جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تأملات انتقادی بر «معرفت شناسی باور دینیِ» استاد مطهری
نویسنده:
محسن حاکمی ، انشاالله رحمتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه فطرت در میان اندیشمندان توحیدی آیین مسیحیت و اسلام جایگاه ممتازی دارد. در آیین مسیحیت از این جهت نظریه فطرت پررنگ شد، که آموزه های مسیحیت از ظرفیت معقولیتِ مطلوبی برخودار نبود؛ لذا اندیشمندان مسیحی در صدد رفع این نقیصه برآمده و نظریه فطرت را تاسیس کردند. مطابق این نظریه می توانستند بسیاری از آموزه های مسیحی را معقول جلوه دهند. در جهان اسلام نیز بسیاری از متفکرین معاصر با توجه به برخی آیات و روایات اسلامی به نظریه فطرت ملتزم شدند. اما آنچه مهم است، این است که این نظریه در چند دهه اخیر، در میان اندیشمندان مسلمان؛ با توجه به دیدگاه علمی استاد شهید مطهری فراگیر شده است. مرحوم مطهری در مقابل نظریات انسان شناسانهّ مکاتب مادی مانند مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم؛ که گوهر وجود انسان را مادی می دانستند؛ با طرح نظریه فطرت، دیدگاه آنان در مادی انگاری انسان را نفی و رد کردند و بنای جدیدی را در انسان شناسی اسلامی تاسیس کردند. هدف از این پژوهش بررسی انتقادیِ آراء استاد مطهری در خصوص نظریه فطرت می باشد که برآمده از معرفت شناسی باور دینیِ ایشان است. ایشان باور دینی را از رهگذر نسبت عقل و ایمان بررسی کرده و قائل به نظریه فطرت می شوند. در این پژوهش با توجه به تأملات صورت گرفته و انتقاداتی که می توان به نظریه فطرت وارد نمود؛ مشخص می گردد این نظریه آن کارکرد مطلوب ایشان را ندارد. لذا اهل نظر می‌بایست بنایی را استوار سازند که ویژگی اصلی معقولیتِ باور(های دینی) را دارا باشد.
صفحات :
از صفحه 129 تا 144
ارزیابی دیدگاه زگزبسکی درباره توجیه باورهای دینی
نویسنده:
محمد لگنهاوزن ،مهدی شکری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
زگزبسکی درصدد است تا باور به خدا و دیگر آموزه‌های دینی را با رویکردی فضیلت‌گرایانه موجه سازد. به‌ نظر او، روش توجیه باور دینی تفاوتی با توجیه دیگر باور‌ها ندارد؛ ازاین‌رو اعتماد به خویش را مبنای توجیه در قلمرو دین می‌داند. نکتة کلیدی توجیه، اعتماد به خویش است و این اعتماد مبنایی ضروری برای توجیه باور‌های دینی است. اعتماد به خویش، مبنای اعتماد به دیگران و کسانی است که به خدا باور دارند. به‌کارگیری مناسب قوای شناختی خویش، فضیلت شناختی را پی‌ریزی می‌کند. این فضیلت شناختی، بهترین وضعیتش را از طریق به‌کارگیری مجدانه به‌دست می‌ورد. طبق این فضیلت، فاعل شناسا می‌تواند به باور خردمندان که از چنین وضعیتی برخوردارند و باور جامعة دینی که ایشان در آن مستقرند، اعتماد کند. این نگاه قابل مناقشه است. نوشتار پیش رو در حد بضاعت نویسنده و مجال، آن را ارزیابی می‌کند.
صفحات :
از صفحه 177 تا 196
معرفت‌شناسی دینی پلانتینگا و ادیان جهانی: چشم‌اندازها و مشکلات [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Alvin Plantinga, Erik Daniel Baldwin
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Lexington Books ,
تبیین شناختی پیدایش باور دینی و محدودیت‌های آن
نویسنده:
احمد سواری ، مهرناز باشی زاده مقدم ، علی شهبازی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از پیدایش باورهای دینی همواره یکی از دغدغه‌های اساسی اندیشمندان در حوزه‌های فلسفی، اجتماعی و علمی بوده است. رویکردهای طبیعت‌گرایانه معاصر، با تأکید بر تقدم جهان طبیعی و قوانین آن، می‌کوشند با استفاده از یافته‌های علوم مختلف، چرایی شکل‌گیری این باورها را روشن کنند. در این مقاله، به یکی از این تبیین‌ها با عنوان «تبیین شناختی» می‌پردازیم. تبیین‌های شناختی بر مبنای سازوکارهای ذهنی و فرایندهای پردازش اطلاعات استوارند و نشان می‌دهند که ویژگی‌های ذاتی انسان، مانند تمایل به تشخیص عاملیت، ادراک مفاهیم ضد شهودی و قابلیت خواندن ذهن دیگران زمینه‌ساز پذیرش باورهای دینی است. نقدهایی مانند تقلیل‌گرایی، ابهام در تعیین نقش دقیق سازوکارهای شناختی و نادیده‌گرفتن تأثیر عواطف و تنوع فرهنگی، محدودیت‌هایی برای این رویکرد به شمار می‌آید. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با بهره‌گیری از آرای علمی صاحب‌نظران علوم شناختی دین، محدودیت‌های این رویکرد بررسی، نقد و توضیح داده می‌شود. در ابتدا مبانی نظری و اصول اساسی تبیین شناختی تشریح می‌شود؛ سپس چگونگی عملکرد سازوکارهای شناختی در شکل‌گیری باورهای دینی توضیح داده می‌شود. در ادامه نقدهای وارد بر این رویکرد، مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در‌نهایت با جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده، نتیجه‌گیری می‌شود که تبیین شناختی با وجود داشتن محدودیت‌ها، همچنان نقش مهمی در فهم چگونگی شکل‌گیری و انتقال باورهای دینی ایفا می‌کند و می‌تواند در کنار دیگر رویکردها، به درک جامعی از این پدیدۀ پیچیده کمک کند.
عاطفه، اراده و معقولیت باور دینی (تقریری از نقد ویلیام جیمز بر «اخلاق باور» کلیفورد)
نویسنده:
زهرا رمضانلو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
باورهای دینی و معقولیت آن مسئله ای است که با مدعیات فیلسوفان مدرن به مسئله‌ای جدی در فلسفه دین بدل شد. یکی از مناقشه‌برانگیزترین مواضع در این مورد قرینه‌گرایی است که تأکید دارد اعتقادات ما باید همراه با شواهد و قرائن باشد. در دوران معاصر کلیفورد با مطرح کردن ایده اخلاق باور قرینه‌گرایی را به افراطی‌ترین شکل خود مطرح کرد. ویلیام جیمز با مطرح کردن نقش اراده و عواطف در شکل گیری باور نظریه کلیفورد را نقد کرده و سعی در دفاع از عقلانیت باور دینی دارد. در این نوشتار سعی می‌شود به این پرسش پاسخ داده شود که جیمز چگونه با همان مبانی تجربه‌گرایانه قرینه‌گرایان به نقد کلیفورد می‌پردازد و آیا دیدگاه او توان پاسخ به نقدهای مطرح شده را دارد یا نه. تلاش می‌شود با روش تحلیلی و براساس داده-های کتابخانه‌ای نحوه مواجهه جیمز با قرینه‌گرایی از موضعی غیراز ایمان‌گرایی بررسی و ارزیابی شود. با توجه به دیدگاه‌های جیمز به ویژه در مقاله اراده معطوف به باور می‌توان دریافت موضع او در دفاع از عقلانیت باور دینی در مقابل قرینه‌گرایی نسبتا منسجم است. از نظر ویلیام جیمز موضع قرینه‌گرایی کلیفوردی برخلاف ادعا غیرعقلانی و جزم‌گرایانه است و میل و اراده منطقاً نقشی ضروری در حقیقت‌جویی بازی می‌کنند.
صفحات :
از صفحه 55 تا 75
بررسی و نقد پیامدهای تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین با تأکید بر آراء پاسکال بویر و جاستین برت
نویسنده:
میثم فصیحی رامندی؛ استاد راهنما: منصور نصیری؛ استاد مشاور: سعید صباغی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این رساله به بررسی و نقد پیامدهای فلسفی تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین (CSR) با تأکید ویژه بر آراء متضاد پاسکال بویر و جاستین برت می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که یافته‌های این حوزه علمی نوپا، که منشأ باورهای دینی را در سازوکارهای شناختی تکامل‌یافته انسان جستجو می‌کند، چه تأثیری بر دو حوزه کلیدی «صدق هستی‌شناختی» و «توجیه معرفت‌شناختی» باور دینی دارد. این حوزه غالباً در دوگانه‌ی تقلیل‌گرایی علمی و انکار دفاعی گرفتار شده است و ضرورت این پژوهش در ارائه چارچوبی منسجم برای فراتر رفتن از این دوگانه و ایجاد یک گفتگوی سازنده میان علم و فلسفه نهفته است. این پژوهش با هدف ارائه یک تحلیل انتقادی عمیق، با اتخاذ یک روش تحلیلی-انتقادی و با ارائه یک چارچوب نظری نوین تحت عنوان «نظریه سه‌سطحی باور دینی»، به تحلیل و ارزیابی این پیامدها می‌پردازد. این نظریه، باورهای دینی را به سه لایه متمایز اما مرتبط تقسیم می‌کند: سطح اول باورهای شهودی (مانند باور به عاملیت فراطبیعی)، سطح دوم باورهای شهودی-الاهیاتی (مانند باور به خدای شخص‌وار و قادر و عالم مطلق)، و سطح سوم باورهای الاهیاتی پیچیده (مانند آموزه‌های کلامی نظام‌مند). یافته‌های پژوهش در حوزه هستی‌شناسی نشان می‌دهد که تبیین شناختی منشأ باور دینی، به خودی خود، دلالتی بر صدق یا کذب محتوای آن ندارد و استدلال‌های هر دو گروه موافق و مخالف خداباوری که از این یافته‌ها بهره می‌برند، از یک «پرش معرفتی» و خلط میان منشأ پیدایش باور و صدق محتوای آن رنج می‌برند و لذا فاقد اعتبار فلسفی لازم هستند. مهم‌ترین دستاورد این رساله، ارائه یک الگوی چندوجهی برای توجیه معرفت‌شناختی و معقولیت باور دینی است که بر اساس آن، هر سطح از باور نیازمند رویکردی متناسب با ماهیت خود است. بر این اساس، باورهای شهودی (سطح اول) با رویکردی برون‌گرایانه (مانند معرفت‌شناسی اصلاح‌شده و اعتمادگرایی) به بهترین شکل توجیه می‌شوند؛ باورهای شهودی-الاهیاتی (سطح دوم) نیازمند رویکردی ترکیبی یا دوپایه هستند که هم قابلیت اعتماد فرآیند شناختی و هم انسجام درونی و گواهی را در بر می‌گیرد؛ و در نهایت، باورهای الاهیاتی پیچیده (سطح سوم) با رویکردی درون‌گرایانه، مبتنی بر انسجام‌گرایی و استدلال‌محوری، ارزیابی می‌شوند. در نهایت، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که ارزش اصلی علوم شناختی دین برای فلسفه و الهیات، نه در داوری نهایی درباره وجود خدا، بلکه در فراهم آوردن ابزاری قدرتمند برای فهم دقیق‌تر سازوکارهای شکل‌گیری، ماندگاری و انتقال باورهاست. این حوزه با آشکار ساختن پیچیدگی‌های پدیده دین، به ما کمک می‌کند تا از نگاهی یکپارچه به معقولیت دینی فراتر رفته و آن را به مثابه یک طیف چندلایه درک کنیم که از تعامل میان شهود طبیعی، تفسیر فرهنگی و عقل تأملی تنیده شده است.
بررسی تغییر باور دینی و مکانیسم آن از منظر علوم شناختی
نویسنده:
احمد سواری؛ استاد راهنما: مهرناز باشی زاده مقدم؛ استاد مشاور: علی شهبازی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از امکان و چگونگی تغییر باورهای دینی مسئله جدیدی نیست و قرن هاست که توجه محققان مختلف را به خود معطوف کرده است؛ اما در چند دهه اخیر دانشمندان علوم شناختی، به خصوص در شاخه رواشناسی شناختی دین، از منظری دیگر و با بررسی سازوکارهای شناختی به تبیین این مسئله پرداخته‌اند. تصور عمومی این است که ابتدا باورها از طریق استدلال‌ورزی یا شواهد انضمامی برای فرد تغییر می‌کنند و سپس در رفتارها متناسب با باورهای جدید تغییراتی حاصل می شود؛ اما بررسی های جدید نشان می‌دهد رابطه میان رفتار و باور پیچیده است به طوری که رفتارها نیز تأثیر مستقیمی در تحول و تغییر باورها دارند. از این مسئله برمی آید که صرفاً استدلال و شواهد دیگر بر تغییر باورها اثرگذار نیستند و عوامل دیگری نیز در این زمینه دخیل اند. لئون فستینگر با طرح «نظریه ناهماهنگی شناختی» در کتابی با همین عنوان که برای اولین بار در سال 1957 منتشر شد این‌گونه استدلال می‌کند که وقتی باورها و رفتارهای یک فرد ناسازگار باشد، ناراحتی روانی یا ناهماهنگی شناختی را تجربه می‌کند. این ناراحتی به او انگیزه می دهد که باورها یا رفتارهای خود را برای بازگرداندن ثبات تغییر دهد Festinger, L. 1957:37).) از زمان کتاب فستینگر، مطالعات متعددی رابطه بین رفتار و تغییر باور را بررسی کرده‌اند، از جمله این ایده که تغییر رفتار می‌تواند مقدم بر تغییر باور باشد. هر چند عوامل موثر بر تغییر باور منحصر در رفتار هم نیست و عوامل دیگر شناختی نیز در این زمینه تاثیر دارند. علوم شناختی که از شاخه‌های اصلی علوم شناختی است و بیشترین تحقیقات را در باب دین به خود اختصاص داده است، به شکل عینی و انضمامی به نحوه تولید باور و چگونگی تغییر آن می‌پردازد و در چند دهه اخیر تحقیق درباره باور دینی نیز یکی از دغدغه‌های اصلی این حوزه مطالعاتی شده است. این شاخه یک حوزه مطالعاتی میان رشته ای است که بر فرآیندهای شناختی زیربنای باورها، نگرش ها و رفتارهای دینی تمرکز دارد. این رشته مطالعاتی به دنبال درک این موضوع است که مردم چگونه اطلاعات دینی را درک، تفسیر و به خاطر می سپارند و همچنین چگونه درباره دین استدلال می کنند و تصمیم می گیرند. علوم شناختی دین از نظریه ها و مدل های شناختی مختلفی برای مطالعه موضوعاتی مانند شناخت دینی، تجربه دینی، زبان دینی و استدلال دینی استفاده می کند. محققان در این زمینه از روش‌هایی از علوم شناختی، علوم اعصاب و سایر رشته‌های مرتبط برای بررسی سوالاتی مانند: مردم چگونه باورهای دینی را شکل می دهند و حفظ می کنند؟ چه فرآیندهای شناختی در تجارب دینی دخیل است؟ مردم چگونه درباره مفاهیم و مسائل دینی استدلال می کنند؟ هدف علوم شناختی دین ارائه درک عمیق تری از زیربنای شناختی باورها و اعمال دینی، و روشن کردن راه هایی است که در آن دین با سایر جنبه های شناخت و رفتار انسان تعامل دارد. در واقع این رویکرد به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که باورها، احساسات و عواطف دینی یا الاهیاتی چگونه در ذهن انسان بازنمایی شده، تغییر می‌یابند و منتقل می‌شوند؟ این رویکرد نشان می‌دهد که باورهای دینی صرفاً نتیجه آموزش و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی نیستند، بلکه دست برخی باورهای دینی در ساختار شناختی انسان از پیش وجود دارند. تحقیقات در علوم شناختی دین نشان داده است که باورهای دینی در طول حیات فرد تحت تأثیر مکانیسم‌های شناختی مختلف تغییر و تحول می‌یابند. (Barrett, J. L. 2017: 9) برخی از محققان معتقدند این باورهای شهودی اولیه قابل تغییر نیست، ولی دسته‌ای دیگر معتقدند اساساً باورها از طریق آموزش و تجربه شکل می‌گیرند و همه باورها قابل تغییرند؛ به عنوان مثال، برخی معتقدند قرار گرفتن در معرض اطلاعات یا تجربیات جدید ممکن است باعث شود افراد باورهای خود را زیر سوال ببرند و به طور بالقوه آنها را تغییر دهند. تاریخچه تحقیق درباره امکان تغییر باورهای دینی به روزهای اولیه روانشناسی و انسان شناسی بر می‌گردد. محققان اولیه مانند ویلیام جیمز و امیل دورکیم به بررسی نقش دین در تجربه و جامعه انسانی پرداختند؛ با این حال، تا نیمه دوم قرن بیستم بود که علوم شناختی دین به عنوان یک حوزه مطالعاتی متمایز ظاهر شد. از آن زمان، محققان این حوزه مطالعات متعددی را برای کشف مکانیسم‌های شناختی زیربنای باورهای و مناسک الاهیاتی انجام داده‌اند . برخی از این مطالعات بر امکان تغییر باورهای دینی تمرکز کرده و عوامل مختلفی را که ممکن است بر این فرآیند تأثیر بگذارند، از جمله آموزش، مواجهه با فرهنگ‌های مختلف و سوگیری‌های شناختی بررسی کرده‌اند. به طور کلی، این تحقیق نشان می‌دهد که تغییر باورهای دینی و الاهیاتی فرآیند پیچیده‌ای است که ممکن است طیفی از عوامل شناختی، اجتماعی، فرهنگی و عواطف را شامل شود. با وجود این برای درک کامل مکانیسم‌های نهفته در این فرآیند تحقیقات بیشتری مورد نیاز است که در مطالعات بین رشته ای امکان رسیدن به نتایج مطلوب تر را تسهیل می کند. این رویکرد برای تأیید مدعیات خود از روش علوم تجربی و شواهد و یافته‌های آن بهره می‌گیرد. با این تفاصیل نظریه رایج در خصوص منشأ باور دینی آن است که دست کم برخی باورهای دینی در بدو تولد و بدون نیاز به آموزش در ساختار شناختی ما وجود دارند و انسان به شکل طبیعی مستعد رشد باورهای دینی است. این نظر اگرچه مخالفینی نیز دارد، اما به عنوان نظریه غالب در میان دانشمندان علوم شناختی دین پذیرفته شده است. سوالاتی که اینجا ممکن است پیش آید این است که این باورهای شهودی آیا قابل تغییر، سرکوب یا از بین رفتن هستند؟ اگر باور دینی منشأ طبیعی دارد و ریشه در ساختار شناختی ما دارد و به عبارت دقیق‌تر، محصول تکامل مغز انسان است تنوع باورهای الاهیاتی از کجا ناشی شده و تغییرات و تحولات آنها چگونه قابل تبیین است؟ در طول حیات فرد چگونه و طی چه فرآیند شناختی این اتفاق رخ می‌دهد؟ علل و عوامل شناختی این تغییرات چیست؟ در این خصوص نظرات مختلفی ابراز شده است که برای رسیدن ب
اعتبارسنجی کارآمدی قطع اصولی در استنباط باورهای دینی
نویسنده:
حسن محمدزاده ، قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
روش‌شناسی علوم سهم به سزایی در شناخت علوم و کاربست عملی آنها ایفا می‌کند. از مهم‌ترین مباحث کلامی، بحث درباره روش استنباط گزاره‌های اعتقادی و شناخت کارآیی یا عدم کارآیی ادله ظنّ آور است. کمال الحیدری نخستین دانشمندی است که با غیرممکن دانستن تحصیل یقین منطقی، از حجیت قطع اصولی در باورهای دینی سخن گفته و بر کفایت مواجهه احتمال آلود با معرفت‌های اعتقادی تأکید کرده است. این مقاله با روش تحلیلی و رویکردی انتقادی به دنبال بررسی و ارزیابی کارآمدی و اعتبار کاربست قطع اصولی در مسائل اعتقادی می‌باشد. پرسش اساسی این است که چه نسبتی میان قطع اصولی و باورهای دینی وجود دارد و آیا اساساً می‌توان قطع اصولی را در مسائل اعتقادی معتبر و کارآمد دانست؟ یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که قطع اصولی به دلیل کاستی‌ها و نواقص معرفت-شناختی در استنباط گزاره‌های اعتقادی معتبر و کارآمد نیست و با محدودیت‌های بی‌شماری مانند: نقص کاشفیت، شخصی بودن حجیت، عدم شمولیت و تأخیر رتبه دلیلیت مواجه است، این در حالی است که لازمه حجیت آن در باورهای دینی پیامدهای متعددی همچون: شکّاکیت، نسبیّت، پلورالیسم، منتفی شدن داوری و نقد و نظر، لزوم دور و نفوذ عقائد خرافی می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 18
معرفت شناسی باور دينی از ديدگاه مرتضی مطهری و آلوين پلنتينگا
نویسنده:
علاء الدین ملك اف
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
نظریه ژن خدا، فطرت و واقعگرایی دینی
نویسنده:
حمیدرضا شاکرین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از «چرایی دین و ارزش معرفتی باورهای دینی» در شمار مهم‌ترین مسائل دینشناختی معاصر است. نظریههای مطرح شده در این باب به تبیین‌های طبیعی و فراطبیعی تقسیم‌پذیراند. از جمله تبیین‌های طبیعی، نظریه «ژن خدا» از دین هَیمر است که میتواند دستاویزی برای طبیعتگرایی و ناواقعگرایی دینی باشد. درمقابل، «فطرت‌مندی دینی انسان» تبیینی فراطبیعتگرایانه و واقعگرایانه از دین فراهم میآورد. از طرف دیگر در نگاه طبیعتگرایانه، فطرت‌مندی دینی به بنیادهای ژنتیک فروکاسته میشود و در این صورت، دلالتی بر حقایق فراطبیعی- از جمله وجود خدا- نخواهد داشت. با توجه به اهمیت این مساله و نقش آن در بنیادیترین پایه‎های اعتقادی دینی، مقاله حاضر بر آن است تا دیدگاه دین هَیمر و دلالت‌های الهیاتی آن را بررسی، و نسبت آن را با نظریه فطرت بازکاود. روش تحقیق به لحاظ مقام گردآوری، کتابخانه‎ای و در مقام داوری، عقلی- تحلیلی خواهد بود. دستاورد تحقیق این است که برخلاف انتظار طبیعتگرایان، نگره ژنتیکی هَیمر هیچگونه دلالت تقلیلگرایانه و تعاندی با واقعگرایی دینی نداشته، بلکه همراه با فطرت‌مندی دینی میتوانند نگرهای دوسطحی را در تبیین دینورزی بشر ایفا کنند. در عین حال، «نظریه فطرت» دلالت‌های الهیاتی مهم‌تری دارد که نگره ژنتیکی هَیمر نسبت به آنها خنثی است
صفحات :
از صفحه 9 تا 25