جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی
کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی
کانال ارتباطی از طریق پست الکترونیک :
support@alefbalib.com
نام :
*
*
نام خانوادگی :
*
*
پست الکترونیک :
*
*
*
تلفن :
دورنگار :
آدرس :
بخش :
مدیریت کتابخانه
روابط عمومی
پشتیبانی و فنی
نظرات و پیشنهادات /شکایات
پیغام :
*
*
حروف تصویر :
*
*
ارسال
انصراف
از :
{0}
پست الکترونیک :
{1}
تلفن :
{2}
دورنگار :
{3}
Aaddress :
{4}
متن :
{5}
فارسی |
العربیه |
English
ورود
ثبت نام
در تلگرام به ما بپیوندید
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ...
همه موارد
عنوان
موضوع
پدید آور
جستجو در متن
: جستجو در الفبا
در گوگل
...جستجوی هوشمند
صفحه اصلی کتابخانه
پورتال جامع الفبا
مرور منابع
مرور الفبایی منابع
مرور کل منابع
مرور نوع منبع
آثار پر استناد
متون مرجع
مرور موضوعی
مرور نمودار درختی موضوعات
فهرست گزیده موضوعات
کلام اسلامی
امامت
توحید
نبوت
اسماء الهی
انسان شناسی
علم کلام
جبر و اختیار
خداشناسی
عدل الهی
فرق کلامی
معاد
علم نفس
وحی
براهین خدا شناسی
حیات اخروی
صفات الهی
معجزات
مسائل جدید کلامی
عقل و دین
زبان دین
عقل و ایمان
برهان تجربه دینی
علم و دین
تعلیم آموزه های دینی
معرفت شناسی
کثرت گرایی دینی
شرور(مسأله شر)
سایر موضوعات
اخلاق اسلامی
اخلاق دینی
تاریخ اسلام
تعلیم و تربیت
تفسیر قرآن
حدیث
دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات
سیره ائمه اطهار علیهم السلام
شیعه-شناسی
عرفان
فلسفه اسلامی
مرور اشخاص
مرور پدیدآورندگان
مرور اعلام
مرور آثار مرتبط با شخصیت ها
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی
مرور مجلات
مرور الفبایی مجلات
مرور کل مجلات
مرور وضعیت انتشار
مرور درجه علمی
مرور زبان اصلی
مرور محل نشر
مرور دوره انتشار
گالری
عکس
فیلم
صوت
متن
چندرسانه ای
جستجو
جستجوی هوشمند در الفبا
کتابخانه شخصی
مدیریت علاقه مندیها
ارسال اثر
دانشنامه
راهنما
راهنما
مرور
>
مرور کلید واژه ها
>
سهروردی، یحیی بن حبش
مرتب سازی بر اساس
عنوان
نویسنده
جنس منبع
محل
ناشر
تاریخ تغییر
و به صورت
صعودی
نزولی
وتعداد نمایش
5
10
15
20
30
40
50
فرارداده در صفحه باشد
جستجو
خروجی
چاپ نتایج
Mods
Dublin Core
Marc
MarcIran
Pdf
اکسل
انتخاب همه
1
2
3
تعداد رکورد ها : 26
عنوان :
خودشناسی از نظر شیخ اشراق و افلوطین
نویسنده:
نوشین نظیری خامنه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
سقراط
,
فلوطین
,
01. خداشناسی (کلام)
,
ارسطو
,
خداشناسی(الهیات بالمعنی الاخص)
,
خود شناسی
,
خداشناسی
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
دروننگری (معرفتشناسی/روانشناسی)
,
اشراق (فلسفه)
چکیده :
هرچند نخستین واقعیتی که آدمی با آن روبه رو می شود، "خود" اوست و چیزی نزدیکتر از "خود" آدمی به او نیست، اما به همان میزان که این واقعیت به او نزدیک است به همان میزان هم مغفول واقع می شود و گاهی برای برخی افراد تا آخر عمر، بررسی نشده باقی می ماند و فراموش می شود؛ درحالیکه "خودشناسی" به یکی از ارزشمندترین موضوعاتی می پردازد که بررسی آن می تواند، حیات هر انسانی را در جهت مثبت آن دگرگون سازد. با مراجعه به تاریخ فلسفه می توان به این امر پی برد که هر یک از فیلسوفان به نحوی به "خودشناسی" پرداخته اند. اما دو فیلسوفی که به نحو چند جانبه و دقیق، این امر را بررسی کرده اند، افلوطین و شیخ اشراق هستند. تحقیق حاضر به بررسی دیدگاههای این دو فیلسوف در رابطه با "خودشناسی" می پردازد و مواضع اختلاف و اشتراک آنها را بررسی می کند. تحقیق حاضر نشان می دهد که این دو متفکر علاوه بر بهره گیری از عناصر فلسفی، مولّفه های عرفانی را نیز به کاربرده اند و به بحث "خودشناسی" از دو جنبه ی نظری و عملی پرداخته اند، حتی می توان گفت که پرداختن به جنبه ی عملی موضوع مورد بحث در آثار این دو فیلسوف، برجسته تر است؛ درصورتی که فیلسوفان دیگر بیشتر، جنبه ی نظری آن را مطرح کرده اند. همچنین این تحقیق درصدد برجسته کردن موضوع"خودشناسی" نیز هست تا به میزان بیشتر و به نحو جدی تر و چند جانبه، مورد توجه واقع شود. در این پژوهش از نفس با عنوان خود واقعی و از بدن با عنوان خود ظاهری، یاد شده است.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی تطبیقی رابطه نفس و بدن از منظر ملاصدرا و شیخ اشراق
نویسنده:
سمیه کامرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
افلاطون
,
روح
,
تناسخ
,
ارسطو
,
تناسخ
,
بدن
,
بدن
,
تناسخ
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
چکیده :
از جمله چالشهایی که فیلسوف در فلسفه با آن روبهروست مسئله ارتباط نفس و بدن است. غموض مسئله در تجرد یکی و جسمانیت دیگری است که عقل را به میدان استدلال میطلبد. گواه بر این مطلب تلاش اعاظم فلاسفه از گذشته تا کنون است که هر یک به زعم و بضاعت خویشتن در پر کردن این خلأ گامی برداشتهاند. برخی چون افلاطون، ثنویت محض را مطرح نموده و برخی چون ارسطو قول به وحدت این دو را تثبیت نموده است. و فلاسفه بعدی هم بر مذاق یکی از این دو مسلک طی طریق نمودهاند.بنابراین از آنجا که تلاش اسلاف در شکلگیری آخرین نظریات منسجم و بی نقض و ابرام، قابل چشمپوشی نیست، در فصل اوّل این جستار، مسئله رابطه نفس و بدن را از منظر برخی فلاسفه نخستین چون افلاطون و ارسطو و برخی فلاسفه اسلامی چون فارابی و ابن سینا اختصاص دادیم، تا سیر تاریخی بحث تا حدی روشن گردد.شیخ اشراق مکتبی فلسفی که عمدتاً بر پایه شهودات وی است ارائه نمود که عمدهترین بخش آن را نظام نوری رقم میزند که از آن جهت که وی برای نفس هویت نوری قائل است، قاعدتاً مسئله رابطه نفس و بدن با نظام نوری وی گره میخورد که جهت دستیابی به نظر وی در این باب به حد لازم به مبانیای چون هویت نور، تعریف نور، اقسام نور، ترسیم هستی براساس نور و جایگاه نفس به عنوان نور مدبر و جایگاه برازخ، پرداخته شده است. در هرم هستی شناسی سهروردی، نفس موجودی نورانی و بدن موجودی برزخ و غاسق و ظلمانی شناخته شده است که نظام فلسفی وی باید پاسخگوی این عدم مسانخت باشد. حکیم سهروردی برای حل نحوه ارتباط نفس نورانی با بدن ظلمانی قابل به وساطت امر سومی به نام روح بخاری میشود که همو بستر فیض رسانی از نور مدبر (نفس) به بدن ظلمانی است. وی با توجه به اینکه قائل به حدوث جسمانی و حرکت جوهری نفس نیست، رابطه این دو را براساس شوق و محبت و قهر و غلبه تفسیر میکند و البته این، تفسیر عمیقی از مسئله را به دست نمیدهد چون این الفاظ ترکیب انضمامی و ارتباط عرضی نفس و بدن را به ارمغان میآورد، چرا که در نفسشناسی وی، موجودیت و هویت نفس به نفس ناطقه است و بدن و قوا، فروع و اظلال نفس هستند، بنابراین بین نفس و بدن و قوا، دو گانگی مشهود است و بالتبع با وجود این دوگانگی، تفسیر و ترسیمی دقیق از ارتباط یک موجود مجرّد نورانی با موجود مادی ظلمانی ارائه نمیشود.ملاصدرا با توجه به مبانی و ابتکارات بدیعی که از خود به نمایش میگذارد به سهولت مرز میان موجود مادی و مجرد را بر میدارد و دوگانگی موجود در دستگاه فلسفی اشراقی را برای همیشه از سر راه فیلسوف هموار میسازد. چه اینکه ایشان با قول به حدوث جسمانی نفس و حرکت جوهری نفس و اشتداد وجود و تشکیک وجود که همگی از اختصاصات فلسفه وی است بر آن میشود که نفس موجودی است از عرش تا فرش، یک وجود واحد سیال و پویاست که در ذیل آن بدن و در صدر آن نفس ناطقه است که با حرکت جوهری در ذات خویش از نشئه مادیت محض با طی تبدّلات و تطورات به مرحله تجرد محض بار مییابد. و اساساً وحدت نفس با قوا و بدن را مطرح مینماید. و به خلاف ترکیب انضمامی و عرضی اشراقی، ترکیب اتحادی و تعلق ذاتی نفس به بدن و علاقه لزومی و نه اتفاقی را بیان میدارد.فصل پایانی هم تطبیق آراء این دو فیلسوف سترگ در مسئله رابطه نفس و بدن است و اینکه این دو حکیم چه نقاط افتراق و اشتراکی در این مسئله دارند و تأثیر مبانی هر یک در حل مسئله به چه میزان موفق بوده است. البته در عین اینکه سهروردی سعی وافری در حل این مسئله غامض نموده ولی به دلیل فقدان مبانی صدرایی نتوانست تبیین موفقی ارائه نماید تا اینکه صدرالمتألهین حرف نهایی را در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب برای خود رقم زد.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی علم حضوری از دیدگاه شیخ اشراق و علامه طباطبایی
نویسنده:
سعید بخشی زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
علم حصولی
,
علم حضوری
,
وجوب و امکان
,
معارف اسلامی
,
هنر و علوم انسانی
,
طباطبایی، سیدمحمدحسین
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
طباطبایی، سیدمحمدحسین
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
طباطبایی، سیدمحمدحسین
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
طباطبایی، سیدمحمدحسین
,
هنر و علوم انسانی
,
طباطبائی، سیدمحمدحسین
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
اشراق (فلسفه)
,
درباره علامه طباطبایی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
علامه طباطبایی: سید محمدحسین طباطبایی
چکیده :
چکیدهعلم حضوری زیربنایی ترین موضوع معرفت شناسی و فلسفه الهی به شمار می آید مسأله علم حضوری از دیر باز در بین اندیشمندان مختلف ،به ویژه عرفا واندیشمندان مسلمان ،از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و در معرض برداشتها ونظرورزی های مختلفی قرار گرفته است .این نوع از معرفت به عنوان معرفتی مستقیم وبی واسطه ویقینی ،هم درفلسفه اسلامی وهم در فلسفه غرب پیشینه طولانی دارد برای نخستین بار مفهوم ادراک حضوری و مفاهیم مشابه مانند اشراق در فلسفه غرب، به وسیلة نوافلاطونیان به ویژه فلوطین ، مطرح گردید. و بعدها توسط پروکلوس ، به اتمام رسید.به نظر می رسد در فلسفه اسلامی اولین کسی که به صراحت واژه «علم حضوری اشراقی» را به کار برده و در آثار فلسفی خود از آن بهره برداری کرده، شیخ اشراق (549ـ587ق) است.وی با طر ح علم حضوری به عنوان سر چشمه اصلی و نقطه اتکاءاساسی ان نه تنها دشواری های معرفت را مورد شنا سایی قرار داد بلکه متا فیزیک و الهیاتی متعالی بر پایه استوار معرفت نفس (علم حضوری)بنا نمود...در عصر حاضر علامه طبا طبایی وشاگردان وی بیش از دیگران این مو ضوع را مورد مداقه قرار داده ودر احیای فلسفه جدید و بهره گیری از علم حضوری کو شیده اند. درمورد علت نام گذاری فلسفه اشراق به «حکمه الاشراق». از طرف سهروردی می توان گفت که اشراق به معنای شهود و مشاهده است وچون شهود در فلسفه ایشان اهمیت زیادی دارد از این رو به این نام نام گذاری شده است.. شیخ اشراقدربیان علم حضوری می نویسد:«حضور شیئ برای ذات مجرد ونورانی »به عبارتی حضوروعدم غیبوبت از خود ملاک علم حضوری است. علامه طبا طبایی نیز در موردعلم حضوری اذعان می دارد«علم حضورى يعنى علمى كه- عين واقعيت معلوم پيش عالم- نفس يا ادراك كننده ديگرى حاضر است- و عالم شخصيت معلوم را مىيابد.مانند علم نفس بذات خودو حالات وجدانى و ذهنى خود»واژگان کلیدی: علم حضوری،علم حصولی،معلوم بالعرض،معلوم بالذات، اشراق
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
ماهیت معرفت عرفانی با تأکید بر دیدگاه اندیشمندان مسلمان
نویسنده:
مسعود اسمعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
شهود عرفانی
,
شهود عرفانی
,
ابن عربی
,
معارف اسلامی
,
شناخت شناسی
,
فلسفه اسلامی
,
وجودگرایی
,
اصطلاحنامه عرفان
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
سبزواری، هادی بن مهدی
,
ابن عربی، محمدبن علی
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
ابن عربی، محمدبن علی
,
سبزواری، هادیبن مهدی
,
ابنعربی، محمدبن علی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
سبزواری، هادیبن مهدی
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
ابنعربی، محمدبن علی
,
سبزواری، هادیبن مهدی
,
ابنعربی، محمدبن علی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
سبزواری، هادیبن مهدی
چکیده :
این رساله به بحث از این مطلب میپردازد که معرفت عرفانی چه سنخ معرفتی است و چه مولفه-ها و مقوماتی دارد. از میان متفکران اسلامی، عارفان اسلامی، به ویژه ابنعربی و پیروان مکتب وی، و فیلسوفان اسلامی، یعنی به طور خاص فارابی، ابنسینا، شیخ اشراق و صدرالمتألهین، به تفصیل به این موضوع پرداختهاند. صاحبنظران و فیلسوفان دین و عرفان در غرب نیز در این زمینه، چند نظریه مهم ارائه نمودهاند. همگی این دیدگاهها و نظریات، در مجموع، در چند گروه قابل دستهبندی هستند: 1) احساسی و عاطفی بودنِ معرفت عرفانی (دیدگاه احساسگرایان غربی)، 2) متناظر بودن معرفت عرفانی و معرفت حسی (تجلیبنیاد بودن معرفت عرفانی؛ دیدگاه آلستون)، و 3) ساختیافته بودن معرفت عرفانی (دیدگاه ساختگرایان غربی) که این سه نظریه از آنِ غربیان بوده و در این رساله به بررسی نقاط قوت و ضعف آنها پرداخته شده و روشن شده است که هیچیک، نظریهای کاملاً صحیح نیستند؛ 4) نظریه اتحادی بودن معرفت عرفانی (دیدگاه عارفان اسلامی): دیدگاه عارفان اسلامی به ویژه ابنعربی و اتباع وی، به طور خلاصه فراحسی و فراعقلی بودن، نوری و وجودی بودن، بیواسطه بودن و اتحادی بودن معرفت عرفانی است که ساختار معرفت عرفانی را در یک طیف تشکیکی، از دو وجهی تا یک وجهی ترسیم میکند. 5) نظریه ارتسامی بودن معرفت عرفانی (دیدگاه حکمت مشاء): فارابی و شیخالرئیس، معرفت عرفانی را تا آنجا که مورد تحلیل قرار میدهند از سنخ انتقاش صور کلی و جزئی از عالم عقول به در عقل و سپس در قوه خیال انسان و پس از آن در حس مشترک میشمرند و آن را ارتسام مینامند؛ 6) نظریه حضوری و اشراقی بودنِ معرفت عرفانی (دیدگاه حکمت اشراق): دیدگاه شیخ اشراق در این زمینه به طور خلاصه این است که معرفت عرفانی از سنخ اضافه اشراقیه علمیه است و هرچند بیواسطه است، وجودی و اتحادی نیست ولذا وی، ساختاری دو وجهی را برای معرفت عرفانی در نظر میگیرد؛ 7) نظریه حضوری و اتحادی بودن معرفت عرفانی: ملاصدرا با استفاده از نظریه عرفا، معرفت عرفانی را معرفتی حضوری، تشکیکی، وجودی و اتحادی میداند و از ساختاری دو وجهی تا ساختاری یکوجهی برای مراتب مختلف معرفت عرفانی در نظر می-گیرد. همه دیدگاههای عارفان و فیلسوفان اسلامی، حاوی نکات بسیار دقیقی است که در قسمت مربوط به هریک به تفصیل روشن شده است. در نهایت به نظر میرسد، یافتن بهترین تبیین برای این مسأله، همچون روش متفکران اسلامی، در گرو بازگشت به رهیافت متافیزیکی، در عینِ توجه به شواهد و قرائن انضمامی و ملموس (همچون روشِ اندیشمندان غربی) است و به هیچوجه رویکرد غیر متافیزیکیِ غربیان در این خصوص، کارساز نیست و از ارائه تحلیل زیربنایی از موضوع، عاجز است. با توجه به این جمعبندی و با عنایت به نقاط ضعف و قوت هریک از دیدگاهها میتوان به دیدگاهی نسبتاً جامعتر و هماهنگتر در این خصوص دست یافت که در پایان رساله بدان پرداخته شده است.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
عشق و رابطه آن با جهان هستی از دیدگاه ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
وحید فتاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
جهان
,
عشق
,
حکمت
,
حکمت اشراق the School of Illumination
,
فلسفه اسلامی
,
فلسفه بوعلی
,
حکمت
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی ، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسین بن عبدالله
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسین بن عبدالله
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسینبن عبدالله
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
هنر و علوم انسانی
,
ابن سینا، حسینبن عبدالله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
چکیده :
عشق حقیقتی ازلی و ابدی است و از صفات خدا، خلق و انسان است و به همین جهت عامل پیوند جهان هستی با خداست. فلاسفه اسلامی هر کدام بر طبق مبانی فلسفی خود از عشق سخن گفتهاند و معتقدند که همه موجودات به حکم عشق فطری در جریان و حرکتند و اساس جهان آفرینش بر عشق نهاده شده است. آنچه در تعاریف فلاسفه و حکما از عشق آمده است تعریف به آثار و عوارض است و نه به حقیقت و ماهیت عشق زیرا که عشق به دلیل بداهتش و اینکه امری عینی و چشیدنی است، غیر قابل تعریف است. از آنجا که خداوند کاملترین موجود بلکه کمال مطلق است و از طرفی او خود نسبت به خویش بالاترین مرتبه ادراک را دارد پس خداوند خود هم برترین عاشق است و هم برترین معشوق و لذا او خود بالاترین ابتهاج و عشق را به خود داراست. ازمبادی عشق، کمال و معرفت است، کمال در معشوق و معرفت در عاشق، حال هر چه کمال معشوق بیشتر و ادراک این کمال از جانب عاشق بیشتر باشد عشق عمیقتر و شدیدتر است.از مهمترین آثار عشق، توانبخشی و خلاقیّتزایی در عاشق است که چون آتشی سراپای وجود او را فرا میگیرد و وی را از نقص و کدورت و کثرت بینی و خودخواهی پاک میکند و دیدهای وحدتبین به او عطا میکند.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی اصناف انسانها از حیث جزاء و پاداش در آخرت از منظر فلاسفه اسلامی و آیات و روایات
نویسنده:
عفت هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
پاداش
,
شقاوت
,
معاد شناسی(کلام اسلامی ذیل فرجام شناسی)
,
معارف اسلامی
,
فلسفه اسلامی
,
آیات
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
چکیده :
معاد یکی از اصول مهم ادیان آسمانی به شمار میآید. این موضوع با مسئله انسانشناسی و نفس شناسی ارتباطی وثیق دارد و متناظر با اختلاف در انسان-شناسی آراء مختلفی در باب معاد وجود دارد.پژوهش حاضر مسئله وضعیت نفوس انسانی پس از مفارقت از بدن و طبقات آنها در قیامت را از منظر فلسفه مشاء، اشراق، متعالیه و آیات و روایات مورد فحص و بررسی قرار داده است؛ زیرا با تبیین اصناف و طبقات انسانها در آخرت و فرجام هر کدام، علاوه بر تعمیق بخشیدن به نگرش فرجام شناختی و انسانشناسی میتوان بر میزان تطابق نگرشهای فلسفی با آیات و روایات در این رابطه (مسئله معاد و ویژگیهای آن) دستیافت.فلاسفه اسلامی و همچنین آیات و روایات، تقسیمبندیهای متفاوتی از انسانها در روز قیامت بر اساس میزان علم و عمل آنها در دنیا، ارائه داده و عاقبت هر قسم را بهصورت مجزا مشخص کردهاند.از نظر حکمت مشاء این نفوس بهطور خلاصه در پنج دسته نفوس ساده، عارفان، جاحدان، معرضان و مهملان جای میگیرند. شیخ اشراق نیز آنها را به ساده و غیرساده و نیز پاک و ناپاک و تمام یا ناقص تقسیم میکند. ملاصدرا برای اهل بهشت سه گروه (مقربان، اصحاب یمین و نفوس ساده) و برای اهل عذاب چهار گروه را ذکر میکند. در آیات و روایات نیز از گروههای مقربان، اصحاب یمین و اصحاب شمال یاد شده است.بهطور کلی به جز درمورد فرجام نفوس متوسطین در علم و عمل، در بقیه موارد میتوان به تطبیق کامل بین سه نظام فلسفی (مشاء، اشراق، متعالیه) و نیز آیات و روایات دستیافت.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی تطبیقی جایگاه روش عرفانی در فلسفه صدرالمتألهین، ابنسینا و شیخ اشراق
نویسنده:
محمدجواد هاشم پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
عرفان اسلامی
,
حکمت اشراق the School of Illumination
,
فلسفه اسلامی
,
اصطلاحنامه عرفان
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی ، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسین بن عبدالله
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسین بن عبدالله
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
ابن سینا، حسینبن عبدالله
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
ابن سینا ، حسین بن عبدالله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
چکیده :
عنوان بررسی تطبیقی جایگاه روش عرفانی در فلسفه صدرالمتألهین ، ابن سینا و شیخ اشراق دارای دو شاخصه مهم است ، اول آنکه به بررسی «جایگاه» روش عرفانی می پردازد ، پس در پی توصیف روش عرفانی در فلسفه صدرالمتألهین ، ابن سینا و شیخ اشراق است واز سوی دیگربه «تطبیق» و مقایسه ی جایگاه روش عرفانی در تفکر این سه متفکر برجسته همت گمارده است . اهمیت این موضوع در مواجهه ی ما با عرفان و نقش تاثیر گذار آن تفکر بشری که منشاء تحولات گوناگون حیات فردی و اجتماعی اوست ، آشکار می گردد. و هدف از این نوشتار دستیابی به توصیفی صحیح و مقایسه ای ، از کارکرد عرفان و روش عرفانی در مکتب سه فیلسوف بزرگفلسفه ی اسلامی است. در این پایان نامه با تأکید بر نوشتار های فلسفی و تمرکز بر مبادی و مقدمه ی کتب سه حکیم بزرگوار از روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و روش مطالعه ی فلسفی-برهانی و تحلیلی استفاده شده است.و حاصل این نوشتار دستیابی به این نظریه است که بوعلی عرفان و روش عرفانی را مسئله خود قرار داده است و یک پژوهش ازفلسفه ی عرفانی را ارائه می دهد و در جایگاهی دیگر شیخ اشراق اصل و پایه ی روش کار خود را بر روش عرفانی بنا نهاده است و ملاصدرا با نگاهی جامع نگر از روش عرفانی در کنار روش برهانی و وحی و با هدف تحقق یک حکمت جامع به این موضوع پرداخته است.از این رو می توان گفت که روش عرفانیتاثیری حداکثری را در فلسفه ی اشراقی بر جا گذاشته است و در فلسفه صدرایی در کنار روش برهانی و تحت نظارت وحی از سهم ویژه ای برخوردار شده است و در نگاه ابن سینا با کمترین نقش به عنوان یک مسئله بسیار مهم ظهور یافته است.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
چگونگی پیدایش کثیر از واحد در فلسفه اسلامی
نویسنده:
مریم بلالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
علت و معلول
,
واحد (اسماء تنزیه الهی)
,
معارف اسلامی
,
قاعده «الواحد»
,
بسیط
,
کثیر
,
فلسفه اسلامی
,
حکمت متعالیه
,
فخررازی، محمدبن عمر
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
چکیده :
بنا به قاعده «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» از علت واحد جز واحد صادر نمیشود. و از آن جایی که علت العلل اشیاء یعنی واجبالوجود از هر جهت واحد است و هیچ کثرتی در او راه ندارد، یعنی وحدت اواز قسم وحدت حقیقی حقه است پس از او جز واحد صادر نمیشود. حال در این جا این سوال مطرح است که پس چگونه از واحد من جمیعالجهات، جهان جسمانی متکثر صادر شده است. فلاسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه هر کدام برای حل این مشکل راهحلی نشان داده اند و نظام خلقت و چگونگی خلق را به گونهای توجیه نموده اند. در این رساله به شرح آراء و نظرات این سه مکتب فلسفی پیرامون چگونگی خلق میپردازیم.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی مقایسهای مثل از دیدگاه افلاطون وشیخ اشراق
نویسنده:
یاسین گودرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
افلاطون
,
هستی شناسی(فلسفه)
,
کهن الگو
,
سوفسطاییان
,
هستیشناسی
,
انوار قاهره
,
نور الانوار
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
اصنام و طلسمات
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
اصنام و طلسمات
,
هنر و علوم انسانی
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
اصنام و طلسمات
چکیده :
در این رساله مثل از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ و تأثیرگذار مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است. افلاطون چون در زمانی زندگی میکرد که سوفسطائیان نفوذ علمی زیادی داشتند و از طریق مغالطات خود افکار عمومی و به خصوص افکار متفکران را تخدیر کرده بودند و نگاه ابزاری بعلم را در سرلوحه کارهای خود قرارداده و جامعه را به طرف پرتگاه نسبیتگرایی علمی و اخلاقی سوق داده بودند نظریه مثل را مطرح کرد و با این اقدام فیلسوفانه خود خدمت بزرگی به علم و اخلاق کرد. او مثل را متعلق اصلی علم میدانست و قائل بود که جهان مادی نمیتواند ثابت و در نتیجه متعلق علم باشد و از این طریق راه را بر سوفسطائیان بست و این مسأله، نظریه مثل افلاطون را تحت شعاع خود قرار داد و چون طبق نظریه ایشان مثل حقائقی عینی میباشند تصمیم گرفت که جایگاه مثل رااز حیث هستیشناسی روشن و تبیین کند. وی جایگاه مثل را مادون مثال خیر یعنی خداوند و مافوق عالم ماده میدانست و در واقع واسطه فیض حضرت حق به عالم ماده میداند با این بیان که هر مثالی مادون خود را در عالم ماده ایجاد و تدبیر میکند و چون خداوند تمام مثل را ایجاد میکند لذا هیچ نحوه علیتی بین مثل قائل نیست هر چند که بعضی نسبت به بعض دیگر افضلیت و برتری دارد. اما سهروردی نگاهش به مثل نگاهی هستیشناسانه است به همین دلیل برای هر نوع مستقلی در عالم ماده، مثال و عقلی مناسب قائل است و در نظر وی این طور نیست که برای هر مفهومی مثالی وجود داشته باشد. ایشان چون نظام فلسفیاش را بر اساس نور و ظلمت طراحی کرده لذا عالم عقول را عالم انوار قاهره و مافوق عقول را نورالانوار قرار داده است وی عالم نور را به صورت هرمی ترسیم میکند که در رأس آن نورالانوار و در قاعده آن ارباب انواع و در بدنه آن عقول طولیه میباشد. ارباب انواع حلقه واسطه بین انوار قاهره طولیه (عقول طولی) و عالم ظلمت است به این معنا که عقول طولیه، عقول عرضیه را ایجاد و عقول عرضیه هم مادون فلک هشتم یعنی افلاک هفتگانه و عالم عناصر و موالید ثلاث را ایجاد و تدبیر میکنند. سهروردی ارباب انواع را در عرض هم میداند و بین آنها علیتی قائل نیست به این معنا که هیچ رب النوعی نسبت به رب النوع دیگر علیت ندارد اگر چه بعضی نسبت به بعضی از شدت نوری بیشتری برخوردارند پس در عین عدم علیت بین آنها، تشکیک وجود دارد.ایشان اگرچه به صراحت میگوید که این مطالب را از راه شهود بدست آورده است ولی اولاً آنها را مستدل کرده و ثانیاً از فرشته شناسی حکمت فارسی و دیگر حکمای باستاننیز بهره برده است.سهروردی با طرح مثل در فلسفهاش هم کثرت عالم ماده را حل میکند و هم توجیه و تحلیلی عقلانی از بعضی از روایات ارائه میدهد.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی نقدهای ملاصدرا بر سهروردی در مباحث فلسفی
نویسنده:
زهره زارعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژههای اصلی :
حکمت اشراق the School of Illumination
,
حکمت متعالیه
,
تشخص
,
اصالت وجود
,
وحدت تشکیکی
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی ، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحیی بن حبش
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
هنر و علوم انسانی
,
هنر و علوم انسانی
,
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم
,
سهروردی، یحییبن حبش
,
اشراق (فلسفه)
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
چکیده :
حکمت اشراق، یکی از مکاتب فلسفی در جهان اسلام است که توسط شهابالدین سهروردی ارائه شده است. آرا و اندیشههای فلسفی سهروردی را میتوان در دو بخش حکمت بحثی و حکمت نوری مورد ملاحظه قرار داد. درحکمت بحثی، برخلاف مشائیان به اعتباری بودن وجود و سایر مفاهیم فلسفی چون وحدت، امکان، جوهریت، عرضیت و ... قائل است. بر این پایه، ماهیت و هویت را اصیل و متعلق جعل میداند و تشکیک و تشخص را نیز، به ماهیت بر میگرداند. در مسئله جوهر و عرض، متفاوت با تقسیم دهگانه مشائیان، تقسیمی پنجگانه ارائه داده و هیولی و صورت را به عنوان اجزای جوهری جسم انکار میکند، بلکه حقیقت جسم را اتصال جوهری میداند. سهروردی در بخش دیگر فلسفه خود، یعنی حکمت نوری ضمن تبیین هستی و نظام آن بر اساس نور و مراتب شدید و ضعیف آن، سیر نزول از نورالأنوار تا انوار پائینتر و سپس اجسام و نیز، سیر صعود انسان از عالم برزخ غاسق(جسم) به سمت نورالأنوار را بررسی و ترسیم کرده است.ملاصدرای شیرازی از فیلسوفان جهان اسلام است که حدود پنج قرن پس از سهروردی، حکمت متعالیه را پایهگذاری کرد. یکی از منابع مهم ملاصدرا در تأسیس این مکتب، حکمت اشراق سهروردی است. وی در عین استفاده از اندیشههای فلسفی سهروردی، با برخی از مبانی و آرای او مخالفت نموده و آنها را به بوتهی نقد کشیده است. مهمترین اثرش در این باب تعلیقاتی است که بر شرح حکمهالاشراق نگاشته است که در آنجا در عین شرح و تأیید برخی از آرای شیخاشراق، انتقاداتی را بر او وارد ساخته است. در حوزه مطالب بحثی، مهمترین انتقادات ملاصدرا به اعتباری بودنِ وجود و سایر مفاهیم فلسفی مربوط میشود که در اینراستا، به اثبات اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن میپردازد. در مسئله جوهر و عرض هم به نظر مشائیان بازگشته و به مقولات دهگانه قائل میشود و با سرایت دادن حرکت از عرضیات به جواهر، حرکت جوهری را اثبات میکند. در حوزه نوری نیز، با تصریح به مساوق بودن نور و وجود، سعی در تأویل کلام سهروردی به اصالت وجود دارد. در مورد علم واجب به غیر نیز، مشکل کلام سهروردی در علم قبل از ایجاد و پس از ایجاد را یادآورد میشود. در بحث مثل با اشاره به قصور شیخاشراق در نرسیدن به عمق مطلب، ایراداتی بر نحوه اثبات آن به وسیله شیخ اشراق، طرح میکند و در بحث عالم مثال نیز، در دو مورد صور متخیله و مرآتیه با وی مخالفت میکند. در بحث نفس و معاد هم با استفاده از قاعده جسمانیهالحدوث و روحانیهالبقاء بودنِ نفس، دیدگاهی متفاوت با سهروردی ارائه داده است. این پژوهش با عنوان «بررسی نقدهای ملاصدرا بر سهروردی در مباحث فلسفی» عهدهدار بحثی تفصیلی درباره انتقادات ملاصدرا بر سهروردی در حوزههای نامبرده است.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
1
2
3
تعداد رکورد ها : 26
×
درخواست مدرک
کاربر گرامی : برای در خواست مدرک ابتدا باید وارد سایت شوید
چنانچه قبلا عضو سایت شدهاید
ورود به سایت
در غیر اینصورت
عضویت در سایت
را انتخاب نمایید
ورود به سایت
عضویت در سایت
×
ارسال نظر
نوع
توضیحات
آدرس پست الکترونیکی
کد امنیتی
*
*
با موفقیت به ثبت رسید