جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
درسگفتار انسان‌شناسی فلسفی به روش تحلیلی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در بحث حاضر روش ما انسان شناسی پیشینی که به آن فلسفی هم گفته می شود است و با انسان شناسی تجربی که در روان شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی و … مورد بحث است، کاری نداریم.
درسگفتار تأثیر دین در منش آدمی
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بخش‌هایی از درس‌گفتارهای تأثیر دین در منش آدمی: انسانی که در زندگی این جهانی، کارهای خوب و بد انجام می‌دهد، وقتی می‌میرد، پاداش و کیفرهایی که در آن جهانِ دیگر، به او داده می‌شود، حال آیا این پاداش و کیفرها، قراردادی است یا طبیعی؟ رأی ما این است که طبیعی است و هیچ‌گونه قراردادی در کار نیست. مراد این است که اگر انسانی کار بدی در این دینا انجام می‌دهد، خودش دارد با دست خود، ضربتی به خود، وارد می‌کند. انسانی که می‌میرد، درواقع او را به‌خاطر این ضربت، به جهنم نمی‌برند؛ بلکه ضربت را در حالی به خود وارد کرده است که توجه به آن ضربت نداشته است، وقتی می‌میرد متوجه می‌شود که چه ضربتی داشته به خود می‌زده است. اعتقاد بسیاری و از جمله بنده در این است که وقتی ما می‌میریم ما را کشان‌کشان به جهنم نمی‌برند یا دعوت به بهشت نمی‌کنند. وقتی می‌میریم خود را در جهنم می‌یابیم یا خود را در بهشت می‌بینیم، طبیعتاً یا تکویناً. اعتقاد بنده بر این است که وقتی می‌میریم، به جای کشیده نمی‌شویم و به جایی نیز دعوت نمی‌شویم، فقط اگر بهشتی می‌زیسته‌ایم، در اینجا وقتی می‌میریم ، ناگهان به بهشتی بودن خود پی می‌بریم و اگر در این دنیا، جهنمی می‌زیسته‌ایم، ناگهان پی می‌بریم که جهنمی هستیم و این معنایش این است که نتیجه آن طبیعی است. اگر نتیجه طبیعی است، آن سه اثر نتیجه طبیعی باید در اینجا مترتب شود. اول این بود که نتایج طبیعی کم و بیش پذیر نیست، اگر این هم نتیجه طبیعی باشد، لذا کم و بیش بشو نیست؛ بلکه باید مدار و مسیر خودش را طی کند. اگر دستتان سوخته است، برای اینکه دردش کم شود، باید طول بکشد و هر چه مدت زمان بگذرد، این درد کم‌تر می‌شود و بعد از ۷ الی ۸ ساعت دیگر احساس دردی نمی‌کنید؛ اما بالاخره قراردادی نیست که بتوان با یک امر و نهی، این درد را از خودتان بگیرید. دین از مخترعاتِ انسان است. منظور از مخترع بودن دین، جعلی بودن آن نیست؛ بلکه بدین معناست که مثل خط و زبان می‌ماند، تا بشر به دین، احساس نیاز نکند، دین به‌وجود نمی‌آید یا اگر هم به‌وجود آمد، زمانی‌که به آن احساس نیاز نکنند، از بین خواهد رفت. البته اینکه دین از مقولۀ مخترعات است، هیچ وهنی برای دین به‌حساب نمی‌آید. اگر مخترع بودن زبان، برای زبان وهن است؛ پس مخترع بودن دین نیز برای دین، باید وهن به‌حساب آید، آن نیست و به‌تبع این هم نیست. لذا تا هر مرحله، از مراحل تاریخ که دین وجود دارد، باید بفهمید هنوز بشر به دین، احتیاج دارد. همان‌طور دربارۀ خط، تا وقتی در جهان هست، باید یقین کنید بشر به خط احتیاج دارد و از غیر از خط، آن احتیاج، برآورده‌شدنی نیست. تا وقتی هم که دین وجود دارد، بدانید نیازی هست که آن نیاز هنوز هم از دین برآورده می‌شود. یعنی اولاً نیازی هست که دین آن‌را برمی‌آورد و ثانیاً هیچ پدیدۀ دیگری آن نیاز را مثل دین برآورده نمی‌کند. وگرنه دلیل نداشت دین وجود پیدا بکند و به وجود خود ادامه بدهد. معنای شفاعت این است که به‌نحو تکوینی – طبیعی – یکسری اِنعام‌هایی از مجرای بزرگان دینی و عرفانی و عالمان اخلاق از طرف خدا بلااستثناء به همه بندگان می‌شود. مثال می‎زنم. خدای متعال را نفوذ بالله به‌عنوان مخزن آبی در نظر بگیرید که پر از آب است و آب را نماد بر همه انفضال‌ها، انعام‌ها تفضلاتی که خداوند متعال به هر یک از بندگان خودش بلااستثنا دارد. فرض کنید خود این منبع، یک سلسله مجراهایی داشته باشد که این آب‌ها از طریق این مجراها، به بیرون نفوذ بکنند. هر یک از این مجراها، را نعوذبالله یکی از بزرگان دین، اولیا و انبیاء، مردان پاک خدا بدانید. خدای متعال، نظام تکوینی را چنان تصویر کرده است که انعام‌ها و افضال‌های او گاهی اگر نگوییم همیشه، از طریق یک مجراهایی به بندگان خدا می‌رسد. هر نعمتی از هر مقوله‌ای باشد، از طریق یک مجرایی به بندگان خدا می‌رسد. این مجراها به روی همه انسان‌ها گشوده شده است؛ یعنی این مجراها اختصاصی کسی نیست، مثلاً برای استفاده مردان یا فقط زنان یا فقط شیعیان یا فقط سنیان و قس‌علی‌هذا؛ بلکه برای استفاده همه انسان‌ها نصب شده است، منتهی یک اختصاصی از ناحیه خود ما پیدا می‌کند و آن اختصاص این است که هر کسی که بخواهد استفاده کند، باید دست بگیرد و این شیر را باز کند. شفاعت یعنی انسان کاری کند که به‌وسیله آن کار، آن شیر به سویش باز شود، هر کسی در هر کیشی، آئینی، قومی، قبیله‌ای کاری کرد که چنان است که می‌تواند شیر را باز کند، آن شیر برای او باز شده است. وقتی‌که ما این شیرها را با اعمال خودمان بر روی خود بسته‌ایم، می‌آییم کنار می‌ایستیم و چاپلوسی خود شیر را می‌کنیم! و این همان چاپلوسی حضرت امام حسین (ع) است، چاپلوسی حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) است، چاپلوسی هر مرد خدایی است.
درسگفتار منشأ دین
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
درسگفتار درس‌های نهج البلاغه: دعاهای نهج البلاغه
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
درسگفتار معنویت در نهج البلاغه
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
شرح نهج البلاغه
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
درسگفتار رویکرد وجودی -اگزیستانسیالیستی- به نهج البلاغه
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با استمداد از گفته دو تن از متفکران غربی، دو نکته را بیان می‌کنم. البته این نکات نکاتی نیست که ابداعی این آقایان باشد، ولی شیوه بیان اینها جالب‌تر است. متفکر و عارف دانمارکی «کی‌یرکگور» از انسان‌ها تقسیم‌بندی‌ای دارد که به «مراحل سه‌گانه حیات آدمی معروف است» او می‌گوید هر یک از ما انسان‌ها در یکی از این سه مرحله زندگی می‌کنیم: ۱_ مرحله زیباشناختی (علم الجمالی) ۲_ مرحله اخلاقی ۳_ مرحله دینی
درسگفتار چرا باید اخلاقی زیست؟
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
درسگفتار معنای زندگی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مصطفی ملکیان : به دو دلیل بحث درس‌گفتار معنای زندگی برای تدریس برگزیده شده است. اول: آن که در میان مباحث مربوطه به فلسفه ی دین ، هیچ مبحثی به اندازه ی موضوع معنای زندگی در میان دروس دانشگاهی مورد تغافل واقع نشده است ، علی رغم آن که این بحث از مباحث بسیار مهم فلسفه ی دین و تا حدّی فلسفه ی اخلاق می باشد . دوم: آن که این جانب چندی است که در این مورد مطالعاتی کرده ام و فرصتی به دست نیامده است که مجموع تأملات خود را عرضه نمایم و در این ترم مجموع مطالعات و تأملات خود را عرضه خواهم نمود . ترسیم جغرافیای بحث معنای زندگی: در ابتدا لازم است جغرافیای بحث مطرح گردد و آن گاه وارد جزئیات شد . تفکیک مبحث معنای زندگی از بحث هدف خلقت: نکته اول که باید مورد توجه قرار بگیرد تفکیک مبحث معنای زندگی از بحث هدف خلقت می باشد . اگر چه در مواردی و طبق بعضی از دیدگاه ها ، این دو هم بحث به هم ربط داده شده اند ، اما در واقع این دو به لحاظ منطقی منفکّ از هم می باشند . بحث هدف خلقت بحثی است که بیشتر جنبه ی الهیاتی دارد و دارای پیش فرض هایی نیز می باشد . پیش فرض های الهیاتی بحث هدف خلقت: پیش فرض های الهیاتی این مبحث آن است که اولا این بحث هنگامی قابل طرح است که قائل به خدای متشخص۱ انسان وار۲ باشیم . دوم آن که این موجود متشخص انسان وار دست به خلقت۳ زده است و سوم آن که باید بتوان برای خلقت به معنای مجموع ماسوی وحدتی تصور کرد تا بتوان گفت خداوند از ایجاد این واحد هدفی داشته است . در غیر این صورت هدف خلقت به اهداف یکایک مخلوقات تجزیه خواهد شد ، یعنی خداوند به ازای تک تک مخلوقات هدفی داشته است . وجه یکسان انگاری مبحث معنای زندگی با بحث هدف خلقت: البته باید توجه نمود که اگر منظور از هدف خلقت ، خلقت آدمیان باشد نه سایر موجودات ، در آن صورت مطابق با دیدگاهی این بحث با مبحث معنای زندگی ربطی پیدا خواهد نمود . ایضاح مفهومی «معنای زندگی»: نسبت سنجی زندگی به عنوان یک مقوله: برای ورود به این بحث لازم است تا ابتدا ترکیب اضافی «معنای زندگی» ایضاح مفهومی پیدا کند . یعنی مفردات عبارت و ترکیب آن ابتدا معنی شود . زندگی به چه معناست۴ ؟ بحث در این جا به مباحث متافیزیکی در فلسفه مرتبط می گردد . قدما در امور عامه ی فلسفه، موجودات را در ذیل مقولات ارسطویی طبقه بندی می نمودند. اگر چه امروزه در مابعدالطبیعه لزوماً طبقه بندی ارسطویی مطرح نیست اما مقولات دیگری مطرح اند که طبق هر دو دیدگاه باید مشخص گردد که زندگی تحت چه مقوله ای واقع می شود . آیا زندگی یکی از جواهر۵ مادی چون سنگ و آب است ؛ یا زندگی از مقوله ی خاصه ها۶ است . خاصه مسامحه ی همان اعراض است . اعراض نفسی طبق دیدگاه قدما ، عدد را هم شامل می شود چرا که عدد کم متصل است ، اما امروزه عدد در مقوله ی خاصه نمی گنجد . مقوله ی دیگر نسب۷ است . آیا زندگی از مقوله ی نسبت هاست و ما آن را از ربطی که با موجودات دیگر پیدا کرده است انتزاع می کنیم . مقوله ی دیگر انبوهه۸ است . برای مثال برف در ذیل مقوله ی انبوهه است تا تراکمی نباشد تصور برف ایجاد نمی شود . قطره نیز مثال دیگری است . زندگی آیا از مقوله ی مجموعه هاست۹ . آیا به مجموعه ای از چیزها زندگی اطلاق می گردد . آیا زندگی مجموع فعل هاست یا انفعال ها یا هر دو ؟ مقوله ی دیگر عدد است که روشن است زندگی ذیل این مقوله نمی گنجد . رویدادها نیز مقوله اند . آیا زندگی یک رویداد است ؟ مقوله ی بعدی فرایندها۱۱ هستند که البته بعضی آن را همان مقوله ی رویداد می دانند و بعضی آن را مستقل . این ها مقولات جدید هستند که بالاخره زندگی باید ذیل یکی از این ها قرار گیرد . البته در تعداد این مقولات اختلاف نظر نیز وجود دارد . معنای «معنای زندگی»: در معنای زندگی۱۲ ، خود معنی ، چه معنایی دارد ؟ واضح است که منظور از معنی در این جا معنایی که از فهم متن چه ملفوظ و چه مکتوب استنباط می شود نیست . در این جا بحث های فراوانی صورت گرفته است . بعضی از فیلسوفان معنای زندگی را به معنای هدف زندگی دانسته اند و بعضی آن را به معنای کارکرد۱۳ تلقی کرده اند و گروهی نیز آن را به ارزش ۱۴ زندگی تفسیر کرده اند . بررسی هدف زندگی به عنوان معنای زندگی: اگر معنای زندگی ، هدف زندگی باشد ، در آن صورت این هدف برای موجوداتی متصور است که دارای علم و اراده باشند . سئوالی که در این جا مطرح می گردد آن است که آیا خود ” زندگی” دارای علم و اراده است تا بتوان به آن هدفی را نسبت داد . در این جاست که فیلسوفان مابین اهداف خارجی۱۵ و خودبنیاد۱۶ تفکیک قائل شده اند . موجوداتی دارای اهداف خارجی هستند که خودشان دارای علم و اراده نباشد بلکه سازنده ی آن ها از خلق آن ها هدفی دارد مانند ساختن ساعت توسط ساعت ساز . اما اگر موجودی دارای علم و اراده باشد ، می تواند هدف مند نیز باشد . چنین موجودی در فعل و ترک هدف دارد و این هدف از درون وی می جوشد . موجودی که دارای علم و اراده باشد هم می تواند هدف خود بنیاد داشته باشد و هم هدف خارجی . زیرا هم خود دارای هدف است و هم سازنده ی وی از خلق وی دارای هدف می باشد . معنای زندگی اگر هدف زندگی باشد چون خود زندگی علم و اراده ندارد، مراد باید، هدف صاحب زندگی از زندگی باشد . بررسی کارکرد به عنوان معنای زندگی: معنای زندگی می تواند کارکرد باشد . کارکرد را می توان به موجوداتی نیز نسبت داد که دارای علم و اراده نیستند . مثلاً اگر بگوییم هدف درختان چیست ؟ و گفته شود افزایش اکسیژن . افزایش اکسیژن کارکرد درخت است . این کارکرد در مورد همه ی موجودات طبیعی صادق است . اگر گفته شود ، در صورت نبودن آب در عالم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ جواب کارکرد آب را معلوم خواهد ساخت . اگر بپرسیم در صورت نبودن انسان چه اتفاقی در عالم می افتاد ؟ جواب کارکرد انسان را مشخص می نماید . عده ای از فیلسوفان در این مبحث کار کرده اند . بررسی ارزش به عنوان معنای زندگی: معنای سوم «معنای زندگی» ارزش زندگی است . اگر بپرسیم آیا زندگی به کردنش یا زیستنش می ارزد ؟ در این صورت از ارزش زندگی سئوال شده است . اگر سودی که زندگی کننده از زندگی می برد بیشتر از هزینه ای است که برای زندگی کردن می پردازد آن وقت زندگی می ارزیده است و اگر مجموع سود کمتر است آن وقت این زندگی ارزش ندارد یعنی معنی دارد . همان گونه در مورد هر فعلی از افعال انسان می توان این سئوال را مطرح نمود . در مورد زندگی نیز می توان چنین سئوالی را پرسید . بحث از ارزش زندگی هنگامی مطرح می شود که زندگی به عنوان یک فعل تلقی گردد ، چرا که ارزیدن و نیارزیدن در باب افعال متصور است . البته معنای چهارمی نیز برای معنای زندگی در نظر گرفته اند که در نهایت به یکی از این سه نظر برمی گردد . تحدید معنایی «معنای زندگی»: در معنای زندگی انسان باید به این مطلب توجه داشت که آیا منظور از معنای زندگی انسان معنای زندگی نوع و نژاد انسانی مطرح است یا زندگی یک انسان خاص یا زندگی خودم . از دیدگاه فیلسوفان ذهن دیدگاه سوم شخص با اول شخص فرق می کند . چرا که در طریق کشف جواب دیدگاه اول شخص با سوم شخص متفاوت است . از این رو زندگی خاص یک انسان با زندگی خودم فرق می کند . جهت گیری توصیفی و توصیه ای در بحث معنای زندگی: در بحث از هدف زندگی می توان به تقسیم دیگری نیز قائل شد و آن این که بپرسیم هدف از زندگی انسان چیست ؟ که این یک نوع بحث توصیفی۱۷ است . روش کشف جواب این سئوال رجوع به تجربه و تاریخ است . درباره ی انسان های بالفعل موجود، متودولوژی تجربی به کار می آید و درباره ی انسان های قبلی متودولوژی تاریخی. گاه هدف زندگی را از جهت دیگری تقسیم می کنیم و آن این که هدف از زندگی انسان چه باید باشد ؟ که این بحث توصیه ای۱۸ است . در این جا سئوالات متعددی مطرح می گردد از جمله آن که منشأ باید چیست ؟ و پیش فرض های تعیین کننده ی این بایدها چیست ؟ مرجع تعیین کننده ی بایدها کیست ؟ پاسخ این سئوال ها از مقوله ی تکالیف۱۹ و تعهدات است . از زمان ارسطو این سئوال مطرح بوده است . اگر از یکایک انسان ها بپرسیم هدف زندگی چیست ؟ آیا هر انسانی در زندگی یک هدف دارد یا بیش از یک هدف در عرض هم . ارسطو معتقد بود هر انسانی در پی یک هدف واحد است و آن هدف واحد سعادت است . بعد از ارسطو دیگران بر این نظر خدشه وارد کردند و به اهداف متعدد در عرض هم قائل شده اند که همه ی این ها در کنار هم مطلوب لذاته هستند . عده ای قائل شده اند که انسان ها در پی آرامش و شادی می باشند و عده ای دیگر رضایت باطن را نیز افزوده اند . در این جا دیدگاه ها مختلف است . آنانی که قائل به یک هدف واحد بوده اند نیز در تعیین آن یک هدف، دچار اختلافاتی شده اند . اما این که حق با ارسطو است یا با مخالفین وی ، به درجه ی انتزاعی بودن هدف بستگی دارد . هرچه از انتزاعی بودن بکاهیم و عینی تر فکر کنیم از درون آن یک هدف چندین هدف پیدا خواهد شد . برای مثال همه ی ادیان هدف زندگی را نجات می دانند . اما اگر عینی تر صحبت کنیم خواهیم دید هر دینی نجات را در چیزی خاص می داند . معنایابی و معنا بخشی در بحث معنای زندگی: تقسیم دیگر در این مورد ، آن است که آیا هدف زندگی امری است مکشوفه۲۰ یا مجعوله۲۱ . منظور از مکشوفه آن است که زندگی دارای هدفی است که قبل و بعد از تعلق علم ما به آن وجود دارد و ما نهایتاً آن را کشف می کنیم . و منظور از مجعوله آن است که این هدف اعتبار و قرار داد خودمان است . اگر قائل به کشف شدید باید درباره ی معنایابی بحث کرد و اگر به هدف مجعوله قائل شدید باید درباره ی معنابخشی بحث کرد. مرجع پاسخ به سوال درباره ی معنای زندگی: سوال آخر در اینجا آن است که آیا به این سوال که هدف زندگی چیست؟ دین و مذهب پاسخ می دهد یا فلسفه. بعضی معتقدند مسئله ی معنای زندگی در فلسفه قابل پاسخ دادن نیست، بلکه باید این را به قلمرو دین و مذهب واگذار کرد. برخی معتقدند هر دو می توانند پاسخ گو باشند . برخی نیز معتقدند اصلاً نمی توان به این سوال پاسخی داد و برخی معتقدند تنها از طریق فلسفه می توان به این پرسش پاسخ داد.