آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

آثار مرتبط با شخصیت ها | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 45
تأثیرپذیری سیّدمحمّد مکّی حسینی از اندیشه‌های عین القضات همدانی، با تکیه بر آراء معرفت‌شناسی در بحرالمعانی و تمهیدات
نویسنده:
کاظم اصغری ، سمیه خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سیّدمحمّد مکّی در بحرالمعانی، توجه قابل تأمّلی به مباحث معرفت‌شناسی داشته است. هدف این پژوهش، تبیین آراء معرفت‌شناسی سیّدمحمّد مکّی و بررسی تأثیرپذیری او از تمهیدات عین القضات است. نوشتار حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه به منابع کتابخانه‌ای صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سید محمد مکی، در مباحث معرفتی، نه تنها در محتوا، بلکه در الفاظ و عبارات، متأثر از اندیشه‌های عین القضات همدانی بوده است. هر دو عارف، میان علم ظاهری و علم باطنی، تمیز قائل شده‌اند و علم باطنی را همان معرفت الهی دانسته‌اند که عارفان به واسطة درجۀ ایمان و یقینی که دارند، از آن برخوردار می‌شوند. انسان می‌تواند از طریق شناخت خویش و شناخت محمد (ص)، به معرفت الهی، دست یابد. البته معرفت به ذات الهی ممکن نیست و تنها می‌توان نسبت به اسماء و صفات و افعال الهی، به معرفت رسید. آنان از وجود ضرورت حجاب سخن گفته‌اند و بر این باور هستند که این حُجب به صورت کامل برطرف نمی‌شود. همچنین معارف الهی به دلایلی از جمله محتوا، محدودیت‌های بشریت و شریعت، عدم درک مخاطب و مسئله رازداری، بیان‌ناپذیر هستند. این مباحث در نامه‌های سیّدمحمّد، به تفصیل بیشتری نسبت به تمهیدات آمده است.
صفحات :
از صفحه 13 تا 42
بررسی و تحلیل «دنیای مطلوب» از منظر عین‌القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریة انتخاب «ویلیام گلاسر»
نویسنده:
زهره فهامی ، حسن پور آلاشتی ، مسعود روحانی ، مصطفی گرجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«دنیای مطلوب» در نظریة انتخاب ویلیام گلاسر، مجموعه‌ای از ایماژهای هستی است که انسان برای بهتر زیستن در ذهن دارد؛ این ایماژها نشان دهندۀ جهانی است که انسان آرزو دارد در آن زندگی کند. این مدل ایماژها از دنیای مطلوب، همان نوعی است که عرفای پیشین ما با برداشت از کتب مقدس و کشف و شهود شخصی به تصویر کشیده‌اند. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی «دنیای مطلوب» از دیدگاه عین‌القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریۀ انتخاب ویلیام گلاسر پرداخته است. «دنیای مطلوب» در گفتمان ادبی عرفانی از این نظر و در پاسخ به این مسأله حائز اهمیت است که عرفا با ترسیم دنیای آرمانی خود، پیروانشان را به سمت دنیایی قابل دسترس هدایت کرده‌اند؛ گاه نیز دنیای مطلوب آنان، دنیایی انتزاعی و غیرقابل دسترس است. عین‌القضات و روزبهان با زبانی استعاری تجربیات زیستة خود را تصویرگری کرده و با متونی واقع‌گرایانه، دنیایی فرا‌‌واقع‌گرایانه را تفسیر کرده‌اند و کیفیت دنیای مطلوبی را که در آن وصال حقّ تعالی و فنای فی‌الله محقق می‌شود را در مقام تشبیه به «کبریاء الله»، «وجه الله»، «صحرای جبروت»، «ازل»، «گلستان ازل» و «جهان سرمد» تعبیر کرده‌اند. این دو عارف با استفاده از انواع روش‌های توصیفی، تصاویر ذهنی افراد را تغییر داده و آنان را به دنیایی مطلوب ـ ولو انتزاعی ـ که در آن مطلوب‌های ذاتی و روان‌شناختی مانند آرامش و معنایافتگی حاکم است، رهنمون ساخته‌اند.
صفحات :
از صفحه 213 تا 242
بررسی عناصر گنوسی در نظام عرفانی عین‌القضاه همدانی
نویسنده:
ابراهیم رنجبر ، بابک سوداگر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
گنوسیسم بر مجموعة اندیشه‌ها و روش‌هایی دلالت دارد که در اعتقاد هواداران آن‌ها، برای رسیدن به یقینی‌ترین و عالی‌ترین نوع معرفت و دانش و کسب سعادت حقیقی، در تزکیه و تصفیۀ روح باید غایت جهد را به کار بست تا از راه شهود و اشراق به مقصد رسید. ایـن باور از عهد باستان نیز در میان اقوام متعدد، طرفدارانی داشت و در طی قرون بر عرفان اسلامی ـ ایرانی نیز تأثیر گذاشت. عرفان عین‌القضاة همدانی متأثر از این نشان‌‌ها است. این مقاله با روش تحلیلی ـ تطبیقی به شناسایی و طرح مشخصه‌های گنوسی و تطابق آن با آرای عین‌القضاة پرداخته و هدف آن تبیین و تصویر وجوه مشترک باورهای گنوسی با مبانی عرفانی عین‌القضاة است. نتیجۀ تحقیق بیانگر آن است که ثنویت نور و ظلمت، اعتماد به معرفت شهودی و مستقیم به جای دانش اکتسابی، رازآلود دیدن هستی، باطن‌گرایی، تأکید بر خودشناسی برای حصول معرفت راستین، اعتقاد به اصالت روح در تقابل با جهان جسمانی و باور به اصل «انسان ایزدی» (انسان کامل) از جملۀ شباهت‌هایی هستند که در تعالیم گنوسی و آرای عین‌القضاه مشترک است.
صفحات :
از صفحه 99 تا 127
معرفت شناسی از منظر عین القضات همدانی در نسبت میان حکمت ، شریعت و عرفان
نویسنده:
سمیه امیری
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
بررسی رابطه میان حکمت و شریعت همواره دغدغه فیلسوفان بوده است و در عصر ما پرداختن به آن از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا جهان امروز سخت محتاج معنویت و پایبندی به شریعت است آن هم شریعتی که برپایه عقل و استدلال بنا شده باشد. از سویی اگر حقیقت غایت شریعت است، راه های رسیدن به معرفتی که انسان را به حقیقت برساند کدام است؟ این نیز دارای ابهامات فراوان است و پیرامون آن نظرات مختلفی بیان شده است. ما در این مقاله با روش تحلیلی و توصیفی، در پی تبیین این مطلب هستیم که حکمت فراتر از فلسفه است و حکمت، فلسفة متجلّی در جان و روح و فعل و عمل آدمی است و حاصل نوعی مکاشفه و شهود و فراتر از مباحث نظری و بحثی صرف است. در میان اندیشمندان مسلمان، نظرات عین القضات همدانی حکیم و عارف قرن پنجم هجری را برگزیده ایم که به عقیده عده ای، جمع بین حکمت عملی و نظری است. او از میان راههای حس، تجربه و عقل راه دیگری را به عنوان «طور وراء عقل» مطرح می کند و شناخت حقیقی و ریشه ای را تنها از طریق دستیابی به بالاترین شناخت یعنی طور وراء عقل می داند. شریعت ملاک صحت و سقم هر معرفتی است و در تبیین مبانی معرفت شناسی باید از کشف بهره برد و از حکمت به عنوان ابزار معرفتی در فهم آیات الهی و جهت درک مبانی هستی شناسی استفاده کرد.
معرفت از نظر عین القضات همدانى
نویسنده:
علیرضا حاجیان نژاد
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
راههاى حس، تجربه و عقل در شناخت، قبل از افلاطون در فلسفه یونان مطرح شده بود. افلاطون راههاى وصول به شناخت را حس، گمان، استدلال، تعقل و ارسطو صرفأ عقل مى دانست. مسلمانان با فلسفه یونان بیشتر از طریق مدارس رها، نصیبین، حران، جندى شاپور و... توسط مترجمان سریانى با نوعى قبض آشنا شدند. ورود فلسفه به جهان اسلام موافقت و مخالفت و انتفادهایى را برانگیخت. در میان منتقدین، عرفا و در میان عرفا، عین القضاة که از زمره نوابغ عرفاست با توجه به تربیت مدرسى توانست حصول معرفت را از طریق ذوق و بصیرت که پیش از او اجمالأ مطرح شده بود تبیین و تفسیرکند. قاضى علاوه بر تعیین حد و مرز براى شناخت حسى و عقلى به شناخت از طریق ذوق و بصیرت یا "طور وراء عقل " اعتقاد داشت او براى حس و تجربه و عقل در شناخت ساحت و خصایصى و براى بصیرت یا ذوق و معرفت ویژگیهایى برشمرده و تفاوت و تشابه آنها را با یکدیگر و با وحى یا علم لدنى و جایگاه هر یک از آنها را در شناخت و آفات هر یک از آنها را بیان نموده است.
از قوس هرمنوتیکی ریکور تا نوبت‌های سه‌گانۀ تأویلی در اندیشه و آثار عین‌القضات همدانی
نویسنده:
علیرضا تقوی کوتنائی ، سیاوش حق جو ، فرزاد بالو ، علی اکبر باقری خلیلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تأویل در گفتمان تصوف ذوقی، ازجمله در آثار و اندیشه‌های عین‌القضات، اصلی بنیادین به‌شمار می‌آید. در عرفان فلسفیِ او که دارای طرحی پلّکانی و مدرج است، هر مفهوم ابتدا و انتهایی دارد. سالک از ابتدا به انتها می­رسد و در انتها نیز مدارجی را می­ پیماید تا به نهایت انتها برسد. نوبت‌های سه‌گانۀ تأویلی عین‌القضات در پرتو مراتب سه‌گانة معرفتی-ادراکیِ «خواندن»، «دانستن» و «رسیدن»، علاوه بر حیثیت معرفت‌شناختی، بُعد هستی‌شناختی نیز پیدا می‌کند؛ سلسله‌مراتبی تأویلی که درنهایت منجر به تحول باطنی و گشودگی چشم و دل به ساحت و افق تازه‌ای می ­شود. در قوس هرمنوتیکی پل ریکور نیز مفسریا خواننده در مواجهه با متن مراحلی را پشت سر می ­گذارد که عبارت‌اند از: «تبیین»، «فهم»، و «به خود اختصاص دادن». «تبیین» ساختار لفظ را بررسی می‌کند و به نشانه‌شناسی واژگان توجه دارد. در مرحلة «فهم»، مفسر یا خواننده درصدد کشف ژرفای معنا و حصول به نیت مؤلف ضمنی متن است. «به خود اختصاص دادن» مرحلة پایانی فهم است که داده­ های معنایی سبب تحول مفسّر گردیده، به فهمی متفاوت­تر از خویش نائل می­ شود. ما در این پژوهش برآنیم تا میاننوبت‌های سه‌گانۀتأویلی عین‌القضات و قوس هرمنوتیکی ریکور تناظر برقرار کنیم و ضمن اشاره به وجوه متشابه و متفاوت این دو رویکرد تأویلی/‌هرمنوتیکی، از قوس تأویلی در نظام فکری عین‌القضات پرده برداریم.
صفحات :
از صفحه 9 تا 35
بررسی مبانی و مفروضات آرای عرفانی عین‌القضات همدانی
نویسنده:
پدیدآور: صبا فدوی ؛ استاد راهنما: عظیم حمزئیان ؛ استاد مشاور: قدرت ا... خیاطیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عین‌القضات همدانی (490-525 ق.) از مهمترین پیشروان سنت ‌حکمت ایرانی، و از معدود اندیشمندانی است که مباحث کلامی، فلسفی و عرفانی را به طور هم‌زمان می‌توان در اندیشه‌های او دید. برای بررسی و تحلیل مبانی و مفروضات آرای عرفانی وی، پژوهش حاضر با‌روش توصیفی و تحلیل محتوایی در سه بخش مبانی هستیشناختی، معرفتی و سلوکی انجام شده است؛ و نشان میدهد، عینالقضات از مباحث وجودشناختی با هدف معرفت حق و سیر و سلوک عرفانی بهره گرفته است. او اگرچه در تقسیم‌بندی وجود، از فلاسفه متأثر است؛ ولی «ممکن‌الوجود» در تقسیم‌بندی او جایگاه حقیقی ندارد و معتقد است وجود واحد است و آن را جوهر یکتا و مصدر و کل هستی مینامد که هر چه جز او عدم است؛ امّا او عدم را به دو معنی نیستی محض و پوشیدگی به‌کار برده که منظور از آن به‌ترتیب حدوث مادیّات، و قِدم انوار است. بنابراین نور، در هستی‌شناسی او ظهورِ وجود و معادل صفات الهی است که از صفت رحمانیّت، نور محمّد، و از صفت جبّاریت، نور ابلیس به وجود میآید؛ بههمین علّت عینالقضات نور محمّد را در کنار الله، مصدر موجودات نامیده و با نور دانستن ظلمت، از ثنویان فاصله گرفته و سعی نموده است با بحث «معیّت»، صدور کثرت از وحدت، و با بحث «تجلّی»، ظهور صفات از ذات را تبیین نماید. او اگرچه مانند بسیاری از عرفا، معرفت را در مقابل علم اکتسابی، علم لدنّی یا ذوقی دانسته است؛ ولی علم و معرفت را نه صرفاً دو مفهوم شناختی، بلکه دو عالم وجودی مختلف در نظر گرفته است؛ و در بحث زبان شناختی معرفت، به طرح مباحثی نو از جمله مسئلهی «الفاظ متشابه» پرداخته است که به دو سطح گفتمان تفکر عقلی و قلمرو ورای عقل اشاره دارد؛ و گاهی نیز به نظریه‌های هرمنوتیکی نوین نزدیک میشود. همچنین در بحث سلوک، این نظریه مطرح میشود که عینالقضات حلقهی واسط بین دو سنّت عرفانی مختلف، و در عینحال مشابه است. او با طریقت «قلندری» پیوند مستقیم، و با «سیهگلیمان» ارتباط غیرمستقیم دارد؛ و با مقایسه‌ی مبانی آرای عرفانی وی و مبانی آیین گنوسی مشخص میشود که بیشترین میزان این شباهت به مباحث معرفتی بازمیگردد.
جایگاه لطایف چهارگانه در کسب معرفت از دیدگاه عین‌القضات همدانی
نویسنده:
صبا فدوی , عظیم حمزئیان , قدرت ا... خیاطیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بخش مهمی از اندیشه‌های عین القضات همدانی - عارف بزرگ سدة ششم هجری- به بحث معرفت اختصاص دارد؛ و مقالة‌‌ حاضر سعی دارد به‌روش توصیفی- تحلیل محتوایی، به نقش لطایف چهارگانه –از لطایف سبعه، مطرح در سلوک عرفانی- در معرفت‌بخشی از منظر عین القضات بپردازد و مبانی معرفتی او را از طریق منابع و ابزار شناخت تحلیل و بررسی کند؛ زیرا عین‌القضات به سه لطیفة  نفس، دل و روح، عقل را هم می‌افزاید ولی آن را به کسب علوم نظری محدود می‌کند؛ و معتقد است دل به‌واسطة ذوق یا چشم بصیرت، نفس به‌واسطة شناخت نفس پیامبر(ص) یا در مرتبة فنا، به‌طور بی‌واسطه از روح- جان- امکان کسب معرفت پیدا می‌کنند، و همگی با مراتب مختلف یقین ارتباط دارند. اما آنچه نقش عقل را در نگاه عین‌القضات بارز می‌کند یکی منشأ جبروتی و نقش آن به عنوان پلی بین عین و ذهن به‌عنوان ابزار ترجمة معرفت، و دیگری به‌عنوان پیش نیاز نخستین مرتبة معرفت است. به‌طور کلی او معرفت را علمی لدنی و ذوقی دانسته است؛ ولی علم و معرفت را نه صرفاً دو مفهوم شناختی، بلکه دو عالم وجودی در نظر گرفته است، به همین علت در تقسیم بندی عین‌القضات علم تقلیدی و برهانی، جزو مراتب معرفت محسوب نمی شود.
صفحات :
از صفحه 19 تا 38
مبانی عرفانی هستی شناسی عین القضات همدانی
نویسنده:
صبا فدوی ، عظیم حمزئیان ، قدرت الله خیاطیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عینالقضات همدانی (492-525ق.) از مهم ترین پیشروان سنت فلسفه ی حکمت ایرانی و نخستین عارفی است که محور آرای عرفانی خود را بر وجودشناسی بنا نهاد. هدف از پژوهش حاضر شناخت مبانی عرفانی هستی شناختی او و ریشه های آن با روش توصیفی-تحلیلی است که نشان می دهد اگرچه در تقسیم بندی وجود، عین القضات از فلاسفه متأثر است؛ ولی «ممکن الوجود» در تقسیم بندی او جایگاه حقیقی ندارد؛ زیرا معتقد است وجود یکی است و آن را جوهر یکتا و مصدر و کل هستی مینامد که هر چه جز او عدم است؛ امّا او عدم را به دو معنی نیستی محض و پوشیدگی به کار برده که منظور از آن به ترتیب حدوث مادیّات، و قِدم انوار است، اعراضی که ذات بهواسطه آنها تجلّی مییابد. بنابراین نور در هستیشناسی او ظهورِ وجود و معادل صفات الهی است که از صفت رحمانیّت، نور محمّد، و از صفت جبّاریت، نور ابلیس به وجود میآید؛ بههمین علّت عینالقضات نور محمّد را در کنار الله، مصدر موجودات نامیده و با نور دانستن ظلمت، از ثنویان فاصله گرفته و سعی نموده است با بحث «معیّت»، صدور کثرت از وحدت و با بحث «تجلّی»، ظهور صفات از ذات را تبیین نماید. همچنین این پژوهش نشان میدهد که عینالقضات با طرح اندیشههایی نو در هستیشناسی مانند: جوهر یگانه، تجلّی واحد، عدم ملال به واسطه عدم تکرار در تجلّی و نظریه خلق مدام، در برخی مباحث مهم نظری عرفان، پیشرو بوده است.
صفحات :
از صفحه 23 تا 42
نوآوری‌های عین‌‌القضات همدانی در مفهوم کفر
نویسنده:
نیلوفر بهرام زاده ، سلمان ساکت ، علی اشرف امامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از مباحث مهم‌‌ مطرح‌‌شده نزد متصوفه، مسئلۀ کفر و ایمان و پیوند آن‌ها با یکدیگر است. اگرچه مفهوم کفر و ایمان در سده‌‌های نخست اسلام، تقریباً مبتنی‌بر مبانی اسلامی است، با بررسی دقیق آثار عین‌القضات، درمی‌‌یابیم که نه‌تنها تأویل او از کفر و ایمان بدیع است، بلکه تقسیم‌‌بندی نوین و اصطلاحات عرفانی ویژۀ خود را نیز در پیرامون این دو اصطلاح مطرح کرده است. این مقاله بر آن است تا از یک‌سو ضمن بررسی دیدگاه عین‌‌‌القضات دربارۀ کفر و ایمان، نوآوری‌‌های او را در این حوزه برشمرد و ازسوی دیگر با بررسی دقیق آثار عرفانی پیش‌وپس از عین‌‌القضات، آبشخورهای فکری او را تحلیل کند و میزان تأثیرگذاری عین‌‌القضات بر عارفانِ پس از خود را نشان دهد. در اندیشۀ عین‌‌القضات «کفر حقیقت» که به معنای فنای در وجود خداوند است، در بین اقسام کفر، بالاترین مرتبه را دارد. به باور او سالک برای رسیدن به «کفر حقیقت» باید از «کفر ظاهر»، «کفر نفس/مغ/جلالی» و «کفر قلب/محمدی/جمالی» عبور کند تا به «کفر حقیقت» برسد. پس از این مرحله، «ایمان» روی می‌‌نماید و سالک «مؤمن» می‌‌شود. نتایج پژوهش نشان‌‌دهندۀ آن است که برداشت بدیع عین‌‌القضات از کفر و ایمان تا حدی متأثر از جنید و حلاج است، اما طبقه‌‌بندی تازۀ او و اصطلاحات بدیع مطرح‌‌شده، ساخته و پرداختۀ خود اوست. پس از قاضی، بقلی در عبهرالعاشقین، نسفی در انسان کامل، باخرزی در اوراد الاحباب، شبستری در گلشن راز و مسعود دهلوی در مرآت العارفین از عین‌‌القضات در زمینۀ کفر و ایمان تأثیر پذیرفته‌‌اند.
  • تعداد رکورد ها : 45