نماید. دشتکی در باب معاد هم صاحب نظر است و در این باره نیز رساله ای نوشته است. او هم معاد روحانی و هم معاد جسمانی را می پذیرد و هر دو را قابل اثبات می داند. وی شبهات منکرین معاد و به خصوص شبهه ی آکل و مأکول، امتناع اعاده ی معدوم و استلزام تناسخ را مطرح می کند و به آنها پاسخ می دهد.
رابطه نفس و بدن آدمی دنیوی: مطالعه تطبیقی بین ابن سینا و صدرالدین شیرازی
نویسنده:
حوراء الخنساء؛ استاد راهنما: أحمد جابر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پایان نامه با اعتماد به روش تحلیلی و تطبیقی دید گاه و نظر دو فیلسوف بزرگ شیخ الرئیس ابن سینا و صدر المتالهین شیرازی را در مورد رابطه بین نفس آدمی وبدن مادی به تحلیل گرفته است با مقایسه این دو نظریه و دیدگاه و تاثیر آن بر باور های هرکدام آن دو فیلسوف راجع به معاد جسمانی بخوبی آشکار شده است این پژوهش وتحقیق مبتنی بر یک مقدمه وفصل مقدماتی و سه فصل وخاتمه می باشد در فصل مقدماتی به بارزترین قول ها در ماهیت وحقیقت نفس نزد فلاسفه بزرگ قدیم یونان اشاره شده است طوریکی که اقوال بین مادی بودن نفس و روحانی و غیرمادی بودن آن و جمع بین روحانی و مادی نفس متعدد است و در نتیجه به تعریف منطقی نفس از سوی ارسطوطالیس اشاره شده است در فصل اول دیدگاه شیخ الرئیس ابن سینا را جع به نفس وبدن مادی توضیح وشرح کافی صورت گرفته است و فصل دوم شامل نظریه ملا صدرا و رابطه بین نفس و بدن مادی و حرکت جوهری است و در فصل سوم مقایسه و تطبیق بین دو دیدگاه یاد شده و اختلاف دیدگاه بر معاد جسمانی صورت گرفته است در خاتمه به بارزترین نتایج این تحقیق اشاره شده است ، پیشنهاد اشکالیه پژوهش جدید ودو نصحیت نیز مطرح است.
نقد و بررسی رابطه نفس و بدن از دیدگاه دکارت با بهره گیری از نظام حکمت متعالیه
نویسنده:
علی کارشناس
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
تحلیل انتقادی دیدگاه رایل دربارۀ مسألۀ تعامل نفس و بدن و رابطه‌ی آن با انکار نفس، بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
لیلا نصرتی ، عباس شیخ شعاعی ، محمد جواد رضایی ره
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دوگانه انگاری افراطی نفس و بدن در فلسفه‌ی دکارت مسأله‌ی رابطه‌ی آن دو را پیش آورد. یکی از نقدهایی که مخالفان دوگانه‌انگاری بر این دیدگاه وارد کرده‌اند همین مسأله بوده است. گیلبرت رایل نیز در کتاب مفهوم ذهن (1949) که در رد دوگانه‌انگاری دکارتی نوشته است این اشکال را مطرح کرده است. این مسأله توسط خود دکارت و معاصرانش نیز مطرح و پاسخ داده شده است. اما راه حل‌هایی که دکارت برای حل این مسأله ارائه داد قانع‌کننده نبودند و او در نهایت برای حل (منحل کردن) این مسأله فکر نکردن به چگونگی این رابطه را پیشنهاد داد. صدرالمتألهین با برداشتن شکاف بین نفس و بدن و با استفاده از مبانی خاص خود از جمله اصالت و تشکیک وجود، حرکت جوهری و ... و همچنین با مطرح کردن وسائطی چون روح بخاری و بدن مثالی به دنبال پاسخ مناسبی به این مسأله بود. در این دیدگاه نفس و بدن دو موجود متمایز منفصل نیستند؛ بلکه آن دو مراتب یک حقیقت واحدند. اگرچه بر اساس دیدگاه صدرا می‌توان پاسخ بهتری به مسأله‌ی تعامل نفس و بدن ارائه داد اما این دیدگاه نیز با اشکال‌ها و ابهام‌هایی مواجه است. به نظر می‌رسد فیلسوفان علی‌رغم همه‌ی تلا‌ش‌هایشان نتوانسته‌اند پاسخ در خوری به این مسأله دهند اما این امر نمی‌تواند دلیلی بر انکار وجود نفس باشد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 132
بررسی و نقد بدنمندی ذهن (با تاکید بر دیدگاه مارک جانسون و جورج لیکاف) بر اساس مبانی حکمت ملاصدرا
نویسنده:
محمودرضا قاسمی ، محمدعلی دیباجی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه بدنمندی ذهن را جانسون و لیکاف ،در پاسخ به مساله ذهن-بدن، و بر اساس نظریه استعاره اولیه مطرح کرده اند. مساله مقاله تعریف بدنمندی از طرف آن دو و نقد بر اساس مبانی صدرا می باشد . از نظر لیکاف و جانسون ذهن و کارکردهای آن به ویژگی های فیزیکی بدنی و سیستم عصبی وابسته است ، و مغز نقش علیت در پردازش های ذهن دارد . آنان بر ضرورت بدن به مثابه منشأ جسمانی ساختارهای فهم مثل طرح واره های تصویری تاکید می کنند. در دیدگاه ملاصدرا، اگرچه حیثیت هستی شناختی بدن و نفس در ابتدای تکوّن یکی است و کارکردهای نفس در آن محقق می شود، در بحث بلوغ صوری وادراکی نفس و تعامل نفس و بدن دیدگاهی فراتر از دیدگاه دکارتی ونوخاسته گرایی دارد، شباهت حدوث جسمانی ملاصدرا با نوخاسته گرایی در فراتر بودن هویت ذهن از ماده جسمانی و تفاوت آن دو در این است که در نهایت صدرا بدن را مرتبه نازله نفس و از شئون آن می داند نه برعکس. از دیدگاه او، نفس در ابتدای تکوّن بدنمند است با تعریفی متفاوت از بدنمندی جانسون ولیکاف ،آنگاه در روند استکمال، که با فاعلیت نفس برای بدن همراه است به نفسمندی بدن می رسد.
صفحات :
از صفحه 1047 تا 1063
تصحیح انتقادی رسالۀ «بقاء النفس بعد بوار البدن» اثر خواجه نصیر الدین طوسی
نویسنده:
اکبر اسد علیزاده ، رضا حصاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خواجه نصیرالدین طوسی، از جمله حکیمان و فیلسوفان تأثیرگذار در ترویج فلسفه اسلامی است که آثار و مکتوبات فراوانی از وی برجای مانده است. علی‌رغم اینکه بسیاری از آثار وی تاکنون تصحیح و تحقیق شده است، لکن برخی از آثار فلسفی وی آن‌گونه که باید تصحیح نشده‌اند. از جملۀ این رساله‌ها، رسالۀ «بقاء النفس بعد بوار البدن» است. وی در این رساله با تکیه بر مبانی مشهور و رایج در میان فلیسوفان مشّائی همانند مادّی بودن قوّۀ خیال و انکار عالم مثال، سعی در اثبات بقاء نفس ناطقه پس از مفارقت از عالم ماده نموده است. دیدگاه خواجه در این رساله در ضمن بیان سه مطلب مورد نقد و بررسی قرار گرفته شده است. ناتمام بودن عدم تجرّد قوّۀ خیال، انکار عالم مثال و ابهام در توضیح چگونگی شرط بودن بدن نسبت به نفس، از جمله تأملاتی است که می‌توان نسبت به رویکرد خواجه نصیر در این رساله بیان نمود. این رساله براساس هفت نسخه که در کتابخانه‌های آستان قدس رضوی، آیت‌اللّه مرعشی نجفی، مجلس شورای اسلامی و کتابخانۀ آیت‌اللّه گلپایگانی موجود بوده، تصحیح شده است. از آنجا که نسخۀ اصل در دسترس نبود، لذا در تصحیح این رساله سعی شده است که از روش قیاسی استفاده شود.
صفحات :
از صفحه 181 تا 201
رابطه نفس و بدن از نظر عقل گرایان (دکارت، مالبرانش، اسپینوزا، لایبنیتس)
نویسنده:
نکویی شهرکی، فاطمه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
بررسی تطبیقی رابطه نفس و بدن در مکتب راسیونالیسم و مکتب حکمت متعالیه
نویسنده:
زینب شکیبی؛ استاد راهنما: حمیدرضا آیت الهی؛ استاد مشاور: علی اصغر دادبه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
رابطه نفس و بدن و چگونگی تاثیر و تاثر این دو جوهر بر یکدیگر از مهم ترین سوالات فلسفی‌ ای است که فیلسوفان مسلمان و غربی هر یک بنا بر اصول و مبادی خویش سعی در پاسخگویی به آن داشته‌اند. از همین رو مطالعه تطبیقی میان اندیشه فیلسوف بزرگ اسلامی ملاصدرا و اندیشمندان مکتب راسیونالیسم می تواند جایگاه و توانمندی هر یک از ایندو مشرب فکری را در جهت حل مسائل مهم فلسفی تبیین نماید. فرضیه تحقیق: در خصوص مکتب راسیونالیسم آن است که این مکتب علیرغم تلاشهای اندیشمندان این مکتب در خصوص توجیه رابطه نفس و بدن نتوانسته است پاسخ فلسفی شایسته‌ ای برای پرسش فراهم نماید ملیکن در حکمت متعالیه با توجه به مبانی این مکتب از جمله اصالت وجود و حرکت جوهری و اتحادی بودن رابطه ماده و صورت می توان نظریه دستگاهمندی در خصوص رابطه نفس و بدن ارائه نمود که تاثیر و تاثر متقابل ایندو جوهر به یکدیگر را توجیه نموده است و وحدت هویت انسانی نیز براساس آن تبیین شود. روش تحقیق: کتابخانه‌ ای. یافته‌ های تحقیق: چهار فیلسوف برجسته مکتب راسیونالیسم هریک براساس مبادی و اصول فلسفی خویش سعد نموده‌ اند به نحوی مساله رابطه نفس و بدن را حل نمایند ولیکن واقعیت آن است که چنان دیوار بلندی میان ایندو جوهر در فلسفه راسیونالیسم کشیده شده است که هیچگونه ارتباطی میان آنها قابل برقراری نیست و از همین روست که سه بعد از دکارت یعنی اسپینوزا و لایب نیتس و مالبرانش سعی نموده‌اند هریک به نحوی با واسطه قرار دادن جوهر الوهی رابطه میان ایندو جوهر واضح و متمایز را برقرار سازند. ولیکن در فلسفه ملاصدرا با توجه به مبانی اصالت وجود و مراتب تشکیکی آن و حرکت جوهری و اتحادی بودن رابطه ماده و صورت می توان نظریه اتحاد نفس و بدن را مطرح نمود که ر این دیدگاه اولا نفس و بدن دو روی سکه وجود هستند و لذا حقیقت و هویت آنها از یک سنخ است و ثانیا هویت انسان نیز در این نظریه با توجه به اینکه بدن در طول در نفس مرتبه بالاتر بدن است و هر دو مرتبه از حقیقت وجود هستند هویتی واحد و متعین خواهد بود و دیگر دوئیت و ثنویت در هویت و هستی انسان رخ نمی نماید. نتیجه‌ گیری و پیشنهادات: با توجه به مبانی تازه و جدیدی که مکتب حکمت متعالیه مطرح نموده است این امکان برای پژوهشگر در رشته فلسفه اسلامی فراهم می گردد تا مطالعه تطبیقی میان مکاتب و اندیشه‌ های جدید فلسفی غرب بااین مکتب و عرضه سوالات تازه در تفکر فلسفی جدید و معاصر به آن توانمندیهای این اندیشه فلسفی بیش از پیش هویدا و آشکار شده و زمینه‌ های مهم و قابل توجهی برای فعالیت و پویایی فکری پژوهشگران رشته فلسفه اسلامی فراهم گردد.
حقیقت نفس و حدوث جسمانى آن در نزد فارابى
نویسنده:
یارعلى کردفیروزجایى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
در تاریخ فلسفه، درباره حقیقت نفس و چگونگى حدوث آن، دو گروه به طرح دیدگاه پرداخته‏اند: 1) مشّاییان؛ 2) صدراییان. مشّاییان «نفس» را روحانیه‏الحدوث و روحانیه‏البقاء مى‏دانند، امّا صدراییان آن را جسمانیه‏الحدوث و روحانیه‏البقاء مى‏پندارند. تصوّر مى‏شود فارابى نیز که یکى از مشّاییان به حساب مى‏آید، همین قول را پذیرفته است؛ ولى در حقیقت، این‏طور نیست و او را باید قائل به حدوث جسمانى نفس دانست. فارابى بر آن است که انسان یکى از اجسام، و مرکّب از مادّه و صورت است. از نظر او، نفس انسان در ابتداى تکوّن در مادّه حادث مى‏شود و تا زمانى که به مرتبه تعقّل نرسد، همچنان مادّى و جسمانى است. آن عدّه از انسان‏ها که به درک معقولات، و مرتبه تجرّد مى‏رسند، و داراى نفس غیرمادّى‏اند، به عقول فناناپذیر مى‏مانند؛ امّا سایر نفوس نظیر بقیه صورت‏هاى هیولانى، با فروپاشى مادّه و بدن، فاسد مى‏شوند و سرانجام همچون جانوران نابود مى‏گردند (از این‏رو، پس از مرگ، زنده نیستند و بهشت و جهنّم ندارند.)
بازنمایی و مسئله ذهن و بدن در اسپینوزا [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Michael Della Rocca
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Oxford University Press ,
چکیده :
ترجمه ماشینی: این اولین مطالعه گسترده در مورد فلسفه ذهن اسپینوزا بر دو مشکل اساسی برای افکار فیلسوف در مورد این موضوع متمرکز است: الزامات داشتن فکر در مورد یک شیء خاص، و مشکل رابطه ذهن با بدن. دلا روکا معتقد است که مواضع اسپینوزا به طور سیستماتیک با یکدیگر و با یک اصل در قلب سیستم متافیزیکی او مرتبط است: انکار او از روابط علی یا تبیینی بین ذهنی و فیزیکی. به این ترتیب، کاوش دلا روکا در مورد این دو مسئله، دیدگاهی جدید و روشنگر را در مورد فلسفه اسپینوزا به عنوان یک سیستم ارائه می دهد.