جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3382
بررسی سعادت و شقاوت نفس از دیدگاه ابن سینا و علامه‌ طباطبایی
نویسنده:
رباب ولی‌ نژاد؛ استاد راهنما: حمیدرضا سروریان؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم‌ زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث بنیادی در فلسفه بحث سعادت و شقاوت است هر انسانی فطرتاً طالب سعادت و گریزان از شقاوت است اما شناخت حقیقت سعادت و شقاوت مشکل است بنابراین از جمله نخستین پرسش هایی که برای هر فرد مطرح می شود این است که به راستی سعادت چیست و راه نیل به آن کدام است؟ شقاوت چیست و راه گریز از آن کدام است؟ در این باره نظریه های مختلفی وجود دارد در این پایان نامه کوشش شده تا زوایای مختلف سعادت و شقاوت نفس در عرصه های مختلف دنیا و آخرت از منظر ابن سینا و علامه طباطبایی معرفی شود. ابن سینا سعادت رابه مطلوب بالذات وغایت لذت ها تعریف می کند و سعادت انسان را رسیدن به کمال قوه عاقله و اتحاد با عقول مجرده می داند .ایشان در بیان سعادت وشقاوت به سراغ لذت والم رفته و علامه طباطبایی سعادت را رسیدن به خیرات جسمانی وروحانی می داند وشقاوت را محرومیت از آن خیرات می داند .از نظر آنها سعادت وشقاوت حقیقی در دنیا قابل حصول نیست و مربوط به آخرت است. بنابر نظر هر دو فیلسوف سعادت ذاتی انسان نیست و باید با سعی و تلاش خود آن را کسب کند. انسان تا در دار دنیا واقع است می‌تواند خود را از هر مرتبه نقص و شقاوت و نفاق، نجات دهد و به مراتب کمال و سعادت برساند.
پژوهشی در مذهب کلامی و اعتقادی شیخ الرئیس ابن سینا (بر اساس کتاب توفیق التطبیق اثر علی بن فضل الله جیلانی)
نویسنده:
حسن مومنی میوله؛ استاد راهنما: حسین کلباسی اشتری؛ استاد مشاور: سعید انواری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
شیعه بودن ابن سینا مسأله مهمی است که کمتر به آن پرداخته شده است.برخی او را کافر،برخی دیگر از اهل سنت،برخی اسماعیلیه وبرخی دیگر او را شیعه اثنی عشریه می دانند.دیدگاه اخیر نظر مختار نویسنده است که در کتاب پیش روی درصدد اثبات آن برآمده است. روش نویسنده تفسیر گفتار ابن سینا با استفاده از مفاهیمی است که آن را مناسب با مذهب امامیه اثنی عشریه قرار می دهد. اودرابتدای امر مذهب امامیه و عناصر تشکیل دهنده آن را تحلیل می کند، پس از آن به گفته های ابن سینا پرداخته و آنها را بیان و تفسیر می کند و در نهایت تلاش کرده که میان گفته های ابن سینا و اقوال مذهب امامیه سازگاری و هماهنگی برقرار کند و یا اینکه مذهب امامیه را برمذهب ابن سینا تطبیق دهد؛ وجه تسمیه کتاب با نام «توفیق التطبیق» نیز از همین موضوع نشأت می گیرد. او معتقد است ابن سینا مؤمن و یکتاپرستی از مذهب امامیه بوده است چه درمسائل اعتقادی شیعه مانند خلافت وامامت وعصمت وچه در مسائل ویژه فلسفی چون مسأله نفس انسانی و ویژگی های قوه قدسیه، مسأله پیامبری و ..... و چه در برخی مسائل عملی که مربوط به نظم و مقررات شهر، سیاست حاکمیتی و تدبیر امور جامعه است. انگیزه نویسنده در نگارش کتاب به مجلسی در شهر شیراز برمی گردد که بحث و گفت و گو به ذکر و یاد ابن سینا و اختلاف نظر در مورد عقیده ومذهب او کشیده می شود، گروهی او را کافر و زندیق، عده ای، از اهل تسنن و شمار دیگری از فرقه زیدیه می دانستند، ونویسنده از فرقه امامیه می داند ؛ نویسنده سرانجام به این نتیجه رسیده که نه تنها ابن سینا با مذهب امامیه هماهنگ است بلکه ازدانشمندان امامیه به ویژه در علم کلام است.
سیر دلایل و آراء تجرد نفس در فلسفه اسلامی (ارسطو، ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا) و بررسی انتقادی آن
نویسنده:
وحیده عامری؛ استاد راهنما: صدرالدین طاهری؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نفس از پیچیده ترین و شگفتی آورترین موجودات هستی و همچنین از مهم ترین مسائل فلسفی است و تجرد مهم ترین ویژگی نفس است که آراء فلاسفه درباره آن موضوع رساله را تشکیل می دهد. نتیجه‌گیری و پیشنهادات: بحث از نفس در فلسفه ابن سینا در مبحث طیعیات آمده چرا که نزد وی نفس به صرف اضافه و تعلقی که به ماده دارد نفس نامیده می شود و لاجرم از آن همراه با ماده بحث می شود بدین طریق که نفس جوهری است که در مقام ذات مجرد و در مقام فعل محتاج به ماده است و اصولا کمال اول برای طبیعی عالی است. بعدها توسط شیخ اشراق و مخصوصا ملاصدرا را بحث از نفس وارد الهیات می شود. از نظر صدر المتالهین میان ذات نفس و نفسیت نفس تفاوتی نیست و حقیقت نفس چیزی جدا از سرپرستی و تدبیر نیست. بنابراین نفس در مقام حدوث مادی و در مقام بقا مجرد است. مساله تجرد نفس مساله‌ای است که همه حکما بدان پرداخته اند اما ملاصدرا تجرد نفس را هم در مرتبه برزخی اثبات می کند، هم در مرتبه عقلانی. وی همچنین تجرد نفوس حیوانی را مدلل می سازد، حال آنکه نزد ابن سینا نفوس حیوانی مادی و منطبع در جسم می باشد.
تحول و تکامل نفی ناطقه از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا طوطی؛ استاد راهنما: اصغر دادبه؛ استاد مشاور: حمیدرضا آیت اللهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اهمیت طرح این موضوع به دلیل ارتباط تنگاتنگی است که معرفت نفس با مسائل اعتقادی اسلام دارد و هدفی که اسلام و دیگر ادیان الهی در پی آن هستند یعنی تکامل نفس ناطقه انسانی و جستار در مسائلی که در این حیطه مطرح است و هدف اصلی از نگارش این پایان نامه دستیابی به شناخت چگونگی دگرگونی و تحول پذیری نفس ناطقه است. روش تحقیق: تحلیلی و تطبیقی. یافته‌ های تحقیق: بطور کلی مسائلی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است:‭۱ ‬- امکان تحول نفس.‭۲ ‬- فرآیند تحول نفس.‭۳ ‬- آثار تحول نفس. نتیجه‌ گیری و پیشنهادات: آنچه که در این پژوهش به آن رسیده است این است که اصولا با توجه به مبادی فلسفی ابن سینا، نفس به جهت اکتساب کمالات بالقوه خود پا به عرصه جهان ماده نهاده است و در مکتب صدرایی نیز نفس در حالی که جسمانیت الحدوث است اما با تحول و تکامل باید به مقام روحانیت و تجرد برسد. در مورد اینکه سیر این تحول در کدام نشئات است و تا به کجا ادامه می یابد، ذکر شد که ابن سینا تحول در نشئات غیر مادی را با حدس و گمان مطرح نموده اما ملاصدرا به دلایلی نقلی و حتی در مورد تحول نفوس ناقص در دوزخ به نوعی دلیل عقلی روی آورده است. اما به طور کلی طرح مسئله تحول تکامل نفس مجرد و اثبات آن در هر نشئه‌ ای که باشد با مبانی فلسفی حرکت سنخیتی با هم ندارد. حال آن که تحول و تکامل مستلزم نوعی حرکت است. تعریف ما از شئی مادی و مجرد رفع خواهد شد چنان چه قابلیت تغییر، دگرگونی و حرکت را نه فقط ذاتی موجود مجرد بلکه ذاتی هر مخلوقی، اعم از مادی و مجرد بدانیم مسئله به خوبی قابل حل است. در انتها پیشنهاد می شود به دلیل اهمیت مباحث نفس و تکامل از کارهای پژوهشی بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی حدوث نفس از دیدگاه ابن سینا، غزالی و ابن رشد
نویسنده:
مجتبی یاقوتی‌ نیا؛ استاد راهنما: محسن حبیبی؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع نفس و حدوث آن از دیرباز مورد توجه متکلمان و فیلسوفان بوده، و نظرات مختلف و مناقشات فراوانی را به دنبال داشته است. در این پایان نامه سعی شده مبانی حدوث نفس میان سه متفکر مسلمان یعنی ابن سینا، غزالی و ابن رشد مورد مقایسه قرار گیرد و مشخص شود در چه مواضعی اشتراک و در چه مواردی اختلاف دارند. از این رو ابتدا نظریات ابن سینا در زمینه حدوث نفس و اصول و مبانی آن بیان شده است. وی به جوهریت، تجرد و حدوث نفس معتقد است. سپس نظرات غزالی که در این موارد تا حدود زیادی همسو با نظر ابن سیناست ذکر شده است. اما از آنجایی که غزالی در صدد نقد عقل گرایی صرف فلاسفه و دفاع از دین می باشد و بعضی آراء فلاسفه را بر خلاف تعالیم دینی می بیند، هر چند هم تجرد و هم حدوث نفس را قبول دارد اما در کتاب تهافت الفلاسفه به نقد آراء فلاسفه از جمله در مسائل تجرد و حدوث نفس می پردازد، و می خواهد نشان دهد با برهان عقلی صرف نمی توان به آنها رسید و ناگزیر از مراجعه به تعالیم دینی می باشیم. در ادامه نظرات ابن رشد در زمینه حدوث نفس و مبانی آن مطرح شده است. ابن رشد شارح ارسطو می باشد و به صحت آراء او اعتقاد کامل دارد. لذا در بسیاری از مسائل از جمله تجرد و حدوث نفس آراء متفاوتی نسبت به ابن سینا که از ارسطو گسست فکری دارد ارائه می دهد. او در کتاب تهافت التهافت اشکالات غزالی را پاسخ می دهد ولی در بعضی موارد مثل حدوث نفس که مخالف نظر فارابی و ابن سیناست، همسو با غزالی نظر آنها را رد می کند.
تحلیلی انتقادی پیرامون تجرد نفس و بقای آن، با توجه به آراء ارسطو، فارابی و ابن سینا
نویسنده:
حسین قلی زاده قپچاق؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: حسین کلباسی، حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در سنت تاریخی فلسفه همواره اعتقاد بر این بوده است که فارابی و ابن سینا در موضوعات مختلف فلسفی بخصوص مبحث « تجرد نفس و جاودانگی آن» پیرو ارسطو بوده اند. در مخالفت با این نگرش چهار مسأله از مسائل مهم مرتبط با مبحث نفس یعنی «تعریف نفس، جوهریت آن، مراتب عقل و ادله تجرد نفس» جهت فهم نظر آنها پیرامون تجرد و جاودانگی نفس مورد مداقه و بررسی قرار گرفته است، بنابراین بررسی خود این مسائل و پی بردن به وجوه اشتراک و افتراق فلاسفه ی مذکور در این زمینه هدف اصلی این رساله را تشکیل نمی دهد؛ بلکه رویکرد اصلی بر این بوده است که با تحلیل این موضوعات بتوانیم نظر آنها را در مورد تجرد و بقای نفس استنباط نماییم . به این منظور با بررسی و تحلیل دقیق تعریف نفس، معنای جوهر و تقسیم بندی آن و با توجه به جنبه‌ی معرفت شناسی عقل و مراتب آن و همچنین با ذکر براهینی که هر سه فیلسوف برای تجرد و جاودانگی نفس بیان داشته‌اند به این نتیجه رسیدیم که برخلاف اشتراک ظاهری و روبنایی مباحث و موضوعات که لازمه‌ی طبیعت هر علمی است، مبنای این دو فیلسوف مسلمان ایرانی با ارسطو و بعضا با همدیگر متفاوت است به نحوی که در مجموع از آراء ارسطو تجرد و بقای نفس فهمیده نمی‌شود، در حالی که فارابی و ابن سینا با الهام از آموزه های دینی و با اتکاء به تفطن ذاتی و تلاش کم نظیر خود، مبنای متفاوتی را در پیش گرفته و تجرد و جاودانگی نفس را به اثبات رسانده اند;
بررسی تطبیقی مسئله ی فیض از دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین
نویسنده:
خدیجه بیات تبار؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در تحقیق حاضر به بحث و بررسی دربارهی آن خواهد پرداخت .البته در تفسیر و توضیح بیشتر نظرات ابن سینا و ملاصدرا در باب موضوع مورد نظر، از نظریات و دیدگاههای پیروان، شار حین و حاشیه نویسان بر آثار این دو فیلسوف در این اثر استفاده خواهد شد. پرسشهای تحقیق: ماهیت فیض و صدور در نزد ابنسینا و ملاصدرا چیست و اصول و مبانی هر یک در این مسئله چه بوده است‭ ؟‬تفاوت فهم ابن سینا و ملاصدرا در چه مؤلفه ها و عناصری است‭ ؟‬در مسئله ی دور کثرت از وحدت این دو فیلسوف تا چه میزان از آراء و مبانی گذشتگان استفاده کرده اند‭ ؟‬نتیجه‌گیری: نتایجی که نگارنده در حیطه ی مسئلهی مورد بحث بدان دست یافت این است که ابنسینا در زمینهی مسئلهی فیضو فاعلیت وجودی با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آنها در خداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید .از نظر وی، فاعلیت وجودی به معنی اقتران وجودی دو امر مباین بوده بهطوری که دو طرف نسبت در دیدگاه فوق دارای استقلال وجودی از هم هستند .در این دیدگاه به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت دربارهی علیت ایجاد بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید میشود .همچنین ابنسینا به دلیل اعتقاد به قاعده ی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی، نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم میکند .صدرالمتألهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابنسینا مبنی امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، در تحلیل و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگیهای فیض و نحوهی رابطه ی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافهی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است‌؛ اما در انتها به قولی عمیقتر و دقیقتر، یعنی نظریه ی تجلی و ظهور در نحوهی فاعلیت حق رسیده که از آن میتوان به فاعلیت ظهوری یاد نمود که بر طبق آن اشیاء نه معلول حق، بلکه تجلی و نمایش و ظهور اسماء و صفات حق تعالی هستند .وی همچنین با پذیرش قاعدهی الواحد و با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم میکند .بدین ترتیب، به لحاظ دید عمیق، دقیق و آگاهانهای که از مسئله ی وجود، اصالت، بساطت و تشکیک در مراتب و مظاهر وجود در حکمت متعالیه پیدا شده، سعی شده که نحوهی فاعلیت وجودی و افاضه ی هستی بخش با نگاهی وجود شناسانه در این مکتب تبیین و تحلیل گردد، امری که باعث تمایز حکمت متعالیه از دیگر مکاتب و نظامهای فلسفی و همچنین موجب نقطهی قوت آن نسبت به این نظامها گردیده است .نتایج فرعی که نگارنده به آن در حیطهی مورد بحث دست یافت این است که بر خلاف عقاید برخی مورخان فلسفه و مستشرقین غربی، فلاسفه ی اسلامی در مسئله ی فیض و مسائل فلسفی دیگر مقلد محض نظامهای فکری یونانیان نبودهاند، بلکه خود با روحیهی اجتهاد و نوآوری که داشتند توانستند با ارائه ی دیدگاهها و تبیینها و راه‌حلهای جدید نظامهای تازهای تأسیس کنند .بدین جهت لازم است کارهای بیشتری در این زمینه صورت پذیرد تا ابداعات و نوآوریها و دستاوردهای این فلاسفه در مقایسه با فلاسفهی یونانی مشخصشود که البته کارهای ارزشمندی نیز در این زمینه صورت پذیرفته است.
ابداعات ابن‌ سینا و اختلافات او با ارسطو در تفسیر فن شعر (بوطیقا)
نویسنده:
حسین بیطرف؛ استاد راهنما: امیر مازیار؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ارسطو در رساله‌ی بوطیقای خود درباره‌ی شعر و هنر سخن گفته است. این رساله همچون بسیاری دیگر از رسائل ارسطو وارد سنت اسلامی شد. شارحان نوافلاطونی ارسطو، «بوطیقا» را ذیل منطق فهم می‌کردند، از نظر آن‌ها منطق نه بخش داشت، و شعر یکی از اجزای منطق بود. ارسطو خود شعر را ذیل منطق فهم نمی‌کرد و از نظر او باید به نحو مستقل به شعر پرداخت. ابن‌سینا نیز که فلسفه و منطق یونانی را از طریق این سنت می‌گرفت، شعر را ذیل منطق می‌دانست، و از جهت ارزش معرفتی به شعر می‌پرداخت. از طرف دیگر تلقی او از شعر کاملا با ارسطو متفاوت بود. ارسطو شعر را با نمایش و اجرا همراه می‌دانست، حال آنکه از نظر ابن‌سینا شعر همان اشعار متداول زمانه‌اش بوده است، اشعاری که شاعران عرب و فارس در قالب‌هایی همچون مثنوی، غزل، قصیده، رباعی و نظایر این می‌سرودند. این که ابن‌سینا رساله‌ی شعر را با تفسیری نوافلاطونی می‌فهمید، و این که اساسا تلقی ابن‌سینا از شعر با ارسطو متفاوت بود، باعث می‌شد از کلام ارسطو تفسیری بکند که با خود او بسیار متفاوت بوده است، و برخی عبارات او را درست متوجه نشود و در شرح آن نکاتی بگوید که فاصله‌ی بسیار با اصل کلام ارسطو دارد. در این رساله سعی داریم برخی ابداعات ابن‌سینا و برخی اختلافات او با ارسطو را در تفسیر بوطیقا بیان کنیم و بگوییم که اساسا این دو فیلسوف به شعر چطور می‌نگریستند. فصل چهارم این پایان نامه اختصاص به این مقایسه دارد، در این فصل سه امر مهم مقایسه شده‌اند. اولین موضوع مقایسه، نظر این دو درباره‌ی محاکات است. ارسطو شعر را محاکات و تقلید طبیعت می‌دانست. ابن‌سینا تفسیر خاصی از محاکات ارسطویی دارد و آن را به تخییل پیوند می‌زند. دومین موضوع مقایسه، تراژدی از منظر این دو فیلسوف است. ارسطو تراژدی را یک هنر نمایشی می‌دانست و معتقد بود شش جزء دارد: 1- موثوس (طرح) 2- اثوس (شخصیت) 3- دیانویا (اندیشه) 4- لکسیس (گفتار) 5- ملوپویئا (آواز و همسرایی) 6- اُپَسیس (منظر نمایش). ابن‌سینا اما نمی‌دانست که تراژدی هنر نمایشی است، و به همین دلیل در تفسیر آرای ارسطو در این باب به مشکلاتی بر خورد. از نظر او نیز تراژدی شش جزء دارد که به ترتیب عبارتند از: 1- خرافه (داستان و افسانه) 2- عادت 3- رأی و اندیشه 4- وزن 5- لحن 6- «نظر و احتجاج». از میان این شش جزء، پنج جزء با اجزائی که ارسطو می‌گوید قابل مقایسه است و یک جزء ارتباطی به بحث ارسطو ندارد. این پنج جزء عبارتند از: 1- خرافه 2- عادت 3- رأی 4- وزن 5- لحن. اما در بخش سوم فصل چهارم درباره‌ی رابطه‌ی بین شعر و حقیقت سخن رفته است، ارسطو معتقد است شعر می‌تواند ذاتیات و حقایق اشیاء را محاکات کند، از این رو از تاریخ بالاتر و فلسفی‌تر است. اما در مقابل ابن‌سینا شعر را تنها تخییل می‌داند، و معتقد است نسبتش با صدق و کذب برابر است، شعر تخییل است و می‌تواند صادق یا کاذب باشد.
سیر تطور علم النفس سینوی و امکان استنتاج انسان شناسی فلسفی بر مبنای آن
نویسنده:
محمد جبارپور چاری؛ استاد راهنما: حسین کلباسی اشتری؛ استاد مشاور: حسن سعادت مصطفوی، قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
"مساله نفس و پرداخت به این موضوع جزو پر بسامدترین مفاهیم فلسفی از آغاز تا حال حاضر بوده که با نگاهی دقیق تر جزو مهم ترین مولفه های جهت دهنده به فلسفه و لایه تفکری وجود انسان می باشد. کمتر فیلسوفی را می توان مشاهده کرد که در آثار خود به مقوله نفس به صورت مستقیم اشاره نکرده باشد.ابن سینا به عنوان یک متفکر جریان ساز در حوزه فلسفه اسلامی به تبیین این مساله پرداخته است. اما متاسفانه تبیین او کمتر مورد بررسی محققانه قرار گرفته و اکثرا او را ذیل مکتب مشائی قرار می دهند. اگر با نگاه موشکافانه و دقیق تر اندیشه او را بررسی کنیم، دستاورد آن، اینگونه خواهد بود که او شارح و پیرو فلسفه یونانیون نبوده است. ابن سینا نه تابع افلاطون است و نه برخلاف تصور رایج تابع ارسطو. دستاورد بعدی این بررسی، توجه به نکات پنچ گانه ای است که سیر تربیت نفس در حکمت مشرقی سینوی را رقم می زند: انضمامی بودن این حکمت و نه مجرد و عقلانی بودن آن؛ گسترش مصادر فهم از عقلانیت صرف به وحی، الهام، شهود؛ تبدیل «نظریه معرفت» به «رویت، حضور و وصول» در فلسفه مشرقی؛ راهنمایی و حضور «ولی» به عنوان هدایت کننده؛ توجه به موضوع و جایگاه فرشته شناسی در اندیشه مشرقی ابن سینا.به بیان دیگر، ابن سینا از نظر اندیشه ای را می توان به ابن سینای مشائی و ابن سینای مشرقی تقسیم کرد که در این میان ابن سینای مشرقی با تلقی بدیع خود از نفس، زمینه اندیشه وزری در مورد نظام حکمی و فلسفی جدیدی را رقم می زند. بسط تئوریک اندیشه مشرقی او در آراء فلاسفه بعد از او نظیر شیخ اشراق و صدرالمتالهین قابل مشاهده می باشد.
تحلیل و تصحیح علمی انتقادی بخش معاد الهیات النجاة: معرفی و ارزیابی اقدم نسخ
نویسنده:
لیلا کیان خواه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مجموعة النجاة یکی از مهم‌ترین آثار ابن‌سینا شامل رساله‌های منطق، طبیعیات، الهیات و ریاضیات است که بحث معاد از جمله مهم‌ترین مباحث ارائه شده در بخش الهیات است و تشریح و تبیین فلسفی آن، از جمله اهداف ابن‌سینا از تألیف النجاة بوده است. ابن‌سینا در الهیات النجاة تبیین معاد را بر بسیاری از مبانی حکمت نظری و عملیِ خود بنا کرده است و به نوعی می‌توان آن را ماحصل حکمت نظری و عملیِ او دانست. از آنجا که همة چاپ‌های فعلی الهیات النجاة علاوه بر این‌که معیارهای تصحیح انتقادی را رعایت نکرده‌اند، از نسخة نفیس و کهن مرادملا 1410 نیز غافل مانده‌اند، متنی مصحَّح محسوب نشده و بازتصحیح این اثر را ضروری‌ می‌نمایند. نسخة مرادملا 1410، توسط رضوان بن الساعاتی یکی از علمای قرن ششم ه.ق کتابت شده و پس از کتابت، بارها در طول حدود پانزده سال با نسخه‌های دیگر و نیز آثار دیگر ابن‌سینا مقابله شده و دارای پنج گواهی بلاغ در انتهای نسخه و نیز بلاغ‌های متعددی در طول متن است. نظر به اهمیت معاد در نظام فکری ابن‌سینا و در الهیات النجاة، تصحیح انتقادی بخش معاد بر سایر مباحث مقدم شده و در این مقاله ارائه می‌شود. این تصحیح انتقادی بر اساس سه رسالة کهن و نفیس متعلق به قرن ششم ه.ق، موجود در کتابخانه‌های آستان قدس، حراجچی اوغلو و مرادملاست که به لحاظ قدمت و صحت بر تمام نسخه‌های موجود ارجحیت دارند. آنچه در این مقاله ارائه می‌شود، بررسی و ارزیابی بحث معادِ الهیات النجاة و نیز نسخه‌شناسی این سه نسخة ارزشمند است
صفحات :
از صفحه 31 تا 74
  • تعداد رکورد ها : 3382