آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 13
سه رساله افضل‌الدین کاشانی
نویسنده:
نويسنده:محمدبن‌حسین باباافضل‌کاشانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران - تهران: حوا,
چکیده :
مجموعه عرفان‌نامه گزيده‌اي از مجموعه پربار و بي‌پايان متون عرفاني است که در قرن‌هاي مختلف توسط عارفان و انديشمندان ايران نوشته شده است. در اين مجموعه برخي از پراعتبارترين متون عرفاني فارسي گزينش شده و براي استفاده مخاطبان جوان، به شکل مقطع و پاره پاره تنظيم شده است. کتاب حاضر دفتري ديگر از اين مجموعه است که به متن سه رساله اثر افضل‌الدين کاشاني اختصاص يافته است.
مصنفات افضل الدين محمدمرقي كاشاني ؛ بتصحيح واهتمام مجتبي مينوي ويحيي مهدوي
نویسنده:
مولف
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
بررسی اندیشه‌های علم‌ النفسی افضل‌ الدین کاشانی
نویسنده:
صاحبه عاشوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افضل‌الدین مرقی کاشانی، فیلسوف و شاعر ایرانی قرن هفتم و هشتم هجری است، اما به جهت ‌آنکه بیشتر به‌واسطه‌ اشعارش شهرت یافته‌‌، تفکر فلسفی‌اش مغفول مانده است. در زمانی که بر سر حقانیت یا عدم حقانیت فلسفه نزاع بود، وی بر آن بوده است که فلسفه را به حوزه‌ اصلی آن، یعنی شناخت نفس برگرداند. افضل‌الدین ویژگی شاخص انسان را تفکر و تعقل‌ می‌داند و یکی از راه‌های خود‌‌شناسی را اندیشه دانسته است. وی بر این قائل است که وقتی انسان به خود‌ می‌اندیشد،‌ می‌فهمد حقیقتش جسم نیست؛ بلکه چیز دیگری‌ست و این نفس است که فاعل و تدبیرکننده جسم است. افضل‌الدین، شناخت حقیقی را شهودی و درونی می‌داند. در این نوشتار، به امکان شناخت ازنظر افضل‌الدین و سپس مسائل مربوط به نفس و بدن، دلیل وجود نفس، ویژگی‌های نفس و درنهایت، بحث علم‌النفس و دیدگاه وی در این زمینه بیان‌ می‌شود. در مقاله حاضر، از منابع کتابخانه‌ای موجود در این رابطه استفاده شده است.
صفحات :
از صفحه 45 تا 62
مبانی گفتگویی منطق نزد افضل الدین کاشانی
نویسنده:
محمد شفیعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افضل الدین کاشانی هر چند به عنوان فیلسوفی با آرای بدیع و اصیل شناخته می شود اما آثار او در حوزه منطق چندان مورد توجه منطقدانان بعد از وی و نیز پژوهشگران معاصر قرار نگرفته است. با این حال این آثار از نکته سنجی و ژرف اندیشی در توضیح فلسفی مسائل منطقی خالی نیستند. مقاله حاضر در پی استخراج و تشریح برخی از این بصیرت ها در حوزه مبانی منطق و نشان دادن ارتباط آن با کلیت فلسفه بابا افضل است. ادعای مقاله این است که فلسفه بابا افضل را می توان به عنوان فلسفه ای آگاهی‌محور توصیف کرد. این فلسفه تبعات خاص خود را در حوزه منطق خواهد داشت وتبیین فلسفی خاصی از مبانی منطق ارائه خواهد داد. در نوشتار حاضر تبیین گفتگویی از مفاهیم منطقی را که بابا افضل ارائه داده است مورد بحث قرار می دهیم و به تحلیل اهمیت فلسفی و منطقی این دیدگاه می پردازیم.
صفحات :
از صفحه 131 تا 155
بینامتنیت قرآنی در مصنّفات باباافضل کاشانی(بر اساس نظریۀ ژرار ژنت)
نویسنده:
مسروره مختاری ، مهسا کاظم‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بینامتنیّت یکی از نظریه­های مهم ساختارگرایان است که بر اساس آن هیچ متنی بدون پیش­متن نیست، یا تداوم است و تکرار، یا تقلید است و دگرگونی. بر این اساس در متون ادبی، هیچ نقطه آغازی وجود ندارد و نویسندگان به صورت اصیل اثر را خلق نمی­کنند؛ بلکه بن­مایه­های آن را از متون قبل از خود می­گیرند. عرفا و فلاسفة اسلامی بسیاری از بن­مایه­های فکری خود را از قرآن، سنّت و نهج­البلاغه وام گرفته­اند. در مصنّفات بابا افضل کاشانی، بینامتنیّت قرآنی مشهود است. جستار حاضر، به روش توصیفی – تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه­ای بینامتنیّت قرآنی را در مدارج­الکمال و جاودان­نامه بابا افضل مطالعه کرده­است. حاصل پژوهش نشان می­دهد که قرآن کریم در کلام این حکیم بزرگ، تأثیرات معنوی و لفظی بسیاری برجای نهاده و پیوند عمیقی بین اندیشه­های قرآنی و اندیشه­های ادبی، عرفانی و فلسفی وی به وجود آورده است. یکی از بارزترین وجوه اندیشه­های وی، تفکر دربارة انسان و هستی­شناسی است. با توجّه به تقسیم­بندی ژرار ژنتُ بینامتنیّت قرآنی در دو رسالة مورد مطالعه، به صورت­های صریح(آشکار)، غیرصریح(پنهانی و تعمدی) و ضمنی، وجود دارد.
صفحات :
از صفحه 41 تا 60
سیاست اخلاقی در اندیشه‌های افضل‌‎الدین کاشانی
نویسنده:
علی خالقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افضل الدین محمدبن یکی » صدر « یا » امام « و ملقب به » بابا افضل « حسن مرقی کاشانی، معروف به از اندیشمندان برجسته شیعه در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم بوده است. نوشته حاضر با بررسی جامع زندگی و معرفی آثار علمی و مبانی هستی شناسی و انسان شناسی ایشان، دیدگاه های وی دربارة سیاست مدن، اجتماع مدنی و خاستگاه واقسام آن، ریاست اجتماع مدنی، شرایط و صفات و وظایف او را بازخوانی وتبیین کرده است؛ به بیان دیگر سیاست اخلاقی وی را تبیین نماید.
صفحات :
از صفحه 91 تا 116
قلب فلسفه‌ی اسلامی: در جستجوی خودشناسی در تعالیم افضل‌الدین کاشانی
نویسنده:
ویلیام چیتیک؛ ترجمه شهاب‌الدین عباسی.
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران: مروارید‏‫,
رب‌النّوع انسانی یا حقیقت نفس ناطقه از دیدگاه افضل‌الدّین کاشانی
نویسنده:
مریم اسدیان ، الیاس نورایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افضل‌الدّین کاشانی از جمله فیلسوفانی است که بر سیاق حکمای اشراقی، به دو عالم جسمانی و روحانی قائل است و برای هر نوعی از انواع در این عالم جسمانی، یک صورت نوعی به‌عنوان کلّی مطلق در عالم نفسانی برمی‌شمارد. فلاسفۀ اسلامی - به‌ویژه اشراقیون –رب‌النّوع‌ انسانی را برابر می‌دانند با «عقل دهم» یا همان «روح‌القدس» (جبرئیل) که واسطۀ فیض حقّ است. مسئلۀ اصلی مقالۀ حاضر آن است که افضل‌الدّین کاشانی چه دیدگاهی درباب رب‌النّوع انسانی دارد و حقیقت نفس آدمی را به‌عنوان اصل برین او چگونه تعریف می‌کند؟ روش تحقیق در این مقاله، روش تحلیلی- توصیفی، بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای است. داده‌های تحقیق نشان می‌دهد که باباافضل کاشانی برخلاف دیگر فلاسفه، حقیقت نفس انسانی و رب‌النّوع او را فرشتۀ مرگ (عزرائیل) معرفی می‌کند. تاکنون پژوهندگانی که دربارۀ آثار باباافضل تحقیق کرده‌اند به این وجه تمایز دیدگاه او و دیگر فلاسفه درباب ربّ‌النّوع انسانی اشاره‌ای نکرد‌ه‌اند. نتایج تحقیق آن است که با بررسی دیدگاه این فیلسوف، پیوند میان فلسفۀ اسلامی با حکمت و عرفان را روشن خواهد شد، چراکه باباافضل با طرح عزرائیل به‌عنوان ربّ‌النّوع انسانی، حاصل کار نفس را مرگ اختیاری یا مقام فنا می‌داند.
بررسی تطبیقی مراتب نفس انسان و تاثیر سلوک معنوی و تزکیه نفس بر مراتب آن، از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و افضل الدین کاشانی
نویسنده:
صدیقه کرباسی نجف آبادی؛ استاد راهنما: جعفر شانظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان شناسی در طول تاریخ فلسفه و عرفان اسلامی و بلکه سایر علوم همچون علوم تربیتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و یکی ازمهمترین ابعاد وجودی انسان نفس اوست. علم النفس، معرفه النفس و مراتب نفس از جمله مباحثی هستند که موردتوجه متفکران بوده وهست. از جمله مباحث علم النفس، بحث مراتب نفس است که مراد از آن گاهی مراتب معنوی وگاهی مراتب تکاملی نفس است. در فلسفه‌ی اسلامی، نفس به عنوان کمال اول برای جسم طبیعی وجوهری مجرد شناخته شده و هر یک از فلاسفه مراتبی را برای آن بیان کرده اند. (مهدوی دیوکلایی،1397:1) به نظر نگارنده یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه اسلامی "مراتب نفس" است. این مراتب، به تفاوت‌های بین حالات و درجات مختلف نفس انسان اشاره دارد که با سیر و سلوک معنوی و معرفتی او مرتبط است. افضل الدین کاشانی فیلسوف وشاعر ایرانی از جمله متفکرانی است که مساله مراتب نفس را به شکلهای مختلفی بیان کرده . در فصل پنجم جاودان نامه با عنوان در بدو انسان به انفس غایب می پردازد و آن را ملکوت جهان می شماردکه بر چهار قسم نفس اعلی، نفس میکاییل، نفس جبراییل و نفس عزراییل است. ( علیپور، 1383 : 56) درجای دیگر از همین کتاب نفس را دارای چهار پایه می شمارد: 1-یک پای در خاک و نام آن طبع است. 2- یک پای در نبات و نام آن نامیه است . 3- یک پای در بهیمه ونام آن حیوان است .4- یک پای در مردم و نام آن خرد سخن گوی است. (جاودان نامه: 296) که بر اساس شهود و تفسیرهای عرفانی سه پایه نخست را ظلمت و نفس ناطقه را نور می خواند. (علیپور ،1383:57) افضل الدین کاشانی در رساله جاودان نامه تقسیم ابتکاری دیگری از مراتب نفس دارد. او انسان را دارای دو بعدجسمانی و نفسانی دانسته و برای شناخت آغاز انسان آغاز و مراتب هر دو گوهر وجودی انسان را مورد توجه قرار می دهد که بر اساس آغاز تن با من جسمانی مراتب آن را به این صورت بیان کرده : جسم مطلق، جسم مرکب، جسم نباتی، حیوانی و انسانی. سپس آغاز مراتب من نفسانی را به ترتیب به طبع، قوت مزاجی، نفس روینده، نفس حیوانی و نفس انسانی تقسیم می کند. ( جاودان نامه : 303-304) کاشانی اصل و حقیقت انسان را نفس می داند و معتقد است که سعادت انسان در گرو خداشناسی از طریق خود شناسی حاصل می شود که با پذیرش اینکه اصل انسان نفس اوست و بالاترین مرتبه نفس ناطقه شناخت حق است به این مقام می رسد. (عاشوری1397: 9) وی همچون شیخ اشراق بحث نفس را در الهیات مطرح کرده و باب ورود به فلسفه را معرفه النفس می داند. (همان :30) جهان بینی باباافضل کاشانی بر محور آگاهی و خود آگاهی است که هستی را بر اساس آگاهی موجودات نسبت به خود و دیگران طبقه بندی کرده که هر موجودی از آگاهی بیشتری برخوردار باشد در مراتب بالاتری از هستی جای دارد. (عزیزی و لاریجانی،1388 : 94) از دیدگاه او هستی دارای چهار مرتبه امکانی، جسمانی، نفسانی و عقلانی است همسو بودن هستی شناسی و نفس شناسی در فلسفه افضل الدین کاشانی باعث شده که همان چهار مرتبه را برای نفس انسان قایل باشد که پست ترین مرتبه نفس را مرتبه امکانی و والاترین مرتبه را مرتبه عقلانی می داند. (عزیزی ولاریجانی، 1388: 96) آیت‌الله جوادی آملی فیلسوف برجسته معاصر مساله نفس را از مهمترین مسایل دانسته و به اثبات آن پرداخته (مهدوی دیوکلایی ، 1397 :45) به نظر نگارنده با توجه به اینکه مشرب فکری آیت الله جوادی آملی بر اساس حکمت متعالیه بوده که این مساله در تمام زمینه ها و از جمله در فلسفه و خصوصا نفس، اندیشه های ایشان را تحت تاثیر قرار داده وی نفس را جوهری ذاتا مجرد و فعلا مادی می داند .
بررسی تطبیقی آراء تجرد و بقای نفس از منظر افضل‌الدین مرقی و ملاصدرا
نویسنده:
مرجان عسگری بابادی ، زینب درویشی ، صادق خوشخو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به­دنبال پاسخ‌گویی و تحلیل سؤال «نظر باباافضل و ملاصدرا دربارۀ تجرد و بقای نفس چیست؟» شکل گرفته است. تجرد، مهم‌ترین ویژگی نفس است، چرا که بقای نفس رابطه تنگاتنگی با بحث معاد دارد. در فرایند پژوهش مشخص شده است، دو فیلسوف هر کدام براساس مبنای فکری خود به اثبات تجرد و بقای نفس پرداخته‌اند. ملاصدرا، نفس را بر اساس حرکت جوهری، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء می­داند. از نظر باباافضل، مرگ نه فنا است نه عدم، بلکه تفریق صفت وصل است، به­گونه­ای که میان روح و جسم و میان ما و آنچه غیرماست، صفت وصل و میراندن است، نه اعدام و نه افناء. آنها معتقدند که نفس بعد از کمال به مرحله­ای می­رسد که به بدن نیاز ندارد و ذاتاً مستغنی و مستقل از بدن است، به همین دلیل در طول مسیر­ خود­ علاقه­اش به بدن به تدریج کم می­شود تا زمان مرگ که بدن را رها می­کند و به زندگی خود در جایی دیگر ادامه می­دهد. هر دو فیلسوف قائل به تجرد نفس می­باشند، با این تفاوت که ملاصدرا تجرد نفس را ذومراتب می­داند. در این مقاله ابتدا پیش‌فرض‌های این دو فیلسوف، مراتب نفس و این‌که نفس در کدام مرتبه خویش به تجرد کامل می­رسد، بیان شده، سپس ادله هر دو فیلسوف بر بقاء نفس با هدف تبیین و تحلیل تجرد و بقای آن از منظرافضل‌الدین کاشانی و ملاصدرا ارائه گردیده است.
صفحات :
از صفحه 295 تا 324
  • تعداد رکورد ها : 13