جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > پژوهش های هستی شناختی > 1403- دوره 13- شماره 26
  • تعداد رکورد ها : 13
نویسنده:
مهدی ایزدی ، حمزه علی بهرامی ، حانیه صادقی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بر‌اساس روایاتی که اولین‌ مخلوق الهی را عقل، قلم، عرش، روح و یا نورِ پیامبر می‌دانند، ضرورت پرداختن به دلالت‌های این احادیث، صحت و سقم آن‌ها و نحوه تحقق این عناوین بر مصادیقش قابل بررسی است. اما این پژوهش با هدف آشکار سازی فهم علامه‌طباطبائی (1360-1281 ش) و ابن‌تیمیه (728-661 ق) از احادیث اولین‌ مخلوق به عنوان نمایندگان جریان عقل‌گرای شیعی و جریان نقل‌گرای اهل تسنن، کوشید تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی همراه با رویکرد تطبیقی، نشان دهد که علامه، نسبت به دیدگاهی که اولین‌ مخلوق الهی را حقیقت ‌محمدیه می‌داند نظر مساعد داشته، اما با نقد برخی از تبیین‌های صدرائی، مشائی و اشراقی، دیدگاه مستقلی ارائه داده‌است. علامه‌طباطبائی با تبیین نظام علی و معلولی، روایات مربوط به اولین‌ مخلوق را با خوانشی متفاوت از حقیقت محمدیه، از شائبه شرک در امان نگه داشت. از طرف دیگر به باور ابن‌تیمیه‌، احادیثی که در آن از عقل به عنوان اولین‌ مخلوق یاد شده‌است، با توجه به ظاهر و یا شروحی که توسط برخی حکما و فلاسفه از آن‌ها شده، جعلی و دارای محتوای شرک آلود ‌است. وی بدون در نظر گرفتن سایر مباحث در زمینه نقد و تحقیق در احادیث، تمامی آن‌ها را باطل دانست.
صفحات :
از صفحه 437 تا 460
نویسنده:
رضا اسکندری ، محمدجواد رضایی ره
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلۀ اشتراک معنوی یا اشتراک لفظی وجود در بسیاری از آثار فلسفی و کلامی آمده است. برخی به اشتراک معنوی وجود باور داشته و سایر مسائل الهیاتی را بر آن استوار نموده‌اند. طرف‌داران نظریۀ اشتراک معنوی وجود برای اثبات مدعای خود در برابر قائلان به اشتراک لفظی، دلایلی اقامه کرده‌اند که جملگی مخدوش و نامعتبر به نظر می‌رسند. عناوین آن دلایل عبارت است از، ثابت ماندن علم به وجود چیزی با شک در خصوصیات آن؛ اولی التصور بودن وجود؛ مشترک معنوی بودن عدم که نقیض وجود است؛ صحت تقسیم وجود؛ نفی اشتراک معنوی مستلزم قبول آن است؛ تقسیم وجود به واجب و ممکن، موجب امتیاز آن دو است؛ تعمیم خصوصیت وجود رابط بر وجود مستقل؛ معنای واحد قافیه در اشعار. با بررسی و تحلیل درست این دلایل روشن می‌شود که تمام آنها مخدوش و اغلب آنها مبتلا به مغالطه مصادره به مطلوب‌اند. بااین‌وصف، هیچ یک از دلایل مذکور توان اثبات آن مدعا را ندارند. البته روشن است که نفی ادله، مستلزم نفی مدعا نیست. مدعای اشتراک معنوی وجود، همان‌طور که برخی از بزرگان حکمت گفته‌اند، به‌خودی‌خود بدیهی یا نزدیک به بدیهی است و صدق آن مسلّم است. در این مقاله فقط سخن بر سر دلایل اثبات آن است، نه درستی یا نادرستی اصل ادعا.
صفحات :
از صفحه 597 تا 627
نویسنده:
امیرحسین منصوری نوری ، محمدجواد راستگو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله در پی پاسخگویی به سؤال اصلی «روش شیخ محمدجواد خراسانی در نقد آموزه وحدت وجود چگونه تحلیل و نقد می‌شود؟» شکل گرفته است. پاسخ به این سوال درواقع مهم‌ترین بخش جهان بینی که هستی شناسی است را سامان دهی می‌کند. در همین راستا، جستار حاضر، با استفاده از ابزار کتابخانه، به تحلیل و نقد روش‌های خراسانی در نقد آموزه وحدت وجود پرداخته شده و پس از بررسی و تحلیل اندیشه خراسانی در آموزه وحدت وجود این نتیجه حاصل شد که تعریف ایشان از وحدت وجود خدشه دار است. نتایج نقد روش عقلی، عبارت‌اند از: وجود استدلال بر وحدت وجود، استدلال‌ناپذیر‌بودن آن را خدشه‌دار کرده و با توجه به تعریف عرفا از وحدت وجود و نفی دوئیت اشکالاتی مانند اتحاد خالق ‌و ‌مخلوق و تأثیر مخلوق بر خالق پیش نخواهد آمد؛ همچنین بسیط‌الحقیقه‌ بودن خدا اثبات می‌شود. چراکه لازمه نفی آن ترکیب و ممکن الوجود شدن خداوند است. اشکال صحت همه مذاهب نیز این‌گونه پاسخ داده شد که با اثبات توحید حقیقی مذهب یگانه مذهبی است که مبتنی بر توحید باشد. براین‌اساس هیچ‌یک از عرفا قائل به صحت همه ادیان نیستند. نتیجه نقد روش نقلی، عبارت‌است‌از: منابع وحیانی نیز نه‌ تنها منکر وحدت وجود نیستند، بلکه بعضی از آن منابع دلالت بر اثبات این آموزه می‌کنند. نتیجه نقد روش انتقاد به حافظ عبارت‌است‌از: انتقادات خراسانی به رفتار حافظ مبتنی بر برداشت ظاهرگرایانه از سخنان او بوده و از‌آنجاکه این برداشت با مستندات تاریخی اثبات نشده قابل استناد نخواهد بود. در مجموع انتقادات خراسانی در واقع غیر هستی‌شناسانه و قابل نقد جدی به نظر رسیده و برای رد آموزه وحدت وجود کافی ارزیابی نمی‌شود.
صفحات :
از صفحه 545 تا 570
نویسنده:
رستم شامحمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دیدگاه وایتهد هر یک از معارف بشری، اعم از علمی، دینی، اخلاقی، هنری، و فلسفی، بخشی از واقعیت یکپارچه را انتزاع می­کنند و سپس گاه به خطا آن را با کل واقعیت یکی می­گیرند. این امر انتزاعی را به جای فعلیت انضمامی گرفتن چیزی است که وایتهد آن­را مغالطۀ کنه و وجه یا مغالطه عینیت نابجا می­نامد. مغالطه­ای که هم فلسفه و هم علم جدید در چنبرۀ آن گرفتاراند. اینجاست که باید دید از دیدگاه وایتهد وظیفۀ فلسفه چیست؟ و چه بدیلی معرفی می­کند؟ مقالۀ حاضر با نظر به این دو پرسش، نخست به تحلیل مؤلفه­های تعریف وایتهد از متافیزیک از قبیل تجربه به مثابه نقطۀ عزیمت، سازگاری درونی، توجه به انواع تجارب بشری، و...می­پردازد. و به دنبال آن به روش متافیزیک وایتهدی اشاره می­کند که شباهت­هایی با روش علم دارد. سپس به عمده کارکرد فلسفه از نظر وایتهد می­پردازد که عبارتست از "نقد انتزاعیات" یا بررسی نقادانه تشخیص مرز امر انتزاعی از امر انضمامی. نمونه بارز این نقادی، بررسی مغالطه حیّز بسیط است که سبب شد ماده باوری علمی تبدیل به پارادایم جهان­شناسانۀ حاکم بر ذهن دانشمندان عصر جدید گردد. در پایان، نگرش اندام­وار وایتهد به عنوان بدیل ماده باوری علمی مبتنی بر حیّز بسیط معرفی و توضیح داده می­شود که وایتهد، به جای برداشت ماده­باورانه علمی از جهان که گویی متشکل از ذرات مادی مستقل است، از پویش مبتنی بر ارگانیسم یاد می­کند. جهانی متشکل از موجودات درهم تنیده که همواره در حال تجربه کردن هستند.
صفحات :
از صفحه 511 تا 543
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقاله حاضر با استقصا تصویرسازی­های متعدد ملاصدرا، از طبقه­بندی فضایل و رذایل (متناظر با طبقه­بندی قوای نفس) با نوعی رویکرد تطبیقی-تاریخی، به تحلیل هستی­شناسانه مبانی و نوآوری­های خاص صدرا در تحلیل فضایل معطوف است تا در نهایت جایگاه تاریخی دیدگاه وی را نیز از میان انواع طبقه­بندی­ها تحلیل نماید. ملاصدرا، در آثار خویش سه نوع طبقه­بندی از فضایل و رذایل ارائه داده است: 1) تقسیم دوتایی: براساس دو فضیلت حکمت (قوه عالمه) و حُریّت (قوه عامله)؛ 2) براساس قوای چهارگانه انسان (بهیمی، سبعی، شیطانی و ملکی)؛ 3) تقسیم فضایل براساس رویکرد افلاطونی-ارسطویی. در این مقاله علاوه بر توصیف طبقه­بندی­های صدرا از فضایل و تحلیل جایگاه تاریخی نظریه وی، نوآوری­های دیدگاه او در تحلیل هستی­شناختی فضایل نیز رصد شده است. بستر تحقق فضیلت نزد صدرا، با تأثیرپذیری از قانون «وسط» ارسطویی، در مفهوم هستی شناختی وسط، با توضیحی از روایت «فخیر الأمور أوسطها» آمده است. مبانی نوآورانه هستی­شناختی صدرا، بسان اصالت وجود، حرکت جوهری و ...، سبب شده که وی فضایل را، به شدت وجودی و هستی­شناختی فرد تحلیل کند و نه آنکه صرفاً، صفات و عوارضی زودگذر باشد. ریشه­های وجودی تحقق فضایل، نظیر سرشت، فطرت و اکتساب نیز، در این تحلیل اهمیت دارد مثلاً تقسیم دوتایی وی، برمبنای فطریات و ویژگی­های ابتدایی وجودی فرد است که با تحلیل وجودی استکمال انسان متلائم است. تقسیم چهارتایی ملاصدرا نیز، با تکیه بر فطرت ثانی و حرکت جوهری است.
صفحات :
از صفحه 405 تا 436
نویسنده:
علی بابایی ، ناصر فروهی ، منصور عبدالهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعابیرِ مطلق و مقید از تعابیری هستند که گاه مفهومی و گاه مصداقی در معیتِ هم مطرح می­شوند؛ از نظر بر تحقق سه سیرِ فلسفی، بر مبنای سیر اول، اطلاق به معنای سعه­ی مفهومی و تقیید به معنی ضیق مفهومی است. و معیت میان دو مفهوم شکل می گیرد. بر مبنای سیر دوم و پذیرش اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، و نفی سعه ماهوی، کلیت و اطلاق در وجود عبارت است: از تمامیت ذات وجود و احاطه او نسبت به مادون؛ و چون هستی در این­سیر، دارای مراتب است، سعه­ و شمولیت و اطلاق به معنای احاطه­ی مراتبِ بالاترِ وجود بر مراتبِ مادون آن است؛ وجود مطلق شامل وجود مقید است و وجود آن را در بر می­گیرد ولی مقید شامل مطلق نیست؛ بر مبنای سیر سوم نیز اطلاق به معنی سعه­ی وجودی است اما چون وجود واحد است و حتی نمی­توان وجود را در اوجِ مباحث به مطلق و مقید تقسیم کرد، کلیت و احاطه به نحوِ احاطه­ی قیومی مطرح است. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سه سیر فلسفی ملاصدرا در باب معیت مطلق و مقید خواهیم پرداخت.
صفحات :
از صفحه 347 تا 374
نویسنده:
علیرضا فاضلی ، محمد معقولی ، سعید ظفر آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در عرف فیلسوفان مسلمان، علم حقیقی که به وجودات (خارجی یا ذهنی) ثابت تعلق می­گیرد، یا از راه تجرید کلّی طبیعی است یا دیدن مُثُل افلاطونی. بینایی هر چند برخی آنرا اشرف حواس گفته اند، یکی از حواس ظاهر برشمرده شده است و چشم صرفاً ابزارِ شکارِ یکی از محسوسات یعنی امور بصری است نه چیزی بیشتر؛ اما حضور همه جانبة امر بصری–که در اینجا بیناییدن خوانده می­شود- در توصیفات اینان از ادراک حقایق وجودی، خواه این توصیف تمثیلی باشد، خواه سرراست، قابل مشاهده است. این جُستار ضمنِ اشاره به پیوندِ ناگسستنیِ بینایی و ادراکِ حقایقِ اشیاء، بر فرایندِ بصرمحورانة ماهیّتِ عقلانیِ ادراک‌شده، در عالَمِ ایده‌ها و کُلّیِ طبیعی درنگ خواهد کرد. در این راه پس از تأملی کوتاه بر توصیفات افلاطون و ارسطو که سرنمون این دو دیدگاه هستند، به بررسی بیناییده شدن در آنچه مشهور به فلسفة اسلامی است، پرداخته خواهد شد. روش این پژوهش طرحِ یک آزمونِ ذهنی است که طی آن دیگرگونگیِ ادراکِ حقایقِ وجودیِ اشیا، در صورتِ سلبِ باصره بررسی خواهد شد؛ یعنی فرض گرفته می­شود صاحب یک نظریه نابینا باشد. سر آخر به اینجا رسیده خواهد شد که دست کم این دو شیوة مدعی ادراک وجودات حقیقی به هیچ روی از درازدستی چشم و سیطرة بینایی دور نتوانند شد و هم‌هنگام این نوشتار با تأمّلِ بر نقشِ پُررنگِ بینایی در کاوش‌هایِ هستی‌شناختی، نوعی ایدئالیسمِ بصرمحورانه و بیناییده را در سطحِ معرفت‌شناختی پیشنهاد می­دهد که مبتنی بر آن، سخن گفتن از هستی­شناسی محض و رسیدن به وجود اشیاء آنچنان که هستند، بدون پیشفرض چشم و بینایی، سخت و یا شاید نشدنی می­نماید.
صفحات :
از صفحه 461 تا 483
نویسنده:
سیده زینب حسینی ، ابراهیم نوئی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حکمت ‌متعالیه مبانی هستی‌شناختی خاصی دارد که درتمامی مسائل حکمت ‌متعالیه به‌عنوان سنگ بنا جریان دارد. ازجمله این مسائل رابطۀ میان عمل، ملکات ومعرفت است که مطابق دیدگاه ملاصدرا رابطۀ طرفینی و سه‌گانه دارند. اعمال وملکات درقوس صعود شأن إعدادی ومقدمه‌ای و درقوس نزول شأن وجودی و ثمره وظهور برای معرفت دارند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که مبانی هستی‌شناختی صدرالمتألّهین چه تأثیری برتحلیل وشناخت او درباب رابطه عمل، ملکات و معرفت دارد؟ هدف این تحقیق کشف تأثیر مبانی صدرا درفرآیند شکل‌گیری رابطۀ عمل، ملکات و معرفت است که با روش توصیفی-تحلیلی دنبال می‏شود. نگاه صدرا به این رابطه، گسسته ازمبانی هستی‌‌شناختی وی نیست. مطابق نظریۀ اصالت وجود، تکامل علمی شخص توسط تکرار اعمال و رسوخ ملکات صورت گرفته و وجود عالم دچار دگرگونی وتحول می‌گردد واستکمال وجودی می‌یابد. باپذیرش اصل تشکیک دروجود، مراتب مختلفی برای علم که امری وجودی است، اثبات می‌شود و هرانسانی به میزان تکرار عمل خود وکسب ملکات گوناگون، بهرۀ متفاوتی از علم ومعرفت دارد. از این رو هرچه سعۀ وجودی بیشتر باشد، میزان بهره‌وری ازعلم نیز بیشتر است. مطابق وحدت شخصی وجود، انسان درمی‌یابد که او وتمامی ممکنات هیچ گونه وجودذاتی ندارند و فقط به اعتبار ارتباط باپروردگار واتصال به عقل فعال، یک نحوه وجود رابطی خواهد داشت. باحرکت جوهری، ذات نفس، به وسیلۀ علم و عمل مراتب وجودی ناقص را با صیرورت وجودی طی نموده و به مدارج کامل‌تر می‌رسد. یعنی نفس، به ‌واسطۀ حرکت جوهری اشتدادی-‌استکمالی خود، باحقایق عقلی وملکوتی هم‌سنخ می‌گردد. براساس مبنای امکان فقری، انسان با انجام اعمال، به واقعیت فقر، عجز و نقصان امکانی خود در مقابل غنای مطلق پروردگار اقرار می‌کند.
صفحات :
از صفحه 437 تا 460
نویسنده:
نعیمه نجمی نژاد ، یحیی نورمحمدی نجف آبادی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امروزه روش‌شناسی در علوم گوناگون، مورد توجه قرار گرفته است به گونه‌ای که خود به یک زمینه پژوهشی جدی و جداگانه‌ای تبدیل شده است. این‌که هر متفکر چه روشی را برای بیان علم مورد نظر خود اتخاذ کرده، در به دست آوردن نظام حاکم بر دستاورد‌های او، انسان را یاری می‌کند. یکی از اندیشمندان و فلاسفه بزرگ و بنیان‌گذار مکتب حکمت متعالیه، ملاصدرا است که روش حاکم بر فلسفه او معرکۀ آراء قرار گرفته است؛ از طرفی علامه طباطبایی که به فیلسوفی نوصدرائی مشهور است و توجه به روش‌شناسی ایشان نیز اهمیت دارد؛ از این‌رو مقالۀ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا و علامه طباطبایی می‌پردازد و مشخص می‌گردد که فلسفۀ ملاصدرا مکتبی مستقل است و روش حاکم بر فلسفه وی، روش عقلی و برهانی است و ایشان در مقام داوری از روش برهانی یا روایات بهره جسته است؛ همچنین علامه طباطبایی(ره) از روش عقلی صرف برای بیان فلسفه استفاده می‌کردند و از نقل و وحی و شهود در فلسفه در مقام گردآوری استفاده کرده‌اند.
صفحات :
از صفحه 571 تا 595
نویسنده:
فریده آفرین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با مطالعه نظام هنرها در آرای دلوز معیار نگریستن به نسبت هنرها مشخص می‌شود. همچنین با نگاهی به آن معیار، تفاوت درجه هنرها بر اساس کارماده‌شان آشکار می‌گردد. بدین ترتیب، با تمرکز بر آرای دلوز این پرسش‌ها مطرح است: چگونه این فیلسوف بر اساس معیاری چون ریتورنلّو به رمان و نقاشی از منظر مسائل مشترکی می‌نگرد؟. چگونه این مسائل با مباحث هستی‌شناسی او متناظر می‌شوند؟. با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعه متمرکز برخی آثار او، می‌توان گفت ریتورنلّو گرچه اصطلاحی موسیقایی است وجوه آن در رمان و نقاشی تحلیل شدنی است. رمان و نقاشی اصیل ریتورنلّو می‌سازد. ریتورنلّو چند وجه مثل ملودی، موتیف-کنترپوآن و تم-تغییراتِ هارمونیک دارد. این چند وجه چون نقاطی تکاملی نیستند، بلکه وجوهی از پدیده‌ای واحد هستند. ارتباط شخصیت‌ها و فیگورها در رمان و نقاشی بر اساس ارتعاش، ملودی تک‌آوا می‌سازد. شخصیت‌ها و فیگورها به صورت بیرونی و درونی بامنظره و حیوان نسبت می‌یابند، بر اساس درکمایه و حالمایه ملودی‌های چندآوا یا کنترپوآن‌های قلمرویی و شخصیت ریتمیک می‌سازند. بر بنیادِ شدت ناب، تغییرات هارمونیک را از سرمی‌گذارند و به شدتِ (توان) بی‌نهایت و بی‌نهایت شدت گشوده می‌شوند. بسیاری از مسائل استتیک دلوز مانند درکمایه، حالمایه، احساس ناب، که قلمروسازی، قلمروزدایی و بازقلمروگذاری را در عرصه هنرها رقم می‌زنند به‌عنوان مبنای توضیح ریتورنلّو با شیوه زیستن یا فرم زندگی هستنده‌ها متناظرند.
صفحات :
از صفحه 685 تا 712
  • تعداد رکورد ها : 13