جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 64
بررسی تطبیقی حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی
نویسنده:
علیرضا احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم حرکت از دیرباز در بین فلاسفه مطرح بوده و اکثر فلاسفه من جمله فلاسفه یونان باستان اغلب بر وجود نوعی حرکت و سیلان در کل هستی قائل بوده اند به نحوی که برخی از آنها وجود هرگونه ثبات را در هستی رد نموده اند. در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی پرداخته شده است که هدف از آن یافتن مبانی قابل تطبیق برخی اصول مشترک در آن دو می باشد. نگارنده در تلاش بوده است تا به سوالاتی از قبیل چگونگی تبیین حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی و اشتراکات و افتراقات نهفته در آن ها پاسخ بگوید.از نتایج کلی به دست آمده در این پژوهش عبارتند از این‌که، روش معرفت شناختی در حکمت متعالیه روش عقلی و در زیست شناسی روش مشاهده ای و تجربی است. مبدا حرکت در حکمت متعالیه جوهر جسمانی متجدد و متحول دانسته شده است ولی در حوزه تکامل زیستی علی‌رغم اینکه «آلل» را بعنوان محل انتخاب طبیعی مطرح نموده اند اما سلول بعنوان ماده ثانیه، مبدأ حرکت تکاملی و آغازین حیات شناخته شده است. قوه در فلسفه به معنی استعداد دریافت فعلیت های ممکنه می باشد و در زیست شناسی آنچه استعداد دریافت و ظهور فعلیت های ممکنه را به واسطه روابط غالب و مغلوبی، هم توانی و غالب ناقصی دارد آلل می باشد. موضوع حرکت در حکمت متعالیه جوهر جسمانی متجدد بوده و ثبات حرکت با تکیه بر اصول «اصالت وجود» و «تشکیک مراتب وجود» تبیین شده است، در زیست شناسی در چیستی موضوع حرکت به ذات اشیاء اشاره شده است و آنچه به عنوان امر ثابت در هستی مد نظر قرار گرفته، کل حیات می باشد. مفهوم ثبات کل حیات با جامعیت انسان به عنوان عالم صغیر قابل جمع می باشد. بطور کلی وجه مشترک اساسی در هر دو دیدگاه، پذیرش وجود سیلان، تجدد و تحول در ذات و جوهر عالم ماده می باشد که ذاتا زمانمند است.
نمودى از برخى عناصر حکمت متعالیه در فلسفه برگسن
نویسنده:
على شیروانى
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتألّهين، حكيم فرزانه جهان اسلام، ميراث دار گنجينه اى گران بها از انديشه هاى هستى شناسانه، معرفت شناسانه، انسان شناسانه، تفسير و حديث است كه با اشراف به مشرب هاى گوناگونِ فلسفى مشاء و اشراق و همچنين كلام معتزله، اشاعره و شيعه و نيز عرفان نظرى منظومه اى سازوار از معارف را سامان داد كه در آثار كم تر انديشمندى همانند آن را مى توان يافت. اما با كمال تأسف، گرايش به غرب و غرب زدگى، به ويژه در زمينه فلسفى، موجب گشته كه برخى از انديشمندان خودى عجولانه قضاوت كنند و چنين بپندارند كه فلسفه اسلامى عموماً و حكمت متعاليه خصوصا سخنى براى گفتن در جهان امروز ندارد و بايد به عنوان تاريخ فلسفه بدان نگريست. يكى از راه هاى روشن شدن بطلان اين قضاوت، بحث و بررسى هاى تطبيقى ميان فلسفه اسلامى و مكاتب فلسفى غرب است تا در پرتو آن، نقاط قوت و ضعف نظام هاى فلسفى غربى در مقايسه با مجموعه عظيم فلسفه اسلامى شناخته شده، با بازخوانى متون فلسفى اسلامى، روزنه هاى تازه اى براى حل مسائل نوين گشوده شود. از جمله فيلسوفانى كه در بسيارى از آراء با انديشه هاى فلسفى ملاصدرا به گونه اى هماهنگى دارد و زمينه مطالعه تطبيقى ميان آن دو را فراهم مى سازد، هنرى برگسن (Henri Bergson) است. با گذرى بر افكار او معلوم مى شود كه در مباحثى همچون حقيقت حركت و زمان، حدود معرفت شناسى عقل نظرى، امكان شناخت حقيقت خارجى از طريق شهود و عدم امكان دست يابى به واقعيت آن چنان كه هست، از طريق عقل نظرى و علم حصولى و بسيارى مسائل ديگر، شباهتى فراوان ميان آراء او و نظرات صدرالمتألهين وجود دارد كه از فضل تقدم و تقدم فضل نسبت به برگسن برخوردار مى باشد.
بررسی و تحلیل حرکت اشتدادی و تضعفی از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
هادی ایزانلو , محمدمهدی کمالی , حسن خسروی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم در فلسفة اسلامی، حرکت در جوهر است. حرکت جوهری بعنوان یکی از ابتکارات مهم ملاصدرا، عبارتست از سیلان وجود، یعنی ذات شیء، آن‌به‌آن و لحظه‌بلحظه در حال نو شدن و تغییر و تحول است. ازجمله مسائل مطرح در بحث حرکت جوهری، اشتداد و تضعف در حرکت است. یکی از وجوه اختلاف در این بحث، اشتدادی بودن یا تضعفی بودن حرکت است که بیشتر درباب حرکات أینی و وضعی مطرح شده است. مسئلة مورد بحث در پژوهش حاضر اینست که آیا حرکات مطلقاً اشتدادیند و همة موجودات در حال تکاملند، یا اینکه حرکت تضعفی و انتکاسی نیز وجود دارد؟ اهمیت این بحث از آن جهت است که بسیاری از مشکلات فلسفی، مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانیة‌الحدوث و روحانیة البقاء بودن نفس و معاد جسمانی، با حرکت جوهری اشتدادی قابل حل است. نتیجة بدست آمده از این پژوهش آنست که حرکت را چه خروج از قوه به فعل تفسیر کنیم و چه خروج از خفاء به ظهور، حرکت، مطلقاً اشتدادی است.
صفحات :
از صفحه 116 تا 126
نسبت حرکت و زمان در فلسفه ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
آصف احسانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسش این مقاله نحوه ارتباط حرکت و زمان است. هرچند مباحث فلسفی ذاتاً هم‌دوش و هم‌ذات دشواری و دیریابی است، درهم‌تنیدگی حرکت و زمان درعین ضعف وجودی و درآمیختگی‌شان با عدم، این نسبت را مبهم کرده و بر پیچیدگی آن افزوده است. در بحث حرکت، ابن‌سینا با انکار وجود خارجی حرکت قطعی، از حرکت توسطی به‌مثابه حقیقت خارجی حرکت دفاع می‌کند؛ اما ملاصدرا باتوجه‌به نظریه حرکت جوهری، عینیت حرکت قطعی را اثبات می‌کند. ازطرفی ابن‌سینا بحث زمان را به‌تبع حرکت، از عوارض جسم می‌داند؛ پس آن را در طبیعیات مطرح می‌کند؛ اما ملاصدرا زمان را مقدار حرکت در جوهر می‌داند؛ یعنی عالم طبیعت دائماً در حرکت، تغییر و تجدد است و زمانْ مقدار این تجدد و تغییر طبیعت است. صدرا زمان را محمول عرض تحلیلی و معقول ثانی فلسفی می‌داند. نزد ابن‌سینا زمان هیچ‌گاه با حرکت توسطی، به‌مثابه حقیقت خارجی حرکت، انطباق نمی‌یابد، بلکه زمان منطبق بر نسبت‌های تجددی و متصرم حالت یکنواخت حرکت فلک است؛ ولی برای صدرا حرکت قطعی همچون حقیقت عینی حرکت، عین تجدد و تقضی است و با زمان انطباق تام دارد.
صفحات :
از صفحه 17 تا 40
خدا: محرّک نامتحرک
نویسنده:
عباس احمدی سعدی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
: جریان آب در رودخانه, پیدایش شب و روز, تغییر فصول, گردش کرات و اجرام آسمانى و… همگى پدیده هاى متغیر و محسوسى هستند که از دیرباز ذهن فیلسوفان و دانشمندان را به خود مشغول داشته اند. ارسطو تعریف متفکران پیش از خود از حرکت را به خروج تدریجى قوّه از فعل, نقد و آن را به (کمال شىء بالقوّه از آن حیث که بالقوّه است) تعریف کرد. وى در نظام فلسفى خود, براى تبیین حرکات طبیعى با توسل به امتناع تسلسل محرک ها, ناگریز به محرکى ازلى و غیر مادى قائل مى شد: محرک نامتحرک. محرک اول, غایت نهایى همه اشیاى متحرک است و افلاک آسمانى از سر شوق و براى تشبّه به او به حرکت در مى آیند; زیرا او خیر و زیبایى محض است. در سده هاى میانه, آکوئیناس این استدلال را به نحوى سازگار با تعالیم مسیحى, در اثبات بارى تعالى بازسازى کرد. اغلب فیلسوفان مسلمان نیز به برهان محرک اول اشاره کردند, اما براهین امکان و وجوب و برهان صدیقین را محکم تر و شریف تر از آن یافتند. دست کم, از دو جهت در مفهوم محرّک نامتحرک یا خداى ارسطو, مناقشه شده است: الف) فروپاشى نظام کیهانى بطلیموسى در اثر کشفیات علمى در دوره رنسانس و عصر جدید و نیز تردید در صحت ادلّه امتناع تسلسل که برخى ریاضى دانان مطرح کرده اند. ب) ناهم خوانى با خداى ادیان: به این معنا که محرک اول نه خالق عالم است و نه ارتباطى با آن و انسان دارد, بر خلاف خداى ادیان که گرچه به معنایى غایت است, خالق هم هست و به آدمى و سرنوشت او توجّه داشته و با او رابطه اى نزدیک و شفقت آمیز دارد.
نگاهی دیگر به شرح منظومه از منظر تقریرات فلسفه امام خمینی (س)
نویسنده:
حسن خمینی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نگارنده در این نوشتار به شرح دو بخش از مباحث کتاب شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری پرداخته و در انجام این مهم، تقریرات فلسفه امام خمینی را مبنای کار خویش قرار داده است. بخش اول در مورد اثبات وجود واجب تعالی و بخش دوم درباره توحید واجب الوجود است. روش کار در این مقاله بدین صورت است که ابتدا عبارات کتاب شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری رائه گردیده و سپس در ذیل آن مطالب شرح می شود.
بررسي تأثير مباني صدرالمتألهين در حل اشكالات حركت جوهري
نویسنده:
محمدجواد نصر آزاداني، مهري چنگي آشتياني
نوع منبع :
نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اعتقاد به حرکت جوهري در عالم ماده، يکي از بنيادهاي فکري فلسفه صدرالمتألهين است. اثبات اين نظريه توسط او در قدم اول در گرو پاسخ به ادله استحاله حرکت جوهري است که عمدتاً خود مبتني بر برخي مباني مطروحه در حکمت متعاليه است. دو مبناي مهم تأثيرگذار در رفع اشکالات حرکت جوهري عبارت‌اند از وجودي شدن بحث حرکت در فلسفه صدرالمتألهين و اعتقاد به حرکت قطعيه توسط او. تحقيق پيش‌رو با توضيح اين دو مبنا، پاسخ دو اشکال برگرفته ازکلام ابن‌سينا را که عبارت‌اند از عدم بقاي موضوع و لزوم فعليت انواع نامتناهي در بين حاصرين، تبيين کرده است؛ چراکه با توجه به مباني فوق، مقوله در حين حرکت داراي يک فرد است، اما فردي ممتد و سيال به طول مدت زمان حرکت و حرکت نيز چيزي جز سيلان وجود همين فرد نيست؛ يعني فرايندي ممتد و متصل و سيال است و ازآنجاکه اتصال و پيوستگي از اموري است که ملاک وحدت شخصي هستند، حرکت خودبه‌خود يک فرايند واحد شخصي است و وحدت آن ذاتي و بي‌نياز از حافظ وحدت است، نه عرضي نيازمند حافظ وحدت. همچنين هرچند انواع ماهيت از مراحل مختلف وجود سيال از طريق بستن مرزهاي آن انتزاع مي‌شوند، اما وجود انواعِ بالفعل از ماهيات لازم نمي‌آيد؛ زيرا اصالت با وجود است و وجودِ واحدِ متصلِ تدريجي است که انواع ماهيات نامحدود بالقوه در آن حضور دارند و چون بالقوه هستند، حصر نامتناهي در بين دو حاصر پيش نمي‌آيد.
ش‍رح‌ ال‍م‍واق‍ف‌ ال‍ق‍اض‍ی‌ ع‍ض‍دال‍دی‍ن‌ ع‍ب‍دال‍رح‍م‍ن‌ الای‍ج‍ی المجلد 6
نویسنده:
ت‍ال‍ی‍ف‌ ال‍س‍ی‍د ال‍ش‍ری‍ف‌ ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د ال‍ج‍رج‍ان‍ی‌‎ .‬و م‍ع‍ه‌ ح‍اش‍ی‍ت‍ا ال‍س‍ی‍ال‍ک‍وت‍ی‌ وال‍چ‍ل‍ب‍ی‌ ع‍ل‍ی‌ ش‍رح‌ ال‍م‍واق‍ف‌ ض‍ب‍طه‌ و ص‍ح‍ح‍ه‌ م‍ح‍م‍ود ع‍م‍ر ال‍دم‍ی‍اطی‌
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر , حاشیه،پاورقی وتعلیق
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌ : دار‌الکتب‌ العلمیه‏‫,
چکیده :
الفصل الثالث:كيفيات مخصوص به كميات در دو مقصد بيان مى‌شود كه عبارتند از:كيفيات مخصوص كميات،خط.المرصد الرابع:مقولات نسبى در يك مقدمه و دو فصل كه عبارتند از:مقولات نسبى كه در خارج موجود هستند،اكوان در هفت مقصد بيان مى‌شود كه عبارتند از:تعريف مقولات نسبى،انواع كون،ضرورى بودن وجود كون،حركت جواهر،جوهر فرد،تضاد اكوان،اختلافات معتزله در اكوان. الفصل الثانى:مبحث«اين»در سيزده مقصد بيان مى‌شود كه عبارتند از:حركت و سكون جسم،نظر ارسطو در تعريف حركت،اختلاف حكماء در اينكه حركت از مقولات است يا نه،علت حركت طبيعى،مقتضيات ششگانه حركت، لوازم مقتضيات ششگانه حركت،انواع حركت از جهت تضاد،لوازم تضاد حركت،اقسام حركت بعنوان كم بالعرض،محرك،حركت از جهت سرعت زمانى و ملازمات آن،علت كندى حركت،دو حركت مستقيم. المرصد الخامس:مبحث اضافه در پنج مقصد بيان مى‌شود كه عبارتند از:ابوت، خواص مضاف،عدم استقلال اضافه،تقسيمات اضافه،اقسام مضاف از جهت تقدم و تأخر. الموقف الرابع:موضوع جواهر در يك مقدمه و چهار مرصد بيان مى‌شود كه عبارتند از:مقدمه در تعريف جواهر و المرصد الاول:جسم در دو فصل بيان مى‌شود كه عبارتند از:حقيقت و اجزاء جسم در هشت مقصد مى‌باشد كه شامل:تعريف جسم،رابطه جسم و اعراض مجتمه،تقسيمات جسم به اعتبار تركيب و بساطت،دلايل متكلمين بر وجود جسم،دلايل حكماء بر اينكه جسم بسيط واحد متصل فى نفسه است،اجسام بسيط لطيف،هيولى و صورت،تفريعات هيولى.
بررسی مسأله حرکت وپیامدهای خداشناختی آن از منظر ارسطو،ابن سینا ودکارت.
نویسنده:
لیلا عرب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش سعی شده است مسأله حرکت میان فیلسوفان وپیشینه توجه به اصل حرکت و تاریخچ?نگاه فلسفی به آن را مورد بررسی قرار دهد،سپس بطور خاص حرکت در نظر فلاسفه اسلامی را مورد بررسی قرار داده است وبعد از تحلیل حرکت نزد فلاسفه مسلمان، به تحلیل حرکت در نظر ارسطو وابن سینا ودکارت پرداخته است ودر ادامه با تحلیل خداشناسی هریک از این سه فیلسوف سعی شده است که بطور خاص به برهان حرکت در خداشناسی آنان و استفاده از حرکت در اثبات وجود خداوند توسط ارسطو وابن سینا ودکارت را مورد بررسی قرار دهد وبه تمایزات وتشابهات انها در زمینه حرکت وخداشناسی نیز اشاره می کند.
حركت نفس در حكمت متعاليه
نویسنده:
نجمه غفاری ريسمانچی
نوع منبع :
نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله حرکت و ثبات از قديمي‌ترين مسائل فلسفي است که خاستگاه آن را مي‌توان در انديشه فيلسوفان پيش از سقراط جست‌وجو كرد. هر چند که بسياري از فيلسوفان به موضوع حرکت توجه كرده‌اند، با اين حال هنوز مباحثي در مسئله حرکت باقي است که ذهن بسياري از انديشمندان را به خود مشغول كرده و مورد پرسش است و شايد بتوان گفت مهم‌ترين اين پرسش‌ها مربوط به حرکت نفس است؛ چرا که از سويي، نفس را موجودي بسيط و مجرد دانسته‌اند و از سوي ديگر، حرکت محتاج موضوعي است که مرکب از قوه و فعل باشد و در نتيجه، حرکت در مجردات و بسائط بي‌معنا خواهد بود. در اين مقاله بر آنيم که به موضوع حرکت در نفس در حکمت متعاليه بپردازيم و افزون بر بيان مباني نظري و استدلال صدرا بر حرکت جوهري نفس، به تلاش برخي از پيروان صدرا در حل مشکل حرکت نفس و پيرو آن حرکت در مجردات اشاره كنيم.
  • تعداد رکورد ها : 64