آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 991
Rumi's view on religion and the meaning of life: A Possibility for Interfaith Dialogue
نویسنده:
وحید سهرابی فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 45 تا 58
بررسی مصداق و منزلت اهل البیت(ع) در اشعار مولوی (جلال الدین محمد بلخی)
نویسنده:
احمد امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بررسی دیدگاه شخصیت‌های برجسته مسلمان درباره اهل بیتg نقش فراوانی در شنـاخت بیشتر جـامعه بـا مقـام و منزلت آن نمونه‌هـای کامل انسانیت دارد. یکی از شخصیت‌های مهم جهان اسلام که دامنه شهرت و نفوذ او از مرزهای جهان اسلام فراتر رفته و صیت اندیشه های او اقصی نقاط جهان را در نوردیده جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا است. در این نوشته دیدگاه مولانا در مورد اهل بیتg تحقیق شده است زیرا نامبرده با دو اثر عظیم « مثنوی» و « دیوان شمس» خود، مخاطبان زیادی در بین عامه مردم و بطور خاص در بین اهل ادب و معرفت دارد و همین موضوع، ضرورت بررسی را نیز واضح می سازد. بخصوص اینکه در این زمینه تاکنون کار تفصیلی صورت نگرفته است، بجز موارد اندکی که در مقدمه یاد شده است. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی، اشعار و آثار مولوی را در مورد اهل بیتg بررسی نموده ومنزلت عالی ائمهg را به دو شکل، یکی تفسیر ابیات و دیگری تطبیق جامعیت انسان کامل بر اهل بیتg، به اثبات رسانده است.
صفحات :
از صفحه 37 تا 50
رباعیات مقالات شمس تبریزی از مولانا نیست
نویسنده:
رحمان مشتاق مهر ، مهناز نظامی عنبران
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از حدود 197 بیت فارسی موجود در کتاب مقالات شمس تبریزی که حدود نصفِ آ‌ن‌ها به رباعیات اختصاص دارد، حداقل 40 رباعی در دیوان کبیر و آثار منثور مولانا نیز آمده است. همچنان ‎که از انواع دیگر شعر مندرج در مقالات شمس، ابیاتی در غزلیات دیوان کبیر هست که در نظر اول به‌مثابۀ منبعِ اصلی اشعار مقالات تلقی می‏شود؛ استاد موحد نیز در تعلیقات مقالات شمس به صرفِ پیداشدن رباعی یا بیتی در دیوان کبیر، آن را به‌عنوان منبع استشهاد شمس تلقی کرده و گذشته‎اند. به استثنای چند مورد، با لحاظِ منابع کهن‏تری که در برخی تحقیقات، ازجمله مقالۀ موجود، برای هرکدام از ابیات فارسی مقالاتِ شمس پیدا و معرفی شده است، اکنون با اطمینان می‏توان گفت که شعری از مولانا در مقالات شمس نیامده است و اشعار مشترک مقالات و آثار مولانا، بیانگرِ تأثیر حیرت‏آور شمس بر مولانا بوده و حاکی از آن است که مولانا نه‌تنها کلمات و حکایات و آموزه‏های شمس را مغتنم شمرده و در مطاوی ابیات مثنوی و دیوان آورده است، بلکه حتی ابیات دیگران را که بر زبان شمس جاری شده، به‌مثابۀ یادگارهایی گران‌بها و الهام‏بخش، همواره بر لب داشته است. مریدانی که این ابیات را از زبان او می‏شنیده‏اند به تصور این که سروده‏های خودِ اوست، به نام او ثبت کرده و در دیوان او باقی گذاشته‏اند. در این مقاله تنها به منابع و سرایندگان رباعیات مقالات شمس پرداخته شده و جز چند مورد، برای اغلب آن‌ها منابع مکتوبِ کهن‏تری ذکر شده است.
صفحات :
از صفحه 101 تا 151
تحلیل عرفانی مولوی در تحقق طی الارض براساس تاثیر متقابل نفس و بدن
نویسنده:
فاطمه فلاح؛ استاد راهنما: عابدین درویش پور؛ استاد مشاور: مهرداد امیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله ی نفس و بدن که به عنوان نمادی آشکار از ارتباط عالم ماده ومجرد است، از جمله مسائل مورد قبول در تمامی مکاتب دینی محسوب و منشاء شکل گیری مباحث متعددی در فلسفه و عرفان شده است. عرفان یک جریان معرفتی مبتنی بر شهود و برخاسته از تهذیب نفس است که مبانی نظری آن در متون دینی و آثارعرفانی و ادبی تجلی یافته است.مسئله طی الارض در عرفان به عنوان یکی از اقتضائات برخاسته از مراتب کشف صوری در راستای تجلی اسماء و صفات الهی تحلیل و ارزیابی شده است.(درویش پور،1401،ص161) براین اساس نفس آدمی ذاتـا‌ از‌ سـنخ‌ مجـردات‌ اسـت و پیوند نفس با بدن و علائـق مادی واشتغالات ‌نفسانی حجاب‌ و مانع‌ او‌ از اتـصال بـه عالم مجردات می گردد‌ و هرگاه کـه‌ حجـاب‌ مادیات‌ از‌ نفس و عالم ‌مجردات بـرداشته شـود و بـه مبـادی عالیـه متصل گردد، صوری که در عالم مجردات موجود اند ، در نفس ‌انـسانی نـقش مـی بنـدد و بـه‌ هـر نسبت که حجاب ها مرتفع تر گردد، نقش هـا روشـن تـر و صاف تر خواهد ‌بود( همایی ،1367: ص92-91)یکی از فروعات پذیرش این دیدگاه که در ذیل کیفیت ارتباط نفس و بدن ‌آمده، مسئله ی طی الارض است که در تفکرات عرفانی بسیاری از عرفاء جلوه گری می کند. (امینی نژاد،1394:ص234) تلاش فلاسفه در تبیین کار های خارق العاده ای ‌همچون طی الارض ، بیشتر به ‌بررسی کارکرد قـوای نفس معطوف شده وبا این رویکرد به اثبات ارتباط میان معجزات انبیاء با قانون علیت ‌پرداخته اند.(همایی‌، همان:ص 104) در این میان، عرفاء و محققان عرفان نظری به این مسئله عمیق تر نگریسته و ‌بـر اساس آموزه های عرفان اسلامی، -که‌ برگرفته‌ از متون دینی و شهودات آنهاست- به تبیین کیفیت تحقق ‌طی الارض پرداخته اند. (جوادی آملی،1389:ص 313)‌ مراحل کمال آدمی از نگاه مولوی براساس تحول و تبدیل وجود انسان از نقص به سوی کمال نامنتاهی شکل می گیرد. این تبدیل و تحول، افزون بر تاثیر باطنی ، در کالبد جسم مادی او نیز اثر گذار است. ازاین رو از دید مولوی کیفیت طی الارض در این حوزه قابل تبیین می باشد. وی اتحاد و یگانگی نفس و بدن را پیش فرض بسیاری از مسائل کلیدی در انسان شناسی عرفانی دانسته است و این امر به عنوان یکی از ضروریات تبیین کیفیت طی الارض در نگاه مولوی به شمار می آید. بر این اساس، باطن انبیاء و اولیاء الهی دارای صفات و قابلیت های خاصی است که جسم آنان را از دیگر افراد متمایز می کند و با توجه به تکامل و تعالی جسم در اثر سیر و سلوک، زمینه لازم برای پذیرش کراماتی همچون طی الارض را فراهم می کند. در این پایان نامه پس از بررسی مفهوم طی الارض و مبانی عرفانی آن ، نویسنده در نظر دارد با تحلیلی توصیفی عرفانی به تشریح و تبیین رابطه نفس و بدن پرداخته و سپس با این نگرش به کیفیت تحقق طی الارض براسا س این رابطه در نگاه مولوی بپردازد.
مفهوم دنیا و آخرت در نگاه تربیتی مولانا با تاکید بر اهداف تربیت انسان
نویسنده:
مریم امامی؛ استاد راهنما: محمدصالح امیری؛ استاد مشاور: حامد صبوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف از این پژوهش مفهوم دنیا و آخرت در نگاه تربیتی مولانا با تاکید بر اهداف تربیت انسان می باشد . استنتاج اهداف تربیت عرفانی مولانا شاعر و عارف بزرگ قرن هفتم هجری از آرای انسان‌شناسانه اوست که در آثارش نمودار است. این پژوهش با روش توصیفی استنتاجی نگارش یافته است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، هدف نهایی مولانا در تربیت آدمی، فنا و بقای بالله دانسته شده و سایر اهداف که در حکم اهداف واسطه‌ای در تربیت عرفانی است، در راستای تحقق آن وضع گشته است که اهدافی مانند رسیدن به تغییر خویشتن، دریافت بارقه‌های حق، رسیدن به معرفت شهودی، عشق، موت اختیاری و... در زمره این اهداف قرار می‌گیرد که هر یک از آنها در رسیدن انسان به هدف اصلی او در تربیت عرفانی از نگاه مولانا یعنی همان فنا و بقای بالله نقش مهمی بر عهده دارد.
بررسی شیوه‌های تبیین معاد و قیامت در مثنوی مولوی
نویسنده:
معصومه پیرداده بیرانوند؛ استاد راهنما: سعید زهره وند؛ استاد مشاور: طاهره صادقی تحصیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارتباط تنگاتنگ میان آموزه‌های اسلامی و مباحث عرفانی با یکدیگـر از یـک طـرف و بسـتر و شالوده مناسب و مستعد عرفان ایرانی از طرف دیگر، منجر به اثرپـذیری ادب عرفـانی از مسائل و موضوعات اسلامی و قرآنی گردیده است همان گونه که شریف‌پور در ایـن زمینـه بـر ایـن باور است که قرآن کریم از آغاز وحی تاکنون در اندیشه، روح، زبان و زندگی مسلمانان نفوذ زیادی داشته و سبب ایجاد ریشه‌دارترین افکار و معارف و نغزترین ادبیات شده و بر افکار و آثار شاعران و نویسندگان ایرانی تأثیر شگرف و شگفتی داشته به گونه‌ای که بسیاری از متون ادب فارسی را بـدون آشنایی با قرآن نمی‌توان به خوبی دریافت کرد (شریف‌پور، 1390: 184-183).
بررسی اصطلاحات عرفانی در فیه ما فیه مولانا و معارف بهاولد
نویسنده:
علی میرزائی؛ استاد راهنما: هادی شمیل پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بیشتر کلمات و تعابیری که ما انسان‌ها برای ارتباط با یکدیگر به کار می‌بریم، مربوط به چیزهایی است که در دنیای پیرامون‌مان می‌بینیم و آنها را حس می‌کنیم. حال اگر کسی چیزهایی ببیند که دیگران نمی‌بینند یا سخنانی بشنود که دیگران نمی‌شنوند، باید با چه زبانی دیده‌ها و شنیده‌های خود را برای دیگران بیان کند. از سویی، انسان‌ها برای این تجربه‌ها واژگانی درست نکرده‌اند که او به کار ببرد و از سوی دیگر اگر از همین کلمات عادی استفاده کند برای دیگران سوءتفاهم پیش خواهد آمد. این مشکل بزرگی است که برای صوفیان در طول تاریخ اسلام به وجود آمد. آنها هم‌چون گنگ خواب‌دیده نمی‌توانستند رؤیاهایی که در تجربه معنوی می‌دیدند برای کسی بازگو کنند. صوفیان برای بیان تجربه‌های معنوی خود ناچار زبانی اصطلاحی ساختند و برای اینکه معانی این اصطلاحات را روشن کنند دست به شرح و توضیح آنها زدند. ساختن زبان اصطلاحی مسئله‌ای پیچیده نیست و هر اهل صناعت و علمی چنین زبانی را برای خود می‌سازد. اصطلاحاتی که در علوم مختلف، مانند فقه و تفسیر و فلسفه، و در صنعت‌های گوناگون به کار می‌روند به‌تدریج و برحسب نیاز ساخته شده و به کار رفته‌اند، ولی این علوم و صناعت‌ها با تصوف تفاوتی اساسی دارند. آنها به اموری می‌پردازند که محسوس است و از پیش برایشان واژگان وجود دارد ولی صوفیان از اموری سخن می‌گویند که کسی جز خودشان تجربه نکرده است و برای آنها واژگانی نساخته است. از همین رو است که احوال صوفی و تجربه عرفانی او در حوصله عبارت و بیان عادی نمی‌گنجد و درک تعبیری که عارف از این‌گونه تجارب روحانی می‌کند، بدون داشتن تجربه مشابه، شدنی نیست (زرین‌کوب،1363: 9-12). اینجا است که بروز سوء‌تفاهم بین سالکی که از تجربه قبلی خود سخن می‌گوید و مؤمنی که تجربه او را درنیافته، اجتناب‌ناپذیر است. صوفیه برای پرهیز از سوء‌تفاهمی که زبان تجربه عرفانی، ناگزیر بین آنها و غیر، ایجاد می‌کند، برای خود زبانی اصطلاحی ساختند. در واقع صوفیان کوشیدند با پوشاندن اندیشه‌های خود در الفاظ و عبارات خاص، از گزند در امان بمانند و در عین حال به کمک همین زبان اصطلاحی به کلمات قدیم معنی دیگری بدهند و بیان روشن‌تری از تجربه خود داشته باشند. (گلدزیهر ستان و 1330: 41) مولانا و پدرش بهاء ولد از جمله صوفیانی هستند که زبان در نوشته های آنها از مرز عادی خود خارج شده و از حالت کلیشه ای در آمده است و با کلمات و اصطلاحات عوالم تازه ای کشف می کند و تجربیات روحی خود را با زبان عاطفی به خواننده انتقال می دهد. مولانا و بهاءولد از دسته عارفانی هستند که دارای تأملات مشخصی در قلمرو عرفان هستند و با فرو رفتن در اعماق تجربه ،دینی دستاوردهای هنری و زبانی خاص خود را دارد می کوشد که این عالم روحی را از دل به کاغذ بیاورد و با مرکب عشق بنویسد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی به شیوه کتابخانه ای درصدد بررسی اصطلاحات عرفانی در کتاب معارف بهاء ولد و فیه ما فیه مولانا است.
طراحی مرکز مراقبه بر اساس مراتب وجودی عرفان از دیدگاه مولانا
نویسنده:
مسلم ربانیان؛ استاد راهنما: عادله روحانی؛ استاد مشاور: مجتبی قائینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مرکزی برای مراقبه با رویکردی مبتنی بر عرفان اسلامی و مراتب وجودی در اندیشه مولانا است. در شرایطی که انسان معاصر با شتاب تحولات، پیچیدگی روابط اجتماعی و گسست از خویشتن، طبیعت و معنویت مواجه است، این تحقیق در پی آن است که امکان بازگشت به سکوت، تعادل درونی و تجربه‌ی ابعاد معنوی وجود انسانی را از طریق معماری فراهم آورد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، کیفی و تطبیقی بوده و داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای، متون عرفانی و تحقیقات معماری معنوی گردآوری شده است. در گام نخست، مفاهیم نظری مرتبط با مراقبه و مراتب وجودی از آثار مولانا استخراج و تحلیل محتوایی شدند. سپس نمونه‌های شاخص خانه‌های مراقبه در سنت‌های مختلف جهان ــ اعم از آیین‌های شرقی و معماری عرفانی ایرانی ــ مورد بررسی تطبیقی قرار گرفتند تا شاخص‌های مؤثر بر تجربه فضایی معنوی شناسایی گردد. بر اساس این یافته‌ها، الگویی مفهومی-فضایی برای طراحی مرکز مراقبه تدوین و در قالب برنامه فیزیکی و ساختار فضایی طرح پیشنهادی پیاده‌سازی شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد مفاهیم انتزاعی عرفانی در اندیشه مولانا، به‌ویژه مراتب سه‌گانه وجود (عالم ملک، خیال و غیب)، ظرفیت بالایی برای ترجمه به زبان معماری دارند. تحلیل نمونه‌های موفق خانه‌های مراقبه نیز نشان داد عناصر فضایی همچون نور طبیعی، ریتم حرکت، تدریج فضایی، خلوت‌گزینی و سکوت، نقشی اساسی در ایجاد تجربه معنوی ایفا می‌کنند. بازتاب این مفاهیم در طراحی مرکز مراقبه امکان بازآفرینی سلوک عرفانی به‌صورت فضایی را فراهم می‌سازد، به‌گونه‌ای که کاربر در مسیر حضور از عالم ماده به عالم معنا هدایت شود. در نهایت، این پژوهش اثبات می‌کند که بهره‌گیری از مفاهیم عمیق عرفان مولانا می‌تواند به الگویی بومی، معناگرا و تحول‌آفرین برای ارتقای کیفیت معماری معاصر ایران تبدیل شود؛ معماری‌ای که علاوه بر پاسخ به نیازهای عملکردی، بستری برای تجربه روانی و معنوی فراهم می‌کند و سفر درونی انسان را تسهیل می‌سازد.
شیوه ها و شاخصه های بیان تجارب دینی و عرفانی در زبان مولانا با تکیه بر غزلیات شمس
نویسنده:
مرضیه رستگار؛ استاد راهنما: علی محمد سجادی؛ استاد مشاور: قدرت الله طاهری، احمد خاتمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در مطالعات عرفانی جدید، بر جنبه‌های درونی یا ناخودآگاه و ادراکات شخصی از خداوند تأکید می-شود و آنها را کـه در پیوندی مستقیم با احساسات و عواطف آدمی قرار می‌گیرند، با عنوان «تجارب دینی و عرفانی» می‌شناسند. اگرچه آغاز این اندیشه را در غرب با شلایرماخر و ویلیام جیمز دانسته‌اند؛ اما با نگاهی کلّی به نظرات ایشان در می‌یابیم آنچه را آنان تجارب دینی و عرفانی نام نهاده‌اند، در آثار عارفانه ایرانی هم، با تسامحاتی دارای سابقه بوده است و چیزی در ردیف همان کشف و شهود عرفانی و حالات وجدآمیزِ حاصل از آن به شمار می‌آید. با توجه به همین مشابهات، پژوهش حاضر درصدد برآمد تا شیوه‌ها و شاخصه‌های بیان ادبی و مفهومی تجارب دینی را عموماً در آثار مولانا و خصوصاً در غزلیات شمس بررسی، و معلوم نماید که او در بیان چنین تجاربی، شیوه‌های خاصی مثل استفاده از استعارات، تمثیل‌ها‌ و متناقض‌نمایی داشته است؛ اما به دلیل گنجایش و محدودیت ابیات یک غزل از بین آن شیوه‌ها، طبعاً استعاره و متناقض‌نمایی با خاصیت ایجازی خود، عنصر غالب در غزلیات شمس؛ و شاخصه بیانیِ تمثیلْ با اطناب‌آمیزیِ خود، ویژگی بارز در مثنوی بوده‌اند. همچنین با تحلیل آنها مشخص شد استعارات و متناقض‌نماها، خصوصاً در غزلیات شمس، صرفاً برای تخییل و زیباسازی در سخن مولانا به‌کار نرفته‌اند؛ و در غالب موارد او سعی کرده است مفاهیم بیان‌ناپذیرِ تجارب عرفانی را با استمداد از این روش‌ها، از حالت انتزاعیِ محض به سمت عینیّات قابل ادراک سوق دهد و آنها را ملموس نماید. هرچند کلام وی خصوصاً در غزلیات ـ که مبتنی بر ثبت تجربه-های لحظه‌ای و ناب عرفانی بوده ـ گاه در ساختار عمودی و ربط ابیات دچار ابهام می‌شود و به همین دلیل فهم آنها در گرو اُنسِ شنونده با این تجارب قرار می‌گیرد.
اثرپذیری مولانا از قرآن در اندیشه‌های مربوط به نبوت
نویسنده:
نرگس امیری، سپیده سپهری، مریم محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مولانا در آثار خود، به‌ویژه در «فیه‌مافیه»، با تأکید بر مفاهیم عرفانی و قرآنی، نبوت را به‌عنوان محوریت شناخت حقیقت و کمال انسانی تبیین می‌کند. او معتقد است که پیامبران نه تنها واسطه‌ای برای انتقال وحی الهی هستند، بلکه انسان‌های کاملی‌اند که با گذر از مراتب بشری به حقیقت مطلق و نور الهی می‌رسند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، واکاوی جنبه‌های قرآنی اندیشه‌های مرتبط با نبوت در آثار مولوی است. «فیه ما فیه» به طور ویژه در این میان مورد توجه بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مولانا به جنبه‌های مختلف نبوت، از جمله وحی، الهام، و مقام معنوی اولیا در رابطه با پیامبران، اشاره می‌کند و نقش آنان را به‌عنوان راهنمایان معنوی و اخلاقی برای بشر تبیین می‌نماید. او همچنین وحی را تنها محدود به پیامبران نمی‌داند و بر این باور است که اولیا و انسان‌های معنوی نیز می‌توانند به نوعی از وحی دل یا الهام بهره‌مند شوند. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه مولانا از آموزه‌های قرآنی برای تقویت و تبیین دیدگاه‌های عرفانی خود استفاده کرده و نبوت را به‌عنوان الگویی از کمال انسانی و راهی برای رسیدن به معرفت الهی و زندگی اخلاقی مطرح می‌نماید.
صفحات :
از صفحه 58 تا 78
  • تعداد رکورد ها : 991