فرایند شهروندی مربوط به تمام عمر است و به همین جهت، همهی افراد در تمام طول زندگی خود نیازمند آموزشهای متناسب با شهروندی در مراحل گوناگون زندگی هستند. دانشجوی
... یان نیز نیازمند آن هستند که در زمینه های اخلاقی، رشد اجتماعی، و دانش و درک درست و عینی از جهان، آموزش ببینند، در تمام تصمیم گیریهای مربوط به خودشان در زندگی فردی و اجتماعی مشارکت کنند و به عنوان یک شهروند، به صورتی فعال در مناسبات اجتماعی متناسب با احوال خودشان قرار گیرند. نظامهای آموزشی باید به افراد کمک کند تا شهروندانی مسئول، مشارکت کنندگانی فعال در امور زندگی اجتماعی و فرهنگی، یادگیرندگانی موفق و علاقهمند و افرادی متکی به خود و قابل اعتماد بار آیند (همان: 37). در این میان آگاهی دانشجویان از حقوق شهروندی و مطالبات آنان جایگاه ویژهای را به خود اختصاص میدهد. دانشجویان قشر ممتاز هر جامعه هستند که بیشتر برگزیدگان و سرآمدان از میان آنها برمی خیزند. این گروه، در شکل دهی به آگاهی مردم از حقوقشان نقش موثری داشته و از توانایی فراوانی در ایجاد تحرک و جریان سازی در افکار عمومی و مشارکت در امور جامعه برخوردارند. در نتیجه به مثابه گروه مرجعی به شمار میروند که افراد نگرشها و رفتارهایشان را از آنان اقتباس میکنند. در شرایط فعلی، دانشجویان از یک سو در معرض تغییرات پدید آمده در جهان و ایران مانند جهانی شدن، دسترسی به اطلاعات و فن آوریهای نوین بوده و از طرف دیگر آموزه های متفاوتی را در عرصه آموزشهای دانشگاهی دریافت میکنند. در همین راستا نظام آموزش عالی و محتوای برنامه های آموزشی آن سهم به سزایی در آگاهی و شکل دهی به نگرشهای دانشجویان خواهد داشت. (شیانی و داوودوندی، 1389: 38). به این ترتیب آگاهی از حقوق شهروندی در جامعه ایران به ویژه در میان دانشجویان از اهمیت ویژهای برخوردار است. دانشگاه با نهادینه کردن ویژگیهای شهروندی اسلامی در دانشجویان به تحقق جامعه آرمانی کمک بسزایی میکند. دانشگاه علاوه بر بعد تعلیم، باید بعد تربیت را هم مدنظر قرار دهد و دانشجویان را به لحاظ معنوی و انسانی تربیت کند. جامعهای که در آن ردپای شهروندی را میتوان در انقلاب مشروطه یافت، اما هنوز با مسائل جدی در آگاهی و عمل به شهروندی روبروست (همان: 39). بنابراین سوال اساسی این است که چه ایدههایی در متون دینی میتوان یافت که برای آموزش شهروند اسلامی مفید و قابل استفاده باشد؟ از منظر دانشجویان و کارشناسان در دانشگاه تا چه اندازه این ایدهها مورد توجه قرار گرفتهاند؟ در صورتی که به این ایدهها توجه شده باشد، چه موانعی سر راه تحقق ایده های شهروندی اسلامی وجود دارد؟ لذا با توجه به اهمیت آموزش شهروندی در دنیای معاصر و نقش نظامهای آموزشی از جمله دانشگاه در آموزش شهروند اسلامی در این پژوهش سعی بر آن است تا با مراجعه به منابع و متون اسلامی و تبیین دقیق ایده های شهروندی، میکوشد تا به آسیب شناسی و در نهایت به ارائه الگو آموزش شهروند اسلامی جهت بهبود و اصلاح دانشگاه در این وظیفه خطیر منجر شود. بحث و نتیجه گیریبرای پاسخگویی به سوال اول مبنی بر اینکه مولفهها و ویژگیهای تربیت شهروند اسلامی چیست؟ ویژگیهای شهروند اسلامی در چهار بعد دسته بندی شده است. هر کدام از ویژگیها نیز با استناد به آیات و روایات تشریح و بحث شده است. این چهار بعد شامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی میباشد. مفهوم حیطه سیاسی، شکوفایی و تقویت رفتارهایی جهت تداوم نظم سیاسی جامعه است. حقوق و وظایف شهروندی در این حیطه شامل: آزادی؛ آزادی یکی از مهمترین حقوق فطری و طبیعی انسان از دیدگاه اسلام است که خداوند متعال در وجود آدمی سرشته و یکی از رسالتهای انبیا قرار داده تا بشر را از اسارت برهانند. دوراندیشی؛ حضرت علی (ع) فرمودهاند: «صلاح و سازمان زندگی تدبیر است». امنیت؛ اسلام این حق را نه تنها برای شهروندان حکومت اسلامی بلکه برای همه موجودات و انسانهای دیگر نیز محترم شمرده است. صلح؛ از حقوق شهروندان در حکومت اسلامی، زندگی در محیطی سرشار از صلح و صفاست. «صلح بهتر است» (نسا، 128). عدالت؛ استواری و استحکام جوامع اسلامی و شهروندان در سایه عدالت ورزی است. جهاد؛ جهاد اسلامی برای خاموش کردن فتنهها، دفاع از خویشتن، محو شرک و بت پرستی و برای حمایت از مظلومان وضع شده است. استقامت و پایداری؛ شهروندان جامعه اسلامی به ویژه مسئولان باید در برابر فشار و دشواریها، فراز و نشیبها، تلخیها و سختیهای زندگی چون کوه استوار و با استقامت و دارای عزم و اراده پولادین باشد.در این پژوهش، بعد اقتصادی عبارت از حقوق و وظایف شهروندان نسبت در حیطه مادی و کاری زندگی است. در واقع لزوم دارد که صفات و ویژگیهای اقتصادی در انسانها پرورش یابد. از جمله حقوق و وظایف اقتصادی شهروند عبارتند از: هدف مداری؛ از منظر قرآن کریم، انسان بیهوده خلق نشده است «اَفَحسبتُم اَنّماخَلَقناکُم عَبَثاً و اِنّکم اِلیَنا لا تُرجعون». وقت شناسی؛ خداوند به وقت سوگند یاد نموده و میفرماید: «والعصر؛ سوگند به وقت». بهره گیری از وقت بزرگترین توفیقی است که نصیب بشر میشود، و او میتواند در پرتو آن به اهداف عالیه برسد. برنامه ریزی؛ اسلام به عنوان کاملترین دین الهی بر مسئله برنامه ریزی تأکید نموده است. مسئولیت پذیری؛ امام علی (ع) وصیّت کرد: «اوصیکما... بتقوی الله و نظم امرکم». در قرآن کریم آمده است: «کُل امری کَسَبَتْ رَهِینَ» (طور، آیه 21). تعاون؛ رسول اکرم (ص) فرمودند: (اَلرَّفیقَ ثُمَّ الطَّریقَ). تعاون نه تنها از اصول اخلاقی اجتماعی بلکه از اصول زندگی اجتماعی است. مسلمانان در همه کارهای نیک باید همدیگر را یاری کنند. مشارکت؛ خداوند در قرآن میفرماید: «وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا ... وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ ...؛ کارشان را به مشورت یکدیگر انجام میدهند» (شوری، 38). قانون مداری؛ قانون، عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم میسازد. شهروند تلاش میکند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. رفاه و آسایش؛ قران کریم به مالکیت خصوصی و حق همگانی در بهرهبرداری از منابع طبیعی تأکید دارد (بقره، 29 و 168؛ حجر،21؛ طه،81؛ ق،11؛ ملک، 15). نظم و انضباط؛ رعایت نظم و انضباط و الگو های اخلاقی باید سر لوح کار شهروندان جامعه اسلامی باشد. امام علی (ع) در لحظات شهادت، پیروان خود را به نظم و تدبیر در زندگی دعوت میکند.بعد اجتماعی عبارت از حقوق و وظایف شهروندان نسبت به نهادهای اجتماعی و سایر شهروندان است. حقوق و وظایف اجتماعی شهروند شامل: دیگرخواهی؛ یکی از ویژگیهای ذاتی انسان در قرآن حب بیان شده است که خداوند آن را در انسان به ودیعه گذاشته است و آن از جمله نعمتهایی است که سبب برادری و صمیمیت بین انسانها گشته است. رعایت حقوق سایرین؛ حضرت علی (ع) این حقوق را جزء واجبات الهی میداند: «یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، برپاداشتن حق و یاری دادن به یکدیگر» (نهجالبلاغه، خطبه 216). تعادل در رفتار؛ امام علی (ع) فرمود: «ما تکیه گاه میانهایم، عقب ماندگان به ما میرسند، و پیش تاختگان به ما باز میگردند» (نهجالبلاغه، حکمت 109). احترام؛ اساس معاشرت بین مسلمانان احترام و محبت متقابل است. رازداری؛ از جمله وظایف شهروندی، رازداری و حفظ اسرار دیگران مستقیماً از اعتماد طرفین حکایت میکند به طوری که اسرار درونی خود را در اختیار دیگری قرار میدهد. معاشرت؛ خداوند انسان را مدنی الطبع و اجتماعی آفریده است و تأمین بخشی از نیازهای مادی و معنوی او بر عهده دیگران قرار داده است؛ لذا آداب معاشرت از حقوق و وظایف شهروندی برای زندگی در جامعه اسلامی است. انتقادپذیری؛ یک بعد بسیار مهم از توانمندی شهروندان جامعه دموکراتیک و متکثر که به مشارکت نیاز دارد، تفکر انتقادی است. کمک و امدادرسانی؛ قرآن کریم میفرماید: «وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ» (انفال، 72). امانت داری؛ امانتداری از ویژگیهایی است که قرآن کریم برای تمامی انسانها ضرورت دانسته است. «الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» (مومنون، 8). عیب پوشی؛ خداوند در قرآن میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا... لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید... تجسس در عیوب دیگران نکنید (از چیزی که از بدی ایشان بر شما پنهان است) و غیبت و بد گوئی از یکدیگر نکنید» (حجرات، 12). وفاداری؛ در قرآن آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُود» (مائده، 1). پرورش بعد اخلاقی به معنای شکوفایی و تقویت صفات، رفتار و آداب اخلاقی، از بین بردن صفات، رفتارها و آداب ضد اخلاقی است. ویژگیهای انسان کامل در این حیطه شامل: صداقت؛ یکی از بنیادیترین صفات اخلاقی و در عین حال یکی از اجزای کلیدی در ارتباط اجتماعی انسان است. کنترل خود؛ شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه باید بتوانند مدیریت و نظارت بر نفس خود را آموخته و بدان خوی گرفته باشد. ادب؛ در اسلام اهمیت زیادی به مسئله رعایت آداب و برخورد توأم با احترام و ادب با همه کس و هر گروه، وارد شده است. (نور، 63)، (اسرأ، 23)، (طه، 43). شجاعت؛ یکی از صفات مهم برای افراد میباشد تا بتوانند از حق دفاع نمایند و علیه خلاف و ناحقی مبارزه نمایند. انصاف؛ یکی از پایه های روابط انسانی خصوصاً زندگی جمعی است. انصاف، به روابط خانوادگی و اجتماعی استحکام میبخشد. بخشش؛ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «بر شما باد به گذشت، زیرا گذشت جز عزت بنده را نیفزاید، از یکدیگر بگذرید تا خدا شما را عزیز کند» (کلینی، 1384: 305). خوش رویی؛ پیامبر اسلام (ص) را به عنوان شهروندی اسلامی، فردی خوش اخلاق معرفی شده است (نهجالبلاغه، حکمت 325). احسان؛ در قران آمده است: «هَلْ جَزَاء الاحسانِ إِلَّا الاحسانُ» (الرحمن، 60). محبت و دوستی؛ حضرت علی (ع) فرمودند: «ای مالک، باید دلت کانون مهر و دوستی برای زیردستان باشد، به آنان مهربانی کن و لطفت را شامل حالشان کن» (نهجالبلاغه، نامه 53). صبر؛ انسان مومن فردی صبور و شکیبا است و خداوند مومنین را امر به صبر کرده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (البقره، 153). «وَاصْبِرْ عَلَی مَا أَصَابَکَ» (لقمان، 17). بدین ترتیب ملاحظه میشود که بین مولفه های شهروندی که در این تحقیق مد نظر بوده است و یافته های زارع (1389) هم خوانی دارد. زارع در پژوهش خود رفتار شهروندی در جامعه دینی را صبر و بردباری، سخاوت، پرکاری، مسئولیت پذیری، وقت شناسی، خوش رویی، رعایت حقوق سایرین، خدمتگزاری و نوع دوستی، خود بهبودی و خود تعلیمی، مشارکت، امداد رسانی، محبت و دوستی، مدارا و گذشت، ادب و احترام، وفاداری، بردباری و پیش قدمی در کارها اشاره شده است. در رابطه با سوال دوم پژوهش سعی بر آن است که بررسی شود آیا تربیت شهروند اسلامی در هر یک از ابعاد در دانشگاه صورت گرفته است؟ برای پاسخگویی به این سوال از آزمون تی تک نمونهای و آماره های توصیفی استفاده شده است. نتایج نشان داده است که تربیت شهروند اسلامی در بعد سیاسی با میانگین مشاهده شده (2.79)، تربیت شهروند اسلامی در بعد سیاسی در حد قابل قبولی نبوده است. از میان هر یک از مولفه های شهروند اسلامی در این بعد مولفه امنیت با میانگین (3.24) بالاتر از حد متوسط بوده است. مولفه عدالت با میانگین (2.46) کمترین مقدار را نشان داده است. همچنین داده های فوق حاکی از آن است که تربیت شهروند اسلامی در بعد اقتصادی نیز میانگین مشاهده شده (2.81) در حد قابل قبولی نبوده است. در این بعد نیز مولفه مشارکت با میانگین (2.89) بالاترین مقدار و مولفه رفاه و آسایش با میانگین (2.67) نیز کمترین مقدار را نشان دادهاند. این نتیجه شاید به این دلیل باشد که امکانات دانشگاه در سطح مطلوبی نمیباشد که دانشجویان در مورد مولفه رفاه و آسایش نارضایتی نشان دادهاند. تربیت شهروند اسلامی در بعد اجتماعی نیز با میانگین (2.9) در حد قابل قبولی نمیباشد. در این بعد نیز مولفه معاشرت با میانگین (3.26) بالاترین میزان و مولفه نقد و نقدپذیری با میانگین (2.44) کمترین میزان را نشان دادهاند. همچنین شهروند اسلامی در بعد اخلاقی با میانگین (3.02) نشان داده است. اما سطح معناداری بالاتر از 0.05 نشان دهنده بی معنایی نتیجه حاصله است. در این بعد نیز مولفه خوشرویی با میانگین (3.25) بالاترین میزان و مولفه صداقت با میانگین (2.75) پایینترین میزان را نشان داده است. این نتیجه شاید به این دلیل باشد که تعاملات گسترده و صمیمی حاکم بر فضای دانشگاه سبب شده است که دانشجویان مولفههای معاشرت، معاشرت و خوش رویی در سطح مطلوبی ارزیابی نمایند. همچنین با استناد به نتایج آزمون تی مستقل بررسیهای بدست آمده نشان داده است بین دانشجویان دختر و پسر از لحاظ تربیت شهروند اسلامی در بعد سیاسی با سطح معناداری (0.91)، بعد اقتصادی با سطح معناداری (0.47)، بعد اجتماعی با سطح معناداری (0.101)، بعد اخلاقی با سطح معناداری (0.56) تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج به دست آمده در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری با سطح معناداری در ابعاد سیاسی (0.78)، اقتصادی (0.33)، اجتماعی (0.77) و اخلاقی (0.38) تفاوت معناداری نشان نداده است. همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه نشان داده است که بین دانشکده های مختلف نیز تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین میتوان بیان نمود که تربیت شهروند اسلامی در هیچ یک از دانشکدهها مشاهده نشده است. سطح معناداری در بعد سیاسی (0.35)، بعد اقتصادی (0.72)، بعد اجتماعی (0.23) و بعد اخلاقی (0.28) نتایج را تایید میکند. نتایج این پژوهش با نتایج ولی پور (1386) هم خوانی دارد. در این پژوهش نیز میزان دانش و مهارت شهروندی دانشجویان مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که میانگین دانش و مهارت شهروندی دانشجویان پایینتر از حد متوسط است. از سوی دیگر نظرات اساتید در این پژوهش بیانگر آن است که آموزش عالی در پرورش ابعاد تربیت شهروندی چندان موفق نبوده است. اما به طور کلی تربیت شهروند اسلامی در دانشگاه با میانگین (2.89) محقق نشده است. بدین تربیت دانشگاه در تربیت شهروند اسلامی موفقیت چندانی نداشته است. در واقع دانشگاه در عمل برنامهای برای تربیت شهروند اسلامی ندارد؛ و این موضوع میتواند برای نسل فعلی و آینده نگران کننده باشد. اما اینکه بی توجهی دانشگاه به تربیت شهروند اسلامی از کجا سرچشمه میگیرد؟ که همان سوال سوم پژوهش است مبنی بر اینکه منابع و امکانات دانشگاه جهت تربیت شهروند اسلامی چه میباشد؟ مصاحبهای با اساتید صورت گرفته است. در ضمن مصاحبه ابتدا مفهوم شهروند اسلامی و ویژگیهای آن از منظر آنان بررسی شده است. در پاسخ به این سوال اکثریت شهروندی را حقوق و وظایف فرد برای زندگی در جامعه اسلامی تعریف کردند. ویژگیهای چون رعایت حقوق سایرین، عدم بی تفاوتی نسبت به جامعه و دیگران، مشارکت، عدالت، صداقت، کمک به دیگران، خیر رسانی، شجاعت، ایثار، صبر، بخشودگی، تواضع، فروتنی، مدارا، مسئولیت پذیری، قانون مداری، خیر رسانی، احترام، امنیت، رشد و تعالی، جهاد، احساس مسئولیت و تعهد و گشاده رویی بر شمردهاند. همچنین اساتید در رابطه با موفقیت دانشگاه در تربیت شهروند اسلامی چندان موفق نبودهاند. با استناد به نقل و قولهای اساتید به این نتیجه واقف شدیم که فرآیند تربیت شهروند اسلامی در دانشگاه با چالشهایی مواجهه است. چون چالشها در برگیرنده مواردی چون تاثیر فرهنگ جامعه بر محیط دانشگاه، نارسایی ساختار و سیاست گذاریهای وزارت علوم و اجرای آن. نحوه عملکرد مسئولین، نیروی انسانی ناکارآمد بر بخشهای اداری، فرهنگی و آموزشی، نارسایی برنامهها و اقدامات فرهنگی، فضای حاکم بر دانشگاه، تعاملات میان اعضای دانشگاهی شامل مسئولان، اساتید، کارمندان و دانشجویان، سرفصلها و محتوای دروس... میباشد. در این زمینه اساتید راهکارهایی را پیشنهاد نمودند و در آخر الگویی برای تربیت شهروند اسلامی ارائه شده است. لذا لازم است وزارت علوم و تحقیقات با مطالعه و برنامه ریزیهای مناسب در زمینه آموزش شهروندی اسلامی و افزایش آگاهیهای دانشجویان اقدامات لازم را ارائه دهد. یکی از برنامه های که به نظر میرسد در زمینه تربیت شهروندی موثر باشد، تدوین برنامههایی به عنوان آموزش شهروند اسلامی در غالب دروس مهارتهای زندگی در دروس عمومی دانشگاه است. البته باید توجه داشت که مقولهی تربیت بدون داشتن حلقهی رابط میان جامعه امروز و فردا شدنی نیست و این همان نقشی است که دانشگاه میتواند حامل و عامل آن باشد. چرا که فقط نهادی پویا و پر تحرک همچون دانشگاه میتواند بستر ساز بهره برداریهای تربیتی و ایجاد ساختها و هنجارهای فرهنگی و تربیتی در جامعه باشد. ماهیت روان و سیال نسلها در محیط علمی دانشگاه زمینه تربیت آنان را در کنار آموزشهای آکادمیک فراهم کرده و کافیست با حضور یک سیستم متمرکز و منسجم برنامه ریزی نقش تربیتی دانشگاه را بیش از پیش برجسته کرد و در فرآیندی بلند مدت بستر انتقال آن به جامعه را فراهم آورد. به عبارت دیگر در جهان امروز از کارکردها و رسالتهای کلیدی دانشگاهها در کنار اهتمام به وظایف و کارکردهای علمی، رسالتهای تربیتی، اجتماعی و فرهنگی آنها است که به شدت مورد تاکید قرار دارد. اگرچه کارکردهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه که شامل تولید، اشاعه و آموزش دانش و تربیت نیروی متخصص است، اهمیت خاصی دارد و جزو وظایف ذاتی دانشگاههاست، اما کارکرد شهروند اسلامی اهمیت خاصی یافته و ضرورت توجه به آن به یک مسئلهی حیاتی بدل شده است. در پایان میتوان گفت که اگر چه تربیت شهروند اسلامی یکی از مهمترین مسائل آموزش عالی کشور میباشد و میبایست در راس برنامه های آموزشی قرار گیرد. اما یافته های پژوهش حاضر نشان میدهد که آموزش عالی به تربیت شهروند اسلامی توجه چندانی ننموده است. در صورتی که با امکانات و فرصتهایی که در دانشگاهها در اختیار دارند میتوانند فضای مناسبی را برای آموزش شهروند اسلامی چه به صورت رسمی و غیر رسمی فراهم آورند.
بیشتر