جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
طاهره توکلی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ساختار فکری دو مکتب کنفوسیوسی و دائویی مشابه است؛ بدین معنا که هیچ یک از آن دو نه در پی وضع قواعد فلسفی - منطقی و اصول اعتقادی جزم آور بوده اند، و نه به مسائل انتزاعی و معقولات ثانوی و کلّیّات عقلی پرداخته اند؛ بلکه توجّه هر دو به امور محسوس و جاری در زندگی و هر آنچه که قابل تجربه برای انسان می باشد، بوده است. به همین جهت مفهوم "متافیزیک" نیز در چین کمی متفاوت است از آنچه که در فلسفه یونان باستان و سپس در عالم اسلامی شاهد آن هستیم. از مهمترین موضوعات متافیزیک، تبیین حقیقت غایی است که در بیشتر موارد دارای نوعی تقدّس برای انسان ها میِباشد . دو مفهومی که از این نظر در این دو مکتب قابل بررسی هستند عبارتند از تی ین یا آسمان و دائو. هردو مکتب به تثلیث آسمان، زمین و انسان توجّه داشته اند و بر ایجاد نوعی سازگاری و توازن میان این سه وجه تأکید دارند. امّا وجه تمایز آن دو بیشتر در نحوهیِ تفسیرشان از دائوست. کنفوسیوس به کمال اخلاقی انسان ها و حسن نظام اجتماعی نظر داشت و دائو را نیز در بطن سنّت و جامعه می شناخت. حال آن که در مکتب دائویی، دائو محور تفسیر هر چیز و حقیقتی ماورائی است که انسان باید جریان موزون آن را بپذیرد و خود را با آن هماهنگ کند . در نتیجه، سعادت انسان نه در جامعه بلکه در طبیعت معنا می یابد. طبیعت، در تفکّر چین هم پدیده های مادّی و هم امور غیر مادّی را در دو ساحت انسان و آسمان فرا می گیرد. در نهایت آن که می توان مکتب کنفوسیوسی را نوعی انسان مداری دانست که اگر به مسائل متافیزیکی توجه م یکرد، به جهت تأثیر آنها بر انسان و جامعه انسانی بوده است و مکتب دائویی را نوعی طبیع تگرایی می توان خواند که دارای رویکرد متافیزیکی است و نگرش انسان را به ماوراء محسوسات و ظواهر فرا می خواند
صفحات :
از صفحه 69 تا 95
نویسنده:
علیزمانی امیرعباس, راغبی کاظم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار، با توجه به نگاه عینی گرایانه ی سی. اس. لوئیس به اخلاق و باور به نوعی نسبیت در رفتار های اخلاقی، و هم چنین نگاه مومنانه او به حیات اخلاقی انسان، به تبیین بخشی از فلسفه اخلاق استاد مطهری خواهیم پرداخت و با توجیه اعتقاد ایشان به نسبیت رفتارها و آداب اخلاقی در جوامع مختلف بشری، این مدعا را پی خواهیم گرفت که ایشان نیز اصول و ارزش های اخلاقی را، مطلق، جاودان و حقیقی و به طور کلی عینی می دانند و از نگاه مومنانه، به عنوان پشتیبان و مبین این ارزش های اخلاقی، حمایت می کنند. با مقایسه تطبیقی میان گفتار فلسفی این دو فیلسوف این امر آشکار خواهد شد اصول و ارزش های متعالی اخلاق تنها با باور به اطلاق و جاودان بودن ارزش های اخلاقی و تصدیق وجود خداوند به عنوان حامی این حیات اخلاقی محقق خواهد شد و باور به نسبیت گرایی فرااخلاقی متاثر از دیدگاه مادی گرایانه به عالم هستی، نمی تواند این اصول و ارزش های مقدس و متعالی را به گونه ای مناسب، موجه سازد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 34
نویسنده:
ریحانه سادات هاشمی(شهیدی) ، طیبه راهی ، حمیده راهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اجرا و نهادینه کردن حکومت دینی در جامعۀ اسلامی نیازمند تربیت اسلامی مردم و ادارۀ آنها در حیطۀ قوانین و شریعت الهی است. در این رابطه دلایل قرآنی و روایی در ابعاد مختلف تربیت دینی وارد شده است که براساس آن خداوند حاکمیت دینی را به آل محمد؟ص؟ واگذار کرده و این امر با حکومت جهانی امام زمان؟عج؟ تا روز قیامت تداوم می‌یابد. حاکم جامعۀ اسلامی برای اجرای قوانین الهی، می‌بایست عادل بوده و ضمن مبارزه با انحرافات به اصلاح امور مردم بپردازد. اصل حاکمیت دینی در منابع اسلامی مشروع دانسته شده، اما حدود و قلمرو این دخالت مورد بحث است که دلایل موافق در این زمینه از آیات و روایات آمده است و در عین حال ادلۀ مخالف در زمینۀ تکالیف فردیِ افراد درجامعه مطرح شده که بیانگر حفظ حقوق و مصالح عمومی در مقابل حریم خصوصی است. هدف این تحقیق دست‌یابی به دلایل قرآنی و رواییِ محدودۀ دخالت حاکمیت اسلامی در تربیت اسلامی افراد و جامعه بوده که براساس روش جمع‌آوری کتابخانه‌ای، با شیوۀ توصیفی _ تحلیلی به تحلیل داده‌ها پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 46
نویسنده:
زینب السادات میرشمسی ، نگار اظهاری جنکانلو ، منیره سیدمظهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف از اخلاق در نگرش اگزیستانسیالیستی شرح بهتری از انسان بودن است. سارتر فیلسوف اگزیستانسیالیستی معتقدست، از آنجائیکه آدمی آزاد و مختار است، لذا در اخلاق به هیچ عنوان با قانونی کلّى روبرو نیست، از اینرو ارزش هاى ثابتی وجود ندارد و انسان صرفا سرچشمۀ ارزش ها و ضوابط اخلاقی است. مطابق چنین تفکری، ملاک انجام یک فعل و نیز حکمِ اخلاقیِ مربوط به آن، خود فرد است، چراکه خود فرد به واسطۀ آزادی که دارد، آفرینندۀ ارزش عملش است. سارتر نیز همچون هم مسلکان اگزیستانسیالیستی خود اخلاق مطلقی را که همگان معتبر می دانند، رد کرده و آن را با اخلاقی که به تنهایی برای فرد معتبر است، جایگزین می کند. درمقاله حاضر برآنیم با روشی توصیفی_تحلیلی، به بررسی ماهیت ارزش های اخلاقی با تکیه بر مفهوم آزادی از منظر سارتر بپردازیم تا از قبل آن بتوانیم نقش ارزش های اخلاقی را در چگونگی صدور احکام اخلاقی مشخص نمائیم.
صفحات :
از صفحه 31 تا 56
نویسنده:
فیروزه شیباتی رضوانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش می‌کوشد بر مبنای مفاهیم و آرای برگرفته از روانشناختی فروید چهار اثر منتخب از آثار عکاسی صمد قربان‌زاده عکاس معاصر ایران را مورد واکاوی و تدقیق قرار دهد. روش این پژوهش به صورت کیفی به توصیف و تحلیل موردی اثر هنری مبتنی بر داده‌های برآمده از اطلاعات کتابخانه‌ای و اینترنتی می‌پردازد. علت انتخاب آثار صمد قربان‌زاده رویکرد سورئالیسم ایشان در عکاسی است که با تکیه به مفاهیمی چون ضمیر ناخودآگاه، رویا، ساز وکار دفاعی در رویکرد روانشناختی فروید به صورت دلالت‌های نمادین توانش خوانش و تحلیل دارد. اگرچه تحلیل روانشناختی معضلات و مشکلات را به فرد و خصوصیات و ویژگی‌هایش فروکاهش می‌دهد، اما اهمیت این شناخت در این است که در نهایت به دنبال تبیین ساخت‌های اجتماعی پیش می‌رود. این آثار ملهم از موضوعاتی چون تنهایی، بی‌هویتی، از دست رفتن ایمان و در نهایت مرگ است که به نحوی انسان و جوامع را درگیر کرده و ماهیت وجودی انسان در نظام امروزی جهان به چالش می‌کشد. در خوانش روانشناختی از آثار مورد نظر، مخاطب ضمن تجربه تازه از مواجهه با اثر هنری، به درک و شناخت درونمایه اثر و ارتباط نمادین عناصر هنری با آسیب‌های فردی و جمعی دست می‌یابد.
صفحات :
از صفحه 57 تا 76
نویسنده:
شهلا اسلامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چارلز تیلور جایگاه ویژه‌ای در میان فلاسفۀ معاصر دارد. دغدغۀ او، هویّت انسان مدرن و فقدان معنا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست. تیلور فلسفۀ اخلاق مدرن را واجد ارزش‌های قوی برای هویّت انسان نمی‌داند. به عقیدة او، در دورۀ مدرن، دیدگاه طبیعت‌گرایانه حاکم شده است و از بین رفتن معنا در زندگی بشر، محصول آن است؛ فردگرایی و عقل ابزاری هم، از تبعات چنین دیدگاهی است. تیلور با بررسی سیری تاریخی، بر آن است فردگرایی، آرمان اصالت را شکل می‌دهد و به نسبی‌گرایی می‌انجامد. به زعم او، هویّت شخص، همان فهم اوست از اینکه کیست و خصوصیّاتی است که از او یک انسان متمایز می‌سازد. همچنین، آنچه هویّت ما را شکل‌ می‌دهد، ویژگی گفتگویی و اجتماعی ماست؛ مفاهیمی مانند خیر نیز، در گفتگو و تعامل با دیگران شکل می‌گیرد. یکی از دغدغه‌های تیلور، بازگرداندن معنا به زندگی انسان است؛ به این منظور، او از چارچوب‌هایی نام می‌برد که معنا را به زندگی انسان باز می‌گرداند. اینکه آیا می‌توان با توجّه به بنیادهای تفکر تیلور، میان هویّت و خیر نسبت برقرار کرد، از موضوعات مطرح در این مقاله است. نقد اساسی به تیلور این است که شان گفتگویی مورد ادعای تیلور با آنچه او خیر می نامد همخوانی ندارد. به عبارت دیگر نمی‌توان هم به دیدگاه دیدگاه تیلور درباره شکل‌گیری هویت قایل بود و هم از شهودهای اخلاقی یکسان سخن گفت.
صفحات :
از صفحه 7 تا 30
نویسنده:
الهام احمدی ، مریم بختیاریان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با توجه به این‌که محور اصلی اندیشه­های لیوتار عدالت و آزادی است، برداشت وی از هنر نیز می­تواند مایه­های سیاسی قابل­تأملی داشته باشد. به­نظر لیوتار، حاکمیت فرا­­روایت­های مدرن در وضعیت پسامدرن پایان یافته است، چراکه فرا­روایت­ها خود، عامل برخی بی­عدالتی­ها و نابسامانی­ها واقع شده‌اند. برای مقاومت در برابر کلیت فراروایت­ها لیوتار، بحث میل را مطرح می­کند که می­تواند به صورت­های متفاوت تحت­عنوانِ مشترک هنر، نمود ­یابد. هنر به­دلیل گرایش به کودک­واری یا ناانسان می­تواند از قید گفتمان­های مدرن رها باشد. یعنی، انسانی که مانند نوزاد هم‌چون یک لوح سفید در خدمت هیچ نظام ایدئولوژیک بخصوصی با اهداف خاص نیست و فقط دارای نیازها و اهداف طبیعی و اصیل است؛ موجودی که درون هر انسان بالغ و نا بالغی وجود دارد. اکنون هنر با تمایل به این موجود به­سان یک رخداد است و رخداد، واقعه­ای است که با هیچ نظام از پیش تعریف‌شده­ای سازگار نیست؛ به همین دلیل توانایی به چالش کشیدن نظام حاکم را دارد و می­تواند تفارق را آشکار ­سازد و بدین­سان می­تواند شیوه­های پیشین تبیین را از بین ببرد. به این ترتیب، هنر می­خواهد با داروی­های جدید، جهانی عادلانه­ پدید آورد. در این برداشت، دیگر هنر نمی­تواند مبلغ و یا مکمل سیاست­گذاری­ها باشد. این نوشتار پس از مطالعه، ترجمه و تحلیل آرای لیوتار و شارحان وی تلاش دارد تا نقش سازنده‌ی هنر و رابطه­ی آن با سیاست و به­تبع آن عدالت را روشن­ سازد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 30
نویسنده:
لیلی حیدریان ، انشاءالله رحمتی ، جمشید جلالی شیجانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این نوشتار آراء ‌‌ابن‌سینا و جرج ادوارد مور در زمینه‌ی اخلاق واقع‌گرا و ضمن بحث درباره‌ی روش شهودگرایی در تشخیص خاصه‌های اخلاقی تبیین و مقایسه می‌شود. واقع‌گرایی در اخلاق به معنای عینیت پذیری گزاره‌های اخلاقی است و از این رو خاصه‌های اخلاقی شهود پذیرند. مسئله‌ی اصلی تحقیق صورت‌بندی آراء ‌‌ابن‌سینا ضمنِ اصول واقع‌گرایی و روش شهودگرایی است، این‌که آیا گزاره‌های اخلاقی ذیل آراء مشهوره از همان اصولی تبعیت می‌کنند که مور آن‌ها را در مبحث واقع‌گرایی در اخلاق مطرح کرده است و این‌که چگونه می‌توان آن‌ها را شهود کرد. واقع‌گرایی اخلاقی نزد مور بر اساس شهودگرایی خاصه‌های اخلاقی نظیر خوب و بد است، اموری که غیرقابل تحویل به امور طبیعی یا مابعدالطبیعی است. نزد ‌‌ابن‌سینا واقع‌گرایی اخلاقی بر اساس نفس الامری بودن محمول‌های اخلاقی نظیر حسن و قبیح تعریف و قابل شهود می‌شود. در این نگرش حسن و قبیح برای نفس، به عنوان موجودی که اعتلا و سعادت آن امری واقعی است، تبیین شده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که نزد مور ارتباط میان موضوعات اخلاقی و محمول‌هایی نظیر خوب و بد امری شهودی است که آنرا ارتباط خوب با بیشترین خیر ممکن تعریف کرده است و این تلازم و درک آن مستلزم تأمل و بلوغ عقلی فاعل اخلاقی است. نزد ‌‌ابن‌سینا ارتباط میان موضوعات اخلاقی و محمول‌های اخلاقی نظیر حسن و قبیح بر اساس شهرت گزاره‌های اخلاقی و شهود عقلاء قوم تبیین شده است.
صفحات :
از صفحه 131 تا 157
نویسنده:
مهدی بنی‌اسدی باغمیرانی ، سید بهشید حسینی ، آزاده شاهچراغی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ادراک در فلسفه و معماری، عجین با مفهوم حرکت است. مخاطب با حضور و حرکت در فضا، هم راستا با نظریه حرکت‌جوهری ملاصدرا، شامل مراتبی از حرکت می‌‌شود که سطح ادراک مخاطب را از سطح مادی به سطح معنوی ارتقاء می‌دهد. این سیر ادراک مبتنی ‌بر حرکت در فضاهای معماری، قابل انطباق با مراتب ادراکی ملاصدرا می‌باشد. فلذا پژوهش حاضر، بین رشته‌ای و از نوع کیفی با رویکرد تطبیقی-تحلیلی است. هدف این پژوهش، واکاوی مراتب حرکتی در فضاهای معماری، و سپس انطباق سیر ارتقاء ادراک از سطح مادی به معنوی در فضاهای معماری، با مراتب ادراکی ملاصدرا است. سئوالات کلیدی این است که: حرکت در فضاهای معماری چگونه زمینه ارتقاء ادراک از سطح مادی به معنوی را فر‌اهم می‌کند؟ و مراتب حرکتی در فضاهای معماری، چگونه با مراتب ادراکی ملاصدرا قابل انطباق است؟ نتایج نشان می‌دهد که در بازخوانش مباحث ادراکی ملاصدرا در فضاهای معماری، ایجاد درک حضوری، مستلزم اتحاد عاقل و معقول به‌واسطه حرکت ناظر در فضاست. فرد با حرکت در فضا، مراتبی حرکتی را تجربه می‌کند، که در ابتدا ادراک را مشمول لایه‌ی حسی می‌کند؛ اما با حرکت در مراتب بالاتر، ادراک به لایه‌ی معنوی تعلق می‌گیرد، که با مراتب ادراکی ملاصدرا هم خوانی دارد.
صفحات :
از صفحه 79 تا 102
نویسنده:
مهدی بروجردی ، علیرضا منصوری ، رضا عزیزی نژاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عقلانیت انتقادی به عنوان رهیافتی برای شیوه‌ی سلوک زیستی و مخصوصاً روشی در علم با نظر کارل پوپر طرح شد. اما آراء وی در زمینه طرد استقرا و موجه‌سازی با مخالفت سوزان هاک به عنوان فیلسوف منطق مواجه شده است. در این مقاله به ارزیابی هاک از آراء پوپر با عنوان نگاتیویسم منطقی خواهیم پرداخت و نشان می‌دهیم که هاک تمام تلاش خود را برای حفظ روش‌های موجه‌سازی با تعابیر و انحاء مختلفی، بیشتر زیر سایه‌ی استقرا، به کار می‌بندد. هم‌چنین نشان خواهیم داد که نقدهای هاک به پوپر به سبب تمایل وی به موجه‌سازی، دچار برخی خلط‌های روان‌شناختی و سمانتیکی با مباحث معرفت‌شناختی است. در پاسخ خواهیم دید که پوپر ارتباط عقلانیت با موجه‌سازی را نفی می‌کند و اساساً موجه‌سازی را ناممکن می‌داند و مدلی سه مرحله‌ای شامل طرح مسأله، یافتن راه‌حل‌های ابداعی برای مسأله پیش‌آمده و حذف برخی از آن‌ها را پیشنهاد می‌کند که در آن هیچ نیازی به موجه‌سازی و حمایت شواهد وجود ندارد. محصول اتخاذ چنین رهیافتی ارائه‌ی حدس‌ها و گمانه‌هایی خلاقانه خواهد بود که در عین پذیرش وجود حقیقتی ایده‌آل و واقعیتی خارج از ذهنمان، هیچ نسبتی از واقعیت یا صدق را برای فرضیه‌ها برقرار نمی‌کنیم و در نتیجه از مشکلات موجه‌سازی در امان خواهیم بود. به همین جهت همواره آمادگی برای نقادی راه‌حل‌های خود را داریم و درباره‌ی فرضیه‌ها و نظریه‌هایمان متواضعانه‌تر موضع‌گیری می‌کنیم.
صفحات :
از صفحه 51 تا 77