آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 60
الگوگرایی در اخلاق [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
لیندا ترینکاوس زاگزبسکی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Oxford University Press,
چکیده :
ترجمه ماشینی: در این کتاب، لیندا زاگزبسکی یک نظریه اخلاقی اصیل مبتنی بر ارجاع مستقیم به نمونه‌های خوبی ارائه می‌کند، با الگوبرداری از نظریه پاتنم-کریپکه که در دهه هفتاد معناشناسی را متحول کرد. در نظریه اخلاقی نمونه‌گرا، نمونه‌ها از طریق عاطفه تحسین شناسایی می‌شوند، که زاگزبسکی استدلال می‌کند که هم یک عاطفه برانگیزاننده است و هم احساسی که محتوای شناختی آن اجازه نقشه‌برداری از حوزه اخلاقی حول ویژگی‌های نمونه‌ها را می‌دهد. زاگزبسکی با استفاده از مثال‌هایی از قهرمانان، قدیسان و حکیمان نشان می‌دهد که چگونه می‌توان روایات نمونه‌ها و کارهای تجربی در مورد تحسین‌برانگیزترین افراد را هم برای هدف نظری ایجاد یک نظریه جامع و هم برای هدف عملی تربیت اخلاقی و خود، در نظریه گنجاند. -بهبود همه اصطلاحات اخلاقی اساسی، از جمله «شخص خوب»، «فضیلت»، «زندگی خوب»، «عمل درست» و «عمل نادرست» با انگیزه‌ها، غایات، اعمال، یا قضاوت‌های مثال‌ها یا افرادی مانند آن تعریف می‌شوند. این نظریه همچنین از طریق تقلید از نمونه ها، گزارشی از یادگیری اخلاقی ایجاد می کند، و زاگزبسکی از یک اصل تقسیم کار زبانی اخلاقی دفاع می کند، که به گروه های خاصی از مردم در یک جامعه زبانی کارکردهای ویژه ای در شناسایی اصطلاحات بسط یا اخلاقی، گسترش کلیشه می دهد. از طریق جامعه با این اصطلاح مرتبط می شود، یا با استفاده از آن اصطلاحات، قضاوت های پشتیبانی کننده استدلال ارائه می کند. بنابراین، این نظریه از لحاظ معنایی بیرونی است، زیرا معنای اصطلاحات اخلاقی با ویژگی‌های جهان خارج از ذهن کاربر، از جمله ویژگی‌های مثال‌ها و ویژگی‌های شبکه زبان‌شناختی اجتماعی که کاربران اصطلاحات را به نمونه‌ها مرتبط می‌کند، تعیین می‌شود. کتاب با پیشنهادهایی در مورد نسخه هایی از نظریه که اشکال رئالیسم اخلاقی هستند، از جمله نسخه ای که از وجود حقایق پسینی ضروری در اخلاق حمایت می کند، به پایان می رسد.
فضایل ذهن: تحقیقی در ماهیت فضیلت و مبانی اخلاقی معرفت [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Linda Trinkaus Zagzebski (لیندا زاگزبسکی)
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: تقریباً همه نظریه‌های معرفت و باور موجه، مفاهیم اخلاقی و اشکال استدلالی را که از نظریه‌های اخلاقی وام گرفته شده‌اند، به کار می‌گیرند، اما هیچ‌کدام از آنها به رنسانس کنونی در اخلاق فضیلت توجهی ندارند. این کتاب قابل توجه اولین تلاش برای ایجاد نظریه معرفت بر اساس الگوی نظریه فضیلت در اخلاق است. این کتاب مفهوم یک فضیلت فکری را توسعه می‌دهد، و سپس نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از این مفهوم برای ارائه حسابی از مفاهیم اصلی در معرفت‌شناسی، از جمله مفهوم دانش استفاده کرد.
معرفت‌شناسی
نویسنده:
لیندا زاگزبسکی؛ مترجم: کاوه بهبهانی؛ ویراستار: سارا کلهر
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: نشر نی,
چکیده :
در کتاب حاضر، نگارنده دیدگاه‌ها و بدعت‌های خود را در ساحت معرفت شناسی بازگو کرده است. مؤلف ابتدا به اقتضائات، بایسته‌های معرفتی، یاوه‌گویی، شکایت و دغدغه‌های ما می‌پردازد. او در ادامه مکتب پیرون و پس روی بی پایان، مبناگرایی در برابر انسجام گرایی، اعتمادگرایی، بسترگرایی، پانتم و مغز در خمره، اعتماد کردن به عاطفة ستایش، ناسازگاری خودمداری معرفتی، آرمان خودمداری معرفتی، نظریه‌های اعتبار در برابر معرفت، مطلوبیت حقیقت و ... را مورد بررسی و توجه قرار داده است.
فضیلت معرفتی، قوه اعتمادپذیر و ویژگی منشی: رویکردی تطبیقی
نویسنده:
زهرا خزاعی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در معرفت‌شناسی فضیلت، فضیلت معرفتی به دو صورت تعریف شده است؛ سوسا آن را از سنخ قوای اعتمادپذیر می‌داند و زگزبسکی آن را از نوع ویژگی‌های منشی. در حالی که هر دو، فضیلت را معرفت‌ساز دانسته و تبیین و توجیه معرفت را بر پایۀ آن ممکن می‌دانند. در پاسخ به سؤال از دلیل این دو گانگی در‌ تحلیل، مقالۀ حاضر نگرش متفاوت فیلسوفان به معنا و ویژگی‌های معرفت را عامل آن می‌داند. تعریف سوسا از معرفت به باور صادق موجه و انفعالی دانستن آن، یا به حالتی فراتر از داشتن باورهای صادق، که حاصل فعالیتی اختیاری و ارادی است، در زگزبسکی، نهایتا به این منجر می‌شود که فضیلت را یا از سنخ قوا بدانیم و یا از سنخ ویژگی‌هایی که برای انجام چنین فعالیتی ضروری اند. در نتیجه به‌رغم اینکه هر دو فیلسوف وجود قوا را برای کسب معرفت حیوانی ضروری می‌دانند اما نگاه متفاوتشان به معرفت تأملی، نهایتاً به دو برداشت از فضیلت منتهی می‌شود. حتی دخالت دادن عاملیت فاعل در معرفت حکمی و ضروری دانستن برخی ویژگی‌ها مثل دقت و ذهن باز، به عنوان فضیلت باورساز، توسط سوسا، در نتیجه بحث، تغییر چندانی ایجاد نمی‌کند.
صفحات :
از صفحه 25 تا 41
درباره کتاب «فضائل ذهن» لیندا زگزبسکی
نویسنده:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مصطفی ملکیان، بحث خود را با اشاره به اهمیت کتاب فضائل ذهن لیندا زگزبسکی آغاز کرد و آن را یکی از ۵۰ کتاب مهمی که در طول زندگی مطالعه کرده نامید و گفت:‌ در سال ۱۳۷۶ یعنی دو سال بعد از انتشار متن اصلی این کتاب،‌ آن را خواندم و همیشه آرزو داشتم آن را به فارسی ترجمه کنم که متاسفانه فرصت نشد. الان هم از مشاهده ترجمه آن بسیار خوشحال شدم. اما همچنان به یاد شعری افتادم که می‌گوید:‌ ای آرزوهای رفته برباد/ رفتید و فقط گرد و غبار پیری بر سر و رویم نشاندید. وی ادامه داد: کتاب‌ها را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد،‌ نخست آثاری که از مطالعه آن‌ها عالم تر و متفکرتر و فیلسوف‌تر می‌شویم،‌ یعنی به لحاظ ذهنی غنی‌تر و سرشارتر می‌شویم، دوم آثاری که وقتی آن ها را می‌خوانیم انسان بهتری می‌شویم،‌ همچنان که ویتگنشتاین آرزو می‌کرد که کتابهایش به گونه‌ای باشد که خواندن آن‌ها خواننده را بهتر کند. کتاب فضایل ذهن در عین حال که از نظر علمی و فکری قوی است،‌ آدم را بهتر می‌کند. به تعبیر شاعر ما کتابی است که در آن باد می‌وزد. از این حیث اگرچه در نظر نخست مطالعه آن دشوار به نظر می‌رسد،‌ اما خواندن آن باعث می‌شود ما در خودمان فضایی معنوی حس کنیم، ‌ضمن این که این فضای معنوی موید به تاییدات آکادمیک است. این پژوهشگر و استاد فلسفه و اخلاق بحث خود درباره این کتاب را تقطیع و نه تلخیص آن خواند، بدین معنا که نکاتی شاخص از آن را بیان می‌کند و گفت: بعضی از نکات کتاب فضایل ذهن جای بسط و تفصیل و تعمیق دارد و بعضی انتقادات نیز بدان وارد است،‌ اما فعلا مجال پرداختن به آن نیست.
معرفت شناسی فضیلت محور: نقد و بررسی دیدگاه لیندا زاگزبسکی
نویسنده:
محمدرضا باقری، مجید ملایوسفی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معرفت شناسی فضیلت محور عنوان گونه ای جدید از نظریات معرفت شناختی است که با الگو برداری از نظریات فضیلت محور در حوزه اخلاق شکل گرفته است. از جمله سرشناس ترین نظریه پردازان معرفت شناسی فضیلت محور می توان به لیندا زاگزبسکی اشاره کرد. زاگزبسکی مدعی است ابتنای نظریه های معرفت شناسی بر اخلاق فضیلت می تواند معضل گتیه و معضل ارزش، که دو مسئله اساسی پیش روی نظریه های معرفت شناختی است را پاسخ گوید. از همین روی زاگزبسکی متناظر با تبیین فعل صواب(درست) بر حسب فضایل اخلاقی، تعریف و تحلیلی از معرفت را بر حسب فضایل فکری به دست داده و معتقد است که این تعریف نه تنها به معضل گتیه گرفتار نخواهد شد بلکه به دام معضل ارزش نیز نخواهد افتاد. در این مقاله پس از ارائه مقدمه ای در باب چگونگی طرح نظریات فضیلت محور در حوزه معرفت شناسی، نظریه فضیلت محور لیندا زاگزبسکی را مطرح نموده ایم. در بخش دوم این مقاله به کاربرد نظریه فضیلت محور وی در حوزه معرفت شناسی پرداخته و راه حل زاگزبسکی در حل معضل گتیه و معضل ارزش را به تفضیل بیان کرده ایم و در بخش پایانی نیز نظریه وی در حوزه معرفت شناسی فضیلت محور را مورد نقد و بررسی قرار داده ایم.
زیبای خفته و زندگی پس از مرگ
نویسنده:
لیندا زاگزبسکی؛ ترجمه: امیرعباس سولی‌خانی
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث از زندگی پس از مرگ یکی از جذاب‌ترین موضوعاتی‌ست که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. ادیان گوناگون و مکاتب فلسفی رنگارنگ هریک کوشیده‌اند تا پاسخی برای این مسئله‌ی اساسی پیدا کنند. نویسنده‌ی این مقاله نیز تلاش کرده است تا به بررسی این مهم بپردازد. زاگزبسکی با دست‌مایه قرار دادن داستان مشهور زیبای خفته، سعی می‌کند تا به استخراج نتایج فلسفی خاصی مبادرت ورزد که می‌توانند در مسئله‌ی زندگی پس از مرگ راه‌گشا باشند. نکته‌ی بسیار مهم آن است که نویسنده در کنار بهره بردن از بصیرت‌های فلسفه‌ی قرون وسطا، به‌ویژه ملاحظات قدیس توماس آکویناس، از دغدغه‌های امروزین نیز غافل نبوده است. به‌دیگرسخن زاگزبسکی سعی دارد تا در متن جهان‌بینی علمی که قوانین طبیعت را سخت محترم می‌شمارد، فضایی برای سخن گفتن از رستاخیز جسمانی باز نماید. درست است که پریانِ داستانِ زیبای خفته، قدرت جادویی محدودی برای دست‌کاری معجزه‌آسا در برخی روندهای طبیعی دارند اما نه باشندگانی ماورای طبیعی هستند و نه از قدرت مطلق برخوردارند. علاوه بر این زاگزبسکی می‌کوشد تا انسان‌شناسی ویژه‌ای را بسط دهد که هم از مشکلات ماده‌باوری پرهیز کرده باشد و هم از معضلات قول به ثنویت جوهری رها گردد؛ وی این مهم را با توسل به طرحی کم‌وبیش ارسطویی به انجام می‌رساند به‌طوری‌که صورت‌های جوهری نه مانند مُثل افلاطونی یا ارواح بهشتی، اموری آن‌جهانی هستند نه آنکه قابل فروکاستن به ویژگی‌های مادی و طبیعی‌اند بلکه نفس در عین استقلال از بدن با آن در وحدتی‌ست که دوام نفس را بدون بدن و نیز دوام بدن را بدون نفس ناممکن می‌سازد. در پرتوی درک اخیر، زاگزبسکی با طرح آزمایش‌های ذهنی نشان می‌دهد که رستاخیز جسمانی دست‌کم در سطح مفهومی و در صورت دارا بودن قدرتی محدود ممکن است. هرچند آنچه پریان داستان می‌کنند از نگاه ما نوعی جادوگری محسوب می‌شود اما امکان مابعدالطبیعی زنده شدن پس از مرگ را در همین جهان به نمایش می‌گذارد. در پایان خاطرنشان می‌کنیم که پاورقی‌ها از سوی مترجم هستند و با اعداد لاتین نشان داده شده‌اند حال‌آنکه پی‌نوشت از مؤلف است و با اعداد فارسی آمده، نیز مطالب درون قلاب‌ها از مترجم و مطالب درون کمان‌ها از مؤلف هستند.
صفحات :
از صفحه 101 تا 128
عقلانیت باور دینی از نگاه جان گرکو و لیندا زاگزبسکی :دفاعی نابسنده بر پایۀ معرفت‌شناسی گواهی
نویسنده:
مرتضی متولی ، علیرضا دری نوگورانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عقلانیت باورهای دینی در درازنای تاریخ موضوع بررسی‌های فلسفی بوده است. در روزگار حاضر دو تن از برجسته‌ترین معرفت‌شناسان، یعنی جان گرکو و لیندا زاگزبسکی، در چارچوب معرفت‌شناسی گواهی از آن دفاع کرده‌اند. گرکو با درانداختن طرح فراگیر پادفروکاست‌گروی‌اش ادّعا می‌کند که معرفت دینی از طریق کانال‌های انتقال اعتمادپذیر به دریافت‌کنندگان فرافرستاده می‌شود. زاگزبسکی با توجیه مرجعیت دینی از طریق اَپِستام [=اطمینان] خودسگالانه‌ی وظیفه‌شناسانه به دیگری، در حالی که این اَپِستام از اَپِستام به خود برآمده است، عقلانیت باور دینی را نتیجه می‌گیرد؛ استدلالی که دلیلی ژرف‌سنجانه است. ما با رویکردی تحلیلی-انتقادی، همراه با جنیفر لکی، نابسندگی سخن ایشان را نشان می‌دهیم. به عبارت دیگر، هدف ما این است تا با تحلیل دیدگاه این دو اندیشمند به لوازمِ منطقیِ غیرقابل‌پذیرشی که به دنبال دارد به نقد ایشان بپردازیم و نشان دهیم که اثبات عقلانیت باور دینی، آنگونه که ایشان تقریر کرده‌اند، معتبر نیست. به این ترتیب، سه اشکال در گفته‌ی گرکو شناسایی می‌شود: ۱. جلوی بخت را نمی‌گیرد؛ ۲. در باورهای دینی بنیادی، که شرط ورود در اجتماعات دینی هستند، کابردپذیر نیست؛ ۳. با مسئلۀ زباله مواجه است که نمی‌تواند آن را حلّ کند. نیز سه اشکال در سخن زاگزبسکی شناسایی می‌شود: ۱. باید باورهای جوامعی چون تروریست‌ها و نژادپرستان را عقلانی بداند؛ ۲. باید گواهی مرجعیت را حتی در جایی که آشکارا خطاست بپذیرد؛ ۳. در پرسش‌های مهمّ دلیل ژرف‌سنجانه کافی نیست. بنابراین، اثبات عقلانیت باور دینی از طریق معرفت‌شناسی گواهی، دست‌کم به تقریر گرکو و زاگزبسکی، به بن‌بست می‌خورد.
صفحات :
از صفحه 285 تا 305
ایرادات ناظر به کاربست خصایص طبیعی آدمی در شناخت (مربوط به نظریه زاگزبسکی)
نویسنده:
اکرم عسکرزاده مزرعه ، سید علی علم الهدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رویکرد طبیعت­گرایانۀ لیندا زاگزبسکی به شناخت، ورود خصایص فضیلت­گرایانۀ انسان به حوزۀ معرفت‌شناسی را مجاز نموده است. فضایل و احساسات و عواطف از وجوه طبیعت آدمی‌هستند که از منظر زاگزبسکی در تشکیل معرفت سهم دارند. انگیزۀ برآمده از عواطف، باور را به سوی صدق، هدایت می‌کند. کاربست خصایص طبیعی در معرفت، مستلزم مهارتی خاص است که از نظر زاگزبسکی از مهارت به‌مثابۀ فن و استادی متمایز است. فضیلت، انگیزه و موفقیت از مهمترین اجزای طبیعت­گرایانۀ شناخت از نگاه زاگزبسکی هستند. در کنار اجزای طبیعی یادشده، عناصر دیگری مانند آگاهی، اراده، وظیفه و غیره از سوی معرفت‌شناسان سنّتی برای تشکیل معرفت معرفی شده­اند. نویسندگان در تحلیل و نقد نگاه زاگزبسکی به سه جزء طبیعی معرفت یعنی عناصر فضیلت، انگیزه و موفقیت می‌پردازند. سه جزء نامبرده آن­گونه که زاگزبسکی به آنها نقش می­دهد، خالی از خطا نیستند و به‌کاربستن آنها در ساختار معرفت، مستلزم دقّت در معنا، حدود و کارکرد است. برای مثال چنانچه تنها فضایل معرفتی رفتاری، فضایل مؤثر در شناخت برشمرده شوند، احتمال وقوع تزاحم فضایل و از دست رفتن ظرفیت فضایل طبیعی در معرفت و محدود شدن دامنۀ باورهای آسان­یاب به وجود می‌آید. در این صورت، انحصار باورهای صادق به باورهای حاصل از انگیزۀ حقیقت­یابی، به نادیده گرفتن باورهایِ صادقِ برآمده از دیگر انگیزه­ها منتهی خواهد شد و فضیلت ندانستن مهارت­ها، موجب زایل شدن فضیلت مستتر در فنون می‌شود.
صفحات :
از صفحه 9 تا 24
بررسی تطبیقی الگوگرایی در مسیحیت و اسلام، با تأکید بر دیدگاه زگزبسکی و اخلاق ولایی
نویسنده:
سیدمحمدباقر میرصانع
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
الگوگرایی یکی از گونه‌های اخلاق فضیلت است که مطابق آن اسوهٔ اخلاقی معیار اساسی اخلاق است. تاکنون دو قرائت مختلف از الگوگرایی ارائه شده است؛ قرائت برخاسته از سنت مسیحی و قرائت برخاسته از سنت اسلامی - شیعی. الگوگرایی در سنت مسیحی با نوشته‌های زگزبسکی و تحت تأثیر اندیشۀ مسیحی و شخصیت حضرت عیسی علیه السّلام مطرح شده است. نظریۀ اخلاق ولایی که بر پایهٔ معارفِ نقلی شیعه طرح شده است، شباهت بسیاری به نظریۀ زگزبسکی دارد. در اندیشهٔ شیعی اسوه‌های تمام‌عیار، معصوم از گناه و خطا هستند و گفتار و رفتار معصومان معیاری برای شناخت مفاهیم و مصادیق اخلاقی است. هدف نوشتار تبیین و تطبیق این دو دیدگاه، نشان‌دادن برخی مزایای اخلاق ولایی بر الگوگرایی مسیحی با بیان عنصر عصمت اسوه و نقش باور به آن در دفع برخی اشکالات الگوگرایی است. در این مقاله، روش جمع‌آوری داده‌ها کتابخانه‌ای و روش تحلیل تطبیقی است. باور به عصمت اسوه‌ها در نظریۀ الگوگرایی، اشکالاتی همچون اعتمادنداشتن به همۀ کنش‌ها و منش‌های الگو، طفولیت اخلاقی و نسبیت را از این نظریه دفع می‌کند. باور به عصمت الگوی تمام‌عیار، سبب مزیت الگوگرایی برخاسته از سنت شیعی بر الگوگرایی برخاسته از سنت مسیحی خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 38
  • تعداد رکورد ها : 60