جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بازخوانی اختلاف قرائت در آیۀ 31 سورۀ رعد بر اساس رسم الخط مصحف صنعا (1)
نویسنده:
میثم کهن ترابی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف:این پژوهش با هدف بررسی انتقادی اختلاف قرائت در آیه ۳۱ سوره رعد (أَفَلَمْ یَیْأَسِ/ أَفَلَم یَتَبَیّنَ) و ارزیابی اعتبار قرائت منسوب به جمعی از صحابه، تابعین و امامان معصوم (ع) انجام شده است. مسئله اصلی، تحلیل گزارش ابن عباس درباره خطای کاتب در نگارش این واژه و بازخوانی این قرائت بر اساس کهن‌ترین مصحف موجود یعنی مصحف صنعا (۱) است. روش:این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی-تاریخی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعه کتابخانه‌ای منابع تفسیری و قرائات (چون تفاسیر طبری، زمخشری، طبرسی و کتب قرائات) و نیز بررسی مستقیم تصاویر منتشرشده از مصحف صنعا (۱) گردآوری شده است. با توجه به نبود آیه مورد بحث در صفحات موجود، با بررسی رسم‌الخط واژگان مشابه در این مصحف، شیوه نگارش واژه «ییأس» بازسازی و تحلیل شده است. یافته‌ها:یافته‌ها نشان می‌دهد که قرائت «أَفَلَم یَتَبَیّنَ» از بیش از بیست نفر از صحابه و تابعین و سه امام معصوم (ع) نقل شده است. در رسم‌الخط مصحف صنعا، همزه در میان کلمه نه تنها نوشته نمی‌شود، بلکه پایه‌ای (همچون الف یا دندانه) نیز برای آن در نظر گرفته نمی‌شود. بر این اساس، واژه «ییأس» در این رسم‌الخط به صورت «ییس» نوشته می‌شود که با «یتبین» از نظر تعداد دندانه‌ها تفاوتی ندارد. بنابراین، ادعای ابن عباس درباره اشتباه کاتب در شمارش دندانه‌ها بر اساس این مصحف منتفی است. همچنین، معنای «یتبین» (آشکار شدن) بدون نیاز به تقدیر و تکلف، با سیاق آیه سازگار است. نتیجه‌گیری:قرائت «أَفَلَم یَتَبَیّنَ» با پشتوانه نقلی قوی از منابع فریقین و نیز هماهنگی با رسم‌الخط کهن مصحف صنعا، از اعتبار قابل توجهی برخوردار است. اگرچه این قرائت با قرائت مشهور (أَفَلَمْ یَیْأَسِ) در صورت تفسیر یأس به علم، تفاوت معنایی فاحشی ندارد، اما وضوح معنایی و عدم نیاز به تقدیر، آن را به قرائتی مرجح تبدیل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از شواهد مکتوب کهن می‌تواند در داوری درباره قرائات راهگشا باشد.
صفحات :
از صفحه 137 تا 162
علم هرمنوتیک: نظریه تاویل در فلسفه‌های شلایرماخر، دیلتای، هایدگر، گادامر
نویسنده:
ریچاردای. پامر؛ ترجمه: محمد سعید حنایی‌ کاشانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران : نشر کتاب هرمس,
کلیدواژه‌های اصلی :
معرفت در آینۀ زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر
نویسنده:
اسماعیل دانش
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام‌بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینۀ زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین‌سان، زبان و معرفت به هم وابسته‌اند و رابطۀ آن‌ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می‌کند و در همان حال از لایه‌های پیش‌فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی ـ‌علمی، دینی، فلسفی یا هنری‌ـ در بستر زبان قوام می‌یابد و معنا پیدا می‌کند. ازاین‌رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به‌قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می‌گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می‌ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه‌ها و سازوکارهای زبانی‌اش قابل‌فهم‌ نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازندۀ معرفت است.
صفحات :
از صفحه 121 تا 143
مبانی هرمنوتیک فلسفی گادامر و تاثیر آن بر جریانات نواندیشی معاصر اسلامی (گرایش حکمت متعالیه)
نویسنده:
جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
ارزیابی رویکردی متفاوت نسبت به گواهی امام علی (ع) در آیۀ 43 سورۀ رعد
نویسنده:
محمد عافی خراسانی ، فتح الله نجارزادگان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اثبات حقانیت قرآن کریم از مهم‍ترین مسئله‍هایی بوده که دانشمندان مسلمان از دیرباز به آن اهتمام ‍ورزیده‍اند. در این میان، گاهی به‌جز دلیل تحدّی، دلایل نوینی نیز برای این حقانیت یادشده است؛ ازجمله، این‍که برخی از پژوهشگران معاصر با تأکید بر گواهی خداوند متعال و امام‌علی (ع) بر حقانیت قرآن در آیۀ پایانی سورۀ رعد و با استدلال بر گسترۀ دانش امام‌علی (ع) و نیز اوج بلاغت و سخن‍دانیِ ایشان، گواهی ایشان را بر این‍که قرآن کریم جز از سوی خداوند نمی‍تواند باشد، دلیلی جداگانه در اثبات اعجاز این کتاب دانسته‍اند. در مقالۀ پیش رو، تلاش شده تا با روش تحلیلی انتقادی به واکاوی این برداشت از این آیه پرداخته شود و با توجه به قرینه‍های درون‍متنی (واکاوی سیاق آیه و نیز مقایسۀ آن با آیات همانند)، برون‍متنی (ناموجّه‍بودن استدلال به گواهی ذی‍نفع در نزد عرف و لزوم رفع دوگانگی میان گواهی خداوند با گواهی امام (ع) در آیه) و تاریخی (بررسی زمان نزول آیه) به این نتیجه رسیده ‍شد که اشاره به گواهیِ پیش‍گفته در این آیه، ظاهراً تنها در مقام خطابه‍ای و برای تأثیرگذاری روانی بر دشمنان اسلام و یا دلداری به پیامبر (ص) بوده و در این مقام نبوده که دلیلی جداگانه بر حقانیت پیامبر (ص) و قرآن کریم بیان نماید.
صفحات :
از صفحه 205 تا 230
کاوشی در روش‌شناسی شیخ طوسی در مواجهه با شبهات واقفیه براساس کتاب الغیبه
نویسنده:
سیدضیاءالدین علیانسب ، اشرف محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آموزه اصیل «مهدویت»، دارای پشتوانه‌ای قوی و متقن و پیشینه‌ای درحدود 1400سال است. با این حال، تعداد قابل توجهی از مسلمانان در طول تاریخ اسلام، تحت تأثیر جریان‌های انحرافی، از مسیر حق، منحرف گشته‌اند. ازجمله‌ی این جریان‌های انحرافی، واقفیه است. واقفیه، گروهی از شیعیان امام کاظم ؟ع؟ بودند که پس از شهادت ایشان، ادعای تعدادی از وکلای سابق امام، درباره مهدویت و قائمیت حضرت را پذیرفته و به رهبری آنان، گردن نهادند. فقیهان امامیه، در مواجهه با جریان‌های منحرفی چون واقفیه، با تألیف کتاب‌های متعدد، به دفاع از عقایدشیعه و توجیه شبهات مطرح شده، پرداختند و زمینه هدایت بسیاری از افراد متحیر را فراهم آورند. شیخ طوسی، از جمله عالمان برجسته‌ای است که در این زمینه تلاش‌های مؤثری انجام داده است. ایشان در فصول متعددی از کتاب‌های خویش، به روشنگری درباره انحراف جریان‌های مدعی مهدویت، پرداخته است. با درنظرگرفتن تکرار و بسط شبهات در دوره‌های مختلف، طبیعی است که آشنایی با روش پاسخ گویی ایشان، بتواند به عنوان الگویی کاربردی در عصرحاضر، مورد استفاده قرارگیرد. نگارنده در این نوشتار تلاش کرده با بهره گیری از منابع کتابخانه‌ای و اتخاذ روش توصیفی – تحلیلی، به بررسی شیوه پاسخ گویی شیخ طوسی به شبهات جریان واقفیه بپردازد. نتایج تحقیق؛ حاکی از آن است که شیخ طوسی از رویکردی ترکیبی، مطابق شیوه اقناعی قرآن در آیه 125 سوره نحل استفاده کرده که مقبولات (بهره گیری از اصول پذیرفته شده)، محسوسات (استناد به شواهد عینی و تاریخی) و مسلمات (تکیه بر باورهای مذهبی مورداجماع) افراد در حوزه عقاید و باورهای مذهبی را شامل می‌شود.
صفحات :
از صفحه 5 تا 32
The Trait of Oneness: Foundations of Slavoj Žižek’s Lacanian Hegel
نویسنده:
پیام مسرت
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 149 تا 176
کارکرد استعاره در هرمنوتیکِ فلسفیِ گادامر و پراگماتیسم دیویدسون
نویسنده:
رائد فریدزاده ، سپهر سلیمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هانس‌گئورگ گادامر و دونالد دیویدسون دو تن از متفکرانی هستند که استعاره را در ساحت فلسفه مفهوم‌پردازی می‌کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهومِ «استعاره» به‌مثابه مدخلی برای نیل به حقیقت از منظر دو فیلسوف یاد شده است. یافته‌های پژوهش؛ افقی را پیش‌روی ما می‌گشایند تا در پرتو امتزاج افق‌های گادامر و مفهوم مفاهمه دیویدسون؛ انسان را به‌مثابه موجودی مفسر فهم کنیم که در تلاشی مداوم برای رسیدن به فهمِ حقیقت است. هر دو فیلسوف معتقداند که فهم ، تفسیر و استعاره مبتنی بر زبان هستند، با این تفاوت که نزد گادامر، استعاره به‌صورت هستی‌شناختی و در چارچوب کاربرد فهم، که همان تفسیر است، بنیادگذاری می‌شود. فهم همواره تفسیری متضمن کاربرد است-، از سویی دیگر نزد دیویدسون، استعاره در قامتی معرفت‌شناختی صورت‌بندی شده و در واقع آنچه به عنوان معنای استعاری شناخته می‌شود، معنا نیست، بلکه کاربردی خاص از آن است. پرسش اصلیِ جستار حاضر به چگونگی بنیادگذاریِ مفهوم حقیقت از خلال کارکرد استعاره می‌پردازد؟ بر اساس روش توصیفی-تحلیلیِ صورت پذیرفته شده بیان می‌شود که: استعاره نزد گادامر کارکردی فلسفی و فراگیر دارد، اما نزد دیویدسون در قامت آرایه‌ای ادبی ظاهر می‌شود. با این‌حال استعاره می‌تواند ذیل مفاهیم «افق» از منظر گادامر و «جهان مشترک» از منظر دیویدسون، مدخلی برای تبیین حقیقت باشد. همچنین، بنیادگذاری مفهوم حقیقت به‌واسطة استعاره، نوآوری جستار حاضر لحاظ می‌شود.
صفحات :
از صفحه 519 تا 542
تأثیر پیش‌فرض‌ها و افق‌های فکری در تفسیر متن: بررسی و تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های محمدباقر صدر و هانس‌گئورگ گادامر
نویسنده:
مجید منهاجی ، مهاجر مهدوی راد
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسیر متن از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین مباحث فلسفه، الهیات و علوم انسانی است. یکی از مسائل اساسی این حوزه، نقش پیش‌دانسته‌ها و پیش‌فرض‌ها در فهم متن است. محمدباقر صدر (۱۹۳۵ - ۱۹۸۰) فیلسوف اسلامی و هانس‌گئورگ گادامر (۱۹۰۰ - ۲۰۰۲) فیلسوف هرمنوتیک معاصر، هر دو به این موضوع پرداخته‌اند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی - تطبیقی، دیدگاه‌های آنها را بررسی و اشتراک‌ها و تفاوت‌هایشان را در زمینه نقش پیش‌دانسته‌ها در تفسیر متن واکاوی می‌کند. مسئله اصلی این است که پیش‌فرض‌ها عنصر ضروری فهم متن‌اند یا مانعی برای دست‌یابی به تفسیر عینی؟ دو پرسش محوری مطرح می‌شود: نقش پیش‌دانسته‌ها از منظر صدر و گادامر چیست؟ و تفاوت‌های بنیادی دو رویکرد در تبیین این نقش کدام‌اند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد هر دو متفکر بر نقش سازنده و اجتناب‌ناپذیر پیش‌دانسته‌ها تأکید دارند، اما غایت تفسیر متفاوت است؛ صدر به کشف حقیقت ثابت متن به‌ویژه در متون دینی توجه دارد؛ در‌حالی‌که گادامر تفسیر را فرایندی خلاقانه و تاریخی می‌داند که از ادغام افق‌های مفسر و متن، معناهای جدید می‌آفریند. این مطالعه نشان می‌دهد پیش‌دانسته‌ها نه محدودیت معرفت‌شناختی، بلکه فرصتی برای تعامل خلاقانه با متن‌اند و می‌توانند به توسعه چارچوب‌های نظری نوین در تفسیر متن و روش‌شناسی علوم انسانی کمک کنند.
صفحات :
از صفحه 129 تا 151
نسبت حقیقت و هنر در فلسفه گادامر
نویسنده:
فاطمه کریمی؛ استاد راهنما: اصغر واعظی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
پرسش از نسبت میان حقیقت و هنر، پرسشی به قدمت تاریخ فلسفه کلاسیک است. گادامر در بخش نخست کتاب حقیقت و روش در پی پاسخ به این پرسش است. او در تلاش است تا تبیینی از حقیقتِ هنر ارائه دهد که زیربنایی برای هرمنوتیک فلسفی‌اش باشد. او در هرمنوتیک فلسفی خود، در پی تنزل سهم «روش» در شناخت، فهم و دستیابی به حقیقت است. این به معنی انکار نقش روش نزد او نیست، بلکه تغییر دیدگاه از هرمنوتیک روش‌شناختی به هرمنوتیک هستی‌شناختی را مدنظر دارد. گادامر در هرمنوتیک فلسفی‌اش تلقی بدیعی از فهم ارائه می‌کند که مقدمه پرداختن به آن را در تبیین حقیقتِ هنر می‌یابد. هنر نزد گادامر از صرف لذتی که در زیبایی‌شناسی کانتی داشت، فراتر می‌رود و در نسبت با حقیقت قرار می‌گیرد. او اهمیت فلسفی هنر را در این می‌داند که در اثر هنری حقیقتی به تجربه در می‌آید که از هیچ طریق دیگر قابل حصول نیست و این حقیقت در برابر سیطره‌جویی هرگونه تأمل عقلی نسبت به خود ایستادگی می‌کند. گادامر در تلاش است تا از طریقی غیر از شناخت گزاره‌ای و مفهومیِ علم تجربی به حقیقت دست‌ یابد تا بتوان آن را به شناخت در حوزه علوم انسانی تعمیم داد. او برای این امر از بازیابی شأن معرفتی هنر آغاز می‌کند و با بررسی مفاهیم اومانیستی بیلدونگ، حس مشترک، قوه حکم و ذوق که پیش از کانت مولفه‌هایی برای دست‌یابی به حقیقت بودند و توسط کانت از ارزش معرفتی‌شان کاسته شد و به حوزه‌ ذهن تقلیل یافتند، به نقد ذهنی‌سازی هنر و آگاهی زیبایی‌شناختی می‌پردازد. گادامر پس از بیان نقد خود به زیبایی‌شناسی کانتی با توسل به مفاهیمی مانند بازی، جشن و نماد، به دفاع از حقیقتی می‌پردازد که از مواجهه با اثر هنری حاصل می‌شود. در این پایان‌نامه، پس از بررسی پیشینه هرمنوتیک و مسئله فهم و همچنین پیشینه زیبایی‌شناسی و هنر و نسبت آن با حقیقت، به نقد گادامر بر زیبایی‌شناسی کانتی و آگاهی زیبایی‌شناختی می‌پردازیم و سپس هستی‌شناسی اثر هنری را که گادامر برای تبیین چگونگی فهم تجربه اثر هنری و دریافت حقیقت آن، با توسل به مفاهیم کلیدی‌ای از جمله بازی، جشن و نماد بهره می‌گیرد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.