در دوره جدید دو برهان بر اثبات وجود خدا در بین محققان مورد توجه قرار گرفته است یکی برهان صدیقین علامه طباطبایی و دیگری برهان آلستون که مبتنی بر تجربه دینی است.
... . مقایسه این دو میتواند در فهم این دو برهان مدد رساند.برهان علامه تقریری نو از برهان صدیقین است، و تنها با توجه به اصل واقعیت وعدم امکان نفی آن سعی در اثبات بداهت وجود خداوند دارد. که در فضای فلسفهی اسلامی نقطه نظرات متنوعی را از سوی شاگردان، صاحب نظران و محققان، در پی خود داشته است، عدهای آن را در نهایت دقت و وافی به مقصود دیرینهی عارف و حکیم دانستهاند، و عدهای در مقابل، آن را دارای مقدمات بیرونی و تناقضات درونی دانستهاند که پس از بررسی همهی نظرات، و مبانی خود علامه نتیجه میشود که هر چند این برهان مشتمل بر نوآوری است، بر یک سری از مقدمات مبتنی بوده و در مقابل بعض اشکالات هم پاسخی در بر ندارد.آلستون نیز برهان خود را بر اساس شباهتهای تنگاتنگ تجربهی عرفانی با تجربهی حسی بنا مینماید و تجربهی عرفانی را در توجیه بعض از باورها، مشابه تجربهی حسی دانسته و با تفسیر خاص خود از تجربهی عرفانی و نیز بعض از مولفههایی که مطرح مینماید، باور به وجود خدا را بدون تکیه بر برهان و تنها بر اساس تجربهی عرفانی موجه میداند. که با بررسی روشن شد که این برهان نیز در مواجهه با اشکالات متعدد در برابر بعض از چالشها جوابگو نیست. در تطبیق دو برهان و پیش زمینههای فلسفی دو فیلسوف نقاط مشترک و متفاوتی به چشم میخورد، و اینکه هر کدام از این دو دیدگاه در صورت تمامیت نقطهی قوتی نسبت به دیگری دارد، برهان علامه بدلیل استفاده از عقل متعارف محدودیتی در حیطهی مخاطب ندارد و برهان آلستون نیز بدلیل خصوصیات متنوع تجربههای دینی مقدار دلالتش علاوه بر توجیه باور به خدا توجیه بعض از صفات نیز میباشد. واژگان کلیدی: بداهت، پایهای بودن، واقعیت، تجربهی دینی، باور به وجود خدا، علامه طباطبایی، آلستون.
بیشتر