جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 70
طلب آزادی و حق در نظریه عدالت رالز; بررسی اشتیاق روبه تزاید رفاه‌اجتماعی و ناسیونالیسم افراطی درجوامع‌غربی معاصر
نویسنده:
هادی سعادت منش ، محمدکاظم علمی سولا، حسین بهروان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با تغییر ماهیت جنبش‌های اجتماعی در سالیان اخیر، از جنبش‌های حق‌طلبانه و عدالت‌محور به جنبش‌های ناسیونالیستی و رفاه‌اجتماعی در جوامع غربی، به‌نظر می‌رسد نظریه‌ی فلسفی عدالت جان رالز با چالش جدی در استفاده از ابزارهای موردنیاز برای استقرار عدالت به‌مثابه‌ی انصاف روبه‌رو است. ارزش‌های لیبرالیستی موردنظر رالز که در سالیان اخیر به‌طور کامل بر جوامع غربی حاکم بوده‌اند، نتوانسته‌اند اصول عدالت وی، که شامل اصل برابری و اصل تفاوت هستند، را در یک جامعه‌ی بسامان برای کسب هرچه بیشتر خیرهای اساسی، با ابزار ایده‌های بنیادین، که شاخص‌ترین آن‌ها ایده‌ی وضعیت نخستین و تصمیم‌گیری از پس پرده‌ی جهل هستند، در جوامع غربی مستقر سازند. نگارندگان این مقاله بر این باورند که ابزار معرفی‌شده از سوی رالز برای استقرار اصول عدالت کافی نیستند؛ لذا به تحلیل و نقادی دیدگاه رالز پرداخته و در بخش نتیجه‌گیری، راه‌کار جایگزین، برای مقابله با بن‌بست اشتیاق روبه‌تزاید رفاه‌اجتماعی در مقابل طلب آزادی و حق، و همچنین مقابله با ناسیونالیسم افراطی را ارائه می‌نمایند.
صفحات :
از صفحه 201 تا 218
ماهیت فهم در نظرگاه پل ریکور و امکان‌سنجی طرح آن‌ در متون دینی
نویسنده:
علیرضا کاظمی , علیرضا عابدی سرآسیا , محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشه‌‌های فیلسوف معاصر فرانسوی، پل ریکور که در بستر هرمنوتیک فلسفی و پدیدارشناسی هرمنوتیکی شکل گرفته، در میان دانش‌‌وران این علم، جایگاه قابل توجه و تأملی دارد. در سنت تفسیری رایج، فهم، امری زبانی، فرا تاریخی و فرا زمانی و بازتولیدی شمرده می‌‌شود. ریکور نیز فهم را امری زبانی و فرا زمانی می‌داند اما در خصوص تولیدی و بازتولیدی دانستن فهم، مسیری میانه در پیش می‌‌گیرد. نوشتار حاضر در پی آن است تا امکان طرح ماهیت فهم مدنظر ریکور را در خصوص متون شرعی با نظر به ویژگی‌‌های آن‌‌ها، با روی‌آوردی توصیفی- تحلیلی و با جمع‌‌آوری اطلاعات به روش کتاب‌خانه‌‌ای و اسنادی، بررسی کند. به نظر می‌‌رسد، با در نظر داشتن و توجه به «امکان فهم گذشته و یا معانی اولیه و مقصود دیگران در فرض امتزاجی بودن فهم، تصحیح پیش‌فرض‌ها با کمک راهنمایی‌های خود متن و شاهدهای مرتبط با آن به‌جای تحمیل پیش‌فرض‌های بیگانه با متن، توجه به قصد ظاهری و انطباق قصد متن و مقصود ماتن در متون شرعی (مجموعه‌‌ قرآن و سنت) و قابل دست‌‌یابی بودن آن و مبنا قرار دادن فهم عصری مؤلّف محور یا قصدی‌گرا»، می‌‌توان نظرگاه ریکور را به شکلی مورد توجه قرار داد.
صفحات :
از صفحه 31 تا 50
بررسی جنبه معرفت‎ شناختی قوه خیال در فلسفه ملاصدرا و علوم اعصاب‌شناختی
نویسنده:
پریسا فیضی ، زهرا رسولی ، محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رشد علوم‌اعصاب باعث شده بسیاری از دانشمندان این حوزه نیز مانند فلاسفه به موضوعاتی همچون مساله ذهن/بدن، اختیار، ادراک، حافظه و زبان بپردازند. علی‌رغم تفاوت این دو رشته در روش تحقیق، نظریه‌های ارائه‌شده می‌تواند گشودگی آنها را نسبت به یکدیگر بیشتر کرده و راه هم‌افزایی و همکاریِ متقابلِ سودمندِ آنها را هموار نماید. جستار حاضر با پی‌گیری همین هدف، تلاش کرده است تا قوه خیال صدرایی را به عنوان قوه‌ باطنی مهمی در حوزه مسائل معرفت‎شناسی، هستی‎شناسی و انسان‎شناسی و مورد توجه در فلسفه اسلامی و غربی، با معادل تقریبیِ آن در حوزه علوم اعصاب‎شناختی، «حافظه»، به عنوان سازنده هویت فردی و فرهنگ جمعی و موثر در روابط و مسائل اجتماعی، مورد بررسی قرار دهد. ابتدا بعد معرفت‌شناختی خیال از نظر ملاصدرا تبیین شده، و پس از توضیح حافظه و انواع آن از منظر علوم‌اعصاب‌شناختی، جهات اشتراک و تفاوت نظر آنان را به عنوان دو دیدگاه مختلف در فلسفه ذهن-دیدگاه ملاصدرا به نوخاستگی وجودشناختی نزدیک بوده و عصب‌شناسان نیز غالبا دیدگاه فیزیکالیستی دارند- بیان می‌کند و بدین نتیجه می‌رسد که علوم‌اعصاب‌شناختی در تبیین فیزیولوژیکی حافظه، مکمل و مددکارِ فلسفه است اما فلسفه صدرایی با دیدگاه جامع خود می‌تواند به پرسش‌ها و مسایل این حوزه کامل‌تر و بنیادی‌تر پاسخ دهد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 124
عقل در مولوی و پست مدرن(لیوتار)
نویسنده:
سیده بهشته رضوانی نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در بحث پر دامنه عقل، گاهی سخن از اعتبار تام و تمام عقل بوده و گاه سخن از بی اعتباری و ناکارآمدی آن و گاهی برای آن اقسامی قایل شدند. عقل در آثار مولوی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و با توجه به تقسیمات عقل در این آثار که مهم ترین آن ها: عقل کلی، عقل جزوی است، در این جستارسعی شده ضمن تشریح هر یک از این اقسام، وجوه تشابه میان عقل جزوی و عقلی که در دوره مدرن مطرح شده و نیز عقل کلی و عقل بحران زده ای که لیوتار در دوره پست مدرن مطرح می کند، را به تفصیل بیان کنیم. و تطبیقی میان این دو برقرار سازیم.
تحلیل هستی‌شناختی ارتباط قوا با جنسیت در حکمت متعالیه
نویسنده:
اکرم ساقی ، محمدکاظم علمی سولا ، سیدمرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث دربارة قوای زن و مرد از مباحثی است که فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو متناسب با مباحث فلسفة سیاسی خود، ذیل عناوینی همانند «دولت‌شهر، شهروندی، تدبیر منزل و آموزش» بدان پرداخته‌اند. فیلسوفان مسلمان نیز ضمن بیان مطالبی در باب نفس و ارتباط آن با قوا، اشاراتی به بحث مذکور داشته‌اند. در این میان، با اتکا به نوآوری‌های صدرالمتألهین در بحث قوا، به‌ویژه قوة واهمه، بحث وحدت نفس و قوا و مانند آن و تحلیل مبانی هستی‌شناختی حکمت وی، ازجمله تشکیک وجود و وحدت شخصی وجود می‌توان تفاوت قوا بر اساس جنسیت را نتیجه گرفت. این مسئله در هریک از قوای نباتی، حیوانی و انسانی جاری است. اصلی‌ترین قوة انسان قوة عاقله است که گرچه با نظر ابتدایی در توضیحات صدرا در باب عقل، به نظر می‌رسد وی تفاوتی میان زن و مرد در طی مراحل عقلانی وجود قائل نیست و این امر برابری قوای دو جنس را به ذهن تبادر می‌کند، اما از عبارات صریحی که دربارة زن بیان می‌کند و نیز مبانی وی، برمی‌آید که به چنین تفاوتی باور داشته است. مقالة حاضر با روش کتابخانه‌ای و تحلیلی، در پی تبیین این تفاوت در کلام اوست.
صفحات :
از صفحه 23 تا 38
رابطه نفس و بدن ازدیدگاه دوگانه انگارانه ابن سینا و دکارت و بررسی آراء تفسیری علامه طباطبایی
نویسنده:
سپیده سمیعی فرد؛ استاد راهنما: محمد کاظم علمی سولا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود نفس و مغایرت آن با بدن، ماهیت نفس و مادی یا مجرد بودن آن، نحوه حدوث و پیدایش آن همواره از چالشی‌ترین مباحث در آرای فلسفی و کلامی بوده است. با وجود تحقیقات فراوانی که در این بحث صورت گرفته، همچنان به عنوان یک موضوع پویا و ضروری تلقی می‌شود. در این پایان‌نامه ضمن بیان دیدگاه دوگانه‌انگارانه ابن‌سینا و دکارت به بیان نظریه علامه طباطبایی با توجه به مبانی تفسیری ایشان از قرآن حکیم پرداخته شده است و با توجه به روش تحقیق در این پایان‌نامه که به صورت تطبیقی است ابتدا به بیان نظریات آن‌ها در مورد نفس پرداخته شده که به صورت خلاصه می‌شود چنین بیان داشت که ابن‌سینا نفس را کمال نخستین برای جسم طبیعی آلی و آن را جوهری مجرد و بسط و دارای حرکت عرضی می‌داند و دکارت معتقد است نفس جوهر ذاتا مجرد از ماده، بسیط و تجزیه ناپذیر است که صفت مقوم آن اندیشیدن است و توقف فکر، ‌یعنی توقف هستی نفس و علامه طبابایی نفس را جوهری بسیط، مجرد از ماده در مقام ذات ولی در مقام فعل متعلق به آن می‌داند در آخر به تطبیق بین نظریات این سه فیلسوف پرداخته شده که با وجود شباهت و قرابت بین آن‌ها تفاوت اساسی که می‌توان به آن اشاره نمود آن است که ابن سینا و دکارت قائل به واسطه بین ارتباط نفس و بدن هستند و علامه طباطبایی با توجه به حرکت جوهری قائل به سیر نفس در قوس نزول بوده تا به این مرحله از جسمانیت حلول نموده است و دیگر آن‌که علامه طباطبایی معتقد به قدم نفس بوده در حالی که آن دو فیلسوف دیگر چنین اعتقادی را ندارند.
سه ضرورت جدا‌ناپذیر در فلسفۀ شهاب‌الدین سهروردی و لیندا زگزبسکی
نویسنده:
زهرا صادقی منش ، سیدمحمدکاظم علوی ، محمد کاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در تفکر شهاب‌الدین سهروردی و لیندا زگزبسکی، دو فیلسوف نام‌دار از دو دورۀ زمانی و حوزۀ تمدنی متفاوت، به مؤلفه‌هایی برمی‌خوریم که نوعی رهیافت مشترک در رویکرد آنها پدید آورده است. هر دو فیلسوف، با نگاه کانونی به عامل معرفتی، ارزش معرفت را محصول ارزش فرایندهایی می‌دانند که در نبود آن فلسفه محکوم به فروپاشی است. سه ضرورت مشترک در فلسفۀ سهروردی و زگزبسکی عبارت‌اند از (1) ضرورتِ تعالی درونی، که با تلاش برای تقویت ارادۀ آدمی، قائل به سیری کیفی و درونی برای معرفت است؛ (2) ضرورت حکمتِ وحدت‌بخش، که با اعتماد به خود و دیگر سنت‌های فکری، به وحدت نظر و تجربۀ انسانی می‌اندیشد و افزون بر پرورش نفس، فهم حکمت و اعتلای آن را نیازمند شهود و خلاقیت‌های شخصی در هر دوره می‌داند؛ (3) ضرورت روایت، که لازمۀ بسط نیات فلسفی را با نوعی نبوغ در اندیشیدن، در ایجاد ذوق و انگیزش و رجوع به الگوهای فکری و اخلاقی می‌جوید. این پژوهش با درنگی تازه در عوامل ارتقای معرفت، به گستره‌هایی پرداخته است که هرچند اهمیت معرفتی آنها نادیده گرفته شده ولی حیات معنوی و معرفتی فلسفه برای اثربخشی بیشتر به آن محتاج است.
صفحات :
از صفحه 209 تا 234
نقش و جایگاه «حکمت» در گفتگوی میان پیروان ادیان
نویسنده:
سیده سوزان انجم روز ، قربان علمی ، محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
همزیستی پیروان ادیان، قدمتی به بلندای قرن ها دارد و این مراودت ها به تکامل دوستی ها، نزدیکی سنت ها و یافتن نقاط مشترک انجامیده است. در عصر کنونی نیز گفتگو بین ادیان بزرگ جهان امری ضروری است. افزایش ارتباط مستقیم مردمی که دارای جهان بینی ها، عقاید، فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوتی هستند یکی از عواملی است که ضرورت گفتگوهای بین ادیانی و میان فرهنگی را ایجاب می کند که در اثر آن مردم علاوه بر اینکه پیروان دارای عقاید و جهان بینی های مختلف را درک می کنند، موضع خود نسبت به آنها را نیز مشخص می کنند. این مقاله به بررسی امکان و راهکار تحقق گفتگوی ادیان پرداخته و مقوله حکمت را مهمترین و جامع‎ترین مولفه در گفتگوی ادیان می داند. بررسی ریشهشناختی حکمت در سنت‎های دینی مختلف و جایگاه و اهمیت آن در ادیان و نیز کنکاش در کارکردهای آن، نشان می دهد که حکمت از یک سو بر ضرورت گفتگو تاکید دارد و از سوی دیگر می‎تواند بهترین مبنای گفتگو باشد. جامعیت حکمت در زمینه گفتگوی ادیان به حدی است که نه تنها می‎تواند مبنای گفتگو باشد بلکه در روش و نحوه گفتگو نیز بسیار کارآمد و کارساز است. پس از تحلیلِ ضرورت گفتگو و امکان تحقق گفتگوی ادیان بر مبنای حکمت، به این نتیجه می رسیم که این گفتمان الهیاتی حکمی به بینش اخلاقی منجر خواهد شد که والاترین ثمرة آن عدالت است که رعایت آن می تواند به داوری منصفانه در باره دیگری بینجامد.
صفحات :
از صفحه 271 تا 302
ارتباط نوع‌دوستی با جنسیت براساس مبانی حکمت صدرایی
نویسنده:
اکرم ساقی ، محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از جمله ویژگی‌های اخلاقی انسان، نوع‌دوستی است. اینکه آیا میان این خصیصه انسانی و جنسیت می­توان رابطه برقرار کرد یا خیر، موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته ‌است. در این رابطه پس از بیان ضرورت جنسیت‌پذیری نفس با توجه به مبانی حکمت متعالیه از جمله وحدت نفس و بدن در تمام مراحل متناظرِ وجودی و نیز بیان وحدت و عینیت نفس و قوا در دیدگاه ملاصدرا، به تفاوت قوا میان دو جنس مؤنث و مذکر اشاره ‌شده و با توسعه در معنای عقل از منظر حکمت صدرایی خصوصاً نگاه متفاوت ملاصدرا در مورد قوه واهمه، تفاوت معنای عقل در زن و مرد حاصل گشته است. براساس این یافته تحلیلی می‌توان عقل زنانه را عقلی عاطفه‌گرا نامید که همدلی و همدردی مؤلفه‌های اصلی آن است و از آنجا که میان نوع‌دوستی و عاطفه ارتباط مستقیم برقرار است، ارتباط میان نوع‌دوستی و جنسیت آشکار می‌گردد. ضرورت و اهمیت بحث حاضر در این است که با تبیین فضایل اخلاقی متفاوت زنانه و مردانه بر اساس مبادی مورد پذیرش ملاصدرا، مانع ارزش‌گذاری تبعیض‌آمیز و ناعادلانه (قوی یا ضعیف نامیدن هر یک از‌) دو جنس شده که امروزه یکی از دغدغه‌های فلسفه‌های زنانه‌نگر است. نوشته حاضر تلاشی است بنیادی که با روش کتابخانه­ای و با تحلیل مبانی حکمت ‌صدرایی سعی در تبیین نتیجه مذکور دارد.
صفحات :
از صفحه 133 تا 146
علم فطری از دیدگاه دکارت ،جان لاک، لایبنیتز و مطهری
نویسنده:
پدیدآور: زهرا صحراگرد استاد راهنما: آرین قلی پور استاد راهنما: محمدکاظم علمی سولا استاد مشاور: عباس نرگسیان استاد مشاور: سیدمرتضی حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فصل اول: 1-مقدمه یکی از مباحث مهم و کلیدی در میان فلیسوفان مساله فطرت و علم فطری می باشد. این موضوع از دیرباز میان فیلسوفان اعم از فیلسوفان مسلمان و غیر مسلمان ،محل نزاع بوده است. از میان فیلسوفان مختلف مسلمان مرحوم مطهری به عنوان یکی از فیلسوفان معاصر مسلمان که اهتمام ویژه ای به موضوع فطرت داشته است انتخاب شده است. وی علاوه بر پاورقی های ارزشمندی که بر اصول فلسفه اثر مرحوم علامه طباطبایی در موضوع ادراکات و نحوه حصول علم دارد در برخی از آثار دیگر خویش همچون انسان و سرنوشت، جامعه و تاریخ و کتاب فطرت به این موضوع پرداخته است. دیدگاه وی در موضوع فطرت از مهم ترین مباحث مطرح شده در باب فطرت و علم فطری در میان فیلسوفان معاصر مسلمان می باشد. دکارت دیگر فیلسوفی که به عنوان یکی از فلاسفه مورد نظر در این پژوهش مورد بحث قرار می گیرد. دکارت که یکی از مهم ترین فلاسفه غرب می باشد به مساله معرفت شناسی و نحوه حصول علم و قوای ادراکی بشر بسیار پرداخته است. تا جایی که کتناب های وی در باب پیدا کردن راهی برای حصول معرفت یقینی می باشد. لایب نیتیز که از فیلسوفان دکارتی محسوب می شود نیز که مساله علم فطری پرداخته است و در مساله خدا شناسی بر فطری بودن آن تاکید دارد. از آنکه برهان و تاملات وی از جمله موارد مهم در فلسفه غر ب در این زمینه می باشد، در پژوهش حاضر به بررسی آرای وی نیز پرداخته خواهد شد. جان لاک در زمره فیلسوفانی قرار دارد که انتقادات سرسختانه ای بر دکارت و فلسفه وی دارد. وی بر خلاف دکارت که یک فیلسوف عقل گرا بود، اصالت را به تجربه داده و منکر هرگونه علم فطری می باشد. وی از آن جایی که فیلسوفی تجربه گرا است، همه چیز را در دایره محسوسات دیده و آگاهی بشری را به وساطت حس میداند و ازین رو علم فطری را انکار میکند. ازین جهت آرای وی مورد بررسی در پژوهش حاضر قرار گرفته است.
  • تعداد رکورد ها : 70