جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > پژوهش های عقلی نوین > 1404- دوره 10- شماره 19
  • تعداد رکورد ها : 9
نویسنده:
سید مجید ظهیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
داوری دربارۀ رابطۀ وجودی میان واجب و ماسوی فرع بر دوئیت وجودی حقیقی میان آنهاست؛ ازاین‌رو تنها نظریه‌های وجودشناختی مجاز به بحث از رابطۀ وجودی میان واجب و ماسوی، نظریه‌هایی هستند که به نوعی جدایی وجودی حقیقی میان آنها قائل باشند. تقسیم نظریات مربوط به رابطۀ واجب و ماسوی به سنخیت، عینیت و تباین برای نظام فکری ملاصدرا رسا نیست؛ زیرا در نظام فکری صدرایی از سویی نه سنخیت آنها پذیرفتنی است، نه عینیت و نه تباین (سنخیت وجودی، عینیت به حمل شایع مواطاه و بینونت عزلی) و از سوی دیگر، هم سنخیت پذیرفتنی است، هم عینیت و هم تباین (سنخیت تشأنی و عینیت به حمل حقیقت و رقیقت و بینونت وصفی). در حکمت متعالیه پس از پذیرش تعلق گرفتن جعل به وجود و عین‌الربط بودن معلول به علت، تبیین تشأنی از علیت و وحدت شخصی وجود شکل می‎گیرد و ازاین‌رو با از میان برخاستن دوئیت وجودی حقیقی میان واجب و ماسوی، تباین و سنخیت وجودی جایی ندارند و عینیت هم به حمل شایع مواطاه به دلیل محدودیت همۀ تعینات وجودی در منظومۀ حکمت متعالیه از اساس، باطل است. بنابراین تنها تبیین سازگار با مبانی صدرایی، رابطۀ تشأنی است که هم با سنخیت تشأنی، هم با عینیت به حمل حقیقت و رقیقت و هم با بینونت وصفی سازگار است.
صفحات :
از صفحه 117 تا 128
نویسنده:
حسن مسعودی ، ابتسام رضوی دینانی ، سید وحید عقیلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به بررسی تقابل میان دو رویکرد «ضدیت و تساهل» در پیام‌های دینی دو شخصیت مذهبی مشهور ایرانی، علیرضا پناهیان و حسن آقامیری در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام می‌پردازد. مبنای نظری تحقیق، نظریۀ بازار پیام دینی است که براساس آن، در عرصۀ دین هم مانند دیگر عرصه‌ها، یک بازار عرضه و تقاضا وجود دارد. عرضه‌کنندگان برای کسب سهم بیشتر از این بازار رقابتیِ مخاطبان، راهبردهایی اتخاذ می‌کنند تا بتوانند پیام خود را از رقبا متمایز سازند. یکی از این راهبردها تأکید بر ضدیت یا تساهل‌گرایی در پیام است تا بیشتر موردپسند مخاطبان هدف قرار گیرد. حال پرسش این است که شکل‌گیری بازار رقابتی پیام دینی در این شبکۀ اجتماعی، به تقویت کدام یک از دو رویکرد ضدیت یا تساهل منجر شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد در این بازار رقابتی، هر دو رویکرد ضدیت و تساهل طرفدارانی دارند، اما گفتمان تساهل‌گرای آقامیری با 41 درصد فراگیری به مراتب مخاطب بیشتری جذب کرده‌ است. بنابراین به نظر می‌رسد در این مورد خاص، بازار رقابتی پیام دینی در اینستاگرام بیشتر به تقویت رویکرد تساهل‌گرایی منجر شده‌ است. این پژوهش می‌تواند به درک بهتر تأثیر بازار رقابتی پیام‌های دینی بر شکل‌گیری گفتمان‌های متفاوت دینی در ایران کمک کند.
صفحات :
از صفحه 233 تا 256
نویسنده:
احمد شه گلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مباحث علم‌النفس، مسئلۀ تأثیر متقابل نفس و بدن نسبت به یکدیگر است. با وجود مباحث فلسفی فراوان، این موضوع کمتر از منظر آموزه‌های دینی بحث شده است. در این مقاله، با مراجعه به متون دینی، مسئلۀ تأثیر بدن و امور بدنی بر نفس به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شده است. هدف از این پژوهش، تبیین و تحلیل تأثیرات بدن بر نفس و حالات نفسانی است. بدن براساس اوضاع و احوالی که در آن قرار می‌گیرد، به اشکال مختلف بر نفس نیز تأثیر می‌گذارد. کیفیت این تأثیرات به صورت تمهیدی، تثبیتی، فیزیولوژیکی و اقتضایی برای نفس است. بدن در این نقش‌ها، زمینه‌ساز شکل‌گیری حالات و صفات نفسانی است. هیئت‌های بدنی، افعالی بدنی، وضعیت بدن، تغذیه بدن اموری هستند که اولاً و بالذات مربوط به بدن هستند، اما به جهت ارتباط وثیق نفس با بدن، هر یک به تناسب نوع عمل، آثار خاصی بر نفس دارند. تبیین این مسئله، در برخی از مسائل روان‌شناسی از جمله روش روان‌شناسی، مبحث شخصیت، یادگیری و حافظه و اختلالات روانی دلالت‌هایی دارد.
صفحات :
از صفحه 129 تا 152
نویسنده:
داود صائمی ، زهرا آبیار ، مسعوده فاضل یگانه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مسائل مهم دربارۀ ارزش معرفتی وحی، میزان مطابقت آن با واقعیت است. در تلقی سنتی به وحی، ذهن انسان همچون آینه‌ای است که جهان خارج در دسترس او قرار دارد و صرف نبود مانع، در دستیابی به معرفت بسنده می‌کند، اما در دنیای جدید، با تحولات معرفتی و انقلاب کپرنیکی کانتی، سهمی قابل‌توجه برای فاعلیت، به مدرک داده می‌شود. در این نگاه، ذهن انسان، منعکس‌کنندۀ صرف واقعیت نیست،بلکه واقعیت در تعامل با دستگاه ادراکی انسان ساخته‌ و ‌پرداخته می‌شود. ورود این مباحث به عرصۀ وحی‌شناسی، این پرسش را ایجاد می‌کند که تطابق وحی با واقعیت چیست؟ سروش از جمله کسانی است که با طرح دیدگاه «رؤیا انگاری وحی» در این باب سخن گفته است. نظر به اهمیت این مسئله، در این پژوهش به‌صورت توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی به تبیین آن پرداخته‌ایم. براساس نتایج به دست‌آمده، سروش با بهره‌گیری از عنصر خیال صوفیانه و با توجه به مبانی معرفتی خود، نه تنها فهم پیامبر از امور وحیانی را مطابق با واقع نمی‌داند، بلکه با رؤیا خواندن آن، امکان راه یافتن خطا و اشتباه در فهم ایشان را نیز می‌پذیرد که در نتیجه، وحی، فاقد ارزش معرفتی خواهد بود. در مقابل، اندیشۀ اسلامی معتقد است معارف پیامبر9 در فهم امور وحیانی به دو دستۀ حضوری و حصولی‌ تقسیم می‌شوند. علوم حضوری نبی، مطابق با واقع و در نتیجه، مصون از خطاست؛ افزون براین، علوم حصولی نبی در فرایند فهم امور وحیانی نیز از سنخ وجدانیات هستند که ضمن مصونیت از خطا، با واقع، مطابقت دارند و ارزش معرفتی آنها تضمین شده است. تفکیک نکردن میان این معارف از سوی رؤیا انگاران، سبب شده است ارزش معرفتی این معارف مورد شک قرار گیرد و رؤیا دانستن آن هم نتواند مشکل معرفتی آنها را حل کند.
صفحات :
از صفحه 179 تا 204
نویسنده:
سید حسین حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحلیل نسبت نقد با نبوغ در حوزۀ علوم انسانی از جملۀ مسائل قابل‌توجه در مجموعۀ مطالعات نقدپژوهی است که تاکنون مدنظر قرار نگرفته است. پرسش اصلی مقالۀ پیش‌رو این است که چه فعالیت‌ها یا رفتارهایی، آن هم ناظر به امر نقد، می‌تواند به تقویت نبوغ در حوزۀ مطالعات علوم انسانی منجر شود؟ و آیا می‍توان از نبوغ، مسیری به سمت نقد در قلمرو علوم انسانی باز نمود و راهبرد و راهکارهای نقد علمی در این حوزه را ارتقا بخشید؟ مقاله در اینجا از مفهومی با عنوان «نبوغ انتقادی» یاد می‌کند و برای این منظور، پس از گذر بر مفهوم نقد و نبوغ و ارائۀ وجوهی از تحلیل فلسفی و مؤلفه‌های پیرامونی آنها، از یازده راهکار یا بستر علمی– اجتماعی یاد شده است: نقش مواجهۀ انتقادی، پرسش‌گری، قدرت حدس، ذهن تجریدی کل‌نگر، رویکرد روشمند، نظم منطقی و ذهنی، تغییر زاویه نگاه به مسئله، منبع الهام، خروج از سنت‌های علمی رایج، اتکا بر خود، و نیز فضای اجتماعی خلاق. نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که تحول در علوم انسانی بدون برقراری نوعی نسبت خلاق میان نقد با نبوغ، شدنی نیست.
صفحات :
از صفحه 153 تا 178
نویسنده:
محمد باغستانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عصر ایلخانی (654-753ق) یکی از ادوار متفاوت تاریخ ایران است که طی آن تحولات مهمی در این سرزمین رخ داد. یکی از مهم‌ترین این تحولات، احیای مجدد جریان مدیریت علم در تمدن اسلامی بود. وضعیت علم و جریان‌های حاکم بر آن تا برآمدن مغولان، دو دورۀ متفاوت شکوفایی و انحطاط را گذرانده بود. اما در عهد ایلخانی مغولانِ مهاجم، شرایط، دگرگون شد و دگرباره وضعیت علم در بخشی از قلمروی تمدن اسلامی (ایران) روبه شکوفایی نهاد. این تحول بزرگ، مرهون کوشش‌های عالمانه و همه‌جانبۀ خواجه نصیرالدین طوسی(657-672ق) بود. وی به‌عنوان بی‌نظیرترین فیلسوف تاریخ، با اقبال به کارهای اجرایی در دولت تازه تأسیس ایلخانان مغول، نقشی مهم بر جریان مدیریت علم دراین دوره بر جای گذاشت و توانست با تحول فضای انحطاطی علم، آن را در بخشی از قلمرو جغرافیایی تمدن اسلامی شکوفا نماید و تداومی 150 ساله به آن ببخشد. فرضیۀ این پژوهش آن است که خواجه توانست از بینش فلسفی خود به‌عنوان ابزاری برای ایفای نقش عاملیت در احیای علم و جریان‌های مدیریتی حاکم بر آن سود برد. کندوکاو در عوامل انحطاط علم و چگونگی اعطای عاملیت به فلسفه در بازسازی و احیای بایستۀ جریان مدیریت علم، مسئلۀ اصلی این پژوهش است که با روش توصیفی‌- تحلیلی به تحلیل و تبیین آن پرداخته‌ایم. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد احیای نقش‌آفرینی‌های متعدد برای فلسفه در فضای اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به‌عنوان پیش درآمد نقش‌آفرینی آن در فضای علم و مدیریت بایستۀ آن در این دورۀ تاریخی با عاملیت خواجه نصیر و حمایت ایلخانان صورت پذیرفت.
صفحات :
از صفحه 205 تا 232
نویسنده:
محمد حسین سلطان زاده پسیان ، جهانگیر مسعود ، طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
روایتی باستانی دربارۀ نوعی زبان ابتدایی وجود دارد که در قالب اسطورۀ برج بابل بیان شده است. براساسِ این تلقی کهن از زبان، انسان‌ها به زبانی واحد سخن می‌گفتند که در اثر سرکشی از آنها گرفته شد و زبان‌های گوناگون پدید آمد. این زبان‌ها با خصوصیتی آوایی و الهامی که از مشارکت حروف، آواها و هجاها تشکیل می‌شود، موسیقی و لحن خاصی با خود دارند. برخی معتقدند با استفاده از این زبان‌ها می‌توان نام واقعی اشیاء را به آنها اعطا کرد. اما در دورۀ زمانی میان شاعران اسطوره‌پرداز یونان باستان مانند هومر و هسیود تا فلاسفه‌ای همچون سقراط و افلاطون، تلقی دیگری از زبان به‌وجود می‌آید که تعریف و فهم ما را از آن تغییر می‌دهد. افلاطون عدد را به جای حروف و واژه‌ها مبنای عقل قرار می‌دهد. او با پیشینه‌ای فیثاغورثی، از موسیقی و لحن حروف و کلمات به سمت صورت و معنای آنها حرکت می‌کند و کلمات گفتاری را فرع بر ساختار زبان قرار می‌دهد. خصوصیت اصلی زبان پیشافلسفی شنیده شدن است، وزن و ادای کلمات در معنا تأثیر می‌گذارند و اگر براساسِ شواهد تاریخی، متوجه ارتباط این اوزان با الهامات الهی و متون مقدس و ناخودآگاه شویم، فهم ما از معنا و کلمه تغییر می‌یابد. ما در این مقاله می‌کوشیم پیش‌زمینه‌های فکری شاعران کهن و فیلسوفان ابتدایی یونان را بررسی تاریخی کنیم تا نشان دهیم تغییری بنیادین به‌وسیلۀ فیثاغورث و افلاطون در نسبت ما با زبان وکلمات رخ داده است.
صفحات :
از صفحه 71 تا 116
نویسنده:
محسن جهان ، مهدی نصیری محلاتی ، علی جهان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در سال‌های اخیر در علم فیزیک فرضیۀ وجود جهان‌هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریۀ ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی ‌رشد یافته و نحوۀ شکل‌گیری این جهان‌ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می‌رسد ساله‌ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه‌هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب‌نیتس به وجود جهان‌هایی دیگر در فلسفۀ خویش اذعان کرده‌اند و وجود آنها را ممکن پنداشته‌اند. در تفکر لایب‌نیتسی این نظریه که با نام جهان‌های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان‌گرایی و فعلیت‌گرایی ارائه کرده‌اند. مسئله‌ای که پژوهش پیش‌رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق‌پذیری نظریۀ جهان‌های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که دربارۀ ماهیت علمی یا فلسفی فرضیۀ جهان‌های بسیار نمی‌توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان نظریۀ جهان‌های بسیار را نظریه‌ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می‌پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان‌های بسیار یاری می‌رسانند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 70
نویسنده:
عاطفه ربانی ، فرح رامین ، مهدی یزدانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در سال‌های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان‌هایی غیر از جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی، چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی‌رشد یافته و در چهار سطح، نحوه شکل‌گیری این جهان‌ها تبیین شده است. به نظر می‌رسد سالها پیش از مطرح شدن چنین نظریه‌هایی در فیزیک، فیلسوفانی چون لایب‌نیتس به وجود جهان‌هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان نموده و وجود آنها را ممکن پنداشته‌اند. در تفکر لایب‌نیتسی، این نظریه با نام جهان‌های ممکن شهرت دارد و در ارتباط با حقایق عقلی(در برابر حقایق واقعی)، از آن دفاع شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان‌گرایی و فعلیت‌گرایی ارائه کرده‌اند. واقعیت آن است که در اینکه فرضیه جهان‌های بسیار، ماهیتی علمی‌یا فلسفی دارد، نمی‌توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان نظریه جهان‌های بسیار را نظریه‌ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می‌پردازند، اما مکمل یکدیگر بوده و ما را درحل معضل چیستی و وجود جهان‌های بسیار، مدد می‌رسانند.
صفحات :
از صفحه 9 تا 36
  • تعداد رکورد ها : 9