جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی نسبت خودآگاهی و حالیّت در انکشاف «من اصیل» بر مبنای اندیشۀ هیدگر و تله
نویسنده:
محمدحسین کیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به این پرسش می‌پردازد که چگونه می‌توان هستیِ خاصِ انسان که از آن تعبیر به «من اصیل» می‌کنیم را در فرآیند خودآگاهی حاضر یافت؟ فرضیه مقاله این است که می‌توان به ‌گونۀ تطبیقی و بر بنیاد اندیشه‌های هیدگر و تله به خوانش واحدی به‌مثابه پاسخ دست یافت. از‌این‌رو نخست، تعلیق باورهای پیشین مقدمه‌ای برای فهمِ حقیقتِ وجودی است و مهم‌ترین مصداق چنین باوری، تعلیق دوئالیته دکارت است. رهایی از سوبژکتیویته مدخل تحقق نحوه‌ای از آگاهی بی‌واسطه است که در نسبت مداوم با حضور به ‌منزله موضع انکشاف من اصیل قلمداد می‌شود. دوم، آنچه من را در سطح خودآگاهی اصیل نگاه می‌دارد، تثبیت هوشیاری نسبت به حضور است و این شیوه از آشکارگی من که قائم بر حال‌بودگی است، هم امکانی برای فهم واقعی جهان است و هم استعلا یعنی پیشروی به سوی امکانات من در افق آینده را میسور می‌سازد. سوم، سکوت می‌تواند تمرینی برای فهمِ وجودیِ منِ اصیل باشد یا دست‌کم امکان چنین فهمی را فراهم آورد؛ چراکه سکوت پیوند عمیقی با آگاهی دارد و اساساً هر یک دیگری را تقویت می‌کند. البته سکوت همواره در حال محقق‌شدن است و بستری برای تعمیق حالیّت نیز به شمار می‌آید.
صفحات :
از صفحه 83 تا 100
فهرست مکتب دکارتی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Etienne Gilson
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Vrin,
تدوین الگوی آموزش تفکر منطقی و انتقادی مبتنی بر اندیشه‌های دکارت
نویسنده:
پدیدآور: مریم نصر اصفهانی ؛ استاد راهنما: رضاعلی نوروزی ؛ استاد مشاور: مجتبی سپاهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تفکر انتقادی به‌عنوان یکی ازمهارت‌های بنیادین قرن بیست‌ویکم، نقش محوری در توانمندسازی افراد برای مواجهه با چالش‌های پیچیده اجتماعی،علمی و فرهنگی ایفا می‌کند. این درحالی است که در جوامع معاصر، ضعف در تفکر انتقادی و کاهش نقش عقلانیت در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی به چالش‌های اساسی تبدیل شده‌اند(لیپمن ، 2012). برای مثال،در جوامعی که درگیر بحران‌های سیاسی یا اقتصادی هستند، تصمیمات عجولانه یا تحت تأثیر احساسات غالب، باعث گسترش مشکلاتی چون فساد، بی‌عدالتی و ناتوانی در حل مسائل پیچیده می‌شود. بسیاری از نظام‌های آموزشی، به‌جای پرورش تفکر مستقل، بر آموزش‌های تکنیک‌محور و مهارت‌های کاربردی تأکید دارند که نتیجه آن، تضعیف بنیادهای عقلانی و اخلاقی جامعه است. این موضوع دستمایه نظرات اندیشمندان متعددی شده است. به‌عنوان مثال،هابرماس در نظریه عقلانیت ارتباطی خود به اهمیت تفکر مستقل و انتقادی اشاره دارد و در این راستا انتقاداتی هم به نظام‌های آموزشی تکنیک‌محور و مهارت‌محور دارد(هابرماس ، 1400). همچنین دیویی معتقد بود که هدف اصلی آموزش نباید فقط انتقال مهارت‌های فنی و کاربردی باشد؛ بلکه باید به پرورش تفکر مستقل و توانایی‌های تحلیلی افراد در مواجهه با مسائل پیچیده دنیای واقعی توجه کند(دیویی ، 2021). فریره(فریره، 1403)، آرنت(آرنت، 1402) و مارکوزه(مارکوزه، 1402) نیز از دیگر اندیشمندانی هستند که در این موضوع، نظر داشته‌اند. این مهارت، که تحلیل دقیق شواهد، ارزیابی استدلال‌ها و تصمیم‌گیری عقلانی را در بر می‌گیرد، باعث می‌شود فرد بتواند پیش‌فرض‌ها و باورهای پیشین را زیر سوال ببرد و از یقینی‌ترین گزاره شروع به رسیدن به نتایج منطقی و مستدل کند. از طرفی، یکی از پیش‌زمینه‌های لازم برای داشتن تفکر انتقادی، تفکر منطقی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. تفکر منطقی، شامل توانایی استدلال، تحلیل و تصمیم‌گیری براساس اصول منطقی، حقایق و تعاریف معتبر است، و برای ارزیابی روابط منطقی میان گزاره‌هاست. تفکر منطقی، با تأکید بر استدلال منظم و اصول عقلانی، زیربنای لازم برای نقد سازنده و بررسی نظام‌مند باورها را فراهم می‌کند. این مهارت که از زمان ارسطو و تدوین اصول منطق در کتاب ارغنون، و پس از آن در آثار دیگر فیلسوفان کلاسیک (همچون افلاطون ) و فیلسوفان مدرن (همچون فرگه و راسل ) مورد توجه بوده است، در علوم تربیتی از ریشه‌های فلسفی (ارسطو، فارابی، لاک ) آغاز شد و در قرن بیستم با نظریه‌های شناختی (دیوئی، پیاژه ، ویگوتسکی ) و برنامه‌های آموزشی مدرن (انیس ، لیپمن) توسعه یافت. این مفهوم به‌عنوان یکی از مهارت‌های کلیدی برای یادگیری و حل مسئله شناخته می‌شود و در چارچوب‌های آموزشی مدرن مثل طبقه‌بندی بلوم و مهارت‌های قرن 21 جایگاه ویژه‌ای دارد. ویژگی‌های آن شامل استدلال ساختارمند، تحلیل شواهد، بی‌طرفی و حل مسئله است. در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت، پرورش توأمان تفکر منطقی و انتقادی نه‌تنها به تقویت توانایی‌های شناختی دانش‌آموزان کمک می‌کند، بلکه آن‌ها را برای مشارکت مسئولانه و آگاهانه در جامعه‌ای عقل‌مدار آماده می‌سازد. رنه دکارت به عنوان یکی از پیشگامان عقل‌گرایی مدرن، از جمله اندیشمندانی است که معرفت‌شناسی مدرن را پایه‌ریزی کرد. وی در آثار خود، به ویژه «گفتار در روش» و «تاملات در فلسفه اولی» با معرفی روشی 4 مرحله‌ای برای تفکر علمی شامل مراحل شک، تحلیل، ترکیب، بازبینی، در مسیر تفکر منطقی و تفکر انتقادی گام برداشته است. از این رو مطالعه اندیشه‌های دکارت، برای طراحی الگوی راهبردهای آموزشی تفکر انتقادی و منطقی،در عصر حاضر،اهمیت بسزایی دارد. دکارت با تأکید بر شک نظام‌مند و روش‌شناسی عقلانی، چارچوبی فلسفی ارائه داد که عقل را به‌عنوان معیار اصلی شناخت معرفی می‌کند. معروفترین جمله وی «می‌اندیشم،پس هستم» یقینی‌ترین جمله و پایه معرفت‌شناسی در نظام فلسفی دکارت شد (دکارت، 1387). پس از آن با روش شک نظام‌مند به بررسی مبانی معرفت، وجود خدا و تمایز نفس و بدن می‌پردازد و در کتاب «تاملات در فلسفه اولی»،وجود خود و خدا را اثبات و واقعیت جهان مادی را استدلال می‌کند(دکارت، 1371). این دیدگاه، در آثار او، می‌تواند بستری غنی برای استخراج الگوهای آموزشی برای آموزش تفکر منطقی و انتقادی فراهم کند. اندیشه‌های دکارت، با تمرکز بر وضوح و تمایز ایده‌ها و استفاده از استدلال منطقی، نه‌تنها به تقویت تفکر منطقی کمک می‌کند،بلکه زمینه‌ساز پرورش نگرشی انتقادی نسبت به دانش و باورها است. بررسی این اندیشه‌ها در حوزه تعلیم و تربیت می‌تواند به توسعه رویکردهای نوین آموزشی منجر شود. دکارت به عنوان عقل‌گرایی مدرن،مورد توجه ویژه پژوهشگران بوده است.تاکنون مطالعات متعددی درباره مفهوم شک، معرفت‌شناسی دکارت و دلالت‌های تربیتی آن انجام شده است.ولی استخراج راهبردهای آموزش تفکر منطقی و انتقادی، و ارائه الگویی جامع برای آن،کمتر مورد توجه پژوهشگران تربیتی بوده است. با وجود تأکید روزافزون بر آموزش تفکر انتقادی و منطقی در نظام‌های آموزشی، فقدان الگوهای منسجم و مبتنی بر مبانی فلسفی عمیق،چالشی اساسی در این حوزه است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه می‌توان از اندیشه‌های عقل‌گرایانه دکارت، به‌ویژه تأکید او بر روش‌شناسی عقلانی و شک نظام‌مند، الگویی برای آموزش تفکر منطقی و انتقادی استخراج کرد که هم با نیازهای آموزشی امروز سازگار باشدو هم ریشه در مبانی فلسفی داشته باشد. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که فقدان چنین الگویی می‌تواندبه آموزش‌های پراکنده وغیرمنسجم منجر شود. اگرچه مطالعات متعددی به بررسی آموزش تفکر انتقادی و منطقی پرداخته‌اند، اما بیشتر این پژوهش‌ها بر رویکردهای عملی متمرکز بوده‌اند.اکثر مطالعات موجود یا برروش‌های تجربی آموزش مهارت‌های تفکر تمرکز دارند یا به تحلیل فلسفی این مهارت‌ها بدون ارائه راهبردهای آموزشی می‌پردازند. این شکاف دانشی، ضرورت پژوهش حاضر را برای ارائه الگویی یکپارچه و مبتنی برفلسفه دکارت نشان میکند.
دکارت: فضـیلت‌گـرا یا کـمال‌گـرا؟
نویسنده:
پدیدآور: مریم افشار ؛ استاد راهنما: سید مسعود سیف ؛ استاد مشاور: عبدالرزاق حسامی فر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
دکارت، اندیشه اخلاقی‌اش را به صورت منسجم بیان نکرده و گاه آن‌چه را که در آثار مختلف به زبان می‌آورد، بسط نداده است. با درنظرگرفتن آراء دکارت در آثار مختلف، این پژوهش در پی آن است که نشان دهد، اخلاق، جزء مهم و جدایی‌ناپذیر فلسفه اوست. مهم‌ترین نتیجه پژوهش حاضر این است که اخلاق دکارت شکلی از کمال‌گرایی اخلاقی است که بر اساس آن هر فرد همواره باید بکوشد همان کاری را به انجام رساند که برای ارتقاء درجه کمال ذاتی او و یا به گفته دکارت درجه هستی یا واقعیت کلی او بسیار شایسته است. در این اثر، درخواهیم یافت که دکارت فضیلت را خیر برتر می‌داند. در نظر او، سعادت، فضیلت و خیر برتر نیست بلکه چیزی است که از آن ناشی می‌شود یعنی خرسندی خاطر. برای سعادت‌مندی ضروری است توجه خود را به این نکته معطوف کنیم که غیر از اراده آزاد هیچ چیز دیگری وجود ندارد که حقیقتاً در اختیارمان باشد و نباید به هیچ دلیل دیگری جز استفاده خوب یا بد از این آزادی تحسین یا سرزنش شویم. آگاهی از اراده آزاد و کاربرد درست آن به فضیلت کرامت می‌انجامد که تجلی و مظهر این کمال‌گرایی اخلاقی است. پژوهش حاضر، به‌شیوه توصیفی-تحلیلی به‌انجام رسیده است و مبتنی بر مطالعه آثار دکارت همراه با تحلیل مفهومی برای درک مقصود اوست.
خدا، زمان و معرفت یقینی در فلسفه دکارت
نویسنده:
نیره سادات میرموسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
خدا در نظام معرفت‌شناسی دکارت اساس و بنیانِ دوامِ معرفت و، درنتیجه، یقینی‌بودنِ آن است. او نه صرفاً موجودی متعالی و منفعل، بلکه موجودی فعال است که به‌صورتِ مداوم در ساختار جهان دخالت دارد و استمرار وجود پدیده‌ها و، به‌تبعِ آن، دوام معرفت را تضمین می‌کند. وابستگی یقین به خداوند معرفت­شناسی دکارت را با یکی از بنیادی­ترین چالش­های آن مواجه می‌کند که از آن با عنوان «دور دکارتی» یاد می­شود. اثبات وجود خدا برای اعتباربخشی به ادراکات واضح و متمایز ضروری است، درحالی‌که خودِ این ادراکاتِ مبنایی برای اثبات وجود خدا هستند. در ای ن مقاله، با پیوند میان نظریۀ زمان و خلق مدام در اندیشۀ دکارت، راهی برای رفع این دور ارائه می­شود. دکارت به پیوستگی ذاتی میان لحظات مختلف زمان قائل نیست. پیوستگیِ زمان و بقای هر لحظه از جهان محصول عمل دائمی خداوند است. مطابقِ این خوانش، نظام معرفت‌شناسی دکارت از الهیات جدا نیست و اعتبار و بنیان معرفت به وجود خدا و ارادۀ او پیوند خورده است.
صفحات :
از صفحه 95 تا 114
اخلاق کمینه‌گرا در تفسیر رالز و دکارت
نویسنده:
علیرضا آرام ، عاطفه سادات میرفاطمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با تحلیل مبانی اخلاقی جان رالز، آن‌را با «اخلاق موقت» دکارت مقایسه می‌کند. مبنا و پیامدی که این دو نظریه اخلاقی بدان متمایل‌اند ـ‌در مورد رالز به‌تدریج و در مورد دکارت از آغاز‌ـ از مفروضات فلسفی مطوّل پرهیز کرده و به شهودات یا تجویزات حداقلی در حوزه اخلاق قناعت می‌ورزد. اگر عدالت لیبرال رالزی در کلیت این مفهوم، جزء مشترک میان حقوق و اخلاق تلقی شود و فارغ از مسلک فکری خاص، قابل تصدیق باشد، وجه خصوصی‌تر آن، ضمن پیرایش خُلقیات فردی، در قامت اخلاق شهروندی به عرصه عمومی بازمی‌گردد و تعاملات افراد را صرف‌نظر از گرایش فکری و تمایل رفتاری‌شان، سامان می‌بخشد. با این وصف، نظریه رالز به‌پشتوانه موضع دکارت، اخلاق را حق و تکلیفی توأمان برای شهروندان جامعه لیبرال می‌شمارد؛ حقی که قید «موقت»ش مانع تعمیم آن نیست، اما در حوزه تکلیف، مراقبت از خصلت «کمینه» آن ضروری است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 20
بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه
نویسنده:
معصومه رجب نژادیان ، قربانعلی کریم زاده قراملکی ، علی بابایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نفس و بدن و ارتباط این دو جوهر، ازجمله مسائل فلسفه ذهن می باشد که در تمام مکاتب فلسفی ردپایی از این مبحث وجود دارد. فلسفه دکارت و حکمت متعالیه نیز ازجمله این مکاتب می باشند که طبق مبانی هر دو مکتب، این دو جوهر دارای ثنویت می باشند، با این تفاوت که دکارت قائل به ثنویت ذاتی نفس و بدن است و حکمت متعالیه، ثنویت تشکیکی این دو جوهر را مطرح می کند، اما اندیشه دکارت به دلیل غیرممکن بودن ارتباط دو جوهر مغایر توسط بسیاری از مکاتب فلسفی مورد نقد واقع شده است. از همین رو بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه می تواند بسیاری از ضعف های دیدگاه دکارت را در این زمینه آشکار ساخته، راهکارهایی درخور جهت رفع این ضعف ها و اقناع اندیشه منتقدان ارائه دهد. در این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت پرداخته می شود، سپس راهکارهای دکارت بر اتحاد نفس و بدن ارائه می گردد و نهایتاً ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه مورد نقد واقع شده، راهکارهایی در این زمینه ارائه می شود که طبق این راهکارها می توان با قائل شدن به وجود ویژگی های مادی نفس، در ابتدای آفرینش، نفس و بدن را متحد با یکدیگر دانست و استقلال نفس از بدن را آن هنگام مطرح کرد که این جوهر به سیر در مراتب کمالی پرداخته، به تجرد تام برسد.
صفحات :
از صفحه 81 تا 106
اخلاق دکارت
نویسنده:
محمد جواد موحدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت به‌خاطر سهمش در اخلاق شهرتی ندارد. اکثر افراد معتقدند که این ضعف بنیادی فلسفه‌ی دکارت است؛ چراکه او بر روی متافیزیک و معرفت‌شناسی متمرکز شده است و به فلسفه‌ی اخلاق و سیاست نپرداخته است. چنین انتقادهایی مبتنی بر بدفهمی چهارچوب وسیع فلسفه‌ی دکارت است. شاهد و گواه دکارت در رابطه با اهمیّت عملی فلسفه می‌تواند در نخستین نوشته‌هایش ترسیم شده باشد؛ جایی‌که او در موافقت با فیلسوفان سلف خود،‌ هدف فلسفه را «کسب حکمتی که برای رسیدن به سعادت کافی است» مشخّص می‌کند. جزئیات این دیدگاه کاملاً در نوشته‌های دوره‌ی دوم زندگی دکارت بسط پیدا می‌کند: مکاتباتش با پرنسس الیزابت،‌ انفعالات نفس و مقدّمه‌ای بر ترجمه‌ی فرانسوی اصول فلسفه؛ جایی‌که او پندار مشهورش از درخت فلسفه را نشان می‌دهد، بالاترین شاخه‌اش، «برترین و کامل‌ترین سیستم اخلاقی است که شناخت کامل دیگر علوم را پیش فرض قرار می‌دهد و همچنین سطح نهایی حکمت است.»
صفحات :
از صفحه 190 تا 224
بی‌نهایت در فلسفه دکارت
نویسنده:
علی اردشیر لاریجانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غالباً دکارت را به‌عنوان فیلسوفی که در پایه‌گذاری فلسفه جدید نقش بسزایی داشت و مسیر تأملات علمی را فراهم‌تر کرد، مورد ستایش قرار می‌دهند. در بین آرای این فیلسوف، توجّه او به ریاضیات به‌عنوان علمی که تماماً حاوی قضایای یقینی است، از برجستگی برخوردار است که همین التفات ویژه به ریاضیات باعث گردید تا وی به نظریه وحدت علوم، با خصوصیات ریاضی قائل گردد و مختصات اصلی ریاضیات را، «اندازه‌پذیری»، «ترتیب» و به‌کارگیری «روش قیاسی» بیان داشته و اصطلاح «ریاضیات عام» را برای همه دانش‌ها که از این خصوصیات برخوردار باشند به‌کار برد. در بین آراء وی، تلقّی او از «بی‌نهایت» نیز متفاوت از اکثر فیلسوفان مدرسی است. وی تصوّر بی‌نهایت را به خلاف گذشتگان، تصوّری ایجابی می‌داند که در آدمی وجود دارد و به‌عکس تلقّی متعارف، تصوّر امر متناهی را از سلب نا‍‌متناهی میسور می‌پندارد که از زبان دکارت تا امروز با چالش‌هایی همراه بوده است. در این مقاله به نقد و بررسی نظریه بی‌نهایت دکارت می‌پردازیم و نشان داده می‌شود کار دکارت شروع خوبی بود اما در دل خود تردّدهای نظری دارد که بعدها در آرای ریاضی‌دانان به استحکام رسید.
صفحات :
از صفحه 45 تا 59
بررسی تناقض دو اصل پایستگی تکانه دکارت و پایستگی انرژی لایب‌نیتس بر اساس طبیعیات ابن‌سینا
نویسنده:
رضا حاج ابراهیم، مرضیه صادقی رشتی، رضیه برجیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فیزیک و فلسفه، از ابتدای پیدایش فیزیک، از هم جدا نبوده‌اند. بنابراین، دور از انتظار نیست که در فلسفه غرب، دلالت‌هایی بر قوانین پایستگی فیزیک پیدا کنیم. نتایج برگرفته از دو مکتب فلسفی دکارتی و مکتب لایب‌نیتس، که حتی در فهم و توصیف جسم اتفاق ‌نظر ندارند، هرکدام متصدی طرح یکی از دو قانون مهم پایستگی انرژی و پایستگی تکانه (اندازه حرکت) هستنند، که این مسئله‌ای جدی است. این مقاله با روش تحلیلی - استنباطی نشان خواهد داد گرچه مقدمات دو قانون پایستگی انرژی و پایستگی تکانه در فلسفه لایب‌نیتس و دکارت با هم ناسازگارند، اما این مقدمات به‌خوبی در فلسفه ابوعلی سینا کل واحدی را تشکیل می‌دهند.
صفحات :
از صفحه 77 تا 102