آموزه «علم حضوری» به رغم بنیادین بودن و سابقه دیرین آن، چنانکه بایسته و شایسته است، بدان توجه نشده و مورد تحقیق و بررسی قرار نگرفته است. در حکمت و کلام اسلامی،
... ، علم حضوری یا «شهود» پیشینه ای دیرین دارد و تا عصر فارابی قابل پیگیری است. به نظر میرسد برای اولین بار، ابن سینا بود که آموزه معرفت حضوری را روشن تر از فارابی مطرح نمود و از آن بهره برداری کرد. با این ابتکار، تحولی ژرف در فلسفه و معرفت شناسی بنیان نهاده شد. با نگاهی گذرا به آثار ابن سینا، به نتایج شگفت انگیزی در این بحث رهنمون می شویم. پس از ابنسینا، شیخ اشراق قلمرو علم حضوری را گسترش داد و نمونه های متعددی را بدان افزود. دیدگاه شیخ اشراق در این مسئله، نقطه عطفی است که موجب شد تا علم حضوری تقریبا مقبولیت همگانی بیابد. در عصر وی، میتوان این آموزه را مطرح و اصطلاحی جا افتاده یافت. این مقاله با استفاده از آثار موجود، به بررسی تعریف های گوناگون از علم حضوری و نیز ملاک تحقق آن می پردازد. حاصل این تتبع آن است که ملاک تحقق علم حضوری، اتصال و حضور است. اما منشأ حضور و اتصال چیست؟ انواع گوناگونی برای آن قابل تصور است که بر اساس استقرا مطرح شده اند.
بیشتر